246 نتیجه برای نوع مطالعه: مقاله پژوهشی
دکتر داود فریدونی، دکتر سید ساجدالدین موسوی، دکتر اسماعیل نجفی، دکتر غلامرضا خانلری،
جلد 16، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
بررسی و شناخت ویژگیهای هیدروژئومورفولوژی لازمه شناخت رفتار رودخانه و فرآیندهای فعال در آن است. این موضوع، علاوه بر شناخت وضعیت فرسایش و رسوبزایی و تغییر مسیر رودخانه، به ساخت صحیح سازههای مهندسی و فعالیتهای انسانی در حوضه آبریز رودخانه کمک میکند. رودخانه گیان با میانگین دبی سالیانه 3/2 متر مکعب در ثانیه، یکی از سرشاخههای رودخانه گاماسیاب در استان همدان است. از نظر زمینشناسی و هیدروژئومورفولوژی، رودخانه گیان یک رودخانه کوچک است که با ساختارهای زمینشناسی منطقه کاملاً دارای انطباق است. محاسبه ضریب سینوسی مشخص ساخت که این رودخانه یک رودخانه مئاندری است که طول موج، دامنه نوسان و پهنای کمربند مئاندرها در بخش کوهستانی آن کمتر از محدوده دشت است. شیب بستر این رودخانه نسبتاً کم است و در قسمتهای مختلف خود در رده رودخانههای فرسایشی و رسوبگذار طبقهبندی میشود. رودخانه گیان در بخش کوهستانی دارای بستر سنگی و در محدوده دشت دارای بستر آبرفتی است. حوضه آبریز رودخانه گیان در رده حوضههای آبریز کوچک مساحت قرار میگیرد و بر اساس مقدار ضریب گراولیوس، شکل آن تقریباً کشیده است. ارتفاع حوضه آبریز رودخانه گیان بین 1455 و 2700 با متوسط وزنی برابر 20/1715 متر از سطح دریا است و با افزایش ارتفاع توزیع مساحت آن کاهش مییابد. زمان تمرکز حوضه آبریز برابر 204/4 ساعت تعیین گردید. استفاده از دادهها و نتایج حاصل از انجام این پژوهش میتواند در برنامهریزی کاربری اراضی، کاربردهای مهندسی و اجرایی جهت پیشبینی تغییرات رودخانه و محافظت از سازههای مهندسی مانند جاده، پل، سازههای ساحلی و راهآهن، حفاظت زمینهای کشاورزی منطقه و توسعه گردشگری مؤثر باشد.
آیلار حسنیه، روزبه دبیری، علیرضا علیزاده مجدی، الناز صباغ،
جلد 16، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
خاکهای لای دار شور که دارای سدیم هستند یک نوع دیگر از خاکهای مسئلهدار میباشند. زمانی که این نوع خاک تحت تأثیر آب قرار بگیرد میتواند دچار تورم و واگرایی شده و در نتیجه آن نشست و تغییر شکل به وقوع بپیوندد. با توجه به اینکه بخش وسیعی از حوضه آبریز دریاچه ارومیه و دشت تبریز را خاکهای ریزدانه شور سدیمی فراگرفته است. بنابراین، بررسی و تثبیت خاک مسئلهدار شور سدیمی موجود در منطقه با کمک فرآیند ژئوپلیمریزاسیون از اهداف اصلی تحقیق حاضر میباشد. بدین منظور، از ماده پومیس که دارای خاصیت پوزولانی است با درصدهای وزنی 3، 5 و 7 به طور جداگانه به همراه محلول هیدروکسید کلسیم به عنوان کاتالیزور با درصد 2، 5 و 7 با خاک مورد مطالعه مخلوط گردیدند. سپس نمونههای ساخته شده به مدت یک روز عملآوری شدند. جهت ارزیابی رفتار ژئوتکنیکی خاک تثبیت شده آزمونهای آزمایشگاهی تراکم استاندارد، مقاومت فشاری تک محوری، برش مستقیم و تحکیم انجام گرفته است. نتایج بدست آمده از تحقیق حاضر نشان میدهد، ترکیب 3 % پومیس به همراه 2 % هیدروکسید کلسیم پس از یک روز عملآوری مقاومت فشاری تک محوری را در لحظه گسیختگی نمونه تثبیت شده را به میزان 32/1 برابر افزایش داده است. همچنین ترکیب 7 % پومیس به همراه 2 % هیدروکسید کلسیم مقدار زاویه اصطکاک داخلی 20 برابر بهبود داده است. در انتها، ترکیب 7 درصد پومیس به همراه 2 درصد هیدروکسید کلسیم مقدار تورم آزاد را به مقدار 86 درصد کاسته است.
