25 نتیجه برای درآمد
آقای عبداله افشاری، آقای تیمور محمدی، آقای فرهاد غفاری،
دوره 13، شماره 50 - ( 12-1401 )
چکیده
دراین پژوهش اثر کاهش درآمدهای نفتی را بهصورت غیرخطی و با استفاده از مدل VAR آستانهای(TVAR) و با تاکید بر تحریمها، طی دوره 1381-1399 که دادهها بهصورت فصلی میباشد، مورد بررسی قراردادیم و با انتخاب متغیر رشد درآمدهای نفتی واقعی بهعنوان متغیرآستانه، طی دو رژیم مقدار حدآستانه 021/0- برای رشد درآمدهای نفتی برآورد شده و با استفاده ازتوابع واکنش تعمیم یافته(GIRF) به بررسی اثرات رشد درآمدهای نفتی بر رشد اقتصادی پرداختهشده است. نتایج نشان داد شوکهای درآمد نفتی در دو رژیم بالا و پایین، دارای اثرات متفاوتی بر نرخ رشد اقتصادی داشتهاست. اثر شوکهای درآمد نفتی بر رشد اقتصادی در رژیم پایین ابتدا تا دوره دوم مثبت و صعودی و از دوره دوم به بعد نزولی، بهطوریکه از دوره ششم به بعد نرخ رشد اقتصادی منفیشدهاست و در رژیم بالا در دوره اول صعودی و از دوره اول به بعد با روند کندتری نسبت به رژیم پایین کاهشی بوده و در نهایت به سمت صفر میل کردهاست. لذا نتایج نشان میدهد که اثر کاهش درآمدهای نفتی بر نرخ رشد اقتصادی در رژیم پایین بهمراتب بیشتر از رژیم بالای درآمدهای نفتی میباشد و این نشان میدهد که تحریمها و کاهش درآمدهای نفتی، تأثیر زیادی را برکاهش تولید و نرخ رشد اقتصادی میگذارد. لذا توصیه میشود دولت با اعمال سیاستهای درست و برنامههای اقتصادی مناسب در راستای کاهش این تحریمها و کاهش اثرات آن بر تولید و اقتصاد کشور قدم بردارد.
دکتر سمیرا متقی، دکتر یگانه موسوی جهرمی، آقا محمد امین طاهری گرگانی،
دوره 14، شماره 51 - ( 3-1402 )
چکیده
هدف: ضریب نفوذ بیمه یکی از مهمترین شاخصهای مورداستفاده برای ارزیابی صنعت بیمه یک کشور است. این ضریب همچنین معیاری برای مقایسه عملکرد صنعت بیمه در بین کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه است. هدف این تحقیق بررسی مقایسهای ضریب نفوذ بیمه و عوامل مؤثر بر آن در کشورهای بادرآمد بالا ودرآمدپایین میباشد.
روش شناسی: پژوهش حاضر به بررسی تاثیر متغیرهای نرخ تورم، تحصیلات، بهرهوری نیروی کار، نسبت وابستگی و درآمد بر ضریب نفوذ بیمه در دوره زمانی 2011-2021 و با استفاده از روشهای PMG و ARDL به برآرود معادلات کوتاهمدت و بلندمدت در 18کشورتوسعه یافته و در حال توسعه و کشور ایران می پردازد.
یافته ها: نتایج بهدستآمده از برآورد مدلهای بلندمدت PMG در کشورهای با درآمدبالا حاکی از تاثیر مثبت نسبت وابستگی، سطح درآمد و سطح نحصیلات بر ضریب نفوذ بیمه و نیز تاثیر منفی نرخ تورم و بهره وری نیروی کار بر متغیروابسته است، همچنین درکشورهای منتخب با درآمد پایین تمامی متغیرها به غیر از تحصیلات و نسبت وابستگی که تاثیر مثبت و معناداری بر ضریب نفوذ بیمه داشتند از لحاظ آماری بی معنا هستند. از سویی دیگر یافتهها از برآورد مدل بلندمدت ARDL در کشو ایران نشان دهنده تاثیر منفی نرخ تورم بر ضریب نفوذ بیمه و تاثیر مثبت سطح تحصیلات، سطح درآمد و نسبت وابستگی بر ضریب نفوذ بیمه است.
