دکتر سعید زنگنه شهرکی، آقای امین محمودی آذر، آقای مصطفی توکلی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
آمارهای رسمی نشان دهنده آن است که وضعیت مسکن در بسیاری از کشورهای جهان از جمله ایران قابل دفاع نیست. با وجود مسائل جهانی در زمینه مسکن و محیط زیست, ضرورت توسعه «مسکن قابل استطاعت پایدار» به شکلی گسترده در میان اندیشمندان حوزه شهری مورد پذیرش قرار گرفته است. این ضرورت، همزمان با گسترش شهرنشینی و افزایش جمعیت تشدید می شود. برای تحقق این امر، نیاز به شناسایی مولفه های مسکن قابل استطاعتپایدار وجود دارد که در این مطالعه در محله که مهمترین مکان تجمع کاربری مسکونی است، مورد بررسی قرار گرفته است. در این تحقیق هدف آن است که به بررسی شاخصهای مسکن قابل استطاعت پایدار در محلات مختلف شهری بپردازد. با استفاده از فرمول کوکران تعداد نمونهگیری در محلات مختلف مشخص شده و در نهایت با استفاده از روش نمونهگیری سیستماتیک نمونهگیری انجام میشود. روایی پرسشنامههای رضایتمندی که بخش تصورات را شامل میشود توسط 5 تن از اساتید مورد تآیید قرار گرفته است و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ سنجش شده است. مطالعات حاصل نشاندهنده آناست که از میان مقالات مختلف با استفاده از روش سنتزپژوهی 36 شاخص قابل سنجش در زمینه دستیابی به مسکن قابل استطاعت میتوان شناسایی کرد و با بررسی آنها در محلات مختلف برنامهریزی شده، برنامهریزی نشده و قدیمی در شهر ارومیه میتوان به این نتیجه رسید که محلات ارومیه با میانگین امتیازی 87/3 در بخش اجتماعی وضعیت مناسبی داشته و با میانگین امتیازی 23/2 در بخش اقتصادی وضعیت نامناسبی دارند و شاخصهای زیستمحیطی و کالبدی بین محلات وضعیت متفاوتی دارند و تفاوتها را رقم زدهاند. بدین سان محلات برنامهریزی شده وضعیت مناسبی در دستیابی به مسکن قابل استطاعت دارند و محلات قدیمی و برنامهریزی نشده در جایگاه بعدی قرار میگیرند.
خانم فاطمه صالحی جنتی، دکتر حمید صابری، دکتر شیرین طغیانی، دکتر حجت مهکوئی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
برنامهریزی شهری تاکتیکال با اتکا بر مداخلات سریع و مشارکتی در فضاهای کوچک مقیاس، زمینهای برای خلاقیت شهروندان فراهم کرده و ضمن تقویت تابآوری محلهای، مدلهای پایداری شهری را دگرگون میسازد. هدف این پژوهش، ارائه تحلیلی نظاممند و جامع از ساختار و روندهای پژوهشی حوزه برنامهریزی شهری تاکتیکال با رویکرد بیبلیومتریک است. با استفاده از دادههای ۷۶۴ مقاله نمایهشده در پایگاه Web of Science طی سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ و بهرهگیری از نرمافزار VOSviewer، سه نقشه بیبلیومتریک (شبکهای، زمانی و چگالی) ترسیم و تحلیل شد. نتایج نشان داد که برنامهریزی شهری تاکتیکال به عنوان رویکردی نوین و مشارکتی، در مرکز شبکه مفهومی پژوهشهای برنامهریزی شهری و شهرسازی قرار دارد و با مفاهیمی چون فضاهای عمومی، سیاست شهری و نوآوری پیوند عمیق دارد. روند زمانی مقالات، رشد چشمگیر توجه به موضوعاتی مانند طراحی مشارکتی، شهرنشینی هوشمند و تابآوری شهری را در سالهای اخیر آشکار ساخت. همچنین، نقشه چگالی نشان داد که بیشترین تمرکز پژوهشی بر محورهای برنامهریزی شهری تاکتیکال و پیوند آن با توسعه پایدار و مشارکت شهروندی است. این مطالعه با شناسایی خوشههای موضوعی، شبکههای همکاری علمی و خلأهای پژوهشی، تصویری جامع از وضعیت فعلی و مسیرهای آیندهی پژوهش در این حوزه ارائه میدهد و میتواند به عنوان مرجعی برای پژوهشگران و سیاستگذاران شهری جهت ارتقای کیفیت زندگی شهری و توسعه پایدار مورد استفاده قرار گیرد.