دکتر احسان پگاه،
جلد 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
نسبتهای ناهمسانگردی سختی برشی کشسان و ناهمسانگردی ساختار بافتی در خاکهای دانهای از ویژگیهای بسیار مهم در مکانیک خاک میباشند که میتوانند مستقیماً بر بسیاری از مشخصههای ژئوتکنیکی تأثیر بگذارند. ناهمسانگردی سختی برشی در یک توده خاک در ارتباطی مستقیم با ناهمسانگردی موجود در ساختار بافتی خاک قرار دارد بهطوریکه این ناهمسانگردی دارای نقشی موثر در میزان تغییرات مقادیر نسبت ناهمسانگردی سختی برشی میباشد. هدف این مطالعه، ارزیابی محدوده تغییرات نسبتهای ناهمسانگردی سختی برشی و ساختار بافتی در خاکهای شنی و ماسهای، و در ادامه ارائه رویکردی نوین برای تخمین نسبت ناهمسانگردی ساختار بافتی از مشخصات دانهبندی و شکل ذرات خاک میباشد. با فرض ناهمسانگردی متقاطع، مقادیر سختی برشی ناهمسانگرد حاصل از 1042 آزمون عددی، آزمایشگاهی و صحرایی بر روی 200 نمونه متفاوت از 43 نوع خاک دانهای مختلف در دنیا، از پیشینه تحقیق گردآوری شدند. آنها سپس با مقادیر متناظر نسبتهای تخلخل، شرایط تنش حاکم بر آزمون، پارامترهای دانهبندی و شکل ذرات ترکیب شدند تا یک پایگاه داده جامع از مدولهای برشی ناهمسانگرد بر حسب شرایط آزمایش تهیه گردد. با تجزیه و تحلیل دادههای گردآوری شده، نسبتهای ناهمسانگردی سختی برشی و ساختار بافتی در خاکهای مورد مطالعه محاسبه شدند. مقادیر حاصل برای نسبت ناهمسانگردی ساختار بافتی سپس در برابر اطلاعات دانهبندی و شکل ذرات ترسیم گشتند تا سطح وابستگیهای موجود بررسی شده و روابط بالقوه حاکم بر آنها استخراج گردند. یافتههای این مطالعه میتوانند به عنوان یک تکنیک مناسب برای بهدست آوردن تقریبهای مرتبه اول ناهمسانگردیهای ساختار بافتی و سختی برشی از ویژگیهای دانهبندی و شکل ذرات عمل نمایند.
خدیجه کرد، هیوا علمیزاده، حکیمه امانی پور،
جلد 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
محدوده مورد مطالعه بخشی از حوضه رودخانه دز بهشمار میآید که در قسمت میانی تا بخش انتهایی آن قرار دارد. در این محدوده به علت شرایط اقلیمی، نامنظم بودن توزیع بارندگی از نظر زمانی و مکانی، افزایش تقاضا برای منابع آب و محدودیت منابع آب سطحی، وابستگی زیادی به آبهای زیرزمینی منطقه وجود دارد. هدف اصلی در این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر نوسانات سطح ایستابی دشت دزفول- اندیمشک طی دوره آماری ۲۰ ساله است. به این منظور با استفاده از دادههای تراز چاههای پیزومتری و لاگ چاههای محدوده مطالعاتی در نرمافزار WinLog، نقشههای سطح آب زیرزمینی و افت سطح ایستابی به روش IDW تهیه گردید. نتایج تحقیق نشان داد که بیشترین افت در قسمتهای شمال شرق، جنوب شرق و غرب محدوده مطالعاتی رخ داده است. با توجه به اینکه در این قسمتها میزان بارش زیاد و مقدار تبخیر و دما بالا است، یکی از دلایل افت در این قسمتها را میتوان به عوامل اقلیمی منطقه نسبت داد. از دیگر عوامل موثر در افت سطح ایستابی، میتوان به فاصله از کانال اصلی رودخانه و شیب زیاد منطقه اشاره کرد. مقایسه تغییرات سطح ایستابی با دبی رودخانه دز نشان داد که همبستگی بالایی بین تغییرات این دو پارامتر با فاصله زمانی یک سال وجود دارد. بنابراین میتوان رودخانه را بهعنوان عامل مهم تغذیه منابع آب زیرزمینی در محدودهی مطالعاتی در نظر گرفت. با توجه به رونق فعالیتهای کشاورزی، چنانچه برداشت از این منابع محدود، به طور علمی و اصولی مدیریت نشود، منطقه در آینده در معرض خطر جدی بحران آب قرار خواهد گرفت.
دکتر سید یحیی میرزایی، دانشجوی دکتری زهرا چقازردی، دکتر منوچهر چیت سازان، دکتر فرشاد علیجانی،
جلد 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
دشت اوان در استان خوزستان در جنوب غربی شهرستان اندیمشک قرارگرفته است. آب زیرزمینی ازجمله منابع آب موجود برای آبیاری، شرب و صنعت در این منطقه به شمار میرود. بدین منظور با توجه به اهمیت بررسی کیفیت آب زیرزمینی دشت اوان پارامترهای هیدروشیمیایی و همچنین وضعیت آلایندگی نیترات مورد ارزیابی و بررسی قرارگرفته است. نیترات در سطح جهان از گستردهترین آلاینده آبهای زیرزمینی بهحساب میآید. بااینحال، مطالعات اندکی بر روی این آلاینده در دشت اوان انجامشده است، در این راستا، برای بررسی کیفیت آبهای زیرزمینی این منطقه با تأکید بر آلودگی نیتراتِ، در شهریورماه سال آبی(1401- 1400) از 22 حلقه چاه در این دشت نمونهبرداری و پارامترهای صحرایی(دما، pH, EC)، غلظت عناصر عمده(,Ca2+,Mg2+ Na+, K+, Cl-, So42-, Hco32- ,Co32-) و نیترات مورداندازهگیری قرار گرفت. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که بهطورکلی سه عامل اول یعنی عناصر EC, Na+, K+, Mg2+, Ca2+, Cl-, So42- در عامل اول، pH, Hco32- در عامل دوم و No3- در عامل سوم، با مجموع 72/89 درصد بیشترین تغییرات را در آبخوان دشت اوان دارند. تیپ غالب دشت سولفات_کلسیک است. آنالیز خوشهبندی سلسله مراتبی تعداد سه خوشه برای منطقه بندی دادههای نیترات را نشان میدهد و بهطورکلی تغییرات غلظت یون نیترات در آب زیرزمینی آبخوان اوان متأثر از اندازه ذرات خاک موجود در منطقه، عمق آب زیرزمینی و استفاده از کودهای شیمیایی است.
