علی جهانی،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
هدف از این پژوهش مدلسازی تغییرات مکانی تراکم پوشش گیاهی زیرآشکوب جنگل با توجه به ساختار اکوسیستم جنگل و فعالیتهای طرح جنگلداری به عنوان یک مخاطره زیست محیطی میباشد. واحدهای همگن محیط زیستی با استفاده از منابع اکولوژیکی و سیستم اطلاعات جغرافیایی، تهیه گردید. در این تحقیق به کمک شبکههای عصبی مصنـوعی، تراکم پوشش گیاهی زیرآشکوب جنگل بر اساس متغیرهای اکولوژیکی و انسانی شبیهسازی شد. شبکه پرسپترون چندلایه با یک لایه پنهان و 4 نرون در هر یک از لایههای مخفی و آرایش نهایی 1-4-23، با توجه به بیشترین مقدار ضریب تبیین آزمون شبکه (معادل 8576/0) و کمترین مقدار میانگین مربعات خطا و میانگین خطای مطلق (به ترتیب معادل 866/0 و 736/0)، بهترین عملکرد بهینهسازی توپولوژی را نشان میدهد. بر اساس نتایج آنالیز حساسیت، عوامل اکولوژیکی و انسانی شامل تراکم تاج پوشش توده، تراکم دام در جنگل، شدت فرسایش خاک و شدت کوبیدگی آن به ترتیب بیشترین تاثیر را در تغییرات پوشش گیاهی زیرآشکوب جنگل از خود نشان دادند. نتایج حاصله در این تحقیق در چهارچوب روش تجزیه و تحلیل سیستمی منجر به مدلسازی پوشش گیاهی زیرآشکوب جنگل در ارزیابی مخاطرات محیط زیستی طرحهای جنگلداری و طراحی سامانه پشتیبان تصمیمگیری شده است که میتواند راهگشای تصمیمگیری در مورد ساختار طرح و اجرای پروژههای مشابه در مکانهای مشابه باشد.
یوسف قویدل، منوچهر فرج زاده، بشیر قهرمانی،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
با پیدایش و شدت رو به افزایش پدیده تغییر اقلیم و به تبع آن گرمایش جهانی در سالهای اخیر، وقوع امواج گرمایی نیز همواره رو به افزایش بوده است. منطقه نیمه جنوبی ایران نیز بخاطر نزدیکی به مناطق گرم کره زمین و قرار گرفتن در نوار عظیم بیابانی دنیا در معرض وقوع امواج گرمایی میباشد. در این پژوهش با استفاده از دادههای 16 ایستگاه همدید و دادههای جوّی به شناسایی و تحلیل همدید امواج گرمایی در دوره گرم سال در منطقه مورد مطالعه پرداخته شده است. سپس با استفاده از روش حداکثر بلوکها، امواج گرمایی طبقه بندی شدند. نتایج این بررسی نشان میدهد که امواج گرمایی در حال افزایش بوده و از عوامل اصلی تأثیر گذار بر رخداد امواج گرمایی در منطقه نیمه جنوبی ایران در سطح زمین وضعیت کم فشار و در سطوح فوقانی جوّ پر ارتفاع میباشد. همچنین وزش تودههای هوایی بسیار گرم و سوزان از اطراف به این منطقه نیز تاثیر به سزایی در رخداد این فرینهاتی اقلیمی داشته است.
مسلم سواری، حسین شعبانعلی فمی، هوشنگ ایروانی، علی اسدی،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
هدف کلی این تحقیق، مدلسازی اثرات خشکسالی بر معیشت پایدار کشاورزان کوچک مقیاس در سکونتگاههای روستایی بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه کشاورزان کوچک مقیاس در روستاهای استان کردستان بود (N=10099). با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد 402 نفر از آنها با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای چند مرحلهای با انتساب متناسب برای مطالعه انتخاب شدند. ابزار اصلی تحقیق پرسشنامهای بود که روایی آن از طریق روایی محتوایی و روایی سازه و پایایی آن توسط پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ بررسی شد (α>0.7). تجزیه و تحلیل دادهها بهوسیله نرمافزار SPSSwin18، Lisrel8.54، ArcGis10.5 و Xlstat2016 انجام شد. نتایج آزمون منکندال نشان داد که سطح زیرکشت محصولات آبی و دیم به همراه مقدار تولید محصولات آبی با گذر زمان افزایش یافته است اما بر مقدار تولید محصولات دیم اثر معنیداری از نظر آماری ندارد. همچنین نتایج نشان داد که در بعد اقتصادی بیشترین تأثیر بر توزیع درآمد و هزینههای زندگی بوده است، در بعد اجتماعی بر تعلق مکانی و امنیت و رفاه اجتماعی، بعد محیطی بر آلودگی زیستمحیطی و منابع سرزمین و در بعد نهادی بیشتر بر همکاری و مشارکت مردم تأثیرگذار بوده است. علاوه بر این نتایج مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد که خشکسالی بیشترین تأثیرات را ابعاد معیشت پایدار به ترتیب بر بعد اجتماعی، محیطی، اقتصادی و نهادی دارد.
