جستجو در مقالات منتشر شده


403 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي

پروفسور بهلول علیجانی،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

مجهز شدن انسان به تکنولوژی پیشرفته و جایگزینی فلسفه جبر محیطی با فلسفه انسان گرا در نیمه دوم سده بیستم سبب شد که او به صورت بی رویه و غیر منطقی از منابع زمین بهره برداری کند به طوری که بعد از دهه 1960 مصرف انسان به تدریج بیشتر از تولید سالانه زمین شد. این مساله سبب تخریب منابع زمین و ظهور آلودگی های گوناگون گردید. پیامد دستکاری های غیر منطقی انسان به اندازه ای شدید شد که بزرگترین مخاطره  کره زمین یعنی گرمایش جهانی در دهه 1970 اتفاق افتاد و به زغم خیلی از دانشمندان دوره آنتروپوسن آغاز شد. برای چاره جویی این بحران جهانی در سال 1978 مفهوم توسعه پایدار مطرح و تعریف شد. هدف از این مفهوم این بود که مصرف انسان نباید بیشتراز تولید زمین باشد و زایدات انسانی هم نباید بیشتر از توان جذب زمین شود. تا زمین برای همیشه شکوفا و زاینده باقی بماند تا نسل های آینده هم از منابع زمین بهره مند شوند. رشته های علمی زیادی سعی کردند در حیطه توسعه پایدار کار کنند. اما رشته جغرافیا به دلیل ماهیت جامع نگری آن بر سامانه انسان و محیط و داشتن مکان یابی مناسب برای انسان ضمن حفظ پایداری پراکندگی ها در هدف و چشم انداز خود مناسبترین رشته برای مطالعه توسعه پایدار شناخته شده است. جغرافیا این مهم را از طریق انجام مراحل سه گانه تحلیل فضایی، برنامه ریزی فضایی و مدیریت فضایی انجام می دهد. جغرافیدانان برای انجام این کارها باید به بعضی توانایی هایی مانند توان تلفیق تخصص های متعدد جغرافیا و روش های آماری کلاسیک و زمین آمار و تکنیک های سنجش از دور و مدل های پیچیده و کمی مسلطه شوند.
 
دکتر رئوف مصطفی‌زاده، وحید صفریان زنگیر، خدیجه حاجی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده

تصادفات جاده‌ای برآیندی از ترکیب رفتار راننده، وضعیت جاده، وسیله نقلیه و عوامل محیطی است. بنابراین یکی از مؤثرترین مواردی که می‌تواند به‌عنوان راهکاری مناسب در کاهش تصادفات، تخلفات و افزایش ایمنی در رانندگی مورد استفاده قرار گیرد، شناسایی دقیق پارامترهای مؤثر بر تصادفات و ارزیابی تأثیر آن‌ها می‌باشد. در سال‌های اخیر توجه به مسئله تعیین تأثیر عناصر آب و هوایی بر روی شدت و تعداد تصادفات جاده‌ای افزایش یافته است. بررسی ارتباط بین رخداد تصادفات جاده‌ای و عناصر جوی در جاده برون‌شهری شهرستان گرمی- اردبیل (محور برزند) است. در این راستا، تأثیر عناصر اقلیمی (میزان بارش، دمای حداقل و تعداد روزهای یخبندان) بر تصادفات جاده‌ای در رویداد سوانح مخاطره‌آمیز مورد ارزیابی قرار گرفت. آمار کل تصادفات محور برزند از اداره پلیس‌راه استان اردبیل طی دوره آماری (1394-1390) و نیز آمار ایستگاه هواشناسی شهرستان گرمی در طی یک دوره 11 ساله مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در این راستا ارتباط آماری با استفاده از نرم‌افزار برنامه‌نویسی R صورت گرفت و تحلیل‌های آماری انجام شد. نتایج تحلیل عناصر اقلیمی بیان‌گر این است که اکثر تصادفات در محور برزند، در فصل زمستان اتفاق افتاده است که با آمار تعداد روزهای یخبندان و نیز حداقل دمای مطلق مطابقت دارد. براساس نتایج، بیش‌ترین همبستگی مثبت و معنی‌دار در سطح 1 درصد (43/0R2=) میان آمار تلفات جانی و تعداد روزهای یخبندان بوده است. علاوه بر این میان دمای حداقل مطلق و تعداد تلفات جانی و افراد مجروح نیز رابطه معکوس معنی‌دار وجود دارد. در نتیجه، وضع نامطلوب جاده‌ای ناشی از عناصر اقلیمی را می‌توان در تشدید آمار تصادفات مؤثر دانست. بر این اساس، ارائه راهکارهای مناسب در تغییر رفتار منجر به کاهش تصادفات مجروحی را می‌توان در حوزه تنظیم قوانین و مقررات مدنظر قرار داد.
دکتر صیاد اصغری سراسکانرود، آقای روح اله جلیلیان،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده

کاربری اراضی منعکس کننده ویژگی‌های تعاملی بین انسان و محیط زیست و توصیف نحوه بهره‌برداری انسان برای یک یا چند هدف بر روی زمین است. کاربری اراضی، معمولا بر اساس استفاده انسان از زمین، با تأکید بر نقش کاربردی زمین در فعالیت‌های اقتصادی تعریف می‌شود. تحقیق حاضر به‌منظور بررسی روند تغییرات کاربری اراضی حاشیه رودخانه گاماسیاب طی یک دوره 30 ساله با استفاده از سنجنده‌های TM و OLI انجام شد. نتایج نشان داد که روش‌ شی‌گرا نسبت به الگوریتم‌های پیکسل پایه از صحت و دقت بهتری برای تهیه نقشه‌های کاربری برخوردار هستند. مقدار ‌افزایش ‌صحت ‌د‌ر‌ روش ‌مبتنی ‌بر‌ طبقه‌‌بند‌ی‌ شی‌گرا‌ تا‌ حد ‌‌زیاد‌ی ‌به ‌انتخاب ‌پارامترهای ‌مناسب ‌برای‌ طبقه‌‌بند‌ی، تعریف قوانین‌ و ‌به‌کارگیری ‌الگوریتم‌ مناسب ‌جهت ‌به‌د‌ست‌ آورد‌ن ‌د‌رجه‌ عضویت ‌بستگی ‌د‌ارد. به‌طوری که ضریب کاپا برای هر دو تصویر مورد استفاده تقریبا مقدار 90/0 را نشان می‌دهد. بنابراین این نقشه‌ها مبنای آشکارسازی تغییرات قرار گرفتند. با توجه به نتایج بدست آمده اراضی کشاورزی و مسکونی با افزایش و این افزایش با کاهش مراتع همراه بوده است. نگاهی کلی به این دوره 30 ساله نشان می‌دهد که زراعت آبی و دیم به‌ترتیب افزایشی 79/2418 و 61/719 هکتاری و مراتع نیز کاهشی 86/2848 هکتاری داشته اند. این در حالی است که کلاس مسکونی و عوارض انسان ساخت افزایشی 85/428 هکتاری یا رشدی 87/178 درصدی را نشان می‌دهند، که این امر بیانگر اهمیت کشاورزی در منطقه مورد مطالعه است.
صدیقه هاشمی، احمد تقدیسی، فرهاد عزیزپور،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده

ارزیابی آسیب پذیری مساکن در برابر مخاطرات از جمله زلزله به عنوان یک فرایند در چرخه تهیه و اجرای طرح های توسعه مسکن، می تواند به کاهش خسارات کالبدی، اقتصادی و اجتماعی ناشی از وقوع زلزله منجر شود. از این رو این تحقیق به دنبال تبیین آسیب شناسی مسکن روستایی در شهرستان نی ریز است و براساس هدف، کاربردی و براساس روش، ترکیبی (کمی- کیفی) است. تعداد نمونه در بخش کمی 230 خانوار از 18 روستا تعیین شد. در بخش کیفی، با استفاده از روش اشباع نظری با 40 نفر از سرپرستان خانوار (هم مساکن تحت نظارت بنیاد مسکن و هم مساکن بدون نظارت) به پایان (یا اشباع) رسید. برای گردآوری اطلاعات در بخش کمی، از فنون مصاحبه و پرسشگری (با ابزار پرسشنامه) و در بخش کیفی از فن مصاحبه نیمه ساختمند استفاده شده است. برای تحلیل داده­ها و اطلاعات در بخش کمی از آزمون T و در بخش کیفی در چارچوب رویکرد تئوری زمینه ای از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. نتایج یافته های تحقیق نشان داد که آسیب پذیری مسکن روستایی صرفاً ماهیتی فیزیکی و محیطی نداشته، بلکه در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و نهادی- سازمانی نیز آسیب پذیر هستند. عدم استطاعت مالی، ضعف ساختار فیزیکی مسکن، ضعف طراحی، ضعف نظارت و اجرا، محدودیت ساختاری نظام اجتماعی- فرهنگی، کمبود تسهیلات ساختمان، ضعف در سیاست‌های حمایتی و نظارتی دولت و نهادهای عمومی از جمله عوامل و نیروهای دورنی و بیرونی مؤثر بر آسیب پذیری هستند.
 
زهرا عربی، ایوب بدراق نژاد،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده

خشکسالی یکی از بلایای محیطی است که فراوانی آن به‌ویژه در مناطق خشک و نیمه‏خشک کشور بسیار زیاد می‏باشد. کمبود بارش اثرات متفاوتی را بر روی آب‏های زیرزمینی، رطوبت خاک و جریان رودخانه‏ها به‌جای می‏گذارد. هدف این پژوهش ارزیابی پوشش گیاهی و دمای سطح زمین جهت تحلیل دوره خشکسالی در استان­های قم،چهارمحال بختیاری،اصفهان و مرکزی با استفاده از تصاویر ماهواره مودیس سنجنده ترآ، داده­های بارش ایستگاه­های سینوپتیک واقع در منطقه، شاخص‌های سنجش‌ازدوری همچون شاخص سلامت پوشش گیاهی، وضعیت پوشش گیاهی و شاخص وضعیت درجه حرارت به‌منظور آشکارسازی تغییرات رخ‌داده در بازه زمانی17 ساله(مادیس)  و 20 ساله (بارش، جهت صحت سنجی) می­باشد. بدین منظور ابتدا با بررسی داده­های باران‌سنجی و سینوپتیک ایستگاه‌های موجود و با استفاده از مدل شاخص بارش استانداردشده سه ماه آوریل، می و ژوئن به‌عنوان نمونه انتخاب شد. در این مطالعه تصاویر ماهواره‌ای با کد(MOD11A2,MOD13A3) از سال 2000 تا 2017  دریافت و روی آن‌ها پیش‌پردازش و پردازش‌های لازم همانند تصحیح هندسی و رادیومتریک انجام‌گرفت، سپس شاخص بارش استانداردشده با شاخص­های شرایط دمایی، شاخص وضعیت پوشش گیاهی و شاخص سلامت پوشش گیاهی به‌صورت تلفیقی به کمک تصاویر ماهواره مودیس سنجنده ترآ مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد بین ماه­های موردسنجش واقع شده، بیشترین روند رو به خشکی در قسمت شرقی این استان­ها نمایان بوده و بیش از 50 درصد مساحت این استانها را شامل می­شود. روند تغییرات این شیب از لحاظ آماری معنی­دار است. با توجه به نتایج همبستگی­ها شاخص وضعیت درجه حرارت با شاخص بارش استاندارد شده از همبستگی قوی نسبت به سایر شاخص­ها برخوردار بوده است. همچنین می‌توان نتیجه گرفت که تصاویر  مودیس و شاخص‌های پردازش­شده در کنار شاخص­ اقلیمی دارای قابلیت لازم برای پایش خشکسالی است. استفاده از نقشه­های حاصل از شاخص­های خشکسالی می­تواند به بهبود برنامه­های مدیریت خشکسالی کمک نموده و نقش بسزایی را در کاهش اثرات خشکسالی ایفا  کند.
 

