جستجو در مقالات منتشر شده


75 نتیجه برای تهران

ژوان امینی، مهری اکبری، زهرا حجازی زاده، علی اکبر شمسی پور،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1300 )
چکیده

فضاهای سبز، نقشی اساسی در تعدیل شرایط خردآب­وهواهای شهری، زیباسازی مناظر شهری، اوقات فراغت شهروندان و تعدیل آلودگی صوتی و هوا و جذب ذرات معلق دارند. در کنار مزایای قابل توجه فضای سبز، یکی از محدودیت­های عمده توسعه فضاهای سبز در مادرشهر تهران بدلیل موقعیت مکانی آن در شرایط با آب­وهوای خشک، تأمین منابع آب نگهداری آنهاست. محاسبه ردپای آب در فضاهای سبز به­عنوان مقدار کل آب شیرین مورد نیاز در حفظ و نگهداری آنها در طول سال، یکی از شاخص­هایی است که می­توان بوسیله آن میزان سازگاری گونه­های درختی و گیاهی آنها را با شرایط آب­وهوایی کلان­شهر تهران نشان داد. هدف این پژوهش محاسبه ردپای آب بوستان لاله در تهران است. از مدل بیلان آب خاک فضای سبز (SWB) برای محاسبه ردپای آب در این بوستان استفاده شد. داده­های مورد استفاده، از ایستگاه ژئوفیزیک شهر تهران برای سال 2018، به صورت میانگین روزانه دما، مجموع بارش و رطوبت عمق صفر تا 30 سانتی متری خاک، اخذ گردید. داده­های مربوط به زهکشی آب خاک، نیز از نمونه­های استاندارد آزمایشگاهی خاک­های فضای سبز، استخراج گردید. نتایج محاسبات انجام شده بیانگر آن بود که در ماه­های گرم سال ردپای آب کل بوستان لاله تهران 4 تا 5 هزار مترمکعب در ماه بدست آمد؛ در حالی­که ماه­های فصل زمستان، کمتر از 1400 مترمکعب در ماه محاسبه شد. تعمیم داده­های رطوبت عمق 30 سانتی­متری خاک ایستگاه ژئوفیزیک به بوستان لاله نشان داد که، در دوره گرم سال، آب آبی (آب زیرزمینی یا سطحی) بیشترین سهم (بیش از 90 درصد) را در ردپای آب بوستان لاله داشته است در حالی­که در ماه های فصل زمستان و دو ماه آذر و آبان، سهم آب سبز(آب ناشی از بارش برف و باران) در تأمین رطوبت لایه 30 سانتی متری فوقانی خاک، بیش از 90 درصد از کل ردپای آب بوده است.

علی احمدی، مجید ولی شریعت پناهی، رضا برنا، رحمت الله فرهودی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1300 )
چکیده

به دلیل پیچیدگی‌‌های فراوان، برنامهریزی مسکن، خصوصا برای اقشار آسیبپذیر، در شهری با وسعت تهران، نیازمند وجود مدلی برای سادهسازی فرآیند و سرعت بخشی محاسبات است که در حال حاضر وجود ندارد. پژوهش حاضر با هدف حل این مسئله، مدلی با این مراحل را پیشنهاد می­دهد: 1)تبیین اهداف 2) برآورد نیاز مسکن جامعه هدف 3)شناسایی پهنههای قابل توسعه 4) پیشنهاد الگوهای ساخت 5) پیشنهاد الگوهای پراکندگی 6) محاسبات و الگوهای مالی و 7) پیشنهاد الگوهای بهره­برداری. اطلاعات موردنیاز برای اجرای مدل از دو پرسشنامه و دادههای مرکز آمار گردآوری شد. در این مدل از سه الگوی مسکن با مساحتهای حداقل، بهینه و میانگین و سه گونه ساخت مسکن موجود، 100 درصد زیربنا و آزادسازی فضای حیاط به عنوان فضای عمومی شهری استفادهشد. پهنهبندی پیشنهادی به دلیل تطابق با دادههای موجود، بر مناطق 22گانه شهرداری تهران منطبق شد. قیمت فروش و محاسبات مالی براساس نرخ بازده داخلی 20 درصد و سوبسیدهای قراردادی محاسبه و در نهایت 4 الگوی واگذاری رایگان، اجاره مادام­العمر، اجاره به شرط تملیک در پهنههای برنامه پیشنهاد شد. نتایج نشان داده است که یکی از مشکلات موجود در این بخش نبود ساختار تصمیم­سازی و ابزار ‌‌برنامهریزی مناسب است که می­توان ضمن بررسی دقیق و کامل وضعیت موجود، ‌‌راهحل­های همه­جانبه و کل­نگرانه ارائه داد. لذا بر اساس مدل و با استفاده از شاخصهای مورد استفاده، مناطق 2، 6 و 13 کمترین و مناطق 19 و 22 بیشترین پتانسیل توسعه مسکن اقشار کمدرآمد و آسیبپذیر را دارند و در نهایت، مدل بیشترین مساکن را در مناطق 22، 4، 19 و 11 پیشنهاد داد[D1] .

 [D1]در چکیده، نتایج آورده شده

شهرام امامقلی، غلامرضا جانبازقبادی، پرویز رضایی، صدرالدین متولی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1300 )
چکیده

