403 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
علی عشقی چهاربرج، حسین نظم فر، عطا غفاری،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
در چند دهه اخیر زلزله بهعنوان یکی از مخربترین مخاطره محیطی خسارتهای بسیاری را به اموال و داراییها در نواحی شهری و اطراف آن وارد نموده است، با توجه به اینکه زلزله بهعنوان نیروی محرک بیرونی ثابت است برای کاهش آسیبپذیری به افزایش تابآوری نیاز است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف ارزیابی وضعیت تابآوری نواحی دهگانه منطقه یک شهرداری تهران در برابر زلزله صورت گرفته است. روش این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی با هدف کاربردی است. قلمرو پژوهش نواحی دهگانه منطقه یک شهرداری تهران میباشد. برای تعیین اهمیت نسبی هر یک از مؤلفهها از فرآیند تحلیل شبکهای(ANP) استفاده شده است. برای رتبهبندی وضعیت تابآوری نواحی دهگانه منطقه یک شهرداری تهران در برابر زلزله از روشهای تصمیمگیری چندمعیاره شامل تاپسیس، ویکور، HAW و SAW استفاده شد، سپس برای رسیدن به یک نتیجه واحد از این تحلیلها، از مدل تلفیقی کاندرست بهره گرفته شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد که نواحی 2، 4، 5 و 3 با کسب بالاترین رتبه از تابآوری زیادی، نواحی 7، 8 و 1 از تابآوری متوسط، ناحیه 10 و 6 از تابآوری کم و ناحیه 9 از تابآوری خیلی کم در برابر زلزله برخوردار میباشد که میبایست در برنامهریزیهای آتی در اولویت برنامهریزی قرار گیرد.
باقر کرد، امین راحتی، پیمان محمودی، پرویز خسروی، حریر بیدار،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
یکی از مشکلات اساسی در بحث مدیریت خشکسالی، تخصیص بودجه جهت کمک به آسیب دیدگان از این پدیده اقلیمی است که گاهاً مشاهده شده است که هیچ سازوکار مشخصی برای آن تعریف نشده است و بعضی اوقات نیز مشاهده شده است که این تخصیص ها بر اساس علایق منطقهای و سیاسی بوده است و آسیب دیدگان اصلی از خشکسالیها از این کمک ها بی بهره بوده اند، لذا این تحقیق به دنبال طراحی یک الگوریتم فراابتکارانه هوشمند جهت مدیریت بودجه خشکسالی در استان سیستان و بلوچستان می باشد.
در این مطالعه از شاخصهایی همچون جمعیت، برخورداری از آب شرب شهری و روستایی، آسیب پذیری منابع آب، میزان سطح زیر کشت، تعداد بهره برداران بخش کشاورزی، مصرف سالیانه آب کشاورزی و نزولات جوی استفاده شده است. مقادیری عددی مربوط به هر کدام از این شاخصها به تفکیک هر شهرستان جمع آوری شدند. اما با توجه به اینکه این شاخصها در هر شهرستان از اهمیت یکسانی برخوردار نیستند و ممکن است برخی از آنها در یک شهرستان اهمیت بیشتری و در شهرستان دیگری اهمیت کمتری داشته باشند، از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی (AHP) با استفاده از روش مقایسه زوجی برای تعیین اهمیت نسبی این شاخصها کمک گرفته شد. برای تعیین طبقات مختلف خشکسالی نیز از شاخص استاندارد شده بارش SPI)) استفاده شد. بعد از تعیین مقادیر عددی طبقات مختلف خشکسالیهای استان، از الگوریتم کلونی مورچگان برای اولویتبندی شهرستانها جهت مدیریت بهینه بودجه خشکسالی استفاده شد که نتایج این الگوریتم در قالب نقشه های اولویتبندی مدیریت بودجه خشکسالی استان ارائه شدند.
با توجه به معیارهای انتخاب شده و روش کار پیشنهادی به نظر میرسد که ترکیب تکنیک تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و الگوریتم کلونی مورچگان قادر به تدوین سیستمی هوشمند حهت تعیین اولویت شهرستانهای استان سیستان و بلوچستان در زمان وقوع خشکسالیها برای اختصاص بودجه بهینه در خصوص کاهش اثرات مخرب خشکسالی ها باشند. بر اساس نقشه های اولویت بندی تخصیص بودجه بهینه خشکسالی بین شهرستان های استان سیستان و بلوچستان به راحتی مشاهده می شود که نتایج با واقعیت های موجود در استان تقریباً هماهنگی خوبی نشان می دهد.
علی اکبر شمسی پور، ایوب جعفری، حسام بستانچی،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
رخداد کولاک برف یکی از مخاطرات اقلیمی است که از ترکیب سایر عوامل اقلیمی مانند دما (دمای زیر صفر)، برف و باد (سرعت 15 متر بر ثانیه) رخ میدهد. در این تحقیق شرایط رخداد کولاک برف در شمال غرب ایران با روشهای آماری و همدیدی انجام میشود. با تحلیل همه کدهای هواشناسی کولاک (36، 37، 38 و 39) در دوره آماری 1987-2016 برای 11 ایستگاه همدید منطقه مورد مطالعه، کدهای با کولاک شدید برف (37،39) انتخاب گردید. سپس با استفاده از دادههای ارتفاع ژئوپتانسیل، باد و دمای ترازهای 500 و 850 هکتوپاسکال اخذ شده از پایگاه دادههای باز تحلیل جوی NCEPNCAR، الگوهای همدیدی رخداد کولاک واکاوی گردید. تحلیلهای آماری در مورد ارتباط اثر عوامل جغرافیایی بر کولاک شدید برف نشان داد که عامل ارتفاع بیشترین تأثیر را در شدّت، افزایش و تفاوتهای مکانی رخداد این پدیده دارد. بررسی الگوهای همدید رخداد پدیده کولاک نشان داد که 5 الگوی اصلی در ایجاد آن در منطقه نقش دارد. الگوهای همدیدی ایجاد کننده شامل تشکیل یک مرکز کم ارتفاع بریده، عبور فرودی بلند از ایران، شکلگیری ناوهی نسبتاً عمیق و کشیده شده شرق مدیترانه، سامانه بندالی از نوع رکس و تشکیل سامانههای بندالی امگایی است. در بین الگوهای بهدست آمده، الگوهایی که به صورت بندالی بودند، مهمترین نقش را در ماندگاری و انتقال جریانات توأم با سرما داشته و سایر الگوها علیرغم فراوانی که داشته اند به صورت دورهای، از شدت و ضعف برخودار بودند.
