جستجو در مقالات منتشر شده


291 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي

محمدمهدی زیدآبادی‌نژاد، نوشین نوری، لیلا فاتحی خشکناب، سارا ملک محمدی، زیبا پورصادق گاوگانی،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

هدف از این پژوهش، بررسی اثربخشی درمان شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در کاهش آمیختگی شناختی و نیازهای بین‌فردی در دانشجویان دارای افکار خودکشی بود. این مطالعه با رویکرد شبه‌آزمایشی و طراحی پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری اجرا شد. نمونه شامل دانشجویانی بود که با معیارهای تعیین شده انتخاب و به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. مداخله شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در گروه مداخله به‌کار گرفته شد و داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که مداخله مذکور تأثیر معناداری در کاهش سطح کلی آمیختگی شناختی، به‌ویژه مؤلفه همجوشی شناختی، و نیز کاهش نمرات کل نیازهای بین‌فردی، از جمله ادراک سربار بودن و تعلق از دست رفته دارد. همچنین کاهش معناداری در شدت افکار خودکشی در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل مشاهده شد، اما تغییرات مؤلفه گسلش شناختی معنادار نبود. تحلیل داده‌های پیگیری نیز نشان داد که اثرات مثبت درمان تا حد قابل قبولی پایدار مانده‌اند. این یافته‌ها ضمن تأیید فرضیات پژوهش، نشان‌دهنده قابلیت بالینی و مزیت شناخت‌درمانی مبتنی بر ذهن‌آگاهی در بهبود فرایندهای شناختی و اجتماعی مرتبط با آسیب‌پذیری روانی در دانشجویان پرخطر است. نتایج این پژوهش می‌تواند به توسعه مداخلات هدفمند در زمینه پیشگیری از خودکشی و ارتقای سلامت روانی کمک نماید و پیشنهاد می‌شود تحقیقات آتی با نمونه‌های بزرگ‌تر و مداخلات ترکیبی، به بررسی مکانیسم‌های اثر و اثربخشی طولانی‌مدت این روش درمانی بپردازند.

حوا محمودزاده کناری، دکتر افسانه خواجوند خوشلی، دکتر جوانشیر اسدی،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

اختلال وسواسی–اجباری (OCD) در نوجوانان با الگوهای شناختی–هیجانی ناکارآمد، از جمله همجوشی فکر و عمل و عدم تحمل بلاتکلیفی همراه است که می‌تواند عملکرد تحصیلی و روابط بین‌فردی را مختل کند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان هیجان‌مدار و درمان فراشناختی بر این سازه‌ها در دانش‌آموزان دختر مبتلا به OCD انجام شد. مطالعه از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون–پس‌آزمون و گروه کنترل بود و شامل ۴۵ دانش‌آموز دختر متوسطه دوم شهر بابلسر بود که با نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌طور تصادفی در سه گروه ۱۵ نفری جایگذاری شدند. مداخلات درمانی شامل هشت جلسه گروهی ۹۰ دقیقه‌ای به‌صورت هفتگی بود. داده‌ها با استفاده از مقیاس همجوشی فکر و عمل و پرسشنامه عدم تحمل بلاتکلیفی جمع‌آوری و با تحلیل کوواریانس چندمتغیره بررسی شد. نتایج نشان داد که هر دو مداخله درمانی نسبت به گروه کنترل موجب کاهش معنادار همجوشی فکر و عمل و عدم تحمل بلاتکلیفی شدند و مقایسه دوبه‌دویی نشان داد درمان فراشناختی در کاهش همجوشی فکر و عمل مؤثرتر و درمان هیجان‌مدار در کاهش پیامدهای مرتبط با عدم تحمل بلاتکلیفی برتری نسبی داشت. این یافته‌ها نشان می‌دهد که مداخلات روان‌درمانی هدفمند می‌توانند الگوهای شناختی–هیجانی ناسازگارانه مرتبط با OCD را در نوجوانان بهبود دهند و سطح اضطراب و رفتارهای وسواسی را کاهش دهند. نتایج پژوهش می‌تواند راهنمای انتخاب درمان هدفمند بر اساس نیازهای بالینی فرد و طراحی برنامه‌های مداخله‌ای در مدارس و مراکز روانشناختی باشد.

