حسین علی محمدی، جواد ادبی فیروزجاه، طاهره غلامی، سمیرا اکبری،
دوره 14، شماره 28 - ( 10-1403 )
چکیده
هدف از این پژوهش بررسی رفتار دوستدار محیطزیست گردشگران ورزشی فعال بوشهر بود. نمونه شامل 102 گردشگر در دسترس بود که پرسشنامه پژوهش را تکمیل کردند. ابزار پژوهش پرسشنامههای انطباق با محیطزیست، خطمشی زیستمحیطی، تمایل زیستمحیطی و تبلیغ دهانبهدهان کونتوجیانی و کوتوریس (2014) بود. از آمار توصیفی و نیز مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار PLS3 جهت تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد انطباق با محیطزیست خدمات مراکز تفریحی ورزشی بر تبلیغ دهانبهدهان گردشگران تأثیر معنی دار دارد و خطمشی دوستدار حفظ محیطزیست در گردشگران تأثیر معنی داری در تمایل آنها به حفظ و مراقبت از محیطزیست دارد. تمایل به حفظ محیطزیست رابطه علی با تبلیغ دهانبهدهان نداشت. انطباق مراکز خدمات گردشگری ورزشی با شاخصهای حفظ محیطزیست تأثیر معنی داری برتمایل به حفظ محیطزیست نداشت و بنابراین گردشگران ورزشی که دارای خطمشی دوستدار محیطزیست هستند در هر شرایطی تمایل خود به حفظ محیطزیست را نشان میدهند. بر اساس نتایج پیشنهاد می گردد دورهها و برنامه های آموزشی مختلف برای گردشگران ورزشی بمنظور آشنایی با مسائل زیستمحیطی و اصلاح شیوه و نگرش زیستمحیطی آنان برگزار شود.
حرمت السادات برهانی، محمد حامی، وحید شجاعی،
دوره 14، شماره 28 - ( 10-1403 )
چکیده
تحقیق پیش رو با هدف کلی تبیین و شناسایی راهبردهای امکانگرایانه و هدفگرایانه ورود استارتآپهای ورزشی به بازارهای داخلی و خارجی انجام گرفت. روش پژوهش حاضر روش کیفی است که از لحاظ هدف در زمره تحقیقات اکتشافی، از لحاظ نتیجه جزء تحقیقات بنیادی و کاربردی و بر مبنای پارادایم از نوع تحقیقات پستمدرنیسم قرار دارد. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان حوزه بازاریابی و مدیریت ورزشی و کارآفرینان برتر در راهاندازی استارتآپهای ورزشی بود و نمونهگیری با روش نمونهگیری هدفمند انجام شد. جهت تهیه ابزار اولیه تحقیق، محقق با مطالعه پژوهشهای مرتبط با موضوع استارتآپهای ورزشی، پرسشنامهای نیمه ساختاریافته باز پاسخ جهت انجام مصاحبه عمیق با خبرگان تهیه نمود و مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت استراتژی تحقیق پدیدارشناسانه بود و تحلیل دادهها توسط نرمافزار مکسکیودا ویرایش 20 انجام گرفت. نتایج تحلیل دادههای تحقیق نشان داد که 8 مفهوم در بخش راهبردهای امکان گرایانه ورود استارتآپهای ورزشی به بازارهای داخلی و خارجی کشف و احصاء گردید. شرکا، ذینفعان و مشتریان، ضرر قابلتحمل، انعطاف و انطباق، تجربیات، عدم قطعیت، کیفیت خدمات، منابع مالی موجود و راهبردهای عملیاتی از جمله مفاهیم مستخرج از مصاحبهها است. همچنین در بخش مقوله راهبردهای هدفگرایانه 5 مفهوم صادرات، ارتباطات، استراتژیهای بازار، تحقیقات بازار، مدیریت ریسک احصا و اکتشاف گردید.
محدثه صادقی، محمدرضا مرادی، مرتضی هاتفی،
دوره 14، شماره 28 - ( 10-1403 )
چکیده
هدف از این پژوهش شناسایی و اولویتبندی معیارهای انتخاب مربیان تیمهای پایه بسکتبال با استفاده از تکنیک دیمتل و فرایند تحلیل شبکهای در شرایط فازی بود. جامعه آماری این پژوهش 10 نفر از خبرگان دانشگاهی و صاحبنظر بودند که دارای سابقه فعالیت در حوزه مربیگری تیمهای پایه بسکتبال یا دارای تحصیلات مرتبط با رشته مدیریت منابع انسانی در ورزش بودد. ابتدا با استفاده از مطالعات کتابخانهای و مصاحبه با خبرگان به شناسایی معیارهای انتخاب مربیان تیمهای پایه بسکتبال پرداخته شده است. بعد از شناسایی معیارهابا استفاده از روش دیمتل(DEMATEL)، روابط درونی بین معیارها مشخص گردید و سپس از پرسشنامه خبرگان بهمنظور تعیین درجه اهمیت هر یک از معیارها با استفاده از روش فرآیند تحلیل شبکهای (ANP)استفاده شد. نتایج نشان داد در بین عوامل اصلی، صلاحیت فنی و قانونی ، مهارتهای روانشناختی و ارتباطی و تمایل به رشد و تعالی از اهمیت بالاتری برخوردار بودند. در بین زیرمعیارها نیز به ترتیب، داشتن کارت مربیگری ، شرکت در دورههای ویژه مربیگری پایه و تسلط بر مفاهیم روانشناختی رشد از اهمیت بالاتری برخوردارند. در نهایت همه معیارهای تعیینشده در انتخاب مربیان تیمهای پایه بسکتبال، تأثیرگذار است و لازم است مدیران در انتخاب مربیان تیمهای پایه این معیارها را مدنظر قرار دهند.
