|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
5 نتیجه برای زبان آموزان
اسحاق اکبریان، دوره 13، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
پژوهش حاضر دو هدف زیر را بررسی میکند: ( 1) آیا لغات علمی دانشجویان غیر زبان انگلیسی ایران به نسبت کمیت و کیفیت دانش لغوی آنان رشد میکند؟ ( 2) در صورت مثبت بودن جواب سؤال فوق، آیا این روند رشد در سطوح مختلف دانش زبانی اتفاق میافتد؟ پنجاه و هفت دانشجوی کارشناسی ارشد در این بررسی شرکت کردند که بر مبنای دانستن 2000 کلمهی پربسامد انگلیسی، به دو گروه قوی و ضعیف تقسیم شدند. نتایج آنالیز رگراسیون چندگانه نشان میدهد که واریانس مشترک زیادی بین این سه آزمون برای تمامی شرکتکنندگان به صورت یک گروه واحد وجود دارد. بنابراین، همانگونه که کمیت و کیفیت دانش لغوی این فراگیران افزایش مییابد، دانش لغات علمی آنان نیز زیاد میشود. این تحقیق، یافتهی مشابهی را نیز برای گروه قوی و ضعیف ارایه میدهد. لیکن، نتیجه ی گروه ضعیف با انتظار ما مغایرت دارد. نتایج به دست آمده، حاکی از رشد منظم و سیتماتیک دانش لغوی زیاد برای گروه قوی، رشد منظم ک مبرای شرکتکنندگان به صورت یک گروه واحد، و کمترین رشد منظم برای گروه ضعیف است. آموزش زبان به طور عام و آموزش لغت برای اهداف ویژه و علمی در ایران به طور خاص میتوانند از نتایج این بررسی بهرهمند شوند.
حمید مرعشی، لیلا بیگ زاده، دوره 13، شماره 1 - ( 1-1389 )
چکیده
هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر یادگیری توأم با همکاری بر یادگیری کلی و انگیزه زبان آموزان ایرانی بوده است. به منظور دستیابی به هدف این تحقیق، 56 نفر از زبان آموزان آموزشگاه زبان صبا در انتخاب شده PET تهران از میان 90 زبان آموز بر اساس نتایج به دست آمده از آزمون استاندارد انگلیسی و در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. در هر دو گروه، محتوای مشخص شده طی 24 جلسه توسط پژوهشگر/مدرس تدریس شد با این تفاوت که در گروه تحقیق، روش تدریس ارتباطی به همراه فعالیتهای یادگیری توام با همکاری و در گروه کنترل، صرف تدریس ارتباطی بدون این فعالیتها به کار گرفته شد. در انتهای دوره، پس آزمونی از محتوای مورد تدریس به هر دو گروه ارائه گردید و با استفاده از آزمون مستقل تی، میانگین نمرات دو گروه مقایسه شد که منجر به رد فرضیه صفر گشت و نتیجه گرفته شد که روش تدریس یادگیری توأم با همکاری بر یادگیری کلی زبان آموزان تاثیر بسزایی داشته است.
محمود رضا عطایی، مریم ناصری، دوره 13، شماره 2 - ( 6-1389 )
چکیده
مطالعه ی حاضر به بررسی تاثیر جنسیت براستفاده از مغلطه های بی قاعده بحث و استدلال در نوشته های (مقالات) استدلالی انگلیسی زبان آموزان ایرانی در سطح پیشرفته توانایی زبان انگلیسی می پردازد. مجموعه متون مورد بررسی این مطالعه شامل 120 نوشته ی زبان آموزان دختروپسر بود. سن و رشته ی دانشگاهی زبان آموزان دیگرمتغیرهای مستقل تحقیق بودند. نه نوع مهم مغلطه های بی قاعده در متون بررسی شدند و فراوانی های به دست آمده ازطریق تست آماری مانوا تحلیل شدند. به طورکلی برای مغلطه های بی قاعده ، نتایج تست های آماری مالتی وریت برای همه ی متغیرهای مستقل و تعامل آنها تفاوت معناداری را نشان نداد ولی سه مورد تفاوت مجزا مشاهده شد. در پایان تحقیق ، نتایج مطالعه در مقایسه با پژوهش های قبلی بررسی شده است و دستاوردهایی پیشنهاد شده است.