مهسا روحانی اطاقسرا، افسانه خواجوند خوشلی، الناز پوراحمدی،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی طرحواره‌درمانی بر تعارض زناشویی و پاسخگویی ادارک شده همسر در زنان آسیب‌دیده از خیانت انجام شد. خیانت زناشویی از مهم‌ترین بحران‌های روابط زوجین به شمار می‌رود که پیامدهای گسترده‌ای از جمله تشدید تعارضات زناشویی و آسیب درک و پاسخگویی ادارک شده همسر را به دنبال دارد. در این راستا، طرحواره‌درمانی به‌عنوان رویکردی تلفیقی و عمیق با تمرکز بر شناسایی و اصلاح طرحواره‌های ناسازگار اولیه می‌تواند به بازسازی روابط هیجانی و شناختی زوجین کمک کند. این مطالعه به روش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون–پس‌آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری شامل کلیه زنان متأهل مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره و کلینیک‌های روان‌شناختی شهر بابل در زمستان ۱۴۰۳ بود که تجربه خیانت همسر را گزارش کرده بودند. از میان آن‌ها ۴۵ نفر به‌صورت هدفمند انتخاب و به‌طور تصادفی در سه گروه طرحواره‌درمانی، شفقت‌درمانی و گواه جایگزین شدند. گروه طرحواره‌درمانی طی ده جلسه نود دقیقه‌ای مداخله دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تعارض زناشویی و مقیاس پاسخگویی ادراک‌شده همسر بود و داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که طرحواره‌درمانی به‌طور معناداری موجب کاهش تعارضات زناشویی و بهبود پاسخگویی ادارک شده همسر در زنان آسیب‌دیده از خیانت شد. همچنین اثربخشی این مداخله در کاهش تعارض زناشویی نسبت به شفقت‌درمانی بیشتر بود. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده می‌توان نتیجه گرفت که طرحواره‌درمانی رویکردی مؤثر برای بهبود پیامدهای روان‌شناختی ناشی از خیانت است و می‌تواند به‌عنوان مداخله‌ای کارآمد در مراکز مشاوره خانواده و درمان اختلالات ناشی از بحران‌های زناشویی مورد استفاده قرار گیرد.

دکتر حسن محجوب، روح الله شهابی، سید قادر رضوی، حسن رضایی لیچایی،
دوره 13، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده

توانایی‌های شناختی از مهم‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌های عملکرد دقیق خلبانان است. با چنین نگاهی، هدف از پژوهش حاضر شناسایی مضامین و مهارت‌های شناختی اساسی برای خلبانان و پیشنهاد یک الگوی نظری بر اساس آن بوده است. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام گرفته است و برای اجرای آن از روش هفت مرحله‌ای سندولوسکی و باروسو (2007) استفاده شده است.  جامعه این مطالعه شامل کلیه اسناد علمی یافت شده در 26 سال اخیر  در 7 پایگاه  خارجی و 3 پایگاه داخلی  به تعداد 307 سند علمی بوده است که از میان آنها  23 سند پس از واکاوی، برای بررسی نهایی انتخاب شدند. تحلیل یافته‌ها با روش تحلیل تم انجام گرفته و به‌منظور  کنترل کیفیت پژوهش، تحلیل و واکاوی اسناد با دقت بالا به همراه مستندسازی مراحل، صورت گرفت و در طی فرایند از بازخوردهای خبرگان در گام‌های پژوهش استفاده شد. همچنین، از ابزار برنامه مهارت‌های سنجش و ارزیابی (CASP) ، به منظور کنترل کیفیت اسناد علمی برگزیده جهت تجزیه و تحلیل و برخورداری کیفیت یافته‌های پژوهش پیش‌رو استفاده شد. یافته‌ها، یک الگوی مفهومی  مشتمل بر 11 مضمون اصلی و 59 مضمون فرعی را پیشنهاد می‌دهد. مضامین اصلی عبارتند از توانایی‌های ادراکی- حرکتی، حافظه‌کاری، عملکرد توجه و تمرکز، انعطاف پذیری در پردازش اطلاعات، توانایی‌های توالی‌یابی/ برنامه‌ریزی، سرعت ادراک، تصمیم‌گیری / استدلال، مهارت‌های ادراکی- حسی، هماهنگی و توانایی روانی-حرکتی. از یافته‌های این مطالعه می‌توان در توسعه یک ابزار جامع ارزیابی همچنین طراحی برنامه تمرینی مستمر و هدفمند برای حفظ و ارتقای مهارت‌های شناختی خلبانان بهره گرفت.

آقای هیوا علی محمدی، دکتر رسول کرد نوقابی، دکتر ابوالقاسم یعقوبی، دکتر افشین افضلی،
دوره 13، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده

 هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر برنامه آموزشی خِردورز بر کارکردهای اجرایی دانش‌آموزان پایه سوم ابتدایی بود. روش پژوهش جزء تحقیقات نیمه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون- پس‌آزمون و پیگیری سه ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش­آموزان مشغول به تحصیل پایه سوم ابتدایی مدارس غیرانتفاعی شهر همدان در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. نمونه پژوهشی به صورت نمونه­گیری دردسترس شامل 60 دانش­آموز دختر و پسر پایه سوم ابتدایی بودنند که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل ( هرگروه 30 دانش‌آموز) گمارده شدند. در این پژوهش گروه آزمایش طی 30 جلسه 45 دقیقه­ای تحت آموزش برنامه آموزشی خردورز قرار گرفت و در این بین گروه  کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکرد. ابزار پژوهش شامل مقیاس کارکردهای اجرایی (بریف) نسخه دوم فرم والدین بود. تحلیل داده­ها با استفاده از  نرم­افزار SPSS-25 و روش­های تحلیل کوواریانس تک و چند متغیره انجام شد. یافته­ها نشان داد که برنامه آموزشی خردورز به طور معنی­داری منجر به بهبود کارکردهای اجرایی و ابعاد آن در دانش­آموزان گردید و این اثرات در مرحله پیگیری نیز حفظ شد. بنابراین می­توان نتیجه گرفت که برنامه آموزشی خردورز الگویی موثر در بهبود کارکردهای اجرایی در جمعیت­ دانش ­آموزی است.
 

