<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> تحلیل فضایی مخاطرات محیطی </title>
<link>http://jsaeh.khu.ac.ir</link>
<description>سامانه نشریات علمی - مقالات نشریه - سال 1400 جلد8 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1400/2/11</pubDate>

					<item>
						<title>پهنه‌بندی و تحلیل فضایی مخاطرات بالقوه محیطی (مطالعه موردی: بخش سیلوانا)</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jsaeh/browse.php?a_id=2908&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;امروزه با توجه به رشد روزافزون جمعیت، جابه جایی آن و قرار گرفتن تعداد بیشتری از جمعیت در معرض انواع بلایا، ضرورت شناسایی مخاطرات بالقوه محیطی و تعیین پهنه های مخاطره آمیز در مناطق مختلف بیش ازپیش احساس می شود. با شناخت و ارزیابی مخاطرات هر منطقه قبل از وقوع آنها می توان به طور قابل توجهی از میزان خسارت ها کاسته و به توسعه پایدار منطقه ای دست یافت. بر همین اساس در پژوهش حاضر به تحلیل مخاطرات بالقوه محیطی در بخش سیلوانا شهرستان ارومیه با تأکید بر سه مخاطره سیلاب، زمین لغزش و زمین لرزه پرداخته شده است. منطقه مذکور به دلیل شرایط خاص جغرافیایی همچون موقعیت، تنوع ساختارهای توپوگرافی و اکولوژیکی، جمعیت متراکم و به طورکلی وجود عوامل زمینه ساز مخاطرات محیطی از استعداد بالایی برای وقوع مخاطرات محیطی برخوردار می باشد.&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;جهت انجام تجزیه وتحلیل های موردنظر از روش تحلیل شبکه (&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;ANP&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;) و روش های فازی استفاده شده است و بدین منظور با بررسی عوامل مختلفی همچون توپوگرافی، اقلیم، زمین شناسی، هیدرولوژی، انسانی، تاریخی 12 عنصر شامل بارش، شیب، جهت شیب، لیتولوژی، نوع خاک، فاصله از گسل، تراکم آبراهه، سطح آبهای زیرزمینی، کاربری اراضی، فاصله از جاده، تراکم لغزش ها و لرزه خیزی به عنوان معیارهای موردمطالعه تعیین شده است. نتایج تحلیل شبکه حاکی از این است که که عناصر شیب، بارش، لیتولوژی و فاصله از گسل به ترتیب دارای بیشترین اهمیت بوده اند. تلفیق معیارها نیز نشان می دهد که قسمت های عمده ای در شمال غرب، غرب و جنوب منطقه در نواحی بسیار مخاطره آمیز واقع شده اند و 59 درصد از مجموع وسعت منطقه جزو مناطق پرخطر محسوب می شود. مطابق تحلیل خطرپذیری جمعیتی، 61 درصد از کل جمعیت منطقه در معرض حداقل یک مخاطره، 7 درصد در معرض دو مخاطره و 8 درصد جمعیت نیز در معرض سه مخاطره واقع شده اند و این به معنای خطرپذیری محیطی زیاد بخش سیلوانا است.&lt;/strong&gt;</description>
						<author>سعید فتحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شبیه‌سازی رواناب ناشی از ذوب برف حوضه گاماسیاب با مدل  SRM</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jsaeh/browse.php?a_id=3119&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تامین منابع آب توسط برف در حوضه های کوهستانی بعلت خاصیت تاخیر در ایجاد رواناب، ضروری است. بنابراین شبیه سازی رواناب ناشی از ذوب برف و تغییرات فصلی پوشش آن در مدیریت منابع آب بسیار اهمیت دارد. در این مطالعه، به منظور برآورد رواناب حاصل از ذوب برف در حوضۀ گاماسیاب، نخست سطح پوشش برف برای سال های آبی 95 الی 97 با استفاده از تصاویر روزانۀ ماهوارۀ ترا&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;-&lt;/span&gt; مودیس با تفکیک مکانی 1 کیلومتر از طریق سامانه گوگل ارث انجین استخراج شد. سپس در محیط نرم افزار&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;GIS &lt;/span&gt;، مشخصات فیزیوگرافی حوضه به دست آمد. در مرحلۀ بعد، با واردکردن داده های پوشش برف، متغیرهای هواشناختی و شاخص های لازم به مدل&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;SRM &lt;/span&gt;، رواناب ناشی از ذوب برف شبیه سازی شد. در این شبیه سازی سال 95-96 برای واسنجی و سال 96-97 جهت اعتبارسنجی مدل در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که، سهم جریان رودخانه از ذوب برف در ماه های اسفند و فروردین ماه چشمگیر است، ولی با افزایش درجه حرارت هوا در اردیبهشت ماه، سهم باران در جریان پررنگ تر می شود. همچنین نتایج شبیه سازی بیانگر دقت بالای این مدل می باشد، به طوری که ضریب تعیین &lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;R&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;)&lt;/span&gt; برای سال های آبی 95-96 الی 96-97 به ترتیب معادل 93/0 و 9/0 و درصد خطای حجمی آن نیز به ترتیب &amp;nbsp;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;(&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;D&lt;sub&gt;V&lt;/sub&gt;)&lt;/span&gt; 3/0 و 33/3 به دست آمد.</description>