دکتر طاهر پریزادی، دکتر حبیب اله فصیحی، آقای فرهاد آگاه،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده

مصرف مستقیم سوخت و انرژی توسط خانوارها در تولید و انتشار CO2، سهم عمده ­ای دارد.  به همین دلیل شناخت عوامل مرتبط با مصارف خانوار در راستای برنامه­ ریزی و اعمال مدیریت بر انتشار کربن بسیار اهمیت داشته و در این مقاله به این موضوع  پرداخته شده است. محدوده مطالعاتی، شهر اردبیل و جامعه آماری خانوارهای ساکن این شهر بوده ­اند. میزان مصرف گاز شهری، برق و سوخت خودرو ملاک تعیین میزان انرژی مصرفی مستقیم خانوار بوده که داده­ های دو مورد نخست از روی قبوض مربوط به­دست آمده و دیگری به همراه سایر داده ها با پرسش از سرپرستان خانوارهای نمونه حاصل شده­اند. تعداد نمونه بر مبنای مدل کوکران 383 خانوار تعیین شده و توزیع نمونه به­ صورت تصادفی خوشه­ ای بوده است. همچنین از ابزار  پرسشنامه برای گردآوری داده­ های پیمایشی استفاده شده است.  ابتدا میزان مصرف انرژی هر خانوار نمونه بر حسب واحد مگاژول محاسبه و سپس با توجه به آن، میزان تولید CO2 هر خانوار از روی رقم انرژی، تعیین گردید. آنگاه با استفاده از قابلیت ­های سیستم اطلاعات جغرافیایی  و ابزار درون­یابی کریجینگ، نقشه ­های توزیع فضایی تولید شده و  به کمک نرم­افزار TerrSet Geospatial Monitoring and Modeling System نقشه­های رابطه فضایی ترسیم گردیدند. یافته­های تحقیق نشان دادندکه پهنه­ های با بالاترین مصرف انرژی و تولید CO2 به­ صورت پراکنده در جنوب و جنوب­ غربی شهر و پهنه­ های با کمترین مقدار، در شمال، شمال­ شرق و مرکز شهر قرار دارند. فراوانی خانوارهای با مصرف زیادتر انرژی و تولید بیشتر CO2 در مناطق دو و یک شهرداری و فراوانی  خانوارهای با کمترین مقدار، در مناطق سه و چهار بیشتربوده است. به لحاظ رقم میانگین، مناطق دو و سه، رقمی بالاتر از رقم میانگین کل شهر و مناطق یک و پنج، رقمی کمتر از آن داشته ­اند. 80 درصد از تولید کربن خانوارها، از منشاء مصرف خانگی مستقیم سوخت، 15 درصد از منشاء وسیله نقلیه و 5 درصد از محل مصرف برق بوده است. رابطه فضایی کل 11 متغیر مورد بررسی با تولید کربن در سطح شهر رقم 67/0 را به دست داده اما رابطه تک تک متغیرها با تولید CO2 از 49/0 برای تعداد اعضای خانواده دارنده گواهینامه رانندگی تا 17/0 برای تحصیلات سرپرست خانوار، متفاوت بوده است. پهنه­ های با بیشترین رابطه فضایی (8/0 و بیشتر)به صورت نواری شمالی جنوبی در حاشیه شرقی شهر و پهنه­ های با کمترین رقم، (2/0 و کمتر) در شمال ­شرقی شهر قرار داشته ­اند.
 
دکتر جواد سدیدی، آقای منصور بایزیدی، دکتر هانی رضائیان، دکتر هادی فدائی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده

برای مدیریت بحران در زمان وقوع زلزله و کاهش آسیب­های ناشی از آن، حجم گسترده­ای از اطلاعات در زمان­های اولیه پس از وقوع زلزله ضروری است. مشکل اصلی سیستم‌های موجود برای برآورد خسارت این است که اطلاعات را نمی­توانند به صورت لحظه ای در هنگام وقوع فاجعه مخابره کنند و بر اساس اطلاعات از پیش جمع‌آوری‌شده اقدام به برآورد می شود. در سامانه طراحی شده تحت وب در این تحقیق, کاربران با به اشتراک‌گذاری لحظه ای داده های مربوط به خسارت واردشده به خود یا سایر افراد، حجم گسترده­ای از اطلاعات را برای تحلیل در اختیار تیم مدیریت بحران قرار می­دهند. سیستم توسعه داده‌شده علاوه بر جمع آوری و ذخیره اطلاعات داوطلبانه, آنالیز مکانی Heatmap را برای بررسی پراکنش مکانی و نمایش خسارت انجام میدهد. برای بررسی نتایج, سیستم به­صورت فرضی در شهر اشنویه در غرب استان آذربایجان غربی پیاده­سازی شده ویک سناریوی فرضی برای زلزله طراحی شد. پس از به اشتراک‌گذاری اطلاعات توسط مردم داوطلب، Heatmap میزان خسارت در زمان کوتاهی تولید و در اختیار مدیران بحران که در اجرای این طرح همکاری کردند قرار گرفت تا درک مناسبی برای تصمیم­گیری در هنگام بروز زلزله­های احتمالی به دست آید. نتایج نشان میدهد که پیاده­سازی این سیستم­ علاوه بر کاهش چشمگیر سرعت جمع­آوری اطلاعات، کاهش زمان تحلیل اطلاعات بر اساس تولید Heatmap را به همراه خواهد داشت به طوری که استفاده از اطلاعات جغرافیایی داوطلبانه باعث افزایش 6.5 برابری سرعت و زمان تخمین خسارت در مقایسه با روش های سنتی موجود می شود به طوریکه می تواند به عنوان یک روش و دیدگاه نوین در مدیریت مخاطرات محیطی مورد استفاده قرار گیرد.
حسین عساکره، سیدابوالفضل مسعودیان، فاطمه ترکارانی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده

یکی از انواع رفتارهای ظاهراً آشفتۀ بارش، وردایی ماه‌به‌ماه بارش در مقیاس دهه‌ای است که نمایه‌ای از ساختار اقلیم بارشی بشمار می‌آید. در پژوهش حاضر توزیع ماه‌به‌ماه بارش ایران‌زمین و تغییرات دهه‌ای آن با بکارگیری نمایۀ ضریب تغییرات برای دورۀ آماری 1394-1349 و با بهره‌گیری از داده‌های شبکه‌ای اسفزاری نسخۀ سوم بررسی شد. روابط این متغیر با متغیرهای مکانی - توپوگرافیک با استفاده از داده‌های مدل رقومی ارتفاع و براساس شگردهای رگرسیونی برای چهار دورۀ ده‌ساله (1364-1355، 1374-1365، 1384-1375 و 1394-1385) بررسی شد و نیز برای دستیابی به الگوی فضایی از شگرد تحلیل خوشه‌ای استفاده شد. یافته‌های پژوهش حاضر تنوع تباین ماهانۀ بارش در کشور را تایید نمود، امّا برخلاف انتظار روند بلند مدت تغییرپذیری ماه‌به‌ماه بارش عموماً در کشور فاقد معنی آماری است. همچنین طی دهه‌های مختلف تغییرات قابل توجهی بین نواحی با کمینه، بیشینه و در نتیجه دامنۀ تغییرات مکانی و نیز میانگین پهنه‌ای ضریب تغییرات ماه‌به‌ماه بارش مشاهده نشد. با این وجود، نواحی توأم با بارش نسبتاً یکنواخت کشور برای چهاردهۀ متوالی رفتار تناوبی داشته‌‌اند. همچنین گسترۀ پهنه‌های توأم با مقادیر مختلف تغییرپذیری نیز تغییر می‌یافته‌است. اگرچه در هر دهه و نیز در کل دوره این گستره‌ها با عوامل مکانی - توپوگرافیک در ارتباط معنی‌داری بوده‌است، اما این رابطه نسبتاً کم بوده است. تحلیل فضایی مبتنی بر تحلیل خوشه‌ای، 5 ناحیۀ تغییرپذیری ماه‌به‌ماه بارش به‌دست داد. این نواحی از عرض جغرافیایی حدود 32 درجه به سمت شمال، به طور تقریبی از مدارات تبعیت می‌کنند؛ ولی در نیمۀ جنوبی کشور عموماً با نصف‌النهارات ارتباط بیشتری به‌نمایش می‌گذارند.

رضا اسماعیلی، فاطمه عابدینی زاده،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده

فرسایش کناره رود یک فرایند طبیعی و پیچیده است و تخمین فرسایش پذیری کناره رود با مشکلاتی همراه است. در این تحقیق، شاخص خطر فرسایش کناره رود (BEHI) و روش BEHI اصلاح شده، در امتداد بخشی از رودخانه سجادرود در استان مازندران مورد بررسی قرار گرفت. شاخص‌های مختلف BEHI اصلی شامل نسبت ارتفاع کناره به ارتفاع لبالبی، عمق ریشه، تراکم ریشه، زاویه کناره، حفاظت کناره، ترکیب رسوبات کرانه و لایه‌بندی آنها در 4 بازه و 36 سایت مورد اندازه‌گیری قرار گرفتند. 92 درصد سایت‌های مورد مطالعه در طبقات فرسایشی زیاد و خیلی زیاد قرار گرفتند. روش BEHI اصلاح شده نسبت به BEHI اصلی برآورد بالاتری (اغراق آمیز) داشته است. امتیاز کل دو روش BEHI با ضریب همبستگی 0.21 نشان دهنده ارتباط ضعیف بین نتایج این دو روش است. ضرایب رگرسیونی شاخص‌های BEHI نشان می‌دهد که حفاظت کناره و نسبت ارتفاع کناره به ارتفاع لبالبی بیشترین تاثیر را در فرسایش‌پذیری کناره رود داشته‌اند. در بازه‌های مورد مطالعه که رودخانه فروسایی شده است (تیپ A) به علت افزایش ابعاد کانال و ظرفیت انتقال جریان،  رسوبات درشت‌تر به عنوان عامل حفاظتی در پای کناره عمل نموده و فرسایش‌پذیری کناره در دبی لبالبی کاهش می‌یابد. اما طی جریانهای سیلابی با دوره بازگشت طولانی‌تر فرسایش‌پذیری به علت ارتفاع زیاد کناره، عمق و تراکم کم ریشه و رسوبات منفصل آبرفتی افزایش می‌یابد.
- احمد حسینی، - مصطفی خوشنویس، - شمس اله عسگری،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده

این پژوهش به ­منظور شناخت ویژگی­های رویشگاهی درختان کهنسال لرگ، زبان­گنجشک، داغداغان، چنار، نارون، زیتون، زربین و انجیر در جنگل­های استان ایلام انجام شد. درختان کهنسال بر اساس معیار قطر برابر سینه شناسایی و مشخصات جغرافیایی آنها شامل شهرستان، بخش، روستا، مختصات جغرافیایی و شرایط رویشگاهی شامل شیب، جهت، ارتفاع از سطح دریا، عمق خاک، اقلیم و نزدیکی به منبع آب اندازه­گیری شد. نتایج نشان داد که درختان کهنسال شناسایی شده بجز زربین (70-40 درصد) در طبقات شیب ملایم (10-0 و 30-10 درصد­) قرار دارند. درختان کهنسال لرگ، نارون، زبان گنجشک و داغداغان در جهت شمالی، انجیر، چنار و زربین در جهت جنوبی و زیتون در جهت غربی و جنوبی قرار داشتند. درختان کهنسال لرگ، نارون، زبان­گنجشک، داغداغان، چنار و زربین در طبقه ارتفاعی 1250-1100 متر و زیتون و انجیر در طبقه ارتفاعی 1400-1250 متر از سطح دریا پراکنش داشتند. درختان کهنسال لرگ، نارون، زبان­گنجشک و داغداغان در اقلیم مدیترانه­ای فراسرد، درختان زربین و برخی از درختان چنار در اقلیم مدیترانه­ای سرد و درختان انجیر، زیتون و برخی درختان چنار در اقلیم نیمه­خشک سرد قرار گرفتند. وجود شیب­های ملایم، بستر خاک مناسب و دسترسی به منابع آبی از ویژگی­های مطلوب جهت پایداری درختان کهنسال مورد مطالعه در این رویشگاه­ها بوده است.
فاطمه فلاحتی، بهلول علیجانی، محمد سلیقه،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده

برف منبعی مطمئن در تامین آب بوده و آگاهی از توزیع و مقدار آب موجود در آن، می تواند در مدیریت منابع آب بسیار حیاتی باشد . بنابراین با توجه به تغییر اقلیم و تغییر زمان ذوب برف ،پیش بینی زمان  ورود آب حاصل از ذوب برف به چرخه مصرف آب ،جهت برنامه های ریزی های محیطی از اهمیت بسزایی برخوردار است . هدف از انجام این تحقیق بررسی تغییرات حجمی و توزیع زمانی جریان ناشی از ذوب برف در سالهای آتی با تلفیق علم سنجش از دور و GIS و مدلهای اقلیمی می باشد . به منظور بررسی تاثیرات اقلیم بر بارش و دما در این حوضه از مدلهای جدید ncc_noresm1_m و ncar_ccsm4 استفاده شد که تحت سناریوهای RCP2.6 ،RCP4.5 ،RCP6.0 و RCP8.5 اجرا شدند . دما و بارش در چهار دوره آتی ( 2021-2030 ،2031-2040 ،2041-2050 و 2051-2060 )تحت هر چهار سناریو محاسبه شدند . همچنین برای تعیین سطح پوشش برف در حوضه از تصاویر روزانه پوشش برف MODIS (Mod 10 A1)  استفاده شده است . از بررسی ارتباط بین مساحت پوشش برف با دما و بارش مشاهده شده ، به منظور پیش بینی سطح پوشش برف در آینده استفاده شده است . نتایج سناریو های RCP ،نشان دهنده افزایش دما و کاهش بارش و پوشش برف در آینده درمنطقه مورد مطالعه می باشد . بررسی رواناب ذوب برف در دوره مشاهداتی (2015-2010) نیز نشان داد حدود 82 درصد از رواناب سالانه در حوضه مورد مطالعه به ذوب برف مربوط است . بیشترین رواناب ناشی از ذوب برف در طول فصل بهار بویژه اواخر این فصل تا اوایل تابستان اتفاق می افتد .نتایج بررسی سناریوهای آینده نشان داد نه تنها سهم ذوب برف از مجموع آب تولید شده در سال کاهش خواهد یافت ، بلکه با تغییر زمان حداکثر ذوب برف از اواخر بهار به اواسط زمستان تا اواسط بهار ، از توزیع مناسب آب حاصل از ذوب برف در طول سال کاسته می شود
کاوه محمدپور،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده

در مطالعه حاضر با استفاده از داده­های روزانه ماهواره­ای  شبیه­سازی شده از عمق نوری آئروسل (AOD) در 550 نانومتر بر روی گستره ایران سعی شد تا مناطق همگن آئروسل بر روی ایران با استفاده از تکنیک­های چند متغیره مدلسازی و آشکار گردد. تکنیک­های بُرداری  با کاهش حجم متغیرها به بُردارهای ویژه و صدک 85، شش الگوی مجزای مکانی را منطقه­بندی و تفکیک کرد که از پهنه­های عمده تحت تاثیر آئروسل بر روی پهنه ایران هستند. جزئیات پراکنش رخدادهای حدی بر پایه صدک 95 بی­هنجاری روزانه­ی سیگنال­ها نشان داد که انتشار و دوری و نزدیکی مناطق منبع آئروسل از مناطق شتاسایی شده­ی روی ایران موجب شکل­گیری الگوهای غالب مکانی آئروسل در گوشه و کنار کشور شده است. زیرا، رشد و گسترش فرین­های آئروسل و انتشار آنها از مناطق منبع آئروسل در سطح خاورمیانه و آسیای مرکزی  نمایان کرد که تفکیک جغرافیایی آئروسل به ساختارهای فضایی-مکانی ساده و همگن با شباهت­های درون گروهی زیاد در حین تفاوت آشکار برون گروهی تایید می­کند که هر کدام از مناطق همگن ایران تحت تاثیر جریان و پراکنش مکانی فرین­های منطقه­ای متفاوتی تشکیل شده است. بنابراین، تلفیق معیارهای ماهواره­ای با نکنیک­های کاربردی بُرداری در علوم جوی-دینامیکی، نه تنها خلاء داده­های مشاهداتی سطحی را پر کرده است، بلکه رویکردی به مراتب جغرافیایی­تر از مخاطرات محیطی را در فالب شکلی ساده­تر نشان داده و آن اشکال همگنِ تفکیک شده­ی جغرافیایی را قابل تفسیرتر کرده است.
اقای رسول باقرآبادی، دکتر مظاهر معین الدینی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده

امروزه با افزایش میزان آلودگی هوا، ضرورت شناخت بیشتر علل وقوع آن را مطرح ساخته است. در این میان ازون تروپوسفری می­تواند بر سلامتی انسان و محیط­زیست اثر گذار باشد. از­این­رو هدف این پژوهش بررسی روند تغییرات غلظت ازون تروپوسفری  با پارامترهای هواشناسی، پیش سازهای ازون (دی اکسید نیتروژن و اکسیدهای نیتروژن) است. در این پژوهش از داده­های ایستگاه هواشناسی کرمانشاه و ایستگاه کیفیت هوای ادراه کل حفاظت محیط­زیست کرمانشاه (ایستگاه زیبا پارک) در بازه­ی 10 ساله (1386 تا 1395) استفاده شده است. در این پژوهش تغییرات غلظت ازون تروپوسفری و ارتباط آن با تغییرات اکسیدهای نیتروژن (NOX) و NO2 پارامترهای هواشناسی شهر کرمانشاه انجام شده است. براساس نتایج، بیش­ترین غلظت ازون تروپوسفری در ساعت­های 14 تا 16، ماه­های خرداد، تیر و مرداد رخ داده است، بالاترین مقدار غلظت ازون تروپوسفری فصلی نیز در فصل تابستان و بهار ثبت شده است. مطالعه پارامترهای هواشناسی مانند دمای هوا و سرعت باد نشان داد که ارتباط مستقیمی با میزان غلظت ازون تروپوسفری دارد. از طرفی با افزایش میزان بارندگی غلظت ازون تروپوسفری کاهش پیدا می­کند. نتایج بررسی رابطه  بین ازون تروپوسفری، اکسیدهای نیتروژن و دی اکسید نیتروژن نشان داد که بیشترین مقدار ازون تروپوسفری در کمترین مقدار اکسیدهای نیتروژن و دی اکسید نیتروژن رخ می­دهد و تغییرات غلظت ازون تروپوسفری در طول روز برعکس تغییرات اکسیدهای نیتروژن و دی اکسید نیتروژن است.
دکتر علیرضا صادقی نیا، دکتر سمیه رفعتی، دکتر مهدی صداقت،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده

این پژوهش با هدف تحلیل فضایی تغییرات اقلیمی دما در ایران انجام شد. ابتدا با استفاده از آزمون من-کندال و شیب سن، روند تغییرات شناسایی شد. سپس با استفاده از روش های تحلیل مولفه های اصلی و خوشه بندی، گستره ایران از لحاظ روند تغییرات سالانه شاخص های فرین در چهار خوشه دسته بندی شد. 38 ،33 ، 18 و 11 درصد از ایستگاهها به ترتیب در خوشه های 1، 2، 3 و 4 قرار گرفتند. شدیدترین روندهای افزایشی در ایستگاههای خوشه یک، که در نواحی پست و کم ارتفاع ایران استقرار دارند رخ داده است. میانگین ارتفاع آنها 535 متر است. ایستگاههای خوشه 2 روند افزایشی متوسط و ایستگاههای خوشه 3 روند افزایشی ضعیفی را تجربه کرده اند. ایستگاههای خوشه 2 غالبا در نواحی شمال غرب و غرب ایران استقرار یافته اند، اما ایستگاههای خوشه 3 نظم خاصی را از نظر پراکندگی فضایی نشان نمی دهند. ایستگاههای خوشه 4 بر خلاف سه خوشه دیگر، روندهای آشکاری را نشان نمی دهند. به طور کلی، نتایج این پژوهش نشان داد که بین عامل ارتفاع و شیب روند شاخص های فرین گرم همبستگی معکوس وجود دارد. یعنی هرچه ارتفاع کاهش می یابد، شیب روند افزایش می یابد. بنابراین ایستگاههایی که در نواحی پست و کم ارتفاع قرار گرفته اند نسبت به نواحی مرتفع، تغییرات اقلیمی شدیدتری را تجربه کرده اند. همچنین تغییرات اقلیمی شاخص های حدی گرم قوی تر از شاخص های حدی سرد و روند افزایش دماهای کمینه بیشتر از دماهای بیشینه است. علاوه بر آن، تعداد شب های گرم با شیب بیشتری نسبت به تعداد روزهای گرم افزایش یافته است.
غلامرضا مقامی مقیم،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده

 اهداف: هدف اصلی و کلی این تحقیق شناسایی مخاطرات طبیعی تهدید کننده  پارک ملی و منطقه حفاظت شده سالوک  بود. در این راستا براساس فرضیات این تحقیق علاوه بر هدفی اصلی سه هدف جزئی نیز برای آن تعیین گردید. در اهداف جزئی شناسایی خطرات ناشی از شرایط آب و هوایی، ژئومورفولوژیکی و هیدرولوژیکی مدنظر می باشد.
‌روش پژوهش: این تحقیق با روش میدانی و کتابخانه ای و به شیوه تحلیلی توصیفی انجام شد. هدف مطالعات میدانی شناسایی گونه‌های گیاهی و جانوری این پارک و منطقه حفاظت شده بود که با استفاده از مصاحبه با محیط بانان، مردم ساکن در روستاهای مجاور پارک، نتایج سرشماری های انجام شده توسط سازمان محیط زیست انجام شد. در مطالعات کتابخانه ای مفاهیم و تعاریف مرتبط با محیط زیست و مخاطرات طبیعی از کتاب های موجود در کتابخانه­‌ها، اسناد سازمان محیط زیست استخراج گردید. جهت مطالعه آب وهوای منطقه از آمار ایستگاه های هواشناسی منطقه استفاده شد.
یافته‌ها: مطالعات اولیه این فرض را تداعی­نمود که ممکن است مخاطرات آب و هوایی، ژئومورفولوژیکی و هیدرولوژیکی مهمترین مخاطرات طبیعی این پارک باشند. براساس مطالعات انجام شده، مخاطرات آب‌وهوایی شامل خشکسالی،  سرمازدگی و یخبندان تاثیرات بیشتری در منطقه مورد مطالعه دارند. مخاطرات ژئومورفولوژیکی این پارک ناشی از فرایندهای دینامیک بیرونی ازجمله حرکات­دامنه­ای لغزش و ریزش و فرسایش  است در مرتبه دوم قرار می گیرد و مخاطرات هیدرولوژیکی به خصوص سیلاب های رودخانه ای در شرق این پارک در دره رودخانه روئین و مخروط افکنه های جنوبی این پارک در رده سوم قرار می‌گیرند.
نتیجه‌گیری: مهمترین نتیجه حاصل از این پژوهش این است که مخاطرات طبیعی این پارک به صورت طبیعی به عنوان یک عامل تعدیل کننده اکولوژیکی عمل می‌نمایند. و این مخاطرات زمانی می‌تواند بر این پارک اثرات زیانبار داشته باشند که با دخالت‌های منفی انسانی در تعامل باشند اما اگر با اقدامات مثبت انسانی همسو باشند اثرات آنها تأثیر مخرب قابل توجهی در این پارک نخواهند داشت.
مهسا سپاسیان، بهلول علیجانی، محمد سلیقه، مهری اکبری،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده

از روش تحلیل عاملی با استفاده از آرایه Pخوشه‎بندی نمرات عاملی متغیرها به روش وارد به دو توده آبوهوایی مساعد و نامساعد تقسیم شد. میانگین دمای حداکثر(تاثیرگذار) توده هوایی نامساعد ֯34 سانتی گراد، فشارکمتر، وزش باد ملایم و خشکی و ساعات آفتابی بیشتر شرایط هوایی نامساعد را تشکیل داده که طبق نتایج باعث افزایش34 درصدی مرگومیرها نسبت به آبوهوای مساعد بوده است.67% مرگ‎ومیرها همزمان با توده هوای نامساعد بوده است. همچنین بررسی اپیدمیولوژیک مرگ‏ومیرها نتایج پژوهش های پیشین در این زمینه را تایید کرده و نشان می‏دهد که رخداد مرگومیر در سنین بالا و همچنین در مردان بیشتر از زنان است. واضح است که نمی‎توان تمامی مرگ‎ومیرها را ناشی از اثر آبوهوا دانست ، اما نتایج نشان می دهد که در تغییر شرایط آب و هوایی ، تعداد مرگ و میر ها تغییر میکند .همچنین برای مطالعه اثر آبوهوا بر مخاطرات انسانی بهتر است اثر تمامی متغیرها بصورت یکجا و همزمان بر انسان مطالعه شود.

فاطمه ارسلانی، بهلول علیجانی، صابره ارسلانی،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر محاسبه­ی سطح آلودگی و ریسک سلامت عناصر سنگین (Cd,Cr,Cu,Ni,Pb) موجود در غبار ریزشی شهر تهران و تحلیل فضایی آن است. بدین­منظور غبار ریزشی با استفاده از تله­رسوب­گیر MDCOدر 28 ایستگاه شهر تهران در دوره آماری (31/3/97- 01/01/97) جمع­آوری شد. جهت شناسایی و تعیین غلظت عناصر سنگین موجود در غبار ریزشی از آنالیز XRF، تحلیل فضایی آن از روش درونیابی کریجینگ و تعیین سطح آلودگی و محاسبه ریسک سلامت از شاخص­ آلودگی، شاخص جامع آلودگی و خطر سرطان­زایی و غیرسرطان­زایی  استفاده شد. براساس محاسبات انجام شده مقادیر شاخص آلودگی و شاخص جامع آلودگی به ترتیب Pb>Cd>Cu>Cr>Ni است.  بر اساس این شاخص آلودگی تهران در بیشتر مناطق زیاد و در مناطق حاشیه­ی شرقی شدید است. مقادیر شاخص خطر (HI) کل مسیرهای جذب در کودکان  به ترتیب کروم> سرب> نیکل> مس> کادمیوم  و در بزرگسالان به ترتیب کروم> سرب> کادمیوم> مس> نیکل می­باشد. خطر سرطان­زایی(CR) در کودکان و بزرگسالان به ترتیب کروم> کادمیوم> سرب>نیکل می­باشد. در هر دو گروه سنی کروم دارای بیشترین خطر سرطان­زایی (بیشتر از6-10×1) و نیکل کمترین خطر را دارد. کودکان بیشتر از بزرگسالان در معرض خطر قرار دارند. ارزیابی ریسک سلامت(HQ, HI, CR) نشان داد که آلودگی عناصر سنگین مورد مطالعه زیر آستانه قابل قبول برای خطرات سرطان­زا و غیرسرطان­زا است. بنابراین از نظر سرطان­زایی خطری ندارد.
آقای عبدالعظیم قنداق ساز، دکتر مسلم سواری، دکتر فرهاد جوان،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده

هدف: ارزیابی مخاطرات در مقاصد گردشگری نقش مهمی در حفظ ایمنی گردشگران و پایداری محیط‌زیست ایفا می‌کند. شناسایی تهدیدات بالقوه مانند بلایای طبیعی، ازدحام جمعیت، آسیب‌های فرهنگی و مخاطرات اجتماعی، زمینه‌ساز برنامه‌ریزی دقیق‌تر و مدیریت مؤثرتر گردشگری است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مخاطرات محیطی در مناطق گردشگری شهرستان دزفول انجام شده است.
روش پژوهش: جامعه آماری شامل گردشگران مناطق روستایی شهرستان دزفول بوده که براساس آمار سازمان میراث فرهنگی، سالانه بیش از ۱۰ میلیون نفر از این مناطق بازدید می‌کنند. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان ۳۸۴ نفر تعیین شد و نمونه‌گیری به‌صورت تصادفی انجام گرفت. در این مطالعه، ۳۳ روستا در چهار بخش شهرستان مورد بررسی قرار گرفتند. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه و تحلیل عاملی تأییدی تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌ها: باتوجه به نتایج بررسی فقط بخش چغامیش از نظر مخاطرات سیاسی باخطر بالا روبروست و سایر بخش‏ها دارای تهدید متوسط در این حوزه هستند. در حوزه مخاطرات مالی و اقتصادی موضوع متفاوت است و فقط بخش مرکزی با تهدید متوسط روبروست و سایر بخش ها دارای تهدید با سطح بالا روبرو هستند. اما مهمترین نتیجه این بررسی در حوزه مخاطرات اجتماعی خود را نشان داده، جایی که تمام بخش‏ها تهدید با سطح پائین را نشان داده اند که بیانگر امنیت مناسب و آسایش گردشگران در سفر به این شهرستان بوده است. همچنین نتایج مطالعه نشان دهنده سطح متوسط مخاطرات محیطی در بخش های شهیون و سردشت و چغامیش بوده و حتی در بخش مرکزی این مخاطرات در محدوده اولویت پایین قرار دارد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی راهکارهای کاهش مخاطرات گردشگری در شهرستان دزفول در عامل های عوامل اطلاع رسانی و آموزشی، عوامل قانونی و امنیتی، عوامل احتیاطی و عوامل زیرساختی طبقه‏بندی شد.
نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر نشان داد که مخاطرات اجتماعی در شهرستان دزفول در سطح پایینی قرار دارد و امنیت گردشگران تأمین شده است. با این حال، مخاطرات اقتصادی و محیطی در برخی بخش‌ها نیازمند توجه و مدیریت بیشتر هستند. اجرای راهکارهای پیشنهادی می‌تواند به بهبود کیفیت تجربه گردشگری و توسعه پایدار منطقه کمک کند.
 
