30 نتیجه برای پایداری
فرزانه ساسان پور، مرضیه اسدی، زهرابیگم حجازی زاده،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1300 )
چکیده
کلانشهر تهران بـر پایـه شهرسـازی مــدرن توســعه یافتــه و در دهــه اخیــر شــاهد دگرگونیهایی از جمله کاهش میـزان ظرفیـت زیسـتی منطقه، اثرات اجتماعی - اقتصـادی غیـرقابـل کنتـرل، هزینههای گزاف در جهت حفـظ سـلامتی و همچنـین درمان بیماریهای به وجود آمده، بـوده اسـت. هدف پژوهش، تحلیل اثرات رد پای کربن در پایداری کلانشهر تهران می باشد. پژوهش حاضر کاربردی و به لحاظ روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است. برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانهای و میدانی (پرسشنامه) استفاده گردید. جامعه آماری این پژوهش کلانشهر تهران با جمعیت 8693706 نفر بوده و جهت انتخاب نمونه از فرمول کوکران استفاده و 384 نفر تعیین و به روش نمونهگیری تصادفی ساده تکمیل شده است. پردازش اطلاعات با نرمافزار SPSS صورت گرفت و تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از پرسشنامه با روش معادلات ساختاری و نرمافزارPLS ، انجام شد. یافتههای پژوهش نشان داد وضعیت شاخص کربن در شهر تهران در وضعیت نامطلوبی قرار دارد. بیشترین بار عاملی یا ضریب رگرسیونی استاندارد شده برای شاخص برنامهریزی کمکربن و کمترین میزان آن برای شاخص جامعه کمکربن به میزان 218/0 میباشد. همچنین، مشخص شد که برنامهریزی کمکربن دارای بیشترین تأثیر بر کاهش کربن در کلانشهر تهران بوده است. پس از آن شاخصهای توسعهشهری کمکربن، محیط زیست کمکربن، اقتصاد کمکربن، حمل و نقل کمکربن، ساختساز کمکربن و جامعه کمکربن در کاهش کربن شهر تهران به ترتیب دارای اثرات متفاوتی بودند.
دکتر سعید زنگنه شهرکی، آقای امین محمودی آذر، آقای مصطفی توکلی،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1300 )
چکیده
آمارهای رسمی نشان دهنده آن است که وضعیت مسکن در بسیاری از کشورهای جهان از جمله ایران قابل دفاع نیست. با وجود مسائل جهانی در زمینه مسکن و محیط زیست, ضرورت توسعه «مسکن قابل استطاعت پایدار» به شکلی گسترده در میان اندیشمندان حوزه شهری مورد پذیرش قرار گرفته است. این ضرورت، همزمان با گسترش شهرنشینی و افزایش جمعیت تشدید می شود. برای تحقق این امر، نیاز به شناسایی مولفه های مسکن قابل استطاعتپایدار وجود دارد که در این مطالعه در محله که مهمترین مکان تجمع کاربری مسکونی است، مورد بررسی قرار گرفته است. در این تحقیق هدف آن است که به بررسی شاخصهای مسکن قابل استطاعت پایدار در محلات مختلف شهری بپردازد. با استفاده از فرمول کوکران تعداد نمونهگیری در محلات مختلف مشخص شده و در نهایت با استفاده از روش نمونهگیری سیستماتیک نمونهگیری انجام میشود. روایی پرسشنامههای رضایتمندی که بخش تصورات را شامل میشود توسط 5 تن از اساتید مورد تآیید قرار گرفته است و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ سنجش شده است. مطالعات حاصل نشاندهنده آناست که از میان مقالات مختلف با استفاده از روش سنتزپژوهی 36 شاخص قابل سنجش در زمینه دستیابی به مسکن قابل استطاعت میتوان شناسایی کرد و با بررسی آنها در محلات مختلف برنامهریزی شده، برنامهریزی نشده و قدیمی در شهر ارومیه میتوان به این نتیجه رسید که محلات ارومیه با میانگین امتیازی 87/3 در بخش اجتماعی وضعیت مناسبی داشته و با میانگین امتیازی 23/2 در بخش اقتصادی وضعیت نامناسبی دارند و شاخصهای زیستمحیطی و کالبدی بین محلات وضعیت متفاوتی دارند و تفاوتها را رقم زدهاند. بدین سان محلات برنامهریزی شده وضعیت مناسبی در دستیابی به مسکن قابل استطاعت دارند و محلات قدیمی و برنامهریزی نشده در جایگاه بعدی قرار میگیرند.
