جستجو در مقالات منتشر شده


229 نتیجه برای Ca

غزال اسدی اسکندر، بهادر زمانی، شهاب کریمی نیا، مریم قاسمی سیچانی،
دوره 25، شماره 79 - ( 10-1404 )
چکیده

افزایش دما در مراکز شهری به دلیل مصرف بالای انرژی و انتشار گازهای گلخانه‌ای یکی از مسائل شهرهای امروز است. فضاهای باز شهری در اقلیم گرم و خشک، در فصل تابستان این افزایش دما را بیشتر تجربه می‌کنند. هدف از انجام این پژوهش آن است که با تحلیلی یکپارچه رابطه مؤلفه‌های ریخت شناسانه بافت شهری را با آسایش حرارتی بیان کند. در این مطالعه گونه‌بندی بافت شهری با کمک شاخص‌های درصد اشغال، نسبت فضای باز، متوسط ارتفاع و تراکم، جهت‌گیری معابر، سازمان‌دهی معابر و نوع قطعات انجام شد. به منظور بررسی آسایش حرارتی، برداشت میدانی در پنج محله در بافت تاریخی، در پنج روز متوالی در فصل تابستان صورت گرفت. متغیرهای محیطی به کمک دیتالاگر دما، رطوبت، دمای تابشی و بادسنج اندازه‌گیری و با استفاده از نرم‌افزار انوی‌مت شاخص دمای معادل فیزیولوژیک محاسبه و میزان آسایش در نقاط با ویژگی‌های مختلف ریخت‌شناسانه تحلیل شد. نتایج نشان داد بیش از نیمی از داده‎‌ها در طول روز در فصل گرم در هر پنج محله در شرایط تنش حرارتی بالا قرار دارند. مقایسه محلات با ویژگی‌های متفاوت شکلی نشان داد که دو محله با نسبت فضای باز بالاتر، با وجود تفاوت در جهت‌گیری معابر و نوع قطعات، آسایش حرارتی پایین‌تری در مقایسه با سایر گونه‌ها دارند. محله با سطح اشغال بالاتر و نسبت فضای باز پایین‌تر، متوسط دمای معادل فیزیولوژیک پایین‌تری در مقایسه با سایر گونه‌ها دارد.

سلمان کاظمیان سورکی، فرشته نصرالهی، امین دیلمی معزی،
دوره 25، شماره 79 - ( 10-1404 )
چکیده

اسلام سیاسی شیعی با محوریت ایران، پدیده‌ای پیچیده و پویا است که در دهه‌های اخیر شاهد تحولات و دگرگونی‌های متعددی بوده است. درک روندهای آینده این جریان فکری و سیاسی، برای تحلیلگران، سیاستمداران و عموم مردم از اهمیت بالایی برخوردار است. در این مقاله، از رویکرد آینده‌پژوهانه برای بررسی روندهای اسلام سیاسی شیعی در جغرافیای سیاسی ایران بهره‌برداری شده است. این رویکرد آینده‌پژوهانه امکان می‌دهد تا فراتر از وضعیت فعلی نگاه کنیم و سناریوهای مختلفی را برای آینده‌ی سیاست و اجتماع در ایران ترسیم نماییم. روش‌شناسی این پژوهش توصیفی - تحلیلی همراه با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و اسنادی شامل تحلیل کیفی و کمی داده‌های تاریخی، مصاحبه با کارشناسان و تحلیل محتوای رسانه‌ها و متون مذهبی است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که اسلام سیاسی شیعی در جغرافیای ایران در حال گذار از یک دوره تحول است و عوامل متعددی در این تحول نقش دارند، از جمله: تغییرات جمعیتی، تحولات اجتماعی، اقتصادی و تحولات ژئوپلیتیکی؛ که تعدادی از سناریوهای احتمالی برای آینده اسلام سیاسی شیعی در جغرافیای سیاسی ایران در آن ارائه می‌شود. این سناریوها عبارت است از: سناریوی تداوم، سناریوی اصلاحات، سناریوی رادیکالیسم، سناریوی سکولاریسم. با توجه به سناریوهای بیان شده، تحلیل روندها و رویدادها احتمالی در سناریو و اتفاقات سیاسی و امنیتی با نگاه چالش‌ها و فرصت‌ها در منطقه خاورمیانه، جمهوری اسلامی ایران با توجه به سناریوی تداوم به همراه سناریو اصلاحات، ضمن پایبندی به ارزش‌ها و نگاه ایدئولوژیک به دنبال تقویت جمهوریت (مردم‌سالاری ‌دینی) ‌با ‌تأکید‌ بر ‌حفظ ‌استقلال ‌و ‌هویت‌ بومی ‌اسلامی ‌در ‌منطقه و حضور پررنگ‌تر در منطقه خاورمیانه خواهد بود.

