|
|
|
|
|
 |
جستجو در مقالات منتشر شده |
 |
|
6 نتیجه برای فرم
تقی پورنامداریان، جلد 14، شماره 55 - ( 12-1385 )
چکیده
اغلب بر این باورند، که ساختمان شعر، چیزی جدا و کم اهمیتتر از معنا و پیام آن است؛ اما صورت شعر، اولین چیزی است که خـواننده را تحت تأثیر قرار میدهد. نیما با حساسیت و تکیه بر بینشی مستقل، ارزش ساختمان شعر را، در ادب فارسی، احیا کرد. در شعر معاصر غالباً، نیما را شاعر «آی آدمها» میدانند. سؤال این است، که راز اهمیت شعر «آی آدمها» در چیست؟ به نظر میرسد آنچه باعث برجستگی شعر «آی آدمها» و ساختهای مشابه در شعر معاصر است، ترفندها و انتظارات تعبیهشده در فرم تازه آنهاست، نه پیام و محتوای تکراری. تکــرار عنصر مسلط «آی آدمها» در ساختمان شعر مذکور، علاوه بر استحکام و اسکلتبندی، توازن نحوی، تقویت موسیقی، واسازی ساختار و پایانپذیری خلاق، به شعر وحدت اندیشه و احساس و یکپارچگی عاطفه و لحن، بخشیده است. این مقاله، با نقد شعر «آی آدمها» از منظر انتظارات و تنـظیمات فرمالیستی، سعی دارد تا علاوه بر تقویت حساسیت خوانندگان، آنها را مهیای کشف انواع اشارتهای کمتر آشنا، در ساختمان شعر معاصر کند.
محبوبه حیدری، جلد 16، شماره 62 - ( 8-1387 )
چکیده
خواب پدیدهای ذهنی است که برای صوفیه به عنوان وسیلهای جهت ارتباط با جهان معنا، از اهمیت ویژهای برخوردار است. خواب در متون صوفیه شیوهای است منحصر به فرد برای بیان و معرفی بسیاری از مضامین و اندیشههای کلیدی تصوف. خوابها از نظر عرفا دارای بار دینی و معنایی ویژهای هستند. خواب دیدن و دیده شدن در خواب، در ادبیات صوفیه یک سنّت و قاعده است. اما خوابها برای نمود و آشکار شدن در ادبیات صوفیانه از فرم روایی و داستانی استفاده میکنند. خوابهای نقلشده در متون صوفیه، همگی دارای بنمایههای داستانی هستند. آنچه که شخص در خواب میبیند، هنگامی که برای دیگری نقل میشود، عناصر روایی را به خدمت خود میگیرد. این مقاله نگاهی اجمالی دارد به ویژگیهای روایت خواب و نقش دو عنصر اساسی راوی و مخاطب در شکلگیری فرم داستانی خواب.
محمد خسروی شکیب، جلد 18، شماره 68 - ( 4-1389 )
چکیده
نقد نو با سرکردگی منتقدانی چون پن وارن، ویمست، کلینث بروکس و رنه ولک در تلاش برای خوانش و کشف دقیق و علمی توانایی ادبیات منظوم، به تفاوتها و تمایزهای بین شعر کلاسیک و شعر معاصر در ادبیات انگلیس رسید. شاخه جنوبی نقد نو در آمریکا که بیشتر از شاخه شمالی در انگلیس ـ ریجارد، الیوت، امپسون ـ به مشخصهاهای هستیشناختی و صوری شعر توجه علمی داشتند، به این اعتقاد رسیدند که عنصر غالب در نظام صوری اشعار کلاسیک روایت است. بروکس در کتاب شعر مدرن و کلاسیک نظام صوری اثر هنری را تابع روح زمانه و میزان پیچیدگی جامعه میداند. او معتقاد است که منتقدان باید در سطحی درونیتر، ژرفتر و انتزاعیتر به آثار ادبی بنگرند. بروکس در کنار نظام روایتی حاکم بر شعر کلاسیک چهار نوع فرم غیرروایی ـ مقولهای، خطابی، انتزاعی، تداعیگر ـ را برای شعر معاصر انگلیس و امریکا در نظر میگیرد. او میگوید این نظامهای غیرروایی پیچیدهتر از نظام روایی هستند و گاهی نیز با هم میآمیزند و نظام صوری دشوارتری را پیش روی مخاطب قرار میدهند. سؤال این مقاله این است که آیا میتوان شعر معاصر ایران را با استناد به این فرمهای غیرروایی نقد صوری کرد یا نه؟ پیشفرض این است که در کنار حضور فرم روایی در شعر نیما، اخوان و دیگران فرمهای غیرروایی یا صورتی ترکیبی از چند فرم غیرروایی در شعر معاصر قابل کشف است که این خود لازمه روح زمان و مقتضیات مکان و هدف هنر دران برهه زمانی است
حبیب الله عباسی، حجت کجانی حصاری، جلد 24، شماره 80 - ( 6-1395 )
چکیده
نفثهالمصدور زیدری نسوی از معدود آثار نثر فنی است که هدف از نوشتن آن، بهجای ارسال معنا، انتقال عاطفه است. زیدری با توجه به سویه عاطفیـ ادبی متن خود، موسیقی را عاملی مناسب در انتقال احساس دانسته و بهشیوههای گوناگون، ازجمله کاربرد ارکان عروضی، صناعات موسیقیساز، و گزینش و چینش واژگان در محور جانشینی و همنشینی، به ایجاد فضایی موسیقایی دست یافته است. بدینترتیب، او با دیدگاهی فرمالیستی و با کاربرد متفاوت واژگان و استفاده از وجه جمالشناسیک متن، نهتنها متنی موزون پدید آورده، بلکه بهدلیل غلبه وزن، به شکلگردانی معنی از این طریق نیز پرداخته است. این شیوه باعث دقت بیشتر او در انتخاب واژهها شده است؛ زیرا تغییر زبان معیار در کتاب او زیر فشار تمهیدات آوایی باعث آشناییزدایی شده است و مشخص میکند که کدام واژه از میان مترادفات خود میتواند در بافت جمله قرار گیرد تا با ایجاد موسیقی به انتقال تجارب او کمک کند. همین امر کار او را به تخیل هم کشانده و اثرش را از گزارش تاریخ به ادب غنایی و شعر نزدیک کرده است.
