، n.hosseini.n@geo.ui.ac.ir
چکیده: (252 مشاهده)
با توجه به جایگاه محوری شهرها در سلسله مراتب قدرت فضایی، شناسایی عوامل بنیادین تأثیرگذار بر تکوین، توسعه و پایداری آنها از ضروریات جغرافیای سیاسی معاصر است. در این میان، «اقلیم» نه یک متغیر محیطی صرف، بلکه یک عامل ژئوپلیتیک تعیینکننده در سازمان فضایی شهرها می باشد. این پژوهش با هدف نظریهپردازی در حوزه جغرافیای سیاسی شهری، از روش دادهبنیاد زمینهمند بهره گرفته و با استفاده از راهبرد تلفیقی شامل مطالعات اسنادی نظاممند و دادههای میدانی، به کشف و تبیین الگوهای سازمان فضایی شهر در تعامل با مؤلفههای اقلیمی پرداخته است. فرآیند کدگذاری سهمرحلهای منجر به استخراج مفاهیم پایه، مقولههای محوری و در نهایت پارادایم شهر اقلیمبنیاد شده است. دستاورد این پژوهش، ارائه چارچوب مفهومی نوین است که میتواند مبنای برنامهریزیهای آتی شهری قرار گیرد و به تبیین نقش مؤلفههای اقلیمی، در گونهشناسی شهری، برنامهریزی آمایش سرزمین و تدوین سیاستهای توسعه شهری بپردازد. یافتهها مؤید آن است که اقلیم نه تنها بر شکل کالبدی (الگوی معماری بادگیرهای یزد) و کارکردی شهر، بلکه بر راهبردهای کلان سیاسی (الگوی مهاجرتهای اقلیمی) و برنامهریزیهای توسعه (استانداردهای ساختمانسازی سبز) اثر مستقیم دارد. بر این اساس، این مقاله استدلال میکند که شهرهای آینده، مولفههای قدرت و مزیت رقابتی خود را بر پایه شاخصهایی چون امنیت آبی، تابآوری اقلیمی و دسترسی به انرژی پاک بازتعریف خواهند کرد. در نتیجه، نظریه «شهر اقلیمبنیاد» به عنوان یک چارچوب مفهومی نوین، میتواند عرصه جدیدی را در ادبیات علمی جغرافیای سیاسی شهر و برنامهریزی فضایی بگشاید و نقشه ژئوپلیتیک شهرهای قرن بیست و یکم را ترسیم نماید.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
جغرافیای سیاسی