دما از عناصر اساسی اقلیم است لذا تغییرات ناگهانی یا کوتاه­مدت و دراز مدت آن می­تواند ساختار آب­و­هوای هر محلی را دگرگون سازد. موج­های گرمایی شدید از مهم­ترین بلایای آب و هوایی بوده که تأثیرات گسترده­ای بر فعالیت­های مختلف انسانی دارند وزمانی که از شدت و فراوانی بالایی برخوردار شوند، می­توانند معضلات عمده­ای تولید نمایند. در این پژوهش برای بررسی روند سری زمانی فراوانی 49ساله (2019-1970) رخدادهای امواج گرم شهر تهران از دو نمایه روزهای گرم و امواج گرم (روزهای گرم با تداوم 2 روز و بیشتر) از آماره ناپارامتریک تحلیل روند Sens استفاده شده که نتایج آن در همه ایستگاه­ها بیانگر وجود یک روند افزایشی هم در تعداد روزهای گرم شهر تهران و هم در فراوانی رخدادهای امواج گرم در 5 ایستگاه سطح شهر تهران بوده است. در این پژوهش دو موج گرم در شهر تهران شناسایی شد که موج اول در سال 2010 بخش وسیعی از نواحی مرکزی و غربی کشور را در بر گرفته اشت و موج دوم در سال 2013 بود که در همه ایستگاه­های تهران و حتی بسیاری از استان­های کشور ثبت شده است. نتایج تحلیل توزیع فضایی دمای موج گرم در سطح بلوک های آماری شهر تهران بیانگر آن بود که عموما مناطق مرکزی شهر تهران شامل مناطق6، 7، 8، 10،11، 12، 14، 15، 4، 7، و 19  به صورت معنی داری درگیر دماهای بحرانی ناشی از حاکمیت موج گرم بوده است در حالی که بخش های شمالی شهر تهران تحت تاثیر شدتهای پایینتر موج گرم بوده است.
- محمد رضا قربانی پارام، - پویان شهابیان، - وحید دینارانی، - روناک نجفی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1300 )
چکیده

کیفیت محیط شهری از شاخص های مهم توسعه هر شهر محسوب می شود. در این زمینه نوع الگوی قابل استفاده در شهرها می تواند تاثیرگذاری زیادی داشته باشد که شهرسازی بیوفیلیک با توجه به ارتباط و محوریت آن با طبیعت، از مهمترین این الگوها است. هدف این تحقیق تببین معیارهای کیفیت محیط شهر تهران با توجه به مولفه های شهرسازی بیوفیلیک است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده ها از طریق روش پیمایشی است. ابزار تحقیق پرسش نامه بوده که روایی آن از طریق جامعه نخبگان تایید و پایایی آن نیز با ضریب آلفای کرونباخ بیشتر از 70/0 تایید شد. جامعه آماری تحقیق را نیز کارشناسان و متخصصان شهری اعم از دانشگاهیان و کارشناسان شهر تهران تشکیل داده اند .با توجه به نبود آمار در این زمینه، محدودیت های کرونایی و هزینه ای، تعداد 120 کارشناس به عنوان حجم نمونه تعیین شد. نتیجه تحقیق نشان داد که شاخص های ساختاری-کارکردی، محتوایی و کالبدی-فضایی کیفیت محیط شهری تهران بر اساس شهرسازی بیوفیلیک در سطح کمتر از 05/0 معنادار بوده اند. بررسی میانگین و جهت معناداری بیانگر ضعیف بودن این شاخص ها و  عدم توجه به شهرسازی بیوفیلیک در برنامه ریزی این شهر است. همچنین نتایج مدلسازی معادلات ساختاری تایید نمود که شاخص های ساختاری-کارکردی، محتوایی و کالبدی-فضایی شهرسازی بیوفیلیک می تواند در ارتقاء کیفیت محیط شهری تهران موثر باشد که بیشترین تاثیرگذاری و تببین نیز مربوط به شاخص ساختاری کارکردی با تبیین 34/0 بوده است. بنابراین شهرسازی بیوفیلیک در الگوی برنامه ریزی شهر تهران مورد تاکید نبوده است اما نتایج از تاثیرگذاری آنها در بهبود کیفیت محیط این شهر در صورت استفاده اشاره دارد.  
 
فرزانه ساسان پور، مرضیه اسدی، زهرابیگم حجازی زاده،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1300 )
چکیده

کلانشهر تهران بـر پایـه شهرسـازی مــدرن توســعه یافتــه و در دهــه اخیــر شــاهد دگرگونی­هایی از جمله کاهش میـزان ظرفیـت زیسـتی منطقه، اثرات اجتماعی - اقتصـادی غیـرقابـل کنتـرل، هزینه­های گزاف در جهت حفـظ سـلامتی و همچنـین درمان بیماری­های به وجود آمده، بـوده اسـت. هدف پژوهش، تحلیل اثرات رد پای کربن در پایداری کلانشهر تهران می باشد. پژوهش حاضر کاربردی و به لحاظ روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است. برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه­ای و میدانی (پرسشنامه) استفاده گردید. جامعه آماری این پژوهش کلانشهر تهران با جمعیت 8693706 نفر بوده و جهت انتخاب نمونه از فرمول کوکران استفاده و 384 نفر تعیین و به روش نمونه­گیری تصادفی ساده تکمیل شده است. پردازش اطلاعات با نرم­افزار SPSS صورت گرفت و تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از پرسشنامه با روش معادلات ساختاری و نرم­افزارPLS ، انجام شد. یافته­های پژوهش نشان داد وضعیت شاخص کربن در شهر تهران در وضعیت نامطلوبی قرار دارد. بیشترین بار عاملی یا ضریب رگرسیونی استاندارد شده برای شاخص برنامه­ریزی کم‌کربن و کمترین میزان آن برای شاخص جامعه کم‌کربن به میزان 218/0 می­باشد. هم­چنین، مشخص شد که برنامه­ریزی کم­کربن دارای بیشترین تأثیر بر کاهش کربن در کلانشهر تهران بوده است. پس از آن شاخص­های توسعه­شهری کم­کربن، محیط زیست کم­کربن، اقتصاد کم­کربن، حمل و نقل کم­کربن، ساخت­ساز کم­کربن و جامعه کم­کربن در کاهش کربن شهر تهران به ترتیب دارای اثرات متفاوتی بودند.
 
