12 نتیجه برای صالحی
خانم فاطمه صالحی جنتی، دکتر حمید صابری، دکتر شیرین طغیانی، دکتر حجت مهکوئی،
دوره 0، شماره 0 - ( مقالات آماده انتشار(موقت) 1300 )
چکیده
برنامهریزی شهری تاکتیکال با اتکا بر مداخلات سریع و مشارکتی در فضاهای کوچک مقیاس، زمینهای برای خلاقیت شهروندان فراهم کرده و ضمن تقویت تابآوری محلهای، مدلهای پایداری شهری را دگرگون میسازد. هدف این پژوهش، ارائه تحلیلی نظاممند و جامع از ساختار و روندهای پژوهشی حوزه برنامهریزی شهری تاکتیکال با رویکرد بیبلیومتریک است. با استفاده از دادههای ۷۶۴ مقاله نمایهشده در پایگاه Web of Science طی سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ و بهرهگیری از نرمافزار VOSviewer، سه نقشه بیبلیومتریک (شبکهای، زمانی و چگالی) ترسیم و تحلیل شد. نتایج نشان داد که برنامهریزی شهری تاکتیکال به عنوان رویکردی نوین و مشارکتی، در مرکز شبکه مفهومی پژوهشهای برنامهریزی شهری و شهرسازی قرار دارد و با مفاهیمی چون فضاهای عمومی، سیاست شهری و نوآوری پیوند عمیق دارد. روند زمانی مقالات، رشد چشمگیر توجه به موضوعاتی مانند طراحی مشارکتی، شهرنشینی هوشمند و تابآوری شهری را در سالهای اخیر آشکار ساخت. همچنین، نقشه چگالی نشان داد که بیشترین تمرکز پژوهشی بر محورهای برنامهریزی شهری تاکتیکال و پیوند آن با توسعه پایدار و مشارکت شهروندی است. این مطالعه با شناسایی خوشههای موضوعی، شبکههای همکاری علمی و خلأهای پژوهشی، تصویری جامع از وضعیت فعلی و مسیرهای آیندهی پژوهش در این حوزه ارائه میدهد و میتواند به عنوان مرجعی برای پژوهشگران و سیاستگذاران شهری جهت ارتقای کیفیت زندگی شهری و توسعه پایدار مورد استفاده قرار گیرد.
- الهام صالحیان دهکردی، - هیوا علمیزاده،
دوره 0، شماره 0 - ( مقالات آماده انتشار(موقت) 1300 )
چکیده
| زمینلغزشها از جمله مخاطرات طبیعی کلیدی در حوضه شمال تهران هستند که به دلیل ویژگیهای زمینشناختی، توپوگرافی ناهموار و فعالیتهای انسانی مانند جادهسازی، تهدیدات قابلتوجهی ایجاد میکنند. این مطالعه یک رویکرد ترکیبی نوآورانه با وزندهی پویا (Dynamic Weighting) مبتنی بر الگوریتمهای PSO و GA برای پهنهبندی حساسیت زمینلغزش در حوضه شمال تهران ارائه میدهد. برخلاف روشهای سنتی مانند نسبت فراوانی (FR)، شاخص آماری (SI) و آنتروپی شانون (SE) که از وزنهای ثابت استفاده میکنند، این روش وزنهای عوامل (مانند فاصله از رودخانه، شیب، و سنگشناسی) را بر اساس دادههای زمانی مانند بارندگی فصلی و فعالیتهای انسانی با استفاده از الگوریتم (PSO) تنظیم میکند. دادههای بارندگی و 150 رویداد زمینلغزش (2024-2005) از ایستگاههای هواشناسی محلی و پایگاههای داده زمینشناسی جمعآوری شدند. دادههای ورودی شامل هشت عامل کلیدی (فاصله از رودخانه، فاصله از جاده، شیب، سنگشناسی، ارتفاع، جهت شیب، فاصله از گسل، و کاربری اراضی) و دادههای بارندگی فصلی بودند. نتایج نشان داد که وزندهی پویا دقت پیشبینی را تا 15% (بر اساس AUC-ROC) نسبت به مدلهای ثابت بهبود میدهد، بهویژه در فصول پرباران که وزن فاصله از رودخانه افزایش مییابد (vj=8.2 در مقایسه با vj=7.21 در مدل ثابت). مدل PSO با AUC-ROC=0.923 و GA با AUC-ROC=0.917 دقت بالاتری نسبت به مدلهای سنتی (FR با AUC-ROC=0.804) نشان دادند. نقشههای خطر پویا مناطق پرخطر (مانند نزدیکی رودخانهها با vj=8.23 در فصل بارانی) را با دقت بالاتری شناسایی کردند. این رویکرد برای مدیریت ریسک زمینلغزش در مناطق کوهستانی شهری مانند حوضه شمال تهران ارزشمند است و میتواند بهعنوان الگویی برای سایر مناطق مشابه استفاده شود. |
