<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> زبان و ادبيات فارسی </title>
<link>http://jpll.khu.ac.ir</link>
<description>دوفصلنامه  زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی - مقالات نشریه - سال 1403 جلد32 شماره96</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1403/1/13</pubDate>

					<item>
						<title>ساخت دستوری اضافه (وابسته‌های پسین/ گروه‌های اسمی)
در مثنوی مولانا</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jpll/browse.php?a_id=4318&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:11pt&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:normal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;دستوردانی در فهم و تفسیر متون نقش برجسته ای دارد. هدف این مقاله، شناخت &amp;laquo;اضافه&amp;raquo; در &lt;i&gt;مثنوی&lt;/i&gt; و تحلیل آن از منظر دستور تاریخی است تا سبک وسیاق مولانا و وجه تمایز کاربرد آن در &lt;i&gt;مثنوی &lt;/i&gt;از آثار دیگر مشخص شود. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی از نوع مطالعۀ موردی است. جامعۀ هدف شش دفتر &lt;i&gt;مثنوی&lt;/i&gt; است و داده  ها به روش کتابخانه  ای گردآوری شده است. در تجزیه و تحلیل یافته  ها، کاربرد اضافه و نقش  نمای آن و شکل  های اضافه در جمله های &lt;i&gt;مثنوی&lt;/i&gt; معین شده، ارتباط  های گوناگون مضاف و مضاف الیه با واژگان و ترکیبات خاص، نشاندار و دلخواه مولانا روشن شده، و درنهایت، چگونگی فک و وصل اضافه و الگوهای گروه اسمی تعیین شده است. یافته ها نشان می دهد که بخش بزرگی از گیرایی و جذابیت &lt;i&gt;مثنوی&lt;/i&gt; به دلیل الگوهای زبانی مورد استفاده مولانا است که زادۀ وزن و آهنگ &lt;i&gt;مثنوی&lt;/i&gt; نیست، بلکه باید آن را در مطالعات دقیق و &amp;laquo;جزئی نگرانۀ&amp;raquo; ساخت دستوری و الگوهای صرفی و نحوی آن جست و جو کرد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>محمد پاک نهاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تطبیقی رمان طلسمات و بوف‌کور از دیدگاه افسانه‌گردانی</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jpll/browse.php?a_id=4315&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:11pt&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:normal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;به نظر کریستوا، هر متنی حاصل شبکه ی متنی قبل از خود است؛ بنابراین، برای رمزگشایی باید سراغ این شبکه برویم. نویسندگان و شاعران همواره از متون قبلی بهره مند شده اند. این بهره بهرداری گاه به صورت افسانه گرایی است که جز بازنویسی و بازآفرینی افسانه ها نیست و کمک چندانی به ادبیات نمی کند، اما افسانه گردانی رویکرد متفاوتی دارد که مایه تحول ادبیات است. افسانه گردانی تنها یادآور افسانه ها به گونه ی تلمیح و اشاره نیست، بلکه با بهره گیری از بینامتنیت، متن گذشته را دگرگون می سازد، تا آنجا&lt;/span&gt; &lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;که خواننده به سادگی نداند در پیدایش متن جدید چه متن ها و چه افسانه هایی دخیل بوده اند. در رمان &lt;i&gt;طلسمات&lt;/i&gt; با سه رویکرد افسانه گویی، افسانه گرایی و افسانه گردانی مواجهیم. در رمان &lt;i&gt;بوف کور&lt;/i&gt; نیز نویسنده با استفاده از افسانه ها و اسطوره های بسیار متن&lt;/span&gt; &lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;پیشین را دگرگون کرده است. از نتایج این مقاله نیز بهره بردن هردو رمان از افسانه ها حتی علیه افسانه ها است. در نوشتار حاضر، این رمان ها از دیدگاه افسانه گردانی یا بینامتنیت افسانه ای تحلیل شده اند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>علی تسلیمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>هفت‌خوان یا هفت‌خان؟ نگاهی دوباره به املای «خوان/خان» با رویکرد زبان‌شناسی تاریخی</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jpll/browse.php?a_id=4314&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:11pt&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:normal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;از میان بخش هایی از &lt;i&gt;شاهنامه&lt;/i&gt; که در درازای تاریخ مورد توجه بسیارِ عام و خاص واقع شده، هفت خوان/خان  ها است. برخلاف املای سنّتی  ای که برای این مجموعۀ نبردهای پهلوانان در بیشتر دست نویس  های &lt;i&gt;شاهنامه &lt;/i&gt;و اکثر آثار فارسی به صورت هفت خوان به کار رفته، برخی پژوهندگان معاصر با اتّکا به اینکه در این نبردها، پهلوان از هفت منزل و مرحله عبور می کند، معتقدند که صورت صحیح این نام باید بدون واو معدوله و به شکل هفت خان بوده باشد. برخی نیز با این دستاویز که اسفندیار پس از هر نبرد به بزم نشسته، جزء دوم این واژه (خوان) را سماط و نطع دانسته  اند. این نظر اخیر به درستی نقد و رد شده، اما نظر نخست مورد تأیید عموم پژوهشگران واقع شده است. در این نوشتار، پس از سنجش میزان صحت ادلّۀ این نظر و با رویکرد زبان شناسی تاریخی، نظری متفاوت، اما سازگار با محتوای درونی این سلسله  نبردها، ارائه خواهد شد. در این برداشت با اصیل دانستن صورت هفت خوان و ارائۀ اشتقاقی جدید برای خوان، معنای &amp;laquo;نبرد و ستیز&amp;raquo; برای این واژه پیشنهاد شده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>محمدحسن جلالیان چالشتری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نیماپژوهی در ترازوی نقد دانشگاهی و غیردانشگاهی: بررسی انتقادی مبانی و رویکردها مطالعه موردی: تقی پورنامداریان و رضا براهنی</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jpll/browse.php?a_id=4354&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:11pt&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:normal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;جدال بر سر نظریه ادبی و شعر نیما سابقه ای طولانی دارد. منتقدان ادبی هرکدام از ظن خود یار نیما شده اند و تفسیر مخصوصی از او ارائه داده اند. مسئله این پژوهش بازخوانی&lt;/span&gt; &lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;انتقادی آرای پورنامداریانِ دهه هفتاد و براهنی&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;،&lt;/span&gt; &lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;در جایگاه نمایندگان نقد دانشگاهی و غیردانشگاهی، خواهد بود. این پژوهش نشان داد که پورنامداریان و براهنی گاه در فهم خود از نیما دچار افراط شده اند. نتیجه آنکه پورنامداریان علی رغم تلاش برای فهم نو از نیما همچنان گرفتار سنّت های کلیشه ای نقد ادبی است که باعث می شود شعر نو را ذیل شعر سنّتی تعریف کند. در سوی دیگر نیز براهنی از فرآیند تاریخی نظریه پردازی و شعر نیما غفلت کرده، در بعضی آرای خود به افراط گراییده و از بحرانی خبر می دهد که در شعر دهه هفتاد به بعد شاهد آن هستیم. به عبارتی، سنّت و مدرنیته در آرای این دو منتقد به وضوح سر ناسازگاری با هم دارند. پورنامداریان می خواهد شعر مدرن را با نقد سنّتی بیامیزد و براهنی در نقد خود دچار جزم اندیشی می شود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>ابراهیم حسنکلو</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر عناصر معماری بر فضاسازی داستان سوررئال ایران (نمونه موردی: بوف‌کور و شازده احتجاب)</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jpll/browse.php?a_id=4309&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:11pt&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:normal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;پژوهش حاضر