						<author>محمدحسین عالی نژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مخاطره محیطی آسیب‌پذیری منابع آب زیرزمینی تحت تاثیر ژئومورفولوژی کارست (مطالعه موردی: حوضه‌های الشتر و نورآباد)</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jsaeh/browse.php?a_id=2917&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>  &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مناطق کارستی متناسب با میزان توسعه  یافتگی ژئومورفولوژی کارست، منابع آب از آسیب  پذیری متفاوتی در برابر آلودگی برخوردار است. هدف پژوهش حاضر ارزیابی&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;و پهنه  بندی آسیب  پذیری ذاتی منابع آب آبخوان های کارستی حوضه  های الشتر و نورآباد با استفاده از روش  &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;PaPRIKa&lt;/span&gt; است. &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;بنابراین &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;در مرحله اول پهنه  بندی توسعه و ارزیابی ژئومورفولوژی کارست با مدل فازی و عملگر گاما انجام شد. همچنین &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;با به کارگیری مدل منحنی های بسته &lt;/span&gt;CCL&lt;sub&gt;S&lt;/sub&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; و تکمیل این مطالعات با پیمایش  های میدانی، توزیع فضایی اشکال کارستی دولین مدل سازی شدند. در ادامه با به کارگیری روش &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;PaPRIKa&lt;/span&gt;&amp;nbsp;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;آسیب  پذیری آبخوان های کارستی حوضه  های الشتر و نورآباد پهنه  بندی گردید.&amp;nbsp;&lt;/span&gt;بررسی ژئومورفولوژی کارست نشان می دهد که در ارتفاعات تاقدیس گرین به علت بارش زیاد برف، دولین ها به عنوان فراوان ترین اشکال کارستی هستند که تحت عنوان کارست نیوال شناخته شده  اند. ارزیابی آسیب پذیری با روش &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;PaPRIKa&lt;/span&gt;، نشان می دهد که محدوده  های مطالعاتی به پنج طبقه آسیب  پذیر با درجات (خیلی زیاد، زیاد، متوسط، کم و خیلی کم) تقسیم شده است. به طوری که &amp;nbsp;نواحی دارای خطر آسیب  پذیری خیلی  کم، کم و متوسط به ترتیب 3/27 ،6/20 و 3/22 درصد از مساحت محدوده تاقدیس گرین را دربر گرفته است. همچنین 17و 8/12 درصد از مساحت منطقه به ترتیب دارای آسیب  پذیری زیاد و خیلی زیاد بوده  است. صحت  سنجی ارزیابی آسیب  پذیری آبخوان های کارستی با داده  های &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;EC&lt;/span&gt; و دبی چشمه  ها نشان می دهد که چشمه  های زز و آهنگران در محدوده  با آسیب  پذیری زیاد واقع شده  اند. اما در چشمه  های نیاز &amp;nbsp;و عبدالحسینی در حوضه نورآباد نمودار &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;EC&lt;/span&gt; در برابر دبی ماهانه تغییرات زیادی نداشته که نشان  دهنده توسعه  نیافتگی و یا توسعه اندک آبخوان این چشمه  ها می باشد.&amp;nbsp;</description>
						<author>امیر صفاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>الگوهای همدید تعیین کننده مسیر حرکت سامانه‌های بارشی با منشاء سودانی</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jsaeh/browse.php?a_id=3104&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;سامانه سودانی مهمترین سامانه تامین&amp;rlm;کننده بارش مناطق&amp;rlm;جنوبی ایران است. این سامانه در شرایط همدیدی مختلف، از مبادی ورودی و مسیرهای متفاوتی از ایران عبور می&amp;rlm;کند. هدف اصلی این تحقیق شناسایی و معرفی الگوهای&amp;rlm;همدیدی و سامانه&amp;rlm;های اصلی تاثیرگذار در تعیین مسیر حرکت سامانه&amp;rlm;سودانی می&amp;rlm;باشد. برای دستیابی به این مهم نیمه&amp;rlm;جنوبی ایران به سه منطقه جنوب&amp;rlm;غرب، جنوب&amp;rlm;میانی و جنوب&amp;rlm;شرق تقسیم گردید. با اعمال معیارهای لازم 142سامانه&amp;rlm;بارشی شناسایی شد. پس از استخراج منشا آنها هسته&amp;rlm;مرکزی، پهنه اولین منحنی بسته و محور اصلی زبانه &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;کم&amp;rlm;فشار&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;سودانی&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;به