صادق صالحی، حدیث فعلی، احمد رضایی،
دوره 0، شماره 0 - ( مقالات آماده انتشار(موقت) 1300 )
چکیده
در سالهای اخیر، بحران آب در ایران از سطحی محیطزیستی فراتر رفته و به مسئلهای چندبعدی تبدیل شده است. شرق استان مازندران، با وجود برخورداری از منابع سطحی قابلتوجه، درگیر تضادهای محلی بر سر دسترسی و توزیع آب میان روستاهای بالادست و پاییندست است؛ تضادهایی که فراتر از کمبود منابع، بازتابی از بیعدالتی ادراکشده، ازبینرفتن اعتماد و تغییر در پیوندهای اجتماعی محسوب میشوند. پژوهش حاضر با هدف درک و تفسیر تجربه زیسته مردم از تضاد اجتماعی آب در این منطقه، با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری انجام شدهاست. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختیافته با 20 نفر(۱۵ نفر از ساکنان روستاهای درگیر در مناقشه آبی و 5 نفر ازخبرگان) گردآوری و به روش تحلیل تماتیک سه سطحی تحلیل شدهاند. برای تحلیل دادهها، روش تحلیل شبکۀ مضمونی به کار رفت و در فرایند شش مرحلهای تحلیل دادهها، یک شبکۀ تحلیل مضمونی استخراج شد. در این شبکۀ مضمونی،15تم بنیادین به3تم سازمان دهندۀ (الف) «بیعدالتی در جریان آب، بیاعتمادی در روابط»، (ب) «اضطراب محیطزیستی» و (ج) «گسست اجتماعی و فروپاشی همبستگی محلی» و یک تم فراگیر «تضاد اجتماعی آب» تقلیل یافت. این مضامین حاکی از آن است که تضاد بر سر آب، نه تنها منبعی برای نزاعهای مادی، بلکه محرکی برای دگرگونیهای عمیق در احساس تعلق، اخلاق همزیستی و اعتماد اجتماعی است. برایناساس، نتایج پژوهش بر ضرورت بازنگری در سیاستهای مدیریت منابع آب با تأکید بر عدالت ادراکشده، گفتوگوی میانروستایی و ملاحظه ابعاد اجتماعی و فرهنگی در طرحهای سازگاری با کمآبی تأکید دارد.
الهام یوسفی روبیات، فاطمه قسامی، اسماعیل صالحی، فاطمه جهانی،
دوره 14، شماره 33 - ( 6-1393 )
چکیده
با توسعه های جدید شهری امروزه هیچ گونه تعادلی از نظر سطح فضای سبز و مناطق باز موجود بین شبکه های شهری و الگوهای طبیعی سرزمین در ایران مشاهده نمیشود و شبکه های شهری در حال مسلط شدن بر شبکه های اکولوژیکی هستند. بر همین اساس یکی از وظایف اساسی و مهم برنامه ریزان شهری و ناحیه ای، تخصیص بهینه زمین به کاربری فضای سبز شهری است. که در این تحقیق برای دستیابی به این هدف یک روش تحلیل تناسب فضایی مکانی فضای سبز شهری (در مقیاس منطقه ای) با تاکید بر ترکیب مؤلفه های کمی و کیفی (عاملهای اجتماعی و فیزیکی) و با توجه به اصول اکولوژیک، با بهره گیری از قابلیت ارزیابی چند معیاره و در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی ارائه شده است. در نهایت از این روش برای تحلیل تناسب فضایی مکانی پارکهای منطقه ای شهر بیرجند استفاده شده است؛ و بر اساس آن مشخص شد، به طور کلی وضعیت تناسب پارکهای منطقه ای در سطح قابل قبولی قرار دارد که البته با سطح ایده آل نیز فاصلهی چشمگیری وجود دارد.
