[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
بخش‌های اصلی
صفحه اصلی::
اطلاعات نشریه::
آرشیو مجله و مقالات::
برای نویسندگان::
برای داوران::
تماس با ما::
تسهیلات پایگاه::
آمار نشریه::
::
شناسنامه نشریه
..
پایگاه‌های نمایه‌کننده

  AWT IMAGE   AWT IMAGE 
 AWT IMAGE   AWT IMAGE 
   

   

..
پایگاه‌های اجتماعی
     
ACADEMIA
 
..
جستجو در پایگاه

جستجوی پیشرفته
..
دریافت اطلاعات پایگاه
نشانی پست الکترونیک خود را برای دریافت اطلاعات و اخبار پایگاه، در کادر زیر وارد کنید.
..
نظرسنجی
نظر شما در مورد عملكرد دوفصلنامه زبان و ادبيات فارسي چيست؟
عالي
خوب
متوسط
ضعيف
   
..
:: جستجو در مقالات منتشر شده ::
4 نتیجه برای احمدی

جهانگیر صفری، مهدی احمدی،
جلد 23، شماره 78 - ( 3-1394 )
چکیده

اغلب دستورنویسان سنتی در شرح اضافه اقترانی از اضافه استعاری کمک می­گیرند، اما تفاوت زیادی بین این دو اضافه وجود دارد. مهم‌ترین این تفاوت­ها در ساختار تشبیهی اضافه استعاری است که اضافه اقترانی چنین ساختاری ندارد.
 برخلاف نظر دستوریان که مضاف را در اضافه اقترانی قصد اصلی می­دانند، آنچه در اضافه اقترانی مدنظر است ترکیبِ مضاف و مضاف­الیه است نه هریک از آنها به‌تنهایی. در اغلب جمله‌هایی که در آنها اضافه اقترانی به‌کار رفته است با حذف مضاف یا مضاف­الیه، جمله مفهومی کنایی پیدا می­کند؛ مفهومی که از ترکیب اضافی به دست می­آید.
راه­کاری که دستورنویسان سنتی برای مشخص‌کردن ویژگی­های اضافه اقترانی بیان کرده‌اند نادرست است. دستورنویسانی هم که از منظر زبان‌شناسی به بررسی موضوع پرداخته­اند نیز نتوانسته­اند حق مطلب را ادا کنند و به ظاهر ترکیب اکتفا کرده و همه اضافه­ها را در یک گروه تحت بررسی قرار داده‌اند و از تفاوت­های معنایی آنها غفلت کرده‌اند.
نتیجه تحقیق حاضر به این نکته منتهی شد که در توضیح اضافه اقترانی نباید مقایسه­ای بین اضافه اقترانی و استعاری صورت گیرد. شباهت این دو اضافه صرفاً در ساختار «هسته+ـِ+ وابسته» است.
اگر در بررسی اضافه­ها، فقط ساختار مدنظر باشد، همه اضافه‌ها در یک گروه قرار می­گیرند اما صرفاً به ظاهر ترکیب اکتفاکردن کامل‌کننده مفاهیم دستوری نیست.
 بهتر است در بررسی­های دستوری ساختار و معنا با هم در کانون توجه قرار گیرند. با این نگاه در اضافه اقترانی آنچه مدنظر است مفهوم کنایی این نوع اضافه است، نه مضاف و مضاف‌الیه به تنهایی.


شهرام احمدی، نرگس شفیعی آکردی،
جلد 25، شماره 83 - ( مقالات منتشر شده 1396 )
چکیده

آیرونی یکی از اصطلاحات پیچیده و مهم در بلاغت، فلسفه و نقد ادبی است. متون فارسی نیز از ظرفیت‌های فراوان این صنعت بلاغی ذیل عنوان‌هایی چون طنز، تهکّم، مجاز به علاقه ضدیت، استعاره عنادیه و... بهره برده است. دراین‌میان، یکی از بنیادهای بلاغی مثنوی معنوی، مهارت و هنرمندی مولانا در به‌کارگیری طنز و انواع گوناگون آن است­. مهارت خاص مولانا در مخاطب‌شناسی و اهتمام به تبیین و تعلیم مفاهیم عالی دینی، عرفانی و اخلاقی سبب شد تا او شیوه بیان غیرمستقیم طنز را به‌دلیل کارایی­، جذابیت و ضریب‌تأثیر بیشتر برگزیند. همین امر­ به‌طرز کم‌نظیری زمینه را برای نمود انواع مختلف آیرونی در سراسر مثنوی، خصوصاً دفتر پنجم­، فراهم آورده است که آیرونی کلامی، موقعیتی، وضعی، نمایشی، و... از آن جمله‌اند. در این پژوهش، مثنوی مولوی ازمنظر آیرونیک به‌شیوه توصیفی‌ـ‌تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای بررسی و مشخص شد که آیرونی نمایشی به‌دلیل ماهیت تمثیلی و روایی مثنوی جایگاه ویژه‌ای در این کتاب دارد.



