فرهاد قدیری، مسلم بهمنی، عباس بهرام،
دوره 15، شماره 29 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه: یکی از چالشهای تحقیقی اخیر در حوزه دستورالعملهای تمرکز توجهی، بررسی اثرات آن بر عملکرد ورزشکاران ماهر در تکالیف مداوم است.
هدف: هدف مطالعه حاضر مقایسه اثر دستورالعملهای مختلف توجهی بر اجرای چابکی بازیکنان فوتسال ماهر بود.
روش: شرکتکنندگان شامل 12 بازیکن فوتسال ماهر (با میانگین سنی 56/1±91/23) بودند که از لیگ دسته یک استان قم به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. از شرکتکنندگان خواسته شد سه کوشش از تکلیف آزمون چابکی اِل را تحت سه شرایط تمرکز توجهی (توجهدرونی، بیرونی و کنترل) انجام دهند. برای تحلیل دادهها از آزمون تحلیل واریانس با اندازههای تکراری استفاده گردید.
یافتهها: نتایج تحقیق نشان داد نوع دستورالعمل توجهی اثر معنادار بر زمان اجرای آزمون دارد بهطوریکه عملکرد در شرایط توجه بیرونی برتر از شرایط درونی است. همچنین، نتایج حاکی از آن است میان شرایط کنترل با شرایط تمرکز درونی و بین شرایط کنترل و شرایط تمرکز بیرونی تفاوت معناداری یافت نشد.
نتیجهگیری نهایی: نتایج این پژوهش شواهدی ارائه میکند مبنی بر اینکه در ورزشکاران ماهر اجرای تکالیف مداوم از طریق دستورالعملهای کلامی بهبود مییابد که تمرکز توجه را به سمت بیرون هدایت کند.
محمدتقی اقدسی، بهزاد محمدی اورنگی، رسول یاعلی،
دوره 15، شماره 29 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه: آموزش فراگیر به جایگیری افراد اختلالی در کنار همسالان عادی اشاره دارد. مطالعات اخیر این روش را زمانی مؤثر میدانند که با دستکاری و سازگاری محیط همراه باشد. این مطالعه اثر روش آموزش فراگیر در یک کلاس فوقبرنامه تربیتبدنی برای ارتقا عزتنفس و تبحر حرکتی در یک کودک با اختلال هماهنگی رشدی را بررسی میکند.
روش: پژوهش حاضر یک مطالعه موردی است که شامل یک پسر چاق مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی (سن = 8 سال، قد = 127 سانتیمتر و وزن = 33 کیلوگرم) است که با 14 کودک سالم در طی یک دوره 9 هفتهای در فعالیتهای تربیتبدنی شرکت کردهاند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه عزتنفس کوپر اسمیت، پرسشنامه اختلال هماهنگی رشد و آزمون برونینکس اوزرتسکی -2 و مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد.
نتایج: نتایج مصاحبههای نیمهساختاریافته نشان داد که استقلال، باور، لذت، روابط خانوادگی، روابط تحصیلی و روابط اجتماعی در شرکتکننده بهبودیافته است. همچنین نتایج کمی پرسشنامه کوپر اسمیت نشان داد که عزتنفس عمومی (10 نمره)، خانوادگی (5 نمره)، اجتماعی (4 نمره) و تحصیلی (6 نمره) افزایشیافته است. همچنین تبحر حرکتی (9 نمره) افزایش و شاخص توده بدنی (24/1) کاهشیافته است.
نتیجهگیری: نتایج بر اهمیت استفاده از آموزش غیرخطی در تربیتبدنی با دستکاری محیط و تکلیف بدون دستورالعمل مستقیم و بازخورد در محیط فراگیر تأکید دارد.
یاسر خنجری، الهه عربعامری، مهدی شهبازی، شهزاد طهماسبی، فریبا بهرامی،
دوره 15، شماره 29 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: اگرچه در زمینه مفهوم یادگیری حرکتی در سطح اجرا تحقیقات زیادی انجام شده است، بااینحال این مفهوم در سطح الگوهای EMG و مقایسه این الگوها در دست برتر و غیر برتر کمتر بررسی نشده است. هدف از این مطالعه، بررسی تغییرات الگوی EMG طی یادگیری مهارت دارت در دست برتر و غیر برتر بود.
روش: نمونههای پژوهش حاضر را 10 نفر از دانشجویان غیر ورزشکار با میانگین سنی 5/2±23 تشکیل دادند که به طور تصادفی از جامعه دانشجویان دانشگاه تهران انتخاب و به دو گروه دست برتر(5 نفر) و دست غیربرتر(5 نفر) تقسیم شدند. به منظور اندازه گیری عملکرد پرتاب دارت و تغییرات فعالیت EMG از آنالیز واریانس با اندازه های تکراری استفاده شد.
یافتهها: نتایج در سطح اجرا کاهش معنیدار خطای مطلق پرتاب دارت و در سطح عضلات افزایش فعالیت EMG به همراه کاهش هم انقباضی عضلات را در مراحل اکتساب و یادداری در هر دو گروه نشان داد. همچنین، بین فعالیت EMG در گروه دست برتر و غیر برتر پس از اکتساب مهارت تفاوت معنیدار وجود نداشت.