نیما سهراب نیا، بهلول علیجانی، مهری اکبری،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
در این تحقیق به مطالعه چگونگی اثرات تغییرات اقلیمی بر جریان رودخانههای حوضههای منتخب استان گیلان، یکی از استانهای شمالی کشور ایران برای دورهی سالهای 2020 تا 2050 و تحت سه سناریوی اقلیمی RCP2.6، RCP4.5، RCP8.5 پرداخته شد. برای این منظور از دادههای بارش و دمای 45 ایستگاه دادههای اقلیمی و 20 ایستگاه آبسنجی در دورهی 1983 تا 2013 ستفاده شد. محاسبه متوسط بارش و دما در سطح حوضهها از طریق ترسیم خطوط هم باران و هم دما با روش کریجینگ انجام گرفت. جهت تعیین معناداری روند دادههای مورد مطالعه و مقدار شیب آنها به ترتیب از آزمونهای من-کندال و شیب سنس کمک گرفته شد. نتایج نشان داد، دما طی دورهی مورد مطالعه در همهی حوضههای آبریز روند افزایشی داشته و این روند در اکثر آنها معنادار بوده است اما برای بارشها روند معناداری مشاهده نشد. همچنین آبدهی در اکثر حوضهها کاهشی بوده و در حوضههای شفارود، ناورود و چافرود این روند معنادار است. از سوی دیگر برای دورههای آینده، بارشها در هیچ یک از سناریوهای اقلیمی روند معناداری ندارند اما دما در به غیر از سناریوی RCP2.6 در سناریوهای دیگر دارای روند افزایشی است. آبدهی رودخانهها نیز در سناریوی RCP2.6 در هیچیک از حوضهها روند معناداری ندارد اما در سناریوی RCP4.5 در دو حوضهی آبریز شفارود و گشت رودخان روند کاهشی معنادار در سطح اطمینان 95 درصد دیده میشود که این روند در سناریوی RCP8.5 در حوضههای چافرود و شفارود در سطح اطمینان 99 درصد نیز معنادار میباشد.
جواد سدیدی، زهرا جودکی، هانی رضائیان،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
با توجه به وسیعتر و پیچیدهتر شدن فضای بسته داخل ساختمانها مانند فرودگاهها، مراکز خرید و بیمارستانها نیاز به سیستم های ناوبری در فضای بسته (Indoor) جهت راهنمایی کاربر مخصوصا در مواقع بحران مانند زلزله و آتش سوزی احساس میشود. هدف اصلی این پژوهش طراحی و پیادهسازی سیستم تحت وب ناوبری در فضای سهبعدی داخل ساختمان است. این سیستم بطور اتوماتیک مدل داده CityGML را پردازش کرده، و اطلاعات مفهومی، توپولوژی و ژئومتری مانند، پلان طبقات، کاربری فضاهای داخلی و نحوه اتصال این فضاها را از آن استخراج و سپس یک گراف مسیریابی از اطلاعات استخراج شده تولید میکند. پردازش مدل داده CityGML و آنالیز گراف و مسیریابی در سمت سرور و با استفاده از زبان برنامهنویسی Python انجام شده، و رابط کاربری نیز با استفاده از زبانهای توسعه وب مانند HTML، JavaScript، JQuery و AJAX توسعه یافتهاست. از ویژگیهای این وب اپلیکیشن، ارائه مسیر و مدل سهبعدی ساختمان در یک محیط سهبعدی است که با استفاده از کره مجازی Cesium ایجادشده و علاوه بر آن به همراه مسیر محاسبه شده یک راهنمای توصیفی نیز در اختیار کاربر قرار می گیردکه باعث درک بهتر از مسیر شدهاست. انجام اتوماتیک پردازش مدل داده CityGML و تولید گراف و مسیریابی، توسط موتور نرمافزاری توسعه داده شده در این پژوهش باعث شده تا نیازی به استفاده از هرگونه نرمافزار جانبی برای اینگونه محاسبات نباشد. امکان اجرای این نرمافزار روی هر وسیلهای که به شبکه اینترنت متصل و مجهز به یک مرورگر رایج وب باشد، وجود دارد
حسن لشکری، ندا اسفندیاری،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
رودخانههای جوی ساختارهایی طولانی- باریک و متمرکز از شار بخارآب هستند که با بارشهای فرین و سیلابها ارتباط بسیار نزدیکی دارند و مناطق خشک و نیمهخشک نسبت به این پدیده در آسیبپذیری بیشتری قرار دارند به همین جهت این مطالعه به شناسایی و معرفی بالاترین بارشهای رخداده به هنگام حضور رودخانههای جوی از نوامبر تا آوریل (۲۰۰۷-۲۰۱۸) پرداخت تا ضمن نشان دادن اهمیت این پدیده در ایجاد بارشهای ابرسنگین و معرفی مناطق متأثر از آن عوامل همدید مؤثر بر آنها را تحلیل کند. بهمنظور شناسایی رودخانههای جوی از دادههای انتگرال قائم شار بخارآب استفاده شد و آستانههایی مستند بر روی آنها اعمال گردید. تاریخ رخداد هر رودخانه جوی با بارش روزانه آنها موردبررسی قرار گرفت و ده مورد از بالاترین رخدادهای بارش ایستگاهی (معادل صدک ۹۵ ام از حداکثر بارشها) مرتبط با