دکتر محمد شالی، خانم حسنا امامزاده،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
سکونتگاههای غیررسمی بهعنوان یکی از مهمترین چالشهای مدیریت شهری در کلانشهرهای ایران، نیازمند اتخاذ رویکردهایی نوین با تأکید بر مشارکت مردمی و نگرش اجتماعمحور در حوزه برنامهریزی و توسعه محلی هستند. در این چارچوب، دفاتر تسهیلگری با هدف آگاهی بخشی و توانمندسازی ساکنان، تقویت ارتباط میان نهادهای رسمی و جامعه محلی، و ارتقای شاخصهای اجتماعی، اقتصادی و کالبدی در برخی از محلات غیررسمی تأسیس شدهاند. با این حال، میزان اثربخشی این دفاتر در عمل کمتر بهصورت ساختاری و تجربی ارزیابی شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل عملکرد دفاتر تسهیلگری در چهار محله کلانشهر تبریز، و با تمرکز بر رابطه آن با توانمندسازی، مشارکت اجتماعی و پیامدهای کالبدی، اقتصادی و اجتماعی انجام شده است. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و کاربردی است. دادهها بهصورت میدانی و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته از میان 396 نفر از ساکنان محلات دارای دفتر تسهیلگری در سال ۱۴۰۱ گردآوری شد و با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری در نرمافزار SmartPLS تحلیل گردید. نتایج نشان داد عملکرد دفاتر تأثیر مستقیمی بر توانمندسازی با ضریب 907/0 و بر مشارکت محلی با ضریب 636/0 داشته است. مشارکت نیز نقش میانجی معناداری در ارتقای شاخصهای اجتماعی با ضریب 438/0، شاخصهای اقتصادی با ضریب 294/0 و شاخصهای کالبدی با ضریب 266/0 ایفا کرده است. همچنین، اقدامات آموزشی، اطلاعرسانی شفاف و تعامل با نهادهای محلی از مهمترین عوامل تأثیرگذار در فرآیند توسعه محلهای بودند. بر این اساس، یافتههای پژوهش میتواند مبنایی برای بازنگری در سیاستگذاریهای شهری و ایجاد نهادهای مشارکتمحور در فرآیند بازآفرینی و توسعه سکونتگاههای غیررسمی قرار گیرد
صفاء نایف سلطان الحمامی، علی صادقی، امیررضا خاوریان گرمسیری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
با توجه به رشد سریع شهرنشینی، تشدید نابرابریها و آسیبپذیری محیطی در محلات توسعهنیافته شهر ناصریه، این پژوهش با استفاده از ترکیب ابزارهای SWOT و QSPM، تلاش دارد راهبردهای استراتژیک مناسب برای دستیابی به توسعه پایدار شهری ارائه دهد.
براین اساس با توجه به هدف تحقیق، پژوهش حاضر از نوع توصیفی تحلیلی است. جمعآوری اطلاعات از طریق روش کتابخانه ای و میدانی انجام شد. جامعه آماری تحقیق شامل کارشناسان و اساتید دانشگاهی فعال در حوزه برنامه ریزی و مدیریت شهری می باشند و تعداد 30 نفر به عنوان نمونه تحقیق تا رسیدن به اشباع نظری تعیین شدند. جهت انتخاب نمونه ها از نمونه گیری هدفمند بهره گرفته شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از مدل ترکیبی تحلیل استراتژیک SWOT و مدل برنامه ریزی استراتژیک کمی QSPM انجام شد. نتایج حاصل نشان داد با توجه به امتیاز نهایی در ماتریس ارزیابی عوامل داخلی 2.276 و در ماتریس ارزیابی عوامل خارجی2.537، استراتژی منتخب در سلول (V) نمودار قرار گرفته و ماتریس «راهبردهای محافظه کارانه» را مشخص نمود همچنین نتایج حاصل از مدل QSPM نشان داد با وزندهی امتیازات جذابیت استراتژیها نشان داد که در درجه نخست «طراحی و اجرای طرح جامع شهری برای دستیابی به توسعه پایدار شهری» میتواند به شکلی اثرگذار اجرا شود. سپس «اصلاح ساختار مدیریت شهری»، «تقویت خدمات عمومی»، «پایداری اقتصادی با تأکید بر عدالت فضایی»، «بازسازی زیرساخت پسماند و فاضلاب» و «توسعه گردشگری میراثی بر پایه ظرفیت محلی» به ترتیب اولویت یافتند. برای دستیابی به پایداری شهری بایستی به ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیستمحیطی و فرهنگی به طور همزمان توجه گردد و همچنین نیازمند برنامهریزی استراتژیک و مداخلات هدفمند است.
مهندس لعیا خدام عباسی، دکتر احمد جامعی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
گسترش شهرنشینی و جایگزینی سطوح طبیعی با مصالح مصنوعی سبب افزایش دما و شکلگیری پدیده جزیره حرارتی شهری میشود که پیامدهایی چون افزایش مصرف انرژی، تشدید آلودگی هوا و تهدید سلامت عمومی را به همراه دارد. این پژوهش باهدف شناسایی عوامل مؤثر بر جزیره حرارتی شهری و ارائه راهکارهای مؤثر برای کاهش اثرات آن انجام شده است. پژوهش حاضر به روش مرور نظاممند و با رویکرد توصیفی - تحلیلی انجامگرفته است. برای این منظور، مقالات و مطالعات علمی مرتبط با موضوع از پایگاههای معتبر علمی استخراج و پس از طی مراحل غربالگری عناوین، چکیدهها و متن کامل، بهصورت کیفی تحلیل شدند. در ادامه شاخصهای مؤثر بر شدت جزیره حرارتی و راهکارهای کاهش آن تحلیل و طبقهبندی شدند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که عواملی نظیر هندسه متراکم شهری، کاهش پوشش گیاهی و سطوح آبی، استفاده از مصالح با آلبدو پایین، طراحی ناکارآمد احجام و فضاهای شهری و ضعف تهویه طبیعی، نقش مهمی در تشدید جزیره حرارتی شهری دارند. در مقابل، راهکارهایی همچون بهینهسازی هندسه شهری، توسعه فضاهای سبز و آبی، بهکارگیری مصالح سرد و پایدار، ارتقا تهویه طبیعی و استفاده از راهکارهای معماری اقلیم محور میتوانند به طور مؤثر موجب کاهش دمای محیط، بهبود عملکرد انرژی ساختمان و ارتقای محیطهای شهری شوند. نتایج نشان میدهد که ترکیب فناوریهای نوین، راهکارهای بومی و مدیریت پایدار شهری میتواند شدت اثر جزیره حرارتی را کاهش دهد و با بهینهسازی مصرف انرژی، کیفیت زندگی ساکنان را بهبود ببخشد.