با رویکردی بین&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;رشته  ای به بررسی نقش عناصر معماری در داستان  های سوررئال &lt;i&gt;بوف کور &lt;/i&gt;و &lt;i&gt;شازده احتجاب&lt;/i&gt; می  پردازد. هریک از عناصر معماری که فضای فیزیکی را شکل می  دهند و به تعبیری فضایی محدود به زمان و مکان ایجاد می  کنند تعریفی مشخص و کارکردی مختص خود دارند، اما محتوای این عناصر با معنای ضمنی شان فضاهایی ایجاد می کند که به زمان و مکان محدود نیستند. ازآنجا که هدف این پژوهش بررسی تأثیر عناصر معماری در خلق فضای داستان سوررئال است، ابتدا عناصر معماری موجود در داستان  ها استخراج شد و با تکیه بر مطالعات تطبیقی، با روش تحلیلی ـ توصیفی معنای آنها فراتر از جنبه ی فیزیکی بررسی و درنهایت نقش آنها در خلق فضای سوررئال این داستان  ها آشکار شد. &lt;i&gt;بوف کور&lt;/i&gt; را می توان مهم ترین اثر صادق هدایت دانست. عناصر معماری ازجمله خانۀ راوی و بناهای موجود در داستان نقش بسیار مهمی در فضاسازی داستان دارند. در داستان &lt;i&gt;شازده احتجاب&lt;/i&gt;، به واسطه ی یادآوری خاطرات شخصیت اصلی در آخرین شب زندگی اش در اتاق خود، فضایی سوررئال شکل می  گیرد. با بررسی عمیق  تر، می  توان گفت عناصر معماری موجود در اتاق، با حمل مفاهیمی فراتر از خود، نقشی اساسی در بیان احوال شخصی شازده و شناساندن ضعف  ها و ترس های او ایفا می  کنند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>مرجان حیدری تمرآبادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل جایگاه «زن» به‌مثابه «دیگری» در ضرب‌المثل‌های فارسی با تأکید بر نظریۀ سپهر نشانه‌شناختی فرهنگِ یوری لوتمان</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jpll/browse.php?a_id=4306&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:11pt&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:normal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;&lt;span style=&quot;letter-spacing:-.1pt&quot;&gt;ضرب المثل  ها ابزاری فرهنگی هستند که به دلیل فشردگی زبان و الگوهای آوایی و ادبی ویژه، می  توانند مقاومت فکری مخاطبان را تقلیل دهند و نوعی خاص از معنا و&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;&lt;span style=&quot;letter-spacing:-.1pt&quot;&gt;مفهوم را بر آنها تحمیل کنند. نشانه  شناسی فرهنگی ضرب المثل  های فارسی نشان می  دهد که تبعیض جنسیتی و تقلیل جایگاه زنان ممکن است در هنجارهای فرهنگی ریشه داشته باشد. در بسیاری از ضرب المثل  ها، زنان &amp;laquo;دیگری&amp;raquo; و حاشیه نشین و مردان &amp;laquo;خود&amp;raquo; و مرکزنشین تلقی شده اند. این مقاله با روش تحلیلی، توصیفی و کیفی، به بررسی انتقادی تعدادی از ضرب المثل  های جنسیتی پرداخته است تا ضمن آسیب  شناسی نشان دهد که تقابل دوگانۀ &amp;laquo;مرد&amp;raquo; و &amp;laquo;زن&amp;raquo;، چگونه مؤلفه  هایی چون &amp;laquo;مردسالاری&amp;raquo;، &amp;laquo;ازدواج&amp;raquo;، &amp;laquo;تولید مثل&amp;raquo;، &amp;laquo;زیبایی ظاهری&amp;raquo;، &amp;laquo;اقتصاد مردانه&amp;raquo;، &amp;laquo;قدرت ذهنی&amp;raquo;، &amp;laquo;رهبری و مدیریت&amp;raquo; را تحت تأثیر قرار داده و زن را در حاشیه و مرد را در مرکز متن فرهنگ نشانده است. تحلیل نشانه شناختی فرهنگی ضرب المثل ها نشان می دهد که &amp;laquo;زن&amp;raquo;بودن محصول ایدئولوژی مردسالار است؛ تفکری که آگاهانه یا ناآگاهانه به دنبال آن است تا زن &amp;laquo;دیگری&amp;raquo; باشد. این تفکر با مراقبت و کنترل پنهان، زنان را از متن اصلی اجتماع کنار می گذارد و درنهایت به دنبال &amp;laquo;انکار نمادین&amp;raquo; آنها  است.&amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>محمد خسروی شکیب</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تبیین زیبایی‌شناسی زندگی روزمره در مجموعه داستان کوتاه عاشقیت در پاورقی</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jpll/browse.php?a_id=4338&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:11pt&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:normal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;زیبایی&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;شناسی در مکاتب گوناگون فلسفی از افلاطون تا امروز، به&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;ویژه در حوزه ی هنر، طرح شده و پدیده ای تاریخی است که دست کم به لحاظ فلسفی سخت مدیون کانت است. کانت زیبایی را مقوله&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;ای مستقل تلقی&lt;/span&gt; &lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;کرد که لذت ناشی از آن مقید به خود آن مقوله است. یوریکو سایتو، نظریه&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;پرداز زیبایی  شناسی زندگی روزمره، معتقد است که زیبایی&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;شناسی زندگی روزمره ضعف زیبایی&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;شناسی فلسفی مبتنی بر هنر را برطرف می&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;کند؛ به این ترتیب، نگرش&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;ها و قضاوت&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;های زیبایی&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;شناختی می&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;توانند کیفیت زندگی، اخلاق اجتماعی و  فرهنگی را به واقعی ترین شکل تعیین کنند و وسیلۀ ضروری برای بیان ارزیابی کیفیت زندگی روزمره افراد باشند و به انسان قدرتی  دهند تا ازطریق تعامل با مصنوعات، محیط  اطراف و تعاملات انسانی از تجارب زیبایی&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;شناختی لذت ببرد. ازآنجاکه روایت&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;های داستانی شامل گزاره&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;ها و ظرفیت&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;هایی هستند که از بُعد زیبایی&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;شناسی زندگی روزمره درخور ارزیابی اند و بیشتر آنها در جهان واقع نیز صدق  می کنند، محققان در این پژوهش برآن شدند تا زیبایی&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;شناسی زندگیِ &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;روزمره را برپایه دیدگاه سایتو در سه داستان کوتاه از مجموعه داستان &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;کوتاه &lt;i&gt;عاشقیت&lt;/i&gt; &lt;i&gt;در پاورقی&lt;/i&gt; نوشته مهسا محب علی به روش اسنادی و کیفی با بهره&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;مندی از منابع کتابخانه ای تحلیل و تبیین کنند تا به این پرسش پاسخ دهند که مؤلفه&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;های زیبایی شناسی زندگی روزمره در این آثار چیست. دستاورد این پژوهش در این سه داستان کوتاه نشان می دهد که زندگی روزمره افراد و نقش اشیاء، مکان و... در این آثار به&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;مثابۀ نماد، در قالب هنجارگریزی و آشنایی&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;زدایی در تعاملات انسانی و... ترسیم شده اند. علی رغم هنجارگریزی و آشنایی&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;زدایی در تعاملات انسانی، متن داستان&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;ها بستر تجربه&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;ای است که درنهایت به این آگاهی و حکم منجر