|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
2 نتیجه برای بیژنی
محمدرضا اروجی، هومن بیژنی، سعید محرمی قیداری، مهسا شیخی، روح الله رجبی، دوره 27، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
این مطالعه با هدف بررسی گفتار کودکان اوتیستیک 6 تا 10 ساله در شهر تهران بر اساس سه فراکارکرد نظریه گرامر عملکردی سیستمیک هالیدی (SFG) و تقویت ارتباط بین روانشناسی و زبانشناسی انجام شد. روش تحقیق در این پژوهش ترکیبی از رویکردهای کمی و کیفی بود. این پژوهش از نظر کیفی یک تحقیق توصیفی- تحلیلی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کودکان 6 تا 10 ساله مبتلا به اوتیسم شهر تهران در سال 1397 بود که از بین آنها 7 کودک به روش نمونه گیری طبقه ای به صورت تصادفی انتخاب شدند. علاوه بر این، یک گروه کنترل شامل 7 کودک غیر اوتیستیک 6 تا 10 ساله به طور تصادفی انتخاب شدند. از آنجایی که افراد اوتیسمی عموماً کلامی کمتری دارند، محقق با کمک معلم، گفتار کودکان اوتیستیک را که در مورد موضوعات بصری خاص با تلفن همراه بحث می کردند، ضبط و رونویسی کرد. جملات بر اساس فراکارکردهای تجربی، بین فردی و متنی تحلیل شدند. از نظر کمی، تفاوت بین دو گروه از نظر استفاده از فرآیندها، افعال وجهی و قطبیت منفی با استفاده از آزمون t دو دنباله بررسی شد. نتایج توصیفی نشان داد که فرآیند مادی بیشترین درصد را از همه فرآیندها در گفتار افراد اوتیستیک به خود اختصاص داده است، در حالی که فرآیند وجودی تقریباً صفر درصد است. این نشان می دهد که افراد اوتیستیک در درک مفهوم فرآیند وجودی مشکل دارند. فرآیندهای مادی بر روی وقوع رویدادها تمرکز می کنند، زیرا آنها بر اساس تجربه ما از جهان فیزیکی هستند. در مقایسه بین دو گروه، فرآیندهای مادی بالاترین میانگین را در هر دو گروه داشتند و پس از آن فرآیندهای رابطه ای و ذهنی قرار گرفتند.
زهرا اروجی، هومن بیژنی، محمدرضا اروجی، دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
از آنجایی که ارزیابی مهارت زبان شفاهی به قضاوت انسانی متکی است، ارزیابان نقش حیاتی در آزمون مبتنی بر عملکرد ایفا میکنند. در میان متغیرهای مرتبط با ارزیاب، تجربه ارزیابی توجه قابل توجهی را به خود جلب کرده است. تحقیقات قبلی در مورد آموزش ارزیابان نشان داده است که ارزیابان بسیار سختگیر یا سهلگیر اغلب بیشترین سود را از آموزش میبرند که منجر به تغییر در رفتار ارزیابی میشود. با این حال، بسیاری از این مطالعات، FACETS را فقط برای یک یا دو جنبه اعمال کردهاند و به ندرت از طرحهای قبل و بعد از آموزش استفاده کردهاند. علاوه بر این، یافتههای تجربی متناقض بودهاند و هیچ مدرک روشنی در مورد اینکه آیا ارزیابان باتجربه یا بیتجربه، پایایی ارزیابی بیشتری را نشان میدهند، ارائه ندادهاند. مطالعه حاضر تأثیر آموزش ارزیابان را بر ارزیابان باتجربه و بیتجربه بررسی کرد. بیست ارزیاب، عملکرد شفاهی 200 آزموندهنده را قبل و بعد از شرکت در یک برنامه آموزشی ارزیابی کردند. نتایج نشان داد که آموزش، ثبات ارزیابان را افزایش داده و سوگیری در استفاده از دستههای مقیاس ارزیابی را کاهش داده است. یافتهها همچنین نشان داد که با توجه به دشواری حذف کامل تنوع ارزیابان، آموزش ارزیابان باید به جای تمرکز انحصاری بر توافق بین ارزیابان، بهبود پایایی درون ارزیاب را در اولویت قرار دهد. هم ارزیابان باتجربه و هم ارزیابان بیتجربه پس از آموزش، کیفیت ارزیابی بهتری را نشان دادند. با این حال، مصححان بیتجربه دستاوردهای بیشتری نشان دادند. این نتایج نشان میدهد که مصححان بیتجربه نباید صرفاً به دلیل تجربه محدود از ارزیابی کنار گذاشته شوند. از آنجایی که مصححان بیتجربه از نظر هزینه نیز مقرونبهصرفهتر هستند، یافتهها حاکی از آن است که مسئولان برگزاری آزمون ممکن است از سرمایهگذاری در برنامههای آموزشی مؤثر مصححان، سود بیشتری نسبت به تخصیص منابع قابل توجه به استخدام مصححان باتجربه ببرند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|