نتیجهگیری: بهطورکلی، نتایج این تحقیق نشان داد که همزمان با تغییرات نسبتاً ثابت اجرا طی یادگیری مهارت دارت، تغییرات نسبتاً ثابتی در الگوهای EMG نیز به وجود میآید، بهطوریکه مفهوم یادگیری حرکتی در سطح عضلات نیز قابلمشاهده است. همچنین، نتایج این تحقیق از وجود یک برنامه حرکتی یکسان برای کنترل دست برتر و غیر برتر حتی در شرایط کنترل انتقال دوسویه حمایت کرد.
مریم خلجی، مهین عقدایی، علیرضا فارسی، آلساندرو پیراس،
دوره 15، شماره 29 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: استفاده از بازخورد همزمان شنیداری باهدف یادگیری مسیر خیرگی از روشهای جدید در حوزه توجه است. هدف مطالعه حاضر تعیین تأثیر بازخورد دو حسی با استفاده از فراصوت حرکات چشم بر تصمیمگیری جهت ضربه کلیر بدمینتون بود.
روش: راهبرد تحقیق نیمهتجربی، با طرح پیشآزمون - پسآزمون بدون گروه کنترل و روش آن بالینی بود. شرکتکنندگان تکلیف تشخیص جهت ضربه کلییر بدمینتون را در دو شرایط تمرینی تک حسی و دو حسی انجام دادند. در پیشآزمون، یادداری فوری و یادداری تأخیری دقت پاسخ، زمان پاسخ و مدتزمان تثبیت اندازهگیری شد.
یافته ها: نتایج نشان داد در آزمون یادداری فوری و تأخیری شرکتکنندگان گروه دو حسی دقت پاسخ بالاتر و زمان پاسخ کوتاهتری نسبت به گروه تک حسی داشتند. گروه دو حسی مدتزمان تثبیت بیشتری در مناطق کلیدی نسبت به گروه تک حسی در آزمون یادداری فوری و یادداری تأخیری داشتند.
نتیجه گیری: احتمالاً استفاده از بازخورد شنوایی را میتوان بهعنوان راهی برای بهبود مهارت تصمیمگیری در سطح مبتدی معرفی کرد.
مهدی باباپور لشنلو، جلال دهقانی زاده،
دوره 15، شماره 29 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه: بر اساس دو عامل مهم نظریه بهینه (حمایت خودمختاری و انتظارات افزایشیافته) یادگیری حرکتی به روشهای متفاوتی اندازهگیری شده است. دادن اختیار انتخاب در این زمینه گسترشیافته اما به طور کامل در یادگیری مهارتهای پرتابی طبق این دو عامل بررسی نشده است.
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی مزایای دادن انتخاب با استفاده از ترتیب انتخاب تمرین بر یادگیری دقت مهارت هدفگیری و مؤلفههای روانشناختی ادراک خودمختاری و باورهای خودکارآمدی بود.
روش: در این تحقیق نیمهتجربی 24 شرکتکننده مبتدی با میانگین سنی 87/24 ± 26/3 به صورت تصادفی در دو گروه تجربی (12 نفر) و جفتشده (12 نفر) قرار گرفتند. در ابتدا شرکتکنندگان بلافاصله پس از پیشآزمون 10 کوششی، تمرینات سه تکلیف جدید (بینائی، شنوائی و بساوائی) برای ضربه توپ گلف به حفره مرکزی را در شش بلوک اجرا کردند. سپس میزان یادگیری در دوره پیگیری 24 ساعته و با شرایط کاملاً مشابه با پیشآزمون (10 کوشش) انجام گرفت.
یافتهها: با اندازهگیری دقت مهارت، ادراک خودمختاری و خودکارآمدی شرکتکنندگان در هر سه مرحله آزمایش، نتایج آزمون تحلیل واریانس آمیخته نشان داد که انتخاب ترتیب تمرین بر دقت مهارت ضربه گلف، خودکارآمدی و خودمختاری ادراک شده تأثیر معناداری دارد (05/0 ≥ P).
نتیجهگیری: اختیار انتخابهای جزئی مرتبط با تکلیف، خودکارآمدی و خودمختاری ادراک شده را تقویت میکند که منجر به بهبود یادگیری حرکتی میشود؛ بنابراین این یافتهها با نظریه بهینه همسو است.
افسانه نژادغنی، محمدکاظم واعظ موسوی، صالح رفیعی،
دوره 15، شماره 29 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: ﺳﻮاد بدنی موضوعی است که در سالهای اخیر توجه پژوهشگران علوم ورزشی و بهداشت و سلامت را به خود جلب کرده است و تحقیقات برای ارتقا سواد بدنی ضرورت و اهمیت بالایی دارد. در این راستا این مطالعه باهدف اثربخشی کلاس درس تربیتبدنی مدارس پویا بر توسعه سواد بدنی دانشآموزان ۹ساله اجرا شد.
