مژگان انتظاری، طاهره جلیلیان، جواد درویشی خاتونی،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده
سیل به عنوان یکی از مخرب ترین بلایای طبیعی با عواقب اجتماعی و اقتصادی و زیست محیطی است. برای جلوگیری از هرگونه خسارت ناشی از سیل تهیه نقشه حساسیت به وقوع سیل نخستین گام در مدیریت سیلاب است .هدف اصلی این پژوهش، شناسایی مناطق حساس به سیل گیری با استفاده از ارزیابی دو مدل نسبت فراوانی (FR) و وزن شواهد (WofE) در استان کرمانشاه می باشد. ابتدا موقعیت 146 نقطه سیل گیر در منطقه تهیه گردید. از این تعداد، 102 نقطه (70٪) به طور تصادفی به عنوان داده های اصلی برای واسنجی و باقی مانده، تعداد 44 نقطه (30٪) برای مقاصد اعتبارسنجی استفاده شد. در مرحله بعدی 11 فاکتور موثر بر وقوع سیل شامل زمین شناسی، کاربری اراضی، فاصله از رودخانه ها، تراکم زهکشی، شیب، جهت شیب، انحنای زمین، شاخص رطوبت توپوگرافی (TWI)، طبقات ارتفاعی و میانگین بارندگی مشخص گردید. نقشه رقومی تمامی پارامترها با استفاده از نرم افزارArc GIS 10.2 با فرمت رستری تهیه شدند. سپس احتمال رخداد سیل برای هر کلاس از هر پارامتر محاسبه گردید و در نهایت وزن های به دست آمده برای هر کلاس در سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) در لایه های مربوطه اعمال گردید. نقشه احتمال سیل منطقه مورد مطالعه تهیه گردید. در ادامه، برای اطمینان از صحت نقشه تهیه شده از منحنی (ROC) استفاده شد. نتایج نهایی نشان داد که مدل FR(89/85 درصد) و مدل WofE (20/83 درصد) نتایج مشابه و معقولی دارند. بنابراین، نقشه های حساسیت سیل می تواند برای محققان، شرکت سهامی آب منطقه ای غرب، وزارت نیرو، جهاد کشاورزی و منابع طبیعی استان جهت کاهش خسارت مفید و ضروری باشد.
معصومه غلامی، عزت اله قنواتی، علی احمدآبادی،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده
دشتهای سیلابی و مناطق مجاور رودخانهها به دلیل شرایط خاص خود همواره در معرض خطرات ناشی از وقوع سیلابها قرار دارند. در حوضه رودخانه کن از بسیاری از اراضی مسکونی و زراعی در فاصله بسیار کمی از بستر رودخانه قرار دارند. با توجه به اینکه پاییندست حوضه با رشد سریع ساخت و ساز مواجه است، فعالیتهای انسانی و تغییر کاربری اراضی در این منطقه، سیکل هیدرولوژیکی و تولید رواناب را به شدت متاثر ساخته است. در این تحقیق ، سطوح سیل گیر در دوره بازگشت های 2 تا20 ساله در بازهای به طول20 کیلومتر از بستر رودخانه کن با استفاده از مدل HEC-RAS و الحاقیه HEC-geoRAS تعیین گردیده است. به این منظور از نقشههای رقومی 1:25000 و DEM 10 متری، آمار دبی ایستگاه سولقان، ویژگیهای مورفولوژی بستر و مقاطع عرضی استفاده شده است. در نهایت داده ها به نرم افزارHEC-RAS وارد و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. پس از تعیین حدود سیلگیری در دوره بازگشتهای گوناگون در هر مقطع عرضی، نتایج به محیط Arc GIS وارد و از این طریق خروجی نقشههای پهنهبندی سیلاب به دست آمده است. نقشه زمینشناسی و مشاهدات میدانی نشان داده است که عامل اصلی تفاوت عرض دره در محدوده مورد مطالعه مربوط به جنس سنگها میباشد. نتایج حاصل از خروجی مدل هیدرودینامیکی نشان میدهد که در بالادست رودخانه افزایش دبی به شکل افزایش ارتفاع سطح آب بوده و گسترش عرضی کمتری در سطوح سیلابگیر به چشم میخورد. اما در بخشهای میانی و کم شیب پایین دست رودخانه به علت کاهش ارتفاع سطح آب، رودخانه دارای گسترش جانبی بیشتری بوده و پهنههای سیلگیر در این بخشها نسبت به بالادست رودخانه دارای وسعت بیشتری میباشند. همچنین به ازای دوره بازگشتهای طولانیتر میزان دبی و ارتفاع سطح آب افزایش یافته و پهنه سیلابی نیز از وسعت بیشتری برخوردار بوده است.
