51 نتیجه برای هیجان
خانم مریم رجبیان ده زیره، آقا حمیدرضا مقامی، آقای سید محمد امین حسینی،
دوره 11، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر شبیهسازی تعاملی بر جو انگیزشی درک شده و خودآگاهی هیجانی دانشآموزان بود. روش پژوهش شبهآزمایشی و از نوع طرحهای پیشآزمون - پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشآموزان چهارم ابتدایی منطقه 12 شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بودند که 60 نفر از آنها (30 نفر گروه آزمایش و 30 نفر گروه کنترل) با روش نمونهگیری در دسترس بهعنوان نمونه انتخاب شدند. گروه آزمایش با استفاده از شبیهسازی PhET و گروه کنترل به روش سنتی در شش جلسه یکساعته آموزش دیدند. پیشآزمون –پسآزمون دو گروه با استفاده از پرسشنامه اجرا شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه جوانگیزشی درک شده سرمد (1390) و خودآگاهی هیجانی کائر و همکاران (2012) بودند. تجزیهوتحلیل دادههای پژوهش با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری صورت گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد شبیهسازی تعاملی بر جو انگیزشی درک شده و خودآگاهی هیجانی در دانش آموزان تأثیر داشت (001/0>P). شبیهسازی تعاملی بر مؤلفههای جو انگیزشی درک شده (ارتقا یادگیری توسط معلم، پیگیری مقایسه توسط دانش آموزان، نگرانی در مورد اشتباهات، تمایل به مقایسه فراگیران توسط معلم) تأثیر داشت (001/0>P). شبیهسازی تعاملی بر مؤلفههای خودآگاهی هیجانی (بازشناسی، شناسایی، تبدیلسازی، حل مسئله) تأثیر داشت (001/0>P). باتوجه به نتیجه، میتوان از انواع شبیهسازی آموزشی در جهت آموزش به یادگیرندگان در دروس و مقاطع تحصیلی دیگر میتوان استفاده کرد.
یونس کیهانی فرد، علی سلمانی، آیسان شارعی،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
رفتارهای پرخطر در جمعیت نوجوانان در سراسر جهان شایع میباشد. اعتقاد بر این است که اختلال در تنظیم هیجان و بازداری هیجانی به افزایش رفتارهای پرخطر در نوجوانان منجر میشود. هدف این مطالعه ارزیابی اثربخشی درمان بین فردی فراشناختی بر تنظیم شناختی هیجان و بازداری هیجانی در نوجوانان با رفتارهای پرخطر بود. روش مطالعه نیمه آزمایشی با پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل بر روی کلیه دختران دارای رفتارهای پرخطر مراجعهکننده به مرکز مشاوره تهران در سال 1401 انجام شد. تعداد 30 دختر نوجوان دارای رفتارهای پرخطر وارد مطالعه شدند. مطالعه کنترل شده شرکتکنندگان به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل (15 نفر در هر گروه) تقسیم شدند. پس از انجام پیشآزمون به وسیله مقیاس بازداری رفتاری/ فعالسازی رفتاری کارور و وایت و پرسشنامه تنظیم هیجان گراس و جان گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقهای هر هفته یک جلسه تحت درمان آموزش بین فردی فراشناختی قرار گرفتند در حالی که گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. برای ارزیابی تأثیر آموزش از هر دو گروه آزمایش و کنترل پس آزمون اخذ گردید. دادههای به دست آمده با استفاده از نرمافزار SPSS.23و با روش تحلیل کواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که درمان بین فردی فراشناختی موجب تفاوت معنادار بین تنظیم شناختی هیجان و بازداری هیجانی در نوجوانان با رفتارهای پرخطر شده است. برمبنای این یافتهها میتوان نتیجه گرفت درمان بین فردی فراشناختی بر تنظیم شناختی هیجان و بازداری هیجانی در نوجوانان با رفتارهای پرخطر تأثیر مثبت دارد. بنابراین، میتوان گفت که از این برنامه میتوان برای کمک به نوجوانان با رفتارهای پرخطر استفاده کرد.