خانم سمیه عربعامری، دکتر داود فریدونی،
جلد 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
آزمایش تعیین سرعت سیر موج التراسونیک روشی غیرمخرب، اقتصادی، ساده و سریع است که برای تعیین خواص فیزیکی و مهندسی سنگها بکار میرود. این آزمایش بر مبنای سرعت حرکت موج الاستیک از درون سنگها پایهریزی شده است. سرعت سیر موج التراسونیک در سنگها به خواص ذاتی مانند ترکیب کانیشناسی، تراکم، تخلخل، اندازه دانه، شکل، بافت، ناهمسانگردی و عوامل آزمایشگاهی و محیطی مانند میزان و نوع ماده منفذی و درجه حرارت بستگی دارد. در این پژوهش، 10 نمونه سنگ ساختمانی شامل سنگآهک و گرانیت به تعداد 50 نمونه آزمایشگاهی مکعبی با ابعاد 10×4×4 سانتیمتر برش داده شد و سپس با استفاده از دستگاه آزمایش سرعت سیر موج پاندیت مورد آزمایش قرار گرفتند تا پارامترهای مؤثر بر سرعت موج التراسونیک در آنها مورد بررسی قرار گیرد. این پارامترها شامل وزن واحد حجم خشک، دما، نوع ماده منفذی، حالت ماده منفذی و بارگذاری میباشند. بر اساس نتایج بدست آمده همبستگی بین سرعت سیر موج التراسونیک و وزن واحد حجم خشک رابطه خطی مستقیم و با نوع سیال منفذی، حالت ماده پرکننده و بارگذاری به صورت روابط معکوس میباشد. علاوه بر این افزایش دما باعث افزایش سرعت سیر موج التراسونیک میگردد. همچنین از نظر نوع سیال منفذی، کمترین مقدار سرعت موج در حالت اشباع از آب و بیشترین مقدار سرعت موج در محلول نمک با غلظت 150% بهدست آمد. از نظر حالت ماده پرکننده منافذ سنگ، بیشترین مقدار سرعت در حالت پرکننده منجمد و کمترین مقدار سرعت در حالت پرکننده هوا مشاهده شد. با افزایش بارگذاری سرعت موج التراسونیک در سنگهای مورد مطالعه کاهش مییابد.
- فاطمه خالویی، - هیوا علمیزاده،
جلد 17، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
دینامیک و تحولپذیری چالههای داخلی هر چند پدیدهی شناخته شدهای است، اما فرکانس و شدت این تغییر و تحول در زمان، الگوهای متفاوتی را معرفی میکند. طی سالهای اخیر فرونشست زمین به دلایل مختلف از جمله رشد بیرویه جمعیت، برداشت بیش از حد از منابع آب زیرزمینی به همراه عوامل دیگر سبب بروز مشکلات و معضلات فراوان به زمینهای کشاورزی، ساختمانهای مسکونی، جادهها، خطوط انتقال نیرو و ... شده است. در این پژوهش با هدف بررسی و پایش فرونشست دشت کازرون با استفاده از فن تداخلسنجی راداری از دادههای سنتینل در بازهی زمانی سال 2015 و 2021 پرداخته شده است. در این راستا با مقایسه فازهای دو تصویر راداری دشت کازرون در محیط نرمافزار SNAP، تغییرات سطح زمین بررسی شده است. نتایج پژوهش با توجه به مجموعه شواهد موجود نشان میدهد، عامل اصلی فرونشست دشت کازرون برداشت بیرویه آب از سفرههای زیرزمینی میباشد. به طوری که بیشترین میزان فرونشست در جهت جنوب محدودهی مورد مطالعه (اطراف مقبره شیخ محمد) با مقدار 90-80 میلیمتر در سال و نرخ بیشینه 9 سانتیمتر در سال در دشت کازرون ملاحظه میگردد. بنابراین استفاده از تصاویر راداری سنتینل برای بررسی جا به جاییهای سطح زمین بسیار مناسب میباشد.
