|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
3 نتیجه برای Strategic Competence
موسی احمدیان، حمید رضا یادگاری، دوره 12، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
تحقیق حاضر میکوشد تا تاثیرعامل شخصیتی برونگرایی/درونگرایی بر توانش راهبردی یادگیرندگان زبان انگلیسی در "ارتباط ارجاعی نوشتاری" را بررسی نماید. منظور از توانش راهبردی، دانش و توانایی کاربرد راهبردهای جبرانی در حل مسئله ارتباطی است که یادگیرندگان زبان با آنها روبرو هستند. فرضیه تحقیق عبارت است از: رابطهای بین عامل شخصیتی "برونگرایی/درونگرایی" و استفاده از راهبردهای جبرانی در ارتباط نوشتاری یادگیرندگان زبان انگلیسی وجود ندارد. برای آزمودن فرضیه، بیست و پنج دانشجوی برونگرا و بیست و پنج دانشجوی درونگرا که براساس آزمون بسندگی میشیگان (1997)، در سطح زبانی متوسط بالا بودند از میان هفتاد دانشجوی رشته زبان انگلیسی دانشگاه اراک انتخاب گردیدند. در هر گروه، از هرآزمودنی خواسته شد تا فعالیتهای ارتباطی داده شده را برای دانشجوی دیگری با تقریبا همان سطح بسندگی زبانی بصورت کتبی شرح دهد به طوری که دانشجوی خواننده بتواند با توضیحات وی تصویر یا کلمه مورد نظر را انتخاب کند وبنویسد. آنگاه با استفاده از جدول طبقه بندی راهبردهای جبرانی انواع راهبردهایی که دانشجویان در ارتباط نوشتاری بکار برده بودند مشخص گردید. سپس راهبردهای جبرانی گروههای برونگرا و درونگرا طی محاسبه آماری "آزمون تی" با هم مقایسه شدند. نتیجهی تحقیق نشان داد که درونگراها از راهبردهای مفهومی بیشتری نسبت به برونگراها استفاده کرده و برونگراها راهبردهای تعاملی و "ترانویسی و استفاده از کلمات هم معنی" (به عنوان راهبردهای زبانشناختی) را نسبت بهدرونگراها بیشتربکار بردهاند. در واقع، یافته ها حاکی از آن است که بین عامل شخصیتی برونگرایی/درونگرایی و استفاده از برخی راهبردهای جبرانی در ارتباط نوشتاری رابطه وجود دارد. این نکته میتواند برای معلمان، برنامه ریزان درسی و محققان حائز اهمیت باشد. کاربردهای یافته های تحقیق در آموزش زبان بحث شده است.
Narjes Ghafournia، Akbar Afghari، دوره 16، شماره 2 - ( 6-1392 )
چکیده
.
حامد بادپا، دوره 27، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
مهمترین مشکل زبانآموزان ایرانی این است که قادر به استفاده مؤثر از دانش خود در انتقال پیامهایشان نیستند. این تحقیق هم توصیفی و هم کمی بود. شرکتکنندگان شامل ۱۵ زبانآموز پیشمتوسط و ۱۴ زبانآموز متوسط زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی بین ۱۶ تا ۲۳ سال بودند که در مدرسه زبان گفتاری در اراک، ایران ثبتنام کرده بودند. آزمون مهارت نلسون برای تعیین سطح مهارت زبانی انجام شد. محقق ۳۶ جلسه را ضبط کرد تا سابقه دائمی از عملکرد شفاهی زبانآموزان برای تجزیه و تحلیل بعدی ایجاد کند. هشت جلسه از هر سطح به طور تصادفی انتخاب، رونویسی و سپس کدگذاری شدند تا پاسخهایی برای هر دو سوال ارائه شود. دستههای کدگذاری شامل ۲۲ نوع بر اساس یک مدل یکپارچه از طبقهبندیهای ارائه شده توسط دورنی و اسکات (۱۹۹۷) بود که در اصل از طبقهبندیهای تارون (۱۹۸۰)، فیرش و کاسپر (۱۹۸۳) اقتباس شده بود. برای پاسخ به سوال اول، محقق فراوانی و میانگین استراتژیهای مورد استفاده توسط آزمودنیها را محاسبه کرد. برای سوال دوم، رابطه بین سطح مهارت زبانآموزان، از آزمون کای دو استفاده شد. یافتهها نشان داد که زبانآموزان در هر دو سطح پیشمتوسط و متوسط، بیشتر به پرکنندهها و ابزارهای تردید، تغییر رمز، درخواست کمک و تکرار خود متکی بودند. در مقابل، استراتژیهایی مانند ساخت کلمات جدید (ساخت کلمه)، استفاده از اصطلاحات با صدای خارجی (بیگانهسازی) و تأیید درک شنونده (بررسی درک مطلب) کمترین میزان استفاده را داشتند. این یافتهها نشان میدهد که زبانآموزان ایرانی زبان انگلیسی به شدت به استراتژیهای ارتباطی پایه مانند پرکنندهها و تغییر رمز متکی هستند که نشاندهنده نیاز به آموزش هدفمند برای گسترش شایستگی استراتژیک آنها است. علاوه بر این، عدم همبستگی معنادار بین سطح مهارت و استفاده از استراتژی نشان میدهد که توسعه روانی زبان باید بر مهارتهای ارتباطی عملی متمرکز شود نه صرفاً بر دقت زبانی.
|
|
|
|
|
|
|
|
|