صیاد اصغری سراسکانرود، حسن مظفری،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده
یکی از انواع مخاطرات طبیعی ریزش سنگ از دامنه کوه ها است که خسارت های فراوان مالی و جانی به بار می آورد. بخصوص اگر در مسیر راه های ارتباطی روی دهد. راه ارتباطی زنجان به تهم و طارم یکی از خطرناکترین جاده ها از نظر ریزش سنگ محسوب می شود. بنابراین هدف از انجام این تحقیق شناسایی پهنه های خطر در مسیر این جاده می باشد. برای انجام این تحقیق ضمن بازدید میدانی از محدوده مورد نظر و استفاده از تصاویر ماهواره ای لندست سنجنده oli سال 2017، لایه ها و نقشه های مؤثر در ریزش سنگ، مانند لیتولوژی، شیب، سطوح ارتفاعی، جهات شیب، کاربری اراضی و پوشش گیاهی، گسل، فاصله از جاده، فاصله از آبراهه، سطوح همبارش، همدما، هم یخبندان استفاده گردید. نقاط ریزشی برداشت شده با GPS در محیط نرم افزار ARCGIS با نقشه و لایه های مؤثر قطع داده شد. سپس با استفاده از روش آماری ضریب نسبت فراوانی و روش تحلیل شبکه که از نظر خبرگان و داده های محیطی استفاده می کند، اقدام به پهنه بندی خطر ریزش از طریق تلفیق و جمع جبری نقشه ها در پنج طبقه خطرخیلی کم تا خیلی زیاد گردید. طبق نتایج بدست آمده در روش تحلیل شبکه 69 درصد مساحت به پهنه های خطر متوسط تا خیلی زیاد تعلق گرفت. در صورتی که برای روش ضریب نسبت فراوانی این عدد 60/45 درصد حاصل شد. جهت ارزیابی و دقت پهنه بندی روش های مذکور از دو شاخص مجموع کیفیت و شاخص دقت (احتمال تجربی) استفاده گردید. ارزیابی مدل ها نشان داد، در مدل تحلیل شبکه شاخص های مذکور به ترتیب 76/0 و 88/0 بدست آمد که نسبت مدل ضریب نسبت فراوانی از کیفیت و دقت بالاتری برخودار است.
رضا دوستان،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده
هدف از این مطالعه، بررسی و تعیین دستاورد مطالعات خشکسالی در ایران است. بنابراین 403 مقاله علمی- پژوهشی از مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی(sid) بررسی شد. تعداد 384 مقاله دارای هدف و نتیجه قابل استناد بوده، که بر اساس یافته تحقیق، در 5 بخش مجزا می شوند. عمده تحقیقات(78 درصد)، خشکسالی را در نواحی مختلف ایران ارزیابی کرده اند. یافته ها نشان داد، ایران دوره های خشکسالی را در چند دهه اخیر با شدت های مختلف تجربه کرده است. این پدیده در ارتباط با برآورد سناریوهای تغییر اقلیم چه خوش بینانه و چه بد بینانه در آینده نیز با شدت های مختلف ادامه خواهد داشت. طبیعتاً پیامد خشکسالی های گذشته، به شکل آرام و خزشی، موجب بحران آبی، خشک شدن تالاب ها و دریاچه ها، شور شدن منابع آب زیر زمینی، خالی شدن روستاها و آسیب های اقتصادی-اجتماعی و غیره در ایران گردید.کاهش تحقیقات خشکسالی در سالهای اخیر، حاکی از کفایت ارزیابی صرف خشکسالی دارد، چرا که نتیجه نهایی مشخص است(اکوسیستم تشنه ایران). بنابراین محیط طبیعی ایران نیاز به راه حل عملی، تولید تکنولوژی با توجه به دانش بومی برای کاهش آسیب های محیطی دارد، که این امر بجز با جمع متخصصان حوزه های مختلف و پژوهش های گروهی مرتبط با بحران های محیطی، امکانپذیر نمی باشد.
