3 نتیجه برای نابرابری درآمد
دکتر ابوالفضل شاه آبادی، دکتر محمد کاظم نظیری، مرتضی نعمتی،
دوره 4، شماره 12 - ( 4-1392 )
چکیده
واردات، نقش مهمی در تعیین راهبرد توسعهی اقتصادی در ساختار فعلی اقتصاد جهانی ایفا مینماید. اتخاذ راهبرد صحیح برای واردات، منوط به در نظر گرفتن عواملمؤثر بر واردات است. در بیشتر مطالعات تجربی، واردات کالا و خدمات تابعی از درآمد واقعی و نرخ ارز واقعی است و کمتر به بررسی تأثیر شدت نابرابری درآمد بر واردات پرداختهشده است. حال آنکه، افزایش نابرابری موجب افزایش قدرت خرید اقشار پردرآمد و افزایش تقاضای کالاهای باکشش مصرفی به ویژه کالاهای لوکس و تغییر در ترکیب کالاهای مصرفی داخلی و وارداتی میشود. پژوهش حاضر به بررسی اثر نابرابری درآمد بر واردات کالا و خدمات در 17 کشور توسعهیافته و 18 کشور درحال توسعه طی دوره 2010-1990 با استفاده از روش گشتاورهای تعمیمیافته (GMM) می پردازد. در این راستا متغیرهای تولید ناخالص داخلی، نرخ ارز واقعی و نابرابری درآمد بهعنوان مؤلفههای اثرگذار بر واردات کالاها و خدمات در نظرگرفته شدهاند. نتایج بهدست آمده حاکی از وجود رابطه مثبت و معنادار بین نابرابری درآمد و واردات کالا و خدمات در کشورهای توسعهیافته و رابطه منفی و معنادار در کشورهای درحال توسعه است. به علاوه، رابطه تولید ناخالص داخلی و واردات کالا و خدمات برای هر دو گروه، مثبت و رابطه نرخ ارز واقعی و واردات کالا و خدمات برای هر دو گروه، منفی ارزیابی شده است. از این رو، سیاستگذاران و دولتمردان باید از طریق توزیع مجدد درآمد و ثروت به نفع اقشار کم-درآمد و ایجاد انگیزه در آنان برای مشارکت در امر تولید، هم شکاف نابرابری را کاهش دهند و هم قدرت رقابتپذیری آنها را به منظور ارتقای موقعیت خود در بازار و کسب درآمدهای ارزی بالاتر، افزایش دهند.
ادریس کریمی، زهرا فتورهچی،
دوره 13، شماره 48 - ( 6-1401 )
چکیده
امروزه منافع حاصل از منابع انرژی خصوصاً منابع تجدیدناپذیر میتوانند بر شاخصهای اقتصادی اثرات مختلفی بگذارند و به همین علت دارای ریسکهایی برای اقتصاد و اجتماع میباشد. یکی از این شاخصهای مهم اقتصادی نابرابری درآمدی میباشد که این نابرابری در گذر زمان منجر به بروز مشکلات بسیاری برای جوامع میشود. در این پژوهش اثر وابستگی به منابع طبیعی تجدیدناپذیر بر نابرابری درآمدی کشورهای توسعهیافته مورد بررسی قرار گرفته است. این وابستگی با تفکیک منابع تجدیدناپذیر به منابع فسیلی و غیرفسیلی مجدداً بررسی شده است. دادههای مطالعه از 25 کشور توسعهیافته طی سالهای 1990 تا 2019 میلادی جمعآوری شده و پس از اطمینان از عدم وقوع رگرسیونهای کاذب در حین تخمین، بررسی اقتصادسنجی بین متغیرها انجام گردیده است. با توجه به نتایج برآورد کوتاهمدتی و بلندمدتی حاصل از رویکرد میانگین گروهی تلفیقی مشخص گردید که هرچند در کوتاهمدت وابستگی به منابع طبیعی تأثیری بر توزیع درآمد ندارد اما در بلندمدت دو متغیر وابستگی به مجموع منابع طبیعی تجدیدناپذیر و وابستگی به منابع طبیعی تجدیدناپذیر فسیلی تأثیر منفی و معنیدار و نیز متغیر وابستگی به منابع طبیعی تجدیدناپذیر غیرفسیلی تأثیر منفی و غیرمعنیدار بر نابرابری داشتهاند .همچنین مشخص گردید متغیرهای کنترلی مورد استفاده از جمله: آموزش، جهانیسازی و کیفیت نهادی میتواند نابرابری درآمدی را در کشورهای توسعهیافته کاهش دهد.
خانم معصومه محمدی فر، دکتر سعید کریمیپتانلار، دکتر سعید راسخی، دکتر شهریار زروکی،
دوره 16، شماره 60 - ( 6-1405 )
چکیده
بحران اقلیمی و نابرابری درآمد دو چالش بههمتنیده توسعه پایدارند، اما شواهد تجربی درباره نقش اندازه دولت در کیفیت محیطزیست یکدست نیست. این پژوهش با تمرکز بر سه شاخص کربنی، شامل انتشار سرزمینی دیاکسیدکربن، ردپای کربن مصرفمحور و ردپای کربن تولیدمحور، رابطه اندازه دولت با کیفیت محیطزیست را بررسی میکند و میکوشد نشان دهد آیا نابرابری درآمد شدت و جهت این رابطه را تعدیل میکند. بدین منظور، از دادههای تابلویی ۵۸ کشور طی دوره ۱۹۹۴ تا ۲۰۲۳ استفاده شد و الگوی پژوهش بر پایه میانگینهای پنجساله و با روشهای منتخب متناسب با آزمونهای تشخیصی، شامل حداقل مربعات تعمیمیافته امکانپذیر و اثرات تصادفی با خطاهای استاندارد خوشهای، برآورد گردید؛ همچنین تصحیح خطای استاندارد بهعنوان آزمون استحکام برای گروه انتشار دیاکسید کربن گزارش شد. نابرابری درآمد با چهار شاخص مکمل شامل ضریب جینی قبل و بعد از مالیات، نسبت درآمد بیست درصد بالایی به بیست درصد پایینی و نسبت درآمد دهک دهم به دهک اول اندازهگیری شد. نتایج نشان میدهد اندازه دولت، در سطح میانگین نابرابری، با افزایش شاخصهای کربنی و در نتیجه کاهش کیفیت محیطزیست همراه است؛ اما این رابطه به ساختار توزیع درآمد، نوع شاخص کربنی و سنجه نابرابری وابسته است. ضرایب تعاملی منفی نشان میدهند که نابرابری درآمد شدت رابطه مثبت اندازه دولت با شاخصهای کربنی را تضعیف میکند. تحلیل ناهمگنی درآمدی برای انتشار سرانه دیاکسیدکربن نیز نشان میدهد این رابطه در کشورهای پایینتر از میانه درآمد سرانه قویتر است. افزون بر این، الگوی برآوردی از نظر علامت ضرایب با فرضیه منحنی کوزنتس زیستمحیطی سازگار است، هرچند بخش غالب مشاهدات در قسمت صعودی منحنی قرار دارد. یافتهها نشان میدهد بهبود کیفیت محیطزیست مستلزم هماهنگی سیاستهای بازتوزیعی با جهتدهی مخارج عمومی به سوی بخشهای کمآلاینده و زیرساختهای کمکربن است.