احسان پگاه،
جلد 17، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
نسبتهای ناهمسانگردی کشسان در خاکهای غیر چسبنده همواره از اهمیتی حیاتی در بررسی و مطالعات بسیاری از مسائل مرتبط با مهندسی ژئوتکنیک و زمینشناسی مهندسی برخوردار بودهاند. . این نسبتها ناشی از تفاوتهای موجود در مقادیر پارامترهای ناهمسانگرد کشسان در جهات و صفحات مختلف خاک میباشند. هدف اصلی در این مطالعه، شناسایی دامنه تغییرات نسبتهای ناهمسانگردی حاصل از مدولهای برشی ناهمسانگرد و مدولهای یانگ ناهمسانگرد در گسترهای از انواع خاکهای غیر چسبنده و متعاقباً ارزیابی روابط بالقوه میان این دو نوع نسبت ناهمسانگردی میباشد. بدین منظور، با فرض وجود همسانگردی عرضی در خاکهای غیر چسبنده، ضرایب کشسانی ناهمسانگرد حاصل از 266 آزمون انجام شده بر روی 37 نمونه متفاوت از 10 نوع ماسه مختلف، که از آزمونهای آزمایشگاهی سه محوری مرسوم، اندازهگیری سرعتهای امواج لرزهای در آزمایشگاه و شبیهسازیهای عددی بهدست آمده بودند، از پیشینه تحقیق جمعآوری شدند. با طبقهبندی اطلاعات گردآوری شده و سپس تجزیه و تحلیل آنها، در نخستین گام، بزرگی نسبتهای ناهمسانگردی مدولهای برشی و یانگ برای خاکهای مورد مطالعه محاسبه گردیدند. در ادامه، با پیادهسازی نسبتهای ناهمسانگردی در مقابل یکدیگر و اجرای یک سری از تحلیلهای رگرسیونی بر روی نتایج بدست آمده، میزان وابستگی محتمل میان این دو نوع ناهمسانگردی مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. در آخر، معادلات تشریح کننده روابط میان نسبتهای ناهمسانگردی مدول برشی و مدول یانگ استخراج شده و بر مبنای آنها به لزوم استفاده از این معادلات بهجای روابط مشابه قدیمی در پیشینه تحقیق اشاره گردید.
اصغر میلان، مهران شفیعی،
جلد 17، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
محاسبه حجم عملیات خاکی در معادن از موضوعات چالش برانگیز، پر هزینه و زمانبر این حوزه به شمار میرود. در پروژههای معدنی برای برنامهریزی فروش محصولات تولید شده و محاسبه هزینه-عملکرد پیمانکاران، محاسبه احجام خاکبرداری برای برآورد حجم استخراجی ضروری است. محاسبه احجام خاکی با چالشهای زیادی مانند انتخاب بهترین ابزار و روش اندازهگیری، تطبیق نقشههای تولید شده در اپوکهای مختلف، اعمال ضرایب تورم و تبدیل حجم به وزن همراه است. امروزه ابزارهایی چون اسکنرهای لیزری، توتالاستیشنها و دوربینهای متریک برای محاسبه احجام خاکی مورد استفاده قرار میگیرند. اما استفاده از آنها هزینهبر بوده و نیاز به اپراتور با تجربه دارد. بنابراین لازم است روشهای محاسبه احجام در زمان کمتر با دقت قابل قبول بررسی شود. در این تحقیق استفاده از گوشیهای هوشمند برای برآورد بهینه حجم عملیات خاکی مورد ارزیابی قرار گرفته است. دادههای تصویری بهدستآمده از گوشی هوشمند با روش ساختار ناشی از حرکت (SFM) پردازش شد و خروجی آن برای تولید مدل رقومی ارتفاعی به منظور تخمین حجم عملیات خاکی استفاده شد. اختلاف حجم خاک محاسبه شده نسبت به روشهای آزمایشگاهی و توتال استیشن برای دپو خاک و گودبرداری مورد مطالعه به ترتیب 86/3% و 84/1% است که نشان میدهد روش مورد استفاده در این تحقیق از دقت لازم برای محاسبه احجام خاکی برخوردار است، و با توجه به مزیتهای زیادی که نسبت به روشهای مرسوم از نظر هزینه و زمان دارد، میتواند جایگزین آنها شود.
طاهره آذری، سکینه داداشی، فاطمه کاردل،
جلد 17، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
ارزیابی کیفی آبهای ساحلی که تحت تأثیر شوری آب دریا قرار میگیرند را میتوان با استفاده از پارامتر کلراید موجود در آب زیرزمینی انجام داد. این تحقیق یک روش ماشین مرکب هوش مصنوعی نظارت شده (SAICM) را جهت پیشبینی دقیق غلظت کلراید آب زیرزمینی دشت ساری پیشنهاد میدهد. SAICM با ترکیب غیرخطی مدلهای هوش مصنوعی، غلظت کلراید را به عنوان خروجی مدل پیشبینی میکند. در این تحقیق از روش آنالیز مؤلفههای اصلی (PCA)، جهت شناسایی پارامترهای هیدروشیمیایی مؤثر مرتبط با غلظت کلراید به عنوان مؤلفههای ورودی به مدلهای هوش مصنوعی استفاده شده است. بر اساس نتایج حاصل از PCA، پارامترهای (Na, K, EC, TDS, SAR)، به عنوان مؤلفههای ورودی مدلهای هوش مصنوعی انتخاب گردید. در ابتدا چهار مدل هوش مصنوعی، منطق فازی سوگنو، منطق فازی ممدانی، منطق فازی لارسن و شبکه عصبی مصنوعی جهت پیشبینی غلظت کلراید طراحی گردید. بر اساس نتایج حاصل از مدلسازی، تمامی مدلها برازش مناسبی با دادههای کلراید در دشت ساری نشان دادهاند. سپس مدل ترکیبی SAICM ساخته شد که نتایج حاصل از پیشبینی 4 مدل AI جداگانه را با استفاده از ترکیب کننده غیرخطی ANN ، ترکیب نموده و غلظت کلراید را با دقت بیشتری تعیین میکند. نتایج نشان میدهد مدل ماشین مرکب پیشنهاد شده SAICM میتواند غلظت کلراید را با دقت بسیار بالاتری نسبت به روشهای جداگانه، تخمین بزند.