آقای فرامرز نیک، دکتر عطااله عبدی، دکتر حسین ربیعی، دکتر حسن صدرانیا،
دوره 25، شماره 79 - ( 10-1404 )
چکیده

هدف از انجام این پژوهش شناسایی عوامل تأثیرگذار بر سازمان‌دهی سیاسی فضا در استان البرز است. روش حاکم بر پژوهش توصیفی- تحلیلی است. ماهیت داده‌ها کیفی و روش گردآوری داده‌ها کتابخانه‌ای و میدانی است. در این پژوهش بعد از بررسی اسناد و متون معتبر و مصاحبه با خبرگان پژوهش عوامل مؤثر بر سازمان‌دهی سیاسی فضا در استان البرز شناسایی و با بهره‌گیری از روش گرند تئوری تحلیل و بررسی شدند.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد عوامل تأثیرگذار بر سازمان‌دهی سیاسی فضا در استان البرز در قالب 50 عامل زمینه‌ای، 22 عامل علی، 55 عامل راهبردی و 56 پیامد قابل‌تفکیک است. مهم‌ترین عوامل زمینه‌ای تأثیرگذار بر سازمان‌دهی سیاسی فضا در استان البرز شامل داوری عدالت‌گستر، تضمین عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی، مدیریت سیاسی فضای ملی، تعیین مدیران سیاسی واحدهای تقسیماتی، ارتباط میان دولت و مردم، تأکید بر مسئولیت و شناخت دقیق آن است. فرهنگ جامعه، موقعیت جغرافیایی از مهم‌ترین عوامل علی و بینش استراتژیک، تدوین راهبردهای آموزشی و پژوهشی از مهم‌ترین راهبردها؛ عوامل مدیریتی، نظامی- امنیتی و اقتصادی از پیامدهای تأثیرگذار بر سازمان‌دهی سیاسی فضا در استان البرز است.  سیستم کشورداری در استان البرز یک سیستم باز است. به عبارتی عوامل تشکیل دهنده این سیستم خاصیت هم‌افزایی دارند و می‌توانند در طی زمان تکمیل شوند و افزایش یابند. محققان نتایج پژوهش خود را در قالب مدل ارائه دادند و نام مدل خود را شکست در موفقیت نامیدند؛ زیرا که استفاده مناسب و همه‌جانبه از عوامل تشکیل دهنده سیستم باعث موفقیت و استفاده نادرست باعث شکست در سیستم کشورداری در استان البرز می‌شود.

دکتز سعیده فخاری،
دوره 25، شماره 79 - ( 10-1404 )
چکیده

بررسی آگاهی جامعه محلی نسبت به توسعه اکوتوریسم برای برنامه‌ریزی آینده بسیار مهم و ضروری است. اکوتوریسم در هر منطقه‌ای بر الگوی زندگی افراد بومی و شرایط اقتصادی - فرهنگی آن‌ها تأثیر می‌گذارد. در مقابل، اکوتوریست‌ها نیز تحت تأثیر فرهنگ جامعه میزبان و ارزش‌های موجود در آن قرار می‌گیرند. از این رو، این مطالعه به بررسی آگاهی جامعه محلی نسبت به حمایت از توسعه اکوتوریسم در شهر دماوند می‌پردازد. به دلیل حفظ تنوع زیستی منحصربه‌فرد، شرایط اقلیمی و بازدید فراوان گردشگران و اکوتوریست‌ها از این منطقه، جامعه محلی نیازمند آگاهی از اکوتوریسم می‌باشد که ضرورت انجام این پژوهش را موجب گشته است. جامعه هدف این مطالعه جامعه محلی ساکنان شهر دماوند است. براین اساس، داده‌ها از طریق یک پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد که برای تعیین روایی آن علاوه بر نظرخواهی از متخصصان (روایی صوری)، از روایی همگرا استفاده شد. به منظور محاسبه پایایی آن از روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بهره گرفته شد. یافته‌های حاصل آمار استنباطی که با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی (نرم‌افزار Smart PLS ) انجام پذیرفت، نشان داد که چهار مؤلفه پژوهش (آگاهی جامعه محلی، فقر اقتصادی، فقر فرهنگی و توسعه اکوتوریسم) دارای همگنی و پایایی مورد تأیید است و آگاهی جامعه محلی بر توسعه اکوتوریسم با نقش میانجی فقر فرهنگی با مقدار آماره آزمون 4.195 و فقر اقتصادی با مقدار آماره آزمون 5.397 رابطه معنی‌داری دارد. نتایج نشان داد، آگاهی جامعه محلی بر توسعه اکوتوریسم با مقدار آماره آزمون 2.032 نشان‌دهنده‌ی پایین بودن سطح آگاهی جامعه محلی نسبت به توسعه اکوتوریسم است.

