246 نتیجه برای نوع مطالعه: مقاله پژوهشی
دکتر علی قنبری، دکتر محمد نخعی، دکتر سعید کلانی، دکتر حمیدرضا عزیزی،
جلد 20، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
فرونشست زمین بهعنوان یکی از مخاطرات پیچیده ژئوتکنیکی، تهدیدی جدی برای امنیت طبیعی، اجتماعی و اقتصادی استان البرز محسوب میشود. در این مقاله، با استناد به شواهد میدانی گردآوریشده در دشتهای هشتگرد، اشتهارد و کرج طی فصول بهار و تابستان سال ۱۴۰۴، علائم صحرایی فرونشست مورد ارزیابی و اندازهگیری قرار گرفته است. علائمی نظیر ترکهای کششی و فشاری در سطح زمین، نشست موضعی در سازهها، لولهزایی در سرچاهها، شکافهای سطحی عمیق و تغییر در سطح آبهای زیرزمینی بهعنوان نشانههای کلیدی فرونشست بررسی شدهاند. نتایج حاصل نشان میدهد که دشت هشتگرد، بهویژه در مناطق سعیدآباد، سپهر و نجمآباد، دارای بیشترین شواهد صحرایی از جمله نشستهای پیوسته، شکافهای سطحی و تغییرشکل در سطح زمین است. در شهرک صنعتی سپهر لولهزایی به میزان 120 سانتیمتر در طی شش سال اندازهگیری شده است. در دشت اشتهارد نیز شواهد متعددی از ترکخوردگی در ساختمان مدارس، شکاف در سطح زمین و در اطراف دکلهای برق و دیوارههای سازهای مشاهده شده است. بازشدگی برخی ترکها در این منطقه حدود 20 میلیمتر است. همچنین شکافهای عمیقی در منطقه فتحآباد (حدفاصل اشتهارد و بویین زهرا) به وقوع پیوست است. عمق حداکثر شکافها حدود 6 متر برآورد شده است. با این حال، در بخشهایی از دشت کرج، علیرغم برداشت قابلتوجه از منابع آب زیرزمینی، علائم صحرایی مشهودی از فرونشست دیده نشده است. مطالعه دورسنجی به روش تداخل سنجی راداری نیز نشان میدهد که فرونشست در هشتگرد حدود 20 سانتیمتر در کرج حدود 14 سانتیمتر و در اشتهارد حدود 6 سانتیمتر در سال است.
اکرم السادات قدمی، هوشنگ خیری، ابراهیم رحیمی،
جلد 20، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
فرونشست زمین یکی از مخاطرات ژئومورفولوژیکی مهم در مناطق خشک و نیمهخشک محسوب میشود که عمدتاً ناشی از برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی است. در چنین مناطقی، افت سطح آب موجب فشردگی غیرقابل برگشت لایههای ریزدانه، کاهش ظرفیت ذخیرهسازی آب و آسیب به زیرساختهای حیاتی میگردد. هدف این پژوهش، پایش نرخ فرونشست زمین در آبخوان دامغان و تحلیل ارتباط آن با افت سطح آب زیرزمینی با استفاده از دادههای ماهوارهای، اطلاعات پیزومتری و شواهد میدانی است. منطقه مورد مطالعه بخشی از آبخوان دامغان در استان سمنان با وسعتی حدود ۱۵۲۲ کیلومتر مربع است که میزبان یک آبخوان آزاد در میان نهشتههای آبرفتی ناهمگن میباشد. دادههای مورد استفاده شامل تصاویر Sentinel-1A در بازه ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱، اطلاعات ۳۸ چاه مشاهدهای طی سالهای 1396تا 1402، و لاگهای حفاری ۱۳ گمانه بهرهبرداری بوده است. نتایج نشان داد که افت سطح آب زیرزمینی در بخشهای مرکزی و جنوبشرقی آبخوان تا 5 متر و با نرخ متوسط سالانه حدود 0/33 متر رخ داده است. نقشههای تداخلسنجی راداری نرخ متوسط فرونشست را حدود 0/32 متر در همین نواحی تأیید کردند. تحلیل بافت خاک و ضخامت لایههای اشباع نشان داد که مناطق با درصد بالای رس و سیلت حساسیت بیشتری به افت آب دارند و در گمانههایی با ریزدانه بالا حتی افتهای کوچک نیز منجر به نشست محسوس شده است، در حالیکه در گمانههای با ریزدانه ناچیز نشست محدود بوده است. شواهد میدانی شامل بیرونزدگی لولههای جدار چاههای پیزومتری تا حدود ۲۷ سانتیمتر، فروچالههای اولیه و تغییر در الگوی زهکشی طبیعی، ابعاد عملی این پدیده را برجسته میسازد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که افت سطح آب زیرزمینی در تعامل با ویژگیهای زمینشناسی و بافت خاک عامل اصلی بروز فرونشست در آبخوان دامغان است و پایش مستمر منابع آب زیرزمینی و مدیریت هدفمند بهرهبرداری برای کاهش مخاطرات و حفظ پایداری زیستمحیطی منطقه ضروری است.