آقای مهدی هاشمی، دکتر داود فریدونی،
جلد 17، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
در این پژوهش، دوامداری و زوالپذیری سنگهای دو اثر تاریخی سنگی شامل معبد صخرهای داشکسن و سنگ نوشتههای تاریخی قبرستان سجاس در جنوب استان زنجان مورد بررسی قرار گرفته است. برای این منظور از هر اثر تاریخی دو نمونه بلوکی سنگ برای انجام مطالعات آزمایشگاهی انتخاب گردید. بر اساس بررسیهای زمینشناسی، آثار تاریخی معبد صخرهای داشکسن بر روی توفهای سازند کرج حجاری شده است. با مطالعه مقاطع نازک، نمونههای معبد داشکسن کریستال ویتریک توف و لیتیک ویتریک توف و نمونههای سنگ نوشتههای تاریخی قبرستان سجاس، ماسهسنگ آهکی و ماسهسنگ بسیار دانهریز تشخیص داده شدند که کوارتز کانی غالب تشکیل دهندهی این سنگها میباشد. بر مبنای ویژگیهای فیزیکی، نمونههای مورد مطالعه شده دارای چگالی و تخلخل متوسط میباشند. از نظر دوامداری و زوالپذیری هر چهار نمونه تحت 15 چرخه آزمایش دوام-وارفتگی در آب معمولی و محلول سولفات سدیم قرار گرفتند. مدل تابع تخریب و نیمه عمر هر چهار نمونه تعیین و مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان میدهند که هر چهار نمونه دارای شاخص دوام-وارفتگی پایینتری در محلول سولفات سدیم نسبت به آب معمولی میباشند. نمونههای سنگ نوشتههای تاریخی قبرستان سجاس به دلیل وجود کوارتز در زمینه آهکی یا رسی، دارای جذب آب و تخلخل بیشتر و بیدوامتر و نیمه عمر آنها پایینتر از نمونههای معبد صخرهای داشکسن میباشند.
سمیه زارعی دودجی، رحیم باقری، هادی جعفری،
جلد 17، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
طرحهای سدسازی، از جمله طرحهای مهم مهندسی هستند که نقش انکارناپذیری در اقتصاد ملی ایفا مینمایند. علم پویایی سیستم یک ابزار مدیریتی است که قادر به شبیهسازی سیستمهای پیچیده منابع آب میباشد. این مدل در شبیهسازی منابع آب دارای قابلیتهای مختلف از قبیل افزایش سرعت در توسعه مدل، قابلیت توسعه گروهی مدل، ارتباط مؤثر با نتایج و افزایش اعتماد به مدل در اثر مشارکت کاربر میباشد. در این تحقیق مدل سیستم پویای سدهای چند منظوره متوالی کاردنه-سنا واقع در استان بوشهر شبیهسازی شده است. هدف از این مدلسازی تحقق نیازهای مختلف از سد (شرب، محیط زیست و کشاورزی صنعتی) پیش از ساخت آن و همچنین بررسی اثر ساخت سد در بالادست بر تأمین نیازهای سد پاییندست میباشد. همچنین با استفاده از این مدل میتوان تغییرات رواناب پاییندست سد در صورت احداث آن و تغییر درصدهای تأمین حجمی-زمانی سد پاییندست را تعیین نمود. مطالعه نتایج پس از محاسبه درصد سالانه و ماهانه تأمین حجمی و زمانی نیازهای مختلف و منبع تأمین آنها و همچنین در نظر گرفتن دو چاه آب شرب جهت تأمین آب شرب در ماههایی که سد قادر به تأمین آب شرب نمیباشد و حداکثر دبی خط لوله انتقال آب شرب کنونی منطقه، انجام گرفت. جهت مدلسازی 6 سناریو مدیریتی در نظر گرفته شد که در نهایت سناریو ششم به عنوان بهینهترین سناریو در نظر گرفته شد. جهت ارزیابی مدل، مقادیر شبیهسازی شده با مقادیر مشاهده شده حجم آب سد سنا مقایسه گردید. نتایج حاکی از آن است که درصد تأمین حجمی نیازهای شرب، محیط زیست و کشاورزی صنعتی سد کاردنه به ترتیب 97/66، 96/59 و 82/76 و همچنین درصد تأمین حجمی نیازهای محیط زیست و کشاورزی از سد سنا به ترتیب 100، 83/48 درصد میباشد که در محدوده قابل قبول وزارت نیرو میباشند. بر اساس این پژوهش مشخص گردید، با مدلسازی بر اساس شاخصهای ارزیابی مدل شامل درصد تأمین حجمی و درصد تأمین زمانی نیازهای مختلف، به راحتی میتوان اثر سیاستهای بهرهبرداری و مدیریتی را بر نحوه تعیین و تخصیص منابع آب مشاهده و بهینهترین تصمیم را اتخاذ نمود.
