جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای براتی

محمدجواد براتی، منوچهر فرج زاده اصل، رضا برنا،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده

محدودیت هایی مانند پوشش زمانی کم و کوچک مقیاس بودن تصویر برداری مادون قرمز حرارتی در اقلیم شناسی شهری به عنوان یک چالش علمی عصر حاضر می باشد. برای رفع این مشکل، مدل های ادغام زمانی و مکانی تصاویر مانند SADFAT در سنجش از دور مورد توجه قرار گرفته است. در تحقیق حاضر قابلیت استفاده از مدل SADFAT برای بکارگیری ویژگیهای مکانی تصاویر سنجنده  OLIو زمانی سنجنده MODIS، به منظور برآوردLST  های مناطق شهری، ارزیابی شده است. داده های ورودی به مدل شامل رادیانس حرارتی تصاویر مودیس و لندست و باند قرمز و مادون قرمز نزدیک لندست جهت پیش بینی دمای سطح روزهای متوالی سال 2017 میلادی محدوده شهر تهران می باشد. الگوریتم با بکارگیری دو جفت تصویر مودیس و لندست در زمان مشابه و مجموعه هایی از تصاویر مودیس در زمان پیش بینی و تعیین ضریب تبدیل تغییرات رادیانس حرارتی پیکسل ناهمگن مودیس نسبت به پیکسل لندست، LST را در مناطق ناهمگن پیش بینی می کند.
برای ارزیابی نتایج مدل، تمامی پیکسل های تخمین زده شده به صورت نظیر به نظیر با پیکسل های تصویر مبنا در آن محدوده مقایسه شدند. میزان برآیند مقایسه برای روزهای فصل پاییز نشان می دهد که مدل SADFAT در این فصل بطور میانگین با ضریب همبستگی 86/0 و خطای خطای جذر میانگین مربعی 122/0 ، بالاترین دقت و در فصول دیگر با میانگین ضریب همبستگی 76/0 و خطای جذر میانگین مربعی حدود 4/0 ، دقت خوبی را ارائه نموده است . بنابراین با وجود برخی خطاهای سیستماتیک و متغیر موجود در تصاویر و اجرای الگوریتم، عملکرد این مدل برای پیش بینی LST در مقیاس زمانی روزانه و قدرت تفکیک مکانی 30 متر در شهر تهران خوب ارزیابی شد.

آقا میلاد حیدری، دکتر فاطمه رزاقی بورخانی، دکتر علی اکبر براتی، دکتر طاهر عزیزی خالخیلی،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده

هدف: این پژوهش با هدف واکاوی اثرات ریسک و مخاطرات اکوسیستم روستایی در توسعه انواع گردشگری روستایی در منطقه گردشگری روستایی شهرستان محمودآباد، واقع در استان مازندران انجام شد تا به بررسی توسعه انواع گردشگری روستایی به عنوان راهبرد تاب‌آور نمـودن و سازگاری روستاییان و راهکاری پیشگیرانه در روستاها در برابر مخاطرات اقتصادی و زیست‌محیطی و اجتماعی و نیز کاهش آسیب‌پذیری در اکوسیستم روستایی بپردازد.
روش پژوهش: از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه­ی گردآوری اطلاعات، توصیفی (غیرآزمایشی) و از نوع همبستگی (تحلیل ماتریس واریانس) با هدف نمایش رابطه میان متغیرها می‌باشد. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی 88 روستا موجود در شهرستان محمودآباد بود. ابزار جمع‌آوری داده‌ها یک عدد پرسشنامه محقق ساخته و افراد مورد پرسش دهیاران بودند. برای تحلیل داده‌ها از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری مبتنی بر روش حداقل مربعات جزئی استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج پژوهش در زمینه اولویت‌بندی بعدها و گویه‌‌های مخاطرات و ریسک برای ارزیابی اکوسیستم روستایی نشان می‌دهد که ریسکهای اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی به ترتیب در اولویت‌های یک تا سه جای گرفتند. بر اساس مدل ساختاری، میان ریسک‌های تأثیرگذار بر توسعه انواع گردشگری، بر اساس ضریب مسیر (pc) تنها تأثیر مستقیم مخاطرات زیست‌محیطی (با ضریب مسیر 0/338و T-value  2/467) معنی‌دار شده است؛ ریسک اقتصادی و اجتماعی به طور غیرمستقیم از طریق متغیر میانجی ریسک زیست‌محیطی بر توسعه انواع گردشگری اثر معنی‌داری داشته است. حدود 30 درصد از تغییرات توسعه انواع گردشگری توسط مدل پیشنهادی با اثر مستقیم مخاطرات زیست‌محیطی و اثر غیرمستقیم مخاطرات اقتصادی و مخاطرات اجتماعی تبیین می‌شود.
نتیجه‌گیری: به‌عنوان یک نتیجه‌گیری کلی، انواع گردشگری روستایی در منطقه باید به‌عنوان کارآفرینی فرصت‌محور و ضرورت‌محور موردتوجه جدی قرار گیرد. در این راستا تشکیل نهادهای گردشگری محلی با تمرکز بر جوانان و زنان روستایی، یک راهکار مؤثر برای کاهش مخاطرات اجتماعی و اقتصادی روستا محسوب می‌شود. در نهایت، شناخت و ترویج ارزش‌های اکولوژیکی از طریق نهاد توانمندساز آموزش و ترویج کشاورزی، زیربنای توسعه پایدار معیشت روستایی است و باید با تأکید بر توسعه گردشگری سبز و اگروتوریسم موردتوجه جدی قرار گیرد.