فاطمه بهروزفر، الناز بانیانی، آرزو سیاه چشم، بهاره محمدی،
دوره 13، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده

افسردگی در بستر روابط زوجی با اختلال در فرایندهای بنیادین شناختی، به‌ویژه سوگیری‌های توجهی و کاهش انعطاف‌پذیری شناختی، همراه است و می‌تواند به تداوم تعارض‌های بین‌فردی و افت کیفیت رابطه منجر شود. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر کاهش سوگیری توجه و ارتقای انعطاف‌پذیری شناختی در زوجین دارای افسردگی بود. پژوهش با طرح نیمه‌آزمایشی پیش‌آزمون–پس‌آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل زوجین مراجعه‌کننده به کلینیک روان‌شناسی در شهر تهران در سال ۱۴۰۴ بود که ۳۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه کانون توجه وودی و همکاران (1997) و  پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی   دنیس و وندروال(2010) بود.  گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه تحت مداخله مبتنی بر ذهن‌آگاهی قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مداخله مبتنی بر ذهن‌آگاهی موجب کاهش معنادار سوگیری توجه متمرکز بر خود و توجه بیرونی و افزایش معنادار ابعاد انعطاف‌پذیری شناختی شامل جایگزین‌ها، کنترل و جایگزین‌هایی برای رفتار انسانی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد (۰٫۰۱ > p).  این یافته‌ها نشان می‌دهد که مداخله مبتنی بر ذهن‌آگاهی با بهبود تنظیم توجه و افزایش انعطاف‌پذیری شناختی می‌تواند به‌عنوان رویکردی مؤثر در مداخلات زوج‌درمانی و درمان افسردگی مورد توجه قرار گیرد.

دکتر علی‌اکبر گودینی، دکتر محمد گراوتدنیا،
دوره 13، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر باهدف مدل یابی معادلات ساختاری اعتیاد به گوشی‌های هوشمند بر اساس شکل‌گیری اضطراب و افسردگی با میانجیگیری فراشناخت در دانش‌آموزان نوجوان پسر، انجام شد. پژوهش حاضر ازنظر روش، توصیفی از نوع همبستگی می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش، دانش آموزان پسر ناحیه یک آموزش‌وپرورش کرج در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که 361 نفر به روش تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده‌ها از پرسشنامه  فراشناخت ولز و کارترایت هاتون(2004)، پرسشنامه DASS-21  لوی باند(1995) و پرسشنامه (SAS) اون و همکاران(2013) استفاده‌شده است. داده‌ها با روش‌های همبستگی پیرسون و مدل‌سازی معادلات ساختاری تجزیه‌وتحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد این مدل در دانش‌آموزان نوجوان پسر دارای برازش مناسبی بود. یافته‌های دیگر نشان داد که اضطراب (β=0.42, p<0.01) ، افسردگی  (11/0 = β ، 01/0p< ) و فراشناخت(40/0 = β ، 01/0p< )  اثر مستقیم و مثبت بر میزان اعتیاد به گوشی‌های هوشمند دارند. نتایج پژوهش نشان می‌دهند که مداخلات روان‌شناختی مبتنی بر فراشناخت می‌تواند به‌طور مؤثری در کاهش وابستگی به فناوری‌های نوین نقش ایفا کند.