مسعود مرسلی،
جلد 17، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
حفر تونل در محیط اشباع و نفوذ جریان آب زیرزمینی به تونلهای در حین حفاری یکی از مشکلات جدی در پروژههای تونلی است. نفوذ آب به تونل میتواند منجر به وارد شدن خساراتی به تجهیزات ساخت تونل، پرسنل، روند اجرای کار و ... شود. این موضوع نیاز فعلی و ضروری صنعت تونل سازی از پژوهشهای کاربردی زمین شناسی است. همچنین با مطالعات هیدروژئولوژی چشمههای مسیر تونل و برآورد آب ورودی به تونل، احتمال خشکشدگی و یا کاهش آبدهی چشمههای مسیر تونل بررسی میشود. از طرفی، پیچیدگیهای ورود آب به تونل و نبود یک روش دقیق و مناسب بر اهمیت این مطالعات میافزاید. روشهای تجربی و تحلیلی جهت پیش بینی آب ورودی به تونل وجود دارد. در این مقاله علاوه بر معرفی روند کلی انجام مطالعات هیدروژئولوژی مسیر تونلها به مقایسه درصد وزنی مطالعات هیدروژئولوژی و مشکلات مرتبط با آن پرداخته میشود. به طور متوسط بیش از 30 درصد تمامی مشکلات تونلها به آبهای زیرزمینی مرتبط است اما کمتر از 5 درصد مطالعات در این زمینه انجام میشود. عدم تناسب وزنی دو موارد فوق و علل آن از دیگر موارد مطرحشده در این مقاله است.
آقای حمزه ترکمانی تمبکی، دکتر ماشااله خامه چیان، خانم مریم نظری، آقای شازدی صفری،
جلد 17، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
هدف پژوهش، بررسی خطر روانگرایی در سواحل بوستانو در باختر بندرعباس در استان هرمزگان است. روش تحقیق براساس روش تنش تناوبی جهت ارزیابی پتانسیل روانگرایی با تکیه بر روی داده٬ها حاصل از نفوذ استاندارد است. شتاب بیشینه 0.35 g، به عنوان شتاب سنگ بستر انتخاب گردید. مقاطع عرضی توسط نرم افزار Rockwork، با تکیه بر روی خصوصیات نهشته٬های رسوبی از دیدگاه زمین٬شناسی مهندسی استخراج و سپس اطلاعات ژئوتکنیکی جمع٬آوری شده برای تهیه پروفیل٬های شاخص ژئوتکنیکی بررسی شد. از آنجا که محدوده مطالعاتی در منتهی الیه زاگرس چین خورده واقع شده است و به لحاظ لرزه٬خیزی دارای خصوصیات پهنه انتقالی زاگرس- مکران است، بیشترین انرژی را به رسوبات اشباع منطقه وارد می٬نماید. با توجه به جنبش نیرومند زمین در ایجاد روانگرایی، شتاب سنگ بستر لرزهای (PGA) و بیشینه شتاب افقی در سطح زمین (amax) آنالیز روانگرایی با نرم افزارv.4.70 LiqIT مورد ارزیابی قرارگرفت. نتایج حاکی از رسوبات ماسه٬ای و سیلتی محدوده مورد مطالعه که ماحصل فرآیندهای هوازدگی ارتفاعات شمالی منطقه می٬باشند، است. وجود رسوبات دانه٬ای در حد ماسه و سیلت در شرایطی مساعد با حضور سطح بالای آب زیرزمینی، کاملا مستعد اولیه پدیده روانگرایی در این منطقه تشخیص داده شد. نقشه٬های پهنه٬بندی شدت بروز روانگرایی در نقاط مختلف بوستانو و در عمق٬های سطحی و مستعد منطقه استخراج گردید که نشانگرکلاس٬های خطر مختلف وقوع روانگرایی در خاک این منطقه بود و در مجموع وقوع روانگرایی با شدت بروز بالا تا زیاد برای منطقه بوستانو پیش٬بینی شد.
پرفسور حمیدرضا ناصری، کوشا تمیمی، دکتر فرشاد علیجانی، دکتر صادق طریق ازلی،
جلد 17، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
توسعه فعالیتهای حمل و نقل زیرزمینی در شهر نظیر حفر تونل ممکن است آبهای زیرزمینی و چشمههای این مناطق را به صورت کوتاهمدت و یا بلندمدت تحت تأثیر قرار دهد. حفر تونل خط شش متروی تهران در آبرفت و سنگآهکهای شمال چشمه علی شهرری به علت ایجاد نوسانات در آبدهی چشمه و خشک شدن مقطعی آن موجب بروز نگرانی شده است. برای یافتن ارتباط بین چشمه علی و آبخوان اصلی تغذیهکننده آن ویژگیهای هیدروشیمیایی آب زیرزمینی و حوضه آبگیر چشمه بررسی شد. با کمک روشهای تحلیلی نشت آب به تونل و روش DHI، مقدار تخمینی نفوذ آب به تونل و بیشترین منطقه تأثیرپذیر از این نشت آب به تونل مشخص و به منظور بررسی تغییرات آبدهی چشمه با میزان بارش در گستره، آمار بارش با تغییرات آبدهی چشمه در زمانهای قبل و بعد از حفاری تونل مترو مقایسه شد. نتایج پژوهش نشان داد که حفاری تونل مترو تأثیر قابلتوجهی بر روی سیستم هیدروژئولوژی منطقه و آبدهی چشمهعلی گذاشته و ادامه حفاری ممکن است تأثیر منفی بر روی دبی دیگر چشمهها و چاههای منطقه نیز داشته باشد و سیستم جریانی منطقه را به طور موقت و یا برای همیشه دگرگون کند.