بهروز محمدرضاپور، حسن حیدری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1300 )
چکیده
نوع مقاله:
مقاله پژوهشی
تاریخ دریافت:20/10/1400
تاریخ بازنگری: 25/11/1400
تاریخ پذیرش: 28/11/1400
تاریخ انتشار: 25/1/1401
کلیدواژهها:
ایران،
پایداری،
تاپسیس و آنتروپی شانون،
محیطزیست،
مطالعه تطبیقی. در دهههای اخیر، بحرانهای محیطزیستی به یکی از چالشهای اساسی کشورهای در حال توسعه تبدیل شده و ضرورت اتخاذ سیاستهای هماهنگ و منطقهگرا برای مقابله با این بحرانها بیش از پیش احساس میشود. ایران و کشورهای عضو اتحادیه عرب، بهدلیل اشتراکات جغرافیایی، اقلیمی و اقتصادی، ظرفیت بالایی برای همکاری محیطزیستی دارند. با این حال، تفاوت در سیاستگذاریها و عملکردهای محیطزیستی آنها نیازمند بررسی تطبیقی دقیق است. از این رو، هدف این پژوهش، تحلیل تطبیقی سیاستهای محیطزیستی ایران و هشت کشور منتخب اتحادیه عرب (مصر، الجزایر، عراق، یمن، مراکش، عربستان، امارات و کویت) با تأکید بر منطقهگرایی مسئولانه و تأثیر آن بر توسعه پایدار است. برای این منظور، دادههای رسمی سازمان ملل در دو مقطع زمانی 2020 و 2024 مبنای تحلیل قرار گرفته و 31 شاخص کلیدی در سه حوزه محیطزیستی، اجتماعی و اقتصادی استخراج شده است. روش پژوهش ترکیبی بوده و شامل تحلیل کمی (با استفاده از آنتروپی شانون برای وزندهی شاخصها و مدل تاپسیس برای رتبهبندی کشورها) و مطالعات کیفی کتابخانهای است. یافتهها در سه مرحله تنظیم شدهاند: نخست، ارزیابی سیاستهای محیطزیستی در سال 2020؛ دوم، بازنگری تحولات تا 2024؛ و سوم، تحلیل روند شاخصهای ایران و هشت کشور منتخب اتحادیه عرب صورت گرفته است. یافتهها نشان میدهد ایران بر اساس نتایج مدل تاپسیس، در سال 2020 با مقدار0.339=Ci رتبه پنجم و در سال 2024 با مقدار0.452= Ciرتبه دوم را در میان کشورهای مورد بررسی کسب کرده و با ارتقاء سهرتبهای، بیشترین جهش توسعهای را تجربه نموده است. این ارتقاء با افزایش وزن برخی شاخصهای اجتماعی (مانند آب آشامیدنی مدیریتشده)، اقتصادی (مانند GDP سرانه) و زیرساختی همراه بوده، هرچند چالشهایی نظیر افزایش انتشار گازهای گلخانهای و تهدیدات زیستی همچنان پابرجاست. نتایج پژوهش بر ضرورت تقویت سیاستهای محیطزیستی و طراحی سازوکارهای همکاری منطقهای برای تحقق توسعه پایدار تأکید دارد.
صفاء نایف سلطان الحمامی، علی صادقی، امیررضا خاوریان گرمسیری،
دوره 0، شماره 0 - ( 1-1300 )
چکیده
با توجه به رشد سریع شهرنشینی، تشدید نابرابریها و آسیبپذیری محیطی در محلات توسعهنیافته شهر ناصریه، این پژوهش با استفاده از ترکیب ابزارهای SWOT و QSPM، تلاش دارد راهبردهای استراتژیک مناسب برای دستیابی به توسعه پایدار شهری ارائه دهد.
براین اساس با توجه به هدف تحقیق، پژوهش حاضر از نوع توصیفی تحلیلی است. جمعآوری اطلاعات از طریق روش کتابخانه ای و میدانی انجام شد. جامعه آماری تحقیق شامل کارشناسان و اساتید دانشگاهی فعال در حوزه برنامه ریزی و مدیریت شهری می باشند و تعداد 30 نفر به عنوان نمونه تحقیق تا رسیدن به اشباع نظری تعیین شدند. جهت انتخاب نمونه ها از نمونه گیری هدفمند بهره گرفته شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از مدل ترکیبی تحلیل استراتژیک SWOT و مدل برنامه ریزی استراتژیک کمی QSPM انجام شد. نتایج حاصل نشان داد با توجه به امتیاز نهایی در ماتریس ارزیابی عوامل داخلی 2.276 و در ماتریس ارزیابی عوامل خارجی2.537، استراتژی منتخب در سلول (V) نمودار قرار گرفته و ماتریس «راهبردهای محافظه کارانه» را مشخص نمود همچنین نتایج حاصل از مدل QSPM نشان داد با وزندهی امتیازات جذابیت استراتژیها نشان داد که در درجه نخست «طراحی و اجرای طرح جامع شهری برای دستیابی به توسعه پایدار شهری» میتواند به شکلی اثرگذار اجرا شود. سپس «اصلاح ساختار مدیریت شهری»، «تقویت خدمات عمومی»، «پایداری اقتصادی با تأکید بر عدالت فضایی»، «بازسازی زیرساخت پسماند و فاضلاب» و «توسعه گردشگری میراثی بر پایه ظرفیت محلی» به ترتیب اولویت یافتند. برای دستیابی به پایداری شهری بایستی به ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیستمحیطی و فرهنگی به طور همزمان توجه گردد و همچنین نیازمند برنامهریزی استراتژیک و مداخلات هدفمند است.