روششناسی: برای رسیدن به این هدف یک کلاس از مدارس پویا (31 نفر) و یک کلاس بهعنوان گروه کنترل (34 نفر) بهصورت هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. برای ارزیابی سواد بدنی از ارزیابی کانادایی سواد بدنی استفاده شد که سواد کلی بدن و همچنین زیرمجموعههای رفتارهای روزانه، دانش و فهم، شایستگی بدنی و انگیزه و اعتمادبهنفس را ارزیابی میکند.
یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد برای متغیر رفتار روزانه (506/0=p) و دانش و فهم (052/0=p) تفاوت بین دو گروه معنادار نیست؛ اما این تفاوت بر شایستگی بدنی (010/0=p) و انگیزه و اعتمادبهنفس (01/0=p) و نمره کل سواد بدنی (001/0=p) معنیدار است. با این حل همه متغیرها از پیشآزمون تا پسآزمون در گروه تجربی بیشتر از گروه کنترل پیشرفت داشتند.
نتیجهگیری: در حالت کلی نتایج این مطالعه تأثیر مثبت مدارس پویا را بر سواد بدنی تأیید کرد که لزوم توجه به فعالیتهای مدارس پویا را آشکار میکند؛ و نتایج آن میتواند در مدارس و مهدکودکها کاربرد داشته باشد.
سیدکاوس صالحی، فرزانه حاتمی، فاطمه نوروزی،
دوره 15، شماره 30 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه: وابستگی به فضای مجازی میتواند بر کارکردهای شناختی و حرکتی از جمله یادگیری و حافظه اثرگذار باشد.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر وابستگی به فضای مجازی بر یادگیری صریح و ضمنی تکلیف توالی حرکتی انجام شد.
روش: شرکتکنندگان شامل تعداد 48 نفر دانشآموز 16 تا 18 سال بودند که بهصورت در دسترس انتخاب و در چهار گروه (12 نفری) مشتمل بر وابسته به فضای مجازی – یادگیری صریح، وابسته به فضای مجازی - یادگیری ضمنی، عادی - یادگیری صریح و عادی - یادگیری ضمنی تقسیم شدند. بهمنظور تشخیص افراد وابسته به فضای مجازی و عادی از آزمون اعتیاد به اینترنت کیمبرلی یانگ و برای بررسی یادگیری حرکتی شرکتکنندگان از نرمافزار SRTT استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مرکب با اندازههای تکراری تحلیل گردید.
یافتهها: یافتههای تحقیق حاضر نشان داد وابستگی به فضای مجازی تأثیر معناداری بر یادگیری صریح و ضمنی تکلیف توالی حرکتی داشت بهطوریکه بین دو گروه افراد وابسته به فضای مجازی و همتایان عادی در یادگیری صریح و ضمنی تکلیف توالی حرکتی، تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P). افراد عادی عملکرد بهتری در هر دو حالت صریح و ضمنی نسبت به افراد وابسته به فضای مجازی داشتند.
نتیجهگیری نهایی: نتایج این پژوهش نشان میدهد که وابستگی به فضای مجازی میتواند منجر به تضعیف یادگیری صریح و ضمنی گردد. با توجه به یافتهها پیشنهاد میگردد با طراحی و اجرای برنامههای حرکتی پرنشاط در مدارس و دیگر محیطهای آموزشی، زمینه کاهش استفاده مفرط از فضای مجازی فراهم شود.
حسن علیخانی، سمیرا نظیری نیلاش، آسیه میرزاآقاجانی، نرجس سیاری،
دوره 15، شماره 30 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: مهارتهای ادراکی حرکتی پایه و اساس مهارتهای پیشرفته آتی است پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر برنامههای ادراکی حرکتی بر عملکرد استروپ و ارتقاء نظریه ذهن دختران 12-8 سال شهر رشت انجام شد.
روشها: روش پژوهش، نیمه تجربی با طرح پیشآزمون و پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. شرکتکنندگان 24 کودک با میانگین سنی 2/1±5/10 سال بودند که بهصورت در دسترس انتخاب و سپس به روش تصادفی ساده در دو گروه مساوی کنترل و تجربی جای گرفتند n=12(). پروتکل تمرینی طی هشتهفته و به مدت 16 جلسه 45 دقیقهای، شامل تمرینات تعادل، آگاهی فضایی، آگاهی زمانی، آگاهی بدنی و جهتیابی، اجرا شد. جهت سنجش جهت سنجش عملکرد استروپ از آزمون استروپ رایانهای و جهت بررسی نظریه ذهن کودکان از مقیاس 38 سؤالی استیرنمن استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمون t مستقل در نرمافزار SPSS-23 مورد تحلیل قرار گرفتند. (05/0>p).
یافتهها: نتایج نشان داد که گروه تجربی در متغیرهای بازشناسی عواطف و وانمود (023/0=p)، درک باور غلط (011/0=p)، درک شوخی و باور غلط ثانویه (048/0=p) و زمان اثر استروپ (015/0=p) تفاوت معنیداری نسبت به گروه کنترل داشت.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش، برنامه ادراکی حرکتی میتواند عملکرد استروپ و نظریه ذهن کودکان را بهبود بخشد.
