10 نتیجه برای ارزیابی
علی ر ضا احمدی،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
هدف این مقاله بررسی و مقایسه ی میزان پایایی دو روش خود ارزیابی و ارزیابی هم نوعان بود. بدین منظور سی دانشجوی سال دوم رشته ی آموزش زبان انگلیسی برای این مطالعه انتخاب شدند. در طول چند هفته اول ترم دانشجویان با نحوه ی ارزیابی مهارت گفتاری با استفاده از مقیاس ارزیابی مهارت گفتاری آشنا شدند. سپس در هفته های هشتم و نهم ترم از آنها خواسته شد تا به ارزیابی مهارت گفتاری خود و دیگر همکلاسی هایشان بپردازند. همین روند در هفته ها ی پانزدهم و شانزدهم ترم نیز تکرار شد. نتایج تحقیق حاکی از وجود یک رابطه ی معنا دار در هفته های هشتم و نهم و عدم وجود رابطه ی معنا دار در هفته های پانزدهم و شانزدهم بین نمرات بدست آمده از خود ارزیابی و ارزیابی هم نوعان بود. همچنین مشخص شد که هم خود ارزیابی وهم ارزیابی هم نوعان از پایایی معنا داری در طول ترم برخوردار بودند اما میزان این پایایی در مورد ارزیابی هم نوعان بسیار بیشتر بود.
پرویز مفتون، کوروش عاکف،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
هدف مطالعۀ حاضر تهیۀ معیارهای بارم گذاری مناسب برای هر یک از مراحل قابل تعریف فرآیند نگارش و همچنین تعیین این نکته است که تا چه حد این معیارهای بارم گذاری بگونه ای پایا و معتبرمی توانند عملکرد زبان آموزان ایرانی را در تکالیف نگارشی مقاطع دانشگاهی ارزیابی نماید. برای فرآیند نگارش چهارمرحلۀ عملی خلق اندیشه (بارش افکار)، سرفصل نگاری، نگارش، و ویرایش تعریف گردید. نمونه های نگارش 202 نفر از دانشجویان پس از گذراندن دورۀ آموزشی مرحله به مرحله ای فرآیند نگارش جمع آوری شدند. هریک از نمونه های جمع آوری شده شامل تمام دست نوشته های دانشجویان بود که در هریک از مراحل نگارش تولید نموده بودند. این نمونه ها را سه بارم گذار مورد بررسی و تحلیل دقیق قرار دادند تا ویژگی های خاص آنها که نشانگر نقاط ضعف و قوّت هریک از دست نوشته ها باشد تعیین گردد. آنگاه، دست نوشته های دانشجویان بر اساس کیفیّت نگارش در چهار سطح بسیار خوب، خوب، متوسط و ضعیف طبقه بندی شدند. هر یک از ویژگیهای تعریف شده در قالب جملات و عبارات توصیف گردیدند، بطوریکه هر جمله توصیف کنندۀ عملکرد دانشجو در سطح مورد نظر باشد. مجموعۀ این عبارات توصیفی معیارهای بارم گذاری را برای هریک از مراحل نگارش تشکیل دادند. بدین ترتیب چهار معیار بارم گذاری به نام های بارش افکار، سرفصل نگاری ، نگارش و ویرایش برای مراحل فرآیند نگارش بدست آمد. سه بارم گذار با استفاده از این معیار های بدست آمده اقدام به تصحیح 202 نمونۀ جمع آوری شده از دانشجویان نمودند.در مرحلۀ دوّم این مطالعه، نمراتی که با استفاده از این معیارهای بارم گذاری بدست آمد، مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. میزان پایایی بسیار بین بارم گذاران (895/0) نشان داد که این معیارهای بارم گذاری میتوانند نتایج باثبات و پابایی را ایجاد نمایند. تحلیل واریانس (ANOVA) نشان داد که تفاوت آماری معنی داری میان نمرات سه بارم گذار وجود ندارد. تحلیل عاملی نشان داد که حداقل میتوان سه سازه –دانش زبانی، توانایی برنامه ریزی، وتوانایی خلق افکار را در نظر گرفت که زیر بنای متغیر های مورد سنجش معیار های بارم گذاری باشد.