پرویز ضیاییان فیروزابادی، عزت اله قنواتی، زینب بیاتی صداقت،
دوره 12، شماره 24 - ( 3-1391 )
چکیده
موضوعات مربوط به مطالعات ژئومورفولوژیکی از منظر ارزیابی در کلان شهر تهران که طی نیم قرن گذشته توسعه یافته ،متعدد است. تحلیل آسیب پذیری ناشی از زمین لغزش ها در دامنه های کوهستانی و بررسی تغییرات حوضه های زهکشی سطحی و آبراهه های آن در تعامل با توسعه شهری، بخشی از این موضوعات می باشد. در این مقاله که بر پایه روش تحلیلی استوار است و ابزار اصلی آن سامانه اطلاعات جغرافیایی در قالب نرم افزار GIS2 است سعی شده تاثیر وزن سازه های شهری به عنوان عامل موثر در وقوع حرکات لغزشی و ایجاد ناپایداری های سطحی ناحیه 1 منطقه دو شهرداری تهران ،مورد بررسی قرار گیرد .ابتدا 100 نقطه نا پایدار توسط GPS3 ثبت و وزن سازه های ناحیه محاسبه شد. آنگاه با انطباق نقشه نهایی که وزن سازه های شهری ناحیه را در پنج طبقه از بسیار کم تا بسیار زیاد تقسیم بندی کرده و لایه برداشت میدانی ناپایداری های سطحی ، به آن اضافه شد و این محدوده با حریم فعلی شهر مقایسه شد. سپس نتایج حاصل از تحلیل نقاط ناپایدار ثبت شده نشان داد که53 درصد از ناپایداری ها در سازه های سنگین وزن و نوساز و 47 درصد از ناپایداری های ثبت شده در مناطق با وزن سازه ای کم و بسیار کم قرار دارد که همپوشانی نقشه بافت فرسوده محدوده و نقاط ثبت شده نشان داد همه این ناپایداری ها در محدوده بافت فرسوده رخ داده که در نتیجه آن نیز خساراتی به برخی از واحد های مسکونی وارد شده است.
جعفر معصوم پور سماکوش، مرتضی میری، حسن ذوالفقاری، داریوش یار احمدی،
دوره 13، شماره 31 - ( 12-1392 )
چکیده
مکانیزمهای صعود بارندگی در مناطق مختلف از الگوهای متفاوتی تبعیت میکنند. شناخت این الگوها میتواند سطح برنامهریزی محیطی را ارتقاء بخشد. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی ویژگیهای زمانی بارشهای بیش از پنج میلیمتر و تعیین سهم بارشهای همرفتی شهر تبریز بر اساس دادههای جو بالا میباشد. بدین منظور دادههای ساعتی بارش ایستگاه تبریز طی دوره آماری بیستوشش ساله(2005-1980)، از آرشیو سازمان هواشناسی دریافت و با گزینش دادههای بارش بیش از5 میلیمتر، فراوانی زمانی آنها بررسی گردید. پس از گزینش نمونههای مورد بررسی، نمودارهای اسکیوتی روزهای بارش به همراه شاخصهای ناپایداری ازقبیل CAPE، LI، TT، SI و KI تجزیه و تحلیل شدند. پردازش این داده ها در مقیاس سالانه بیانگر وقوع مکرر آنها است. حداکثر رخداد این بارشها در بهار و حداقل آنها در تابستان است. در مقیاس ماهانه، بیشترین تعداد وقوع در ماههای می و آوریل میباشد. نتایج حاصل از ترسیم نمودارهای اسکیوتی و محاسبه شاخصهای ناپایداری نشان میدهد که نقش عامل همرفت در رخداد بارشهای دوره گرم منطقه، بسیار ناچیز است(تنها در 20 درصد از بارشهای منطقه تاثیرگذار است)، زیرا هنگامی میتوان عامل همرفت را عامل اصلی بارش محسوب کرد که نه تنها میزان همرفت شدت کافی داشته باشد، بلکه ناپایداری لازم برای ایجاد بارش را نیز فراهم سازد. در مجموع، پس از بررسی 96 نمونه بارش دورۀ گرم سال مشخص شد که عامل همرفت، بیشترین نقش را در رخداد بارش ماههای ژوئن و می داشته است.
جعفر توکلی،
دوره 14، شماره 32 - ( 3-1393 )
چکیده
یکی از چالشهای جدی سکونتگاههای روستایی در کشورهای در حال توسعه مقوله پایداری اجتماعی- اقتصادی است که به رغم ارتباط نظاممند با پایداری محیطی تا حد زیادی در سایه و سیطره آن قرار گرفته و کمتر به طور مستقل مفهومسازی و بررسی شده است. این دو بعد که بخش درخور توجهی از ناپایداری سکونتگاههای روستایی کشور در ارتباط با آنها قرار دارد، بیش از هر چیز بر مفهوم عدالت دروننسلی تاکید دارند. تحقیق حاضر بر پایه 29 شاخص پایداری اجتماعی- اقتصادی 50 روستای دهستانهای خاوه شمالی و جنوبی در شهرستان دلفان را بررسی نموده است. دادههای مورد نیاز از طریق پرسشنامه روستا و مراجعه به مطلعین محلی گردآوری شده است. برای رتبهبندی پایداری روستاها از تکنیک تاپسیس و ضریب ناموزون موریس استفاده شده و یافتهها مورد مقایسه قرار گرفته است. نتایج گویای آن است که با روش تاپسیس 92 درصد و با روش موریس 96 درصد روستاهای مطالعه شده در شرایط نیمهپایدار قرار دارند. بین دو روش بررسی تفاوت معنیدار در سطح اطمینان 99 درصد وجود دارد. بین سطح پایداری روستاها به روش تاپسیس با جمعیت رابطهای مشاهده نشد اما بین همین متغیر و جمعیت به روش موریس همبستگی مثبت و معنیدار وجود دارد.