دا داریوش مالک پور، اب ابوالقاسم نادری، حس حسن محجوب، می میترا عزتی،
دوره 13، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر، تبیین و طراحی الگوی نظری تاب‌آوری شناختی عملیاتی خلبانان در صنعت هوانوردی نظامی بود؛ مفهومی که بر سازوکار حفظ، بازیابی و بازتنظیم کارکردهای اجرایی و نظام پردازش اطلاعات ذهن در مواجهه با استرس حاد و مضایق عملیاتی پرواز دلالت دارد. این مطالعه با رویکرد کیفی و بر اساس راهبرد نظریه داده‌بنیاد (نسخه اشتراس و کوربین، ۱۹۹۸) اجرا شد. داده‌های مورد نیاز از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ نفر از متخصصان حوزه علوم شناختی و خلبانان ارشد عملیاتی (با سابقه بیش از ۲۰۰۰ ساعت پرواز) گردآوری گردید؛ فرآیند نمونه‌گیری به شیوه نظری و تا دست‌یابی به کمال مفهوم‌سازی (اشباع نظری) ادامه یافت. واکاوی داده‌ها مستند به فرآیند نظام‌مند کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی صورت پذیرفت.
تحلیل‌های کیفی آشکار ساخت که پدیده محوری این پژوهش، تاب‌آوری شناختی عملیاتی خلبانان بود که در قالب سازه‌ای پویا، چندبعدی و بافت‌محور تبیین شد. این سازه مفهومی، محصول تعامل هم‌افزا و سیستماتیک سه بعد کلان قلمداد گردید: بعد فردی (شامل کارکردهای شناختی پایه و عالی، بازداری اجرایی، مؤلفه‌های هیجانی-انگیزشی، الگوهای شخصیتی، پایداری جسمانی و حافظه ضمنی ناشی از تجربه پروازی)، بعد سازمانی (مشتمل بر تکالیف تیمی و اشاعه فرهنگ ایمنی) و بعد خانوادگی (به عنوان منبع حمایت عاطفی و روانی). دستاورد بنیادین این تحقیق، ارائه یک چارچوب مفهومی منسجم جهت واکاوی رفتارهای شناختی خلبانان در شرایط بحرانی بود که می‌تواند به عنوان زیربنایی تحلیلی، مبنای توسعه مداخلات کاربردی و پژوهش‌های تجربی آتی در این قلمرو قرار گیرد.

ندا براتی کلهر، پروانه سر کشیک زاده، مهری ازندریانی، فاطمه قاسم پور، زهره قنبری،
دوره 13، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه اثربخشی دو مداخله روان‌شناختی بر انعطاف‌پذیری شناختی و کنترل بازداری در بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر طرح، نیمه‌آزمایشی با پیش‌آزمون، پس‌آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره و روان‌پزشکی شهر تهران در سال ۱۴۰۴ بود و نمونه پژوهش شامل ۴۵ نفر بود که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه انعطاف‌پذیری شناختی و آزمون کنترل بازداری جمع‌آوری شد و تحلیل‌ها با نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۷ در دو سطح توصیفی و استنباطی با استفاده از تحلیل کوواریانس انجام شد. نتایج نشان داد که هر دو مداخله موجب بهبود معنادار انعطاف‌پذیری شناختی و کنترل بازداری شدند، اما اثر مداخله مبتنی بر پذیرش و ذهن‌آگاهی بر هر دو متغیر قوی‌تر و برجسته‌تر بود. یافته‌های حاضر می‌تواند راهنمای انتخاب مداخلات هدفمند و بهینه در درمان بیماران مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر باشد.


خانم سعیده مرادی، دکتر هادی پرهون،
دوره 13، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده


 چکیده
مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خودکارآمدی در تأثیر کنترل مهاری، انعطاف‌پذیری شناختی و حمایت سازمانی ادراک‌شده بر فرسودگی شغلی معلمان انجام شد. این پژوهش در پارادایم فرا ‌اثبات‌گرایی، با رویکرد کمی و در قالب طرح همبستگی از نوع مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) اجرا گردید. جامعه آماری شامل معلمان شهر کرمانشاه در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که از میان آن‌ها ۳۷۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل مقیاس ارزیابی کارکردهای اجرایی (هالست و تورل، ۲۰۱۸)، مقیاس انعطاف‌پذیری شناختی (دنیس و واندروال، ۲۰۱۰)، پرسشنامه حمایت سازمانی ادراک‌شده (ایزنبرگر و همکاران، ۱۹۸۶)، مقیاس خودکارآمدی معلمان (تشانن-مورن و وولکفولک هوی، ۲۰۰۱) و مقیاس فرسودگی شغلی معلمان (چانگ و همکاران، ۲۰۲۰) بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS-27 و SmartPLS-4 انجام شد. یافته‌ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری حاکی از تأثیر مستقیم و معنادار کنترل مهاری، انعطاف‌پذیری شناختی و حمایت سازمانی ادراک‌شده بر فرسودگی شغلی و خودکارآمدی بود. همچنین خودکارآمدی تأثیر منفی و معناداری بر فرسودگی شغلی داشت (p<0.001). نتایج تحلیل میانجی‌ نشان داد که بخشی از اثر متغیرهای پیش‌بین بر فرسودگی شغلی، از طریق متغیر میانجی خودکارآمدی تبیین می‌شود. در مجموع، متغیرهای پژوهش 63.2 درصد از واریانس فرسودگی شغلی معلمان را پیش‌بینی کردند.
واژگان کلیدی: خودکارآمدی، حمایت سازمانی ادراک‌شده، فرسودگی شغلی، کنترل شناختی، معلمان، مدل‌سازی معادلات ساختاری.
مجتبی پورآقا، سامره اسدی مجره،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش طرحواره‌های هیجانی، خودکارآمدی تنظیم هیجانی و انعطاف‌پذیری شناختی در پیش‌بینی نشخوار فکری انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی ـ همبستگی و مبتنی بر تحلیل رگرسیون گام‌به‌گام بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت در نیمسال دوم سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۳ تشکیل دادند که از میان آنان ۴۰۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از مقیاس طرحواره‌های هیجانی، مقیاس خودکارآمدی تنظیم هیجانی، مقیاس انعطاف‌پذیری شناختی و مقیاس نشخوار فکری گردآوری و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام‌به‌گام تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین طرحواره‌های هیجانی و نشخوار فکری رابطه مثبت و معنادار و بین انعطاف‌پذیری شناختی، خودکارآمدی تنظیم هیجانی و نشخوار فکری رابطه منفی و معنادار وجود دارد. همچنین، نتایج رگرسیون گام‌به‌گام نشان داد متغیرهای کنترل، احساس گناه، جایگزین‌ها، ساده‌انگاری هیجان‌ها، سرزنش دیگران و فقدان کنترل به‌طور معناداری نشخوار فکری را پیش‌بینی می‌کنند. در مدل نهایی، کنترل قوی‌ترین رابطه معکوس را با نشخوار فکری داشت؛ درحالی‌که احساس گناه، ساده‌انگاری هیجان‌ها، سرزنش دیگران و فقدان کنترل با نشخوار فکری رابطه مستقیم و جایگزین‌ها با آن رابطه معکوس نشان دادند. این متغیرها در مجموع ۶۱ درصد از واریانس نشخوار فکری را تبیین کردند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مؤلفه‌های طرحواره‌های هیجانی، خودکارآمدی تنظیم هیجانی و انعطاف‌پذیری شناختی در تبیین و پیش‌بینی نشخوار فکری نقش مهمی دارند. بنابراین، توجه به اصلاح طرحواره‌های هیجانی ناکارآمد، تقویت مهارت‌های تنظیم هیجان و افزایش انعطاف‌پذیری شناختی می‌تواند در طراحی مداخلات روان‌شناختی برای کاهش نشخوار فکری مؤثر باشد.