فائزه زمانیان، مجید وصالی ناصح،
دوره 14، شماره 28 - ( 10-1403 )
چکیده
تلاش برای پایبندی به هنجارهای اجتماعی نقش جنسیت زنانه و هنجارهای نقش ورزشکاری میتواند عواقب جسمانی و روانی برای زنان ورزشکار به دنبال داشته باشد. این پدیده بهعنوان تعارض نقش جنسیت در ورزشکاران زن مورد توجه قرار گرفته است. بههرحال، پژوهشهای موجود از این ادعا در ارتباط با تعارض نقش جنسیت در ورزشکاران زن نتایج متفاوتی را گزارش کردهاند. هدف از این مطالعه شناخت هنجارهای نقش جنسیت در فوتبال و تجربه تعارض نقش جنسیت در بازیکنان زن فوتبال بود. به این منظور از روش پژوهش کیفی به مصاحبه عمیق با 15 نفر از بازیکنان فوتبال در لیگ برتر فوتبال زنان ایران پرداخته شد. نتایج نشان داد فوتبالیستهای زن تنوعی از هنجارهای متناقض با نقش جنسیت زنانه را تجربه میکنند. همچنین نتایج حاکی از پدیدار شدن سه نوع تعارض نقش جنسیت بود. مشارکت کنندگان در مطالعه حاضر از راهبردهای مختلفی به منظور مدیریت و جلوگیری از تجربه تعارض نقش جنسیت استفاده میکنند. بهطورکلی، این تعارض یک حالت درونی شدید نیست و به کارگیری راهبردهای مختلف کمک میکند تا از ماندن در وضعیت تعارض اجتناب کنند.
مجید بهرامی، مینا مستحفظیان، مهناز مروی اصفهانی،
دوره 14، شماره 28 - ( 10-1403 )
چکیده
کبدی به عنوان یک ورزش در حال توسعه در ایران با پیشرفتهای زیادی روبرو بوده است، اما در عین حال، چالشها همچنان ممکن است آینده آن را تحت تأثیر قرار دهند، بهویژه از آنجایی که درک محدودی در مورد آینده احتمالی آن و راههایی که در آینده مربوطه باید طی شود وجود دارد. ازاینرو در این مطالعه یک برنامهریزی سناریوی چندجانبه برای توسعه سناریوهای آینده ورزش کبدی ایران، با استفاده از نقطهنظرات ذینفعان در مورد روندها و عدم قطعیتهای حیاتی که ممکن است آینده ورزش کبدی را برای ایجاد استراتژیهای اقدام محور شکل دهد، مورد استفاده قرار گرفت. مشارکتکنندگان مطالعۀ تحلیلی و اکتشافی حاضر شامل 28 نفر از ذینفعان داخلی و خارجی ورزش کبدی ایران بودند که بر اساس نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. گردآوری دادهها با مصاحبه و پرسشنامه باز صورت گرفت. تحلیل دادهها با الگوی شش مرحلهای سناریونگاری تلفیقی لیپتزیگ و رولندبرگر، صورت پذیرفت. یافتهها و تحلیل 29 عامل اصلی بدست آمده، منجر به تولید دو عدم قطعیت کلیدی و چهار سناریو با عناوین قهرمان، سوپر لیگ، سبک زندگی فعال و همیشه بازنده گردید. به منظور توسعۀ ورزش کبدی ایران، باید تحول در ساختار فرآیندی با هدف نهادینهسازی ورزش کبدی در ابعاد جغرافیایی با رویکرد حرفهای و همگانی، صورت پذیرد.