محمد اجزاء شکوهی، هومن شاداب مهر،
دوره 14، شماره 33 - ( 6-1393 )
چکیده
در سال های اخیر از تعداد دانشآموزانی که سفرهای خود به مدرسه را به روش پیادهروی و دوچرخهسواری انجام میدهند، کاسته شده، در حالیکه استفاده از روشهای فوق مزایای مهمی برای دانشآموزان و سلامت کل اجتماع دارد. ادامه این روند ضمن ایجاد مشکلاتی در حوزههای اجتماعی، باعث افزایش تردد وسایل نقلیه شخصی به خصوص در ساعات اوج صبح بوده و برخلاف معیارهای پایداری شهر است. مبنای نظری تحقیق حاضر، نظریه رشد هوشمند شهری است. فرضیه تحقیق این است که با کاهش مسافت خانه تا مدرسه، افزایش تراکم جمعیتی در سطح منطقه و کاهش سطح برخورداری مناطق شهری، نسبت دانشآموزانی که در سفرهای آموزشی خود شیوه پیادهروی یا دوچرخهسواری را انتخاب میکنند، افزایش مییابد. دراین پژوهش روش تحقیق توصیفی- تحلیلی مورد استفاده قرار گرفته است. برای گردآوری اطلاعات اسنادی، با استفاده از روش های کتابخانهای از اطلاعات موجود در شهرداری مشهد، سازمان حمل و نقل و ترافیک مشهد، سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوی، وزارت راه و شهرسازی و سایر نهادهای دخیل استفاده شده و همچنین مطالعات میدانی با استفاده از پرسشنامه جهت تکمیل اطلاعات موجود و تشکیل و تصحیح لایه های اطلاعاتی انجام شده است. جهت تحلیل جغرافیایی نتایج بدست آمده نیز از نرم افزار GIS استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد به طور کلی در مناطق شمال، شمال شرق و شرق مشهد (مناطق محروم) تمایل استفاده از شیوه پیادهروی برای انجام سفرهای دانشآموزی بیشتر از نواحی مرکزی و غربی شهر (مناطق برخوردار) میباشد. همچنین در مناطق محروم شهر، طول متوسط مسافت پیادهروی دانشآموزان بیشتر از نواحی برخوردار است. در پایان راهکارهایی برای افزایش سفرهای دانشآموزی به شیوه پیادهروی و دوچرخهسواری ارائه شده است.
صادق اصغری لفمجانی، غریب فاضل نیا، مرتضی توکلی، مرضیه شوقی،
دوره 15، شماره 37 - ( 6-1394 )
چکیده
توسعه پایدار، مفهومی زیستمحیطی و متناسب با عصر ماست که امروزه در تمامی ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیست- محیطی و کالبدی مورد توجه و تأکید همگان قرار دارد. هم اکنون مجامع جهانی که در ارتباط با موضوع توسعه پایدار به فعالیت مشغولند، بر توسعه پایدار روستایی (که در پی ارتقاء سطح زندگی و رفاه ساکنان روستاهای مختلف جهان میباشد)، تأکید دارند. زیرا امروزه روند دگرگونیهای اجتماعی- اقتصادی و تحرک و جابهجایی روزافزون گروههای انسانی، به دگرگونی در روستاها منجر شده است. لذا با توجه به اهمیت موضوع و روند رو به افزایش ناپایداری روستاها، این تحقیق در پی بررسی وضعیت ناپایداری روستاها و تعیین شدت آن در روستاهای بخش کاکی شهرستان دشتی میباشد. روش تحقیق حاضر، توصیفی-تحلیلی است که در آن، کل روستاهای دارای سکنه واقع در این بخش، مورد بررسی قرار گرفتهاند. در این راستا، با توجه به تعداد خانوارهای ساکن در روستاهای مورد مطالعه و با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 255 پرسشنامه برای پرسشگری محاسبه گردید که سهم هر یک از 38 روستای مورد مطالعه نیز متناسب با تعداد خانوارهای آن تعیین گردید. در این پرسشنامهها، 34 شاخص مربوط به چهار بعد توسعه پایدار(زیستمحیطی، اجتماعی، اقتصادی و کالبدی –فضایی) مورد توجه بودهاند. برای تعیین شدت ناپایداری روستاها و تحلیل فضایی آنها، از روش AHP (در نرمافزار Expert Choice) و نرم افزار ArcGIS و برای تحلیلهای آماری نیز از نرمافزار SPSS استفاده شده است. نتایج بررسی شدت ناپایداری روستاهای بخشکاکی مؤید آن است که در حال حاضر تمامی روستاهای مورد مطالعه دارای مراتبی از ناپایداری میباشند که در این راستا، 8/65 درصد از روستاها در سطح شدید یا بسیار شدید ناپایداری قرار دارند.
طاهر پریزادی، حامد قادرمرزی، پیام پارسا،
دوره 16، شماره 41 - ( 4-1395 )
چکیده
توسعه سریع شهری، در چند دهه ی معاصر در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، محیطی و ... زندگی بشر را تحت تأثیر قرار داده است. مطرح شدن توسعه پایدار به عنوان شعار اصلی هزاره سوم نیز ناشی از اثرات شهرها بر گستره ی زیست کره و ابعاد مختلف زندگی انسانی است. در همین راستا، شهر بروجرد به عنوان یکی از شهرهای میانی در غرب کشور، جهت بررسی وجود نماگر های توسعه پایدار در آن مورد مطالعه قرار گرفته است. هدف از این پژوهش بررسی نماگر های توسعه پایدار شهری در شهر بروجرد در مقایسه با نقاط شهری کشور می باشد. روش تحقیق در پژوهش حاضر، به لحاظ هدف شناختی بوده و از نظر ماهیت، تحلیلی- مقایسه ای می باشد ؛ روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای بوده است. جهت سنجش میزان توسعه، ابتدا مفهوم توسعه پایدار در چهار بعد اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و نهادی- کالبدی و 44 نماگر با توجه به اتفاق آرای کارشناسان مشخص گردید، سپس دادههای مورد نیاز در دو سطح شهر بروجرد و نقاط شهری کشور گردآوری شده و با استفاده از روش آزمون Sign و به کمک نرمافزار آماری Spss تحلیل گردید. نتایج تحقیق نشان می دهد که بین شهر بروجرد و نقاط شهری کشور از نظر نماگر های اجتماعی، نهادی- کالبدی تفاوتی وجود ندارد. اما از نظر نماگر های اقتصادی و زیست- محیطی دارای تفاوت معنادار بوده و وضعیت اقتصادی بدتر و وضعیت زیست محیطی بهتری دارد. از سوی دیگر با در نظر گرفتن مجموع نماگر ها، وضعیت پایداری شهر بروجرد در کل؛ تقریباً همسان با وضعیت پایداری کشور است.