خانم آفاق جعفری، دکتر روح الله حدادی، دکتر سعیده زمردی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

اضطراب اجتماعی یکی از شایع‌ترین مشکلات روان‌شناختی در دوره جوانی، به‌ویژه در میان دانشجویان، است که می‌تواند پیامدهای نامطلوبی بر عملکرد تحصیلی، روابط بین‌فردی و سلامت روان داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی ناگویی هیجانی در رابطه بین باورهای فراشناختی و اضطراب اجتماعی در دانشجویان زن انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی ـ همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان زن دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب در بهار ۱۴۰۴ بود که از میان آن‌ها ۳۸۴ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از فرم کوتاه پرسشنامه باورهای فراشناختی، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو و پرسشنامه اضطراب اجتماعی گردآوری و با بهره‌گیری از ضریب همبستگی پیرسون و مدل‌یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد باورهای فراشناختی با ناگویی هیجانی و اضطراب اجتماعی رابطه مثبت و معناداری دارند و ناگویی هیجانی نیز به طور معناداری اضطراب اجتماعی را پیش‌بینی می‌کند. همچنین، اثر غیرمستقیم باورهای فراشناختی بر اضطراب اجتماعی از طریق ناگویی هیجانی معنادار بود که بیانگر نقش میانجی جزئی ناگویی هیجانی در این رابطه است. به طور کلی، نتایج نشان می‌دهد باورهای فراشناختی علاوه بر اثر مستقیم، از طریق افزایش دشواری در شناسایی و توصیف هیجان‌ها نیز به تشدید اضطراب اجتماعی منجر می‌شوند. این یافته‌ها بر اهمیت توجه هم‌زمان به اصلاح باورهای فراشناختی و ارتقای مهارت‌های پردازش هیجانی در طراحی مداخلات پیشگیرانه و درمانی برای کاهش اضطراب اجتماعی در دانشجویان تأکید دارد.

خانم الهام اسودی، دکتر افسانه خواجوند خوشلی، دکتر سمانه فرنیا، الناز پوراحمدی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی طرحواره‌درمانی و درمان فراتشخیصی بر تنظیم شناختی هیجان پسران نوجوان مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی بود. پژوهش حاضر از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون، گروه کنترل و پیگیری سه‌ماهه بود. جامعه آماری شامل پسران ۱۴ تا ۱۶ ساله مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی مراجعه‌کننده به مراکز و کلینیک‌های روان‌شناختی شهر ساری بود. ۴۵ نوجوان واجد شرایط به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در سه گروه ۱۵ نفری طرحواره‌درمانی، درمان فراتشخیصی و کنترل جایگزین شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران بود و داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری‌های مکرر و آزمون‌های تعقیبی تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین سه گروه در تنظیم شناختی هیجان سازش‌یافته و سازش‌نایافته تفاوت معناداری وجود دارد. هر دو مداخله موجب افزایش معنادار راهبردهای سازش‌یافته و کاهش معنادار راهبردهای سازش‌نایافته تنظیم شناختی هیجان در مقایسه با گروه کنترل شدند. همچنین، میزان بهبود در گروه طرحواره‌درمانی در مقایسه با گروه درمان فراتشخیصی بیشتر بود. تفاوت معناداری بین نمرات پس‌آزمون و پیگیری سه‌ماهه مشاهده نشد که بیانگر تداوم اثرات درمان در دوره پیگیری است. بر اساس یافته‌ها، هر دو رویکرد طرحواره‌درمانی و درمان فراتشخیصی می‌توانند در بهبود تنظیم شناختی هیجان نوجوانان مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی مؤثر باشند؛ با این حال، طرحواره‌درمانی اثربخشی بیشتری نشان داد. به نظر می‌رسد تمرکز طرحواره‌درمانی بر طرحواره‌های ناسازگار اولیه، نیازهای هیجانی اساسی و اصلاح الگوهای عمیق شناختی-هیجانی، زمینه بهبود مؤثرتر تنظیم شناختی هیجان را فراهم می‌کند.
 

