جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای سازماندهی

نرجس سادات حسینی نصرآبادی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1386 )
چکیده

با توجه به جایگاه محوری شهرها در سلسله مراتب قدرت فضایی، شناسایی عوامل بنیادین تأثیرگذار بر تکوین، توسعه و پایداری آنها از ضروریات جغرافیای سیاسی معاصر است. در این میان، «اقلیم» نه یک متغیر محیطی صرف، بلکه یک عامل ژئوپلیتیک تعیین‌کننده در سازمان فضایی شهرها می باشد. این پژوهش با هدف نظریه‌پردازی در حوزه جغرافیای سیاسی شهری، از روش داده‌بنیاد زمینه‌مند بهره گرفته و با استفاده از راهبرد تلفیقی شامل مطالعات اسنادی نظام‌مند و داده‌های میدانی، به کشف و تبیین الگوهای سازمان فضایی شهر در تعامل با مؤلفه‌های اقلیمی پرداخته است. فرآیند کدگذاری سه‌مرحله‌ای منجر به استخراج مفاهیم پایه، مقوله‌های محوری و در نهایت پارادایم شهر اقلیم‌بنیاد شده است. دستاورد این پژوهش، ارائه چارچوب مفهومی نوین است که می‌تواند مبنای برنامه‌ریزی‌های آتی شهری قرار گیرد و به تبیین نقش مؤلفه‌های اقلیمی، در گونه‌شناسی شهری، برنامه‌ریزی آمایش سرزمین و تدوین سیاست‌های توسعه شهری بپردازد. یافته‌ها مؤید آن است که اقلیم نه تنها بر شکل کالبدی (الگوی معماری بادگیرهای یزد) و کارکردی شهر، بلکه بر راهبردهای کلان سیاسی (الگوی مهاجرت‌های اقلیمی) و برنامه‌ریزی‌های توسعه (استانداردهای ساختمان‌سازی سبز) اثر مستقیم دارد. بر این اساس، این مقاله استدلال می‌کند که شهرهای آینده، مولفه‌های قدرت و مزیت رقابتی خود را بر پایه شاخص‌هایی چون امنیت آبی، تاب‌آوری اقلیمی و دسترسی به انرژی پاک بازتعریف خواهند کرد. در نتیجه، نظریه «شهر اقلیم‌بنیاد» به عنوان یک چارچوب مفهومی نوین، می‌تواند عرصه جدیدی را در ادبیات علمی جغرافیای سیاسی شهر و برنامه‌ریزی فضایی بگشاید و نقشه ژئوپلیتیک شهرهای قرن بیست و یکم را ترسیم نماید.
 
دکتر ناصر شفیعی ثابت، مسعوده نیکوئی فرد، دکتر نگین سادات میرواحدی،
دوره 25، شماره 78 - ( 7-1404 )
چکیده