حسین حسینی خواه، اصغر ضرابی،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
امروزه استفاده از مدل ها و تکنیک های دقیق و جدید می توانند نقش بسیار مهمی در کمک به حل مسایل شهری داشته باشند. از این رو تکنیک تولید وزنی یک تکنیک بسیار دقیق و ماتریس تصمیم گیری آن بر پایه داده های عینی است و برای تصمیم گیری در زمینه مسائل بسیار حساس کاربرد دارد. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی و پهنه بندی نقاط شهری و بخش های شهرستان بهمئی در استان کهگیلیویه و بویراحمد نسبت به وقوع بحران زلزله می باشد. برای گردآوری داده ها از سازمان زمین شناسی آمریکا، سازمان نقشه برداری کشور، تصاویر ماهواره ای و غیره، و همچنین برای بررسی و تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار ARC GIS و مدل WASPAS و Dematel استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد، 252 کیلومتر مربع معادل 20 درصد از شهرستان بهمئی در پهنه بدون خطر، 386 کیلومتر مربع در پهنه کم خطر، 289 کیلومتر مربع از شهرستان در پهنه متوسط نسبت به خطر وقوع زلزله و 149 کیلومتر مربع از شهرستان معادل 12 درصد از شهرستان در پهنه با خطر بسیار بالا نسبت به خطر وقوع زلزله قرار دارد. همچنین شهر لیکک مرکز شهرستان بهمئی در پهنه های با خطر بسیار کم نسبت به خطر وقوع زلزله قرار دارد. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که 160 کیلومتر مربع از بخش مرکزی شهرستان، معادل 18 درصد از بخش مرکزی در پهنه کم خطر و 212 کیلومتر مربع معادل 18 درصد در پهنه با خطر زیاد و 15 درصد از بخش مرکزی شهرستان در پهنه با خطر خیلی زیاد قرار دارد. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که از مساحت 506 کیلومتر مربع بخش گرمسیری شهرستان، 06/156 کیلومتر مربع معادل 84/30 درصد در پهنه بدون خطر، 44 درصد در پهنه با خطر کم و 6 درصد از بخش گرمسیری شهرستان در پهنه با خطر خیلی زیاد قرار دارد. بیشترین مساحت بخش مرکزی شهرستان در پهنه با خطر متوسط و بیشترین مساحت بخش گرمسیری شهرستان در پهنه با خطر کم قرار دارد. همچنین تحلیل فضایی آسیب پذیری سکونتگاههای روستایی نشان داد که، 6 درصد از روستاها و آبادی ها در پهنه خطر خیلی زیاد، 8 درصد در پهنه با خطر زیاد، 47 درصد در پهنه با خطر کم و 42 روستا در پهنه بدون خطر زلزله قرار دارد.
جمیله توکلی نیا، علیرضا محرابی، احسان اله یاری،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
با توجه به تغییر ماهیت جنگها، حمله هوایی و موشکی وسیع در شروع و طول درگیری به تاسیسات حیاتی، حساس و مهم نظامی، غیر نظامی و حتی نقاط مسکونی، اداری، تجاری، آموزشی و... امری عادی تلقی می شود. بر این اساس ارزیابی آسیب پذیری شهرها در جنگها و تدوین راهکارهای مناسب برای کاهش آسیب پذیری و خسارات ضروری است. پژوهش حاضر با هدف بررسی ایمنی فضاهای شهری در سطح منطقه بیست شهرداری تهران و با توجه به اصول پدافند غیر عامل و شناسایی و از بین بردن عوامل کاهش دهنده ایمنی در سطح محدوده انجام گرفته است. روش تحقیق برای تبیین وضع موجود ، روش توصیفی - تحلیلی است. روش جمع آوری اطلاعات بر مبنای کتابخانه ای و نیز میدانی (پرسشنامه ای) بوده و تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی و سیستم اطلاعات جغرافیایی انجام گرفته است. و در نهایت یافته ها نشان می دهند که در سطح منطقه، سه پهنه مخاطره آمیز عمده در شرایط بحران و مستعد آسیب وجود دارد که مهم ترین آنها هسته فرسوده مرکزی، محدوده پرتراکم دولت آباد و بخش هایی از محله سیزده آبان با مجموع 21 درصد از کل مساحت کاربری های سطح منطقه است که بیشترین میزان آسیب پذیری را شامل شده و علت این امر وضعیت نامناسب شاخص های کالبدی و بافت کم کیفیت و پرتراکم مراکز مذکور در محدوده می باشد. در این تحقیق، جامعه آماری منطقه بیست شهرداری تهران و حجم نمونه 384 نفر از ساکنین نواحی پنج گانه است. این منطقه در طرح های فرادست، به عنوان بخش مهمی از شهر تهران معرفی شده (به علت استقرار کاربریهای استراتژیک) و از این رو ارزیابی آسیب پذیری آن از اهمیت خاصی برخوردار است. در خاتمه پیشنهادات و راهکارهای لازم جهت رعایت پیشگیرانه اصول پدافند غیر عامل در محدوده مورد مطالعه ارایه گردیده است.
احمد پوراحمد، حسین حاتمی نژاد، کرامت الله زیاری، سعیده علیجانی،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
زیست پذیری شهری بیان کننده چگونگی عملکرد سیستم شهر است، هماهنگی بین زیر سیستم های شهر باعث ارتقاء کیفیت زیست پذیری می شود. کالبد و ساختار فیزیکی شهر بایستی با محیط زیست طبیعی هماهنگ باشد تا جامعه اجتماعی در آن به رفاه اقتصادی و اجتماعی برسند که در نهایت منجر به رضایت و شادی شهروندان می شود. احساس رضایت و رفاه اجتماعی شهروندان در یک شهر طبیعی سالم و پاک اتفاق می افتد. همانطور که زندگی در شوره زار و یا اقلیم بسیار گرم رضایت ساکنین را ایجاد نمی کند، بی توجهی به محیط زیست طبیعی نمی تواند باعث ارتقاء کیفیت زندگی و رفاه شهروندان شود. این تحقیق سعی دارد بر اهمیت شرایط محیط زیست در شهر زیست پذیر بپردازد. در بین مؤلفه های محیط زیست، اقلیم و شرایط آب و هوایی مهمترین و بیشترین نقش را بر ارتقاء کیفیت زیست پذیری ایفا می کنند. بررسی کیفیت زیست پذیری شهری توسط سه رویکرد کالبدی، محیط زیست و ادراکی- اجتماعی صورت گرفته است. در رویکرد کالبدی دو شاخص بسیار مهم ضریب دید آسمان (SVF) و نسبت محصوریت یا ارتفاع به عرض خیابان (H/W) و در رویکرد محیط زیستی شاخص آسایش محیطی دمای معادل فیزیولوژیک (PET) در روزهای 16، 17 و 18 مرداد سال 1397 اندازه گیری و محاسبه شدند. همچنین ارزیابی ادراکی و ذهنی شرایط محیط طبیعی از طریق پرسشنامه های کیفی توسط استفاده کننده گان از دو نوع فضای عمومی ( پارک شهدای خلیج فارس و خیابان های شهری ) صورت گرفت. نتایج نشان دادند که میانگین آسایش حرارتی در فضاهای باز عمومی در سطح شرایط استرس زای شدید قرار دارد. در صورتیکه در خیابان های با ضریب دید آسمان کم و نسبت محصوریت بالا ، کمینه مقدار آسایش حرارتی دیده شد. ارتباط خطی مثبت بین دمای معادل فیزیولوژیکی و احساس حرارتی استفاده کننده گان از فضا بدست آمد. رضایت از مطلوبیت آسایش حرارتی از سوی پرسش شوندگان چه در روز و چه در شب کمترین رای را به خود اختصاص داد. که در فصل تابستان با توجه به زمان اوج استفاده از فضاهای تفریحی نتیجه بسیار خوبی نمی باشد. این تحقیق نشان داد که ملاحظات محیطی در راستای ارتقاء کیفیت زیست پذیری و در نهایت توسعه پایدار در طراحی فضاهای شهری از سوی طراحان ، برنامه ریزان شهری و سازندگان در منطقه تازه ساخت 22 صورت نگرفته است . دانش استفاده از اقلیم و شاخص های آن ضروری است در مطالعات طرح جامع و تفصیلی شهری لحاظ شود.