معصومه احمدی شیرازی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
تحقیق کنونی به ارائه چگونگی ساخت ، پردازش، و استفاده از لیست ارزیابی دوگانه تحلیلی جزئی نگر می پردازد. هدف این لیست ارتقاء پایایی ارزیابی نوشتار مصححان هم به صورت فردی و هم گروهی می باشد. لیست ارزیابی دوگانه تحلیلی جزئی نگر متشکل از 68 سوال است که در برگیرنده پنج جزء تشکیل دهنده نوشتار شامل محتوا، سازمان دهی، نحو، واژگان، و سجاوندی می باشد. با استفاده از این لیست و سوالات مربوط، هشت مصحح به ارزیابی نوشتار 20 نفر از انگلیسی آموزان فارسی زبان پرداختند. همزمان، از مصححان خواسته شد که همین 20 نوشتار را از طریق روش ارزیابی نوشتار کلی نگر تافل تصحیح کنند تا بتوان به مقایسه دو روش کلی نگر و جزئی نگر پرداخت. برای کنکاش پایایی فردی و گروهی مصححان، روش های آماری مختلفی شامل ضریب همبستگی، مدل راش ساده و چند وجهی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که لیست ارزیابی دوگانه تحلیلی جزئی نگر شاخص پایایی بالاتری را هم به صورت فردی و هم گروهی در مقایسه با ارزیابی کلی نگر ایجاد می کند. تحقیقاتی که در آینده انجام خواهد گرفت، با در نظر گرفتن تعداد مصححان بیشتر و آزمودنی های تحقیق، اعتبار بیشتری بر تاثیر ارزیابی دوگانه تحلیلی جزئی نگر در مقایسه با ارزیابی نوشتار کلی نگر را کسب خواهد کرد.
مودت سعیدی، عصمت بابایی،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده
مطالعه ی حاضر با هدف بررسی ماهیت راهبردهای کلامی اعضای جامعه ی دانشگاهی برای به اشتراک گذاری دانش تخصصی خود با دو گروه متخصصان و مردم عامه انجام گرفته است. بدین منظور، پیکره ای شامل 40 مقاله ی علمی تخصصی و 40 مقاله ی علمی عمومی به شکل تصادفی از چهار مجله ی تخصصی و چهار مجله ی عمومی و روزنامه در حوزه ی تغذیه انتخاب شدند. نظریه ی ارزیابی (مارتین و وایت، 2005) به عنوان چارچوبی برای بررسی کاربرد ترغیب کننده ی زبان برای تحلیل داده ها به کار گرفته شد. نتایج حاکی از شباهت ها و تفاوتهای چشمگیری از نظر بکارگیری ابزارهای ارزیابی بود. یافته ها می تواند نشان دهد که برای توسعه ی جامعه ی باسواد از نظر علمی، دانشمندان باید ابزارهای متعددی را بکار برند تا یافته های علمی را به شیوه ای آگاهی بخش و جذاب برای مخاطب عامه ارائه نمایند. نتایج می تواند برای دوره های انگلیسی با اهداف دانشگاهی، کاربردهای زیادی داشته باشد تا با آشنایی فراگیران این دوره ها با این ارکان کلامی، توانایی درک و تولید متون علمی در سطوح مختلف تخصصی در مقیاس بین المللی را در میان این گروه از دانشمندان آتی ایجاد نمود.