صادق صالحی، زهرا پازوکی،
دوره 14، شماره 33 - ( 6-1393 )
چکیده
هدف از این پژوهش، بررسی میزان شناخت دانشجویان از تغییر اقلیم و عوامل اجتماعی موثر بر آن است. چارچوب نظری این پیمایش، تئوری پارادایم نوین زیست محیطی می باشد. برای انجام این تحقیق، 816 نفر از دانشجویان مراکز آموزش عالی استان مازندران ( شامل دانشگاه مازندران، دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل، دانشگاه علوم کشاورزی ساری،دانشگاه علوم پزشکی بابل و دانشگاه دامپزشکی آمل) با روش نمونه گیری طبقه ای برگزیده شدند. پس از بررسی اعتبار و روایی پرسشنامه، اطلاعات لازم با استفاده از روش پیمایشی جمع آوری و سپس با استفاده از نرم افزار آماری SPSSمورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با توجه به مدل نظری تحقیق، 3 فرضیه کلی تدوین و مورد بررسی تجربی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که سطح شناخت دانشجویان از پدیده ی تغییرات جهانی اّب و هوا، پایین است و بین دانشکده محل تحصیل، گروه آموزشی، پارادایم نوین زیست محیطی، کارایی ادراک شده ی شخصی، رفتارهای زیست محیطی و منابع اطلاعاتی رابطه مستقیم و مثبت با دانش تغییر اقلیم وجود دارد. علاوه بر این، نتایج تحقیق نشان داده است که بین جنسیت، محل سکونت ودانش تغییر اقلیم رابطه ای وجود ندارد. در خاتمه مقاله، به منظور ارتقاء سطح شناخت دانشجویان از روند تغییر اقلیم و گرم شدن جهانی و با توجه به نتایج تحقیق حاضر پیشنهاد شده است تا آموزش زیست محیطی برای همه ی گروه های آموزشی صورت پذیرد
حمید صالحی، محمد معتمدی، عزت الله مافی،
دوره 21، شماره 61 - ( 4-1400 )
چکیده
اساس داده های اقلیمی اندازه گیری هایی است که با نظم زمانی از پیش تعیین شده در ایستگاه های دیده بانی هوا انجام می پذیرد، بنابراین تمامی مقادیر اندازه گیری شده عناصر اقلیمی تنها به نقطه محل اندازه گیری قابل انتساب است. از این رو روش های مختلف درون یابی میتواند به تخمین داده های اقلیمی در نقاط مختلف کمک زیادی بنماید. منطقه مورد مطالعه در این پژوهش، شمال شرق ایران شامل استان های خراسان رضوی و شمالی می باشد و از داده های دمای ماهانه فصل تابستان برای 21 ایستگاه همدید و تبخیر سنجی شمال شرق متعلق به سازمان هواشناسی و وزارت نیرو با پراکنش مناسب استفاده شد. دوره آماری 21 سال (2017-1997) به عنوان دوره آماری مشترک برای تمامی ایستگاه ها در نظرگرفته شد. سپس به منظور مقایسه روش های درونیابی، چندین روش مختلف، شامل کریجینگ معمولی، اسپیلاین، مجذور معکوس فاصله و تیسن توسط نرم افزار ARCGIS استفاده شد مقایسه کردن انحراف تخمین ها از داده های اندازه گیری شده به روش اعتبار سنجی متقاطع ارزیابی گردید. سپس به منظور بررسی فرض نرمال بودن خطاهای محاسبه شده در هر روش درونیابی، از آزمون ران تست استفاده و در نهایت برای ارزش یابی بهترین روش درون یابی از روش AHP و نرم افزارExpert Choice بهره گرفته شد. نتایج نشان داد بر اساس معیار ریشه میانگین مربعات خطا(RMSE) به ترتیب روش تیسن، کریجینگ، معکوس فاصله و اسپلاین قرار گرفته اند. بر اساس معیار بیشینه مطلق خطا(MAE)، روش کریجینگ بهتر از سایر روش ها دمای تابستان را برآورد کرده است. بر اساس معیار(MBE) نیز روش کریجینگ بهتر از سایر روش ها می باشد و می توان از آن برای درون یابی دما استفاده نمود. با توجه به ضرایب تعیین شده، نرخ سازگاری محاسبه شده03/0 می باشد که از دقت بالای انتخاب وزن ها حکایت دارد.