سحر ندایی طوسی، رزا حسینینژاد،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
تابآوری، بهعنوان انگاشتی برای رویارویی با اختلالات، غافلگیریها و تغییراتغیرمنتظره در سالهای اخیر بهمثابه توانایی مکانها، جوامع و سیستمها در تحملوایستادگی در برابر خطرات بهوجودآمده از تنشهاوفشارها مطرح شدهاست؛ بهنحویکه سیستم بتواند سریعاً به وضعیت پیشاز تنش بازگشته، تهدیدات آتی را پذیرفته و با آنها رویاروییکند. منطقهیمرکزیایران، بنا به منطقهبندی مطالعات طرحکالبدیملیایران مشتمل بر سه استان اصفهان، چهارمحالوبختیاری و یزد، واقع در اقلیم خشکِ بیابانی با بحرانهای متعدد محیطی مواجهاست که وضعیت تابآوریمنطقه را دستخوش اختلال ساخته و در نتیجه طرحوکاربست هدف تابآوریمنطقهای در سیاستگذاریهاوبرنامهریزیها را جهت کاهش آسیبپذیری و مقابله با بحرانهای گوناگون فرامنطقهای آشکار ساختهاست. با وجود آشکارشدن ضرورت طرح مفهوم تابآوری در سطحی فراتر از شهر، همچنان چارچوب مشخصی برای اندازهگیری این وضعیت در سطح منطقه وجودندارد. بر ایناساس پژوهشِپیشِرو، با اعتقاد به فرامنطقهایوچندبعدی بودن موضوع تابآوری بر آناست تا با تعدیلوکاربست مفهوم تابآوری به صورت یکپارچه و چندبعدی در سطح منطقهای چارچوبی مناسب برای سنجش وضعیت تابآوریمنطقهای به شیوهی شاخصترکیبی و از آن طریق برنامهریزی کاهشآسیب و ارتقاء تابآوری ارائهدهد. در این رابطه هدفکلانپژوهش به تدوین چارچوبی بهینه در راستای بررسی، سنجش و رتبهبندی وضعیت تابآوریمنطقهیمرکزیایران اختصاصیافتهاست. نتایج حاصل نشانمیدهد که استان چهارمحالوبختیاری از بالاترین میزان تابآوری برخوردار بوده و پس از آن به ترتیب دو استان اصفهان و یزد قراردارند. در این میان استان یزد پایینترین میزان تابآوری را در بین استانهای منطقهیمرکزی دارد؛ بنابراین، ضروریاست در برنامهریزیها و تخصیص منابع به ارتقاء و بهبود بخشهای دارای اولویت توجه ویژهای شود. رویارویی با دستورکارهای تابآوری مستلزم پذیرش رویکردهای برنامهریزی و تصمیمگیری فرامنطقهای همچون منطقهگراییمحیطزیستی است.
حمید قربانی، عباسعلی ولی، هادی زارع پور،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
خشکسالی در زمره پیچیدهترین و ناشناختهترین پدیدههای طبیعی است که باعث بحران دورهای آب در مناطق متاثر از آن میشود. افزایش تقاضای آب از یک سو و تجربه خشکسالیهای سالهای اخیر در استان از سوی دیگر منجر به بحران آب گردیده است، شناخت روند خشکسالی یکی از ملزومات مدیریت بحران آب است. هدف از این تحقیق تحلیل روند شاخص خشکسالی اقلیمی SPI استان اصفهان با استفاده آزمونهای ناپارامتری سن، پتی و من-کندال میباشد و از دادههای اقلیمی ماهانه 10 ایستگاه همدیدی با طول دوره آماری 27 ساله (2017-1990) برای سریهای زمانی مختلف ماهانه استفاده شده است، نتایج تحلیل روند براساس آزمون پتی در 75 درصد ایستگاهها، براساس آزمون سن در 60 درصد ایستگاهها و براساس آزمون من- کندال در 59 درصد ایستگاهها روند معنیدار نزولی در سطح خطای کمتر از 5 درصد نشان داد. همچنین تحلیل سری زمانی بیش از 6 ماه روند تغییرات را بهتر از سریهای زمانی کوتاه مدت نمایان میکند. در نتیجه در استان اصفهان با بحران آب مواجه هستیم و باید مدیریت تقاضای آب و مصرف آن بهصورت جدی اعمال گردد.