mouseout="msoCommentHide('_com_1')" onmouseover="msoCommentShow('_anchor_1','_com_1')">
حانم فرزانه حسنی توابع، دکتر رضا روشن، دکتر عبدالکریم حسین پور،
دوره 15، شماره 57 - ( 9-1403 )
چکیده
نرخ رشد اقتصادی نشاندهنده تغییرات در سطح فعالیت اقتصادی و توانایی یک کشور در تولید کالاها و خدمات است که میتواند بهعنوان معیاری برای ارزیابی عملکرد اقتصادی یک کشور و مقایسه آن با دیگر کشورها استفاده شود. در حالت توسعه مالی نسبت دارایی های مالی به دارییهای های غیر مالی رو به افزایش می گذارد که می تواند بر افزایش رشد اقتصادی موثر باشد. هدف از این پژوهش بررسی تاثیر درآمدهای نفتی بر رشد اقتصادی کشورهای حاشیه خلیج فارس با تاکید بر کانال توسعه مالی است. کشورهای مورد مطالعه شامل: ایران، قطر، کویت، عربستان سعودی، عراق، بحرین و امارات متحده عربی بوده و بازه زمانی پژوهش، سال های 2003 تا 2023 بوده است. برای این منظور از یک مدل رگرسیون پانل آستانهای دو رژیمی استفاده گردید. یافته ها گویای آنست که تأثیر درآمدهای نفتی بر رشد اقتصادی از طریق کانال توسعه مالی برای رژیم اول که میزان تعمیق مالی کمتر از حد آستانه است، مثبت و معنادار می باشد به طوری که قبل از رسیدن به آستانه، یک درصد در درآمدهای نفتی، رشد اقتصادی را 9.87 درصد افزایش میدهد. برای رژیم دوم که وابستگی کانال توسعه مالی به درآمدهای نفتی بالاتر از حد آستانه میباشد، تأثیر درآمدهای نفتی بر رشد اقتصادی معنادار نیست.. همچنین متغیر های کنترلی باز بودن تجارت، سرمایه گذاری ناخالص، تورم، مخارج مصرفی دولت تاثیر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی کشورهای مذکور داشته است.
خانم معصومه محمدی فر، دکتر سعید کریمیپتانلار، دکتر سعید راسخی، دکتر شهریار زروکی،
دوره 16، شماره 60 - ( 6-1405 )
چکیده
بحران اقلیمی و نابرابری درآمد دو چالش بههمتنیده توسعه پایدارند، اما شواهد تجربی درباره نقش اندازه دولت در کیفیت محیطزیست یکدست نیست. این پژوهش با تمرکز بر سه شاخص کربنی، شامل انتشار سرزمینی دیاکسیدکربن، ردپای کربن مصرفمحور و ردپای کربن تولیدمحور، رابطه اندازه دولت با کیفیت محیطزیست را بررسی میکند و میکوشد نشان دهد آیا نابرابری درآمد شدت و جهت این رابطه را تعدیل میکند. بدین منظور، از دادههای تابلویی ۵۸ کشور طی دوره ۱۹۹۴ تا ۲۰۲۳ استفاده شد و الگوی پژوهش بر پایه میانگینهای پنجساله و با روشهای منتخب متناسب با آزمونهای تشخیصی، شامل حداقل مربعات تعمیمیافته امکانپذیر و اثرات تصادفی با خطاهای استاندارد خوشهای، برآورد گردید؛ همچنین تصحیح خطای استاندارد بهعنوان آزمون استحکام برای گروه انتشار دیاکسید کربن گزارش شد. نابرابری درآمد با چهار شاخص مکمل شامل ضریب جینی قبل و بعد از مالیات، نسبت درآمد بیست درصد بالایی به بیست درصد پایینی و نسبت درآمد دهک دهم به دهک اول اندازهگیری شد. نتایج نشان میدهد اندازه دولت، در سطح میانگین نابرابری، با افزایش شاخصهای کربنی و در نتیجه کاهش کیفیت محیطزیست همراه است؛ اما این رابطه به ساختار توزیع درآمد، نوع شاخص کربنی و سنجه نابرابری وابسته است. ضرایب تعاملی منفی نشان میدهند که نابرابری درآمد شدت رابطه مثبت اندازه دولت با شاخصهای کربنی را تضعیف میکند. تحلیل ناهمگنی درآمدی برای انتشار سرانه دیاکسیدکربن نیز نشان میدهد این رابطه در کشورهای پایینتر از میانه درآمد سرانه قویتر است. افزون بر این، الگوی برآوردی از نظر علامت ضرایب با فرضیه منحنی کوزنتس زیستمحیطی سازگار است، هرچند بخش غالب مشاهدات در قسمت صعودی منحنی قرار دارد. یافتهها نشان میدهد بهبود کیفیت محیطزیست مستلزم هماهنگی سیاستهای بازتوزیعی با جهتدهی مخارج عمومی به سوی بخشهای کمآلاینده و زیرساختهای کمکربن است.
وحید رضایی، محمد رضا لطفعلی پور، سید سعید ملک الساداتی، نرگس صالح نیا،
دوره 16، شماره 60 - ( 6-1405 )
چکیده
هدف اصلی این پژوهش، واکاوی اثرات نامتقارن شوکهای درآمد نفتی و نقش متغیرهای کلان پنهان بر تورم ۱۲ گروه اصلی کالاها و خدمات مصرفی در اقتصاد ایران طی دوره فصلی ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۰ است. برای این منظور، از مدل خودرگرسیون برداری عاملی تعمیمیافته (FAVAR) استفاده شد که امکان ترکیب حجم گستردهای از اطلاعات اقتصادی و استخراج مؤلفههای پنهان اسمی و حقیقی را فراهم میکند. یافتههای تحقیق حاکی از آن است که واکنش تورم گروههای کالایی به شوک های درآمد نفتی ماهیتی نامتقارن دارد؛ به طوری که شوکهای مثبت درآمد نفتی از طریق سازوکار بیماری هلندی، منجر به افزایش قیمت نسبی در بخش کالاها و خدمات غیرقابل مبادله (نظیر بهداشت، مسکن و رستوران) میشود، در حالی که در بخش کالاهای قابل مبادله، وفور ارز در کوتاهمدت نقشی بازدارنده در رشد قیمتها ایفا میکند.