مریم ناصری، مرضیه بلالی، زهرا انتظاری،
دوره 15، شماره 30 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: هدف این مطالعه مقایسه اثربخشی آموزش خطی و غیرخطی بر عملکرد مهارتهای حرکتی جابجایی و انگیزش حرکتی کودکان با اختلال هماهنگی رشدی بود.
روش: جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کودکان با اختلال هماهنگی رشدی ارومیه بود. نمونه آماری شامل 30 پسر (سن=37/19 ±35/9) بودند که به روش در دسترس از مدارس ارومیه انتخاب شدند. برای تشخیص اختلال هماهنگی رشدی آزمون MABC-2، برای ارزیابی مهارت حرکتی آزمون 3 TGMD- و برای ارزیابی انگیزش حرکتی پرسشنامه انگیزش حرکتی استفاده گردید. برای اجرای این مطالعه شرکت کندگان برای مدت هشت هفته هر هفته دو جلسه 50 دقیقهای مداخلات مهارت حرکتی را در دو روش خطی (15 نفر) و غیرخطی (دستکاری تکلیف)، دستکاری تکلیف (15 نفر) تمرین کردند. قبل و پس از مداخلات متغیرها اندازهگیری شدند.
یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد آموزش غیرخطی در مقایسه با آموزش خطی هم در مهارت جابجایی (p=0.04) و هم برای انگیزش حرکتی (p=0.000) بهطور معناداری بیشتر از گروه خطی پیشرفت داشتند.
نتیجهگیری: با توجه به این نتایج روشهای غیرخطی با در نظر گرفتن ویژگیهای فردی هر کودک برای کمک به کودکان با اختلالات حرکتی کمککننده است. در نظر گرفتن ویژگیهای منحصربهفرد هر کودک کمک میکند تا هم مهارتهای حرکتی ارتقا یابد و هم انگیزه کافی برای ادامه فعالیت وجود داشته باشد. لذا استفاده از روشهای غیرخطی برای کودکان با اختلال هماهنگی رشدی پیشنهاد میشود.
ابوالفضل مهدیلو، احسان زارعیان، سهیلا حسنی، روح الله مهدیلو،
دوره 15، شماره 30 - ( 10-1404 )
چکیده
هدف: مطالعات نشان میدهند القای کلیشه جنسیتی مثبت باعث بهبود عملکرد میشود از همین روی هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر القای کلیشه جنسیتی بر عملکرد چابکی دختران در حضور تکلیف ثانویه شناختی بود.
روش: 14 نفر از دانش آموزان مشغول به تحصیل در هنرستان تربیتبدنی در این پژوهش شرکت داشتند. این افراد تکلیف چابکی ششضلعی را در چهار زمینه مختلف تحقیق اجرا کردند.
یافتهها: یافتهها نشان داد که بین زمینههای مختلف تحقیق تفاوت معناداری وجود دارد. با ارائه تکلیف ثانویه میزان سختی ادراکشده افزایش و با القای کلیشه کاهش یافت و متناسب با میزان سختی ادراکشده عملکرد چابکی نیز تغییر معناداری داشت (P<0.001).
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که القای کلیشه جنسیتی باعث بهبود عملکرد میشود و ارائه تکلیف ثانویه نیز عملکرد را دچار اختلال میکند. همچنین مشخص شد که با حضور تکلیف ثانویه اثربخشی القای کلیشه مثبت کاهش یافت. با توجه به نتایج پژوهش حاضر کلیشه جنسیتی میتواند در شرایط مسابقه و حساس اختلال عملکرد ناشی از ارائه تکلیف ثانویه را تعدیل کند. مربیان از الای کلیشه جنسیتی مثبت برای حذف اثرات تخریبکننده تکلیف ثانویه استفاده کنند.
هانیه قاسمیان مقدم، حسن محمدزاده،
دوره 15، شماره 30 - ( 10-1404 )
چکیده
هدف: دوران کودکی زمان حیاتی برای رشد مهارتهای حرکتی بهوسیله تمرینات بدنی مناسب، در نظر گرفته میشود؛ که در نهایت آن، بهبود فعالیت مناطق مختلف مغزی و در نهایت بهبود عملکرد حاصل میشود. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر تمرینات حسی ـ حرکتی با رویکرد حس بازی بر کنترل اجرایی و حرکتی کودکان با اختلال یادگیری بود.
روشها: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی و از حیث هدف، کاربردی با طرح پیشآزمون پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل 36 نفر از کودکان دختر دارای اختلال یادگیری با میانگین و انحراف معیار سنی (49/0± 39/8) بودند که با مراجعه به مراکز اختلال یادگیری شهر مشهد انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه تمرین (گروه حسی ـ حرکتی با رویکرد حس بازی، گروه حسی ـ حرکتی با رویکرد هدفدار) و یک گروه کنترل جایدهی شدند. گروههای تمرین بهصورت دو جلسه 60 دقیقهای در هفته، در بازه زمانی 8 هفته در تمرینات یکپارچگی حسی ـ حرکتی شرکت کردند. در طی این مدت، گروه کنترل فعالیتهای عادی خود را انجام داد. تغییرات در کنترل اجرایی (کنترل بازداری) و کنترل حرکتی (مهارتهای حرکتی درشت) آزمودنیها قبل و بعد از دوره تمرین به ترتیب توسط آزمونهای استروپ و برونینکس ـ اوزرتسکی سنجیده شد.