می&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;شود که ذوق، امر زیبا و امر والا یا برعکس نازیبا در این داستان ها به طور واقعی شکل یافته&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;اند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>شهلا خلیل اللهی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی، تحلیل و نقد نظریه مجاز</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jpll/browse.php?a_id=4304&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:11pt&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:normal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;مجادلات کلامی بسیار در میان نحله های اسلامی، به ویژه اشاعره و معتزله، و مواجهه آنها با اصل بلاغت به جایی رسید که برخی از متکلمان وجود مجاز در قرآن را انکار کردند. علاوه بر آثار کلامی، این مقوله شاکلۀ کتاب های بلاغی را نیز به خود اختصاص داد. به خصوص از روزگار سکاکی، گویا گرانیگاه مباحث مربوط به مجاز از آثار کلامی به آثار بلاغی منتقل شد. مباحث اصلی در این آثار بر سر تعریف مجاز و حقیقت، کیفیت شناخت این دو، انواع مجاز و... بوده است. می توان گفت اساس بسیاری از این مجادلات یا مشکل اصلی آنها توجه به یکی از جنبه ها و غلفت از دیگر جنبه های این موضوع بوده است. به نظر می رسد علی رغم کوشش ها و نکته سنجی های محققان مختلف در این آثار، به دلیل آمیختگی قلمروهای مختلف در این موضوع، پژوهش های امروزی حوزۀ مجاز کمتر به تحقیقات پیشین پرداخته اند. در پژوهش حاضر، ضمن بررسی سیر مطالعات مجاز در کلام و آثار بلاغی مختلف، به شیوه تحلیلی ـ توصیفی، این موضوع از چشم اندازهای مختلف تحلیل و نقد شده است. ماحصل پژوهش نشان می دهد واژۀ محوری، درهم آمیختن قلمروهای مختلف، مباحث انتزاعی کلامی، تقسیم بندی های غیرضرور، بی توجهی به جنبۀ کاربردی زبان، هم پوشانی گونه های مجاز و تکرار مطالب، مشکلات اساسی تحقیقاتی از این دست بوده است. درکنار این مسائل، باید از بی توجهی به نکته سنجی های دانشمندانی مانند جرجانی و خطیب قزوینی نیز یاد کرد. به نظر می رسد اگر به جنبه های اطلاع رسانی، کاربردشناسی و زمینۀ متن توجه کنیم، بسیاری از نابسامانی های تشخیص معنایی مجاز حل خواهد شد. ازسوی دیگر، تقسیم این مقوله به مجاز مرسل و مرکب و اندک قلمروهایی که در ذیل این دو قرار می گیرد، ما را از دیگر دسته بندی ها بی نیاز خواهد کرد. &lt;span style=&quot;font-family:&quot;B Nazanin&quot;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>احمد رضایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سوژه‌مندی سیاسی و هرمنوتیک خود در شعر شاملو</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jpll/browse.php?a_id=4305&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:11pt&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:normal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;مسئله ی &amp;laquo;سوژه&amp;raquo; مهم ترین شاخص تمایز ادبیات کلاسیک و مدرن است. &amp;laquo;من&amp;raquo; در ادبیات کلاسیک اغلب کلی و انتزاعی است، اما در ادبیات معاصر، پیرو فلسفه ی مدرن، من فردیت یافته و انضمامی و به عبارتی سوژه کنشگر است. شاید آشکارترین نمود این چرخش پارادایمی را-به ویژه در شعرـ بتوان در نوع مواجهه با &amp;laquo;سوژه&amp;raquo; دید. شعر معاصر، از سطحی ترین وجه رمانتیک تا پیچیده  ترین وجه فلسفی، مبیّن سوژه  ای خودبسنده است که خاستگاه آن انسان  محوری است. احمد شاملو از شاعرانی است که &amp;laquo;من&amp;raquo; در شعر او سوژه است. این پژوهش به روش تحلیل محتوای کیفی و با خوانش انتقادی مجموعه ی اشعار شاملو و انتخاب نمونه  های دلالتگر، به هرمنوتیک خود/سوژه در شعر او می  پردازد و ازآنجاکه این من/خود/سوژه طی شش دهه سرایش شعر، دستخوش تلاطم و تحول