ابوالفضل مشکینی، علی محمد منصور زاده، زینب شاهرخی فر، شهربانو موسوی،
دوره 6، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
شناخت الگوهای فضایی در آسیبپذیری نگاه جامعی به نقاط آسیبپذیر را شامل میشود و قدرت تحلیل را برای مسئولین محیا میکند. لذا ضرورت دارد که الگوهای آسیبپذیری را شناخته تا با توجه به آنها در مواقع بروز بحران، میزان آسیب را به حداقل رساند. شهر تهران بهعنوان مرکز سیاسی – اداری کشور، با توجه به بار جمعیتی و توسعه فیزیکی – کالبدی با مخاطرات متنوعی روبروی میباشد. در این پژوهش سعی شده تا الگوی توزیع فضایی آسیبپذیری شهری در برابر مخاطرات طبیعی در ابعاد اجتماعی و کالبدی در منطقه 7 تهران تحلیل شود. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی و مدل مورداستفاده منطق فازی مثلثاتی میباشد. نتایج بهدستآمده حاکی از آن است که: طبق امتیاز z مقادیر مثبت 1.96 به بالا ، که در پهنه جنوب شرقی منطقه خوشههایی با لکههای داغ را تشکیل دادهاند. نشان از آسیبپذیری بیشتر در این قسمتهاست. همچنین مقادیر منفی 1.96- و کمتر که از نظر آماری معنیدار بوده و به رنگ آبی هستند لکههای سرد را تشکیل دادهاند، و اینگونه تفسیر میشود که نواحی دارای آسیبپذیری کم نیز در فضا خوشهبندیشده و عمدتاً در پهنه شمال غربی قرارگرفتهاند. بنابراین هر چه دامنه رنگ موردنظر در ناحیههای قرمز و آبی کاسته شود دارای معناداری آماری کمتر بوده تا جایی که این امتیاز مثبت منفی 1.65 برسد که در این وضعیت رفتار فضایی آسیبپذیری از نظر خوشهبندیهای داغ یا سرد با مقادیر بالا و پایین و خودهمبستگی فضایی غیر معنیدار تلقی میشوند که بر روی نقشه نیز با رنگ زرد نمایش دادهشده است.
غلام حسن جعفری، هژیر محمدی،
دوره 6، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
عواقب و آثار فعالیتهای انسانی در چند دهه اخیر گاه چنان مخرب و غیرقابلبازگشت به حالت اولیه بوده که توجه همه اقشار را به خود جلب کرده است. یکی از این اثرات، فروچالههایی است که در بخشهای مختلف سیاره زمین و ازجمله ایران، استان همدان و بهصورت متمرکز در دشت کبودر آهنگ-فامنین اتفاق افتاده است. دراینارتباط، پژوهشگران معتقدند که مهمترین پیامدهای برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، حفر چاههای غیرمجاز و فعالیت نیروگاه حرارتی شهید مفتح، تغییر پارامترهای خاکی و پیدایش فروچالههای منطقه است. بدین منظور کلیه اطلاعات زمینشناسی، گسل، هیدرولوژیکی، ارتفاعی، شیب، جهت شیب، کاربری اراضی و راههای منطقه با استفاده از نقشههای توپوگرافی و زمینشناسی، مدل رقومی ارتفاعی و تصاویر Google Earth استخراج و جهت بررسی روند فروچالهها با توجه به تعداد و تراکم آنها در نرمافزار GIS وزن دهی گردید. نتایج نشان میدهد که تراز آبهای زیرزمینی، زمینشناسی، کاربری اراضی و دامنه ارتفاعی از مهمترین عوامل اثرگذار در ایجاد فروچاله است؛ اما نقش عوامل خارج از منطقه و در بخشی دورتر از فروچالهها که باعث افت شدید آبهای زیرزمینی شده است، در یک دید فضایی اهمیت بیشتری دارد. احداث سد اکباتان بر روی مهمترین رودخانه تأمینکننده آب دشتهای موردمطالعه، گسترش شهر همدان و تغییر کاربری اراضی اطراف آن ازجمله در شهر بهار به کشاورزی، مانع از رسیدن آب به دشتهای کبودرآهنگ و فامنین همانند سابق شده و افزایش تقاضای آب در پاییندست به همراه شرایط مساعد محیا شده از قبل (انحلال آهک) باعث ایجاد فروچاله های متعدد شده است.
زهرا تقی زاده، احمد مزیدی،
دوره 6، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
چکیده
جزیره گرمایی شهری به عنوان یکی از مخاطرات محیطی نو ظهور شرایط زیست محیطی دشواری را برای ساکنان شهرها به وجود آورده. هدف این مطالعه ارزیابی تغییر پذیری فضایی و مکانی جزیره گرمایی شهر اصفهان با توجه به نقش کاربری اراضی میباشد. میکروکلیمای پژوهش حاضر 2/190 کیلومتر مربع از شهر اصفهان است که برای تحلیل رابطه بین تغییرات کاربری و پوشش زمین بر جزیره گرمایی شهر اصفهان از تصاویر لندست 7 (سنجنده TM و ETM+) و لندست 8 ( سنجنده OLI/TIRS) در تاریخ 20 جولای 1989، 17 آگوست 2005، 18 آگوست 2014، استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که نواحی شهری دارای 31 درصد تغییرات در جهت مثبت بوده این در حالی است که مساحت اراضی کشاورزی و فضای سبز با 25 درصد کاهش مواجه شده است. بررسی شدت جزیره ی گرمایی نشان میدهد هستههای پر حرارت متعلق به اراضی نامرغوب و اراضی بایر با میانگین 33/37 و 5/36 بوده است همچنین بیشترین مساحت طبقۀ دمایی در سال 1989 و 2005 مربوط به طبقه دمایی گرم بوده این در حالی است که در سال 2014 درصد طبقات دمایی متوسط 8/63 درصد را به خود اختصاص داده است .توزیع تغییرات مکانی جزیره گرمایی در شهر اصفهان نیز نشان میدهد که جزایر گرمایی به مرور زمان تغییر مکانی داشته است به طوری که در سال 2014 به لکههایی در اطراف شهرکهای جنوبی شهر، مناطق نظامی و اراضی بایر در نیمه جنوبی، قسمتهایی در شمال غرب و شمال شرق و لکههای کوچکی در شرق اصفهان محدود شده است. به عبارتی نتایج این پژوهش نشان داد که گسترش شهر عامل اصلی افزایش دمای سطح و گسترش جزیره گرمایی نمیتواند باشد بلکه نوع کاربری سایر اراضی در افزایش یا کاهش دما نیز موثر بوده است.