یافتهها: آزمون تحلیل واریانس مرکب نشان داد که تمرینات حسی ـ حرکتی با رویکرد حس بازی موجب بهبود کنترل اجرایی و حرکتی در تمامی متغیرها در مقایسه با گروه کنترلشده است و در مقایسه با گروه هدفدار تنها موجب بهبود در متغیر سرعت دویدن و چابکی در مهارتهای حرکتی درشت شده است (05/0>p).
نتایج: تمرینات حسی ـ حرکتی مبتنی بر رویکرد حس بازی بهعنوان یک مداخله میتوانند به بهبود کنترل اجرایی و حرکتی کودکان با اختلال یادگیری کمک کنند.
زهرا ملوندی، شهاب پروینپور، مرضیه بلالی، زهرا انتظاری،
دوره 15، شماره 30 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: با افزایش جمعیت سالمندان و اتخاذ سبک زندگی غیرفعال، شیوع ناتواناییهای جسمانی و بیماریهای مرتبط با آن نیز در حال افزایش است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر دستکاری قیود تکلیف بر شاخصهای عملکردی و وضعیت شناختی سالمندان بود.
روش: پژوهش حاضر کاربردی و از نوع نیمه تجربی، طرح تحقیق پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. 30 زن سالمند سالم با میانگین و انحراف استاندارد سنی 86/6±32/57 سال بهصورت تصادفی انتخاب و در دو گروه مداخله و کنترل در این پژوهش جای گرفتند. برای ارزیابی وضعیت شناختی سالمندان از پرسشنامه معاینه مختصر وضعیت شناختی فلوستین و برای آزمون آمادگی عملکردی سالمندان از پرسشنامه اوسنس و همکاران با همکاری موسسه ایفرد استفاده شد. شرکتکنندگان مطالعه حاضر مداخله را به مدت 8 هفته و بهصورت 3 بار در هفته انجام دادند. برای ارزیابی همگنی شیب خط رگرسیون و مقایسه میانگین اطلاعات پیشآزمون و پسآزمون از آزمون آنالیز کوواریانس استفاده شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS24 انجام شد.
نتایج: نتایج نشان داد اعمال پروتکل تمرینات دستکاری قیود تکلیف منجر به بهبود شاخصهای عملکردی و وضعیت روانی سالمندان در گروه مداخله میشود. بهعلاوه، نتایج نشان داد انعطافپذیری گروه کنترل از مرحلهی پیشآزمون تا پسآزمون کاهش معنیداری داشت (007/0=P). همچنین، نتایج آزمون تحلیل کوواریانس با حذف اثر پیشآزمون نشان داد متغیر ترکیب بدنی از مرحلهی پیشآزمون تا پسآزمون تفاوت معنیداری نداشت (264/0=P).
نتیجهگیری: به نظر میرسد که تمرینات با دستکاری قیود تکلیف بر شاخصهای عملکردی و شناختی سالمندان مؤثر باشد. لذا پیشنهاد میگردد برای بهبود کیفیت زندگی سالمندان تمرینات با دستکاری قیود تکلیف مدنظر قرار گیرد.
حمید صالحی، ندا امیرپور نجف آبادی،
دوره 15، شماره 30 - ( 10-1404 )
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان ادراک ورزشکاران نوجوان از جهتگیریهای انگیزه پیشرفت مربیان (جوّ تکلیفگرا و جوّ خودمحور) و رفتارهای مرتبط با بازی جوانمردانهی آنان انجام شد.
روششناسی: تعداد ۳۱۸ ورزشکار نوجوان ایرانی (میانگین سنی = 10/4±16/60 سال) از رشتههای تیمی بسکتبال و والیبال که دستکم به مدت شش ماه بهطور مستمر با مربی فعلی خود تمرین کرده بودند، بهصورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. شرکتکنندگان دو زیرمقیاس از پرسشنامه جوّ انگیزشی ادراکشده در ورزش-۲ ـ شامل جوّ تکلیفگرا و جوّ خودمحور ـ و سیاهه رفتارهای مربیگری جوانمردانه را تکمیل کردند.
یافتهها: نتایج نشان داد میان ادراک ورزشکاران از جوّ انگیزشی تکلیفگرا و جوّ خودمحور ایجادشده از سوی مربیان، همبستگی منفی معناداری وجود دارد. جوّ تکلیفگرا با هر شش عامل رفتارهای مربیگری جوانمردانه ـ شامل آموزش، الگوسازی، انتظارات/فشار، تقویت/پاداش، ارتباط و تنبیه ـ رابطه مثبت داشت. در مقابل، جوّ خودمحور با سه عامل آموزش، الگوسازی و انتظارات/فشار همبستگی منفی نشان داد.