رودخانههای جوی معرفی و تحلیل گردید. نتایج نشان داد دریاهای گرم جنوبی بهطور مستقیم و غیرمستقیم منشأ عمده رودخانههای جوی مرتبط با بارشهای ابرسنگین بوده است. منشأ اکثر این رودخانههای جوی در زمان اوج رخداد دریاهای سرخ، خلیج عدن و منطقه شاخ آفریقا میباشد. ازلحاظ همدیدی منشأ ۷ مورد از رودخانههای جوی از کمفشار سودانی و در سه مورد باقیمانده از سامانههای ادغامی بوده است. دینامیک غالب در وردسپهر بالایی برای تکوین و قوام رودخانه جوی جت جنبحارهای بوده است. در سامانههای سودانی ساختار غالب جت تمایل نصفالنهاری و در سامانههای ادغامی گرایش مداری حاکمیت داشته است. به دلیل حاکمیت یک جریان بالاسوی قوی در همجواری بالاترین شار رطوبتی جریانات همرفتی شدید سبب بارشهای ابرسنگین گردیده است و ایستگاه دارای بالاترین بارش در منطقه شرق و شمال غربی میدان امگای منفی یا جریانات بالاسو قرار داشته است.
ایرج قاسمی، فاطمه رزاقی بورخانی، محمدعلی محمدی قرهقانی، رسول لوایی آدریانی،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
سالانه تعدادی از سکونتگاههای روستایی تحت تأثیر مخاطرات طبیعی و یا عوامل انسانی دستخوش تغییر میشوند؛ بهطوری که ادامۀ حیات در این سکونتگاهها مخاطرهآمیز بوده و حتی در برخی موارد ناممکن است. بدین ترتیب برنامههای جابجایی در قالب ترک مکان اولیه و ایجاد سکونتگاههای جدید در مکان دیگری مورد توجه برنامهریزان و مدیران قرار میگیرد. این برنامهها غالباً بدون پیامد نبوده و ابعاد مختلف زندگی ساکنین را تحت تأثیر قرار میدهند. شناسایی این پیامدها میتواند تجارب و شواهد کافی برای مدیریت سایر پروژههای جابجایی فراهم نماید. بر این اساس، مطالعۀ حاضر با تمرکز بر جابجایی سکونتگاهی در روستای بلوچآباد درصدد است تا با کشف بسترهای جابجایی و تبیین ادراک ساکنین از علل جابجایی، پیامدهای ناشی از آن را شناسایی نماید. این مطالعه به شیوۀ قومنگاری هدایت شد و برای جمعآوری دادهها از تکنیکهای مصاحبۀ عمیق، مشاهدۀ غیرمشارکتی و گروه کانونی استفاده گردید. مشارکتکنندگان شامل ساکنین روستای بلوچآباد بودند که بهصورت هدفمند انتخاب شدند. نتایج نشان داد که پیامدهای جابجایی در ابعاد فیزیکی ـ کالبدی، اجتماعی و اقتصادی رخ داده و این پیامدها از یکدیگر مستقل نیستند. پیامدهای اقتصادی و اجتماعی ریشه در ساختارهای فیزیکی ـ کالبدی مساکن دارند و نیز پیامدهای اجتماعی علاوه بر آنکه از جنبههای فیزیکی ـ کالبدی نشأت میگیرند، ریشه در پیامدهای اقتصادی دارند. بهطور کلی، بر مبنای نتایج میتوان استنباط نمود که ساختارهای فیزیکی ـ کالبدی آغازی برای رخداد سایر پیامدهای جابجایی به شمار میروند.
زینب مجرد، جواد جمال آبادی، نجمه شفیعی، محمد علی زنگنه اسدی، کبری پرک،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
حرکات تودهای، از جمله پدیدههای مورفودینامیکاند که تحت تأثیر عوامل مختلفی در سطح دامنههای مناطق کوهستانی به وقوع میپیوندند. حرکات تودهای و ناپایداری دامنهای مخاطرات مهمی برای فعالیتهای انسانیاند که اغلب سبب ازدست رفتن منابع اقتصادی و خسارت دیدن اموال و تأسیسات میشوند. این مسائل لزوم پهنهبندی خطر حرکات تودهای را به عنوان اولین مرحله مدیریت صحیح محیطی این پدیده روشن میکند. در این پژوهش به بررسی پهنهی خطر وقوع حرکات تودهای با استفاده از روشهای ارزش دهی اطلاعاتی و تراکم سطح در حوضه آبخیزقوچان- شیروان پرداخته ایم به این منظور ابتدا 12 لایه اطلاعاتی مهم تأثیرگذار در وقوع حرکات تودهای از قبیل سنگ شناسی، شیب، ارتفاع، بارش، جهت شیب، فرسایش، اقلیم، فاصله از جاده، فاصله از گسل، فاصله از رودخانه، خاک و کاربری اراضی تهیه و رقومی شدند. از تلفیق نقشههای عامل با نقشه زمینلغزشها، درصد لغزش در واحدهای مختلف هر نقشه به دست آمد و با محاسبه تراکم سطح، ارزش اطلاعاتی وزن هر یک از عوامل تعیین شد. در نهایت نقشه پهنهبندی خطر زمینلغزش با ادغام لایههای مختلف وزنی در دو مدل مختلف وزندهی اطلاعاتی و مدل تراکم سطح تهیه شد. نتایج حاصل از این بررسی نشان میدهد که بخش جنوب غربی حوضه بیشترین میزان زمینلغزش را به خود اختصاص داده است. مهمترین عنصر مؤثر در وقوع زمینلغزش محدوده، لیتولوژی میباشد و مدل تراکم سطح از ارزش 12% بیشتری برخوردار میباشد.