خانم فاطمه شرفی، خانم دکتر فرزانه ساسان پور، بن جاریحانی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
تابآوری اکولوژیکی شهری در کلانشهر تهران به دلیل چالشهای اقلیمی و زیستمحیطی یکی از مهمترین محورهای سیاستگذاری شهری است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تابآوری اکولوژیکی تهران بر اساس خدمات اکوسیستمی تنظیمکننده و متغیرهای محیطی و انسانی انجام شد. برای این منظور، از مدل رگرسیون وزنی جغرافیایی چندمقیاسی(MGWR) و شاخصهای یازده گانه تابآوری شهری (CLI)استفاده گردید. نتایج نشان داد پوشش گیاهی NDVI) ) با ضریب مثبت و پراکندگی اندک، اثر یکنواخت و تعیینکنندهای بر CLI دارد و اهمیت سبزینگی در ارتقای تابآوری اکولوژی شهری را تأیید میکند. سرانه فضای سبز با ضریب مثبت اندک، تأثیر محدود اما معنیدار بر تابآوری داشت که بیانگر توزیع نامتوازن آن در سطح محلات است. متغیرهای ژئومورفولوژیک نظیر شیب زمین و نرخ فرونشست، اثر منفی پایدار بر CLI نشان دادند. زیرساختهای حملونقل، بهویژه فاصله از مترو و BRT، رابطه مثبت با CLI داشتند، هرچند این رابطه بازتاب تراکم جمعیتی و فعالیتهای اقتصادی در محورهای پرتردد است. در حوزه کیفیت هوا، CO اثر منفی قابلتوجه و NO₂ و SO₂ اثر مثبت اندکی بر CLI داشتند، در حالی که PM₁₀ تأثیر معناداری نشان نداد. نتایج همبستگی پیرسون حاکی از نبود همبستگی بالاتر از ۰٫۲۰ میان متغیرها و CLI بود که نشاندهنده نقش مکمل و چندعاملی شاخصهای زیستمحیطی و کالبدی در شکلگیری تابآوری شهری است. در مجموع، یافتهها بیانگر آن است که ارتقای تابآوری اکولوژیکی شهری تهران مستلزم رویکردی سیستمی و چندبعدی است. سیاستگذاری در این زمینه باید بر توسعه سبزینگی فراگیر، بازطراحی بافتهای فشرده، و توسعه حملونقل سبز و پایدار متمرکز باشد.
سجاد منفرد، دکتر طاهر پریزادی، دکتر حبیب اله فصیحی، دکتر علی شماعی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
فضا تولید اجتماعی است و دوگانگی فضای شهری بازتابدهنده دوگانگی اجتماع شهر در ابعاد مختلف است. در شهر تهران رشد نامتوازن و تمرکز توسعه و امکانات در بخشهایی از شهر، موجب شکلگیری الگوی نابرابر کیفیت زندگی و تبدیل آن به فضایی طبقاتی شده است. از اینرو هدف اصلی پژوهش حاضر، واکاوی نمودهای فضایی دوگانگی شهری در کلانشهر تهران و شناسایی الگوهای فضایی نابرابری در سطح مناطق شهر است. این تحقیق روشی توصیفی – تحلیلی داشته و محدوده جغرافیایی مورد مطالعه، مناطق 22گانه شهرداری تهران است. دادهها و اطلاعات مربوط به 45 شاخص مورد بررسی، از نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1395 و همچنین سالنامههای آماری سالهای 1398 تا 1401 شهرداری تهران بهدست آمده و از تکنیک تصمیمگیری چند معیاره CORASO و شاخص خودهمبستگی فضایی موران بهترتیب برای رتبهبندی برخورداری و بررسی روابط فضایی میان مناطق استفاده شده است.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که ساختار فضایی شهر تهران با نوعی دوگانگی مواجه است که بهصورت شکاف میان مناطق شمالی و جنوبی شهر نمود یافته است. بر اساس نتایج حاصل از مدل CORASO، پهنه شمالی شهر تهران، از جمله مناطق 6، 1 و 3 با امتیازات25313/0، 17013/0 و 12703/0 دارای بالاترین سطوح برخورداری بوده و در مقابل، پهنه جنوبی، بهویژه مناطق 17 با امتیاز 25313/0- ، منطقه 10(23450/0-) و منطقه 18 (22924/0-) در زمره مناطق کمبرخوردار قرار دارند. همچنین مقدار شاخص موران برابر با 433510/0 میباشد که از یک سو بیانگر وجود همبستگی فضایی بین مناطق بوده و از سوی دیگر نشانگر داشتن الگوی خوشهای است. به این معنا که مناطق برخوردار تمایل دارند در مجاورت یکدیگر خوشههایی از توسعهیافتگی ایجاد کنند، در حالیکه مناطق کمبرخوردار نیز به صورت خوشههایی از محرومیت در نواحی جنوبی شهر پدیدار شدهاند. این وضعیت بازتابی از تمرکز تاریخی منابع، خدمات و سرمایهگذاریها در نواحی شمالی شهر و محرومیت نسبی مناطق جنوبی است.