پرهام پهلوانی، امین راعی، بهناز بیگدلی،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده
امروزه شناسایی فاکتورهای موثر بر آتشسوزی جنگلها از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است زیرا سالانه مساحت زیادی از جنگلهای جهان بر اثر آتشسوزی نابود میشوند و تکرار این اتفاق در بلندمدت میتواند خسارات جبرانناپذیری بر زمین و ساکنین آن وارد کند. با شناسایی این فاکتورها میتوانیم زمانها و نقاط دارای ریسک بالای آتشسوزی را شناسایی نمائیم و با وضع قوانین و سیاستهای مدیریتی کارآمد، آموزش به مردم و نظارت بیشتر در جهت مقابله با عوامل محرک آتش برآییم. در این تحقیق سعی شده است فاکتورهای موثر بر آتشسوزیهای جنگل گلستان شناسایی شود و برای این منظور از سه روش رگرسیون خطی چندگانه، رگرسیون لجستیک و رگرسیون اسپلاین تطبیقی چندمتغیره در ترکیب با الگوریتم ژنتیک استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که هر دو دسته فاکتورهای بیوفیزیکی و انسانی در آتشسوزیهای منطقه مورد مطالعه دارای تأثیر هستند. از این میان تنها فاکتورهای حداقل دما و حداکثر سرعت باد در هر سه حالت موثر شناخته شدند. روش رگرسیون اسپلاین تطبیقی چندمتغیره در مقایسه با دو روش دیگر عملکرد بهتری از خود نشان داد. مقدار RMSE نرمالشده این سه روش برابر 4291/0 برای رگرسیون خطی چندگانه، 9416/0 برای رگرسیون لجستیک و 1757/0 برای رگرسیون اسپلاین تطبیقی چندمتغیره و مقدار R2 آنها نیز به ترتیب برابر 9862/0، 9912/0 و 9886/0 به دست آمد.
موسی کمانرودی کجوری، محمد سلیمانی، محمد قاسمی،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده
باتوجه به موقعیت جغرافیایی و ویژگیهای زمینساختی ایران، مراکز جمعیتی، همواره در معرض انواع مخاطرات طبیعی، بهخصوص زلزله بوده و آسیبهای جانی و مالی فراوانی را متحمل شدهاند. نویسندگان این مقاله اعتقاد دارند که با استفاده از روشها و سیاستهای مناسب مدیریت شهری، بهویژه برنامهریزی کاربری زمین، میتوان میزان آسیبپذیری مناطق شهری در برابر زلزله را کاهش داد. در این مقاله، رابطه بین کاربری زمین و آسیبپذیری مناطق شهری در برابر زلزله در 5 محله ناحیه 3 شهرداری (بخش مرکزی) شهر سبزوار بررسی شده است. این پژوهش از جهت هدف، از نوع پژوهشهای اکتشافی و کاربردی و از نظر روش، از نوع پژوهشهای توصیفی-تحلیلی است. داده و اطلاعات مورد نیاز این پژوهش به روش مطالعات کتابخانهای و پیمایشی جمعآوری شد و پایگاه اطلاعاتی لازم در محیط نرمافزاری Arc GIS تشکیل گردید. در این مقاله، میزان آسیبپذیری بافت فرسودهی محدودهی مورد مطالعه با استفاده از روش تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) و مدل تحلیلی f (K1, K2,…, K8) برآورد شده است. بر اساس یافتههای این پژوهش، حدود 23 درصد محدودهی مطالعه دارای آسیبپذیری نسبتاً زیاد در برابر زلزله است. همچنین، محله یک دارای بیشترین آسیبپذیری نسبت به کل محلات است و از نظر بیشتر معیارهای مربوط به کاربری زمین دارای شرایط نامناسبی میباشد. بنابراین، بین برنامهریزی کاربری زمین و آسیبپذیری مناطق شهری در برابر زلزله، رابطه وجود دارد و از طریق برنامهریزی کاربری زمین میتوان میزان آسیبپذیری مناطق شهری در برابر خطر زلزله را کاهش داد.