دکتر نجمه حمید، خانم فاطمه یوسفی، دکتر مرتضی امیدیان،
دوره 12، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
پژوهش حاضر تاثیر نرم افزار آموزش و بهسازی توجه و حافظه بر توانمندی شناختی و نظم جویی هیجان بیماران مبتلا به کرونا ویروس بعد از بهبودی را مورد بررسی قرار داد. طرح پژوهشی حاضز آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه ساکنین شهرستان شادگان بود که در نیمه اول سال 1400 به علت ابتلا به کرونا ویروس در بیمارستان شهید معرفی زاده (ویژه کرونایی ها) این شهرستان بستری و سپس بهبود یافتند. با توجه به طرح پژوهش، حجم نمونه تعداد 40 نفر در نظر گرفته شد که در 2 گروه 20 نفری آزمایش و کنترل (آزمایش 20 نفر و کنترل 20 نفر) قرار گرفتند و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و به طور تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل قرار گرفتند. همچنین فقط گروه آزمایشی ، مورد مداخله با نرم افزار آموزش و بهسازی توجه و حافظه قرار گرفت و در نهایت هر دو گروه مجددا به پرسشنامه ها (پس آزمون) پاسخ دادند. ابزارهای پژوهش عبارت بود از پرسش نامه نظم جویی شناختی هیجان گرانفسکی، پرسش نامه توانمندی شناختی نجاتی و نرم افزار آموزش و بهسازی توجه و حافظه. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که میان گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی داری در هریک از متغیرهای وابسته وجود داشت(001/0< P). یعنی میانگین نظم جویی شناختی هیجان و توانمندی شناختی و همه مولفه های این دو متغیر، در گروه آزمایش نسبت به پیشآزمون و گروه کنترل، به طور معنیداری افزایش یافته است. از این رو می توان بیان کرد که نرم افزار آموزش و بهسازی توجه و حافظه بر توانمندی شناختی و نظم جویی هیجان بیماران مبتلا به کرونا ویروس بعد از بهبودی تاثیر معناداری داشته است.
فاطمه سادات برقعی، دکتر طهامه هموطن،
دوره 12، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
در این پژوهش رابطه بین رابطه سبک های دلبستگی با دشواری در تنظیم هیجان شناختی در یک نمونه دانشجویی مورد بررسی قرار گرفت. طرح این پژوهش غیرآزمایشی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دانشجویان دانشگاههای آزاد مراجعه کننده به مراکز مشاوره دانشگاههای آزاد شهر تهران با شکایت عمده در حوزه روابط بین فردی در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل دادند که از این تعداد 400 نفر به شیوه نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند. از آزمودنی ها خواسته شد پرسشنامه های دلبستگی هازن و شیور (1987) و پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان گرتز و رومر(2004) را تکمیل کنند. نتایج پژوهش نشان داد که بین سبک دلبستگی ایمن با دشواری در تنظیم هیجان شناختی و مولفه های آن رابطه منفی معنادار و بین سبک های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا با دشواری در تنظیم هیجان شناختی و مولفه های آن رابطه مثبت معنادار وجود دارد. بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که سبکهای دلبستگی با دشواری در تنظیم هیجان شناختی و مولفه های آن همبستگی دارند.
فاطمه یعقوبی سیاهگورابی، سجاد رضائی، عذرا زبردست،
دوره 12، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی صحت، سوگیری و شدت بازشناسی هیجان چهره ای مرتبط با جنسیت در دختران نوجوان بهنجار انجام شد. روش پژوهش، مقطعی-تحلیلی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، دختران نوجوان مقطع متوسطه دوم شهرستان لاهیجان در سال تحصیلی 1403-1402 و حجم نمونه 243 نفر بود که با استفاده از روش نمونهگیری دردسترس و براساس ملاکهای ورود و خروج از میان دانشآموزان مدارس دولتی انتخاب شدند. ابزار پژوهش، آزمون بازشناسی/ادراک هیجانِ طراحی شده با استفاده از مجموعۀ حالتهای چهره نیماستیم (2009) بود. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری t استیودنت همبسته، مجذور خی پیرسون و نیکویی برازش مجذور خی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که دختران نوجوان صحت و دقت بیشتری در بازشناسی هیجانهای چهرهای زنان داشتند و خطای بیشتری هنگام بازشناسی هیجانهای مردان از خود نشان دادند. علاوه بر این، شادی و انزجار در مردان و غم، ترس و خشم در زنان صحیحتر (با میزان خطای کمتر) بازشناسی شدند. همچنین دختران نوجوان هنگام بازشناسی هیجانهای چهرهای زنان و مردان، از خود سوگیری نشان دادند. این سوگیری بهصورت انتخابِ بیشترِ انزجار در چهرههای مردان و انتخابِ بیشترِ تعجب و ترس در چهرههای زنان مربوط بود. درنهایت، دختران نوجوان هیجانهای چهرهای زنان را با شدت بیشتری نسبت به هیجانهای چهرهای مردان ادراک میکردند. علاوه بر این، دختران نوجوان، شادی، غم و انزجار را در مردان، و ترس و خشم را در زنان شدیدتر ادراک میکردند. بنابراین جنسیت ابرازگران هیجان، بر ادراک و بازشناسی هیجان چهرهای در دختران نوجوان اثرگذار است.