غلامرضا جانبازقبادی،
دوره 6، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
چکیده
آتش سوزی در عرصه های منابع طبیعی یکی از بحران هایی است که هر ساله خسارت های غیر قابل جبرانی بر اکوسیستم ها و محیط زیست وارد می سازد. هدف از این تحقیق تلاش جهت بررسی مناطق حساس به خطرآتش سوزی و تهیه نقشه منطقه خطر آتش سوزی جنگل ، بوسیله ادغام داده های توپوگرافی و سایر اطلاعات اضافی از یک سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) برای استان گلستان است. برای انجام این تحقیق ابتدا بااستخراج اطلاعات ثبت شده مربوط به موقعیت آتش سوزی های رخداده شده درسالهای 1388 و1389 حوزه ی ادار ه کل منابع طبیعی استان گلستان انجام گرفته است. جهت شناسایی مناطقی با پتانسیل بالای آتش سوزی ازپارامترهای استاتیکی مؤثردرآتش سوزی جنگل های منطقه (ارتفاع،شیب،جهت شیب،کاربری زمین/پوشش زمین،،میزان تبخیر)استفاده گردید.بدین صورتکه ، هر کدام از پارامترهای استاتیکی به کلاس های مختلف تقسیم شده و به هر کلاس با استفاده از دانش کارشناسی و مرور تحقیقات انجام شده، داده های زمینی و نتایج حاصل از بررسی های فوق، وزنی از یک تا ده اختصاص داده شده است. در ادامه با استفاده از همپوشانی لایه های مذکور با وزنهای متفاوت، مناطق با پتانسیل بالای آتش سوزی برای جنگل های استان گلستان شناسایی شده است،در نهایت کلیه وزنها با هم جمع شده که مقدار وزن نهایی بدست آمدو نقشه خطر آتش سوزی تهیه گردید. .برای تولیدنقشه خطر آتش سوزی،ازنرم افزارArc GIS9.2استفاده گردیده است.همچنین باروش شاخص خطرآتش سوزی (FRSI)،وشاخص نرمالشده تفاوت پوشش گیاهی (NDVI)،و باکمک نقشه پهنه بندی،ریسک آتش سوزی درپنج رده خطر (بسیارکم تا بسیارزیاد) تهیه گردید..نتایج نشان داد بیشتر آتش سوزی ها در مناطق جنگلی با تاج و پوشش انبوه و همچنین در مناطق جنگلی با تاج و پوشش متوسط و در مرحله بعد در مناطق بیشه زار و بوته زار ها اتفاق افتاده است. دربررسی محاسبه تراکم آتش سوزی در پهنه های ارتفاعی ، نتایج نشان داد ، تقریبا 90 درصد آتش سوزی ها در پهنه های ارتفاعی متوسط بین 700 تا 1500 متر رخ داده اند.در کل یافته های تحقیق نشان داده است، 90 درصدآتش سوزی های بوقوع پیوسته درمناطق باخطرزیادآتش سوزی،30 درصددرمناطق خطرناک و 60 درصددرمناطق پرخطرواقع شده اند، ،به طوریکه مناطق گالیکش، مینودشت، آزاد شهر ،از درجه ریسک وقوع آتش سوزی بالا برخوردار بوده اند.
- امین صالح پورجم، - جمال مصفایی، - محمودرضا طباطبائی،
دوره 6، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
بررسی روند بیابانزایی مستلزم درک پدیدههایی است که هم بهطور منفرد و هم در کنش و واکنش بایکدیگر در یک ناحیه تغییراتی را به وجود آوردهاند که این تغییرات منجر به بیابانزایی و تخریب اراضی شده است. بهمنظور بررسی اثر معیار خاکشناسی بر پتانسیل بیابانزایی مخروط افکنهها در بخش جنوبی حوزه آبخیز رودخانه شور، نخست اقدام به تهیهی نقشهی طبقات شیب، کاربری اراضی و زمین شناسی کاربردی با هدف ایجاد واحدهای همگن و تعیین خصوصیات خاک شد، بهطوریکه از طریق رویهم قرار دادن و تقاطع این نقشهها با لایه شبکهای ایجاد شده بهوسیله برنامه جانبی ET GeoWizards در نرمافزار ArcGIS 10.3، نقشهی واحدهای کاری حاصل شد. در این تحقیق سه شاخص حساسیتپذیری نسبت به فرسایش، شوری و نفوذپذیری خاک در نظر گرفته شد که در نهایت هر یک بهصورت نقشهای طبقهبندی شده مبتنی بر عبارتهای زبانی در طیف هفتگانه، ارایه گردیدند. در این تحقیق از روش آزمونهای ناپارامتریک فریدمن و رتبههای دبلیو کندال به منظور تعیین پتانسیل و اولویت بندی گزینهها استفاده شد، بهطوریکه پس از تعریف اعداد قطعی مربوط به عبارات زبانی در طیف هفتگانه، اقدام به محاسبه مقادیر میانگین رتبه گزینهها گردید. در این تحقیق دامنه تغییرات مقادیر میانگین رتبهها حاصل از آزمونهای فریدمن و رتبههای دبلیو کندال از 00/7 تا 33/17 متغیر است. نتایج تحقیق مبتنی بر آزمونهای ناپارامتریک نشانداد که 18/74 درصد (77/4245 هکتار) از منطقه دارای پتانسیل بیابانزایی متوسط و 82/25 درصد (67/1477 هکتار) دارای پتانسیل بیابانزایی خیلی زیاد است. همچنین نتایج تحقیق نشانداد که جوانترین و قدیمیترین مخروط افکنههای منطقه به ترتیب دارای پتانسیل بیابانزایی خیلی زیاد (75/798 هکتار) و کم (23/152 هکتار) میباشند.