مصطفی یعقوب زاده، عباس خاشعی سیوکی، یوسف رمضانی، سیده عاطفه حسینی،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده
امروزه تعیین اثر تغییراقلیم برجنبههای مختلف زندگی بشریت کاملا مشهود است. در چنین شرایطی تعیین دوره پایه که تاثیرات تغییراقلیم نسبت به این دوره تعیین می شود بسیار حائز اهمیت میباشد. بدین منظور در این تحقیق، با استفاده از مدلهای GCM، به ارزیابی دورههای پایه انتخابی برای ایستگاه سینوپتیک بیرجند پرداخته شد. برای انجام تحقیق، تعداد 27دوره پایه حاصل از 35مدلگزارش پنجم تغییراقلیم با دورههای مشابه حاصل از ایستگاه بیرجند مقایسه شدند. همچنین ماههایی که بیشترین درصد اختلاف با نتایج مشاهداتی برای متغییر مورد نظر دارند مشخص شد. نتایج نشان داد که برای بارش دورههای طولانی مدت ولی برای دمای بیشینه وکمینه دورههایی مانند 1980-1960 نتایج رضایتبخش ارائه مینمایند. با این حال در هر سه متغییر هواشناسی، دوره 1990-1960 و دورههای 31 ساله بهترین دورهها از نظر تطابق با داده مشاهداتی میباشد. در بینماههای سال نیز ماههای گرم جولای تا سپتامبر در مورد بارش و ماههای سرد دسامبر تا فوریه در مورد دمای کمینه و دمای بیشینه بیشترین درصد خطا نسبت به بقیه ماهها را دارند.
حسن زهره وندی، علی محمد خورشید دوست، بهروز ساری صراف،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
چکیده
تغییرات اقلیمی مهمترین معضل کره زمین در قرن حاضر است بنابراین ارزیابی و پیشبینی این تغییرات در آینده به دلیل اثرات سوء تغییرات اقلیمی بر منابع آبی و محیط طبیعی و همچنین اثرات زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی از اهمیت ویژهای برخوردار است. لذا در این پژوهش به پیشبینی پارامترهای دمای حداقل، دمای حداکثر، بارش و تابش به عنوان پارامترهای مهم اقلیمی به صورت روزانه تحت سناریوهای A1B، A2 وB1 با کاربست مدل گردش عمومی جو HadCM3 در دو دوره زمانی مختلف (2065-2046 و 2099-2080) و مقایسه آن نسبت به دوره پایه (2005-1961) از طریق مدل ریزمقیاسگردانی آماری LARS-WG در 6 ایستگاههای سینوپتیک منتخب در غرب کشور در سطح سه استان کردستان، کرمانشاه و همدان پرداخته شد. در ارزیابی مدل LARS-WG به بررسی میزان خطای دادههای مشاهداتی و شبیهسازی با استفاده از معیارهای MAE، MSE، RMSE و R2 پرداخته شد و با توجه به نتایج حاصل، مدل برای منطقه مورد مطالعه مناسب ارزیابی گردید. نتایج کلی حاصل از بررسی برای دورههای آینده حاکی از کاهش 7/7 درصدی بارش، افزایش 4/3 درجه سلسیوس دمای حداقل و 3/3 درجه سلسیوس دمای حداکثر به طور متوسط بلندمدت در سطح منطقه مطالعاتی نسبت به دوره پایه میباشد. همچنین بر اساس نتایج حاصل میزان تابش نیز افزایش خواهد یافت که این افزایش بهطور متوسط بلندمدت در سطح منطقه برابر 38/0 میلی ژول بر مترمربع در روز است. نتایج حاصل از این پژوهش میتواند کمک فراوانی به حل چالشهای مدیران و برنامهریزان منابع آب در دورههای آتی نماید.