حسین زارعیان، زهره رضایی، فاطمه سعیدی، سهراب همتی،
دوره 15، شماره 29 - ( 2-1404 )
چکیده
هدف: شیوع بیماری کووید-19 اثرات متعددی را بر صنعت ورزش به طور عام و ورزش قهرمانی و حرفه ای به طور خاص تحمیل نمود. یکی از این اثرات به تعویق افتادن یکساله بازیهای المپیک 2020 توکیو به عنوان بزرگترین رویداد ورزشی جهان بود. از اینرو، پرسش اصلی تحقیق حاضر این بود که آیا به تعویق افتادن المپیک توکیو 2020 برای کاروان ورزشی ایران فرصت است یا تهدید؟
روش تحقیق: بهمنظور پاسخگویی به این پرسش از روش پژوهش کیفی از نوع گراندد تئوری استفاده شد. نتایج بهدستآمده حاکی از آن است که در مجموع کدهای استخراج شده تعداد 92 نشان اولیه مستقل ایجاد شد.
یافتهها: کدهای معرف فرصتهای شامل 6 مورد (حفظ سلامت ورزشکاران و مردم، افزایش آمادگی، کسب سهمیه، بهبود آسیبدیدگیها، برنامه ریزی منسجم، افزایش تجربه جوانان) میباشد و همچنین کدهای معرف تهدیدهای تعویق المپیک توکیو 2020 نیز شامل 8 مورد (آسیبهای جسمی و روحی، اختلال در برنامه آموزشی، کاهش سطح عملکرد، آسیبدیدگی ورزشکاران، بازنشستگی ورزشکاران، بلاتکلیفی سهمیهها، قرارداد مربیان، تنگناهای مالی) بود.
بحث و نتیجهگیری: بنا بر نتایج بهدستآمده، اگرچه تعویق یکساله بازیهای المپیک به دلیل شیوع ویروس کرونا را فرصتی برای کسب تجربه بیشتر از سوی ورزشکاران، بهبود مصدومان و افزایش شانس کسب سهمیه کاروان ورزشی ایران بود، اما استفاده از این فرصتها در شرایط بحران به وجود آمده در گرو برنامهریزی مدون مسئولان و دستاندرکاران ورزشی کشور است تا بتوانند شانس مدالآوری ورزشکاران کشورمان را افزایش داده و جایگاه کاروان ایران را ارتقاء بخشند.
مرضیه آزادگان، قاسم رحیمی سرشبادرانی، رسول نظری،
دوره 15، شماره 29 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه: هدف این آیندهنگاری ورزش تربیتی ایران با رویکرد کارت امتیازی متوازن در افق 1415 بود. پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کیفی- کمی) و طرح آن از نوع اکتشافی متوالی بود.
روششناسی: مشارکتکنندگان این پژوهش را صاحبنظران ورزش تربیتی تشکیل میدادند. روش نمونهگیری انتخاب مشارکتکنندگان گلولهبرفی بود و بر مبنای اشباع نظری 12 نفر انتخاب شد. برای گردآوری دادهها از ابزارهای مصاحبه و پرسشنامه استفاده شد و برای ممیزی آن از معیارهای لینکلن و گابا (1985) که شامل اعتبار، انتقال، قابلیت اعتماد و تأییدپذیری استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها در بخش تحلیل مصاحبه از روش کدگذاری، برای غربالگری شاخصها از روش دلفی فازی و در بخش آیندهپژوهی از روش تحلیل ساختاری و سناریونویسی استفاده شد.
یافتهها: با تحلیل مصاحبهها 150 عامل مؤثر بر آینده ورزش تربیتی ایران مبتنی بر کارت امتیازی متوازن شناسایی شد و با تجمیع کدهای اولیه در مرحلهکدگذاری ثانویه این عوامل به 105 مورد کاهش پیدا کرد. سپس در مرحله کدگذاری محوری با تجمیع مفاهیم نهایی اقتباس شده از متن مصاحبه 18 مقوله فرعی مبتنی بر 6 منظر کارت امتیازی متوازن تشکیل شد و نتایج تحلیل دلفی نشان داد عاملهای احصاء شده به درستی پدیده مورد نظر را تبیین میکنند. سرانجام براساس یافتهها 4 پیشران کلیدی مدیریت کارآمد، افزایش رضایتمندی مخاطبان، توسعه سرمایههای اطلاعاتی، و اجتماعسازی ورزش تربیتی به دست آمد که پایه و اساس دو سناریوی اصلی تحولخواهی و ارادهگرایی بیثمر بود.
بحث و نتیجهگیری: در نتیجه پیشنهاد میگردد به منظور توسعه ورزش تربیتی ایران، همافزایی و حکمرانی مدیریت کارآمد، افزایش رضایتمندی مخاطبان، توسعه سرمایههای اطلاعاتی، و اجتماعسازی ورزش تربیتی صورت پذیرید.
هیوا بهرامفرد، قدرتالله باقری راغب، اسدالله کردناییج، علی صابری،
دوره 15، شماره 29 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: باتوجهبه روند سریع تغییرات تکنولوژی اگر کسبوکاری نتواند خود را با تغییرات محیط تطبیق بدهی بدون شک از رقابت باز میماند؛ لذا در مورد بهرهبرداری از فرصت بایستی، کارآفرین در کوتاهترین زمان ممکن تصمیمگیری کند به همین جهت وظیفه فرد کارآفرین در تصمیمگیری پیچیدهتر و سختتر شده است این رو این پژوهش با هدف تصمیم به بهرهبرداری از فرصت با تأکید بر نقش شخصیت کارآفرین در کسبوکارهای ورزشی انجام شد.