زهرا محمدی سالاری،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
مطالعه حاضر به بررسی وضعیت مقیاسهای ارزیابی در میان ارزیابان ایرانی زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی (EFL) پرداخت. به نظر میرسد که محیطهای ارزیابی زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی/زبان دوم (EFL/ESL) به طور قابل توجهی تحت تأثیر نظر شخصی گروههای ارزیابی قرار دارند. در نتیجه، بررسی واقعیتهای شیوههای ارزیابی در محیطهای EFL/ESL میتواند درک دقیقتری از نحوه نگرش و اجرای ارزیابی ارائه دهد. برای ارزیابی این موضوع، مطالعه حاضر یک نظرسنجی جامع در چارچوب ارزیابی نوشتاری زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در ایران انجام داد. یک مصاحبه هشت مادهای با دقت طراحی شد تا جنبههای مختلف وظیفه ارزیابی، از جمله مقیاس ارزیابی، را بررسی کند. جاکعه آماری این مطالعه متشکل از ده ارزیاب از دانشگاهها و مؤسسات مختلف در ایران، که همگی دارای مدرک کارشناسی ارشد یا دکتری در آموزش زبان انگلیسی بودند، میباشد. ارزیابان در جلسات مصاحبه 40 دقیقهای شرکت کردند و مصاحبههای ضبطشده صوتی توسط پژوهشگر برای تجزیه و تحلیل کیفی رونویسی شدند. از طریق تجزیه و تحلیل محتوای دقیق دادههای مصاحبه، الگوهای کلی ظهور کردند. نتایج مصاحبهها با ارزیابان ایرانی نوشتار زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی نشان داد که مقیاس ارزیابی به معنای رایج آن وجود نداشت. در واقع، ارزیابان بر معیارهای درونیشده خود که از طریق سالها تمرین طولانی توسعه یافته بود، تکیه میکردند. بنابراین، مشروعیت زبان مادری در طراحی و توسعه مقیاسها برای زمینه EFL به چالش کشیده شد و بر عاملیت محلی در طراحی و توسعه مقیاس ارزیابی تأکید شد
دکتر حسین سیاه پوش، دانشجوی دکتری آموزش زبان انگلیسی الناز حسین پور،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
چکیده
با توجه به اهمیت ارزیابی در آموزش زبان، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر الگوهای ارزیابی پویا (Dynamic Assessment) بر استفاده زبانآموزان سطح متوسط زبان انگلیسی بهعنوان زبان خارجی (EFL) از فراگفتمانهای تعاملی و تعاملمحور در ارتباط با روانی نوشتار در بخش نوشتاری مستقل آزمون TOEFL صورت گرفت. شرکتکنندگان این مطالعه ۱۰۵ زبانآموز مؤسسه جهاد دانشگاهی اردبیل بودند. با استفاده از روش گمارش تصادفی، دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل تشکیل شدند. بهمنظور سنجش روانی نوشتار در بخش نوشتاری مستقل آزمون TOEFL iBT، طی هشت جلسه، گروه آزمایشی اول آموزش فراگفتمان تعاملی را با بهرهگیری از رویکردهای مداخلهای و تعاملگرا در ارزیابی پویا دریافت کرد، در حالیکه گروه آزمایشی دوم آموزش فراگفتمان تعاملمحور را با همان رویکردها تجربه نمود. گروه کنترل آموزش متعارف دریافت کرد. پس از اتمام دوره مداخله، نسخهای تعدیلشده از بخش نوشتاری مستقل آزمون TOEFL iBT بهعنوان پسآزمون برای تمامی شرکتکنندگان اجرا شد. دادههای بهدستآمده با استفاده از آزمونهای کروسکال-والیس تحلیل گردید. نتایج نشاندهنده تفاوت معنادار میان گروهها از نظر روانی نوشتار بود. گروه مداخلهای عملکرد بهتری نسبت به دو گروه دیگر داشت که نشان میدهد فراگفتمان تعاملی نقش مؤثری در ارتقای روانی نوشتار دارد. با این حال، در مورد نقش فراگفتمان تعاملمحور نیز هر دو گروه مداخلهای و تعاملگرا عملکرد بهتری نسبت به گروه کنترل داشتند. این یافتهها بیانگر آن است که ارزیابی پویا، فارغ از طبقهبندی آن، در بهبود روانی نوشتار در بخش نوشتاری مستقل آزمون TOEFL iBT با در نظر گرفتن استفاده از فراگفتمان، نقش تسهیلگرانهای ایفا میکند. این مطالعه میتواند دلالتهای آموزشی مهمی برای معلمان، زبانآموزان، و برنامهریزان درسی به همراه داشته باشد.