نتیجهگیری: مربیانی که از راهبردهای آموزش، الگوسازی، تعیین انتظارات روشن، تقویت و پاداش، ارتباط مؤثر و مدیریت تنبیه در رفتارهای جوانمردانه بهره میگیرند، بیش از دیگران جوّی تکلیفگرا و اخلاقمدار در تیم خود ایجاد میکنند. در مقابل، ضعف در این حوزهها با شکلگیری جوّ خودمحور همراه است. بر پایهی این یافتهها، تأکید بر راهبردهای تکلیفگرا و ایجاد محیطی حمایتی و مثبت میتواند به پرورش رفتارهای جوانمردانه، ترویج ارزشهای اخلاقی و تلفیق رشد اخلاقی با موفقیت ورزشی در میان ورزشکاران نوجوان کمک کند.
لیلی علیزاده،
دوره 15، شماره 30 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: کلیشهها مجموعهای سازمانیافته از ویژگیها و حوزههای فعالیتی هستند که برای مردان و زنان مناسب تلقی میشوند و میتوانند ادراک شخص و تواناییها و عملکرد او را تحت تأثیر قرار دهند. هدف از پژوهش حاضر، روانسنجی نسخۀ فارسی پرسشنامه کلیشههای جنسیتی در مقیاس ورزشی بود.
روش: جامعه آماری پژوهش شامل ورزشکاران معمولی و حرفهای فوتبال و کادر و عوامل فعال در تیمها بود که از این جامعه تعداد 384 نفر (200 مرد و 184 زن) با میانگین سنی23/8±07/29 سال بهصورت در دسترس پرسشنامه را تکمیل نمودند. این پرسشنامه حاوی شانزده سؤال است که در مقیاس پنجدرجهای لیکرت سنجیده میشود. برای بررسی ساختار عاملی، سؤالات مورد تحلیل اکتشافی به شیوه مؤلفههای اصلی قرار گرفت. به منظور تعیین پایایی از آلفای کرونباخ و برای تعیین روایی سازه از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. نتایج به کمک نرمافزار آموس نسخه 26 مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه 87/0 و شاخص روایی محتوایی هر یک از گویههای پرسشنامه بالاتر از 78/0 برآورد شد. همچنین مشخص شد که سه عامل در مجموع 24/82 درصد از واریانس کل را تبیین میکنند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی پژوهش نشان داد که تمام شاخصها مثل جذر برآورد واریانس خطای تقریب، شاخص نکویی برازش، شاخص تعدیل شده نکویی برازش و شاخص برازش تطبیقی در سطح قابل قبولی هستند.
نتیجهگیری: با توجه به یافتهها، پرسشنامه کلیشههای جنسیتی در مقیاس ورزشی با شانزده سوال، دارای روایی و پایایی مناسب است و میتواند فرصتهای جدیدی را برای پژوهش در اختیار پژوهشگران قرار دهد.
خانم سوسن تعبدی، دکتر شهزاد طهماسبی بروجنی، دکتر مرجان نامجو،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
تحقیقات پیشین حاکی از اثربخشی مداخلات مربی محور و والدین محور بر کودکان اختلال هماهنگی رشدی بوده است اما بررسی این دو رویکرد در کودکان کمتوان ذهنی انجام نشده است. لذا، هدف این پژوهش، مقایسه رویکرد آموزشی والدین محور و مربی محور بر تبحر حرکتی و رشد شناختی کودکان کمتوان ذهنی آموزشپذیر بود. 40 دختر مبتلا به کمتوان ذهنی آموزشپذیر شهرستان جهرم به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی به دو گروه تجربی والدین محور (80/1 ± 70/7) و مربی محور (91/0 ± 10/8) تقسیم شدند. در مرحله پیشآزمون شرکتکنندگان آزمون رشد شناختی (نرمافزار مداخلات شناختی مغز من) را انجام دادند. پس از آن، آزمون تبحر حرکتی (بروینینکز اوزرتسکی) در محیط مدرسه از تمام شرکتکنندگان به عمل آمد. مداخله برای گروه مربی محور توسط مربی در مدرسه به شیوه انفرادی، انجام شد و برای گروه والدین محور، توسط والدین در محیط خانه به مدت 6 هفته و هر هفته 3 جلسه 45 دقیقهای انجام شد. بعد از اجرای پس آزمون، نتایج تحلیل واریانس مرکب نشان داد که تمرینات مربی محور نسبت به والدین محور موجب بهبود تبحر حرکتی و رشد شناختی شد (05/0≥P). همچنین تمرینات والدین محور نیز موجب بهبود مهارتهای ظریف شد(05/0≥P).
زهرا باری، مهین عقدائی، علیرضا فارسی، حمیدرضا کبروی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
چکیده
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین تأثیر سطوح مختلف دشواری تکلیف تعادلی و سانیفیکیشن الگوی عضلانی بر تعادل سالمندان بود. 11 سالمند سالم (8 زن و 3 مرد) با میانگین سنی 26/2 ± 09/66 بهصورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. معیارهای ورود شامل عدم وجود مشکلات ساختاری در پاسچر فرد، عدم شکستگی اندام تحتانی طی شش ماه گذشته، عدم مشکلات بینایی اصلاح نشده، عدم مشکلات دهلیزی، عدم مصرف داروهای اعصاب، مواد مخدر، الکل و هرگونه ماده منجر به سرگیجه و یا عدم تمرکز و تأثیرگذار بر تعادل بود.