لیلا حسن زاده، سعیده آهنگری، نسرین حدیدی تمجید، دوره 23، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده
در روانشناسی آموزشی، ساختارهای فکری هر فرد به مجموعه ای از باورهای اصلی در مورد هوش و نقش آن در یادگیری موفق در یک حیطه خاص اشاره دارد (رایان و مرسر، 2012). با در نظر گرفتن نقش میانجیگری تعامل و خود-تنظیمی، مطالعه حاضر به بررسی نقش ساختارهای فکری افراد در مورد زبان و یادگیری زبانی در پیش بینی دستاورد انگلیسی زبان آموزان در برخی از آموزشگاههای زبان در شهر تبریز، ایران، می پردازد. نخست داده ها از طریق سه پرسشنامه با نامهای پرسشنامه ساختارهای فکری زبانی لوو و نولز (2017)، پرسشنامه تعامل دانشجویان ماراکو و دیگران (2016) ، مقیاس یادگیری خود-تنظیم شدهَ آکادمیک ماگنو (2010)، و همچنین نمرات انگلیسی زبان آموزان در آخر ترم جمع آوری شد. سپس، داده ها توسط نرم افزارهای SPSS 20 و Amos 8 به صورت کمّی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان میدهد که ارتباط مستقیم و معناداری بین ساختارهای فکری زبانی و دستاورد انگلیسی وجود دارد. همچنین، نقش میانجیگری تعامل و خود-تنظیمی در این رابطه معنادار است. بر اساس این نتایج، لازم است معلمین بر ترویج ساختارهای فکری که بر رشد و استعداد نهانی و نه بر محدودیت و ایستایی تأکید دارند، اهتمام ورزند.
دکتر سجاد سپهری نیا، دکتر علی عرب مقرد، دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
یک مزیت قابلتوجه مرتبط با بازخورد اصلاحی همتایان، فرصتی است که برای معلمان در جهت افزایش فرصتهای یادگیری و تمرین زبان فراهم میآورد. مطالعات حتی نقش تاثیرگذار و اثرگذاری بالاتر آن را در مقایسه با بازخورد ارائهشده توسط معلم برای یادگیری موثر به اثبات رساندهاند. با این حال، به نظر میرسد معلمان در استفاده از آن در کلاسهای خود محتاطانه عمل میکنند. یکی از نگرانیهای عمده آنان، تبعات عاطفی مرتبط با این منبع اصلاحی است. پژوهش حاضر تلاشی است برای روشنسازی زوایای پنهان درک معلمان از اصلاح همتایان با جستجوی دیدگاههای زبانآموزان و مقایسه آن با دیدگاههای معلمان. برای این منظور، مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۳۱ مدرس ایرانی زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی و همچنین ۱۵۹ زبانآموز ایرانی در مورد مهمترین مسائل مطرحشده در ادبیات پژوهش در ارتباط با بازخورد اصلاحی همتایان انجام شد. مصاحبهها پیادهسازی و با استفاده از چارچوب تحلیل مضمون براون و کلارک (۲۰۰۵) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از تصورات نادرست معلمان درباره چگونگی واکنش زبانآموزان به اصلاح همتایان بود؛ در حالی که معلمان به دلیل ملاحظات عاطفی، نگرشی محافظهکارانه نسبت به اصلاح ارائهشده توسط همتایان داشتند، زبانآموزان آن را به عنوان منبعی موثر برای یادگیری مینگریستند و نگرانی اصلی آنان مرتبط با کیفیت بازخوردهای اصلاحی ارائهشده توسط همتایان بود. یافتهها دارای پیامدهای ارزشمندی برای مدرسان زبان و برنامههای توسعه حرفهای معلمان است.
|
|
|
|
|
|
|
|
|