خانم مریم موگویی، دکتر مریم شاهنده،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

هدف پژوهش تدوین مدل رابطه بهباشی، همجوشی شناختی، انعطاف‌پذیری شناختی با میانجی‌گری خودکنترلی در نوجوانان بود. پژوهش از  نوع مطالعات همبستگی و جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دختر دوره متوسطه اول در سال تحصیلی 1402-1403 شهر اصفهان بود که تعداد 383 دانش آموز  به روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها، پرسشنامه‌های بهباشی ذهنی کی‌یز و ماگیارمو، همجوشی شناختی گیلاندرز، انعطاف‌پذیری روانشناختی بوند، خود کنترلی تانجی استفاده شد. داده‌ها با روش همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد که بین بهباشی ذهنی و ابعاد بهباشی هیجانی، بهباشی روانشناختی، بهباشی اجتماعی با انعطاف‌پذیری شناختی از طریق خودکنترلی رابطه معنادار وجود دارد.  بهباشی ذهنی از طریق خودکنترلی با همجوشی شناختی رابطه دارد و خودکنترلی یک متغیر میانجی کامل است. بهباشی هیجانی با همجوشی شناختی ارتباط مستقیم معنادار دارد، بین متغیر های بهباشی اجتماعی، بهباشی روانشناختی و همجوشی شناختی، خودکنترلی نقش میانجی کامل دارد. درنتیجه می توان گفت که خودکنترلی نقش بسیار مهم در بهباشی ذهنی، همجوشی شناختی و انعطاف‌پذیری شناختی نوجوانان دارد. بنابراین می توان در نوجوانان به بهباشی، همجوشی و انعطاف‌پذیری شناختی از طریق خودکنترلی آنها کمک کرد.
 
خانم زهرا قلی‌زادگان، دکتر مریم طهرانی زاده، دکتر فاطمه رئیسی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش ذهن‌اگاهی بر چشم‌انداز زمان و ادراک استعاری زمان و اعتیاد به اینترنت بود. روش مطالعه، نیمه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور- استان البرز در سال 1404 بود. در این مطالعه، 50 دانشجو به‌صورت داوطلبانه انتخاب و در دو گروه آزمایشی (25 نفر) و کنترل (25 نفر) واگذاری تصادفی شدند. ابزارهای پژوهش شامل؛ سیاهه‌ چشم‌انداز زمان زیمباردو و بوید، پرسشنامه‌های ادراک استعاری زمان رئیسی و مقدسین، و اعتیاد به اینترنت یانگ بود. پروتکل آموزش ذهن‌آگاهی بر روی گروه آزمایش در هشت جلسه 90 دقیقه‌ای اجرا شد و گروه کنترل هیچ‌نوع مداخله‌ای دریافت نکرد. نتایج تحلیل کوواریانس مکرر نشان داد؛ آموزش ذهن‌آگاهی بر میانگین‌های چشم‌انداز زمان و ادراک استعاری زمان و اعتیاد به اینترنت در گروه آزمایشی دارای اثر ماندگار است. به‌نظر می‌رسد که استفاده از مداخلات آموزشی مبتنی بر ذهن‌آگاهی می‌توانند به عنوان راه حلی مؤثر برای مدیریت و دیدگاه نسبت به زمان و حل مشکلات اعتیاد به اینترنت در دانشجویان باشد.