روششناسی: این پژوهش از نظر روش آمیخته، از نظر هدف توسعهای - کاربردی است. در گام اول با فراترکیب پیشینه از تعداد 32 مقاله 36 شاخص شناسایی و در گام دوم در مصاحبه با خبرگان دانشگاهی به روش تحلیل تِم تعداد 36 شاخص استخراج و به روش دلفی تعداد 27 شاخص تأیید شدند و در گام سوم 34 مضمون از تجربه زیسته 6 نفر از رهبران کارآفرین ورزشی به روش روایت پژوهشی شناسایی شد
یافتهها: بر اساس یافتهها بعد از ترکیب و ادغام مراحل سهگانه 44 شاخص شناسایی درقالب 7 بُعد شدند که تناسب و اعتبار آن با استفاده از آزمون t و معیارهای چهارگانه تطبیق، قابلیت فهم، قابلیت تعمیم و کنترل تأیید شد.
نتیجهگیری: میتوان نتیجه گرفت شخصیت کارآفرین با ایجاد هفت نقش خودکارآمدی، استقلالطلبی، ریسکپذیری، ویژگیهای فردی، خلاقیت، تلاش و پشتکار، شبکه کارآفرینی و مهارت و تجربه کارآفرینی در بهبود تصمیمگیری در جهت بهرهبرداری از فرصت کارآفرینانه در ورزش و کاهش ریسک محیطی نقش به سزایی دارد.
سید احمد نژادسجادی، سید جلیل میریوسفی، حسین بخشنده،
دوره 15، شماره 29 - ( 2-1404 )
چکیده
هدف: هدف تحقیق حاضر، بررسی نقش ابعاد مدیریت ارتباط با مشتری در ارتقای ورزش همگانی از دیدگاه مدیران ورزشی شهرستان کرمان بود.
روش: روش تحقیق حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه مدیران باشگاهها و سازمانهای ورزشی شهرستان کرمان تشکیل دادند که 150 نفر به روش تمام شمار به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه های مدیریت ارتباط با مشتری، طاهرپور کلانتری و همکاران (1389) و ورزش همگانی سرمد و همکاران (1390) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها و شناسایی اثرات متغیرهای تحقیق، از مدلیابی معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار اسمارت پی.ال.اس استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که سه مؤلفه مدیریت ارتباط با مشتری یعنی تمرکز بر مشتری، مدیریت ارتباط و مدیریت دانش بر ارتقاء ورزش همگانی تأثیر مستقیم و معنیداری دارد.
نتیجهگیری: باتوجهبه نتایج تحقیق میتوان چنین نتیجهگیری کرد که بر تمامی مدیران سازمانها و باشگاههای ورزشی دولتی و غیردولتی لازم است تا تمام تلاشهای خود را در راستای برقراری ارتباط با مشتری برای ترغیب جامعه به ورزشهای همگانی و ارتقا آن به کار گیرند.
محدثه کلوتی، علی فهیمینژاد، باقر مرسل، هومن بهمنپور،
دوره 15، شماره 29 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: هدف از این تحقیق، سنجش و مدلسازی انتشار آلاینده منواکسید کربن در فضای پیرامونی ورزشگاه آزادی تهران در هنگام برگزاری مسابقات ورزشی است.
روش: دادههای پایه با اندازهگیری آزمایشگاهی و نیز استعلام از مراکز تخصصی اخذ شدند. مدلسازی بهوسیله نرمافزار Austal View, Version 7 و تحت چهار سناریو انجام شد. پیشبینی غلظت آلاینده، در ارتفاع 5 متری شبیهسازی گردید. محدوده مدلسازی، دایرهای به شعاع ۱ کیلومتر از مرکز سایت در نظر گرفته شد. دادههای حاصل با استانداردهای ملی و بینالمللی مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: غلظت اولیه آلاینده در فصل گرم و سرد سال به ترتیب ppm 432/1 و ppm 331/2 بوده است. میزان انتشار آلاینده برای حالت "تکمیل ظرفیت پارکینگ" و "حالت نیمه تکمیل" به ترتیب 45/81 و 5/37 کیلوگرم بوده است. نقشههای پهنهبندی نشان داد در هر چهار سناریو، بیشترین میزان انتشار در جهت شرق بوده است. بیشترین میزان تولید و انتشار منواکسید کربن مربوط به سناریوی اول (تکمیل ظرفیت پارکینگ و فصل سرد سال) و کمترین میزان انتشار آلاینده منواکسید کربن تحت سناریوی چهارم (عدم تکمیل ظرفیت پارکینگ و در فصل گرم سال) بوده است. هر چند که وضعیت این آلاینده در مجموعه ورزشی آزادی تهران و در هنگام برگزاری مسابقات ورزشی، از حد استاندارد فراتر نبوده است.