دکتر حمیده اسفندیاری مهنی، دکتر محمد سلیمانی مهرنجانی، دکتر تاج الدین کرمی، دکتر موسی کمانرودی کجوری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر چرخههای ایدئولوژی و تغییرات گفتمانهای سیاسی بر شکلگیری و تحول فضایی محله لالهزار – فردوسی شهر تهران در دوره پیشامشروطه و مشروطه میپردازد. هدف اصلی تحقیق، شناخت زمینهها و فرایندهای اثرگذار گفتمانهای سنتی و مدرن بر سازمان فضایی و کالبدی این محله است. پژوهش از نظر ماهیت کیفی و اکتشافی بوده و با رویکرد تاریخی – تحلیلی و بهرهگیری از روش اسنادی و راهبرد پسرویدادی انجام شده است. دادهها از طریق اسناد تاریخی، نقشهها، گزارشهای رسمی و منابع مکتوب گردآوری شده و با رویکرد تحلیل گفتمان فضایی تفسیر شدهاند. یافتهها نشان میدهند که شکلگیری محله لالهزار – فردوسی در دوره قاجار حاصل برهمکنش دو گفتمان مسلط سنتی (دوره پیشامشروطه) و گفتمان مدرن نوسازی (دوره مشروطه) بوده است. نمودهای فضایی گفتمانهای سیاسی در این محله در قالب استقرار سازهها و نهادهایی چون مطبعه فاروس (گفتمان آزادی بیان)، ایجاد نظمیه و پلیس (گفتمان حاکمیت قانون)، سفارتخانهها و وزارت خارجه (گفتمان روابط دولت – ملت)، باغشاه، میدان مشق، قورخانه و تلگرافخانه (گفتمان قدرت و تفکیک قوا) و همچنین تأسیس بانک شاهی، پست و تلگراف، تماشاخانه، سینماگراف، پارک و خیابانسازی مدرن و استفاده از چراغ گاز (گفتمان نوسازی) تجلی یافته است. بر این اساس، دو نیروی سنت و نوگرایی بهطور همزمان و گاه در تقابل با یکدیگر، هستههای اولیه زایش کالبدی، کارکردی و سیمای نوین محله لالهزار– فردوسی را پدید آوردهاند.
دکتر تاجالدین کرمی، آقای وحید خشنا مستعلی بیگلو، خانم هدیه مولایاری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده
در سالهای اخیر «شهر» بهعنوان اصلیترین سکونتگاه انسانی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. شهرها به مثابه موتور رشد و کانون عمده چالشهای فزاینده توسعه در ابعاد محیطزیستی، اجتماعی- اقتصادی، سیاسی- نهادی، کالیدی- فضایی و ... وجوه پیچیده و متنوعی یافته و مطالعه شهر را به حوزهای پیچیده و میانرشتهای تبدیل کرده است. ایران نیز کشوری است که روند شهریشدن سریع خود را پس از نیمه دوم قرن بیستم آغاز، تسریع و به انجام رسانده است. با این وجود، گسترش مطالعات نظاممند شهری در موضوع شهر و ابعاد حیاتی آن با تأخیر گسترش یافت. هدف مقاله حاضر مرور نظاممند پژوهشهای منتشر شده دارای نمایههای معتبر بینالمللی است. به این منظور تمامی مقالات مربوط به موضوع «شهرهای ایران» در پایگاه علمی اسکوپوس 1964 تا 2026 مورد تحلیل قرار گرفت. جهت استخراج و مصورسازی یافتهها از ابزارهای کتابخانه Bibliometrix در محیط برنامهنویسی Rstudio و VOSviewer که بتوانند یافتههای مناسبتری را ارائه بدهند، استفاده شد. نتایج پژوهش نشان میدهد که در سالهای اخیر حجم پژوهشها در خصوص شهرهای ایران بهطور قابلتوجهی گسترش یافته است. بر این اساس محققان فعال در زمینههای تخصصی بهداشت محیط، زمینشناسی و اپیدمولوژی نقش پررنگی در انتشار پژوهشهای خود در مجلات دارای نمایه بینالمللی داشتهاند. اما نقش رشتههایی که به طور تخصصی به مطالعه شهر میپردازند (مانند شهرسازی، برنامهریزی شهری، مدیریت شهری، معماری و ...) کمرنگتر بوده است. به علاوه تحلیل همرخدادی کلمات کلیدی نیز در زیرنظام مسائل طبیعی- اکولوژیک، اجتماعی- سلامتی، سیاسی- مدیریتی و کالبدی- فضایی نشان میدهد که مقالههای منتشرشده عمدتاً بازتابدهنده مسائل و چالشهای شهری ایران بوده و کمتر به بیان نوآوریها و راحلهای نوآورانه برای حل مسائل پرداختهاند.