محمد جوانبخت، سید حسین حسینی،
دوره 6، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
چکیده
زلزله ازجمله مخاطرات طبیعی است که وقوع آن اغلب خسارات و تلفات زیادی برای انسان به دنبال داشته است. ایران کشوری زلزلهخیز است و استان خراسان رضوی یکی از آسیبپذیرترین استانهای کشور میباشد. بهطوریکه 71 درصد از مساحت این استان در پهنههای با خطر متوسط، زیاد و خیلی زیاد قرارگرفته است. یکی از بخشهای مهمی که در اثر وقوع زلزله آسیبپذیری بالایی دارد، شبکه خطوط انتقال نیرو میباشد. در این تحقیق آسیبپذیری شبکه خطوط انتقال نیروی استان خراسان رضوی در برابر زلزله مورد ارزیابی قرار میگیرد. تحقیق حاضر ازنظر هدف کاربردی و روش تحقیق پژوهش توصیفی - تحلیلی است. پارامترهای مؤثر برای این تحقیق شامل نزدیکی به خط گسل، ساختار زمینشناسی، شیب زمین، تراکم جمعیت مناطق شهری و روستایی، فاصله از خطوط ارتباطی انتخاب شدند. برای تهیه نقشه میزان آسیبپذیری ابتدا معیارهای شناساییشده با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی وزن دهی شدند سپس از روش فازی برای پهنه بندی آسیبپذیری زلزله استفاده شد.
نتایج تحقیق حاکی از آن است که بیشترین آسیبپذیری استان خراسان رضوی در برابر زلزله در نواحی جنوب شرقی واقعشده است. بررسی وضعیت آسیبپذیری شبکهی خطوط انتقال نیرو نشان میدهد که آسیبپذیری خطوط انتقال برق فشارقوی استان خراسان رضوی نسبتاً زیاد میباشد و بیشترین آسیبپذیری خطوط مذکور در نواحی جنوب شرقی استان قرار دارد. آسیبپذیری خطوط انتقال نفت نشان میدهد که 12.61 درصد این خطوط در پهنهی با آسیبپذیری خیلی زیاد قرار دارند. در خطوط انتقال گاز نیز 64.62 درصد این خطوط در پهنهی با آسیبپذیری کم و خیلی کم و آسیبپذیری متوسط قرار دارد. بهطورکلی بیشترین میزان آسیبپذیری در خطوط برق فشارقوی قرار دارد و 44.47 درصد این خطوط در پهنههای با آسیبپذیری خیلی زیاد و آسیبپذیری زیاد قرار دارد.
الهام فهیمی نژاد، محمد باعقیده، ایمان باباییان، علیرضا انتظاری،
دوره 6، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
دو مشخصه بارز اقلیم آینده تغییر در میانگین و مقادیر حدی متغیرهای هیدرواقلیمی میباشد، از این رو شبیه سازی رفتار اقلیم حوضه آبریز شاندیز که یک منطقه گردشگری مهم در شمالشرق کشور است در دهه های آینده نقش مهمی در شناخت وضعیت اقلیم و آسیب پذیری احتمالی این مناطقه از تغییر اقلیم دارد. هدف از این پژوهش شناسایی مقادیر حدی دما، بارش و تغییرات رواناب حوضه آبریز شاندیز و مقایسه شرایط پایه و آینده است. برای نیل به این هدف از آمار روزانه دما و بارش روزانه 30 سال آماری (از 1990-1961) ایستگاه سینوپتیک مشهد استفاده شده است. همچنین برای پیش بینی بارش، دمای حداقل و حداکثر در آینده از داده های مدل گردش کلی CanESM2 تحت سه سناریوی انتشار RCP2.6، RCP4.5 و RCP8.5 برای دوره 2100-2041 استفاده شده است. برای ریزگردانی خروجی مدل CanESM2 از روش آماری SDSM و برای استخراج مقادیر حدی بارش از نرم افزار RClimDex استفاده شده است. نتایج نشان داد که در دوره آینده نه تنها در مقدار بارش ایستگاه مشهد بلکه در الگوی بارش نیز تغییراتی رخ خواهد داد. بر اساس نتایج بدست آمده، بارش سالانه در دهه ی 2070-2041، بین 37 تا 54 درصد نسبت به دوره ی دیدبانی افزایش می یابد، و میزان افزایش بارش دهه ی 2100-2071 بین 52 تا 66 درصد افزایش می یابد. تعداد رخداد بارش های روزانه با شدت های 10، 20 و 30 میلیمتر در روز، بارش های با آستانه های صدک 95 و 99 دوره های آتی در تمامی فصول ایستگاه مشهد نسبت به دوره مشاهداتی (1990-1961) افزایش خواهند یافت. در دهه های آینده میانگین دمای حداکثر مشهد نسبت به دوره مشاهداتی بین 4/6 – 6/0 درجه سلسیوس و میانگین دمای حداقل بین 5/1 تا 2/4 درجه سلسیوس افزایش خواهد یافت.