تفکیک هر گروه استخراج شد. نتایج نشان می&amp;rlm;دهد موقعیت استقرار&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;هسته و الگوی گسترش اولین منحنی بسته &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;کم&amp;rlm;فشار&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt; در ماه&amp;rlm;های مختلف بارشی و سامانه&amp;rlm;های مسیرهای سه&amp;rlm;گانه، از لحاظ موقعیت مکانی تفاوت چندانی ندارد. بلکه مهمترین سامانه موثر در تعیین مسیر حرکت سامانه&amp;rlm;های&amp;rlm;سودانی واچرخندعربستان و الگوی گسترش ناوه شرق&amp;rlm;مدیترانه می&amp;rlm;باشد. در الگوی همدیدی سامانه&amp;rlm;های جنوب&amp;rlm;غرب، واچرخندعربستان در نیمه&amp;rlm;شرقی عربستان استقرار می&amp;rlm;یابد. محور ناوه&amp;rlm;ها دراین حالت عموما گسترش شمالی-جنوبی دارند. درنتیجه پهنه و شدت بارش سامانه&amp;rlm;هایی که از جنوب&amp;rlm;غرب وارد ایران می&amp;rlm;شوند بیشتر از دو مسیر دیگر است. تمرکز محور ناوه&amp;rlm;های این مسیر بین طول&amp;rlm;های 30 تا 40 درجه شرقی (مدیترانه شرقی) می&amp;rlm;باشد. در سامانه&amp;rlm;های جنوب&amp;rlm;میانی واچرخندعربستان قدری جنوب&amp;rlm;سو شده و&lt;/span&gt; &lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;محوری شمال&amp;rlm;شرقی-جنوب&amp;rlm;غربی پیداکرده است. در این الگو ناوه&amp;rlm;های مدیترانه&amp;rlm;ای عموما محوری شمال&amp;rlm;شرقی-جنوب&amp;rlm;غربی دارند. در سامانه&amp;rlm;های جنوب&amp;rlm;شرق واچرخندعربستان با جابجایی شرق&amp;rlm;سوی نامتعارف برروی هند مستقر می&amp;rlm;شود. گسترش و امتداد محور ناوه&amp;rlm;ها و زبانه &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;کم&amp;rlm;فشار&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;RTL&quot;&gt;سودانی مسیر جنوب&amp;rlm;شرق، دارای انضباط و هماهنگی ساختاری نمی&amp;rlm;باشد. این عدم&amp;rlm;تقارن را باید در توپوگرافی عمومی فلات&amp;rlm;تبت و الگوی&amp;rlm;گردشی مترتب در اثر حضور واچرخندتبت برآن جستجو کرد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;</description>
						<author>حسن لشکری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تغییرات زمانی-فضایی غلظت هواویزه در استان سیستان و بلوچستان (2018 – 2000)</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jsaeh/browse.php?a_id=3095&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;استان سیستان و بلوچستان به دلیل موقعیت جغرافیایی تحت تأثیر بلایای طبیعی مختلف، ازجمله گردوغبار و غلظت زیاد هواویزه قرار دارد. هدف این پژوهش تحلیل فضایی و زمانی این مخاطره در گستره استان سیستان و بلوچستان می باشد.برای دستیابی به این هدف و واکاوی تغییرات زمانی و فضایی غلظت آیروسل&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;، از &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;محصول عمق نوری هواویزه &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;(&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;AOD&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;)&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; سنجنده مودیس ماهواره آکٌوا و تِرآ (&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;MODAL2_M_AER_OD&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;) با دقت مکانی 10&amp;times;10 کیلومتر طی دوره آماری 2018-2000 در دوره گرم سال (ژوئن، جولای و اوت) استفاده شد&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;. نتایج نشان داد، &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;بیشینه مقدار غلظت هواویزه متعلق به نواحی همچون زابل، زهک، هیرمند، هامون، ایرانشهر، بمپور، حوضه جازموریان، چابهار و کنارک می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;باشد. به طور متوسط بیشترین تغییرات زمانی غلظت هواویزه مربوط به نواحی جنوبی استان شامل دشتیاری، پُلان و چابهار &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;و&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; کمترین تغییرات آن در نواحی شمالی پیشین، پٌلان، چابهار، کٌنارک و بمپٌور است&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;. روند تغییرات این شاخص بر پایه روش ناپارامتریک من-کندال در دو سطح معنی داری &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;۹۵ و ۹۹ درصد&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; به صورت پیکسل مبنا مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج این بخش نشان داد که &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;AOD&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;در ماه های ژوئن، جولای و اوت (تابستان) در مناطق جنوبی استان تا حوالی شهرستان زاهدان مانند دلگان، ایرانشهر، بمپور، بزمان، میرجاوه، نوک آباد، زاهدان، نصرت آباد، زابلی، قصرقند، ایرندگان و دشت سیب و سوران دارای روندی مثبت و افزایشی و مناطق تقریباً شمالی استان همچون کورین، زابل، زهک، سیرکان (بم پشت)، هامون دارای روندی منفی و کاهشی می باشند.&lt;/strong&gt;&lt;br&gt;