بوده است،&lt;/span&gt; &lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;تکیه گاه نظری بحث نیز، به فراخور این تطورات، هم به سوژه فلسفی می  پردازد که بر اندیشه و آگاهی فردی تأکید می  ورزد و هم به سوژه ای که برساخت اجتماعی است؛ ازهمین رو،&amp;nbsp; تلفیقی است از مباحث میشل فوکو درباب هرمنوتیک خود و حکمرانی بر خود و دیگران، نظریه ی کنش متقابل نمادین، که به من فردی و من اجتماعی می  پردازد، نظریه ی اگزیستانسیالیسم که آزادی، انتخاب و مسئولیت را محور مباحث خود قرار می  دهد و درنهایت نظر آلتوسر درباب سوژه؛ یعنی سوژه با &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;s&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; (حرف کوچک) و سوژه با &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;S&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt; (حرف بزرگ). &amp;laquo;من&amp;raquo; در شعر سیاسی شاملو، همانا &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;subject &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;، به مثابه شبه  سوژه ای ایدئولوژیک تحت انقیاد حزب توده است، و در شعر فلسفی او، که حاصل شناخت&lt;/span&gt; &lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;و آگاهی براساس تجربه زیسته خود او و تأمل درباب هستی، انسان، زندگی، و مرگ است، من به مثابه سوژه ی اعظم (&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;Subject&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;) است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>قدسیه رضوانیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>جریان‌های صوفیانه در فارس پیش از ظهور ابن‌خفیف</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jpll/browse.php?a_id=4330&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:11pt&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:normal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;&lt;span style=&quot;letter-spacing:-.1pt&quot;&gt;محققان کمتر به جست وجو درباب چگونگی پیدایش و تکوین جریان های عرفان و تصوف در نقاط گوناگون ایران توجه کرده اند. با تقسیم جریان تصوف به دو مکتب عراق و خراسان و تمرکز محققان بر صوفیان و دیدگاه  های صوفیانه این مناطق، دیگر نگرش  های صوفیانه در اقصی نقاط ایران در سایه قرار گرفتند. یکی از مناطقی که کمتر بررسی شده، خطه ی فارس است. به نظر می رسد حضور بیش از هشتاد شیخ از مشایخ تصوف در فارس پیش از ظهور ابن خفیف و گسترش تصوف در این منطقه، ضرورت بررسی و جست  وجو درباب آغاز و تکوین جریان عرفان و تصوف در این خطه را آشکار می  کند. در پژوهش حاضر، نام و نشان چهل وسه تن از مشایخ فارس و شیراز استخراج شده است که پیش از ابن خفیف زیسته اند یا هم عصر او محسوب می شوند که در پژوهش حاضر جهان بینی عرفانی این مشایخ تا حد امکان برمبنای اطلاعات اندک باقی مانده تحلیل شده است. از تحلیل و تبیین نگرش عرفانی ایشان مشخص شد که در این دوره چهار جریان اصلی اعلام حضور کرده اند: نخست، جریان زهدورزی و گوشه نشینی (نمودی از شکل اولیه ی تصوف)؛ دوم، جریان صوفیان متمایل به مکتب عرفان عراق؛ سوم، جریان صوفیان متمایل به مکتب عرفان خراسان؛ و چهارم، جریان پیش  آهنگان مکتب عرفان فارس. تحلیل ارقام به دست آمده نشان می  دهد در فارس غلبه فکری ـ عرفانی با مشایخ پیش  آهنگ مکتب فارس بوده و دیگر جریان  ها نقشی کم رنگ تر ایفا کرده اند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>فاطمه طوبایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تصویر درخت در شعر شاعران نوپرداز معاصر</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jpll/browse.php?a_id=4313&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:11pt&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height:normal&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size:10.0pt&quot;&gt;درخت