نرگس مرادگنجه، بیژن ظهیری ناو، شکرالله پورالخاص، جلد 27، شماره 87 - ( 10-1398 )
چکیده
متناقضنمایی یکی از شگردهای ادبی پرکاربرد در شعر شاعران عصر صفوی است. حزین لاهیجی، همچون بسیاری از شاعران این دوره، در جستوجو و عرضه «معنی بیگانه» از این ترفند هنری بهره میبرد. در این جستار، با روش تحلیلیـتوصیفی و رویکردی فرمالیستی، متناقضنمایی را در دیوان حزین لاهیجی کاویده و نشان دادهایم شاعر به قصد آشناییزدایی و آفریدن مضامین تازه و نکتهسنجیهای دقیق و باریکاندیشانه و نیز برای بیان مفاهیم عارفانه، عاشقانه، اندیشههای قلندرانه و مباحث اخلاقیـاجتماعی، از این صنعت ادبی استفاده میکند. همینطور، مضامین متناقضنما و انواع متناقضنما را اعم از لفظی و معنوی، ترکیبات وصفی و اضافی، ویژگیهای متناقضنما و کارکردهای آن را در دیوان کاویدیم و در پایان به این نتیجه رسیدیم که «حسآمیزی» بهمثابه گونهای متناقضنما در شعر حزین درخور توجه است.
فرزاد بالو، مصطفی میردار رضایی، جلد 33، شماره 99 - ( 7-1404 )
چکیده
یدالله رؤیایی یکی از شاعر ـ نظریهپردازان معاصرست که عقاید در خور تأملی در خصوص ماهیت و مقومات شعر دارد. این پژوهش که با روش توصیفی ـ تحلیلی و بهرهگیری از ابزار کتابخانهای نوشته شدهاست، میکوشد با تمرکز بر دیدگاههای رؤیایی، به بررسی چیستی شعر در نسبت با اندیشهی فلسفی و زیباییشناختی او بپردازد. نتایج این پژوهش نشان میدهد که رؤیایی با تکیه بر پدیدارشناسی هوسرل و الهام از اندیشههای هایدگر، شعر را نه بهعنوان بازنمایی واقعیت، بلکه به مثابهی «تعریف» و «حضور متعالی زبان» در هستی میبیند. او در گذار از سنت شفاهی به نوشتاری، نقش آگاهی بصری را در تجربهی شاعرانه برجسته میسازد. رؤیایی با تأکید بر سهگانهی انسان، جهان و زبان، شعر را حاصل تعامل پویا و درونی این سه عنصر میداند. و نشان میدهد که افراط در هریک از این عناصر، به حذف دو عنصر دیگر و تضعیف کیمیای کلام منجر میشود .براساس چنین بنیانی، شعر نه حاصل الهام، بلکه نتیجهی «احضار» آگاهانهی زبان است. در این رویکرد، شعر حجم، عرصهی تحقق این آگاهی و تجربهی شهودی از پدیدههاست. او فرم را جوهر زایندهی شعر و تصویر و دینامیسم زبانی را رکن بنیادین آن میخواند. رؤیایی وزن را یک عامل لازم برای شعر نمیداند، اما به لزوم نوعی ریتم و آهنگ داخلی برای شعر معتقدست. شعر در اندیشهی رؤیایی فراتر از ساخت زبانی صرف، کنشی است برای بازتعریف هستی، معنا و تجربهی انسانی در قلمرو زبان.
|
|
|
|
|
|
|
|
|