خودسازمان‌دهی روستاییان به‌عنوان یک فرایند مشارکتی، نقشی بنیادین در ارتقای معیشت پایدار در مناطق روستایی ایفا می‌کند. این مطالعه باهدف شناسایی پیشرانهای اثرگذار بر خودسازمان‌دهی روستاییان و بهبود معیشت پایدار روستایی در شهرستان آشتیان انجام شد. این پژوهش کیفی با رویکرد تحلیلی ـ اکتشافی و از طریق پرسش‌نامه نیمه‌ساختارمند و مصاحبه با 30 نفر از خبرگان در زمینه موضوع موردمطالعه انجام شد. داده‌های کیفی گرد‌آوری شده با استفاده از روش دلفی و نرم‌افزار میک‌مک برای شناسایی روابط و الگوهای میان مفاهیم تجزیه‌وتحلیل شد. یافته‌ها آشکار نمود شیوه پراکندگی عوامل و متغیرهای اثرگذار بر بهبود معیشت پایدار روستایی در ناحیه موردمطالعه به‌صورت ناپایدار بوده است. همچنین از میان 24 عامل اولیه تأثیرگذار، تعداد 10 عامل که دارای بالاترین امتیاز بودند به‌مثابه پیشران‌های بنیادین اثرگذار بر روند آتی خودسازمان‌دهی روستاییان در راستای معیشت پایدار روستایی شناسایی شد. پیشران‌های نوآوری خواهی و خلاقیت روستاییان در زمینه فعالیت‌های کشاورزی و غیرکشاورزی، مهارت و تجربه روستاییان در راستای فعالیت در گروه‌ها، انجمن‌ها و برپایی تشکل‌های محلی به‌مثابه عامل فردی؛ افزایش روحیه کارآفرینی، راه‌اندازی و ترویج کسب‌وکارهای نوین محلی به‌عنوان عامل روان‌شناختی؛ افزایش مشارکت، همکاری و احساس مسئولیت در انجام فعالیت‌های کشاورزی و غیرکشاورزی به‌عنوان عامل اجتماعی؛ توانمندسازی روستاییان و افزایش آگاهی و مهارت‌های اجتماعی و اقتصادی آن‌ها، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین IT و ICT در فرایند توانمندسازی ساختاری روستاییان در راستای خودسازمان‌دهی به‌مثابه عامل آموزش و توانمندسازی؛ دسترسی به منابع مالی گوناگون و مطمئن برای بهره‌گیری در فعالیت‌های کشاورزی و غیرکشاورزی به‌مثابه عامل اقتصادی؛ واگذاری اختیار به روستاییان در راستای برنامه‌ریزی محلی و تمرکززدایی به‌عنوان عامل برنامه‌ریزی و مدیریت و سرانجام پیشرانهای حمایت از ایجاد و توسعه کسب‌وکارهای محلی و تنوع‌بخشی به فعالیت‌های کشاورزی و غیر‌کشاورزی روستاییان و همچنین افزایش سرمایه‌گذاری در فرایند کسب‌وکارهای نوآورانه در روستا به‌مثابه عامل حمایت اجتماعی- اقتصادی تعیین شد.

آقای فرامرز نیک، دکتر عطااله عبدی، دکتر حسین ربیعی، دکتر حسن صدرانیا،
دوره 25، شماره 79 - ( 10-1404 )
چکیده

هدف از انجام این پژوهش شناسایی عوامل تأثیرگذار بر سازمان‌دهی سیاسی فضا در استان البرز است. روش حاکم بر پژوهش توصیفی- تحلیلی است. ماهیت داده‌ها کیفی و روش گردآوری داده‌ها کتابخانه‌ای و میدانی است. در این پژوهش بعد از بررسی اسناد و متون معتبر و مصاحبه با خبرگان پژوهش عوامل مؤثر بر سازمان‌دهی سیاسی فضا در استان البرز شناسایی و با بهره‌گیری از روش گرند تئوری تحلیل و بررسی شدند.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد عوامل تأثیرگذار بر سازمان‌دهی سیاسی فضا در استان البرز در قالب 50 عامل زمینه‌ای، 22 عامل علی، 55 عامل راهبردی و 56 پیامد قابل‌تفکیک است. مهم‌ترین عوامل زمینه‌ای تأثیرگذار بر سازمان‌دهی سیاسی فضا در استان البرز شامل داوری عدالت‌گستر، تضمین عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی، مدیریت سیاسی فضای ملی، تعیین مدیران سیاسی واحدهای تقسیماتی، ارتباط میان دولت و مردم، تأکید بر مسئولیت و شناخت دقیق آن است. فرهنگ جامعه، موقعیت جغرافیایی از مهم‌ترین عوامل علی و بینش استراتژیک، تدوین راهبردهای آموزشی و پژوهشی از مهم‌ترین راهبردها؛ عوامل مدیریتی، نظامی- امنیتی و اقتصادی از پیامدهای تأثیرگذار بر سازمان‌دهی سیاسی فضا در استان البرز است.  سیستم کشورداری در استان البرز یک سیستم باز است. به عبارتی عوامل تشکیل دهنده این سیستم خاصیت هم‌افزایی دارند و می‌توانند در طی زمان تکمیل شوند و افزایش یابند. محققان نتایج پژوهش خود را در قالب مدل ارائه دادند و نام مدل خود را شکست در موفقیت نامیدند؛ زیرا که استفاده مناسب و همه‌جانبه از عوامل تشکیل دهنده سیستم باعث موفقیت و استفاده نادرست باعث شکست در سیستم کشورداری در استان البرز می‌شود.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وبگاه متعلق به تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی است.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Applied Researches in Geographical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb

Creative Commons License
This work is licensed under a Creative Commons — Attribution-NonCommercial 4.0 International (CC BY-NC 4.0)