موسی کمانرودی کجوری، آزاد رحیم زاده، فریده فلاح حسینی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1300 )
چکیده

شهرخلاق شهری پرجنب‌وجوش است که یادگیری فرهنگی و بین‌فرهنگی را تقویت می‌کند، جایی که هر ساکن در آن به دانش، مهارت‌ها و آگاهی فرهنگی خود اطمینان دارد. شهرخلاق ویژگی‌هایی را برجسته می‌کند که تصویر شهر را برای ساکنان آن جذاب‌تر می‌نماید. هدف این پژوهش، رتبه‌بندی مناطق شهرداری کلان‌شهر تهران براساس شاخص‌های شهرخلاق است. این پژوهش به‌لحاظ روش، از نوع توصیفی-تحلیلی و از منظر هدف، کاربردی می‌باشد. داده­ها در چهار بعد کیفیت زندگی، سرمایه ‌انسانی، سرمایه اجتماعی و نوآوری و به روش کتابخانه­ای-اسنادی به‌دست آمده است. از مدل تصمیم‌گیری WASPAS برای رتبه‌بندی و از مدل آنتروپی برای وزن‌دهی به شاخص‌ها استفاده شده است. نوآوری این پژوهش، استفاده از رویکرد تطبیقی و مدل جدید در تعیین و ارزیابی شاخص‌های شهرخلاق در مقیاس مناطق شهر است. نتایج حاصل از به­کارگیری مدل تصمیم­گیری WASPAS نشان می­دهدکه بین مناطق بیست‌ودوگانه شهرداری تهران نسبت به شاخص­های شهرخلاق تفاوت وجود دارد. سطح­بندی این مناطق بهلحاظ شهرخلاق بیانگر این است که هفت منطقه(شش، یک، دوازده، سه، چهار، دو، هفت) دارای وضعیت مطلوب، هشت منطقه دارای وضعیت متوسط و هفت منطقه(نوزده، هیجده، شانزده، بیست ویک، هفده، ده، نه) دارای وضعیت نامطلوب و در اولویت برنامه­ریزی توسعه­ی شهری می‌باشند. همچنین نتایج نشان داد که بعد اقتصادی شهرخلاق دارای بیشترین مناطق(17 منطقه) با شرایط نامطلوب بوده است.
 
- الهام صالحیان دهکردی، - هیوا علمیزاده،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1300 )
چکیده

زمین‌لغزش‌ها از جمله مخاطرات طبیعی کلیدی در حوضه شمال تهران هستند که به دلیل ویژگی‌های زمین‌شناختی، توپوگرافی ناهموار و فعالیت‌های انسانی مانند جاده‌سازی، تهدیدات قابل‌توجهی ایجاد می‌کنند. این مطالعه یک رویکرد ترکیبی نوآورانه با وزن‌دهی پویا (Dynamic Weighting) مبتنی بر الگوریتم‌های PSO و GA برای پهنه‌بندی حساسیت زمین‌لغزش در حوضه شمال تهران ارائه می‌دهد. برخلاف روش‌های سنتی مانند نسبت فراوانی (FR)، شاخص آماری (SI) و آنتروپی شانون (SE) که از وزن‌های ثابت استفاده می‌کنند، این روش وزن‌های عوامل (مانند فاصله از رودخانه، شیب، و سنگ‌شناسی) را بر اساس داده‌های زمانی مانند بارندگی فصلی و فعالیت‌های انسانی با استفاده از الگوریتم (PSO) تنظیم می‌کند. داده‌های بارندگی و 150 رویداد زمین‌لغزش (2024-2005) از ایستگاه‌های هواشناسی محلی و پایگاه‌های داده زمین‌شناسی جمع‌آوری شدند. داده‌های ورودی شامل هشت عامل کلیدی (فاصله از رودخانه، فاصله از جاده، شیب، سنگ‌شناسی، ارتفاع، جهت شیب، فاصله از گسل، و کاربری اراضی) و داده‌های بارندگی فصلی بودند. نتایج نشان داد که وزن‌دهی پویا دقت پیش‌بینی را تا 15% (بر اساس AUC-ROC) نسبت به مدل‌های ثابت بهبود می‌دهد، به‌ویژه در فصول پرباران که وزن فاصله از رودخانه افزایش می‌یابد (vj=8.2 در مقایسه با vj=7.21 در مدل ثابت). مدل PSO با AUC-ROC=0.923 و GA با AUC-ROC=0.917 دقت بالاتری نسبت به مدل‌های سنتی (FR با AUC-ROC=0.804) نشان دادند. نقشه‌های خطر پویا مناطق پرخطر (مانند نزدیکی رودخانه‌ها با vj=8.23 در فصل بارانی) را با دقت بالاتری شناسایی کردند. این رویکرد برای مدیریت ریسک زمین‌لغزش در مناطق کوهستانی شهری مانند حوضه شمال تهران ارزشمند است و می‌تواند به‌عنوان الگویی برای سایر مناطق مشابه استفاده شود.

دکتر سعیده فخاری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1300 )
چکیده

منطقه ۱۲ شهر تهران به‌عنوان یکی از قطب‌های فرهنگی و گردشگری پایتخت، میزبان مجموعه‌ای از مؤسسات فرهنگی و موزه‌های شاخص است که از جاذبه‌های اصلی بازدیدکنندگان داخلی و خارجی محسوب می‌شوند. با این حال، عدم وجود برنامه‌ریزی سیستماتیک برای مسیریابی بین این مراکز، منجر به اتلاف زمان و انرژی گردشگران و کاهش کیفیت تجربه بازدید می‌گردد. این پژوهش با هدف بهینه‌سازی مسیرهای بازدید از موزه‌های منطقه ۱۲ تهران، با تمرکز بر کمینه‌سازی زمان و مسافت سفر، ۲۲ موزه فعال و شاخص این منطقه را به‌عنوان مطالعه موردی در نظر گرفته است. در این راستا، از مدل ریاضی   (Open TSP) در چارچوب تحلیل شبکه‌ای در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی استفاده شد. . نتایج کمی حاصل از تحلیل نشان می‌دهد که در حالت معمول (بدون بهینه‌سازی)، مسیر بازدید از تمامی ۲۲ موزه معادل ۲۵.۹۱ کیلومتر با زمان سفر ۳۱۰ دقیقه است، در حالی که مسیر پیشنهادی بهینه‌شده تنها ۹.۸۹۶ کیلومتر با زمان سفر ۱۱۸ دقیقه را در بر می‌گیرد. این بهبود، معادل کاهش ۶۲٪ در مسافت و ۶۲٪ در زمان سفر است. این پژوهش بیانگر کارایی بالای تلفیق مدل‌های بهینه‌سازی ترکیبیاتی با قابلیت‌های تحلیل فضایی GIS در برنامه‌ریزی گردشگری شهری است و می‌تواند به‌عنوان الگویی برای مدیریت هوشمند مسیرهای بازدید گردشگری در سایر مناطق شهری مورد استفاده قرار گیرد. نتایج حاصل، امکان تصمیم‌گیری آگاهانه و برنامه‌ریزی بهینه برای بازدیدهای گروهی و انفرادی را فراهم کرده و به‌طور معناداری تجربه گردشگری را از طریق کاهش هزینه‌های زمانی و فیزیکی بهبود می‌بخشد.
 