نتیجهگیری نهایی: با بهکارگیری راهکارهای مدیریتی و مهندسی از قبیل: عدم روشن نگهداشتن درجا، استفاده از فیلتر اگزوز طراحی مناسب فضای پارکینگ و کاهش مدتزمان توقف این امکان وجود دارد که از تولید و انتشار بخش زیادی از آلایندهها اجتناب شود.
زهرا فضلی، معصومه مجیدی پرست، علی اصغری صارم، محمد جلیلوند،
دوره 15، شماره 29 - ( 2-1404 )
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه مدل تعادل کار و زندگی برای زنان شاغل با تأکید بر کیفیسازی اوقات فراغت بود.
روش: پژوهش حاضر از نوع تفسیری، کاربردی و کیفی مبتنی بر روش تحلیل مضمون بود. جامعه آماری اساتید مدیریت ورزشی و متخصصان و کارشناسان اوقات فراغت بودند که با استفاده از روش گلولهبرفی و باتوجهبه اشباع اطلاعاتی با 17 نفر مصاحبه شد. ابزار اندازهگیری شامل مصاحبه نیمهساختاریافته بود و دادهها با توجه به مراحل ششگانه تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که مدل تعادل کار و زندگی برای زنان شاغل با تأکید بر کیفیسازی اوقات فراغت دارای سه بعد عوامل مؤثر (عوامل فرهنگی، عوامل بازدارنده، عوامل انگیزشی، امکانات و تجهیزات، آگاهی، ویژگیهای فعالیتهای جسمانی موجود در برنامه اوقات فراغت، مسائل مالی و مسائل مدیریتی)، راهبردها (راهبردهای آموزشی، مدیریتی و مالی) و پیامدها (افزایش نشاط، افزایش سلامتی، توسعه اقتصادی و توسعه پایدار اجتماعی - فرهنگی) بود.
نتیجهگیری: مدیران اوقات فراغت باید به مسائل آموزشی و مدیریتی توجه کنند و با خصوصیسازی، تخصیص بودجه مناسب و بستههای تشویقی به رونق هر چه بیشتر اوقات فراغت و به تعادل رسیدن مسائل شغلی و زندگی زنان شاغل کمک کنند.
معصومه دهقان، چالاک مجیدی،
دوره 15، شماره 29 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه انگیزههای تماشای رقابتهای ورزشهای الکترونیکی میان نسلهای X، Y و Z انجام شد تا تفاوتهای نسلی در رفتار مصرف رسانهای در این حوزه شناسایی شود و راهنمایی برای طراحی محتوای متناسب و راهبردهای بازاریابی ارائه گردد.
روششناسی: این مطالعه از نوع پیمایشی - توصیفی است و دادهها از ۳۸۴ تماشاگر ورزشهای الکترونیکی جمعآوری شد. جامعه آماری شامل علاقهمندان به تماشای رقابتها بهصورت حضوری و آنلاین بود و نمونهگیری به روش تصادفی طبقهای نسبتی انجام گردید. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه استاندارد با اقتباس از ژیائو (2020) و اوه (2024) بود که پس از تأیید روایی و پایایی (α = 0.76) در اختیار شرکتکنندگان قرار گرفت. تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل واریانس یکطرفه و محاسبه اندازه اثر انجام شد تا تفاوتهای انگیزشی بین نسلها مشخص گردد.
یافتهها: نتایج نشان داد انگیزههای تماشای ورزشهای الکترونیکی میان نسلها تفاوت معناداری دارد. نسل X بیشترین تأکید را بر تحلیل تاکتیکی، مهارت بازیکنان و کسب دانش دارد، نسل Y انگیزههای اجتماعی و هیجانی بالاتری نشان میدهد و نسل Z بیشترین علاقه را به نوآوری، گیمیفیکیشن و فرار از واقعیت دارد. همچنین، تعامل اجتماعی، لذت از تماشا و پیوندهای فرهنگی در جذب مخاطبان تأثیرگذار بودند.
نتیجهگیری: این یافتهها بر ضرورت طراحی راهبردهای بازاریابی و تولید محتوای متناسب با ویژگیهای هر نسل تأکید دارند. ارائه محتوای تحلیلی برای نسل X، رویدادهای تعاملی برای نسل Y و استفاده از فناوریهای نوین مانند متاورس برای نسل Z میتواند موجب افزایش مشارکت و وفاداری مخاطبان شود. شناخت تفاوتهای نسلی همچنین امکان توسعه راهکارهای شخصیسازیشده و بهبود استراتژیهای بازاریابی در صنعت ورزشهای الکترونیکی را فراهم میکند.