سید هادی حسینی،
دوره 17، شماره 45 - ( 6-1396 )
چکیده
هدف این پژوهش، یافتن شواهدی تجربی در خصوص ادعاهای طرفداران شهر فشرده می باشد. محله 5 از ناحیه 5 شهر سبزوار به عنوان عرصه تحقیق و برای بررسی های میدانی انتخاب گردید. روش تحقیق، توصیفی زمینه یابی (پیمایشی) است. گردآوری دادهها با استفاده از مطالعات کتابخانهای و پیمایشی (پرسشنامه محقق ساخته) صورت گرفته است. یافتههای تحقیق نشان میدهند که در محدوده مورد مطالعه تنها در دو بخشِ احساس تعلق مکانی و دسترسی به خدمات ادعاهای طرفداران اندیشه شهر فشرده مورد تأیید قرار گرفت، اما در مورد بخشهایی چون همبستگی ئ تعاملات اجتماعی، احساس امنیت اجتماعی، کاهش وابستگی خانوارها به خودروهای شخصی و کاهش هزینههای مصرفی خانوار در حوزه انرژی میان ادعاهای طرفداران شهر فشرده و یافتههای حاصله در محدوده مورد مطالعه همخوانی و تطابق وجود ندارد. یافتههای تکمیلی گویای آن است که عامل فشردگی یا پراکندگی به تنهایی نمیتواند پایداری شهری را تبیین کند و در کنار آنها متغیرهای زمینه ای و اجتماعی و اقتصادی دیگری نیز وجود دارند که بایستی مد نظر قرار گیرند.
امامعلی عاشری،
دوره 17، شماره 45 - ( 6-1396 )
چکیده
توسعه پایدار علاوه بر حفاظت از منابع آب و خاک، برداشتی نو از توسعه و رشد اقتصادی است، رشدی که بدون برهم زدن تعادل زیست محیطی، عدالت و امکانات زندگی را برای جامعه فراهم می آورد. هدف از این ﺗﺤﻘﻴﻖ، ﺷﻨﺎﺳــﺎﻳﻰ ﻣﺆﻟﻔﻪ ﻫﺎﻯ ﺑﺎﺯﺩﺍﺭﻧﺪﻩ ﺗﻮﺳــﻌﻪ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﻳﻲ از دیدگاه روستائیان و بررسی میزان برخورداری روستاهای دهستان هق می باشد. شاخصهای برخورداری شامل: شاخصهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیربنایی، زﻳﺴﺖ-ﻣﺤﻴﻄـﻲ و بهداشتی-درمانی از سالنامه آماری فرهنگ آبادی ها استخراج شد. پس از تهیه بانک اطلاعاتی، ماتریسی از داده ها با 18 ردیف (روستاها) و 81 ستون (متغیرها) تنظیم شد. با استفاده از تکنیک آماری تحلیل مولفه های مبنا(PCA) سطح برخورداری روستاهای مذکور و تغییرات آن طی سالهای 1395-1385 ارزیابی شد. بر اساس حجم جامعه(235=N) در جدول مورگان و با استفاده از نمونه گیری خوشه ای هدفمند، 142 پرسشنامه ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻣﻨﺪ و محقق اصلاح شده بین افراد گروه سنی مردان30 تا 64 ساله سه روستای صوفیان، هق و بیمضرته توزیع شد. ﺭﻭﺍﻳﻲ ﻣﺤﺘﻮﺍﻳﻲ آن بر اساس ﻧﻈﺮﺍﺕ ﻛﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﺍﺻﻼح گردید. ﺿﺮﻳﺐ ﺍﻋﺘﺒﺎﺭسنجی نیز ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺁﺯﻣﻮﻥ ﺁﻟﻔﺎﻱ ﻛﺮﻭﻧﺒﺎﺥ 87/0 ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻣﺪ. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که 44 روستای واقع در طبقه نسبتاً کم برخوردار و کم برخوردار طی دهه 1395-1385 هیچ ارتقایی پیدا نکرده اند. چالش های محیطی و اکولوژی(2/22 درصد) و چالش های اجتماعی(4/44 درصد) به ترتیب کمترین و بیشترین نقش را در فرآیند دستیابی به پایداری توسعه روستایی سطح دهستان هق دارند.