 

خانم فاطمه شرفی، خانم دکتر فرزانه ساسان پور، بن جاریحانی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1300 )
چکیده

تاب‌آوری اکولوژیکی شهری در کلان‌شهر تهران به دلیل چالش‌های اقلیمی و زیست‌محیطی یکی از مهم‌ترین محورهای سیاست‌گذاری شهری است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تاب‌آوری اکولوژیکی تهران بر اساس خدمات اکوسیستمی تنظیم‌کننده و متغیرهای محیطی و انسانی انجام شد. برای این منظور، از مدل رگرسیون وزنی جغرافیایی چندمقیاسی(MGWR)  و شاخص‌های یازده گانه تاب‌آوری شهری  (CLI)استفاده گردید. نتایج نشان داد پوشش گیاهی NDVI) ) با ضریب مثبت و پراکندگی اندک، اثر یکنواخت و تعیین‌کننده‌ای بر CLI دارد و اهمیت سبزینگی در ارتقای تاب‌آوری اکولوژی شهری را تأیید می‌کند. سرانه فضای سبز با ضریب مثبت اندک، تأثیر محدود اما معنی‌دار بر تاب‌آوری داشت که بیانگر توزیع نامتوازن آن در سطح محلات است. متغیرهای ژئومورفولوژیک نظیر شیب زمین و نرخ فرونشست، اثر منفی پایدار بر CLI نشان دادند. زیرساخت‌های حمل‌ونقل، به‌ویژه فاصله از مترو و BRT، رابطه مثبت با CLI داشتند، هرچند این رابطه بازتاب تراکم جمعیتی و فعالیت‌های اقتصادی در محورهای پرتردد است. در حوزه کیفیت هوا، CO اثر منفی قابل‌توجه و NO₂ و SO₂ اثر مثبت اندکی بر CLI داشتند، در حالی که PM₁₀ تأثیر معناداری نشان نداد. نتایج همبستگی پیرسون حاکی از نبود همبستگی بالاتر از ۰٫۲۰ میان متغیرها و CLI بود که نشان‌دهنده نقش مکمل و چندعاملی شاخص‌های زیست‌محیطی و کالبدی در شکل‌گیری تاب‌آوری شهری است. در مجموع، یافته‌ها بیانگر آن است که ارتقای تاب‌آوری اکولوژیکی شهری تهران مستلزم رویکردی سیستمی و چندبعدی است. سیاست‌گذاری در این زمینه باید بر توسعه سبزینگی فراگیر، بازطراحی بافت‌های فشرده، و توسعه حمل‌ونقل سبز و پایدار متمرکز باشد.

سجاد منفرد، دکتر طاهر پریزادی، دکتر حبیب اله فصیحی، دکتر علی شماعی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1300 )
چکیده

فضا تولید اجتماعی است و دوگانگی فضای شهری بازتاب‌دهنده دوگانگی اجتماع شهر در ابعاد مختلف است. در شهر تهران رشد نامتوازن و تمرکز توسعه و امکانات در بخش­هایی از شهر، موجب شکل‌گیری الگوی نابرابر کیفیت زندگی و تبدیل آن به فضایی طبقاتی شده است. از این­رو هدف اصلی پژوهش حاضر، واکاوی نمودهای فضایی دوگانگی شهری در کلان‌شهر تهران و شناسایی الگوهای فضایی نابرابری در سطح مناطق شهر است. این تحقیق روشی توصیفی تحلیلی داشته و  محدوده جغرافیایی مورد مطالعه، مناطق 22­گانه شهرداری تهران است. داده‌ها و اطلاعات  مربوط به 45 شاخص مورد بررسی، از نتایج سرشماری­ عمومی نفوس و مسکن سال­ 1395 و همچنین سالنامه­های آماری سال­های 1398 تا 1401 شهرداری تهران به‌دست آمده و از تکنیک تصمیم­گیری چند معیاره CORASO  و شاخص خودهمبستگی فضایی موران به‌ترتیب برای رتبه‌بندی برخورداری و بررسی روابط فضایی میان مناطق استفاده شده است.
 یافته‌های پژوهش نشان می­دهد که ساختار فضایی شهر تهران با نوعی دوگانگی مواجه است که به‌صورت شکاف میان مناطق شمالی و جنوبی شهر نمود یافته است. بر اساس نتایج حاصل از مدل CORASO، پهنه شمالی شهر تهران، از جمله مناطق 1 و 3 با امتیازات25313/0، 17013/0 و 12703/0 دارای بالاترین سطوح برخورداری بوده و در مقابل، پهنه جنوبی، به‌ویژه مناطق 17 با امتیاز 25313/0- ، منطقه 10(23450/0-) و منطقه 18 (22924/0-)  در زمره مناطق کم‌برخوردار قرار دارند. همچنین مقدار شاخص موران برابر با 433510/0  می­باشد که از یک سو بیانگر وجود همبستگی فضایی بین مناطق بوده و از سوی دیگر نشانگر داشتن الگوی خوشه­ای است. به این معنا که مناطق برخوردار تمایل دارند در مجاورت یکدیگر خوشه‌هایی از توسعه‌یافتگی ایجاد کنند، در حالی‌که مناطق کم‌برخوردار نیز به ‌صورت خوشه‌هایی از محرومیت در نواحی جنوبی شهر پدیدار شده‌اند. این وضعیت بازتابی از تمرکز تاریخی منابع، خدمات و سرمایه‌گذاری‌ها در نواحی شمالی شهر و محرومیت نسبی مناطق جنوبی است.