میثم رضائی، زهرا خدائی،
دوره 17، شماره 45 - ( 6-1396 )
چکیده
نهاد اجتماعی عبارت است از نظام سازمان یافتهای از روابط اجتماعی که متضمن ارزشها و رویههای عمومی معینی است و نیازهای اساسی خاصی از جامعه را برآورده میسازد. در همین ارتباط مقاله حاضر در نظر دارد که به ویژگی های نهاد اجتماعی محله محور از دید شهروندان بپردازد و همچنین موانع و محدودیتها را در ایجاد نهادهای اجتماعی محله محور شناسایی کرده و مقدار همبستگی آن ها را با یکدیگر در ایجاد نهاد اجتماعی محله محور تعیین کند. در این پژوهش با در نظر گرفتن سرمایه اجتماعی به عنوان محور کلیدی در تحقق ایجاد نهادهای اجتماعی به بررسی دو مولفه اصلی آن یعنی مشارکت اجتماعی و اعتماد اجتماعی پرداخته شده است. نوع تحقیق در این پژوهش کاربردی و روش بررسی آن توصیفی و پیمایشی است که در نمونه موردی شهر فردوسیه و به تفکیک محلات پیاده شده است. ابزار گرداوری اطلاعات مصاحبه و استفاده از پرسشنامه است که نرمال بودن متغیرها با آزمون کولموگراف- اسمیرنف مشخص گردیده است. درتحلیل نتایج نیز از نرم افزار SPSS استفاده شده است. یافته های حاصل از آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که میان مشارکت، اعتماد و موانع و محدودیت های موجود و ویژگی ها از دید شهروندان در ایجاد نهاد اجتماعی محله محور در شهر فردوسیه ارتباط معناداری وجود دارد به نحوی که مشارکت و اعتماد و وجود نیروی انسانی مجرب از دید شهروندان از اهمیت بالاتری در ویژگی های ایجاد نهاد اجتماعی در شهر فردوسیه برخوردار است و از طرف دیگر موانع و محدودیت هایی نظیر عدم هماهنگی میان بخش ها و نهادها و عدم توجه به مفهوم شهر با دید انسان محور بودن دارای بیشترین نظر از دید شهروندان در محدودیت های ایجاد نهاد اجتماعی محله محور می باشد.
سید هادی حسینی،
دوره 17، شماره 45 - ( 6-1396 )
چکیده
هدف این پژوهش، یافتن شواهدی تجربی در خصوص ادعاهای طرفداران شهر فشرده می باشد. محله 5 از ناحیه 5 شهر سبزوار به عنوان عرصه تحقیق و برای بررسی های میدانی انتخاب گردید. روش تحقیق، توصیفی زمینه یابی (پیمایشی) است. گردآوری دادهها با استفاده از مطالعات کتابخانهای و پیمایشی (پرسشنامه محقق ساخته) صورت گرفته است. یافتههای تحقیق نشان میدهند که در محدوده مورد مطالعه تنها در دو بخشِ احساس تعلق مکانی و دسترسی به خدمات ادعاهای طرفداران اندیشه شهر فشرده مورد تأیید قرار گرفت، اما در مورد بخشهایی چون همبستگی ئ تعاملات اجتماعی، احساس امنیت اجتماعی، کاهش وابستگی خانوارها به خودروهای شخصی و کاهش هزینههای مصرفی خانوار در حوزه انرژی میان ادعاهای طرفداران شهر فشرده و یافتههای حاصله در محدوده مورد مطالعه همخوانی و تطابق وجود ندارد. یافتههای تکمیلی گویای آن است که عامل فشردگی یا پراکندگی به تنهایی نمیتواند پایداری شهری را تبیین کند و در کنار آنها متغیرهای زمینه ای و اجتماعی و اقتصادی دیگری نیز وجود دارند که بایستی مد نظر قرار گیرند.
احمد زنگانه، طاهر پریزادی، معصوم ساکی،
دوره 17، شماره 45 - ( 6-1396 )
چکیده
محلات شهری یکی از عناصرمهم و موثر تشکیل دهنده حیات اجتماعی شهری هستند. درگذشته، نقش و کارکرد محلات، موجب می شد که افراد ساکن، پیوندهای اجتماعی بیشتری نسبت به امروز داشته باشند. در توسعه محله محور با بهره گیری از دیدگاه پایین به بالا، بر توانمندسازی، مشارکت جمعی و افزایش سرمایه اجتماعی محلات تأکید شده است. تحقیق حاضر بر آن است تا ابعاد اجتماعی، اقتصادی و کالبدی توسعه محله محور بخش مرکزی شهر بروجرد مورد بررسی قرار دهد، روش تحقیق به لحاظ هدف شناختی و ماهیت آن علی- همبستگی است، محدوده مورد مطالعه، محلات بخش مرکزی شهر بروجرد است که حجم نمونه با استفاده از فرمول تعیین حجم کوکران، تعداد381 نفر از ساکنین با سطح اطمینان 95درصد و بصورت روش نمونه گیری خوشه ای سپس تصادفی ساده انتخاب شده اند.برای تجزیه و تحلیل داده ها میدانی از نرم افزار GiS،SPSS در قالب آزمون همبستگی، Excel برای تهیه جدول، نمودار، و برای دستیابی مدل معادلات ساختاری از نرم افزارهای liserel ، PLS ، استفاده شده است. یافته های مدل معادلات ساختاری lieserl و pLS تائید می کند، که از میان عوامل موثر بر توسعه کالبدی محله، عامل اجتماعی – فرهنگی (0.30 ) تاثیرگذارترین و مشارکت اقتصادی کم تاثیر ترین(0.01) بوده است. از دیگر نتایج تحقیق حاضر؛ با در نظر گرفتن کل شاخصها، ضمن وجود تفاوت معنادار بین شاخص ها، توسعه محله مبنای بخش مرکزی شهر بروجرد در مجموع در حد نسبتاً مناسبی قرار دارند.