دکتر کمیل عبدی، دکتر همت اله رورده،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده

هدف:      سیلاب یکی از مهم‌ترین بلایای طبیعی در استان مازندران و به‌ویژه شهرستان ساری به شمار می‌رود که هر ساله خسارات گسترده‌ای در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی به‌همراه دارد. هدف این پژوهش، شناسایی و پهنه‌بندی خطر سیلاب با بهره‌گیری از الگوریتم‌های یادگیری ماشین جنگل تصادفی (RF) و ماشین بردار پشتیبان (SVM) و همچنین استفاده از رویکرد تلفیقی برای افزایش دقت پیش‌بینی‌ها و کاهش عدم‌قطعیت مدل‌ها است.
روش پژوهش: در این مطالعه، مجموعه‌ای از داده‌های مکانی شامل مدل رقومی ارتفاع (DEM)، کاربری اراضی حاصل از تصاویر ماهواره‌ای، شاخص‌های ژئومورفولوژیکی (شیب، جهت شیب و تراکم زهکشی)، داده‌های زمین‌شناسی، فاصله از جاده‌ها و آبراهه‌ها، شاخص پوشش گیاهی (NDVI) و متغیرهای اقلیمی (بارش و دما) گردآوری شد. داده‌ها با استفاده از ابزارهای GIS و RS پردازش و برای آموزش و اعتبارسنجی مدل‌ها آماده گردیدند. عملکرد مدل‌ها با معیارهای ارزیابی شامل دقت، F1، AUC و منحنی ROC سنجیده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که هر دو مدل RF و SVM عملکرد بالایی در پهنه‌بندی خطر سیلاب دارند، به‌طوری‌که مقادیر شاخص‌های ارزیابی بیانگر دقت قابل قبول آن‌ها است. همچنین، رویکرد تلفیقی منجر به بهبود نتایج و کاهش خطاهای ناشی از پیش‌بینی منفرد شد. بر اساس نقشه‌های تولیدشده، بخش قابل توجهی از شهرستان ساری در طبقات خطر زیاد و خیلی زیاد قرار دارد که با مناطق دارای بارش‌های شدید، تراکم زهکشی بالا و شیب تند همپوشانی دارد.
نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر تأکید می‌کند که الگوریتم‌های یادگیری ماشین، به‌ویژه در قالب رویکرد تلفیقی، ابزار مؤثری در شناسایی مناطق مستعد سیلاب هستند. نتایج این تحقیق می‌تواند به‌عنوان مبنای علمی در برنامه‌ریزی شهری، مدیریت بحران و کاهش خطرپذیری سیلاب در شهرستان ساری و سایر مناطق مشابه مورد استفاده قرار
آقای مهرداد کرمی، دکتر محمدرضا پورجعفر،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده

پدیده‌ی تغییر کاربری اراضی در مناطق پیرامونی کلان‌شهر تهران، به‌ویژه در محدوده‌ی لواسانات، طی دو دهه‌ی اخیر از یک فرآیند کالبدی و اقتصادی به مسئله‌ای راهبردی در حوزه‌ی حکمرانی فضایی، تاب‌آوری سرزمینی و پدافند غیرعامل تبدیل شده است. این پژوهش با هدف تبیین سازوکارهای نهادی، فضایی و اکولوژیکی مؤثر بر تغییر کاربری اراضی و پیامدهای آن بر تاب‌آوری فضایی منطقه، با رویکردی تلفیقی و بهره‌گیری از روش‌های کیفی و کمی انجام شده است. داده‌های پژوهش از سه منبع اصلی گردآوری شده‌اند: تحلیل محتوای اسناد قانونی و سیاستی مرتبط با مدیریت زمین، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با کارشناسان و مسئولان محلی، و تحلیل مکانی داده‌های پوشش زمین با استفاده از مدل پیش‌بینی تغییرات کاربری. یافته‌ها نشان می‌دهد که تغییر کاربری در لواسانات حاصل هم‌زمان سه سطح از کنش است: تخریب ساختارهای اکولوژیکی که منجر به کاهش ظرفیت طبیعی سرزمین در جذب و مهار مخاطرات محیطی شده است، ضعف نظارت نهادی که توان نظارت و کنترل بر زمین را تضعیف کرده و تمرکز کالبدی که خطرپذیری فضایی را افزایش داده است. این تحولات هم‌زمان با کاهش شدید اراضی کشاورزی و از بین رفتن کمربندهای طبیعی، به تضعیف کارکردهای زیست‌محیطی، تشدید خطرپذیری کالبدی و کاهش کارایی پدافند غیرعامل منجر شده است.
نتایج تحلیل‌ها نشان می‌دهد که لواسانات در وضعیت گذار از یک نظام فضایی پایدار به یک نظام شکننده و بی‌دفاع قرار دارد. فرآیند تغییر کاربری اراضی در این منطقه نه صرفاً پیامد فشارهای جمعیتی یا اقتصادی، بلکه بازتابی از اختلال در نظام حکمرانی فضایی و ضعف نهادی در مدیریت زمین است. در نتیجه، آنچه در ظاهر «توسعه» تلقی می‌شود، در عمل به فرایند تدریجی «بی‌دفاع‌سازی سرزمین» و فرسایش تاب‌آوری اکولوژیکی و نهادی منجر شده است.
 

صفحه 13 از 21     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سامانه نشریات علمی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Spatial Analysis Environmental hazarts

Designed & Developed by : Yektaweb