در شعر فارسی اهمیت ویژه ای دارد. عناصر فرهنگی، دینی، اسطوره ای، اخلاقی، عرفانی، و سیاسی گزاره هایی متأثر از درخت دارند. درخت بعد از آب و خورشید پدیده ای مهم است که عناصر و موقعیت های ویژۀ ادبی از آن آفریده می شود. با ظهور حوادث مختلف سیاسی در سدۀ اخیر ازیک سو و خلق اندیشه ها و سبک های متعدد هنری، ازسوی دیگر، شیوه های خلاقانۀ پیوند پدیده های طبیعی با عناصر انسانی برجسته شده است. تصویر درخت در شعر نو جلوه ای تازه و چندجانبه یافته است. شاعران نوپرداز نقش های ویژه ای به عناصر غیرانسانی می بخشند و از این میانه درخت همزادی انسان گونه است که تحولات جامعه انسانی را در قامت خود نشان می دهد. در پژوهش حاضر، با تحلیل و توصیف شواهد شعری به روش کتابخانه ای در اندیشۀ شاعران منتخب، آشکار شد که درخت نمودار ناکامی های شخصی، عشق ورزی، واسطۀ ادراک، شاخص آزادی، معرف زیست بوم، نماد، تصویر مجسم مرگ و نیستی، انعکاس استبداد و نماینده انکار موجودیت انسان در حاکمیت استبداد است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>حمیدرضا قربانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل داستان «زن زیادی» از جلال آل‌احمد با استفاده از نظریه شالوده‌شکنی ژاک دریدا</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jpll/browse.php?a_id=4282&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:Tahoma;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size:11pt&quot;&gt;&lt;span style=&quot;direction:rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;unicode-bidi:embed&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size:12.0pt&quot;&gt;داستان &amp;laquo;زن زیادی&amp;raquo; یکی از نُه داستان کوتاه از مجموعه داستانی با همین نام است که اولین بار در زمان حیات جلال آل احمد، نویسنده ی معاصر، در سال ۱۳۳۱ به چاپ رسیده است. محور تمام داستان های این مجموعه زنان هستند و نویسنده با نگاهی نقادانه مصائب و مشکلات آنها را نشان داده است. این مقاله به بررسی داستان &amp;laquo;زن زیادی&amp;raquo; از دیدگاه نقد شالوده شکنانه می پردازد. اساس نقد شالوده شکنانه یافتن تقابل &amp;rlm;های دوتایی و پنهان در متن است؛ زیرا با کشف این تقابل&amp;rlm; ها می توان به لایه های پنهان درون متن پی برد. به اعتقاد دریدا، تقابل&amp;rlm;های درون متنی، سلسله مراتبی و پلکانی است و جزئی بر جزئی دیگر برتری داده می شود، اما با بررسی متن درنهایت مشخص می شود که هیچ یک از تقابل&amp;rlm; ها بر دیگری برتری ندارند و درواقع مکمل یکدیگرند. نقد شالوده شکنانه بر بررسی پیش فرض های پذیرفته شده، و واسازی و آشکارسازی تناقض های متنی استوار است و هرچه را مخاطب باید بداند در خود متن جست وجو می&amp;rlm; کند. تقابل در داستان &amp;laquo;زن زیادی&amp;raquo; در ظاهر برپایه تضاد بین انسان و انسان، مرد/زن، و در باطن بین انسان و باورها و سنّت های نادرست فرهنگی و اجتماعی است. پس از بررسی تقابل&amp;rlm; های دوتایی در متن و شناسایی نیروهای متخاصم در آن، معلوم می &amp;rlm;شود که برخلاف آنچه از ظاهر متن و در خوانش اولیه به دست می&amp;rlm; آید،&amp;rlm; قطب برتر در متن و مدلول استعلایی که چالش درونی متن نیز براساس آن شکل گرفته است مرد ستمکار در مقابل زن ستمدیده نیست، بلکه مرد و زن هریک به گونه ای اسیر و مقهور باورهای نادرست و تحمیلی جامعه ی زمانِ خود هستند و دو تقابل درکنار یکدیگر و همسو با هم داستان را پیش می&amp;rlm; برند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br&gt;
&amp;nbsp;&lt;/div&gt;</description>
						<author>علیرضا نبی لو چهرقانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