ندا کریمی، علیرضا الهی، حسین اکبری یزدی،
دوره 15، شماره 30 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: پیشبینی نیات رفتاری تماشاگران از طریق ارزش ادراکشده، رویکردی نوین در تحلیل رفتار مصرفکنندگان ورزشی به شمار میرود. این رویکرد با تمرکز بر ادراک ذهنی مخاطبان، زمینه طراحی راهبردهای مؤثر در جذب، حفظ و ارتقای تعامل آنان با رویدادهای ورزشی را فراهم میسازد. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی رضایت کلی و رضایت احساسی در رابطه بین ارزش ادراکشده و نیات رفتاری تماشاگران فوتبال است.
روششناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها، همبستگی و با رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری انجامشده است. جامعه آماری شامل تماشاگران حاضر در ورزشگاه آزادی در فصل ۹۷–۹۶ بود که نمونهگیری بهصورت غیر تصادفی و داوطلبانه انجام گرفت و حجم نمونه ۳۸۳ نفر تعیین شد. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامههای استاندارد ارزش ادراکشده (لوسکیو و مکدوگال، ۱۹۹۶)، رضایت کلی (لاوریی و آرنت، ۲۰۰۰)، رضایت احساسی (رینولد و بیتی، ۱۹۹۹)، تمایل به حضور مجدد، تبلیغات دهانبهدهان (کارول، ۲۰۰۹) و تمایل به پرداخت بیشتر (زیتامل و همکاران، ۱۹۹۶) بود. دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS و Smart PLS تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که ارزش ادراکشده بهطور غیرمستقیم و از طریق رضایت احساسی تأثیر معناداری بر نیات رفتاری تماشاگران دارد. بر اساس شاخص VAF، رضایت احساسی نقش میانجی ۴۸ درصدی در این رابطه ایفا میکند. در مقابل، نقش میانجی رضایت کلی در ارتباط بین ارزش ادراکشده و نیات رفتاری معنادار نبود.
نتیجهگیری: رضایت احساسی نقش کلیدی در شکلگیری نیات رفتاری تماشاگران فوتبال ایفا میکند؛ بنابراین، پیشنهاد میشود مسئولان و بازاریابان ورزشی با طراحی برنامههایی که احساسات مثبت ناشی از رضایت تماشاگران را تقویت میکنند، زمینه ارتقای تعامل و وفاداری آنان را فراهم سازند.
قدسیه سنگتراش، وحید ساعتچیان، جواد محمدخانی، محمد کشتی دار،
دوره 15، شماره 30 - ( 10-1404 )
چکیده
هدف: تحقیق حاضر باهدف شناسایی ابعاد درآمدزایی پایدار برای فدراسیونهای ورزشی انجام شد.
روشها: تحقیق حاضر برحسب هدف از نوع کاربردی و از نظر روش، تحلیلی اکتشافی است و همچنین این پژوهش بر اساس نوع عملیات بهکاررفته از نوع آمیخته ترکیبی است. جامعه آماری تحقیق شامل اساتید مدیریت ورزشی و مدیران فدراسیونهای منتخب و مدیران صاحبنظر میباشند که بر اساس تجارب قبلی به روش نمونهگیری هدفمند با رویکرد گلوله برفی تا حد اشباع به تعداد ۱۵ نفر موردبررسی قرار گرفتند. در مرحله دلفی، مؤلفهها و زیر مؤلفههای تحقیق تعیین شدند. سپس عوامل استخراجشده با استفاده از مدلسازی کیو سطحبندی شدند. تحلیل دادهها با روش تحلیل عاملی بهوسیله نرمافزار SPSS_25 انجام شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد مهمترین عوامل درآمدزایی فدراسیونهای منتخب شامل ارائه محصولات غیرورزشی مورداستفاده ورزشکاران توسط فدراسیون، اسپانسرهای ورزشکاران، درآمدهای ناشی از فدراسیون جهانی برای توسعه ورزش پایه، درآمدهای حضور در مسابقات جهانی، کمکهای سالانه فدراسیون جهانی، درآمدهای کلاسهای مربیگری، شهریه عضویت در تیمهای پایه، کمکهای سالانه وزارت ورزش و درآمدهای حضور در مسابقات جهانی میباشند.
نتیجهگیری: لذا میتوان نتیجه گرفت فعالیتهای اقتصادی با نظارت فدراسیون برای ارائه محصولات و خدمات موردنیاز ورزشکاران و توسعه منابع درآمدی خارج از فدراسیون باید در دستور کار فدراسیونها قرار گیرد.
نگار قلیپور، ابراهیم علیدوست،
دوره 15، شماره 30 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: این مطالعه به شناسایی و تبیین مؤلفههای مؤثر بر پویایی کسبوکارهای ورزشی در دوران پسا کرونا بر اساس مدل تفسیری ساختاری و میکمک پرداخت.