سید مصطفی حاج آقا میر، حمیده رشادتجو، عطاءالله ابطحی، سید رضا صالحیامیری، فاطمه عزیزآبادی فراهانی،
دوره 22، شماره 66 - ( 7-1401 )
چکیده
یکی از عمده ترین روشهای حفظ سنت و ارزشهای گذشته برای نسلهای آتی، نگهداشت فرهنگ جامعه است که میتوان با رونق گردشگری در شهرها، این مسئله را مورد توجه قرار داد. هدف از انجام پژوهش حاضر ارایه مدلهای الگوی مطلوب توسعه گردشگری فرهنگی در ایران میباشد. در بخش کمّی این پژوهش از لحاظ کنترل متغیرهای مورد مطالعه، از نوع غیرآزمایشی، از لحاظ راهبردی پیمایشی و از جهت ماهیت این پژوهش کاربردی است. در رابطه با روش پژوهش درپی شناخت روابط بین گردشگری فرهنگی و عوامل موثر برآن با استفاده از دستگاه معادلات ساختاری است. ماهیت تحقیق از نوع تحقیقات علی- ارتباطی می باشد. باتوجه به کاربرد مدلیابی معادلات ساختاری برای بررسی و تحلیل مدل مفهومی تحقیق، روش این تحقیق همبستگی و از نوع تحلیل ماتریس واریانس- کوواریانس میباشد. جامعه آماری در بخش کمی، کلیه کارکنان و مدیران سازمان میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری بود. در بخش کمی، روش نمونه گیری به صورت طبقه ای است. برای تعیین حجم نمونه مورد مطالعه از فرمول کوکران استفاده شد. براین اساس 383 نمونه برآورد شد. ابزار این تحقیق یک پرسشنامه محقق ساخته بود. برای تعیین روایی و اعتبار پرسشنامه از اعتبار محتوایی و همچنین روایی سازه جهت تعیین اعتبارسنجی پرسشنامه استفاده گردید. پایایی تحقیق با استفاده از آزمون کرونباخ آلفا، استفاده شد. نتایج تجزیه و تحلیل بخش کمی نشان داد که شاخص های اجتماعی دارای بیشترین تاثیر در بین شاخص های پیشبرنده گردشگری فرهنگی در کشور میباشند.
محمدامیر محرری، کامران لاری، فروزان ارکیان، غلامرضا صالحی،
دوره 23، شماره 69 - ( 4-1402 )
چکیده
به منظور توسعه شهرها عوامل محدود کننده متعددی وجود دارد. این عوامل سبب توسعه شهرها در جهتهای خاص میشود. آلودگی هوا به عنوان یک معضل بزرگی کلان شهرها خود میتواند به عنوان یک عامل محدود کننده توسعه شهری مورد توجه تصمیمگیران شهری قرار گیرد. در شهر مشهد 4 نیروگاه نسبتا بزرگ در حال فعالیت میباشد. درحال حاضر 2 نیروگاه در شرق شهر و 2 نیروگاه در غرب مشهد وجود دارند. بخش عمده سوخت این نیروگاهها، مازوت وگاز طبیعی میباشد. مدلسازی انتشار آلایندههای هوای این نیروگاهها و مشخص شدن الگوی انتشار آلایندهها در سطح شهر میتواند نقش کلیدی در کیفیت زندگی و سلامت حدود 3.5 میلیون ساکن شهر مشهد داشته باشد. خروجی های این مدل همچنین می تواند به عنوان یک پارامتر موثر در تخمین مدل توسعه شهری مورد استفاده قرار گیرد. در این مطالعه انتشار آلایندههای NOX، CO و 10PM با استفاده از نرمافزار AERMOD در شهر مشهد مدلسازی و بررسی شده است. با استفاده از نرم افزارArc GIS جمعیت تحت تاثیر این آلایندههای هوا با بازههای زمانی یک سال شمسی غلظت آلایندهها در مناطق مختلف شهر به تفکیک جمعیت و مساحت تحت تاثیر آن محدوده غلظت آلودگی مشخص گردید.