حامد حیدری، داریوش یاراحمدی، مصطفی کرمپور،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
هدف از این پژوهش شناسایی مناطق مستعد تبدیل شدن به کانون های گرد و غبار در استان لرستان می باشد در این راستا روش انجام کار مبتنی بر طبقه بندی، هر کدام از لایه های مربوطه، تعیین یا استخراج معیارهای کانون گردوغبار، وزن دهی به هرکدام از لایه های مربوطه با استفاده از ماتریس وزن دهی زوجی AHP، و در نهایت برهم نهی نهایی لایه های مربوطه برای تعیین نواحی مساعد کانون های گردوغبار با استفاده از نرم افزارهای GIS،Spss ،Expert Choice می باشد. نتایج نشان داد که حدود 9 درصد از مساحت استان لرستان پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به کانون های محلی گردوغبار داشته اند. توزیع فضایی این طبقه در استان در نقشه نهایی تولید شده بیانگر آن بود بیشترین مساحت این طبقه در نواحی شرقی و به ویژه شمال شرق استان که شامل شهرستان های ازنا و الیگودرز متمرکز شده است. در نواحی جنوبی منطقه مورد بررسی نیز از جمله شهرستان های پلدختر و رومشگان نیز بخش هایی دیده میشود. در نواحی مرکزی استان و همینطور بخش های شمال غرب استان شامل شهرستان های خرم آباد، دلفان، سلسله و دورود این طبقه مشاهده نمیگردد. در بخش های جنوبی شهرستان کوهدشت نیز بخش های کوچکی از طبقه کانون های بالقوه گردوغبار مشاهده میگردد. این طبقه بیشترین ریسک را برای تبدیل شدن به یک کانون فعال گردوغبار وجود دارد. منبع تغذیه بسیاری از رخدادهای گردوغبار استان نیز میتوان گفت همین نواحی هستند که برخی از آن ها در حال حاضر کانون های بالقوه گردوغبار هستند.
پریسا جابری، سمانه ثابت قدم، سرمد قادر،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
دید افقی از مهمترین ویژگیهای نوری جوّ بهشمار میرود و پیشبینی آن از جنبههای گوناگون اهمیت دارد. هدف از مقاله حاضر، پیشبینی کاهش دید ناشی از مه و بارش با استفاده از مدل WRF در منطقه تهران است. دو مطالعه موردی در 7 مارس 2013 و در11 ژانویه 2014 با کاهش دید افقی به دلیل رخداد بارش برف و مه برای بررسی انتخاب شدهاند. برای پیشبینی دید از چهار روش پارامترسازی SW99، FSL، AFWA و UPP1 استفاده شدهاست این چهار روش پس از کدنویسی، در مدل پیشبینی عددی WRF پیاده سازی میشوند و مقادیر پیشبینی شده در نهایت با دید مشاهداتی مقایسه میشوند. نتایج نشان میدهند که تمام روشها، رخداد کاهش دید را پیشبینی میکنند، اما به نظر میرسد کارآیی روش به نوع پدیده مورد مطالعه بستگی دارد؛ به طوریکه پیشبینی دید در هنگام رخداد برف نسبت به رخداد مه از دقت بیشتری برخوردار است. نتایج بررسی عوامل ایجاد خطا نشان میدهد که در پیشبینی مربوط به دما و دمای نقطه شبنم فرابرآورد وجود دارد. همچنین خطا در تخمین رطوبت نسبی در بسیاری از موارد مثبت است که متعاقباً منجر به ایجاد خطا در پیشبینی دید، بهویژه در هنگام رخداد مه، میشود.
رقیه جهدی، علی اصغر درویش صفت، حسین بدری پور،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
آتش سوزی ها منجر به آسیب قابل توجه به محیط زیست طبیعی اردبیل در سالهای گذشته شده، و شیوع بیشتر این حوادث در آینده قابل پیش بینی است. نقشه های ریسک و فشار آتش در مقیاس مناسب برای مدیران سیمای سرزمین و تصمیم گیران برای استراتژی های پیشگیری، کاهش و پایش آتش ضروری است. در این مقاله، شبکه های رستری متریک ریسک و فشار آتش با اندازه تفکیک 100 متر برای شهرستان های حساس به آتش سوزی در جنوب استان اردبیل براساس مدل شبیه سازی آتش و تجزیه و تحلیل مکانی در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی، همراه با داده تکمیلی احتراق و سطح آتش تاریخی (1397-1384) تهیه شد. پارامترهای ریسک آتش (احتمال سوختن (BP)، طول شعله شرطی (CFL) و اندازه آتش (FS)) با الگوریتم حداقل زمان حرکت (MTT) FlamMap با توجه به شرایط آب و هوایی 14 فصل آتش سوزی گذشته تولید شد. علاوه بر این، شاخص پتانسیل آتش (FPI) برای تجزیه و تحلیل مکانی نقاطی که با احتمال بیشتری آتش سوزی های بزرگ از آنجا شروع می شوند، برآورد شد. متوسط BP، CFL و FS به ترتیب 0025/0-00007/0، 6/1-05/0 متر و 360-55 هکتار بدست آمد که بر تغییرات زیاد در فاکتورهای فشار آتش در منطقه مطالعه تاکید دارد. FPI محاسبه شده، دو ناحیه اصلی با بیشترین ارزشها را نشان داد که شامل مناطق با احتراق های تاریخی زیاد و نواحی وسیع با وجود مواد سوختنی با اشتعال سریعتر است. نتایج این مطالعه میتواند برای تجزیه و تحلیل ریسک و براورد اثرات بالقوه آتش، ارزیابی تغییرات تاریخی و روندهای آتی فشار آتش، و تعیین استراتژی های تیمار ماده سوختنی به منظور کاهش ریسک آتش سودمند باشد.