سلمان شمس الدینی مطلق، سعید مهدوی،
جلد 20، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
با توجه به عمیق شدن معادن روباز و ملاحظات زیست محیطی ناشی از آن، دوران حاضر را دوره بازگشت به معدنکاری زیرزمینی نامیدهاند. یکی از ملاحظات اساسی در گذر از معدنکاری روباز به زیرزمینی، طراحی لنگهی تاج بر اساس ملاحظات اقتصادی و فنی است. با توجه به عدم قطعیتهای موجود در این زمینه، پژوهش حاضر با بهرهگیری از شبیهسازی سهبعدی عددی به بررسی تاثیرات متقابل پارامترهای هندسی و ژئومکانیکی بر رفتار لنگهی تاج در گذار به معندکاری زیرزمینی پرداخته است. رفتار لنگه با توجه به مقدار جابهجایی و حجم زون پلاستیک در لنگه مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج تحلیل نشان داد که، پارامترهای هندسی نقش بسیار مهمتری نسبت به خصوصیات مکانیکی سنگ ایفا میکنند. در میان پارامترهای هندسی، شاخص ابعاد لنگه (حاصلضرب ضخامت و دهانه لنگه) و دهانهی لنگهی تاج نقش تعیینکنندهای در کنترل رفتار لنگه دارند. از دیدگاه ژئومکانیکی، در دامنهی تغییرات لحاظ شده در این پژوهش، مدول الاستیسیته سنگ به عنوان پارامتر تاثیرگذار بر رفتار لنگهی تاج شناسایی شد که با مقدار بحرانی 7 گیگاپاسگال، رفتار لنگه تاج را کنترل میکند. دهانهی لنگهی تاج به عنوان دومین پارامتر تاثیرگذار قادر است با ضریب همبستگی 83/. میزان جابهجایی لنگهی تاج را پیشبینی کند و شاخص ابعاد لنگه با دقت 20 درصد قادر است حجم زون پلاستیک در لنگه را برآورد کند.
دکتر سیدعلی اصغری،
جلد 20، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
مقاله حاضر به مقایسه سیستماتیک تحلیل احتمالاتی پایداری شیب با استفاده از سه نرمافزار رایج در مهندسی ژئوتکنیک، یعنی Plaxis LE V21، GeoStudio 2024 (ماژول SLOPE/W) و Slide2 میپردازد. با توجه به اهمیت ارزیابی ریسک و ماهیت ذاتی عدم قطعیت در پارامترهای خاک، تحلیل احتمالاتی به عنوان رویکردی ضروری برای کمّیسازی عدم اطمینانها و محاسبه معیارهایی مانند احتمال شکست و شاخص قابلیت اطمینان مورد توجه قرار گرفته است. این تحقیق با اجرای تحلیلهای یکسان بر روی سه سناریوی مختلف (خاک همگن، خاک سهلایه و شرایط شبه استاتیکی) و با استفاده از ۱۰ روش متداول تعادل حدی، قابلیتها، دقت، کارایی و محدودیتهای هر نرمافزار را ارزیابی کرده است. نتایج نشان میدهد که با افزایش پیچیدگی مسئله، ضریب ایمنی کاهش و احتمال شکست و اختلاف بین نتایج نرمافزارها افزایش مییابد. در سناریوی همگن، میانگین ضریب ایمنی بسته به روش انتخابی بین 1/35 تا 1/55، احتمال شکست ۸-–۱۲٪ و اختلاف بیننرمافزاری کمتر از ۵٪ است. در سناریوی لایهای، میانگین ضریب ایمنی به 1/30–- 1/40 کاهش یافته و اختلاف بیننرمافزاری به حدود ۱۵٪ میرسد. در شرایط شبه استاتیکی، میانگین ضریب ایمنی حدود ۲۱٪ کاهش یافته (به 1/15)، احتمال شکست به میانگین ۲۷٪ افزایش یافته و اختلاف بیننرمافزاری تا ۲۵٪ گزارش میشود. روشهای پیشرفته (مورگنسترن-پرایس، اسپنسر) ضرایب ایمنی بالاتری نسبت به روشهای ساده (معمولی/فلنیوس) ارائه میدهند. از نظر عملکرد، Plaxis LE دقیقترین نتایج را در شرایط پیچیده دارد، GeoStudio محافظهکارانهترین تخمینها را ارائه میدهد و Slide2 با ابزارهای گرافیکی پیشرفته، گزینه مناسبی برای ارزیابی ریسک احتمالاتی است.