از مدل SWAT جهت ارزیابی اثرات تغییراقلیم بر میزان رواناب حوضه استفاده گردید. بدین منظور ابتدا این مدل با استفاده از دبی ایستگاه هیدرومتری شاندیز برای دوره 2012-2003، واسنجی و اعتبارسنجی شد که مقادیر R2 به ترتیب 65/0 و 52/0 بدست آمد. در ادامه با بکارگیری دادههای ریزمقیاس شده مدل CanESM2 در مدل SWAT، تغییرات رواناب خروجی از حوضه طی دوره های 2070-2041 و 2100-2071 شبیه سازی گردید. اعمال نتایج تغییرات بارش و دمای حوضه در دهه های آینده بر مدل SWAT نشان داد که دبی حوضه شاندیز در دهه های آینده بین 2 تا 104 درصد افزایش خواهد یافت.
عباسعلی ولی، سید حجت موسوی، اسماعیل زمانی،
دوره 6، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
گردوغبار بهعنوان یکیاز مخاطرات محیطی مناطق خشک و ازجمله ایران مرکزی باعث ایجاد معضلات زیستمحیطی بسیار شدهاست که لزوم مطالعه و مدیریت بحران آن را در مجامع علمی و اجرایی تایید میکند. پژوهش حاضر سعی دارد تأثیرسنجی عناصر اقلیمی دما، بارش، رطوبتنسبی، تبخیروتعرق و همچنین پوشش گیاهی را بر فراوانی وقوع گردوغبارهای استان یزد در دوره 5 ساله (2009 تا 2014) ارزیابی کند. لذا پساز تعیین ایستگاههای سینوپتیک، اقدام به استخراج دادههای گردوغبار براساس کد پدیدههای هوای حاضر و مقادیر عناصر اقلیمی نمود و در گام بعد مبادرت به پهنهبندی فضایی آنها ازطریق روشهای زمین آمار کرد. سپس دادههای نمایه EVI از تصاویر MODIS با رعایت اصل تطابق زمانی استخراج گردید. نهایتاً جهت تخمین احتمال وقوع گردوغبار، انواع روشهای رگرسیون ساده و چندگانه برازش داده شد و مناسبترین روابط با ارزش رجحانی بالاتر گزارش گردید. نتایج نشان داد بیشترین رابطه معنیدار بین فراوانی کل گردوغبار با تبخیروتعرق و رطوبتنسبی با ضریب تبیین 973/0 و 614/0 و انحراف برآورد 104/24 و 477/92 در سطح 99 و 95 درصد وجود دارد. همچنین حداکثر رابطه معنیدار گردوغبارهای خارجی با تبخیروتعرق و رطوبت نسبی با ضریب تبیین 968/0 و 621/0 و خطای برآورد 173/0 و 427/75 در سطح 99 و 95 مشاهده شد. گردوغبارهای داخلی با تبخیروتعرق و حداکثر دما با ضریب تبیین 770/0 و 371/0 و خطای برآورد 751/15 و 642/0 در سطح 95 درصد رابطه معنیدار دارد. نتایج رابطهسنجی گردوغبارهای کل، خارج و داخلی با عناصر اقلیمی و پوشش گیاهی براساس روش اینتر حاکیاز ارتباط معنیدار آنها بهترتیب با ضریب تبیین 994/0، 985/0 و 956/0 و خطای برآورد 13713/18، 55551/24 و 49989/10 در سطح 99 و 95 درصد میباشد که نشاناز عملکرد سیستماتیک عناصر اقلیمی و پوشش گیاهی در وقوع گردوغبار است.
رضا برنا، شهلا قاسمی، فریده اسدیان،
دوره 6، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
امروزه مطالعه تأثیر وضعیت جوی و اقلیمی بر روی زندگی، سلامتی،آسایش و اعمال و رفتار انسانها در قالب یکی از شاخههای علمی تحت نام (زیستشناسی انسانی) مورد مطالعه و بررسی قرار میگیرد. با توجه به تفاوت فراوانی افراد با یکدیگر، احساس هرکسی از یک وضعیت جوی و اقلیمی میتواند متفاوت از دیگری باشد ازاینرو است که نمیتوان هیچ اقلیمی را کاملاً نامطلوب دانست و نه یک اقلیم را برای همه افراد کاملاً مطلوب بهحساب آورد، لذا میتوان گفت که تقریباً کلیه عناصر جوی بر احساس آسایش انسان مؤثر میباشند ولی تأثیر بعضی از آنها کاملاً مشخص و برجسته وتأثیر بعضی دیگر خفیف و گاهی ناپیداست. بیشترین تأثیر را عناصر دما، بارش، رطوبت و تابش خورشید بر احساس آرامش یا عدم آرامش میتوانند داشته باشند. هدف از این مطالعه بررسی و شناسایی ناحیه خطر آسایش اقلیم میباشد. برای این منظور دادههای دما، بارش و رطوبت برای استان خوزستان از پایگاه دادهای اسفزاری استخراج گردیده است.دراین رویه ابتدا براساس توزیع احتمالا شرطی حالات های مختلف دما، بارش و رطوبت برای ناحیه با عدم آسایش اقلیمی طرح شده است در این مطالعه به شناسایی نواحی خطرآسایش اقلیمی استان خوزستان به کمک تحلیلهای چند متغیره (تحلیل خوشهای و تحلیل ممیزی) و الگوی خودهمبستگی فضایی (شاخص فضایی هات اسپات و شاخص فضایی موران) با تاکید بر معماری پرداخته شده است. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که براساس تحلیل چند متغیره (خوشهای و تحلیل ممیزی) و تحلیلهای فضایی (تحلیل هات اسپات و تحلیل موران) ناحیه خطر آسایش اقلیم بیشتر بخشهای غربی استان خوزستان یعنی نواحی مرزی با عراق و همچنین بخشهای از جنوب استان را شامل میشود. از طرفی دیگر تحلیل روند گستره نواحی عدم آسایش اقلیم بیانگر این است که به سمت دورههای اخیر روند افزایش قابل توجهی داشته است. همچنین نتایج نشان داد که توزیع مکانی بارش در همه دورهها در نواحی عدم آسایش اقلیمی از ضریب تغییرات بالای برخوردار بوده است.