علیرضا پیل پایه، داوود نجفیان قوجه بیگلو، توفیق سعدی، اکبر رحمتی،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
خشکسالی از جمله بلایای طبیعی است که نسبت به سایر پدیدههای طبیعی در یک بازه زمانی طولانی اتفاق میافتد که بهصورت متناوب جوامع بشری را از طریق اثرات منفی بر روی منابع آب و کشاورزی و به دنبال آن اقتصاد را دچار مشکل میسازد. یکی از روشهای بررسی وضعیت خشکسالی استفاده از شاخصهای خشکسالی همچون SPI میباشد. در این پژوهش از شاخص SPI جهت بررسی خشکسالی و ترسالی طی دوره زمانی 2001 تا 2016 استفاده شده است. شاخص SPI صرفا مبتنی بر اساس میزان بارش بوده به همین جهت انتخاب یک منبع بارش مناسب جهت استخراج شاخص SPI در مقیاسهای زمانی مختلف از اهمیت به سزایی برخوردار میباشد. ایستگاههای سینوپتیک به دلیل عدم پراکنش مناسب و همچنین وجود خلاهای آماری زیاد نمیتوانند به عنوان منبع بارش مناسب در این نوع پژوهشها نقطه قابل اتکایی باشند به همین جهت منابع بارش شبکهبندی شده که دارای قدرت تفکیک مکانی و زمانی بالایی هستند میتوانند به عنوان یک جایگزین مناسب برای ایستگاههای زمینی استفاده شوند، در این پژوهش از منبع بارش Era-interim که محصول مرکز پیشبینی های میانمدت جوی اروپایی است استفاده شده است. نتایج ارزیابیهای اولیه حاکی از این بود که منبع بارش Era-interim میتواند به عنوان یک جایگزین مناسب برای ایستگاههای سینوپتیک در سطح کشور استفاده شود. به همین جهت از این منبع بارش جهت بررسی وضعیت خشکسالی در سطح کشور استفاده شد. برررسی وضعیت خشکسالی با توجه به شاخص SPI بود حاکی از این مساله بود که با افزایش مقیاس زمانی شاخص SPI خشکسالیها و ترسالیها شدیدتر شده به نحوی که خشکسالیها و ترسالیهای ملایم در اکثر ماهها و سالهای مورد بررسی تبدیل به خشکسالیهای شدید و ترسالیهای شدید شدند.
کمال امیدوار، مهدی محمودآبادی، پریسا شمس، محبوبه امیری اسفندقه،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
به علت اینکه مکانیسم حرکات واچرخندی میل به نزول و فرونشینی هوا میباشد لذا تاثیر این حرکات و موقعیت قرارگیری انها در وقوع ریزشهای سیلابی قابل توجه میباشد. بدین منظور در این مقاله بارشهای سیلابی دو دهه گذشته استان کرمان مورد بررسی و دو مورد از شدیدترین انها انتخاب شد. به علت تاکید این مقاله بر استان کرمان ابتدا با استفاده از شاخص آماری توزیع گامبل تیپ 1، بارش سنگین برای هر یک از ایستگاههای استان محاسبه گردید. سپس ویژگیهای ترمودینامیک بارشهای مورد نظر با استفاده از دادههای رادیوسوند و نمودار اسکیوتی ایستگاه کرمان مورد تحلیل قرار گرفت. برای تحلیل این سیلابها از دادههای روزانه بارش 10 ایستگاه سینوپتیک استان و نقشههای فشار سطح دریا و سطوح 850، 500 و 300 هکتوپاسکال استفاده گردید. سپس آرایش الگوی همدید و روند آن در نقشههای هوا، طی یک دوره انتخابی 3 روزه بررسی شد. نتایج مطالعه نشان میدهد که عامل اصلی ایجاد بارشهای سیلابی در منطقه مورد مطالعه، تقویت فرود شرق مدیترانه در تروپوسفر میانی است لذا زمانی که با حرکت رو به پایین سامانه ناوه قطبی همراه باشد به سمت عرضهای پایینتر منتقل شده، در نتیجه سامانههای غربی با حرکت خود از روی آبهای گرم جنوبی، رطوبت زیادی را کسب کرده و سبب ریزش بارشهای سنگین و قابل توجهی در منطقه میگردد. همچنین نکته قابل توجه در وقوع بارشها وجود حرکات واچرخندی شدید بر روی ابهای جنوبی و بویژه دریای عمان میباشد که سبب تزریق هر چه بیشتر رطوبت به نواحی داخلی کشور شده و شرایط لازم را برای وقوع اینگونه بارشها فراهم مینماید.