دکتر حمیده اسفندیاری مهنی، دکتر محمد سلیمانی مهرنجانی، دکتر تاج الدین کرمی، دکتر موسی کمانرودی کجوری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1300 )
چکیده

پژوهش حاضر به بررسی تأثیر چرخه‌های ایدئولوژی و تغییرات گفتمان‌های سیاسی بر شکل‌گیری و تحول فضایی محله لاله‌زار – فردوسی شهر تهران در دوره پیشامشروطه و مشروطه می‌پردازد. هدف اصلی تحقیق، شناخت زمینه‌ها و فرایندهای اثرگذار گفتمان‌های سنتی و مدرن بر سازمان فضایی و کالبدی این محله است. پژوهش از نظر ماهیت کیفی و اکتشافی بوده و با رویکرد تاریخی – تحلیلی و بهره‌گیری از روش اسنادی و راهبرد پس‌رویدادی انجام شده است. داده‌ها از طریق اسناد تاریخی، نقشه‌ها، گزارش‌های رسمی و منابع مکتوب گردآوری شده و با رویکرد تحلیل گفتمان فضایی تفسیر شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهند که شکل‌گیری محله لاله‌زار – فردوسی در دوره قاجار حاصل برهم‌کنش دو گفتمان مسلط سنتی (دوره پیشامشروطه) و گفتمان مدرن نوسازی (دوره مشروطه) بوده است. نمودهای فضایی گفتمان‌های سیاسی در این محله در قالب استقرار سازه‌ها و نهادهایی چون مطبعه فاروس (گفتمان آزادی بیان)، ایجاد نظمیه و پلیس (گفتمان حاکمیت قانون)، سفارتخانه‌ها و وزارت خارجه (گفتمان روابط دولت – ملت)، باغ‌شاه، میدان مشق، قورخانه و تلگراف‌خانه (گفتمان قدرت و تفکیک قوا) و همچنین تأسیس بانک شاهی، پست و تلگراف، تماشاخانه، سینماگراف، پارک و خیابان‌سازی مدرن و استفاده از چراغ گاز (گفتمان نوسازی) تجلی یافته است. بر این اساس، دو نیروی سنت و نوگرایی به‌طور هم‌زمان و گاه در تقابل با یکدیگر، هسته‌های اولیه زایش کالبدی، کارکردی و سیمای نوین محله لاله‌زار– فردوسی را پدید آورده‌اند.
 

ژیلا سجادی، محمد تقی رضویان، اسماعیل نصیری،
دوره 6، شماره 8 - ( 4-1386 )
چکیده

بررسی نقش عوامل گوناگون در شکل‌دهی تحولات شهرها، به ویژه از لحاظ مکانی- فضایی، مقوله مهمی در مطالعات نوین جغرافیایی به شمار می‌رود. اگر چه عوامل متعددی در این تحولات نقش دارند، ولی در این تحقیق سعی شده است تا ضمن بررسی عوامل مختلف طبیعی- اکولوژیکی موثر در تحولات مکانی – فضایی، به دامنه نسبتاً گسترده تأثیر کلانشهر تهران بر تغییرات بوجود آمده در شهرهای مورد مطالعه نیز پرداخته ‌شود. در طی سالهای اخیر تأثیرات کلانشهر تهران سبب تغییرات عمده‌ای در نواحی پیرامونی گردیده است. از این رو شهرهای رودهن و بومهن به دلیل تأثیر‌پذیری متفاوت از تهران به عنوان نمونه جهت پژوهش در این مقاله انتخاب گردید. فرضیات تحقیق در ابتدا بر تأثیر عوامل طبیعی و اکولوژیکی و سپس بر تأثیرات تهران بر تحولات متفاوت در منطقه مورد مطالعه مبتنی است و در مجموع برای تبیین و ارزیابی این‌گونه تأثیرگذاریها، ضمن استفاده از روش‌های توصیفی- تحلیلی از شیوه‌های آماری نیز استفاده شده است. نتایج حاصله نشان می‌‌دهد که از بین عوامل گوناگون عوامل توپوگرافی، اقلیم و منابع آب و خاک تأثیر عمده‌ای در تکوین و نقش‌پذیری و تحولات متفاوت این دو شهر برجای گذاشته است. همچنین بررسی تأثیر سیاست‌های تمرکززدایی کلانشهر تهران حاکی از تأثیر تغییرات چشمگیر در رودهن و بومهن است. به هر حال بررسی‌های تطبیقی نشان از تحولات کالبدی- فضایی دارد. به‌طوری‌که از سال 1365 تا 1383 بالغ بر 9/25 هکتار از اراضی شهر رودهن به احداث واحدهای آموزشی، فرهنگی، ورزشی، جهانگردی و پذیرایی اختصاص یافته است. در حالیکه 2/68 هکتار از اراضی بومهن به کارگاه‌های صنعتی- تجاری و فعالیت‌های انبارداری اختصاص دارد. یافته‌های تحقیق بیانگر گرایش اقتصاد شهرهای رودهن و بومهن در راستای نیازهای شهر تهران جهت استفاده از شرایط آب و هوایی مطلوب رودهن برای گردشگری و ایجاد دانشگاه آزاد، و وجود اراضی ارزان و کارگر فراوان در بومهن برای ایجاد صنایع، می‌باشد.
حسین حاتمی نژاد، جواد حسین اوغلی،
دوره 9، شماره 7 - ( 2-1388 )
چکیده