از هر کدام از آزمودنیها خواسته شد در 2 شرایط با سانیفیکیشن الگوی فعالیت عضلانی و بدون آن روی سه سطح صفحه تعادل با ناپایداری متفاوت (سطوح 6، 8 و 10) بایستند. شاخصهای تعادل (کلی، میانی جانبی و قدامی خلفی) از طریق دستگاه تعادلسنج بایودکس ثبت شد. مدت زمان هر آزمون 20 ثانیه و زمان استراحت بین آزمونها 10 ثانیه بود. یافتهها نشان داد که با افزایش دشواری تکلیف تعادلی شاخص کلی تعادل، میانی جانبی و قدامی خلفی افزایش معناداری داشت. و در شرایط حضور سانیفیکیشن الگوی فعالیت عضلانی در مقایسه با شرایط بدون سانیفیکیشن الگوی فعالیت عضلانی در سطح 6 شاخصهای کلی (005/0P=)، قدامی - خلفی (002/0P=) جانبی – میانی (022/0P=) کاهش معناداری داشت. بهطور کلی نتایج این پژوهش نشان داد که افزایش دشواری تکلیف تعادلی نوسان قامت را افزایش میدهد و ارائه سانیفیکیشن الگوی فعالیت عضلانی میتواند در کاهش نوسان قامت کمک کند و تعادل را بهبود بخشد.
دکتر زهرا پورآقایی اردکانی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
چکیده
مقدمه و هدف: مطالعه پیشرو با هدف تحلیل مقالات یک دهه اخیر در حوزه کانون توجه کودکان و نوجوانان با رویکرد علمسنجی انجام شده است.
روش : روش پژوهش توصیفی و از نوع مقالات مروری است. در این مطالعه با بکارگیری استراتژی جستجوی مشخص در پایگاه استنادی وب آو ساینس WoS، تعداد 29 مقاله مرتبط در حوزه کانون توجه در بازه زمانی 2023-2013 انتخاب و با استفاده از نرم افزارهای هیستسایت(HistCite) و وی.او.اس. ویور(VOSviewer) تحلیل شدند.
یافته ها: یافتهها نشان داد که موضوعات اصلی پژوهشی شامل اجرای حرکتی، یادگیری حرکتی و کنترل حرکتی بودند و کانون توجه بیرونی در این مقالات بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. همچنین، توجه پژوهشی نسبت به نوجوانان کمتر از کودکان بوده است. فعالترین مجلات در این حوزه Human Movement Science وPsychology of Sport and Exercise بودند. از سوی دیگر، نویسندگان برجسته مانند ولف، عبداللهیپور و پستا بیشترین ارجاعات علمی را کسب کردند.در زمینه همکاریهای بینالمللی، کشورهایی مانند آمریکا، انگلیس و استرالیا پیشتاز بودند و آمریکا ارتباطات قوی با ایران و جمهوری چک داشت که نقش مهمی در شبکههای علمی ایفا میکردند.
نتیجه گیری: نتایج بیانگر آن است که نقش دستورالعملهای کانون توجه در یادگیری و اجرای حرکتی، بهویژه در کودکان و نوجوانان، حوزهای نوظهور و در حال تکامل است. با این حال، دستورالعملهای توجهی در این گروههای سنی که ویژگیهای شناختی در حال رشد دارند، تاکنون کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. با این حال، بررسی ویژگیهای شناختی این گروههای سنی که در حال رشد هستند، هنوز کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. این تحلیل تأکید میکند که تقویت همکاریهای بینالمللی و تمرکز بر شکافهای پژوهشی موجود میتواند مسیر تحقیقات آینده را هموار کند.
کلیدواژهها: عملکرد ورزشی، کودکان و نوجوانان، رشد شناختی، راهبردهای توجه، مطالعه علمسنجی
دکتر سعید ارشم، آقای محمد گراوند، دکتر عباس بهرام،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف از تحقیق حاضر تعیین تاثیر نوع هدف گزینی و خودثبتی بر اکتساب و یادگیری خودتنظیم پرتاب آزاد بسکتبال بود. تعداد 70 دانش آموز پسر مقطع راهنمایی به صورت در دسترس انتخاب شدند و به شکل تصادفی در شش گروه تجربی و یک گروه کنترل قرار گرفتند. دادههای خودکارآمدی جمعآوری شده با پرسشنامه و دادههای عملکرد در آزمونهای اکتساب و یادداری از طریق تحلیل واریانس عاملی در سطح معناداری 05/0 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که گروههای هدف گزینی همراه با خودثبتی نسبت به گروههای هدف گزینی بدون خودثبتی و گروه کنترل، اجرا و خودکارآمدی بالاتری در طول آزمون اکتساب و یادداری پرتاب آزاد بسکتبال داشتند. این تحقیق نشان داد که انواع هدف گزینی می تواند از ابتدا با هم ترکیب و به نتایج مثبت در اجرا و یادگیری منجر شوند. خودثبتی برای اجرا و خودکارآمدی مهم است و میتواند در طول جلسات تربیت بدنی به آسانی تدریس و استفاده شود.