مهرشاد طولابی نژاد، جواد بذرافشان، سیروس قنبری،
دوره 17، شماره 46 - ( 7-1396 )
چکیده
در این مطالعه به تحلیل ارتباط ابعاد محرومیت روستایی با پایداری محیطی پرداخته شده که از نظر هدف، کاربردی و روش انجام آن توصیفی- تحلیلی است. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه، مصاحبه با مردم محلی، سالنامه آماری استان لرستان و دادههای معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم بوده است. جامعه آماری خانوارهای روستایی شهرستان پلدختر میباشد (10619N=). با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونهگیری تصادفی ساده، 400 خانوار به عنوان نمونه انتخاب گردید. جهت شناسایی مهمترین ابعاد محرومیت از آزمون رتبهای همانباشتگی اکتشافی، برای بررسی عوامل پایداری محیطی از آزمون t تک نمونهای و نهایتا برای بررسی ارتباط ابعاد محرومیت روستایی و پایداری محیطی از مدل توبیت استفاده شد. نتایج نشان داد که بیشترین میزان محرومیت مربوط به محرومیت اقتصادی و فرهنگی بود. در زمینه عوامل پایداری محیطی نتایج نشان داد که هیچ کدام از عوامل مورد نظر در شرایط پایداری قرار ندارند. منابع آب، درختان و مراتع در وضعیت ناپایداری قرار دارند و تنها عاملی که وضعیتی نسبتاً پایدار داشته خاک میباشد. بررسی ارتباط بین ابعاد محرومیت و ناپایداری محیطی نشان داد که محرومیت اقتصادی (0/418) و محرومیت اجتماعی با ضریب (0/308) بیشترین اثر و رابطه را با ناپایداری محیطی داشته در حالی که محرومیت فرهنگی منطقه در سطح بالایی قرار داشته، ولی با ضریب (0/039) کمترین رابطه را با ناپایداری محیطی دارا بوده است. لذا برای کاهش ناپایداری محیطی و جلوگیری از تخریب محیط زیست توجه به ابعاد محرومیت و برنامهریزی برای کاهش آن باید در اولویت قرار گیرد.
محمودرضا میرلطفی، معصومه کمان باز،
دوره 17، شماره 46 - ( 7-1396 )
چکیده
چکیده
پژوهش حاضر، شناسایی رابطه بازارهای جادهای با پایداری اقتصادی- اجتماعی روستاهای منطقه سیستان بوده و روش تحقیق در این پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی، مبتنی بر مطالعات کتابخانهای- میدانی (پرسشنامه) است و برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون آماری نرمافزار SPSS و جهت تهیه نقشهها از نرمافزار GIS استفاده شده است جامعه آماری تحقیق را کلیه روستاهای نزدیک بازارهای جادهای تشکیل میدهد که تعداد 3622 خانوار از 34 روستا را دربر می گیرد. برای آزمون فرضیات از آزمون من – ویتنی استفاده شد. یافته ها حاکی از آن است که بین میزان پایداری اقتصادی روستاهای نزدیک و دور از بازارهای جاده ای تفاوت معنادار و میزان پایداری اجتماعی عدم تفاوت معنادار وجود دارد، در واقع؛ نتایج بررسی دو گروه از روستاهای نزدیک و دور از بازارهای جادهای که دارای شرایط محیطی یکسان بودهاند، نشانگر آن است که روستاهای نزدیک به بازارهای جادهای با میانگین 91/2 و94/2 دارای سطح پایداری بالاتری در ابعاد اقتصادی و اجتماعی بوده و به طور کلی 70 درصد روستاهای نمونه نزدیک جاده دارای پایداری مطلوبی هستند.
الهه کاوسی، جمال محمدی،
دوره 20، شماره 57 - ( 4-1399 )
چکیده
تحرک و جابجایی هوشمند شهری در چند سال اخیر به طور فزاینده ای نه تنها در ادبیات دانشگاهی بلکه در سیاستها و استراتژی های شهری به موضوع بحث و گفتگو تبدیل شده است. با این حال، در بسیاری از شهرهای جهان و کشور ما ایران تحرک و جابجایی هوشمند شهری با مشکلاتی مانند عدم مشارکت شهروندان و نابرابری(ناشی از مدیریت ناکارآمد شهری) همراه بوده است. درپژوهش حاضر سعی شده است با دیدگاهی نوآورانه به ارزیابی زیرساختهای موجود شاخص های تحرک و جابجایی( شامل زیرساختهای حمل و نقل، حمل و نقل عمومی، حمل و نقل پایدار، فناوری اطلاعات و ارتباطات)و ابعاد اجتماعی این زیرساختها شامل میزان مشارکت شهروندان در استفاده از این زیرساختها) در مناطق یازده گانه شهر شیراز پرداخته شود.شاخص های تحرک و جابجایی هوشمند در مناطق نه و یازده شهر شیراز از سایر مناطق پایین تر است. بنابراین متغیر تحرک و جابجایی هوشمند شهری از جایگاه مناسبی در شهر شیراز برخوردار نیست و این نه تنها بر روند توسعه آن در دهه های اخیر تأثیر نمی گذارد بلکه چالش های بسیاری را نیز برای توسعه آینده آن به وجود می آورد. بر این اساس، برنامه ریزان شهری باید به نقش مشارکت شهروندان و مدیریت شهری کارآمد در تحرک و جابجایی هوشمند شهر شیراز توجه کنند.