حوا محمودزاده کناری، دکتر افسانه خواجوند خوشلی، دکتر جوانشیر اسدی،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
اختلال وسواسی–اجباری (OCD) در نوجوانان با الگوهای شناختی–هیجانی ناکارآمد، از جمله همجوشی فکر و عمل و عدم تحمل بلاتکلیفی همراه است که میتواند عملکرد تحصیلی و روابط بینفردی را مختل کند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان هیجانمدار و درمان فراشناختی بر این سازهها در دانشآموزان دختر مبتلا به OCD انجام شد. مطالعه از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون و گروه کنترل بود و شامل ۴۵ دانشآموز دختر متوسطه دوم شهر بابلسر بود که با نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهطور تصادفی در سه گروه ۱۵ نفری جایگذاری شدند. مداخلات درمانی شامل هشت جلسه گروهی ۹۰ دقیقهای بهصورت هفتگی بود. دادهها با استفاده از مقیاس همجوشی فکر و عمل و پرسشنامه عدم تحمل بلاتکلیفی جمعآوری و با تحلیل کوواریانس چندمتغیره بررسی شد. نتایج نشان داد که هر دو مداخله درمانی نسبت به گروه کنترل موجب کاهش معنادار همجوشی فکر و عمل و عدم تحمل بلاتکلیفی شدند و مقایسه دوبهدویی نشان داد درمان فراشناختی در کاهش همجوشی فکر و عمل مؤثرتر و درمان هیجانمدار در کاهش پیامدهای مرتبط با عدم تحمل بلاتکلیفی برتری نسبی داشت. این یافتهها نشان میدهد که مداخلات رواندرمانی هدفمند میتوانند الگوهای شناختی–هیجانی ناسازگارانه مرتبط با OCD را در نوجوانان بهبود دهند و سطح اضطراب و رفتارهای وسواسی را کاهش دهند. نتایج پژوهش میتواند راهنمای انتخاب درمان هدفمند بر اساس نیازهای بالینی فرد و طراحی برنامههای مداخلهای در مدارس و مراکز روانشناختی باشد.
آرمین حق نظری اسفهلان، نادیا عباسی قریبه،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطهی سبک مقابلهی مسئلهمدار با اختلال سوگ طولانیمدت با نقش میانجی راهبردهای تنظیم هیجان مثبت انجام شد. این پژوهش از نوع همبستگی و مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعهی آماری شامل کلیهی دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۲ به تعداد ۶۷۰۰ نفر بود که از میان آنها ۳۰۲ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری دادهها شامل پرسشنامهی راهبردهای مقابله با موقعیتهای استرسزا (CISS)، پرسشنامهی تنظیم شناختی هیجان (CERQ-36) و مقیاس تجدیدنظرشدهی سوگ طولانیمدت (PG-13-R) بود. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی ۲۶ و مدلیابی معادلات ساختاری با نرمافزار AMOS نسخهی ۲۴ انجام شد. نتایج نشان داد که بین سبک مقابلهی مسئلهمدار و راهبردهای تنظیم هیجان مثبت با اختلال سوگ طولانیمدت رابطهی منفی و معناداری وجود دارد. همچنین، مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که آموزش و بهکارگیری راهبردهای تنظیم هیجان مثبت، از جمله ارزیابی مجدد مثبت، برنامهریزی مجدد مثبت و دیدگاهگیری، در کنار سبک مقابلهی مسئلهمدار میتواند احتمال بروز اختلال سوگ طولانیمدت را کاهش دهد.
مجتبی پورآقا، سامره اسدی مجره،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف پیشبینی نشخوار فکری بر اساس فرایندهای شناختی و شناختی-هیجانی، با تأکید بر نقش انعطافپذیری شناختی، طرحوارههای هیجانی و خودکارآمدی تنظیم هیجانی در دانشجویان دختر انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی با طرح پیشبین بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت در نیمسال دوم سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ بود که از میان آنان، ۴۰۰ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها با استفاده از مقیاس طرحوارههای هیجانی لیهی، پرسشنامه انعطافپذیری شناختی دنیس و وندر وال، مقیاس خودکارآمدی تنظیم هیجانی حسینچاری و همکاران و پرسشنامه نشخوار فکری نولن-هوکسما و مارو گردآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه گامبهگام انجام گرفت. یافتهها نشان داد بین طرحوارههای هیجانی و نشخوار فکری رابطه مثبت و معنادار و بین انعطافپذیری شناختی و خودکارآمدی تنظیم هیجانی با نشخوار فکری رابطه منفی و معنادار وجود دارد . همچنین، نتایج رگرسیون گامبهگام نشان داد مؤلفههای کنترل، احساس گناه، ادراک گزینههای جایگزین، سادهانگاری هیجانها، سرزنش دیگران و فقدان کنترل، در مجموع ۶۱ درصد از واریانس نشخوار فکری را تبیین میکنند و مؤلفه کنترل، بهعنوان یکی از ابعاد انعطافپذیری شناختی، قویترین پیشبین نشخوار فکری بود. در مجموع، یافتهها نشان میدهد که فرایندهای شناختی و شناختی-هیجانی در تبیین نشخوار فکری نقش اساسی دارند و متغیرهای مرتبط با کنترل شناختی، پردازش هیجان و خودکارآمدی تنظیم هیجانی از مهمترین پیشبینهای این فرایند محسوب میشوند. بر این اساس، تقویت انعطافپذیری شناختی، اصلاح طرحوارههای هیجانی ناکارآمد و ارتقای خودکارآمدی تنظیم هیجانی میتواند بهعنوان محور مداخلات شناختی و شناختی-رفتاری در کاهش نشخوار فکری و ارتقای سلامت روان دانشجویان مورد توجه قرار گیرد.