تغرید السعد، محمدرضا هاشمی،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
مطالعه حاضر به بررسی چالشهای اجرای برنامه درسی «انگلیسی برای عراق» در مدارس متوسطه عراق از دیدگاه مدرسان پرداخته است. ارزیابی این برنامه درسی با استفاده از مدل استافلبیم (CIPP) که شامل چهار مؤلفه بافت، درونداد، فرآیند و برونداد است، انجام شد. پنجاه مدرس زبان انگلیسی از طریق یک نظرسنجی آنلاین در این مطالعه شرکت کردند. نتایج نشان داد که مسائل مرتبط با آموزش معلمان، دسترسی به منابع و تناسب محتوای درسی با بافت محلی، اجرای موفق برنامه را بهطور چشمگیری مختل کرده است. همچنین نتایج حاکی از تأثیر محیط سیاسی-اجتماعی بر فرآیند اجراست. کفایت منابع آموزشی و اثربخشی روشهای تدریس بهکارگرفتهشده، مهمترین عوامل تعیینکننده موفقیت برنامه درسی تشخیص داده شدند. این پژوهش نتیجه میگیرد که اجرای پیشنهادات مبتنی بر بهبود آموزش معلمان و بومیسازی برنامه درسی متناسب با نیازهای دانشآموزان عراقی، گامی ضروری برای ارتقای کیفیت کلی آموزش زبان انگلیسی در عراق است.
سحر زاهد علوی، Dr محمدرضا قربانی،
دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
در محیطهای آموزشی، یک نگرانی رایج این است که آیا مواد آموزشی و ارزیابیها از نظر شناختی برای تقویت یادگیری عمیقتر همسو هستند یا خیر. این مطالعه، همسوسازی بین اهداف یادگیری ارائه شده در کتاب درسی و اهداف ارزیابی شده در آزمونهای پیشرفت تحصیلی استاندارد دانشگاهی در دانشگاه شیراز را با استفاده از طبقهبندی اصلاحشده بلوم (2001) به عنوان دیدگاه تحلیلی بررسی میکند. با استفاده از روش کدگذاری رزمجو و کاظمپورفرد (2012)، هم کتاب درسی و هم دو نسخه از آزمونهای پیشرفت تحصیلی مرتبط به طور سیستماتیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج، تسلط آشکار مهارتهای تفکر سطح پایین، به ویژه دانش واقعی در حوزههای به خاطر سپردن و فهمیدن را نشان داد. نکته قابل توجه این است که آزمونهای پیشرفت تحصیلی تا حد بیشتری نسبت به کتاب درسی بر فهمیدن تأکید داشتند. اگرچه کتاب درسی برخی از حوزههای شناختی سطح بالا (تحلیل، ارزیابی، خلق) را در بر میگرفت، اما این موارد به ندرت در آزمونها ظاهر میشدند. یافتهها به ناهماهنگی بین هدف آموزشی و تمرکز ارزیابی اشاره دارند و نگرانیهایی را در مورد عمق و اعتبار ابزارهای ارزیابی ایجاد میکنند. متغیرهای زمینهای مانند هدف آموزشی، مهارت زبانآموز و محدودیتهای برنامه درسی نیز ممکن است در این عدم تعادل نقش داشته باشند که مستلزم بررسی بیشتر است. این مطالعه بر نیاز طراحان ارزیابی برای اتخاذ موارد شناختی متنوعتر که منعکسکننده طیف کامل اهداف یادگیری تعبیه شده در مواد آموزشی باشند، تأکید میکند
زهرا اروجی، هومن بیژنی، محمدرضا اروجی،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
