۳ نتیجه برای نائینی
مینو نظیفی نائینی، دکتر شهرام فتاحی، دکتر سعید صمدی،
دوره ۳، شماره ۹ - ( ۷-۱۳۹۱ )
چکیده
در این مطالعه، قدرت برازش و قدرت پیشبینی مجموعهای از مدلهای انتقالی گارچ مارکف SW-GARCH ، با استفاده از داده های بازار بورس اوراق بهادار تهران، طی سالهای ۹۰-۱۳۷۶ مقایسه میشود. در این مقاله، از مدل انتقالی گارچ مارکف برای پیشبینی نوسانات در بازار بورس اوراق بهادار تهران در افقهای پیشبینی کوتاه مدت شامل یکروزه و پنجروزه (هفتهای) و دوره بلندمدت شامل دهروزه و ۲۲روزه استفاده شده است. علت استفاده از این مدلها آن است که برای همۀ شاخصهای مدل، امکان چرخش یا انتقال بین دو رژیم پرنوسان و کمنوسان وجود دارد. به همین دلیل، هم توزیع گوسی (نرمال) و هم دو توزیع دنبالۀ پهن ( t -استیودنت و GED ) برای خطاها در نظر گرفته شده است. درجۀ آزادی نیز بین دو رژیم نوسان تغییرپذیر تعبیه شد تا چولگی احتمالی وابسته به زمان نیز در نظر گرفته شود. نتایج تجربی نشان میدهد برای پیشبینی نوسانات بازار سهام ایران، عملکرد مدلهای SW - GARCH با توزیع خطای t و با درجۀ آزادی متغیر بین دو رژیم، بسیار بهتر از مدلهای گارچ معمولی است. حتی در برازش و بررسیهای داخل نمونهای نیز این نوع از مدلهای انتقالی مارکف، رتبۀ اول را در زمینه قدرت برازش به خود اختصاص دادند.
دکتر احمد گوگردچیان، سیمین السادات میرهاشمی نائینی،
دوره ۴، شماره ۱۱ - ( ۱-۱۳۹۲ )
چکیده
کمبود نقدینگی عواقب نامطلوب و متعددی برای بانکها درپی دارد. به همین علت بررسی راهبردهای مختلف تأمین نقدینگی از اهمیت زیادی برخوردار است. در شرایط معمول بازار، راهبردهای تعدیل زیادی برای تأمین نقدینگی در اختیار بانکهاست که میتوانند در صورت قرارگرفتن در معرض تعهدات پرداخت بالاتر، داراییهای نقد بیشتری داشته باشند. در این مقاله، سه راهبرد برای مدیریت نقدینگی نظام بانکی کشور در شرایط فوق مورد توجه قرار میگیرد.
هدف این مقاله، آزمون سه راهبرد برای مدیریت نقدینگی مبتنیبر توصیه کمیته بال در شرایط افزایش تعهدات پرداخت شبکه بانکی کشور با استفاده از روش گشتاورهای تعمیمیافته(GMM) است. به این منظور، از دادههای ۲۰ بانک از شبکه بانکی کشور برای سالهای ۱۳۸۸-۱۳۸۰ استفاده میشود.
نتایج تحقیق، بیانگر رابطه مثبت میان نرخ رشد تعهدات پرداخت و نرخ رشد موجودی اوراق بهادار است. همچنین رابطه میان نرخ رشد تعهدات پرداخت و نرخ رشد بازپرداخت وامها مثبت برآورده شده و در مقابل نتایج حاکی از رابطه معکوس میان نرخ رشد وامهای بلندمدت و نرخ رشد تعهدات پرداخت است.
سعید عیسی زاده، محمد کاظم نظیری، هادی نائینی،
دوره ۸، شماره ۳۰ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده
یکی از دلایل بروز بیکاری، نبود تناسب بین مهارت افراد و نیازهای موجود برای مهارت در جامعه است. این نوع عدم تطبیق بین عرضه و تقاضای نیروی کار بویژه از نظر مهارت، به عنوان بیکاری ساختاری تعریف می¬شود. از این رو در پژوهش حاضر تأثیر عدم تطبیق مهارت به عنوان یکی از اصلی¬ترین پارامترهای بیکاری ساختاری بر نرخ بیکاری به شکل کمی مورد بررسی قرار می¬گیرد. بدین منظور از اطلاعات موجود در طرح آمار¬گیری نیروی کار از سال ۱۳۸۴ تا سال ۱۳۹۱ استفاده شده است. شاخص عدم تطبیق مهارت از مجموع مجذورات اختلاف در عرضه و تقاضای مهارت محاسبه می¬شود. بر اساس نتایج تحقیق، عدم تطبیق مهارت تأثیر مثبت و معناداری بر نرخ بیکاری دارد؛ بطوریکه یک درصد افزایش در شاخص عدم تطبیق مهارت سبب افزایش نرخ بیکاری به میزان ۱۳/۰درصد می¬شود. بنابراین تولید دقیق اطلاعات در مورد فرصت¬های شغلی خالی، تغییر متون درسی به خصوص در بخش آموزش عالی، متناسب با تغییر سلایق کار فرمایان به منظور به روز رسانی دانش و نیازهای بازار کار امری ضروری است که باید بیشتر مورد توجه واقع شوند.