محمد پارسانسب، فاطمه احمدی‌زاده کهن،
جلد 29، شماره 91 - ( 9-1400 )
چکیده

مفاخره در مقام مضمونی شعری یا به‌عنوان زیرگونه‎ای ادبی، در دیوان‎های شاعران کلاسیک فارسی حضوری پررنگ دارد. این جستار با رویکردی تحلیلی در پی واکاوی مفاخره در شعر شاعرانی چون منوچهری دامغانی، سنایی غزنوی، و خاقانی شروانی برپایه نظریه میدان بوردیو است. به‌این‌منظور، پس از استخراج نمونه‌هایی از قصاید مفاخره‎آمیز این شاعران و درنظرگرفتن مسائل تاریخی و اوضاع اجتماعی حاکم بر دوره‌های موردنظر و منش و  ذهنیت شاعران، کوشش کردیم نمونه‌ها را براساس چهار قاعده میدان ادبی بوردیو (منش، سرمایه، منازعه و بی‌غرضی) تحلیل کنیم. نتایج بررسی‏ها نشان داد که منوچهری، به‌دلیل گرایش به میدان قدرت، برای رسیدن به نام و نان و تثبیت موقعیت خود، شعر و هنرش را برای مدح و مفاخره به این میدان اختصاص داده و اصل بی‌غرضی میدان ادبی را، که در پی ناب‌سازی ادبیات است، رعایت نکرده و به‌همین‌دلیل به حاشیه میدان رانده شده‌ است. اما، با تغییر میدان قدرت در عهد غزنویان دوم و دوره سلجوقی و تغییر احوال شاعران به‌دلیل مسائل و پریشانی‌های به‎وجودآمده، شاعرانی چون سنایی و خاقانی با توجه به منش خاص خود از میدان قدرت فاصله گرفتند و در پی ناب‌سازی ادبیات و مبارزه با میدان قدرت برآمدند که دراین‌میان، خاقانی، به‌دلیل بی‌غرضی و رعایت قواعد میدان ادبی، توفیق بیشتری نسبت به سنایی غزنوی داشته است.

زینب کلانتری، علی اکبر باقری خلیلی، مسعود روحانی، شهرام احمدی،
جلد 33، شماره 99 - ( پاییز و زمستان 1404 )
چکیده

معنی­شناسی­شناختی به­عنوان یکی از شاخه­های زبان­شناسی شناختی به بررسی ارتباط میان تجربه انسان، نظام مفاهیم و ساختار معنایی زبان می­پردازد و از نظریات و رویکردهای مختلف و مفاهیم و مباحثی چون استعاره مفهومی تشکیل می­شود. استعاره مفهومی براساس دو حوزه مبدأ، مقصد و با تمرکز بر نگاشت­ میان ­آن­ها پدید می­­آید. نظام­های مفهومی و الگوهای استعاری­سازی در استعاره مفهومی از اهمیت ویژ­ه­ای برخوردارند. این الگوها اساساً محصول فرهنگ­ها و نگرش­های فرهنگی و بینافرهنگی­اند. کشف و تحلیل آن­ها می­تواند موجب شناخت عمیق­تر فرهنگ و فهم دقیق­تر متون ادبی گردد. حافظ شیرازی از شاعرانی است که اشعارش بیشترین آمیزش را با فرهنگ ایرانی داشته، چنان­که شعرش را عصاره فرهنگ اعصار پیش از او می­دانند. این پژوهش به­شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد فرهنگی به بررسی استعاره مفهومی شئ انگاری ریا و تزویر در غزلیات حافظ پرداخته­است. عمده­ترین نتیجه این پژوهش دست­یابی به این کلان­استعاره بوده که «ریا، نابودگر است». نکته دیگر این­که اغلب طرحواره­های مربوط به شیء­انگاری ریا و تزویر از نوع قدرتی است و ماهیت و کارکرد آن نیز دلالت­بر نابودگری ریا دارد. نابودگرانگاری ریا و تزویر توسط حافظ محصول تجربیات فرهنگی اوست. اگرچه بعضی از این تجربیات، صبغه بینافرهنگی دارند،‌ اما بیشتر آن­ها پیشینه و صبغه درون­فرهنگی (فرهنگ ایرانی) داشته، روایتگر آرزوی روانِ جمعی ایرانیان در طول تاریخ­اند.

صفحه 1 از 1     

دوفصلنامه  زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی Half-Yearly Persian Language and Literature
Persian site map - English site map - Created in 0.19 seconds with 33 queries by YEKTAWEB 4741