محسن آقایاری هیر، هادی حکیمی،
دوره 17، شماره 45 - ( 6-1396 )
چکیده
مهاجرت از نخستین نیروهای نهان تغییرات تکنولوژیکی و اجتماعی در سرتاسر جهان است. بر این اساس بسیار مهم است که هر کشوری نسبت به تغییرات فضایی جمعیت خود آگاهی یافته و در جهت پیشگیری از وضعیتهای ناخواسته اقدام نماید. مهاجرتهای بیناستانی یکی از مهمترین نمودها و انعکاس فضایی ساختارهای حاکم است که پرداختن به آن میتواند شناخت مناسبی از پویاییهای جمعیت در سطح ملی، فراهم آورد. جهت حصول چنین شناختی، در پژوهش حاضر با عنایت به روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و با استفاده از نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن (1390)، به تحلیل شبکه و تحلیل شاخهدرختی مهاجرتهای بیناستانی با استفاده از نرمافزار UCINET 6 پرداخته شده است. نتایج تحلیلهای انجام یافته بهصورت نمودارهای تحلیلی ارائه شده و حاکی از وجود چند خوشهی اصلی در مهاجرتهای بیناستانی است که با میزان جریان متفاوتی شکل گرفته و در نهایت به شاخهی اصلی (استانهای تهران و البرز) میپیوندند. بعلاوه برخی استانها توانستهاند نقش منطقهای قابلتوجهی در جذب مهاجر از استانهای همجوار ایفا نمایند که شامل استانهای البرز، اصفهان، آذربایجانشرقی، بوشهر و خراسان رضوی است.
امین محمودی آذر، رحیم هاشم پور، سیدمومن فواد مرعشی،
دوره 17، شماره 45 - ( 6-1396 )
چکیده
در دهههای اخیر موضوع کیفیت زندگی شهری و ارتقاء رضایتمندی شهروندان از محیط زندگی خود توجه بسیاری از محققان و سازمانهای جهانی را به خود جلب کرده است؛ تا آنجا که سازمان ملل متحد هر ساله با انتشار گزارشی شهرهای مختلف جهان را از نظر سطح کیفیتزندگی موجود مورد مقایسه قرار میدهد. کیفیتزندگی دارای معیارهای مختلفی است که یکی از مهمترین معیارهای آن دسترسی به خدماتشهری است که توجه به آن موجب کاهش مشکلات فراوانی از قبیل سوداگری زمین، ساختوسازهای غیرقانونی و ... میشود. هدف این تحقیق ارزیابی کیفیت زندگی شهری با توجه به استانداردهای دسترسی به خدمات شهری است. بر این اساس معیار دسترسی به خدمات شهری از دو وجه عینی و ذهنی در بافت قدیمی شهر ارومیه مورد سنجش و بررسی قرار گرفتهاند. روش تحقیق در این مقاله از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و در آن از ابزار پرسش نامه، مدلهای تحلیل سلسله مراتبی و تحلیل شبکه دسترسی و تکنیکهای فازی، وزندهی و ضریب همبستگی پیرسون برای تجزیه و تحلیل دادههای کمی و کیفی استفاده شدهاست. نتایج حاکی از آن است که رضایت از دسترسی به خدمات اثر مثبت و معناداری را به لحاظ آماری بر کیفیت زندگی ذهنی وارد میکند و افزایش رضایتمندی ساکنان از دسترسی به خدمات شهری، سبب افزایش کیفیت زندگی ذهنی میشود. این یافتهها به برنامهریزان شهری گوشزد میکند که عوامل کالبدی نقش بسزایی در افزایش رضایتمندی از کیفیت زندگی شهروندان دارد.
بهرام ایمانی، رقیه فرشی، رضا هاشمی معصوم آباد،
دوره 17، شماره 46 - ( 7-1396 )
چکیده
در این پژوهش برای نشان دادن نابرابری میان شهرستانهای استان اردبیل 60 شاخص توسعه در بخشهای بهداشتی درمانی، اجتماعی، آموزشی، فرهنگی، زیربنایی، با استفاده از مدل ویکور مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. همچنین جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات و ترسیم نمودارها و نقشه ها از نرم افزارهای Excel، SPss، ARC Map 10.1 استفاده شده است. همچنین جهت تعیین وزن شاخصهای پژوهش از طریق تکمیل پرسش نامه توسط کارشناسان ( 20 نفر از کارشناسان و متخصصان) از مدلAHP استفاده گردید. طبق بررسیهای صورت گرفته به این نتیجه رسیدیم که در سال 1390 از مجموع 10 شهرستان استان اردبیل، شهرستان اردبیل، توسعه یافته و شهرستانهای گرمی، سرعین و خلخال شهرستانهای رو به توسعه، شهرستانهای پارس آباد، بیله سوار و نمین کمتر توسعه یافته و شهرستانهای مشگین شهر، نیر و کوثر توسعه نیافته اند. این نابرابریها بازتاب و برآیند عوامل محیطی، اقتصاد سیاسی، نارساییهای نظام برنامه ریزی فضایی به ویژه قطب رشد شهر اردبیل میباشد. همچنین طبق تحلیل و بررسیها صورت گرفته به این نتیجه رسیدیم که نابرابری ناحیه ای در مقیاس شهرستانهای استان اردبیل به صورت نامتعادل میباشد، بین جمعیت هر شهرستان و میزان توسعهیافتگی آن رابطه معناداری مثبتی وجود دارد، بین فاصله از مرکز استان و میزان توسعهیافتگی رابطه معناداری مثبتی وجود دارد.