عارفه شعبانی عراقی، سید محمد زمانزاده، فریبا کرمی،
دوره 25، شماره 79 - ( 10-1404 )
چکیده

بازسازی اقلیم دیرینه از جمله دمای محیطی در شناخت اقلیم حال و آینده نقش به سزایی دارد. هدف از این پژوهش بررسی شرایط اقلیمی و محاسبه دمای محیطی دو مغزه رسوبی گرفته شده در حوضه آبریز جازموریان در دوره هولوسن است. بازسازی دمای دیرینه از روش‌های مختلفی انجام می­گیرد که جمله آن‌ها استفاده از مقدار ضریب تغییرات استاندارد شده ایزوتوپ اکسیژن 18 و کربن 13 است. در این راستا از روش آنالیز ایزوتوپ‌های اکسیژن 18 و 16 و کربن 13 بهره گرفته شده است. نتایج حاصل نشان می­دهد. در مغزه شماره 1 جازموریان در ابتدا دمای 46 درجه وجود داشته است. سپس روند کاهشی 10 درجه سانتی‌گراد تا عمق 175 سانتیمتری در 8 سطح در منطقه ایجاد می‌شود، در عمق 175 سانتی­متری به بعد روند اندکی افزایش و در سطح بعدی کاهش و سپس روند افزایشی و ثابت در دو سطح بعدی وجود دارد. در مغزه شماره 2 جازموریان در ابتدا دمای 50 درجه مشخص است، سپس کاهش شدید دما را در عمق 125-80 وجود دارد. سپس روند اندکی افزایش یافته (1 درجه) است و این دما تا عمق 170 ادامه دارد، بعد از این مجدداً در دولایه انتهایی کاهش دما وجود داشته است. مقادیر کربن 13 در گمانه شماره 1 بین 0 تا 25.6 - متغیر است و گمانه شماره 2 میزان این پارامتر بین 25.9- تا  27.1- متغیر است. در این منطقه در مغزه شماره 1 مقدار 6 نمونه ایزوتوپ کربن 13 صفر است که نشان از عدم وجود ایزوتوپ کربن 13 در رسوبات بوده است. در مغزه شماره 2 دامنه تغییرات به‌طور نسبی زیاد نیست. در این منطقه نیز دماهای متفاوت به‌تبع میزان مختلف ایزوتوپ­ها دوره­های اقلیمی متفاوتی در هولوسن دیده می‌شود که این تغییرات اقلیمی معمولاً با تغییرات فرهنگی همراه است و ایجاد، گسترش و افول تمدن­ها با تعدیل آب هوا مرتبط است.
 
فرزاد شیرزاد، بهلول علیجانی، مهری اکبری، محمد سلیقه،
دوره 26، شماره 80 - ( 1-1405 )
چکیده