از آنجایی که ارزیابی مهارت زبان شفاهی به قضاوت انسانی متکی است، ارزیابان نقش حیاتی در آزمون مبتنی بر عملکرد ایفا میکنند. در میان متغیرهای مرتبط با ارزیاب، تجربه ارزیابی توجه قابل توجهی را به خود جلب کرده است. تحقیقات قبلی در مورد آموزش ارزیابان نشان داده است که ارزیابان بسیار سختگیر یا سهلگیر اغلب بیشترین سود را از آموزش میبرند که منجر به تغییر در رفتار ارزیابی میشود. با این حال، بسیاری از این مطالعات، FACETS را فقط برای یک یا دو جنبه اعمال کردهاند و به ندرت از طرحهای قبل و بعد از آموزش استفاده کردهاند. علاوه بر این، یافتههای تجربی متناقض بودهاند و هیچ مدرک روشنی در مورد اینکه آیا ارزیابان باتجربه یا بیتجربه، پایایی ارزیابی بیشتری را نشان میدهند، ارائه ندادهاند. مطالعه حاضر تأثیر آموزش ارزیابان را بر ارزیابان باتجربه و بیتجربه بررسی کرد. بیست ارزیاب، عملکرد شفاهی 200 آزموندهنده را قبل و بعد از شرکت در یک برنامه آموزشی ارزیابی کردند. نتایج نشان داد که آموزش، ثبات ارزیابان را افزایش داده و سوگیری در استفاده از دستههای مقیاس ارزیابی را کاهش داده است. یافتهها همچنین نشان داد که با توجه به دشواری حذف کامل تنوع ارزیابان، آموزش ارزیابان باید به جای تمرکز انحصاری بر توافق بین ارزیابان، بهبود پایایی درون ارزیاب را در اولویت قرار دهد. هم ارزیابان باتجربه و هم ارزیابان بیتجربه پس از آموزش، کیفیت ارزیابی بهتری را نشان دادند. با این حال، مصححان بیتجربه دستاوردهای بیشتری نشان دادند. این نتایج نشان میدهد که مصححان بیتجربه نباید صرفاً به دلیل تجربه محدود از ارزیابی کنار گذاشته شوند. از آنجایی که مصححان بیتجربه از نظر هزینه نیز مقرونبهصرفهتر هستند، یافتهها حاکی از آن است که مسئولان برگزاری آزمون ممکن است از سرمایهگذاری در برنامههای آموزشی مؤثر مصححان، سود بیشتری نسبت به تخصیص منابع قابل توجه به استخدام مصححان باتجربه ببرند.
دکتر محمدامین مذهب، دکتر نرگس سردابی، محمدجواد رحیمیان،
دوره 28، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
این مطالعه به بررسی چگونگی انعکاس کلمات احساسی در کتابهای درسی EFL (انگلیسی به عنوان زبان خارجی) میپردازد. این تحقیق بر روی دو مجموعه کتاب درسی، یعنی Touch Stone و Four Corners، تمرکز دارد و آنها را بر اساس کلمات احساسی ارزیابی میکند. برای بررسی تأثیر احساسی کتابهای درسی، از ابزارهای TagAnt و AntConc با استفاده از پایگاه داده کلمات انگلیسی اصطلاحات احساسی (EMOTE) نوشته دنیل گرون استفاده شد. کلمات احساسی با دامنه بالاتر از 5 و کمتر از 2 برای سنجش میزان احساسی بودن منعکس شده در کتابهای درسی مورد تجزیه و تحلیل انتخاب شدند. یافتهها نشان میدهد که مجموعه Touch Stone در مقایسه با Four Corners شامل دامنه بالاتری از کلمات احساسی است. در نهایت، نگرشها و تجربیات معلمان نسبت به کلمات احساسی ارائه شده از طریق مصاحبه با گروهی متمرکز از معلمان زبان انگلیسی بررسی شد.