محمد خلج،
دوره 6، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
بررسی پتانسیل لرزهای گسلهای تهران به عنوان پایتخت ایران امری ضروری است. گذرگاهها یا مسیرهای تنش (Stress Trajectories) برای این برآورد کارگشا هستند، زیرا تجمع آنها در اطراف یک گسل میتواند نشانه پتانسیل لرزهزایی آن باشد. در این پژوهش، از دادههای خشلغز گسلی برای تحلیل تنش دیرین استفاده شد. بر این پایه، منطقه به شش محدوده پایدار تنشی تفکیک شده و میانگین تنش دیرین در هر یک از این محدودهها به دست آمد. در گام بعد بر پایه میدان تنش میانگین به دست آمده از هر محدوده و چرخش دادههای گسلی بر اساس تئوری آندرسن برای رژیم تنشی فشاری، نقشه گذرگاههای تنش برای میدان تنش میانگین حاکم بر منطقه در طول زمان زمینشناسی رسم شد. آرایش گذرگاههای تنش بیشینه و همگرایی ضعیف آنها در محل تلاقی گسلها، نشانگر تبعیت آنها از رژیم تنش کلی حاکم بر منطقه است و افزایش میزان تنش و پتانسیل لرزهای در محل تلاقی گسلهای بزرگ، بسیار محدود است.
مسعود جلالی، غلامرضا مقامی مقیم، عبدالله فرجی، علی محمد منصورزاده، سید محمود حسینی صدیق،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده
امروزه در برنامهریزیهای راحتی و سلامت انسان، بررسی وضعیت تنشهای فیزیولوژیک حرارتی، نقش مهمی را ایفا میکند. در این خصوص میتوان در برنامهریزیهای بلندمدت از آب و هوا و در برنامهریزی کوتاه مدت از شرایط جوّی کمک گرفت. در تحقیق حاضر با استفاده از شاخص دمای معادل فیزیولوژیک تنش حرارتی(PET) اقدام به تهیه اطلس آسایش اقلیم ایران در مقیاس ماهانه گردید. مقادیر محاسبه شده برای 40 ایستگاه کشور با طول دوره آماری مشترک 52 سال (1338-1390) نقشههای تنش فیزیولوژیک حرارتی تهیه شد. بر اساس نقشههای ترسیم شده نقش ارتفاعات در شکلدهی شرایط تنشهای فیزیولوژیک حرارتی بسیار پررنگتر از طول و عرض جغرافیایی است. از لحاظ شرایط بدون تنش حرارتی فروردین ماه با 7/47 درصد از مساحت ایران در رتبه اول قرار دارد و مطلوبترین شرایط آب و هوایی بدون تنش را داراست. در همین ارتباط دی ماه با 3/75 درصد از کشور دارای تنش سرمایی است و بعد از آن مرداد ماه با تنش گرمایی 9/99 درصد از کشور، بدترین شرایط تنش فیزیولوژیک حرارتی آب و هوایی را دارا است. بیشترین و کمترین ضرایب تغییرات مکانی تنش فیزیولوژیک حرارتی ایران به ترتیب مربوط به دی و تیر ماه است. در ادامه با توجّه به نمرات شاخص، گروه بندی ایستگاهها با اعمال روش خوشهای سلسله مراتبی با روش ادغام وارد (Ward) انجام گرفت. نتایج نشان داد هفت ناحیه اصلی تنش فیزیولوژیک حرارتی برای اطلس ایران قابل تشخیص است که در هر یک از این ناحیه، شرایط تنش حرارتی از ویژگیهای همسان برخوردار است.
فیروز مجرد، حسن ذوالفقاری، مهدی کیقبادی فر،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده
پدیده شرجی به واسطۀ اثر ترکیبی دما و رطوبت بالا رخ می دهد و همواره باعث بروز مشکلاتی برای فعالیتهای انسانی می شود. در پژوهشهای قبلی، این پدیده در مناطق محدودی از کشور و با تعداد شاخصهای کمتری مطالعه شده است. این پژوهش با هدف بررسی فراوانی، تداوم و شدت روزهای شرجی در سرتاسر ایران با سه شاخص شدت شرجی، فشار بخار آب جزئی و گرمایش به انجام رسیده است. به این منظور دادههای روزانه دما و رطوبت نسبی 101 ایستگاه سینوپتیک کشور در یک دوره زمانی 28ساله (2014-1987) جمع آوری و با سه شاخص یادشده مطالعه شد. نتایج تحقیق نشان داد دو شاخص شدت شرجی و فشار بخار آب جزئی برای تبیین شرایط شرجی در ایران مناسبند و برونداد آنها تفاوت محسوسی با یکدیگر ندارد. اما شاخص گرمایش به نتایج مطلوب منتهی نشد. بر اساس شاخص منتخب، یعنی شاخص شدت شرجی، سواحل جنوب و سپس سواحل شمال کشور، بیشترین فراوانی، تداوم و شدت شرجی را دارند. اما در سایر نقاط کشور شرایط شرجی حاکم نیست و به طور میانگین حتی یک روز با شرایط شرجی مشاهده نمی شود. در سواحل جنوب، به دلیل حاکمیت پرفشار آزور، وضعیت شرجی زودتر از سایر نقاط کشور، در روز 14 فروردین آغاز میشود و با تداوم 7 ماه و 11 روز، در 25 آبان خاتمه مییابد. اما در سواحل شمالی کشور، با یک تأخیر 48روزه، از 1 خرداد آغاز و با تداوم تقریبی 4 ماه و 19 روز، در 20 مهر خاتمه مییابد. بندر چابهار در ساحل دریای عمان با 291 روز شرجی که 160 روز آن وضعیت شرجی بسیار شدید را داراست، بالاترین و بندر آستارا در سواحل خزر با 126 روز پایینترین تعداد روزهای شرجی را دارا هستند. در سواحل شمالی، وضعیت شرجی بسیار شدید دیده نمی شود. روند سالانۀ تعداد روزهای شرجی در هیچ ایستگاهی معنی دار نیست.