مریم حضرتی، محمد حسین عبداللهی، مهناز شاهقلیان، بلال ایزانلو،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده

مولتیپل اسکلروزیس (ام. اس) یک بیماری التهابی مزمن دستگاه عصبی مرکزی است که نشانه‌های این اختلال شامل دامنه گسترده‌ای از علایم بالینی از جمله اختلال شناختی می باشد. درپژوهش حاضر، بررسی اثر بخشی برنامه آموزشی توانبخشی ریهاکام مبتنی برمدل جامع نارسایی شناختی(بر اساس مدل جامع تدوین شده توسط حضرتی و همکاران 1403که بر مبنای یک مرور نظام مند به چهار متغیر شناختی که در بیماری ام .اس دچار نارسایی شده اند( توجه، حافظه کاری، پردازش اطلاعات وخستگی اشاره می کند)، بر بهبود نارسایی­های شناختی افراد مبتلا به ام.اس پرداخته شد.  پژوهش کمی واز نوع کاربردی است واز نظر طرح پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل وپیگیری بعد از یکماه گروه آزمایشی می باشد. پس از هماهنگی با انجمن ام.اس البرز ، 30 نفر مبتلا به بیماری ام.اس نوع عود کننده-فروکش کننده به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند ودر دوگروه آزمایشی وکنترل به روش تصادفی قرار گرفتند (هر گروه 15 نفر). سپس با استفاده از ابزارهای پژوهش از هر دوگروه آزمایش وکنترل پیش آزمون (آزمونهایPASAT وSDMT  وFSS ) به عمل آمد و پروتکل برنامه آموزشی ریهاکام در 8 جلسه تنظیم شد.این جلسات به صورت هفتگی (دو جلسه در هفته ) و هر جلسه 40 تا 60 دقیقه برگزار شدند. در طی جلسات از طریق تکالیف شناختی رایانه ای ریهاکام آموزشها درجهت بهبود متغیرهای شناختی داده شد.  نتایج پژوهش نشان داد که برنامه آموزشی توانبخشی ریهاکام اثر بخش بوده وبه نظر می رسد، این جلسات آموزشی بر بهبود نارسایی توجه، حافظه کاری، پردازش اطلاعات وخستگی موثر بوده است. و این بهبودی در نمرات پس آزمون و سپس نتایج آزمون پیگیری در گروه آزمایشی ، بعد از یکماه پایدار بوده است.  با توجه به دامنه گسترده اختلالات و نارسایی‌های شناختی ناشی از بیماری ام.اس،یک برنامه آموزشی توانبخشی شناختی که بتواند متغیرهای نارسایی شناختی مدل جامع را دربربگیرد و به بهبود این متغییرهای شناختی بپردازد،کمک زیادی به بیماران ام.اس میکند.برنامه توانبخشی ریهاکام به خوبی توانست این نارسایی ها را در طی جلسات آموزشی بهبود ببخشد ونتایج آن پایدار بماند. نتایج این پژوهش، می تواند توجه محققان را به برنامه‌ریزی درمان‌های شناختی جلب کند.

خانم حدیثه میرزائی، آقا کیوان صالحی، آقا ابراهیم خدائی، آقا علی مقدم‌زاده، آقا جواد حاتمی،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف مرور نظام‌مند مطالعات انجام‌شده در زمینه ارتباط بین کاهش انگیزه و ناتوانی در تجربه لذت (آنهدونیا) و سوگیری‌های شناختی تقویت‌کننده آن انجام شده‌است. روش مطالعه اسنادی و از نوع مرور نظام‌مند بود. داده‌ها بر اساس 29 مطالعه منتخب در بازه زمانی 2000 تا دسامبر 2024 (آذر 1403) و با جست‌وجو در پایگاه‌های Scopus، PubMed، PsycINFO و Google Scholar با کلیدواژه‌های مرتبط از جمله فقدان لذت‌جویی (آنهدونیا)‌، سوگیری‌های شناختی، سوگیری‌های شناختی عاطفی و اختلال افسردگی گردآوری شد. ارزیابی کیفیت مطالعات با روش CASP و تحلیل داده‌ها با روش تحلیل موضوعی قیاسی انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد آنهدونیا عمدتاً به ناتوانی در پیش‌بینی لذت مربوط است و این اختلال با انواع سوگیری‌های توجه، تفسیری، حافظه‌ای و خودارجاعی در ارتباط مستقیم قرار دارد و اغلب افراد افسرده با وجود داشتن ظرفیت تجربه لذت، به دلیل وجود این سوگیری‌ها در فرآیند تصمیم‌گیری و تلاش برای دستیابی به پاداش دچار اختلال می‌شوند. بنابراین بررسی تعامل میان سوگیری‌های شناختی و آنهدونیا می‌تواند به توسعه مداخلات شناختی-رفتاری دقیق‌تر و طراحی ابزارهای سنجش و درمان‌های هدفمند مبتنی بر شواهد منجر شود.
 