خانم فائزه سادات خندانی، آقای هادی عطاپور، آقای مصطفی یوسفی راد، آقای بهزاد خوش،
جلد 17، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
مواد پرکننده فضاهای زیرزمینی معدنی از انواع مصالح مهندسی است که مشخصات دانهبندی سنگدانه آنها تأثیر مستقیمی بر خواص مکانیکی و فیزیکی این مواد دارد. بر اساس بررسیهای صورت گرفته، معیار جامعی در مورد مشخصات دانهبندی سنگدانههای مواد پرکننده معادن زیرزمینی ارائه نشده است. در مقاله حاضر محدودههای اندازه دانهها و مشخصات دانهبندی سنگدانههای مورد استفاده در انواع پرکنندههای معدنی شامل پرکننده هیدرولیکی، پرکننده خمیری و پرکننده سنگی مورد بررسی قرار گرفته است. در این راستا، منابع موجود در زمینه انواع مواد پرکننده جمعآوری شد. بر اساس دادههای جمعآوری شده، محدوده ابعادی دانهها در هر یک از پرکنندهها تعیین شد. سپس مشخصات دانهبندی هر یک از مواد پرکننده معادن از جمله میانگین قطر دانهها (D50)، ضریب یکنواختی (Cu) و ضریب انحنا (Cc) محاسبه گردید. نتایج حاصل از بررسی منحنیهای دانهبندی پرکنندههای خمیری، هیدرولیکی و سنگی نشان داد که دانهها در پرکننده سنگی، هیدرولیکی و خمیری به ترتیب دارای درشتترین تا ریزترین محدوده ابعادی میباشند. در نهایت مشخصات دانهبندی پرکننده تهیه شده از نخالههای ساختمانی به عنوان یک پرکننده جدید ارائه و با دانهبندی هر یک از پرکنندهها مقایسه شد. نتایج نشان داد منحنی دانهبندی پرکننده تهیه شده از نخاله ساختمانی در مرز بالایی محدوده ابعادی پرکننده هیدرولیکی و مرز پایینی محدوده ابعادی پرکننده سنگی قرار دارد.
خانم فائزه مجیدی، دکتر محمد فتح اللهی، مهندس حبیب رحیمی منبر،
جلد 17، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
سنگدانه، اصلیترین بخش سازنده بتن است که نقش اساسی در کیفیت بتن ایفا میکند. واکنشزایی قلیایی سیلیکاته(ASR) یکی از واکنشهای مهم در بتن است که میتواند تخریب بتن را به دنبال داشته باشد. سنگدانههای حاوی سیلیس فعال عامل این واکنش هستند و هرچه مقدار آن بیشتر باشد انتظار میرود حجم واکنشها هم بیشتر باشد. اینکه میزان افزایش واکنشها، با تغییرات مقدار سنگدانههای سیلیسی به چه صورت است، بخشی از موضوع این تحقیق میباشد. در این راستا مصالحی به عنوان مصالح پایه از معدن شن و ماسه کوهی انتخاب و آزمایشهای لازم بر روی آن انجام و سپس با افزودن سنگدانههای سیلیسی به میزان 5، 10، 15 و 20 درصد آزمایش ASR مطابق استاندارد ASTM C1260 بر روی آنها انجام شد؛ نتایج نشان داد که انبساط نمونهها به ترتیب 0/01، 0.02، 0.04 و 0.06 درصد افزایش خواهد یافت. در ادامه به منظور کنترل واکنش با میکروسیلیس، مقادیر مختلفی از آن به میزان، 5 ،10، 15 و 20 درصد به مصالح اضافه شد. نتایج بیانگر آن بود که میکروسیلیس باعث کاهش انبساط نمونهها به ترتیب به میزان 0.009، 0.014، 0.022 و 0.032 خواهد شد و افزایش 20 درصد میکروسیلیس باعث کاهش 50 درصدی انبساط نمونهها شده است.
امین احمدی، غلامرضا میرزاوند، مریم زبرجد،
جلد 17، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
حریم تأثیر چاه منطقهای است که فعالیت چاه باعث تغییر تراز آب در آن میشود. حریم تأثیر در تعیین حریمهای حفاظت مورد توجه است؛ اما هنوز در این خصوص روابط قابل استنادی ارائه نشده و عدم ارتباط آنها هم تایید نشده؛ و این ناشی از عدم شناخت دقیق حریم تأثیر در برخی از آبخوانها است. این مطالعه با استفاده از مدل مادفلو به منظور شناخت اثر پارامترهای فیزیکی آبخوان بر مخروط افت در یک آبخوان آزاد آبرفتی دارای سطح آب شیبدار انجام شد؛ و چون تاکنون چنین پژوهشی گزارش نشده، نتایج آن گونهای نوآوری است. نتایج نشان داد که گرچه ممکن است به علت محدودیت در سنجش و نمایش، اثر یک چاه در بخشهایی از آبخوان نادیده گرفته شود اما در عمل حریم تأثیر هر چاه تا مرزهای فیزیکیِ خارجی گسترش خواهد یافت. نتایج مشخص کرد که در حریم تأثیر دو نوع مخروط افت حقیقی و نظری قابل بحث است و باید هرکدام جداگانه مورد تحلیل قرار گیرد. مشخص شد که پارامترهایی نظیر هدایت هیدرولیکی، ضخامت اشباع، ضریب انتقال، انیزوتروپی افقی، شیب بستر و مقدار تغذیه در آبخوان آزاد شیبدار اثری دوگانه بر مخروط افت دارند و اگر بالا بودن آنها باعث کاهش افت در فواصل کم شود، در فواصل دور باعث افزایش افت میشود. مشخص شد که ناهمگنی معمولی تغییر چندانی بر مخروط افت ندارد و علت آن اثرات معکوس هدایت هیدرولیکی و آبدهی ویژه بر مقدار افت است. معلوم شد که هدایت هیدرولیکی، انیزوتروپی افقی و آبدهی ویژه اثری شدید ولی انیزوتروپی عمودی و ناهمگنی اثری ناچیز بر مخروط افت دارند.