خانم آفاق جعفری، دکتر روح الله حدادی، دکتر سعیده زمردی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
اضطراب اجتماعی یکی از شایعترین مشکلات روانشناختی در دوره جوانی، بهویژه در میان دانشجویان، است که میتواند پیامدهای نامطلوبی بر عملکرد تحصیلی، روابط بینفردی و سلامت روان داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی ناگویی هیجانی در رابطه بین باورهای فراشناختی و اضطراب اجتماعی در دانشجویان زن انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی ـ همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان زن دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب در بهار ۱۴۰۴ بود که از میان آنها ۳۸۴ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها با استفاده از فرم کوتاه پرسشنامه باورهای فراشناختی، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو و پرسشنامه اضطراب اجتماعی گردآوری و با بهرهگیری از ضریب همبستگی پیرسون و مدلیابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافتهها نشان داد باورهای فراشناختی با ناگویی هیجانی و اضطراب اجتماعی رابطه مثبت و معناداری دارند و ناگویی هیجانی نیز به طور معناداری اضطراب اجتماعی را پیشبینی میکند. همچنین، اثر غیرمستقیم باورهای فراشناختی بر اضطراب اجتماعی از طریق ناگویی هیجانی معنادار بود که بیانگر نقش میانجی جزئی ناگویی هیجانی در این رابطه است. به طور کلی، نتایج نشان میدهد باورهای فراشناختی علاوه بر اثر مستقیم، از طریق افزایش دشواری در شناسایی و توصیف هیجانها نیز به تشدید اضطراب اجتماعی منجر میشوند. این یافتهها بر اهمیت توجه همزمان به اصلاح باورهای فراشناختی و ارتقای مهارتهای پردازش هیجانی در طراحی مداخلات پیشگیرانه و درمانی برای کاهش اضطراب اجتماعی در دانشجویان تأکید دارد.
خانم الهام اسودی، دکتر افسانه خواجوند خوشلی، دکتر سمانه فرنیا، الناز پوراحمدی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی طرحوارهدرمانی و درمان فراتشخیصی بر تنظیم شناختی هیجان پسران نوجوان مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی اجرا شد. روش این پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری سهماهه بود که در آن جامعهی آماری این پژوهش را نوجوانان پسر 14 تا 16 ساله مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی مراجعه کننده به مراکز و کلینیکهای روانشناسی شهر ساری(رستا، باور) در بازه زمانی 04-1403 تشکیل میدهند. از میان این جامعه، ۴۵ پسر نوجوان به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی ساده در سه گروه ۱۵ نفره جایگماری شدند و دادههای پژوهش با استفاده از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (۲۰۰۶) و پرسشنامه وسواس فکری-عملی ییل-براون (۱۹۸۹) گردآوری شد؛ همچنین برای گروه آزمایش اول پروتکل طرحوارهدرمانی یانگ (۲۰۰۶) و برای گروه آزمایش دوم پروتکل درمان فراتشخیصی بارلو و همکاران (۲۰۱۱) اجرا گردید. نتایج حاصل از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر نشان داد که بین نمرات تنظیم شناختی هیجان در گروه طرحوارهدرمانی و گروه درمان فراتشخیصی تفاوت معنیداری وجود دارد (P < ۰,۰۵) و طرحوارهدرمانی سبب ایجاد تغییرات و بهبود بیشتری در تنظیم شناختی هیجان شده است، ضمن اینکه عدم تفاوت معنیدار میان مرحله پسآزمون و پیگیری از پایداری و ثبات این دستاوردهای درمانی حکایت داشت. در مجموع، یافتههای این مطالعه نشان میدهد که اگرچه میتوان از هر دو رویکرد درمانی مورد قیاس برای بهبود سلامت روان پسران نوجوان مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی بهره برد، اما طرحوارهدرمانی در مقایسه با درمان فراتشخیصی، تأثیرات به مراتب عمیقتر و چشمگیرتری بر ارتقای تنظیم شناختی هیجان آنها دارد.