علی مهرابی،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
معدن مس سرچشمه یکی از بزرگترین معادن مس پورفیری جهان محسوب میشود. پایش و تحلیل حرکات رخداده در محدوده معدن میتواند به تحلیل و بررسی پایداری دیواره آن کمک شایانی بنماید. در این تحقیق سعی شده است تا با استفاده از تصاویر سنتینل 1 و اعمال روش تداخلسنجی پراکنشکنندههای دائمی، پایداری شیب دیواره این معدن مورد پایش قرار گرفته و محدودههای ناپایدار احتمالی مشخص شود. در این راستا از 10 فریم تصویر سنتینل1 که طی یک سال اخیر تصویربرداری شده است استفاده شد. به منظور شناسایی نقاط پراکنش کننده دائمی از روش StaMPS استفاده شد، به طوری که با تهیه 9 تداخلنگاشت و ورود آنها به آنالیز سری زمانی، تعداد 650 نقطه که ویژگیهای پراکنشی آنها در طول زمان ثابت است و دچار عدم همبستگی زمانی نیستند، مورد شناسایی قرار گرفت. با اندازهگیری میزان جابجایی نقاط پراکنشکننده دائمی، تغییرات ارتفاعی رخداده در محدوده معدن مشخص شد. بر اساس نتایج به دست آمده تغییرات ارتفاعی رخداده در محدوده معدن بین 45 میلیمتر تا 45- میلیمتر در سال متغیر است. بر این اساس 3 محدوده فرونشستی به ترتیب در بخشهای غربی، شرقی و شمال غربی دیواره معدن با مساحت 100 هزار، 68 هزار و 17 هزار متر مربع شناسایی شد. مطالعات میدانی انجام گرفته صحت نتایج را تایید میکند. با توجه به اهمیت موضوع و به منظور جلوگیری از تخریب و ریزش دیواره این معدن مطالعات ژئوتکنیکی دقیقتری در این محدودههای تعیین شده لازم به نظر می رسد.
رضا بیات، محمود عرب خدری، نجمه بهنام، زهرا گرامی،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
اطلاعات محدودی از دقت نقشهی فرسایش آبی بهعنوان یکی از عوامل مهم تهدیدکننده منابع خاک وجود دارد. به این منظور، ارزیابی صحت و نحوه پراکنش طبقات فرسایش حاصل از مدلهای EPM و MPSIAC در مقایسه با مدل BLM بهعنوان مقادیر واقعیت زمینی در حوزه آبخیز شهریاری در این پژوهش انجام شد. ابتدا آمار و اطلاعات موردنیاز مدلهای MPSIAC، EPM و BLM برای دستیابی به وضعیت فرسایش حوضه جمعآوری و به کمک نرمافزار ARC/GIS9.3 نقشههای طبقات فرسایش تهیه و با نقشه واقعیت زمینی تلاقی داده شدند. همچنین یک نقشه نقطهای حاوی 1400 نقطه تصادفی برای نمونهبرداری از نقشههای حاصل از مدلها تهیه و بر اساس این نقشه، میزان هر یک از شاخصهای آماری RMSE،RRMSE ،MAE ، MBE، NSE، CD، CRM و MSE محاسبه شد. برای بررسی دقت و صحت مکانی نقشههای طبقات فرسایش حاصل از مدلها ماتریس خطا و ضریب توافق کاپا، صحت کلی، صحت تولیدکننده و صحت کاربر تهیه شد. نتایج فرسایش حاصل از مدلها نشان داد که میانگین شدت فرسایش در مدل MPSIAC، 589 و در مدل EPM، 287 مترمکعب بر کیلومترمربع در سال برآورد شد که وضعیت فرسایش حوضه با کمک مدل MPSIAC، زیاد و مدل EPM، شرایط متوسطی را برآورد شده است. بررسی شاخصهای آماری فوقالذکر نشان میدهد که میزان تطابق طبقات فرسایش مدل MPSIAC با خروجی BLM (بهعنوان نقشه واقعیت زمینی) بیشتر از مدل EPM است. همچنین نتایج ارزیابی صحت مدلهای MPSIAC و EPM نیز نشان داد که مقدار ضریب کاپا در مدل MPSIAC بیشتر از مدل EPM است.
زینب بصیری، نورالدین رستمی، امین صالح پور جم،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
عدم مشارکت مطلوب جوامع محلی یکی از دلایل اصلی بازدهی کم طرحها و پروژههای منابع طبیعی میباشد. در این تحقیق، پس از تعیین معیارها و شاخصهای مؤثر در عدم مشارکت مردمی، اقدام به تدوین پرسشنامه و تعیین روایی آن توسط کارشناسان مربوطه گردید. سپس با استفاده از فرمول کوکران تعداد 189 خانوار از 5 روستای شهرستان دهلران انتخاب گردید. برای تحلیل دادهها از روش تحلیل فرایند سلسله مراتبی (AHP) و آزمون ناپارامتریک فریدمن استفاده شد. اولویتبندی شاخصها از دیدگاه کارشناسان نشان میدهد که معیارهای طراحی- اجرایی و آموزشی-ترویجی به ترتیب بیشینه و کمینه اولویت را به خود اختصاص دادهاند. رتبهبندی معیارها با استفاده از آزمون فریدمن از نظر ساکنین روستا نیز نشان داد که معیارهای اقتصادی و آموزشی- ترویجی بیشترین و کمترین رتبه را دارند. همچنین، رتبهبندی شاخصهای مؤثر در عدم مشارکت مبتنی بر آزمون فریدمن از دیدگاه کارشناسان و ساکنین روستا، نشان میدهد که در معیار اقتصادی، شاخص «نادیده گرفتن درآمد مردم به عنوان انگیزه اقتصادی مستقیم در اجرای طرحها»، در معیار طراحی- اجرایی از دیدگاه کارشناسان شاخص «نبود برنامه مدیریت جامع مشارکت محور با هدف بیابانزدایی» و از دیدگاه ساکنین روستا «عدم توجه به نظرات مردمی در مراحل طراحی و تدوین پروژهها» و در معیار اجتماعی نیز از دیدگاه کارشناسان شاخص «وابستگی مردم روستا به قدرت دولتی» و از دیدگاه ساکنین روستا «عدم اعتماد به نتایج طرحهای بیابانزدایی» و در معیار آموزشی- ترویجی نیز از هر دو دیدگاه «عدم آموزش ساکنان منطقه در خصوص طرحهای بیابانزدایی» بهعنوان مهمترین شاخصها رتبهبندی شدند.