حسین محمدزاده، وحید ناصری حصار، حمید قالیباف محمدآبادی،
جلد 17، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده
به دلیل پیچیدگی هیدروژئولوژی مناطق کارستی، آب٬بندی سدها در چنین مناطقی سخت٬تر، طولانی٬تر و پرهزینه٬تر و احتمال فرار آب از آن٬ها بیشتر است. پس از آبگیری سد قرهتیکان و ظهور چشمه٬هایی در پایین دست و نشت آب از تکیه٬گاه سازند آهکی تیرگان، امکان توسعه کارست مهم٬ترین مشکل این سد به شمار می٬رود. در این مقاله، با انجام مطالعات زمین٬شناسی، زمین٬شناسی ساختاری و درزه٬نگاری، نفوذپذیری ژئوتکنیکی و روش تحلیل سلسله مراتبی٬پتانسیل توسعه کارست در محدوده و تکیه٬گاه٬های سد قرهتیکان مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج، نشان می٬دهد که حدود 14/6 درصد از محدوده سد قرهتیکان، دارای پتانسیل بالایی در توسعه کارست می٬باشد. محدوده سد قرهتیکان تحت تأثیر سامانه پهنه گسلی سررود است که باعث به هم خوردگی جناح چپ محور سد شده است. درزه٬نگاری در تکیه٬گاه سد قرهتیکان سه دسته درزه اصلی را نشان می٬دهد. دو دسته از درزه٬ها در تقاطع با محور سد و شیب دسته درزه دیگر به سمت حوضچه سد است. بررسی نتایج آزمایش٬های نفوذپذیری لوژن در ساختگاه سد نشان می٬دهد بیشترین نفوذپذیری در تکیهگاه چپ با جریان آشفته، و پس از آن در زیر بستر رودخانه با جریان خطی و آشفته دیده می٬شود، اما در تکیه٬گاه راست نفوذپذیری نداریم و جریان بیشتر خطی است. با توجه به مدل ساختاری– مفهومی تهیه شده از موقعیت سد قرهتیکان و محل قرارگیری محور سد در سامانه گسلی سررود، و میزان بازشدگی و جهت شیب درزه٬ها در ایستگاهها، انتظار می٬رود میزان نشت و فرار آب و امکان توسعه کارست از جناح چپ و بستر بیشتر از جناح راست سد باشد.
دکتر سید یحیی میرزایی، دانشجو رقیه امیری، دکتر منوچهر چیت سازان،
جلد 17، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده
تغییر اقلیم میتواند اثرات قابل توجهی بر منابع آبهای سطحی و زیرزمینی منطقهای و جهانی داشته باشد. گرم شدن آب و هوا بزرگترین چالش آینده برای هیدروسفر و جامعه انسانی، به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک است. این مطالعه اثر تغییر اقلیم را بر روی آبخوان دشت مرکزی خرمآباد موردبررسی قرار میدهد. بدین منظور متغیرهای اقلیمی دما و بارش با استفاده از مدلهای GCM و LARS-WG برای یک دوره پایه 45 ساله (سال آبی 1351-1350 تا 1395-1394) بررسی و ریز مقیاس نمایی شد. سپس مقادیر دما و بارش برای یک دوره 30 ساله (1404-1403 تا 1433-1432) تحت سناریوهای اقلیمی ssp1.2.6، ssp2.4.5 و ssp5.8.5 پیشبینی شد. شبیهسازی بارش-رواناب در حوضه آبریز خرمآباد با استفاده از مدل IHACRES انجام شد. مدل جریان آبزیرزمینی دشت مرکزی خرمآباد نیز با استفاده از کد MODFLOW برای یک دوره 120 ماهه (مهر 1389- شهریور 1399) واسنجی و برای یک دوره 36 ماهه (مهر 1399 تا شهریور 1402) صحتسنجی شد. با توجه به نتایج میزان بارش در دوره آتی نسبت به دوره پایه در سناریوهای ssp1.2.6، ssp2.4.5 و ssp5.8.5 به ترتیب 42.6، 47 و 61.9 میلیمتر کاهش مییابد. مقدار میانگین سالانه دماهای حداقل و حداکثر نیز در هر سه سناریو افزایش مییابد. پس از واسنجی مدل (IHACRES) ، NSE=0.74 ، RMSE=1.46 و 0.64=R2 به دست آمد. طبق نتایج میزان دبی پیشبینیشده برای رودخانه خرمآباد در دوره آتی نسبت به دوره پایه تحت سناریوی (ssp1.2.6) 2.38 مترمکعب بر ثانیه افزایش و در سناریوهای ssp2.4.5 و ssp5.8.5 به ترتیب 0.42 و 0.94 مترمکعب بر ثانیه کاهش مییابد. میانگین بیلان 30 ساله آبخوان تحت سناریوهای ssp1.2.6، ssp2.4.5 و ssp5.8.5 به ترتیب 27494.5، -12335.3- و 41823.3- مترمکعب به دست آمد. سطح آبزیرزمینی آبخوان دشت مرکزی خرمآباد نیز در دوره آتی کاهش خواهد یافت.