فرزانه ساسان پور، افشار حاتمی، شایان بابایی،
دوره 17، شماره 47 - ( 10-1396 )
چکیده
حباب شهرنشینی مفهوم جدیدی در عرصه برنامه ریزی شهری برای بررسی پایداری و ناپایداری در سطوح مختلف اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی، مدیریتی است. تاکنون تعریف مشترکی از حباب شهرنشینی ارایه نشده است که حاکی از عدم وجود مطالعات بسیار در این زمینه می باشد. این پژوهش به دنبال آن است تا وضعیت آینده حباب شهرنشینی در کلانشهر تهران را با استفاده از رویکرد سناریو مورد بررسی قرار دهد. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش تحقیق توصیفی تحلیلی از نوع اکتشافی است. اطلاعات مورد نیاز پژوهش از طریق مطالعات میدانی و اسنادی گردآوری شدند. در مطالعات میدانی از تکنیک دلفی در قالب گروه 30 نفره انجام شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل اثرات متقابل در نرم افزار MICMAC استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که 56 عامل بعنوان عوامل کلیدی در پنج بعد نهادی، مدیریتی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی موثر بر وضعیت آینده حباب شهرنشینی شناسایی شدند. سپس با نظر خبرگان به 25 عامل پیشران تقلیل یافتند. وضعیت پراکندگی متغیرها حاکی از ناپایداری سیستم کلانشهری تهران می باشد. پنج دسته عوامل تاثیرگذار، دووجهی، تنظیمی، تاثیرپذیر و مستقل شناسایی شدند. امتیازات نهایی و رتبه بندی عوامل کلیدی انجام شد و در نهایت سه سناریو برای وضعیت آینده حباب شهرنشینی در کلانشهر تهران ارایه گردید.
محمد حسین سرائی، سمانه ایرجی،
دوره 18، شماره 48 - ( 1-1397 )
چکیده
توجه به مدیریت توسعه زمین در تدوین اسناد توسعه شهری، موضوعی بسیار مهم و شایان توجه است. عدم توجه به این ضرورت، همگام با جریان توسعه کالبدی پیش بینی شده برای پهنههای شهری، سبب میگردد تا هدف اصلی طرح توسعه، که ارتقا کیفیت سکونت در پهنههای شهری است، محقق نگردد. در این مطالعه، هدف معرفی الگویی کاربردی در زمینه مدیریت توسعه زمین، به منظور هدایت و مدیریت جریان توسعه شهری است. بدین منظور، برنامه اصلاح مجدد زمین (LR) به عنوان روش منتخب مدیریت توسعه زمین در پهنههای شهری، معرفی و امکان انجام آن در محدودهای از شهر یزد بررسی میگردد. روش کلی تحقیق بکار رفته در این مطالعه توصیفی- تحلیلی است. دادههای مورد استفاده از طریق روش کتابخانهای و نیز بررسی میدانی بدست آمده و با استفاده از نرم افزار ARCGIS مورد استفاده و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. استنتاج حاصل از این مطالعه نشان میدهد که با بکارگیری برنامه اصلاح مجدد اراضی، به عنوان یک ابزار اقتصادی و طراحی، میتوان اقدام به برنامهریزی و طراحی مجدد اراضی توسعه نیافته مطابق با نیازهای شهری، شامل اصلاح چیدمان قطعات، اصلاح شبکه معابر، تامین خدمات و زیر ساختهای تاسیساتی نمود و بدین ترتیب زمینه تحقق طرحهای توسعه شهری در این پهنهها را فراهم کرد. همچنین از طریق ایجاد جاذبههای لازم برای گروههای موثر بر جریان اجرای طرح، زمینه جلب مشارکت تمامی گروههای ذی نفع و ذی نفوذ را فراهم نمود.