خهبات درفشی،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
در نظر نگرفتن عاملهای طبیعی در آمایش سرزمین، تجاوز و تخریب مرفولوژی طبیعی در نتیجه فعالیتهای شهرسازی و متعاقباً برهم زدن سیستم زهکشی شهری، سیلابهای غیرقابل پیشبینی و مختل کننده شهر تهران را درپی دارد. این سیلابهای شهری بر اساس میزان تغییر یا تخریب مسیلهای طبیعی شهر، چگونگی اجرای شبکههای ارتباطی، نوع کاربریهای اراضی، تراکمهای مختلف سازههای شهری و یکسان نبودن توزیع تراکم جمعیتی در سطح شهر و حتی سطح زندگی اجتماعی - اقتصادی محلههای شهری، رفتار پیچیدهای در کلانشهر تهران دارند. در این پژوهش، نقشه ریسک بهعنوان شاخصی جهت تعریف این پیچیدگی از ترکیب نقشههای مخاطره و آسیبپذیری سیلاب کلانشهر تهران در پنج رده ریسک خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد تهیه گردید. جهت تحلیل تغییرات میزان ریسک، حوضه های هیدرولوژیک شهر تهران با ArcHydro استخراج و 12 حوضه نمونه انتخاب شد. نقشه مخاطره سیلاب با استفاده از متغیرهای کاربری اراضی، شبکههای ارتباطی، درصد سطح زیربنای مسکونی، پلها، ارتفاع، شیب و تراکم شبکه آبراهه تهیه شده و بلوکهای با بافت فرسوده، تراکم جمعیت، کاربری اراضی، پل، شیب و تراکم شبکه آبراهه بهعنوان متغیرهای مؤثر در آسیبپذیری ناشی از سیلاب بهکار گرفته شدند. استفاده از این متغیرها در تهیه نقشههای ذکر شده از طریق تعریف رابطهها و اولویتبندی هر یک در ارتباط با پتانسیل خطر و آسیبپذیری و روش AHP انجام شد. در ادامه بر مبنای متوسط وزنی ریسک سیلاب و تحلیل عاملی، مؤلفههای اصلی تغییرپذیری ریسک سیلاب بین 12 حوضه نمونه استخراج شد. نتایج تحلیل عاملی بر مبنای شاخص متوسط وزنی ریسک سیلاب و متغیرهای مؤثر در آن، چهار مؤلفه تأثیرگذار را در تغییرات فضایی ریسک در سطح حوضههای 12 گانه نمونه نشان داد. مؤلفه اول با توجیه 31/8 درصد از مجموع واریانس عاملها و با مقدار ویژه 0/788 (ارتباط ریسک سیلاب با متغیرهای مستقل) بهعنوان مؤلفه اصلی در تغییرات ریسک سیلاب بین حوضههای، متغیرهای بافت فرسوده، تراکم جمعیت و درصد سطح زیربنای مسکونی را بهعنوان عاملهای تغییرپذیری ریسک سیلاب بین حوضههای نمونه معرفی میکند؛ این مؤلفه با هر سه متغیر بهصورت قوی مثبت مرتبط میباشد. این بافتها بهدلیل اینکه زهکشی مناسبی ندارند و همچنین شبکههای مسیل در این مناطق عمدتاً در بخش زیرین شهر قرار گرفتهاند، باعث پدیده تشدید آبگرفتی و حتی گاهی اوقات شروع سیلاب میشوند.
غلامرضا محمدی، رضا برنا، فریده اسدیان،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
در پژوهش حاضر به تحلیل زمانی – مکانی تاوه قطبی و نقش آن در وقوع روزهای بارش سنگین حوضه آبریز قره سو پرداخته شده است. بدین منظور ابتدا با روش صدک 95 درصد روزهای بارش سنگین حوضه استخراج شد. سپس با در نظر گرفتن شرط فراگیری، 79 روز بارش سنگین و فراگیر طی دوره آماری 1979-2015 تعیین شد. در ادامه با در نظر گرفتن پربندهای معرف تاوه قطبی در نقشه های ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 500 هکتوپاسکال موقعیت تاوه در هر یک از روزهای بارش سنگین بر مبنای بیشترین گسترشی که بر روی پهنه همدید داشته، شناسایی گردید. تحلیل همدید موقعیت زمانی و مکانی تاوه قطبی طی روزهای منتخب بارش سنگین و فراگیر نشان می دهد که 4 الگو طی 79 روز بارش سنگین قابل شناسایی است. موقعیت و تمرکز الگوهای تاوه در هر یک از فصول، تغییر پیدا کرده اند. به نحوی که کمترین نفوذ تاوه طی فصل پاییز و بیشترین نفوذ در فصل زمستان دیده می شود. در تمامی موارد روزهای بارش سنگین و فراگیر در اثر قرارگیری ناوه حاصل از تاوه قطبی بر روی منطقه مورد مطالعه می باشد که همزمان استقرار بندالهای عظیم رکس و امگایی بر روی اروپا است. بیشترین ارتباط بین عرض جغرافیایی تاوه و شدت بارش در الگوی سوم (دریای سرخ تا غرب خلیج فارس) که بیشترین نفوذ تاوه بر روی منطقه صورت گرفته، دیده می شود. در هر یک از موقعیت های مکانی تاوه، موقعیت، امتداد و عمق ناوه نیز متغیر شده است. به نحوی که بهترین موقعیت و بیشترین اثرگذاری تاوه در الگوهای سوم و چهارم که ناوه های حاصل ازتاوه بیشترین عمق و گستردگی را بر روی منابع آبی مجاور دارند، رخ داده است.