الهه قاسمی کرکانی، ابراهیم فتاحی، تهمینه صالحی پاک، هوشنگ قائمی،
دوره 23، شماره 69 - ( 4-1402 )
چکیده
شدت بارش در طول مدت بارش تغییر میکند. تغییرات مقدار بارش در طول یک واقعه در نحوه شکلگیری سیلاب و شدت و تداوم آن تأثیر گذار میباشد. شناخت و تعیین تغییرات زمانی بارش در طول مدت رگبار براساس الگوی توزیع زمانی مشخص میشود. در روند تبدیل حداکثر بارش محتمل به حداکثر سیل محتمل که با استفاده از مدلهای بارش – رواناب انجام میگیرد، تعیین الگوی تیپ توزیع زمانی بارش در ایستگاهها و منطقه تحت مطالعه ضروری است. بدین منظور میتوان از دادههای با مقیاس زمانی کوتاه مدت ایستگاههای باران نگار استفاده کرد. بهره گیری از شبیه سازی مدلهای میان مقیاس عددی وضع هوا مانند مدل تحقیقات آب و هوا و پیش بینی WRF)) توانسته است تا حدود زیادی این نیاز را جبران کند. مدل WRF یکی از مدل های پاسخگو در زمینه پیش بینی بارش، دما و عناصر جوی است که در این مطالعه از آن بهره گرفته شده است. در این مقاله ابتدا مدل برای سه توفان شدید و فراگیر 14 و 15 آذر 1382 ، 3 تا 5 دی 1385 و 6 و 7 فروردین 1386 بر روی حوضه آبریز سد پارسیان و نواحی اطراف آن شبیه سازی شد و سپس خروجی آن با مقادیر بارش ثبت شده توسط دیتالاگرها مورد مقایسه قرار گرفت.
اعظم صالحی، مسعود پورکیانی، مهدی محمدباقری، سنجر سلاجقه،
دوره 24، شماره 73 - ( 4-1403 )
چکیده
ازآنجاکه برندسازی شهری یکی از پویاترین فعالیتهای در حوزه خطمشیگذاری در عصر حاضر محسوب میشود که نقش مهمی در توسعه پایدار منطقه ایفا میکند و با توجه به رشد روزافزون توسعه شهری در ابعاد فرهنگی، اقتصادی، زیستمحیطی و... نیاز به یک برنامهریزی هدفمند و جامع برای همگام شدن با توسعه پایدار میباشد. این پژوهش با توجه به مؤلفههای توسعه و تأثیر آن بر شاخصهای برندسازی شهری بر آن است تا بتوان با بررسی آنها به بهبود وضعیت توسعه و برندسازی شهری در استان کمک نماید. روشهای گردآوری اطلاعات، مطالعات کتابخانهای و پرسشنامه میباشد. جامعه آماری این پژوهش از دو گروه تشکیل شده است. گروه اول را خبرگان آگاه به موضوع که تعداد افراد موجود در این جامعه آماری نامشخص و حجم نمونه مورداستفاده 50 نفر میباشد. گروه دوم شامل سیاستگذاران و مدیران ارشد، کارکنان دارای تحصیلات عالی در استان بوشهر با تعداد 37751 نفر میباشند و حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 382 نفر تعیین شده است. دادههای مورداستفاده در این پژوهش از طریق 4 پرسشنامه که روایی و پایایی آنها مورد تأیید قرارگرفته است، جمعآوری گردیدند. برای اندازهگیری سازهها و روابط بین آنها با استفاده از روش معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی و نرمافزار SMART PLS استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که در سطح اطمینان 95 درصد، متغیرخطمشی برندسازی شهری با مدل توسعه رابطه مثبت و معناداری دارد. لذا پیشنهاد میگردد سیاستگذاران و مدیریت شهری با توجه به رابطه خطمشی برندسازی شهری با ابعاد توسعه، جهت برندسازی شهری استان و بهبود ابعاد توسعه برنامهریزی نمایند.
واژگان کلیدی: مدل، توسعه، خطمشی، برندسازی شهری.
