|
|
|
|
جستجو در مقالات منتشر شده |
|
|
2 نتیجه برای ساعدی
تقی پورنامداریان، مریم سیدان، سال 17، شماره 64 - ( 3-1388 )
چکیده
رئالیسم جادویی سبک نسبتاً نوینی است که هر چند بیشتر تداعیگر نام آمریکای جنوبی و بهویژه گابریل گارسیا مارکز است، اما خاصّ ملل جهان سوم است. در داستانهای این سبک، واقعیت و خیال در هم گره میخورند، اما به گونهای که واقعیت بر خیال سیطره دارد، نه خیال بر واقعیت. از میان داستاننویسان فارسی، غلامحسین ساعدی در برخی از آثار خویش به این سبک گرایش دارد. این داستانهای ساعدی را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: داستانهایی که به سبک رئالیسم جادویی نوشته شدهاند و داستانهایی که تنها رگههایی از رئالیسم جادویی را میتوان در آنها یافت. در این نوشته، به بررسی هر دو دسته و همچنین علل گرایش ساعدی به این سبک خواهیم پرداخت.
فاطمه کاسی، محمدصادق بصیری، سال 23، شماره 78 - ( 3-1394 )
چکیده
برتولد برشت از نظریهپردازان تئاتر است. او تئاترش را نقطه مقابل تئاتر ارسطویی میداند. او با معرفی تئاترش به نام تئاتر حماسی به فکر ایجاد اختلال در پذیرش رضامندانه جهان از سوی تماشاگران بود و بدینسبب از تمهیداتی برای رسیدن بدین مقصود استفاده کرد که فاصلهگذاری نام دارد. او با خلق شخصیتهای شگفتانگیز مانع همذاتپنداری مخاطب با بازیگر میشود. اگرچه نظریه او مربوط به نمایشنامه است، میتوان در داستان هم از آن استفاده کرد. غلامحسین ساعدی نمایشنامهنویس بود: چوب به دستهای ورزیل، آی باکلاه، آی بیکلاه، پرواربندان و... ازجمله نمایشنامههای او هستند. بنابراین با فنون تئاتر آشنا بود و میتوان تأثیر نمایشنامهنویسی را در آثارش جستوجو کرد. نگارندگان این نظریه را در تحلیل داستان خانههای شهر ری غلامحسین ساعدی بررسی کردند و شگردهای فاصلهگذاری را در حوادث و شخصیتهای شگفتانگیز و همینطور مسائل اجتماعی جستوجو کردند. نتیجه این بررسی نشان میدهد نویسنده توانسته با ایجاد این فاصلهگذاریها روح تفکر مردم شهر ری، صورتبندیهای اجتماعی، ارزشها و هنجارها، مسائل روانی، اخلاقی، شخصیتهای مونتاژگونه و داستانی گروتسکوار خواننده را به تغییر وادارد.
|
|
|
|
|
|