علی اکبر بهشت آیین، یوسف گرمنجانی، غلامحسین ناظم زادگان،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
مقدمه: آتشنشانان در مواجهه با شرایط بحرانی و خطرناک، نیازمند عملکرد بهینه و سریع در موقعیتهای اضطراری هستند. با توجه به پیچیدگی وظایف آنها و فشارهای روانی ناشی از فعالیتهای روزمره، بررسی روشهایی که میتوانند به بهبود عملکرد و افزایش کارایی آنها کمک کنند، اهمیت ویژهای دارد.
هدف: این پژوهش با هدف تعیین تأثیر تمرینات ذهنآگاهی بر هماهنگی، کارکردهای اجرایی و مهارتهای حرکتی تخصصی آتشنشانان انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش و پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل آتشنشانان ایستگاههای آتشنشانی استان شیراز بود و ۶ ایستگاه از ۲۴ ایستگاه به روش خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. سی آتشنشان پس از همتاسازی در نمرات پیشآزمون به صورت تصادفی به دو گروه ۱۵ نفری کنترل و آزمایش تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت هشت هفته (هر هفته ۳ جلسه ۳۰ دقیقهای) تمرینات ذهنآگاهی را دریافت کردند. ابزارهای ارزیابی شامل آزمون گروود پگبورد، آزمون N-back و آزمونهای مهارتهای حرکتی تخصصی آتشنشانان بودند. دادهها با تحلیل کواریانس تجزیه و تحلیل شدند.
نتایج: نتایج نشان داد که مداخله تمرینات ذهنآگاهی تأثیر معناداری بر بهبود عملکرد گروه آزمایش در متغیرهای هماهنگی (p < 0.001)، مهارتهای حرکتی تخصصی (p = 0.044) و کارکردهای اجرایی (p < 0.001) داشته است. اما در آیتم باز و بست لوله (از متغیرهای مهارتهای حرکتی تخصصی آتشنشانان)، تفاوت معناداری بین عملکرد دو گروه آزمایش و کنترل دیده نشد (p = 0.087).
بحث و نتیجهگیری: این پژوهش اهمیت تمرینات ذهنآگاهی در ارتقای تواناییهای کلیدی آتشنشانان را نشان میدهد و میتواند به طراحی برنامههای آموزشی مؤثر برای بهبود عملکرد آتشنشانان کمک کند.
دکتر حمید صالحی، دکتر سیدمحمدرضا موسوی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
زمینه و هدف : باورهای کلیشهای در بافت فرهنگی جوامع ریشه دواندهاند. با گسترش دانش و رسانههای ارتباطی، انتظار میرود شیوع آنها کاهش یابد. ارزیابی میزان رواج این باورها، بهویژه در میان نسل جوان، - میتواند درک روشنتری از تغییرات فرهنگی ارائه دهد. این پژوهش با هدف بررسی باورهای کلیشهای مرتبط با سالمندی در میان نسل جوان ایرانی و ارزیابی نگرش آنان نسبت به فعالیتهای حرکتی، ورزشی و شناختی سالمندان انجام شد.
روشها: پژوهش از روش ترکیبی کیفی و کمی بهره برد. در بخش کیفی، مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۳۸ دانشجوی جوان انجام شد و دادهها با تحلیل مضمون بررسی گردید. مضامین استخراجشده مبنای طراحی پرسشنامهای قرار گرفت که در بخش کمی توسط ۲۵۲ دانشجوی کارشناسی و تحصیلات تکمیلی تکمیل شد. پایایی و روایی ابزار با تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی تأیید شد.
یافتهها: تحلیل کیفی نشان داد نگرش جوانان نسبت به سالمندی در سه بعد جسمانی، شناختی و خلقیروانی-اجتماعی قابل طبقهبندی است. باورهای آنان درباره فعالیتهای مناسب سالمندان شامل چهار مضمون اصلی بود: فعالیتهای حرکتی با شدت کم تا متوسط، مشارکت ورزشی با توجه به محدودیتهای جسمی، فعالیتهای شناختی سبک تا متوسط و تلقی سالمندی به عنوان دورهای برای لذتجویی و فعال بودن. نتایج کمی نیز نشان داد گویههای طراحیشده با دادههای جامعه هدف سازگار و از پایایی مناسبی (ɑ= .73-.82) برخوردار هستند.
نتیجهگیری: جوانان ایرانی سالمندان را دارای محدودیتهای حرکتی و شناختی میدانند و معتقدند فعالیتهای آنان باید آسان و معتدل باشد. علاوه بر این، سالمندی از نظر آنان دورهای برای استراحت، خوشگذرانی و فعالیتهای اجتماعی و هنری سبک است. این باورهای کلیشهای احتمالا ناشی از دیدگاه جامعه نسبت به ناکارآمدی سالمندان در محیطهای ساختاریافته است.