|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
3 نتیجه برای حافظ شیرازی
سیدعلی قاسم زاده، اسماعیل گلرخ ماسوله، جلد 27، شماره 87 - ( 10-1398 )
چکیده
یکی از عناصر شعر و غزل فارسی تخلص است که علاوهبر نشاندارکردن شعر به نام شاعر، گاه بهمعنای دیگری نیز ایهام دارد. تخلص در شعر شاعرانی مثل حافظ ـکه منظومه فکری خاص و منسجمی دارندـ بهصورت استعارهای اصلی یا مرکزی در تعیین دستگاه فکری آنها دخالت دارد. در این مقاله، تخلص حافظ از منظر مؤلفههای معنیشناختی، چون تقابل و ترادف با واژگان خاص و کلیدی شعر حافظ، که برآمده از حساسیتهای فکری و زیستی او بوده است، در متن شعر واکاوی شد. از نتایج تحقیق برمیآید که نام شعری او نیز بهشکلی پرتحرک و شناور تحت تأثیر زبان و افکار او قرار دارد و بهکمک ظرفیتهای معنیآفرینی برخی واژهها در خدمت انتقال ساختار اندیشه و نظام معنایی اشعار او است و تخلص حافظ استعاره مرکزی غزلیات اوست.
محمدرضا عزیزی، جلد 28، شماره 89 - ( 9-1399 )
چکیده
در مقاله حاضر، مشخصههای صَرف اسم عربی مانع برداشتهای گوناگون از متون ادبی دانسته شده است. ساختمان اسم عربی از ویژگیهایی ذاتی چون تذکیر و تأنیث، جامد و مشتق، وزن، تثنیه، انواع جمع، ضمایر دقیق، موصول، اسمهای اشاره و... برخوردار است که تعیّن و تداعی دقیق معانی در ذهن مخاطب را بههمراه دارد. هرچند دقت صَرف عربی در نثر علمی و فلسفی امتیاز بهشمار میرود و دانشمندان میتوانند مقصود خود را بهکمک آن بهروشنی بیان کنند، در متون ادبی، نقص بهنظر میرسد و از چندپهلویی و لطف هنری اثر میکاهد. مسکوتبودن برخی از این ویژگیها در صرف اسمهای فارسی، به ابهام و ادبیت شعر کمک میکند. در دیوان حافظ هفت غزل ملمع وجود دارد که امکان چنین مقایسهای را فراهم میآورد. وجود مصراعهایی به زبان فارسی و عربی در یک غزل حافظ بهخوبی تفاوت امکانات صرفی در زبان فارسی و عربی را نشان میدهد. فقدان چنین مشخصههایی یا وجود آن بهصورتکلی در واژه فارسی طیف بیشتری از مخاطبان را با خود همراه میسازد و دامنه برداشتهای گوناگون را وسعت میدهد.
زینب کلانتری، علی اکبر باقری خلیلی، مسعود روحانی، شهرام احمدی، جلد 33، شماره 99 - ( 7-1404 )
چکیده
معنیشناسیشناختی بهعنوان یکی از شاخههای زبانشناسی شناختی به بررسی ارتباط میان تجربه انسان، نظام مفاهیم و ساختار معنایی زبان میپردازد و از نظریات و رویکردهای مختلف و مفاهیم و مباحثی چون استعاره مفهومی تشکیل میشود. استعاره مفهومی براساس دو حوزه مبدأ، مقصد و با تمرکز بر نگاشت میان آنها پدید میآید. نظامهای مفهومی و الگوهای استعاریسازی در استعاره مفهومی از اهمیت ویژهای برخوردارند. این الگوها اساساً محصول فرهنگها و نگرشهای فرهنگی و بینافرهنگیاند. کشف و تحلیل آنها میتواند موجب شناخت عمیقتر فرهنگ و فهم دقیقتر متون ادبی گردد. حافظ شیرازی از شاعرانی است که اشعارش بیشترین آمیزش را با فرهنگ ایرانی داشته، چنانکه شعرش را عصاره فرهنگ اعصار پیش از او میدانند. این پژوهش بهشیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد فرهنگی به بررسی استعاره مفهومی شئ انگاری ریا و تزویر در غزلیات حافظ پرداختهاست. عمدهترین نتیجه این پژوهش دستیابی به این کلاناستعاره بوده که «ریا، نابودگر است». نکته دیگر اینکه اغلب طرحوارههای مربوط به شیءانگاری ریا و تزویر از نوع قدرتی است و ماهیت و کارکرد آن نیز دلالتبر نابودگری ریا دارد. نابودگرانگاری ریا و تزویر توسط حافظ محصول تجربیات فرهنگی اوست. اگرچه بعضی از این تجربیات، صبغه بینافرهنگی دارند، اما بیشتر آنها پیشینه و صبغه درونفرهنگی (فرهنگ ایرانی) داشته، روایتگر آرزوی روانِ جمعی ایرانیان در طول تاریخاند.
|
|
|
|
|
|
|
|
|