تغییر اقلیم و گرمایش جهانی از موضوعات بسیار مهم عصر کنونی می باشد. فرآیند تغییر اقلیم به ویژه تغییرات دما و بارش ،مهمترین بحث مطرح در قلمرو علوم محیطی است. تغییر اقلیم به معنای تغییر میانگین ها در دراز مدت است. ایران در محدوده پرفشار جنب حاره در منطقه­ای خشک و نیمه خشک واقع شده و جنگل هیرکانی ازاین حیث گردنبند سبزی بین دریای کاسپین ورشته کوه البرزمی باشد که در چهل و سومین اجلاس یونسکو، جنگل های هیرکانی به عنوان دومین میراث طبیعی ایران به ثبت رسید. راش از گونه های درختی مهم و صنعتی ترین گونه جنگل های هیرکانی است. منطقه مورد مطالعه در غرب استان گیلان واقع شده است در این پژوهش با استفاده از علم اقلیم شناسی درختی از پهنای دوایر رویشی درختان راش وآمار ایستگاه هواشناسی  واقع درمنطقه مورد مطالعه و روش آماری ناپارامتریک من کندال برای بررسی تحلیل روند تغییر اقلیم  بر روی سری زمانی حلقه های رشد و روش آماری پیرسون  برای ارزیابی همبستگی رشد قطری حلقه های درختان راش با متغیرهای اقلیمی در منطقه اقدام شد. نتایج به دست آمده از سری زمانی حلقه های رشددرختان راش نشان داد  که تغییرات حلقه های رشد  دارای روندی نزولی و منفی بوده و در سطح5درصدمعنی دار بود. دمای کمینه و میانگین و بیشینه و تبخیردر فصل رشد روندی صعودی داشته و بارندگی سالیانه دارای روندی نزولی بود. با استفاده از روش پیرسون طی برازش همبستگی قطر حلقه های رشد با دما  ،برای میانگین ماهیانه در ماههای تیر، مرداد و شهریور  همبستگی منفی وبهمن  مثبت و میانگین کمینه دما در ماههای  تیر، مرداد و شهریور  همبستگی منفی و برای میانگین بیشینه دما در ماه بهمن، همبستگی  مثبت و در سطح 95%درصد  معنی دار بوده و  با بارش  در خردادماه  همبستگی در سطح 95%مثبت ومعنی دار بوده است.

دکتر وهاب امیری، دکتر نسیم سهرابی، دکتر سید محمدعلی موسوی زاده،
دوره 26، شماره 80 - ( 1-1405 )
چکیده

این مطالعه تأثیر عوامل زمین‌شناسی و انسانی بر ترکیب فیزیکوشیمیایی آب‌های زیرزمینی آبخوان قزوین را مورد ارزیابی قرار داده است. بر اساس دیاگرام گیبس بهینه شده، تمرکز نمونه‌ها در انتهای مسیر برهمکنش آب شیرین با واحدهای سیلیکاته تکامل ژئوشیمیایی ناشی از انحلال این واحدهای زمین‌شناسی و افزایش نسبت Na/(Na+Ca) است. مکانیسم تبادل کاتیونی در تغییر ترکیب شیمیایی آب زیرزمینی با استفاده از نمودار دو متغیره Ca+Mg نسبت به SO4+HCO3 و شاخص‌های کلروآلکالن CAI-1 و CAI-2 مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان می‌دهد که در 68 درصد از نمونه‌ها تبادل یونی مستقیم و در 32 درصد نیز تبادل یونی معکوس ترکیب شیمیایی آب زیرزمینی را کنترل می‌کنند. تغییرات Ca در مقابل SO4  بیانگر عدم تأثیرگذاری صرف انحلال ژیپس به عنوان منشأ یون‌های کلسیم و سولفات است. این تغییرات می‌تواند به دلیل تحرک و انتقال یون در خلال فرایندهای پدوژنیک  (چرخه بیوژئوشیمیایی سولفور) و فعالیت‌های انسانی باشد. بررسی نقش عواملی همچون ورودی کشاورزی، ورودی اتمسفری، نیتروژن خاک، فاضلاب، کود دامی، کود شیمیایی و فرایند دنیتریفیکاسیون در آلودگی آب زیرزمینی با بهره‌گیری از نمودار NO3/Na در مقابل Cl/Na و نسبت NO3/Cl در مقابل Cl دنبال شد. نتایج نشان می‌دهد که ورودی‌های کشاورزی و فاضلاب دارای نقش موثرتری در تغییر محتوای NO3 و Cl نمونه‌های آب زیرزمینی هستند. علاوه بر این، در برخی موقعیت‌ها به ویژه جنوب شرقی آبخوان، فرآیند دنیتریفیکاسیون موجب کاهش غلظت NO3 می‌شود. نتایج این مطالعه می‌تواند با درک مکانیسم‌های کنترل کننده ترکیب فیزیکوشیمیایی و شناسایی عوامل محتمل آلاینده آب زیرزمینی به مدیریت موثر منابع آب در این آبخوان استراتژیک کمک کند.