علی اصغرزاده، سید غلامرضا اسلامی، ایرج اعتصام،
دوره 21، شماره 61 - ( 4-1400 )
چکیده
زلزله و پدیدههای ناشی از آن، اغلب به عنوان عامل ناپایداری و بینظمی در علوم مهندسی و معماری مطرح بوده که سبب تخریب زیرساخت شهری میگردند؛ این در حالی است که با تغییر نگاه به زلزله یعنی از ضایعه به ظرفیت و از آشوب به سازماندهی، لایهای دیگر از این پدیده آشکار میشود. زلزله و شبکه گسل را میتوان به عنوان یکی از عوامل سازماندهنده سکونت بررسی کرد که در کل جغرافیای سکونت یعنی مکانگزینی شهر و آبادی، شبکه فضایی شهر، توسعه شهر و شبکه فضایی-سازهای خانه به صورت یک لایه پنهان اما تاثیرگذار نقش مهم داشته باشد؛ در این مقاله سعی شدهاست با اتکا به رهیافتی کلّنگر و بینش سیستمی و با روش توصیفی تحلیلی به نقش خودآگاهی و تصویر ذهنی از زلزله و ارتباط و درهمتنیدگی آن با تکنولوژی قنات پرداخته شود. در انتها مدل زلزله- قنات- شهر معرفی و تاثیر آن در سازماندهی معماری و شهرسازی در مقیاسهای مختلف نشان داده میشود. پدیده زلزله در بستر اجتماعی و کالبدی شهر، پدیدهای است پیچیده که مطالعات چند وجهی و به رهیافت بینرشتهای، مابین حوزه علوم جغرافیایی، نظریههای اطلاعات و معماری وشهرسازی نیاز دارد. اهمیت این پژوهش، نگرش نو به پدیده زلزله و چگونگی تحلیل آن از حالت صرفاَ کمّی به کمّی-کیفی و گذر از مباحث مورفولوژیک محض به مباحث سمیو تپولوژیک است. این رهیافت میتواند پارادایم جدیدی را در حوزه معماری همساز با زلزله در مطالعات معاصر بوجود آورد.
الهه کاوسی، جمال محمدی،
دوره 21، شماره 61 - ( 4-1400 )
چکیده
کشور ما ایران با تغییرات جهانی شهرها فاصله زیادی ندارد. یکی از این تغییرات ، تحرک هوشمند است که امروزه در مدیریت شهری غیرقابل انکار و اجتناب ناپذیر است. به ویژه در کلانشهرها که با افزایش جمعیت و مشکلات اقتصادی ، اجتماعی و زیست محیطی مختلف روبرو هستند. در حقیقت کلانشهرها همیشه مشکلات زیادی دارند ، از همه مهمتر حمل و نقل. شیراز به عنوان یکی از شهرهای بزرگ و یکی از شهرهای مهم کشور از جایگاه ویژه ای برخوردار است. این موقعیت از جنبه های مختلف فرهنگی ، تاریخی ، سیاسی و جنبه های مختلفی برخوردار است. نرخ رشد جمعیت آن نیز به دلیل موقعیت مکانی آن به طور پیوسته در حال افزایش است. این روند رشد جمعیت طی چند دهه گذشته ، مشکلات و موانعی را برای مدیریت پایدار و مطلوب ایجاد کرده است که مهمترین آنها مشکلاتی در بخش حمل و نقل است. همین روند نیاز به تأکید بر سیستم های هوشمند در این شهر را نشان می دهد. بنابراین ، در این مطالعه سعی شده است تحرک و جابجایی هوشمند و پایداری اجتماعی برای شیراز مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی و اصالت است. نتایج نشان می دهد متغیرهای تحرک و جابجایی بر اساس ابعاد مختلف دسترسی ، حمل و نقل پایدار و همچنین فناوری اطلاعات و ارتباطات در شرایط نامساعدی قرار دارند. شاخص های مختلف هر یک از این ابعاد به همین موضوع اشاره دارند ، زیرا سطح ارزیابی آن (سطح معنی داری کمتر از 0.05 و میانگین پایین تر از معیار) به عدم تمایل آنها از دیدگاه شهروندان اشاره دارد.
محمد اجزاء شکوهی، شیرین صباغی آبکوه، فروغ خزاعی نژاد،
دوره 21، شماره 62 - ( 7-1400 )
چکیده
نظریه شهرگرایی جدید در دهه های اخیر و در پاسخ به مشکلات متعدد شهری قرن بیستم و با هدف ایجاد شهرهای سرزنده، جمع و جور، متنوع و مطلوب از نظر کار، پیاده روی، زندگی و گزینه های حمل و نقل شکل گرفت. نظر به اقبال گسترده این نظریه در میان پژوهشگران ایرانی هدف پژوهش حاضر سنجش پایداری محله های ارگانیک و برنامهریزیشده مشهد بر اساس شاخصهای فضایی-کالبدی شهرگرایی جدید میباشد. در این راستا دو محله راهآهن (محله ارگانیگ) و فاز دوم رضاشهر (محله برنامهریزیشده) برای بررسی و مطالعه انتخاب شدند. روش تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی و جهت ارزیابی پایداری محله های مورد نظر از مدل ترکیبی
AHP و نرم افزار
GIS استفاده شده است. بر این اساس مدل سنجش پایداری مورد استفاده در قالب 7 شاخص فضایی-کالبدی (نوع معبر، عرض پیادهرو، کاربری، وسعت قطعات، دسترسی به مرکز محله، تعداد طبقات و دسترسی به حمل و نقل عمومی) بصورت سلسلهمراتبی ایجاد
گردید . نتایج پژوهش نشان می دهد 81/67 % از وسعت محله رضاشهر از پایداری متوسط به بالا برخوردار است و 19/32% فاقد پایداری میباشد. در محله راهآهن ارقام فوق به ترتیب پایداری و ناپایداری عبارتند از 71/69% و 29/30%. بنابراین طبق شاخصهای فضایی-کالبدی شهرگرایی جدید، اگرچه دو محله مورد بررسی تفاوت اندکی دارند اما در مجموع محله رضاشهر نسبت به محله قدیمی راهآهن ناپایدارتر است. از این رو می توان گفت محله های قدیمی ایران، قرابت بیشتری با اصول شهرگرایی جدید دارند و به بیان دیگر شهرسازی سنتی و ارگانیک بستر مناسبتری برای بکارگیری رویکرد شهرگرایی جدید میباشد که میتوان در قالب بازآفرینی شهری رویکرد مذکور را بکارگرفت.