. نویسنده مسئول: استان کرمان، کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان، دانشکده مدیریت، گروه مدیریت،
سید کمیل صالحی، حبیبه نبی زاده، امینه انجم شعاع،
دوره 25، شماره 77 - ( 4-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل موثر بر افزایش جذابیت مقاصد گردشگری در شهر تهران میباشد. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و روش انجام آن توصیفی- تحلیلی است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه و مصاحبه میباشد. جامعه آماری پژوهش، شامل کارشناسان و متخصصان حوزه گردشگری میباشد که با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونهگیری تصادفی ساده، 210 کارشناس حوزه گردشگری به عنوان نمونه انتخاب گردید. برای تحلیل دادهها از آزمونهای توصیفی و آزمون رگرسیون لجستیک استفاده شد. نتایج پژوهش گویای آن است که از بین 210 فعال در حوزه گردشگری شهر تهران، 91 نفر، معادل 43/3 درصد باور داشتند که جذابیت مقاصد گردشگری شهر تهران در سطح بالا، 29 درصد باور داشتند که سطح جذابیت در سطح مناسب و تنها 27 درصد معتقد بودند که سطح جذابیت مقاصد گردشگری شهر تهران در سطح پایینی قرار دارد. نتایج در زمینه عوامل موثر بر افزایش جذابیت مقاصد با توجه به توسعه گردشگری نیز نشان داد که از بین 4 عامل در نظر گرفته شده، به ترتیب عوامل 1) فرصتهای تجاری نوآورانه با ضریب تاثیر (0/613)، 2) دارایی های طبیعی/ فرهنگی و تاریخی شهر با ضریب تاثیر (0/577)، 3) توسعه زیرساختهای گردشگری با ضریب تاثیر (0/497) و 4) عامل توسعه شهری با ضریب تاثیر (0/473) بیشترین اثرات را بر افزایش جذابیت مقاصد با توجه به توسعه گردشگری در شهر تهران داشتهاند.
حمید صالحی، محمد معتمدی، عزت الله مافی،
دوره 25، شماره 79 - ( 10-1404 )
چکیده
بر اساس شبیهسازی مدل اقلیمی میتوان انتظار داشت که تا سال 2100 دمای کره زمین 1 تا 5/5 درجه سانتیگراد افزایش یابد. با توجه به پیامدهای تغییر اقلیم، شناخت این پدیده به منظور داشتن استراتژی خاص برای کاهش اثرات آن مسئله مهمی میباشد. جهت بررسی روند تغییر اقلیم با استفاده از روش من کندال مورد ارزیابی قرار گرفت و با توجه به معیارهای انتخاب شده مؤثر بر فضای سبز، شاخص سازگاری فضای سبز برای شهر سبزوار تا دهه 2040 محاسبه گردید. تغییرات فضای سبز شهری با استفاده از تصاویر ماهوارهای و شاخص NDVI مورد ارزیابی قرار گرفت. کاهش وسعت فضای سبز به همراه گسترش محدوده شهری در دوره موردبررسی به روشنی قابل مشاهده است (در طی دوره آماری مورد مطالعه که منطبق بر دوره تاریخی مدلهای اقلیمی و دادههای مشاهداتی شهر سبزوار میباشد). همچنین این بررسی نشان داده افزایش دما در دهه آینده (2030-2021) با شدت بیشتری ادامه خواهد یافت. در گام بعد اقدام به محاسبه سرانه فضای سبز شهری گردید. با توجه به نتایج حاصل از بررسی دادههای اقلیمی، ایجاد فضای سبز متناسب با تغییر اقلیم، میتواند در جهت سازگاری شهر سبزوار با تغییر اقلیمی نقش مؤثری داشته باشد. استفاده از فضای سبز سازگار با اقلیم و تغییرات آن باعث کاهش گازهای گلخانهای میشود و اقلیمی مناسبتر برای انسان و فعالیتهای آن فراهم میسازد. با توجه به رشد افقی شهر و میزان رشد جمعیت مقدار سازگاری از 0.48 (در دوره پایه) به 0.32 در دوره 2030 -2021 کاهش خواهد یافت. در نتیجه مجموعاً حاصل نتایج نشان میدهد میزان سازگاری فضاهای سبز شهری سبزوار در وضعیت نامطلوبی قرار دارد و این میزان سازگاری در مواجه با روند افزایشی تغییرات اقلیمی پایین است.