طیبه کیانی، ندیم هیراد، غفورپور عنبران پرستو،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
منطقه پرجمعیت رودبار در شمال ایران، بدلیل شیب های تند توپوگرافی، مصالح سست پوشاننده شیبها، فازهای تکتونیکی فعال، ساخت وساز جاده و راه آهن، ازمناطق مستعد رخداد زمینلغزش است. در این پژوهش، درفاز اول براساس پیمایشهای زمینی، نقشه زمینشناسی درمقیاس1:25000، تصاویر ماهوارهای و دیگر دادههای منطقه رودبار،محدوده و وضعیت زمینلغزشهای منطقه شناسایی شد؛ عوامل ساختاری و وزنی( باربرداری شیب) بیشترین تاثیر در وقوع این رخداد را داشته و محرک اصلی در بیشترآنها، عامل ساختاری است. این مهم نیاز به تعیین و چگونگی فعالیتهای تکتونیکی برای پیشبینی و کنترل پدیده زمینلغزش در زیرساختهای عمرانی و زیستمحیطی منطقه رودبار را ضروری مینماید. از این رو درفاز دوم پژوهش، از شاخصهای ژئومورفیک سینوزیته جبهه کوهستان(Smf)، نسبت پهنای دره به ارتفاع دره(Vf)،شیب طولی رودخانه(SL)، شکل حوضه(Bs) و عدم تقارن حوضه زهکشی(Af) استفاده شد. سپس نتایج شاخصها، به صورت شاخص فعالیت تکتونیک نسبی(LAT)نشان داد که بیشتر زیرحوضهها دارای فعالیت تکتونیکی شدید و متوسط است.از نظر گستردگی، طبقه شدید با مساحت 05/195 کیلومتر مربع (21/67 درصد) ازکل مساحت منطقه را دربر میگیرد. تلفیق مکانی پهنههای زمینلغزش های شناسایی شده در بخش اول پژوهش با پهنههای تکتونیکی استخراج شده در بخش دوم پژوهش، انطباق این پهنهها در دو طبقه نشان میدهد. پهنههای رخداد زمینلغزشهای فتلک، لویه، رودبار، فیلده، در پهنههایی با فعالیت تکتونیکی شدید قرار گرفته و زمینلغزشهای دشتگان، طلابر، تکلیم، نصفی، دولتآباد، هرزویل در پهنههای فعال تکتونیکی متوسط واقع شده است. برای جلوگیری ازخسارات آتی رخداد زمین لغزش و ارایه گزارشهای دقیق تر برای هرگونه فعالیت عمرانی و زیستمحیطی درمنطقه رودبار باید مطالعات تفصیلی مهندسی و زمینشناسی درمقیاسهای بزرگتر انجام گیرد.