زهرا حجازی زاده، علیرضا کربلایی دریی، مختار فتاحیان،
دوره 26، شماره 80 - ( 1-1405 )
چکیده

در این پژوهش، با هدف تحلیل دقیق‌تر فضایی سامانه پرفشار جنب‌حاره‌ای در تابستان ایران، از داده‌های روزانه ERA5 (1980–2020) و روش آماری Getis-Ord Gi* برای شناسایی هات‌اسپات‌های معنادار (p < 0.01) در توزیع ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 هکتوپاسکال (Z500) در فصل گرم سال (ژوئن–آگوست) استفاده شد. نتایج نشان داد که بیشینه آماری هات‌اسپات در جولای رخ می‌دهد: خوشه داغ با Z score تا +4.1 (سطح اطمینان 99%) در جنوب غرب ایران (27°–32°N، 48°–60°E) شکل می‌گیرد که بیانگر فراترین انحراف مثبت از میانگین بلندمدت Z500 است. در مقابل، خوشه سرد با Z score تا 10.2 − در شمال غرب (آذربایجان غربی و کردستان) قرار دارد کمترین مقدار گزارش‌شده در کل دوره و نشان‌دهنده کاهش ژئوپتانسیل ناشی از توپوگرافی البرز-زاگرس و فعالیت سامانه‌های میان‌عرضی. تحلیل هیستوگرام Z scoreها تأیید می‌کند که توزیع در جولای دوکُله‌ای و به‌وضوح دوگانه است: فراوانی بالا در بازه‌های [+2.5, +4.1] و [−10.2, −2.5]، در ناحیه Z ≈ 0، نشان‌دهنده جداشدگی قوی فضایی بین خوشه‌های داغ و سرد است. علاوه بر این، عدم وجود خوشه‌های معنادار در نیمه شرقی (مرکز و شرق ایران) که در هر سه ماه مشاهده شد، گویای حضور یک «زون انتقالی» پویا است که تحت تأثیر رقابت بین جریان‌های جنب‌حاره‌ای و میان‌عرضی قرار دارد. در آگوست، با وجود افزایش مطلق Z500 به فراتر از 5890 متر، Z score کاهش یافته (+4.0) که نشان می‌دهد گرمای تجمعی سطح باعث بالارفتن مطلق Z500 شده، اما ناهنجاری آماری آن نسبت به جولای ضعیف‌تر است. این یافته‌ها حاکی از آن است که پیک دینامیکی پرفشار جنب‌حاره‌ای ایران با تأخیر یک‌ماهه نسبت به پیک گرمای سطحی در تابستان رخ می‌دهد.

دکتر کرامت اله زیاری، آقای امین محمودی آذر، آقای خلیل جنگجوی، لیلا اصلانی،
دوره 26، شماره 81 - ( 4-1405 )
چکیده

از مباحث مطرح در کشورهای در حال پیشرفت در جهان، مسئله کاهش زیان­های ناشی از مخاطرات طبیعی و انسان­ساخت است. نظریات و پارادایم­های مختلفی به‌مانند مدیریت بحران و تاب­آوری مطرح شده­اند تا میزان آسیب­پذیری مخاطرات را کاهش دهند. در بین آسیب­پذیری­های مطرح در بین سایرین آسیب­پذیری کالبدی است. حال مهم‌ترین سؤالی که در این تحقیق مطرح می­شود آن است که آیا باتوجه‌به مطالعات مختلفی که در زمینه آسیب­پذیری کالبدی شده است، جدای اقدامات عینی، رضایتمندی ساکنان نیز موردمطالعه قرار گرفته و آیا ارتباطی بین شاخص­های عینی و ذهنی در این زمینه وجود دارد؟ نمونه موردی موردمطالعه در این تحقیق منطقه 4 شهر ارومیه که بافتی مسئله­دار است، می­باشد. این پژوهش از نوع کاربردی بوده و روش آن توصیفی-تحلیلی می­باشد و به منظور بررسی این ارتباط عینی و ذهنی آسیب­پذیری کالبدی ابتدا با استفاده از تحلیل فضایی متغیرهای عینی بررسی شده و سپس با استفاده از پرسشنامه طیف لیکرتی متغیرهای ذهنی بررسی می­شوند و در نهایت با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون این ارتباط سنجیده می­شود.نتایج تحقیق حاکی ازآن است  که با توجه به ضریب همبستگی 623/0 بین متغیرهای ذهنی و عینی؛ ارتباط معناداری بین منظر عینی(واقعیت بر روی زمین) و منظر ذهنی(رضایتمندی ساکنین) در حوزه شاخص­های آسیب­پذیری کالبدی شهری وجود دارد.
 

صفحه 12 از 12    
...
12
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وبگاه متعلق به تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی است.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Applied Researches in Geographical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)