روش: روش تجزیهوتحلیل دادهها را به سه مرحله تقسیم شد. ابتدا در روش دلفی فازی، با نظر بیستوشش نفر خبرگان مربوطه، مهمترین عوامل تأثیرگذار بر پویایی کسبوکارها مورد تأیید قرار گرفت. سپس از مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) برای طبقهبندی اجزا و ایجاد یک مدل سلسله مراتبی استفاده شد. از تجزیهوتحلیل میکمک نیز برای تعیین اینکه چگونه عوامل به یکدیگر وابسته هستند استفاده شد.
یافتهها: این مطالعه 14 عامل مرتبط با پویایی کسبوکارهای ورزشی را در ایران شناسایی نمود. مدلی که توسعه داده شد دارای پنج سطح است. همچنین، تجزیهوتحلیل میکمک نشان داد که پنج متغیر مستقل، دو متغیر وابسته و هفت متغیر پیوندی بودند.
نتیجهگیری نهایی: این مطالعه نشان میدهد که توسعه قابلیتهای پویا در سازمانهای ورزشی مستلزم بازنگری قانونی و بهبود عملکرد حاکمیتی است. علاوه بر این، سازمانهای ورزشی باید از فناوری دیجیتال، توانمندسازی کارکنان و همکاری همهجانبه بین ارگانهای مختلف برای پیشبرد قابلیتهای خود استفاده کنند.
سید مهدی فارقی، نسرین عزیزیان کهن،
دوره 15، شماره 30 - ( 10-1404 )
چکیده
هدف: هدف این پژوهش، مطالعه و اکتشاف رفتار مشتری و روابط بین مصرفکننده و کالای ورزشی بر اساس نتایج حاصل از دادهکاوی با استفاده از اطلاعات گردآمده بهصورت سیستماتیک و شناسایی بخشهای سودمند بهعنوان بازار هدف است.
روششناسی: روش تحقیق این پژوهش کمی و هدف آن توصیفی است. جامعه هدف تحقیق خریداران اینترنتی لوازم ورزشی هستند. پس از تعیین متغیرها بر اساس ادبیات و تدوین پرسشنامه برآمده از پژوهشهای معادلات ساختاری و کسب روایی صوری و محتوایی و پس از جمعآوری و غربالگری پاسخنامهها تعداد 300 نمونه بر اساس قاعده سرانگشتی برای تحلیل باقی ماند. برای تحلیل پایایی، روایی و برازش دادهها از نرمافزارهای Spss و Amos ورژن 24 و برای دادهکاوی از نرمافزارهای Excel و Weka 3.9.6 استفاده شد.
یافتهها: نتایج حاکی از آن است کلانشهرها بهویژه پایتخت میتوانند بازارهای ایدهآلی برای فروش تجهیزات ورزشی تلقی شوند و در ترجیح بین مشتریان، افراد شاغل و مجرد میتوانند برای بازاریابان هدفهای پرسودتری نسبت به افراد بیکار یا متأهل در حوزه لوازم ورزشی تلقی شوند همچنین بانوان در انتخاب محصولات ورزشی بیش از آقایان به کیفیت توجه نموده و اولویت آقایان در خرید وسیله ورزشی بیشتر تکیه بر جنبه تفریح دارد.
نتیجهگیری: از ترکیب سه فاکتور تجرد، اشتغال و درآمد مربوط به مشتریان میتوان خوشهای پدید آورد که با تمرکز بر روی این گروه بالاترین سوددهی نصیب فروشندگان گردد. در کنار آن توجه به سایر خصوصیات جنسیتی مؤثر خواهد بود و این امر باید مورد توجه بازاریابان و فروشندگان قرار بگیرد.
فرهاد فرزانمقدم، رسول نوروزی سیدحسینی، مینا مستحفظیان،
دوره 15، شماره 30 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه: برای ماندگاری در عرصه رقابت در صنعت ورزش، ارتقاء ارزش ویژه برند به موضوعی حیاتی برای باشگاههای ورزشی خصوصی تبدیلشده است. بر این اساس شناخت روابط علی تعیینکنندههای ارتقاء ارزش ویژه برند باشگاهی ورزشی خصوصی حائز اهمیت است.
هدف: شناخت روابط علی تعیینکنندههای ارتقاء ارزش ویژه برند باشگاهی ورزشی خصوصی: تحلیل روابط علی با استفاده از ISM است.
روش: روش این پژوهش آمیخته است. در بخش کیفی راهبرد پژوهش نظریه داده بنیاد رهیافت ظاهر شونده و در بخش کمی مدلسازی ساختاری تفسیری است. مشارکتکنندگان این پژوهش را خبرگان حوزه بازاریابی و بازاریابی ورزشی تشکیل میدادند. جهت نمونهگیری از روش نمونهگیری هدفمند استفاده شد و بر این مبنا تعداد 15 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی ماتریس مربع 10×10 بود. تحلیل دادههای کیفی با سه مرحله کدگذاری باز، انتخابی و نظری و تحلیل دادههای کمی با روش مدلسازی ساختاری تفسیری و تحلیل میک مک انجام شد.