&amp;nbsp;&lt;gdiv&gt;&lt;/gdiv&gt;</description>
						<author>محمود خسروی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>آشکارسازی تغییر نوسانات فصلی متغیرهای اقلیمی و نسبت دهی به تغییر اقلیم (محدوده مطالعاتی: دامنه های جنوبی البرز مرکزی)</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jsaeh/browse.php?a_id=3108&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family:tahoma;&quot;&gt;&lt;strong&gt;یکی از چالش  های اصلی پیش روی بشر، بحث گرمایش جهانی و اثرات تغییر اقلیم می  باشد. در این تحقیق سعی شده تا با بررسی روند متغیرهای اقلیمی مشاهداتی مختلف شامل بارش، دمای حداکثر و دمای حداقل طی فصول مختلف در محدوده دامنه  های جنوبی البرز مرکزی (استان تهران و البرز) علاوه بر اثبات تغییر اقلیم ناشی از گرمایش جهانی، میزان دخالت هر یک از واداشت  های عمده از جمله  گازهای گلخانه  ای تعیین گردد. در این راستا با استفاده از روش درون یابی وزن دهی معکوس فاصله (&lt;/strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;IDW&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;)، داده  های مشاهداتی سه ایستگاه همدیدی آبعلی، مهرآباد و کرج به صورت پهنه  ای تبدیل شد و با میانگین  گیری غیرمتداخل سه ساله و محاسبه آنومالی متغیرهای مشاهداتی و شبیه  سازی عوامل مرکب (&lt;/strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;ALL&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;)، عوامل طبیعی (&lt;/strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;NAT&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;)، گازهای گلخانه ای (&lt;/strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;GHG&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;) و اجراهای کنترل پیش از انقلاب صنعتی ارکان مورد نیاز آشکارسازی و نسبت  دهی فراهم شد. با کاهش حجم داده های حاصل از اجراهای کنترلی به وسیله توابع غیرمتعامد تجربی (&lt;/strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;EOF&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;) و استفاده از روش انگشت نگاشت بهینه و آزمون ثبات باقیمانده  ها، تأثیر هر یک از سیگنال  ها مذکور بررسی شد. با توجه به نتایج حاصل شده، برای آنومالی هر سه متغیر بارش، دمای حداکثر و دمای حداقل به ترتیب طی فصول زمستان، تابستان و بهار سیگنال &lt;/strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;ALL&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;، آشکارسازی و نسبت دهی گردید. به علاوه برای دمای حداقل بهاره سیگنال &lt;/strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;GHG&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; در تغییرات دما نقش مؤثری دارد. بدین ترتیب بالاترین ضرایب مقیاس  ساز (&amp;beta;) تحت واداشت  های مرکب &lt;/strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;ALL&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; به ترتیب مربوط به میانگین غیرمتداخل سه ساله بارش های زمستانه (0.88)، میانگین دمای حداقل بهاره (0.78) و میانگین دمای حداکثر تابستانه (0.76) می  باشد. و ضریب مقیاس ساز گازهای گلخانه  ای که فقط برای میانگین دمای حداقل بهاره آشکارسازی و نسبت دهی گردید (0.73) می  باشد.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