سعید جهانبخش اصل، بهروز ساری صراف، حسین عساکره، سهیلا شیرمحمدی،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
مهم ترین عامل در رخداد سیلاب های مخرب، وقوع بارش های سنگین است. نظر به اهمیت این مخاطره اقلیمی و اثرات زیانبار آن در محیط طبیعی و اجتماعی، هدف این پژوهش، بررسی تغییرات زمانی – مکانی بارش های فرین و مشخص ساختن سهم این بارش ها از بارش سالانه در پهنه غرب ایران می باشد. بدین منظور از داده های بارش روزانه 823 ایستگاه سینوپتیک، اقلیم شناسی و باران سنجی در بازه زمانی 01/01/1965 تا 30/12/2016 (18993 روز) استفاده شده است. این داده ها به روش کریجینگ بر روی گستره غرب ایران در شبکه ای منظم به ابعاد 6×6 کیلومتر میانیابی گردید و نهایتا، ماتریسی با ابعاد 6410×18993، حاصل شد. برای هر پیکسل و به ازای هر روز از سال، آستانه صدک 95 جهت شناسایی روزهای بارشی فرین به کار گرفته شد. نتایج نشان داد که با افزایش عرض جغرافیایی در پهنه مورد مطالعه، از مجموع بارش های فرین و همین طور، از نسبت سهم آن ها از بارش سالانه کاسته می شود. بارش های فرین حداقل 10 و حداکثر 31 درصد از بارش های سالانه را در گستره غرب ایران تشکیل می دهند که مقادیر حداقل آن بر منطقه آذربایجان و مقادیر حداکثر بر جنوب استان های ایلام و لرستان منطبق می باشد. به کارگیری رگرسیون خطی به روش کمترین مربعات خطا، برای بررسی روند مجموع بارش های فرین، نشان از وجود روند منفی در حدود 75 درصد از منطقه و روند مثبت در حدود 25 درصد از پهنه غرب ایران است. از این میان، در نزدیک به 44 درصد از پهنه، روند ها در سطح اطمینان 95 درصد معنادار بودند. روند سهم بارش های فرین از مجموع بارش سالانه، مشخص ساخت، در حدود 60 درصد از منطقه، نسبت این بارش ها در حال افزایش و در نزدیک به 40 درصد رو به کاهش می باشد که با توجه به سطح معناداری 95 درصد، 30 درصد از روند سهم بارش های فرین در بارش سالانه، معنادار شناخته شدند.
سعیده خاکسفیدی، بهزاد وثیق، محسن تابان،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
منطقه زابل یکی از مناطق بادخیز شرق ایران است. کیفیت، شدت و سرعت زیاد بادهای این منطقه موسوم به بادهای 120روزه سیستان عامل بروز مشکلات فراوان زیست محیطی و اجتماعی است. این بادها نقش موثری در حمل ماسههای کویری ایفا میکنند و تجربه تاریخی معماری و شهرسازی این منطقه معطوف به مقابله با اثرات مخرب پراکنش ماسه است. یکی از این گزینه ها جهتگیری و قرارگیری مناسب ساختمانها است که میتواند در کاهش آسیبهای ناشی از این بادها کمککند.
این مقاله به تدوین بهینه گونه حیاط مرکزی ساختمانها در برابر بادهای 120روزه میپردازد. هدف این تحقیق تعیین نوع مانع، جهتگیری و میزان محصوریت حیاط مرکزی است به گونه ای که بتواند در دو زمینه کاهش سرعت باد و کاهش ورود آلودگی ناشی از گرد و غبار در محدودهی ساختمان مفید واقع شود. در ابتدا مدل های مختلف حیاط مرکزی طراحی و سه بعدی گردید. شبیهسازی جریانهوا در این مدل ها با استفاده از نرمافزار شبیهسازی سیالاتFlow 3D انجام پذیرفته است.
نتایج نشان می دهد؛ ساختمانهایی یا موانعی که در برابر جهت باد دارای فرم مقعر هستند؛ بیشتر از سایر گونه ها مانع ورود باد به محوطهی سایه باد هستند. همچنین نوع جانمایی و جهتگیری ساختمانها در برابر باد و میزان محصوریت در دو نقطه ورود و خروج باد، به همراه استفاده از موانع طبیعی میتواند در کاهش سرعت باد و کاهش ورود گرد وغبار به مجموعه تا رسیدن به حد آسایش بسیار موثر باشد.