فرزانه ساسان پور، سارا علیزاده، حوریه اعرابی مقدم،
دوره 18، شماره 48 - ( 1-1397 )
چکیده
رویکرد زیستپذیری به سیستم شهری سالم، امن، با دسترسی مناسب و مقرونبهصرفه اطلاق می شود که کیفیت بالای زندگی را موجب شده و رویکردی منتج از نظریه توسعه پایدار تلقی میگردد. علیرغم آنکه بررسی زیست پذیری شهری میتواند در شناسایی کمبودها و اقدامات جهت ارتقای زیست محیط زندگی ساکنان مثمر ثمر واقع شود، پرداختن به تئوری زیست پذیری در ایران بهصورت محدود موردتوجه قرارگرفته است، بنابراین هدف این پژوهش بررسی قابلیت زیست پذیری مناطق شهری شهر ارومیه است. پس از تدوین 24 شاخص در4 بعد(کالبدی-زیستمحیطی، اقتصادی، اجتماعی و سلامت) با رویکرد کاربردی، این شاخص در مناطق 5 گانه شهری ارومیه با بهکارگیری مدل تازهابداع شده RALSPI موردسنجش قرار گرفت، درنهایت، طبق این مدل مناطق در دامنه بسیار زیستپذیر تا غیرقابلتحمل جای گرفتهاند، بطوریکه منطقه 1با امتیاز 0.31 زیست پذیرترین و منطقه 2 با امتیاز 007. بهعنوان منطقه غیرقابلتحمل شناخته شد این نتایج تفاوت عمیق قابلیت زیستپذیری میان مناطق شهر ارومیه و درنهایت عدم زیست پذیری شهر ارومیه را نشان میدهد و به این امر مهم معطوف میگردد که در صورت عدم دستیابی به زیستپذیری در کوتاهمدت دستیابی به پایداری شهر ارومیه در بلندمدت با چالش مواجه خواهد شد.
جمیله توکلی نیا، مصطفی هرائینی،
دوره 18، شماره 49 - ( 1-1397 )
چکیده
کیفیت گردشگری از اهمیتی برخوردار است که در بازگشت مجدد گردشگران تأثیر میگذارد. ازاینرو برای تحریک سرمایهگذاری داخلی و خارجی، افزایش کسبوکار، بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی جامعه نیاز به توسعه گردشگری باکیفیت است. ارزیابی میزان رضایت گردشگران از کیفیت خدمات هدف اصلی پژوهش را تشکیل میدهد. پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش توصیفی تحلیلی است. پایایی دادهها بر اساس ضریب آلفای کرونباخ محاسبهشده که نشاندهنده عدد 0.834 و روایی دادهها نیز بر اساس شیوه روایی محتوا مطابق با نظر اساتید انجامگرفته است. در تحلیل دادهها از آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی ویلکاکسون و اسپیرمن بهرهگیری شده است. جامعه آماری پژوهش نیز شامل گردشگرانی است که از خدمات واحدهای پذیرایی در محله دربند استفاده کردهاند و حجم آن با استفاده از فرمول کوکران به تعداد 354 نفر، و با روش نمونهگیری تصادفی انجامشده است. یافتههای تحقیق بر اساس ابعاد پنجگانه کیفیت خدمات سروکوال نشان میدهد که بیشترین شکاف کیفیت در بعد محسوسات با میزان فاصله 0.33- و کمترین شکاف در بعد پاسخگویی با میزان فاصله 0.34 مشاهده میشود. همچنین بر اساس یافتههای مدل کانو 6 ویژگی از 19 ویژگی کیفیت خدمات بهعنوان ویژگی جذاب، 5 ویژگی کیفیت خدمات بهعنوان ویژگی تکبعدی، 6 ویژگی الزامی و 2 ویژگی کیفیت خدمات باقیمانده بیتفاوت طبقهبندی شدند. همچنین در پایان از طریق برقراری ضریب همبستگی اسپیرمن، ارتباط بین میزان تحصیلات و درآمد با ابعاد گوناگون کیفیت خدمات مورد آزمون قرار گرفت.
حجت میرزازاده، طاهر پریزادی،
دوره 18، شماره 50 - ( 1-1397 )
چکیده
توزیع نامتعادل امکانات و خدمات اقتصادی، اجتماعی و... بین مناطق، ضرورت توجه به برنامهریزی توسعه فضایی و متعادل نمودن ساختار فضایی کشور را اجتناب ناپذیر نموده است. پژوهش حاضر به منظور تعیین سطح توسعه یافتگی استان های کشور ایران و رتبه بندی آنها براساس میزان توسعه یافتگی، همچنین مقایسه سطوح توسعه کشور از 1345 تا کنون برای کمک به تصمیم در نظام برنامه ریزی و سیاست گذاری ملی انجام گرفته است. این پژوهش بر اساس هدف جزو تحقیقات شناختی و از منظر روش جزو تحقیقات ارزیابی – مقایسه ای است. جامعه آماری طبق آخرین تقسیمات سیاسی 31 استان کشور و شاخص های مورد بررسی 33 شاخص در چهار بعد ( اقتصادی، زیربنایی- کالبدی، اجتماعی- فرهنگی و بهداشتی- درمانی) بوده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تکنیک های تحلیل عاملی و تحلیل خوشه ای استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد، بین استان های کشور از نظر توسعه یافتگی، تفاوت ها و نابرابری هایی وجود دارد. به طوری که استان تهران به تنهایی درطول چند دهه بالاترین سطح توسعه یافتگی و استان سیستان و بلوچستان پایین ترین و محروم ترین استانها قرار دارند. همچنین مقایسه استان ها در طول دوره های مختلف نشان از نابرابری توسعه مرکز نسبت به پیرامون دارد. طبق نتایج بدست آمده از تحقیق برای کاهش نابرابری بین استان های کشور ضمن توجه به استعداد ها و توان های هر منطقه و در اولویت قرار دادن استان های محروم و کمتر توسعه یافته در در برنامه ریزی ها ی منطقه ای را می طلبد.