در دهه‌های اخیر، رشد و گسترش سکونتگاه های غیررسمی در اطراف شهرهای بزرگ به ویژه در کشورهای در حال توسعه با ماهیتی خودرو و خودجوش، مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی عدیده‌ای را به همراه داشته که در نهایت باعث بروز ناپایداری الگوی توسعه شهری در کشورهای مذکور شده است. هدف این مقاله، بررسی و ارزیابی تطبیقی شاخص‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در شهرک انقلاب و حصار امیر(به عنوان سکونتگاه های غیررسمی) با منطقه 19 شهر تهران می باشد. در این راستا به منظور ارزیابی وضعیت شاخص‌ها در دو سکونتگاه مذکور، در مقایسه با شهر تهران از روش آماری تحلیل واریانس استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که شهرک انقلاب و حصار امیر از لحاظ شاخص های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، نسبت به شهر تهران در سطح پایین‌تری قرار دارد. همچنین نتیجه‌ی بررسی تحولات فرهنگی و اقتصادی با استفاده از آزمون خی دو نشان می‌دهد که سکونتگاه های مذکور در حال گذار از فرهنگ سنتی خود به فرهنگ شهری می باشند و به نوعی شیوه ی زندگی شهری پیدا کرده اند.
محمد اکبرپورسراسکانرود، مهدی قرخلو، محبوبه نوروزی،
دوره 9، شماره 9 - ( 7-1388 )
چکیده

منطقه 9 تهران ، با جمعیت 195000 نفر، منطقه ای حاشیه ای است که در منتهی الیه غرب تهران قرار دارد. این منطقه، 7/2% از کل مساحت تهران را تشکیل می دهد. موضوع فضای سبز در منطقه 9 تهران، بسیار پراهمیت است ، مساحت موجود کاربری فضای سبز در منطقه ، 717465 متر مربع است ودر نتیجه سرانه موجود فضای سبز در منطقه9، 67/3 متر مربع است که در مقایسه با شاخص تعیین شده از سوی محیط زیست سازمان ملل متحد (20 تا25 مترمربع برای هرنفر ) فاصله بسیار زیادی رادارد ، مساحت فضای سبز عمومی منطقه با در نظر گرفتن جمعیت 195000 نفری باید رقمی معادل 2925000 مترمربع باشد که با رقم فعلی مساحت فضای سبز عمومی منطقه 9، 2207535 متر مربع اختلاف دارد که این نشان دهنده کمبود فضای سبز در منطقه 9 است. با توجه به محاسبه کمبود فضای سبز منطقه 9 فضای سبز موجود در منطقه، فقط برای 59788 نفر کافی است و به این تعداد سرانه 12 مترمربعی اختصاص می یابد و این یعنی 135211 نفر در منطقه 9( یعنی تقریبا 69.3ً درصد)، فاقد فضای سبز عمومی در منطقه هستند.پس از مطالعه وسعت، شعاع عملکرد و حد مطلوبیت پارک های شهری منطقه 9مشخص گردید که کمبود فضای سبز در زمینه پارک های شهری منطقه بیشتر می باشد. بنابراین برای جبران این کمبود در رابطه با ضرورتهای محیطی و نیازهای تفریحی ساکنین منطقه ، معیارهایی برای مشخص نمودن زمین های مناسب برای ایجاد پارک شهری تعیین گردید . در این راستا، با استفاده از نرم افزار GIS از معیارهای نزدیکی به مراکز ثقل جمعیتی، مراکز آموزشی، مراکز فرهنگی و نزدیکی به راه های اصلی و دوری از فرودگاه مهرآباد استفاده شد. همچنین با در نظر گرفتن تغییر کاربری اماکن نظامی و صنعتی در آینده، این مناطق نیز به منظور تعیین مکان های مناسب برای احداث پارک شهری در نظر گرفته شد. وجود کاربری های ناسازگار شهری در منطقه 9 ، نکته بسیار مهمی است که به آن توجه شده است. وجود فرودگاه مهرآباد و مراکز نظامی و صنعتی زیاد در منطقه، باعث شده است تا پیداکردن مکان بهینه برای احداث پارک شهری، مشکل تر شود. بنابراین منطقه9 تهران با محدودیت احداث پارک شهری روبرو می باشد.
فرزانه ساسان پور، جعفر موسی وند،
دوره 10، شماره 10 - ( 3-1389 )
چکیده

یکی از عمده­ترین مسائل و مشکلاتی که بیشتر کلان­شهرهای جهان با آن دست به گریبانند، مخاطرات طبیعی است. مخاطرات طبیعی، به ویژه زلزله همواره سکونتگاه­های بشر و جان انسان­ها را تهدید می­کند و در مدت کوتاهی می­تواند خسارات و تلفات بسیار گسترده­ای برجای بگذارد. دراین بین، کشور ایران به دلیل قرارگیری در کمربند زلزله خیز آلپ ـ هیمالیا نیز از این قائده مستثنی نمی­باشد و یکی از حادثه خیزترین کشورهای دنیا می­باشد. براین اساس، محیط­های کلان­شهری آن که بر روی گسل­ها استقرار یافته­اند، مانند کلان­شهر تهران با توجه به جذب حداکثر جمعیت و تراکم، بیشترین آسیب­پذیری را نسبت به دیگر نقاط دارند. از سویی عوامل و عناصر انسان ساخت و عدم رعایت اصول برنامه ریزی شهری در این مکان ها مانند تمرکز شدید ساختمانی، کمبود فضاهای باز، عدم رعایت استاندارد­های لازم در اکثریت سازه­ها، جمعیت زیاد، عدم رعایت سرانه­ کاربری­ها، شدت آسیب پذیری و خسارت­های ناشی از زلزله احتمالی را دوچندان می­کند. بنابراین ارزیابی میزان مخاطرات طبیعی به همراه تاثیر عوامل انسان­ساخت در محیط­های کلان­شهری، یکی از مهمترین مسائلی است که در این مقاله مدنظر قرار گرفته است. هدف این مقاله، ارزیابی افزایش شدت میزان و نحوه­ی آسیب­پذیری مناطق و واحدهای شهری از زلزله در اثر عوامل انسان­ساخت در منطقه پنج کلان­شهر تهران است. در این راستا از دانش برنامه­ریزی شهری و ترکیب روش منطق فازی و سیستم اطلاعات جغرافیایی  استفاده شده­است. معیارهای به کار گرفته شده جهت ارزیابی شامل گسل اصلی شمال تهران، گسل­های فرعی و عرض معابر، فضاهای باز و مساحت کاربری ها در سطح منطقه می باشد. نتایج تحقیق با توجه به روابط بین متغیرهای گسل، معبر، فضای باز و مساحت واحدها، در روش فازی نشان می­دهد، میزان آسیب پذیری ناشی از زلزله در منطقه پنج کلان­شهر تهران شامل 4.82 درصد با آسیب پذیری خیلی کم، 26.94 درصد با آسیب پذیری کم، 35.16 درصد با آسیب پذیری متوسط، 27.96 درصد با آسیب پذیری قابل توجه، 2.88 با آسیب پذیری زیاد، 1.33 درصد با آسیب پذیری خیلی زیاد و 0.91 درصد از ساختمان­ها کاملاً آسیب پذیر می باشند
حسـین محمـدیان، محمدهادی پوینده، سیدموسی پورموسوی،
دوره 10، شماره 12 - ( 10-1389 )
چکیده