						<author>علیرضا مساح بوانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط  بین  ویژگی های  هیدروژئومورفیک  و  بار رسوبی معلق  زیر حوضه های کشف رود</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jsaeh/browse.php?a_id=3127&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تولید رسوب یکی از مهم ترین مشکلات در مدیریت حوضه  های آبخیز است. تجزیه و تحلیل منطقه ای بار رسوب رودخانه ها بخصوص در مناطق خشک و نیمه خشک و ارتباط آن با خصوصیات حوضه های آبخیز در برآورد میزان فرسایش و رسوب از اهمیت بسزایی برخوردار است&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; ویژگی های ژئومورفیک حوضه ها در هیدرولوژی، فرسایش خاک و تولید رسوب نقش مهمی دارد و می تواند شاخصی از وضعیت فرسایش و رسوب گذاری باشد&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; تخریب، انتقال، رسوب  گذاری و کیفیت آب از مسائل بسیار مهم در مدیریت حوضه  های آبخیز می باشند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt; هدف از پژوهش حاضر مدل  سازی رابطه بین میزان بار رسوب معلق با ویژگی  های ژئومورفیکی حوضه و استخراج خصوصیات ژئومورفیک و ارتباط آن با رسوب دهی در زیر حوضه ها &amp;nbsp;است. &amp;nbsp;به منظور تعیین ارتباط خصوصیات ژئومورفیک بار رسوب &amp;nbsp;هر &amp;nbsp;زیر حوضه از &amp;nbsp;روش تحلیل رگرسیون چند متغیره گام به گام استفاده شد. نتیجه بررسی ارتباط بین خصوصیات ژئومورفیک با رسوب زیرحوضه  ها نشان داد که مقدار &amp;nbsp;رسوب &amp;nbsp;تولیدی با شاخص بارندگی، شیب، ضرایب فشردگی، کشیدگی، گردی و فرم، ناهمواری و طول حوضه همبستگی مثبت داشته و در سطح 001/0 معنی  دار بوده است. عوامل تأثیر گذار بر میزان رسوب حوضه  ها از بین &amp;nbsp;متغیر های موجود، از روش تحلیل مؤلفه  های اصلی(&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;PCA&lt;/span&gt;) و تحلیل خوشه ای استفاده گردید. نتایج &amp;nbsp;نشان می  دهد که سه عامل ضریب گردی، ضریب فشردگی و ضریب فرم حوضه به ترتیب 71/50، 66/20 و 27/11 درصد از &amp;nbsp;واریانس تمامی متغیر های پژوهش &amp;nbsp;را تبیین &amp;nbsp;می کند. در مجموع &amp;nbsp;سه عامل استخراج شده نهایی توانسته  اند 64/82% از واریانس تمامی متغیرهای &amp;nbsp;پژوهش را تبیین کنند&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;.&lt;/span&gt;</description>
						<author>محمد علی زنگنه اسدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تغییرات و ساختار فضایی فصلی تابش موج بلند خروجی ایران</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jsaeh/browse.php?a_id=3116&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;تغییرات در تابش موج بلند خروجی زمین به عنوان یک شاخص حیاتی سینوپتیکی دگرگونی و مخاطرات آب و هوایی است که برای شناسایی&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;کمربند خشک گرمسیری، چرخش سلول هادلی، نوسانات اقیانوسی-جو، ابرهای ضخیم و همرفتی، پیش بینی زلزله و گردوغبار در نظر گرفته می شود؛ هدف از این مطالعه بررسی تغییرات فصلی تابش موج بلند خروجی ایران می باشد. بدین منظور داده های تابش موج بلند خروجی زمین&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;طی دوره آماری 1396-1354 از پایگاه داده  &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;ncep/ncar&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;استخراج و مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;تابش موج بلند خروجی ایران به نسبت افزایش هر سال، به &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;مقدار&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;W/m&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;16/0+&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; افزایش و همچنین، با افزایش عرض جغرافیایی به مقدار&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;W/m&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;37/0- &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;کاهش می یابد. &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;روند تغییرات فصلی بیانگر این است که 100درصد مساحت کشور در فصل زمستان از روند افزایشی معنی داری و در فصل پاییز عدم معنی داری برخوردار بوده است. فصل تابستان 24/21 درصد و در بهار 35/18 درصد از روند کاهشی عدم معنی داری برخوردار است که در جنوب شرق شامل استانهای سیستان و بلوچستان، کرمان، فارس و هرمزگان است و همچنین 76/78 درصد فصل تابستان و 65/81 درصد فصل بهار از روند افزایشی عدم معنی داری برخوردار می باشد. بررسی شاخص فضایی آماره &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Gi&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; لکه های داغ تابش موج بلند خروجی ایران در فصل های بهار، پاییز و زمستان در جنوب و جنوب شرق کشور شامل استانهای سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کرمان، جنوب فارس، بوشهر و در فصل تابستان در مرکز ایران شامل دشت های لوت، کویر و صحرای پست نمک زار و ماسه زار طبس و همچنین در غرب ایران در استانهای کرمانشاه، خوزستان و ایلام با مرکزیت موسیان مشاهده شده است.مناطق لکه های سرد در همه فصول به صورت کمربندی از شمال شرق به سوی شمال غرب و همچنین در زاگرس شمالی مشاهده شده است که کمینه آن با میانگین &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;W/m&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;220- 213 به مرکزیت خوی، ماکو، چالدران، جلفا و مرند است.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;</description>