یافتهها: یافتهها 10 عامل کلی تعیینکننده مرتبط با ارتقاء ارزش ویژه برند باشگاههای ورزشی خصوصی را نشان داد.
نتیجهگیری نهایی: نتایج این پژوهش نشان داد که ارتقاء ارزش ویژه برند باشگاههای ورزشی خصوصی یک فرایند پیچیده و چندبعدی است که تحت تأثیر عوامل متعددی در سطوح مختلف قرار دارد. باشگاهها برای ارتقاء ارزش ویژه برند خود باید بهطور همهجانبه به این عوامل توجه داشته باشند و استراتژیهای مناسبی را برای هر یک از آنها تدوین کنند.
مینا پرهامزاده، الهه کهدوئی، محمد سیاوشی،
دوره 15، شماره 30 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: مقاصد ورزشی کوهستانی بهدلیل ویژگیهای خاص طبیعی و فیزیکی، جذابیتهای زیادی برای گردشگران دارند و یکی از راههای کمک به توسعه پایدار در این مناطق، توسعه گردشگری مسئولانه میباشد. هدف از پژوهش حاضر تدوین الگوی توسعه گردشگری مسئولانه در مقاصد ورزشی مبتنی بر کوهستان بود.
روش: روش پژوهش، کیفی از نوع داده بنیاد و ابزار، مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. جامعه پژوهش شامل متخصصین حوزه گردشگری ورزشی کوهستان و روش نمونهگیری بهصورت هدفمند بود. روایی مصاحبهها از طریق متخصصین و پایایی با روش توافق دو کدگذار (80 درصد) مورد تأیید قرار گرفت. یافتههای حاصل از 19 مصاحبه از طریق کدگذاری و ارائه مدل در نرمافزار MAXQDA2020 تجزیهوتحلیل شدند.
یافتهها: یافتهها نشان داد شرایط علی شامل کمبود مسیرهای هموار و علائم راهنما، فرهنگ گردشگران و جامعه محلی، خصوصیسازی و امنیت بود. شرایط زمینهای شامل عدم توجه به ظرفیت برد، زیرساختهای اقامتی و حملونقل نامناسب بود. شرایط مداخلهگر شامل بیثباتی قیمتها، نبود مدیریت پسماند بود. راهبردها شامل برگزاری رویدادهای ورزشی، تربیت نیروی انسانی متخصص، افزایش تعاملات سازمانی، برنامهریزی مبتنی بر جامعه محلی و پیامدها شامل توسعه اقتصاد منطقهای، رعایت اصول توسعه پایدار و حفظ میراث بود.
نتیجهگیری نهایی: پیشنهاد میشود رویدادهای ورزشی در مقاصد کوهستانی با محوریت گردشگری مسئولانه برگزار و برنامهریزی مبتنی بر جامعه محلی شامل تربیت و استخدام نیروی انسانی صورت گیرد.
حجت مردانه طالشمکائیل، فریبا عسکریان، حسین اکبری یزدی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
مجید یزدان پناه، حسین اکبری یزدی، علی رضا الهی،
دوره 100، شماره 100 - ( 8-1399 )
چکیده
هدف: تدوین نقشه استراتژیک و اولویت بندی راهبردهای توسعه ورزش شرکت ملی گاز ایران با رویکرد ISMو AHP بود.
روششناسی: از نوع آمیخته (کمی-کیفی) و از لحاظ هدف کاربردی- توسعهای بوده است.9 نفر به عنوان اعضای شورای راهبردی انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها اسناد و مدارک فرادستی، ادبیات پیشینه و نظرات اعضای شورای راهبردی بررسی شد. روایی پرسشنامهها پس از تائید توسط استادان دانشگاه، بین خبرگان منتخب توزیع و دادهها جمعآوری شد.این خبرگان نخست از روشAHP، استراتژی های شرکت را که حاصل مطالعه کمیته برنامهریزی استراتژیک در سازمان مذکور بوده از نظر میزان تأثیرگذاری بر یکدیگر مشخص نموده و سپس برای شناسایی روابط مهم در ترسیم نقشه استراتژیک از روش ISM استفاده شد.
یافتهها: نقشه راهبردی ورزش با استفاده از ISM در 5 سطح طبقهبندی و راهبردهای توسعه برنامهها و فعالیتهای ورزشی سلامتمحور، تقویت تعاملات دوجانبه با سازمانهای ورزشی و تقویت انگیزهها و فرهنگ ورزشی در سطح اول قرار گرفت.
نتیجهگیری: نتایج تحلیلAHP برای اولویت بندی استراتژیها نشان داد که توسعه فعالیتهای ورزشی سلامت محور، ارتقاء جایگاه و ساختار امور ورزش و تقویت انگیزهها و فرهنگ ورزشی به ترتیب سه استراتژی اول ورزش شرکت ملی گاز ایران بودند.