موسی کمانرودی کجوری، حبیب اله فصیحی، شهلا براتی سده،
دوره 11، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

یکی از سیاست‌های حل مشکلات حمل‌و نقل و ترافیک شهرها، گسترش شبکه بزرگراهی‌ است. فرایند ساخت این معابر به دلایل مختلف، ازجمله به دلیل عدم تملک به موقع املاک و مستغلات مورد نیاز، با تأخیر طولانی‌‌ و پیامدهای نامطلوب ناشی از آن‌ مواجه می‌شود. هدف این مقاله، شناخت تأثیر تأخیر در فرایند تملک املاک و مستغلات در ساخت بزرگراه شوش در محدوده  محله طیب در منطقه 15 شهرداری تهران است. جامعه آماری شامل 253 قطعه زمین و 1139 نفر جمعیت ساکن در محدوده اجرای این پروژه و مدیران مرتبط به آن در شهرداری این منطقه است. حجم نمونه ساکنین محدوده اجرای این پروژه، 281 نفر است که با استفاده از فرمول کوکران و با خطای 5% محاسبه شد. داده و اطلاعات به دو روشکتابخانه‌ای و پیمایشی و در 5  معیار اجتماعی، اقتصادی، کالبدی، ترافیکی و محیط‌زیستی و 13 گویه مرتبط به آن‌ها به دست آمده است. در مطالعات پیمایشی، از جامعه نمونه ساکنین محدوده اجرای این پروژه پرسشگری به عمل آمد. نمونه‌گیری این جامعه به روش تصادفی ساده منظم انجام شد. با مدیران مرتبط به این پروژه مصاحبه نیمه‌ساختاریافته به عمل آمد. تعداد مصاحبه‌ها به روش اشباع نظری و با آغاز از شهردار ناحیه 1 شهرداری منطقه 15 انجام شد. برای پردازش و تحلیل داده و اطلاعات از نرم‌افزارهای SPSS و GIS و آزمون آماری T-Test استفاده شد. براساس یافته‌ها، از ابتدای اجرای این پروژه، ارائه خدمات عمومی به ساکنین، امکان گذران اوقات فراغت، ارزش زمین و مسکن و تعداد مشاغل در محدوده اجرای این پروژه کاهش پیدا کرد.
 
بهزاد رایگانی، سوسن براتی، منا ایزدیان،
دوره 12، شماره 3 - ( 10-1404 )
چکیده

تغییر اقلیم به‌عنوان یکی از مهم‌ترین چالش‌های محیط‌زیستی قرن حاضر، تأثیرات عمیقی بر اکوسیستم‌های آبی ازجمله تالاب‌ها دارد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر تغییر اقلیم بر سه تالاب پیراحمدکندی، ناور و زاویه سفلی در شهرستان چالدران (آذربایجان غربی) طی دوره ۱۹۸۴ تا ۲۰۲۳ است. به این منظور، داده‌های اقلیمی پایگاه TerraClimate و خروجی مدل‌های CMIP6 تحت چهار سناریوی انتشار گردآوری شد. جهت ارزیابی تغییرات سطح آب، تصاویر ماهواره‌ایLandsat، Sentinel-2 و داده‌های JRC/GSW پردازش گردید. مساحت سالانه تالاب‌ها استخراج و با پارامترهای اقلیمی (دما، بارش، تبخیر و تعرق واقعی و آب معادل برف) از طریق تحلیل سری‌های زمانی، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره مقایسه شد. همچنین، با استفاده از روش عامل تغییر در ریزمقیاس‌نمایی داده‌های اقلیمی، تغییرات احتمالی تا ۲۰ سال آینده پیش‌بینی گردید.
نتایج حاکی از آن است که افزایش دما و تبخیر و تعرق، مهم‌ترین عوامل کاهش سطح تالاب‌ها بوده‌اند. تالاب پیراحمدکندی بیش از ۲۷٪ و ناور حدود ۲۰٪ از مساحت خود را از دست داده‌اند، در حالی که در زاویه سفلی به دلیل دخالت‌های انسانی و ورود پساب کشاورزی، الگوی کاهش فصلی و نامنظمی مشاهده می‌شود. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد روند افت سطح، به‌ویژه در دو تالاب اول ادامه خواهد یافت و ممکن است پیامدهایی همچون تشدید خشکسالی، کاهش تنوع زیستی و افت کیفیت آب را به دنبال داشته باشد. نتایج پژوهش بر ضرورت تدوین سیاست‌های پایدار مدیریت منابع آب، کنترل تبخیر و تعرق و در نظر گرفتن اثرات انسانی در برنامه‌های حفاظتی تأکید دارد. بهره‌گیری از مدل‌های هیدرولوژیکی پیشرفته و ترکیب داده‌های سنجش از دور با روش‌های یادگیری ماشین نیز می‌تواند به ارائه راهکارهای مؤثرتر در حفاظت از تالاب‌ها کمک کند.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سامانه نشریات علمی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Spatial Analysis Environmental hazarts

Designed & Developed by : Yektaweb