						<author>سید محمود حسینی صدیق</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی عملکرد مدل SADFAT در پیش بینی روزانه دمای سطحی زمین در محدوده شهر تهران</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jsaeh/browse.php?a_id=3135&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;محدودیت هایی مانند پوشش زمانی کم و کوچک مقیاس بودن تصویر برداری مادون قرمز حرارتی در اقلیم شناسی شهری به عنوان یک چالش علمی عصر حاضر می باشد. برای رفع این مشکل، مدل های ادغام زمانی و مکانی تصاویر مانند &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;SADFAT&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;در سنجش از دور مورد توجه قرار گرفته است.&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;در&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;تحقیق حاضر قابلیت استفاده از مدل &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;SADFAT&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;برای بکارگیری ویژگیهای مکانی &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;تصاویر سنجنده &lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;OLI&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;و زمانی سنجنده &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;MODIS&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;، به منظور برآورد&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;LST&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;&amp;nbsp;های مناطق شهری، ارزیابی شده است.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; داده های ورودی به مدل شامل &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;رادیانس حرارتی تصاویر مودیس و لندست و باند قرمز و مادون قرمز نزدیک لندست جهت پیش بینی دمای سطح روزهای متوالی سال 2017 میلادی محدوده شهر تهران می باشد. الگوریتم با بکارگیری دو جفت تصویر مودیس و لندست در زمان مشابه و مجموعه هایی از تصاویر مودیس در زمان پیش بینی و تعیین ضریب تبدیل تغییرات رادیانس حرارتی پیکسل ناهمگن مودیس نسبت به پیکسل لندست، &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;LST&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; را&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; در مناطق ناهمگن پیش بینی می کند.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;

&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;برای ارزیابی نتایج مدل، تمامی پیکسل های تخمین زده شده به صورت نظیر به نظیر با پیکسل های تصویر مبنا در آن محدوده مقایسه شدند&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;. میزان &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;برآیند مقایسه برای روزهای فصل پاییز نشان می دهد که مدل &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;SADFAT&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; در این فصل بطور میانگین با ضریب همبستگی 86/0 و خطای خطای جذر میانگین مربعی&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;122/0 ، بالاترین دقت و در فصول دیگر با میانگین ضریب همبستگی 76/0 و خطای جذر میانگین مربعی حدود 4/0 ، دقت خوبی را ارائه نموده است&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; . بنابراین &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;با وجود برخی خطاهای سیستماتیک و متغیر موجود در تصاویر و اجرای الگوریتم، عملکرد این مدل برای پیش بینی &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;LST&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; در مقیاس زمانی روزانه و قدرت تفکیک مکانی 30 متر در شهر تهران خوب ارزیابی شد.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;</description>