مینا افتخارنیا، کرامت الله زیاری، مجید نادری،
دوره 21، شماره 62 - ( 7-1400 )
چکیده
امروزه مفهوم رقابت به گونه ای در جهان گسترش یافته که تمام کشورها و دولتها در سطوح ملی و منطقهای یا محلی در جستوجوی راهی برای گسترش و اصلاح شرایط اقتصادی به نفع سرمایهگذاریهایی هستند تا رقابتپذیری را تحریک کنند. بررسی راهبردهای توسعه مناطق از طریق رقابتپذیری بیشتر در حوزه روابط سرمایهداری تعریف می شود و کمتر نشانی از مفهوم توسعه پایدار دارد. از سوی دیگر با توجه به ارتباط پیچیده بین سیستمهای محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی، با ورود مفهوم رقابتپذیری در فرایند توسعه، بدون توجه به سایر زیرسیستمهای یادشده، زمینه افزایش آسیبهای محیطی و اجتماعی در سیستمهای شهری و منطقهای به وجود آمده و پیامدهایی را مانند توسعه ناموزون، افزایش تفاوتها و نابرابریهای اجتماعی و آلودگیهای زیستمحیطی، افزایش مصرف انرژی، ترافیک و سایر مسائل اجتماعی و فرهنگی و محیطی را به همراه داشته است؛ به نحوی که هم اکنون بسیاری از کلانشهرهای دنیا و حتی ایران با این مسائل درگیر هستند.
در این پژوهش با توجه به ماهیت پژوهش از روشهای کتابخانه ای به منظور بررسی ادبیات نظری مرتبط با پژوهش و برای شناسایی نماگرهای مرتبط با تحلیل فضایی از روش های تحلیل محتوا استفاده شده است. در این راستا، ابتدا فعالیتهای دارای برتری رقابتی در ناحیه اراک با استفاده از روش شاخصسازی مورد تحلیل فضایی قرار گرفته و جایگاه شهرها و شهرستانها بر اساس قابلیت رقابت در فعالیتهای دارای برتری رقابتی مشخص شده است. سپس با توجه به چشمانداز ترسیمشده برای ناحیه اراک، راهبردها، سیاستها و احکام فضایی پیشنهادی جهت کاربست در منطقه تدوین شدهاند.
علی موحد، حسن آهار، ایوب منوچهری میاندواب، حدیثه قیصری، عبدالباسط بزرگ زاده،
دوره 22، شماره 65 - ( 4-1401 )
چکیده
عدالت فضایی نقطه تلاقی فضا و عدالت اجتماعی است که به جنبه های فضایی عدالت نظر دارد، که به دنبال توزیع عادلانه منابع و فرصت های با ارزش در فضای جامعه است که می تواند تأثیرات زیادی در بهبود دورنمای زندگی در تمامی عرصه های فضایی داشته باشد. یکی از این عرصه ها سرمایه اجتماعی جامعه است که تحت تأثیر عدالت فضایی می باشد. به عبارتی عدالت فضایی می تواند در افزایش سرمایه اجتماعی جامعه تاثیر زیادی داشته باشد. هدف این تحقیق سنجش عدالت فضایی و سرمایه اجتماعی و ارتباط بین آنها در سطح محلات شهری مراغه می باشد. برای سنجش عدالت فضایی از توزیع(رویکرد توزیع فضایی) کاربری ها و برای سنجش سرمایه اجتماعی از روش پیمایشی در سطح محلات با استفاده از پرسشنامه استفاده شده است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی می باشد. نتایج سنجش عدالت توزیعی سرانه کاربری های نشان می دهد محلات جدیدی و حاشیه نشین به نسبت محلات بافت مرکزی و میانی شهر وضعیت نامطلوب تری دارند. به منظور ارزیابی سرمایه اجتماعی، از روش پرسشنامه استفاده شده است که به تعداد 383 پرسشنامه نسبت به جمعیت هر محله تهیه گردیده است. نتایج به دست آمده نشان دهنده پایین بودن میزان سرمایه اجتماعی در محلات جدید و حاشیه نشین می باشد و تقریبا نتایج مشابه با میزان توزیع سرانه های خدمات شهری دارند. در نهایت به منظور تحلیل ارتباط فضایی بین عدالت فضایی و سرمایه اجتماعی از روش های همبستگی پیرسون و رگرسیون جغرافیایی وزنی بهره گرفته شده است. نتایج همبستگی پیرسون نشان می دهد که بین توزیع فضایی سرانه های خدمات شهری و سرمایه اجتماعی ارتباط مستقیم و مثبتی وجود دارد. تحلیل رگرسیون وزنی جغرافیایی نیز این نتایج آزمون پیرسون را تأیید می کند. همچنینن نتایج رگرسیون جغرافیایی نشان می دهد که با افزایش سرانه های کاربری ها به ویژه در محلات حاشیه نشین بر میزان سرمایه اجتماعی این محلات افزوده خواهد شد.