دکتر منوچهر مرتضوی چمچالی، دکتر غزاله محبی تفرشی، دکتر امین محبی تفرشی،
جلد 20، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
شهر منجیل بهدلیل قرارگیری در مجاورت سامانههای گسلی فعال و استقرار در مسیر شریانهای حیاتی منطقه، از کانونهای پرریسک لرزهای شمال ایران محسوب میشود. تجربه زمینلرزههای مخرب گذشته نشان میدهد که فقدان ارزیابی فضایی ریسک میتواند پیامدهای انسانی، اقتصادی و زیرساختی را تشدید کند. هدف این پژوهش تحلیل و پهنهبندی ریسک زلزله در محدوده شهری منجیل با بهرهگیری از رویکرد تلفیقی سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)، فرایند تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) و منطق فازی است. در این چارچوب، ریسک بهعنوان برهمکنش خطر لرزهای و آسیبپذیری فضایی مدلسازی شد. شاخصهای آسیبپذیری شامل کاربریها و تراکم مسکونی، کاربریهای مهم شهری و شریانهای حیاتی استخراج و پس از استانداردسازی در محیط GIS، وزندهی آنها با استفاده از AHP انجام گرفت. نتایج نشان داد کاربریهای مسکونی بهدلیل تمرکز جمعیت بیشترین سهم را در افزایش آسیبپذیری دارند، در حالیکه زیرساختهای حیاتی نیز بهدلیل اهمیت عملکردی در شرایط بحران نقش قابل توجهی ایفا میکنند. در تحلیل خطر، شاخصهایی نظیر فاصله و چگالی گسلها، بیشینه شتاب زمین، شاخص زمینساخت فعال، شیب و ویژگیهای زمینشناسی بررسی شد که بیانگر وضعیت نامناسبتر بخشهای مجاور گسل است. تلفیق لایهها با تابع عضویت فازی و اپراتور گامای ۰٫۹ انجام شد و نقشه نهایی ریسک در پنج طبقه بسیار کم تا بسیار زیاد تهیه گردید. تحلیل فضایی نتایج نشان داد چهار پهنه کانونی ریسک بالا در محدوده شهری قابل شناسایی است که ناشی از همپوشانی خطر لرزهای و تمرکز کاربریهای مسکونی و زیرساختهای حیاتی است. یافتهها بیانگر کارآمدی رویکرد GIS–AHP–Fuzzy برای پشتیبانی از برنامهریزی شهری و مدیریت پیشگیرانه ریسک در شهرهای لرزهخیز است.
حسین محمدزاده، نازنین نثاری اشک زری، محمود ارجمند شریف،
جلد 20، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده
در مناطق خشک و نیمهخشک، فشار فزاینده بر منابع آب زیرزمینی، پایداری کمی آبخوانها را با چالشهای جدی مواجه ساخته است. آبخوان مشهد - چناران به عنوان یکی از مهمترین آبخوانهای آبرفتی شمال شرق ایران و منبع اصلی تأمین آب شرب شهر مشهد، طی سالهای اخیر تحت تأثیر برداشتهای گسترده قرار گرفته است. در این پژوهش، پایداری کمی آبخوان مشهد - چناران بر اساس تحلیل همزمان تغییرات دبی چاهها، ضخامت اشباع آبخوان، ضریب آبدهی ویژه (Sy)، ظرفیت ویژه (Q/s) و افت ویژه (s/Q) طی دوره آبی 1396-1395 تا 402-1401 ارزیابی شده است. نتایج نشان میدهد در طی دوره مطالعه، دبی چاهها، به ویژه در نواحی جنوب شرقی و مرکزی آبخوان، کاهش محسوسی داشته و همزمان، ضخامت اشباع آبخوان روندی کاهشی را تجربه کرده است. آبدهی ویژه آبخوان از حدود 0/95 به حدود 0/25 کاهش یافته است که بیانگر کاهش حدود ۷۴ درصدی ظرفیت ذخیرهسازی آبخوان میباشد. همچنین، ظرفیت ویژه (Q/s) از حدود 0/63 به 0/43 میلیون مترمکعب در سال کاهشیافته است که معادل کاهش حدود ۳۲ درصدی این شاخص است. در مقابل، افت ویژه (s/Q) از حدود1/56 به 2/30 متر افزایش یافته که نشاندهنده افزایش حدود ۴۷ درصدی افت سطح ایستابی بهازای دبی برداشت و کاهش کارایی هیدرولیکی سیستم بهرهبرداری آبخوان است. نتایج تحلیل مساحتی پایداری کمی آبخوان در دوره آبی 1402-1401 نشان میدهد که حدود ۳۵ درصد از مساحت آبخوان در وضعیت ناپایدار، ۴۲ درصد در وضعیت نیمهپایدار و تنها ۲۳ درصد در وضعیت پایدار قرار دارد. به طور کلی، نتایج این پژوهش بیانگر تشدید ناپایداری کمی آبخوان مشهد - چناران و ضرورت بازنگری در الگوی بهرهبرداری، کنترل برداشت و پایش مستمر سطح ایستابی به منظور حفظ بهرهبرداری پایدار از آبخوان است.