						<author>منوچهر فرج زاده اصل</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل فضایی تاب‌آوری طبیعی در مناطق مرزی نمونه: شهرستان زهک</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jsaeh/browse.php?a_id=3134&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>تاب آوری بخصوص در مناطق ویژه که از اهمیت و حساسیت خاصی برخوردار است، اهمیت دوچندانی پیدا کرده است. مناطق مرزی به عنوان یکی از مناطق ویژه در سیاستگذاری و برنامه ریزی جایگاه خاصی دارد. این مقاله به تحلیل فضایی &amp;nbsp;تاب آوری محیطی در شهرستان زهک پرداخته و هدف آن بررسی تفاوت تاب آوری در پهنه های مختلف شهرستان است. به دلیل وابستگی معیشت ساکنان شهرستان به منابع طبیعی، با تهدید این منابع، در معرض آسیب قرار دارند. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی، و ریکرد کلی حاکم بر مطالعه، تلفیقی و از لحاظ روش، توصیفی &amp;ndash; تحلیلی  است. داده ها با استفاده از روش اسنادی و میدانی با ابزار مشاهده و پرسشنامه و یافته های پنل تخصصی گردآوری شده است. جامعه آماری این تحقیق روستاهای بالای 20 خانوار شهرستان زهک است که دارای دهیاری یا شورای اسلامی روستا بوده است. نتایج نشان می دهد هیچ یک از پهنه های جغرافیایی تعریف شده در سطح دهستان پایدار نبوده و سه دهستان نیمه پایدار و یک دهستان ناپایدار هستند. ارزیابی پایداری در ریزپهنه ها نیز نشان می دهد روستاهای ناپایدار طبیعی اغلب جمعیت کمی داشته و این به معنی آن است که فعالیت نیز توسعه پیدا نکرده است. بدین ترتیب لازم است در مناطق ویژه ای همچون شهرستان زهک مدیریت بحران بایستی بر تامین منابع طبیعی و جلوگیری از آسیب پذیری از بحران های طبیعی متمرکز شده و انتظار می رود با پایداری طبیعی، سکونت و فعالیت نیز پایدار خواهد شد.&lt;br&gt;
&amp;nbsp;</description>
						<author>محمد قاسمی سیانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تببین فرآیندهای نوگرایی در عدم انطباق فضایی محله‌های شهری: (مورد پژوهش، منطقه 4 شهرداری تهران)</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jsaeh/browse.php?a_id=3165&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;strong&gt;چکیده&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
فرایندهای نوگرایی و سیاست های برنامه ریزی شهریِ نوگرا، اثرات و پیامدهای قابل توجهی بر تحولات فضاییِ شهرها داشته است. ازجمله این پیامدها ایجاد شکاف فزاینده بین گروه های اجتماعی و فضاهای شهری بر پایه مجموعه ای از زمینه ها و مکانیزم ها بوده که از اواخر دهه 1960 به بعد، تحت عنوان &amp;quot;نظریه عدم انطباق فضایی&amp;quot; مفهوم پردازی  و به سنجش های  تجربی گذاشته شده است. روش شناسی پایه در برآورد وضعیت عدم انطباق فضایی در شهرها یا مناطق شهری، مبتنی بر منطق &amp;quot;جدایی گزینی فضایی&amp;quot;در بین گروه های اجتماعی و کاربری های زمین به طور هم زمان است؛ چراکه بر اساس نظریه عدم انطباق فضایی، نمی توان مکانیزم های جدایی گزینی بین گروه های اجتماعی در شهر را بدون در نظر گرفتنِ ارتباط آن با مکانیزم های جدایی گزینی در فضاها یا کاربری های شهری و بالعکس، توضیح داد. بر اساس چنین منطق روش شناختی، مقاله حاضر، به سنجش وضعیت انطباق فضایی در منطقه 4 شهرداری تهران پرداخته است&lt;a&gt;. روش جمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای و داده های موجود در مرکز آمار (داده  های سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال 1395 در سطح بلوک های جمعیتی منطقه)، سازمان راه و شهرسازی، شهرداری منطقه 4 بوده است. متغیرهای مورداستفاده برای تجزیه وتحلیل عدم انطباق فضایی در منطقه، میزان تحصیلات، اشتغال به تحصیل در خارج و داخل کشور، وضعیت اشتغال و بیکاری،سطح زیربنای مسکن، نوع مالکیت مسکن، تغییرات الگوی کاربری زمین و میزان رفت وآمدهای روزانه در محدوده موردبررسی بوده است.&lt;/a&gt;&lt;br&gt;
یافته های به دست آمده بر اساس متغیرهای تعریف شده و تکنیک های مورداستفاده در نرم افزارهای &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;Segragation Analyser&lt;/span&gt; و &lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;ArcGIS&lt;/span&gt; نشان می دهد که وضعیت عدم انطباق فضایی در این منطقه شهری، بالاست و شدت آن ازنظر ویژگی های شغلی و سواد گروه های اجتماعی در ارتباط با وضعیت کاربری های فعالیتی و سکونتی بیشتر است. بر پایه این نتیجه، برخی راهبردها و سیاست ها برای کاهش وضعیت عدم انطباق فضایی در منطقه چهار و کمک به توزیع متوازن تر و عادلانه ترِ توسعه در این منطقه و کاهش فقر در بین گروه های فرودست پیشنهادشده است.