فرهاد عزیزپور، وحید ریاحی، سمیه عزیزی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
در پی وقوع بحران بیماری کرونا در نقاط مختلف جهان، پراکنش فضایی این بیماری در ایران ناهمگن بوده است. همزمان با رشد روزافزون اطلاعات پیرامون بیماریها و مرگومیر، روشهای متناسب برای تحلیل این نوع دادهها نیز رو به گسترش است. یکی از این روشها، تحلیل فضایی بیماری است. هدف از بررسی الگوی پراکنش فضایی بیماری نه فقط شناخت صرف آن، بلکه شناخت و واکاوی عوامل مؤثر بر پراکنش فضایی بیماری در سطح منطقه مورد مطالعه یعنی شهرستان دماوند به عنوان موضوع اصلی بررسی است. در این پژوهش با ماهیت توصیفی-تحلیلی که در آن برای جمعآوری اطلاعات از روشهای اسنادی-میدانی استفاده شده است، ابتدا اطلاعات مورد نیاز مانند آمار تعداد مبتلایان به کرونا از ابتدای فروردینماه 1399 تا پایان تیرماه 1399 با مراجعه به مرکز بهداشتی-درمانی شهرستان دماوند جمعآوری شد. سپس با روشهای لکههای داغ، منحنی بیضوی انحراف استاندارد، آزمون همبستگی پیرسون و خودهمبستگی فضایی موران در محیط نرمافزار GIS الگوی پراکنش فضایی بیماری و عوامل مؤثر بر شیوع آن نشان داده شد. نتایج حاصله از تحلیل لکههای داغ نشان داد، بیشترین لکههای داغ در سمت غرب و شمال غربی شهرستان قرار دارند و روستاهای قرار گرفته در این لکهها با برخورداری کم از مراکز بهداشتی-درمانی تقریباً دارای تراکم جمعیتی بالایی هستند که در مجاورت یکدیگر و نزدیک به شهرها و در مسیر و جاده اصلی قرار دارند. بیشترین لکههای سرد نیز در نواحی شرق و جنوب شرقی منطقه مورد مطالعه قرار گرفتهاند. نتایج آزمون همبستگی پیرسون و شاخص موران گویای همبستگی معنادار بین عوامل ششگانه مؤثر در شیوع کرونا شامل ضعف در ارائه خدمات بهداشتی-درمانی (0/23)، بالا بودن سطح تعاملات بین سکونتگاهی (0/21)، کوتاه بودن فاصله جغرافیایی بین سکونتگاهها (0/20)، سادهسازی ریسک خطر ابتلا به کرونا (0/19)، ضعف توجه جامعه محلی به اصول مواجهه بهداشتی با مخاطره کرونا (0/17) و ضعف در اطلاعرسانی رسمی از مخاطره کرونا (0/16) با الگوی پراکنش خوشهای است. در این پژوهش شناخت الگوی فضایی پراکنش بیماری کرونا و تحلیل فضایی علل آن میتواند به مدیریت کارای این بیماری کمک نماید.
حسین ورجاوند ناصری، اصغر طهماسبی، حسن دارابی، احمدرضا یاوری، محمدجواد امیری، غلامرضا نبی بیدهندی،
دوره 7، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
به اذعان بسیاری از محقیق، چالش فزاینده کم آبی در بسیار از مناطق کشور در حکمروایی نا مناسب منابع آب در سطوح حوضه های آبخیز ریشه دارد. بررسی تعاملات دست اندرکاران مختلف و ترتیبات نهادی تاثیرگذار بر آن از عناصر کلیدی ارزیابی سیستم حکمروایی موجود محسوب می شود. هدف تحقیق حاضر تحلیل نقش و جایگاه کنشگران کلیدی و سیاست های رسمی آنها در حکمروایی چالش کم آبی حوضه آبخیز زاینده رود می باشد . بدین منظور پس از تعیین 23 دست اندرکاران و سازمانهای کلیدی در سطح استان اصفهان و سه استان مرتبط یزد، خوزستان و چهارمحال و بختیاری نشستهای متعدد با دستاندرکاران مورد نظر برگزار و داده های همکاری و مشارکت آنها و همچمین همسویی سیاست های هر کدام از آنها با چالش کم آبی حوضه آبخیز با استفاده از ابزار مصاحبه و پرسشنامه طراحی شده جمع آوری شد. سپس ماتریس شبکه همکاری و سیاست های کنشگران تنظیم و شاخصهای مرکزیت درجه ورودی، مرکزیت درجه خروجی و مرکزیت بینابینی در نرم افزارUcinet مورد سنجش قرار گرفت . نتایج تحقیق نشان می دهد که آب منطقهای استان اصفهان و شورای هماهنگی زاینده رود در مقایسه با سایرکنشگران از جایگاه بالاتری در فرایند تصمیم سازی و جریان اطلاعات شبکه همکاری سازمانی مدیریت منابع آب برخوردار هستند. از طرف دیگر کنشگران کلان منابع آب از جمله شرکت مدیریت منابع آب ایران و شورای هماهنگی زاینده رود و در سطح بعدی کنشگران محلی همچون آب منطقه ای، استانداری و نمایندگان استان اصفهان مهمترین منتقدین سیاست های حکمروایی منابع آب زاینده رود می باشند. در مقابل سیاست های جهاد کشاورزی، کشاورزان و مدیریت منابع آب استان اصفهان دارای بیشترین انتقاد از طرف سایر کنشگران بوده است.