مهری رحمانی، مجتبی واحدیان،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی بازتوانی شناختی بر  بهبود حافظه‌کاری و توجه انتخابی زنان سالمند مبتلا به آلزایمر خفیف و روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری دو ماهه بود. جامعه‌ی آماری، کلیه‌ی زنان سالمند انجمن حمایت از بیماران آلزایمری شهر اراک می‌باشند که از میان آنها تعداد، 36 بیمار زن به عنوان گروه نمونه، به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب و سپس این افراد به طور تصادفی در سه گروه 12 نفره جایگزین شدند و گروه اول، تحت آموزش بازتوانی شناختی، گروه دوم به عنوان گروه پلاسیبو تحت مداخله توان بخشی فیزیکی و گروه کنترل، مداخله‌ای دریافت نکرد. کلیه آزمودنی‌ها جلسه اول و آخر توسط آزمون استروپ و پاسات مورد ارزیابی قرار گرفتند. پژوهش در مدت 21 جلسه (5 ماه) اجرا شد. داده‌ها با مدل تحلیل واریانس چند متغیره با اندازه‌گیری مکرر تحلیل و یافته‌ها حاکی از آن بود که اثر اصلی عامل زمان (پیش‌آزمون، پس‌آزمون، پیگیری) بر نمرات حافظه‌کاری (583/0= nη2) و توجه انتخابی (720/0= nη2) معنادار است. همچنین اثر تعامل زمان در گروه بر نمرات حافظه‌کاری (443/0= nη2) و توجه انتخابی (604/0= nη2) معنادار می باشد. نتایج، تأثیر بازتوانی شناختی بر بهبود حافظه‌کاری و توجه انتخابی زنان سالمند مبتلا به آلزایمر را نشان داد؛ لذا توصیه می‌شود این مداخله در مراکز درمانی در کنار سایر روشهای درمانی به کار گرفته شود.


 
 

 
خانم الهه بی غم لعل آبادی، دکتر نیلوفر میکائیلی، دکتر اکبر عطادخت، دکتر سجاد بشرپور، دکتر پرویز مولوی،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش اختصاصی‌سازی رویداد آینده‌نگر در کاهش ناامیدی و افکار خودکشی در نوجوانان مبتلا به اختلال افسردگی انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون–پس‌آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دوره اول و دوم متوسطه شهر کرمانشاه در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۲ بود که علائم افسردگی و افکار خودکشی داشتند. پس از انجام فرایند غربالگری و مصاحبه‌های بالینی، ۴۰ شرکت‌کننده واجد شرایط انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش (۲۰ نفر) و کنترل (۲۰ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش در شش جلسه ۹۰ دقیقه‌ای آموزش اختصاصی‌سازی رویداد آینده‌نگر شرکت کرد، در حالی‌که گروه کنترل هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس ناامیدی کودکان (HSC) و مقیاس افکار خودکشی بک (BSSI) بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر مختلط (ANOVA) تحلیل شدند. نتایج نشان داد آموزش اختصاصی‌سازی رویداد آینده‌نگر به‌طور معناداری ناامیدی و افکار خودکشی را در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل کاهش داد و این اثرات در پیگیری دوماهه نیز پایدار باقی ماند. یافته‌ها نشان می‌دهد این مداخله شناختی کوتاه‌مدت می‌تواند در برنامه‌های درمانی و پیشگیرانه در مراکز روان‌شناختی و آموزشی کاربرد مؤثری داشته باشد.


 
آقا محمدرضا رسولی تبار، آقا کیوان کاکابرایی، آقا کریم افشارنیا،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان‌های ذهنی‌سازی، مثبت‌نگر و حل مسئله بین‌فردی بر حل مسئله اجتماعی در نوجوانان در معرض خطر اضطراب بود. این پژوهش با روش نیمه‌آزمایشی و طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری دوماهه با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی نوجوانان در معرض خطر اضطراب مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره و روان‌درمانی شهر کرمانشاه در سال 1403 بود. نمونه پژوهش شامل 80 نفر از داوطلبان واجد شرایط (بر اساس ملاک‌های ورود و خروج) بود که به شیوه در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در چهار گروه درمان ذهنی‌سازی (20 نفر)، درمان مثبت‌نگر (20 نفر)، درمان حل مسئله بین‌فردی (20 نفر) و گروه گواه (20 نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اضطراب بک (1988) و پرسشنامه حل مسئله اجتماعی دزوریلا و همکاران (2002) بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر در نرم‌افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد بین سه مداخله درمانی از نظر تأثیر بر حل مسئله اجتماعی نوجوانان در معرض خطر اضطراب تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین، درمان حل مسئله بین‌فردی در مقایسه با درمان‌های ذهنی‌سازی و مثبت‌نگر اثربخشی بیشتری در بهبود حل مسئله اجتماعی نشان داد. بر اساس نتایج، درمان حل مسئله بین‌فردی می‌تواند به‌عنوان مداخله‌ای مؤثر در ارتقای توانایی حل مسئله اجتماعی نوجوانان در معرض خطر اضطراب مورد استفاده قرار گیرد و از طریق افزایش سازگاری روان‌شناختی و بهبود شیوه مواجهه با چالش‌های زندگی، به ارتقای سلامت روان این گروه کمک کند. ازاین‌رو، توجه به به‌کارگیری این رویکرد درمانی در برنامه‌های پیشگیرانه و مداخلات سلامت روان نوجوانان توصیه می‌شود.

 

صفحه 14 از 15     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه روانشناسی شناختی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | فصلنامه روانشناسی شناختی

Designed & Developed by : Yektaweb