قدرت ملی یک کشور، نقشی بنیادین در مباحث مربوط به جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک و در نهایت تنظیم الگوی رفتاری دولت‌ها در امور داخلی و روابط بین‌الملل ایفا می‌کند، به‌همین دلیل از آغاز قرن بیست و یکم، موضوع قدرت ملی از اهمیتی بیش از پیش برخوردار شده است و بیش از گذشته مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد. از سوی دیگر قرن بیست و یکم قرن شهرهاست، چرا که اکنون بیش از نیمی از مردم دنیا شهرنشین‌اند، بر همین مبنا اغلب صاحب‌نظران علوم اجتماعی و انسانی بر این باورند که سرنوشت بشر امروز و آینده در شهرها رقم می‌خورد. شهرها که تا آینده‌ای نزدیک اکثریت مردم جهان را در خود جای خواهند داد، عرصه‌های رقابت جهانی برای جذب دانش و سرمایه شده‌اند و هریک به دنبال معروفیت در عرصه یا عرصه‌هایی از فعالیت بشر هستند تا در این رقابت وارد شوند. منطقه کلان‌شهری تهران نیز یکی از مناطق کلان‌شهری بزرگ دنیاست که قدرت اقتصادی و مالی نیز همچون قدرت سیاسی در آن متمرکز شده است، که در نتیجه رهبری اقتصاد ملی در تهران متمرکز شده و تمرکز اقتصادی با تمرکز سیاسی- اداری و تمرکز جمعیتی و خدمات اجتماعی هم‌نوا و همراه گردیده است. در این تحقیق که از نوع توصیفی- تحلیلی می‌باشد با بررسی و استفاده از برخی شاخص‌های اقتصادی مؤثر در قدرت ملی به تبیین نقش اقتصادی منطقه کلان شهر تهران در قدرت ملی پرداخته می‌شود. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که احتمالاًً نقش اقتصادی منطقه کلان شهر تهران در قدرت ملی دارای کارکرد منفی است.
حسین یاوری، محمد سلیقه،
دوره 11، شماره 20 - ( 3-1390 )
چکیده

هدف از این تحقیق بررسی سطوح رخداد وارونگی دما و تاثیر آن بر روی آلودگی هوای شهر تهران است. بدین منظور ابتدا برای 5 ایستگاه انتخابی سطح شهر تهران، طی سالهای 1383 تا 1387، 100 روز از روزهایی که ایستگاه¬ها بیشترین میزان آلودگی را داشته¬اند انتخاب گردید و وضعیت وارونگی در سطوح 900 تا 300 هکتوپاسکال در روزهای آلوده با استفاده از نمودارهای Skew-T و نقشه¬های فشار سطح زمین، 500 هکتوپاسکال و امگای سطح 850 هکتوپاسکال مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بدست آمده نشان داد که بین 73 تا 5/85 درصد میزان آلودگی در ایستگاه¬های سطح شهر تهران ناشی از وارونگی دما بوده است. از طرفی دیگر نتایج نشان داد وارونگی¬های دمایی شهر تهران متاثر از سامانه¬های فشار و تشعشع زیاد سطح زمین است. از نظر میزانCO، PM10 و SO2 ایستگاه آزادی آلوده¬ترین ایستگاه بوده اند. از نظر NO2 ایستگاه شهر ری آلوده¬ترین و از نظر میزان غلظت O3 ایستگاه شهرری آلوده¬ترین ایستگاه بوده است. با اینکه جهت باد غالب تهران از غرب به شرق است اما درآلودگی های ناشی از وارونگی، به دلیل سرعت کم جریان هوا، باد تاثیر زیادی در پالایش هوا ندارد. همچنین از نظر توزیع فضایی آلودگی، در مرکز و غرب از شرق بیشتر است. بعلاوه از شمال به جنوب تهران، بر میزان غلظت آلاینده¬های NO2 و O3 افزوده می گردد و از میزان غلظت آلاینده¬های CO، PM10 و SO2 کاسته می شود.
امیر صفاری، فرزانه ساسان پور، جعفر موسی وند،
دوره 11، شماره 20 - ( 3-1390 )
چکیده