&lt;div&gt;
&lt;hr align=&quot;left&quot; size=&quot;1&quot; width=&quot;33%&quot; &gt;
&lt;div&gt;&lt;div id=&quot;_com_1&quot; uage=&quot;JavaScript&quot;&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
						<author>مجمد سلیمانی مهرنجانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل، تاب آوری و آسیب پذیری اجتماعی_ اقتصادی جوامع شهری در مقابل خشکسالی      (مطالعه موردی:استان یزد)</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jsaeh/browse.php?a_id=3132&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;a&gt;&lt;strong&gt;پدیده&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;خشک سالی با تأثیر بر مسائل اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی، منجر به آسیب پذیری جوامع انسانی می شود. در مناطق خشک نظیر استان یزد، اثرات خشکسالی با پدیده خشکی ادغام می شود و فشارهای شدیدی بر جوامع وارد می کند.در این مطالعه به تحلیل آسیب پذیری و تاب آوری جوامع انسانی &amp;nbsp;با خشکسالی به استناد داده های هواشناسی و پایگاه داده های واقعی سرشماری عمومی در طول دوره آماری ۲۰ساله پرداخته شده است.از متغیرهای اقتصادی،اجتماعی وزیست محیطی به عنوان شاخص های تاب آوری وآسیب پذیری استفاده شد. با تحلیل مؤلفه های اصلی چند عامل، به  عنوان &lt;a&gt;مؤلفه های&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt;اصلی انتخاب &lt;a&gt;گردید&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;.با محاسبه شاخص &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;SPI&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; در منطقه خشک ترین سال مشخص گردید و با محاسبه میانگین وزنی شاخص همبستگی آن با مؤلفه های اصلی منتخب براساس استنباط آماری مناسب بررسی گردید. سپس با استفاده از تحلیل رگرسیون تاثیر خشک سالی بر ابعاد مختلف تابآوری جوامع انسانی بررسی شد.نتایج&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;،&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;وقوع خشکسالی های مکرر در سال های اخیر در منطقه را بیان می کند.تحلیل ارتباطات خشکسالی با عوامل جوامع انسانی از بین عوامل متعدد اقتصادی،مهم ترین عامل موثر در تابآوری جوامع، سطح درامد می باشد.تحلیل عوامل اجتماعی بیانگر &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;،تاثیر خشکسالی بر تعداد شرکت تعاونی کشاورزی و نرخ بیکاری میباشد.&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;نتایج عوامل زیست محیطی نشان میدهد، که &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;مساحت جنگل کاری&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; ،بیشترین تاثیر دربرابر خشکسالی را دارد.بطور کلی&amp;nbsp; در این استان ارتباط تنگاتنگی بین خشکسالی آسیب پذیری و تاب آوری جوامع انسانی حاکم است.بنابراین هر میزان آسیب پذیری کاهش یابد میزان تاب آوری جوامع بیشتر می شود.میزان وابستگی به طبیعت بر آسیب پذیری و تابآوری تاثیر گذار است بنابراین در مدیریت بلند مدت این مناطق بایستی وابستگی جوامع انسانی به خشکسالی کاسته شود تا نوسانات آن منجر به تخریب تاب آوری این جوامع نگردد.برای این منظور بهترین راهکار تنظیم تقاضای جوامع انسانی متناسب با زنجیره تولید،صنایع تبدیلی و بازیافت در این مناطق است&lt;/strong&gt;</description>
						<author>عباسعلی ولی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