کشور ایران و به ویژه کلان شهرهای آن از جمله تهران مناطقی هستند که به طور مکرر در معرض مخاطرات طبیعی(سیل، زلزله و ...) قرار دارند. هدف اصلی این مقاله ارزیابی میزان آسیب پذیری مناطق شهری این کلان شهر در برابر خطر سیل است. معیارهای مورد بررسی جهت ارزیابی آسیب پذیری شامل حریم مسیل های رودخانه، ساختار، جهت و عرض شبکه ارتباطی، کاربری زمین، تراکم ساختمان ها و توان کلی دفع سیلاب منطقه است. در این راستا جهت عملی کردن نتایج ارزیابی میزان آسیب پذیری، منطقه 3 کلان¬شهر تهران به دلیل وجود رودخانه دربند و مسیل های آن، تراکم مسکونی و جمعیتی زیاد، ترکیب بافت فرسوده و جدید، و شیب قابل توجه به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شده است. روش تحقیق دراین مقاله توصیفی ـ تحلیلی و آماری با تاکید بر نگرش سیستمی است. به این ترتیب که ابتدا با بهره گیری از داده های بارش از ایستگاه های مستقر در منطقه مورد نظر و منطقه مجاور به تحلیل روند تغیرات نزولات جوی پرداخته و حداکثر آبدهی هر حوضه از طریق روش استدلالی و به کمک منحنی های شدت، مدت، فراوانی ایستگاه های مهرآباد و سعدآباد برای دوره های 25 و 50 ساله محاسبه گردید. با استفاده از منطق فازی میزان آسیب پذیری ساختمان ها و واحدهای مسکونی نسبت به هریک از معیارها ارزیابی شده و در نهایت همه معیارها با هم جمع و درصد نهایی میزان آسیب پذیری محاسبه شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که منطقه 3 مستعد خطرات ناشی از سیل است و رعایت نکردن حریم مسیل، کم بودن مقاومت ساختمان ها، ضریب رواناب بالا در مناطق مسکونی، تراکم و تعداد طبقات بالا و کم عرض بودن شبکه ارتباطی بیشترین اهمیت در آسیب پذیری منطقه را دارد و بیش از 12درصد از منطقه مورد مطالعه کاملا آسیب پذیر است.
مراد کاویانی راد، علی عزیری کاوه،
دوره 11، شماره 20 - ( 3-1390 )
چکیده

هویت مکانی، تابعی از کارکرد فضاها وساختارهای مکانی است. هویت¬های مکانی برانگیزاننده احساس تعلق ¬مکانی متفاوت هستند که متناسب با فرهنگ سیاسی ساکنان آن محدده خالق کنش¬های سیاسی متفاوت به شمار می¬¬روند. حوزه نفوذ مکان¬ها تابعی از وزن مکانی و موقعیت راهبردی آنهاست. از این منظر کنش گران سیاسی با حضور در مکان¬های خاص به قدرت¬نمایی و سهم¬خواهی می¬پردازند. مناطق 6 و 11 تهران به واسطه وجود مراکز مختلف سیاسی، آموزشی در مقیاس ملی و بین¬المللی و پیوند شرق و غرب تهران طی چند دهه گذشته کارویژه سیاسی خاصی به محدوده میدان و خیابان انقلاب داده¬اند. این ویژگی¬ها محدوده یاد شده را آوردگاه نیروها و جریان¬های سیاسی مختلف قرار داده است. پژوهش حاضر با بهره¬گیری از یافته های میدانی دیگر پژوهش¬های انجام شده به نتیجه رسید که فضا، ساختار و کارکردهای مکانی محدوده میدان و خیابان انقلاب القاء کننده آن شکل از هویت مکانی برای جریان¬های سیاسی است که دیگر محدوده ها توان تأمین آرمان¬ها و مطالبات آنها را ندارند.
امیر صفاری، جعفر موسی وند، سید مروت افتخاری،
دوره 11، شماره 22 - ( 10-1390 )
چکیده

مخاطرات محیطی همواره موجب تغییراتی در شرایط زیست محیطی سکونتگاه‌های انسانی شده و خسارت‌های گسترده‌ای را بر جوامع بشری تحمیل می‌نماید. همجواری سامانه‌های شهری با مناطق پایکوهی و شیب‌های تند طبیعی در حوضه‌های کوهستانی، آسیب‌پذیری ناشی از حرکات دامنه‌ای از نوع لغزشی را افزایش داده است. حوضه کوهستانی رود ـ دره فرحزاد یکی از مناطق شهری- کوهستانی کلان‌ شهر تهران است که در معرض آسیب‌پذیری ناشی از حرکات دامنه‌ای از نوع لغزشی قرار دارد. ‌در این مقاله با هدف تحلیل‌ ژئومورفولوژیکی ‌توسعه شهری و آسیب پذیری ناشی‌ از حرکات زمین ‌لغزش، پهنه‌بندی خطر زمین‌ لغزش‌ها با استفاده از تلفیق مدل‌های وزن دهی چند معیاره انجام شده است. پس از بررسی در مورد ویژگی‌های طبیعی حوضه‌ مطالعاتی و بازدید میدانی، شش عامل و متغیر مستقل شامل عوامل سنگ ‌شناسی، ارتفاع، شیب دامنه‌ها، جهت دامنه‌ها، فاصله از گسل‌ها و فاصله از شبکه زهکشی به عنوان عوامل ‌موثر در وقوع زمین‌لغزش‌های منطقه انتخاب شده است. نقشه‌ها در محیط نرم‌افزاری Arc GIS توسط عملگرهای فازی و مدل تحلیل سلسله مراتبی (AHP) تولید شده است. به منظور تحلیل بین آسیب‌پذیری ناشی از زمین‌لغزش‌ها و طبقات توسعه ‌یافته شهری، نقشه کاربری زمین در حوضه‌ با نقشه نهایی پهنه‌بندی‌ خطر همپوشانی داده شد. نتایج نشان داد که از حدود 13.2 درصد مساحت محدوده مورد مطالعه (3.039596 کیلومترمربع) که توسط کاربری‌های مختلف شهری اشغال گردیده است، 87.66 درصد در محدوده با خطر کم و بسیار کم، 3.36 درصد در محدوده با خطر متوسط و 8.96 درصد در محدوده با خطر زیاد و بسیار زیاد قرار دارد.

صفحه 1 از 4    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وبگاه متعلق به تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی است.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Applied Researches in Geographical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)