فیروز آقازاده، هاشم رستم زاده، خلیل ولیزاده کامران،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
آتش سوزی جنگل در سال های اخیر توجه زیادی به تغییرات اقلیمی و اکوسیستم داشته است. سنجش از دور، یک روش سریع و ارزان برای تشخیص و نظارت بر آتش سوزی جنگل ها در مقیاس وسیع است. هدف از این پژوهش شناسایی آتشسوزی جنگل و مراتع با استفاده از سنجنده NOAA/AVHRR در پناهگاه حیات وحش کیامکی میباشد.جهت انجام تحقیق، ابتدا تاریخ آتشسوزیهای رخ داده از محصولات MODIS استخراج گردید. سپس تصاویر سنجنده مورد نظر براساس تاریخ آتشسوزیهای رخ داده تهیه شد. بعد از انجام پیش پردازش تصاویر، با استفاده از الگوریتمهای توسعه یافته، گیگلیو و IGBP اقدام به شناسایی آتشسوزی گردید. نتایج الگوریتمهای شناسایی آتشسوزی با محصولات MODIS مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که شناسایی آتشسوزی با استفاده از الگوریتم IGBP نسبت به الگوریتمهای توسعه یافته و گیگلیو بهتر است. بدین صورت که الگوریتم IGBP با تعداد آتشسوزی شناسایی شده برابر با 6 پیکسل از 7 پیکسل آتشسوزی شناسایی شده توسط محصولات MODIS، الگوریتم گیگلیو با تعداد آتشسوزی شناسایی شده برابر با 5 پیکسل از 7 پیکسل آتشسوزی شناسایی شده توسط محصولات MODIS و الگوریتم توسعه یافته تعداد آتشسوزی شناسایی شده برابر با 3 پیکسل از 7 پیکسل آتشسوزی شناسایی شده توسط محصولات MODIS را شناسایی کرد. همچنین الگوریتم IGBP با میزان خطای 14% و با تعداد آتشسوزی شناسایی 86%، الگوریتم گیگلیو با میزان خطای 28% و تعداد آتشسوزی شناسایی شده 72% و الگوریتم توسعه یافته با میزان خطای 57% و تعداد آتشسوزی شناسایی شده 43% را نشان داد.
کاوه محمدپور، محمد سلیقه، علی درویشی بلورانی، طیب رضیئی،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
گردوغبار، تحت تاثیر تعامل سیستم اتمسفر – زمین بوده و با تغییر در انرژی تابشی، شیمی و فیزیک اتمسفر، اقلیم یک منطقه را تحت تاثیر قرار میدهد. بنابر ضرورت نقش گردوغبارها و پراکنش فضایی-دینامیکی گسترده آنها و نیز وجود تکنیکهای پیشرفته سنجش از دور و مدلسازی در شبیهسازی گردوغبار، در پژوهش حاضر سعی در مقایسه، کمیسازی و شبیهسازی رفتار گردوغبار با استفاده از عمق نوری آئروسل (AOD) MODIS و MACC گردید. میزان همبستگی پیرسون بین دادهها نشان داد که در منطقه مورد مطالعه بین سنجنده و مدل ارتباط معنیداری وجود دارد و کمترین همبستگی در استان همدان مشاهده شد. توزیع سالانه AOD نمایان ساخت که مقدار گردوغبار دارای دو دوره فعال (2000-2010) و غیر فعال (2010-2018) بود. همچنین، توزیع ماهانه AOD نشان داد که منطقه مورد مطالعه در ماههای آوریل تا آگوست دارای بیشترین غلظت گردوغبار است؛ که همخوانی ماهانه AOD بین مدل و سنجنده به تفکیک استان در ماههای مرطوب (دسامبر تا مارس) بیشتر از ماههای خشک (آوریل تا نوامبر) است. توزیع مکانی گردوغبار در هر دو سنجنده و مدل دارای الگوی کلی مورب مکانی جنوبی-شمالی است و با افزایش عرض جغرافیایی از مقدار آن کاسته میشود، اما این تغییرات در MODIS منظمتر از MACC است.
- علی نجفی نژاد، - حسام هروی، - عبدالرضا بهره مند، - حسین زینی وند،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
یکی از مسائل عمده در مهندسی هیدرولوژی پیش بینی چگونگی طغیان یا فروکش سیل یا صعود و نزول هیدرگراف رودخانه در نقطه مشخصی از آن است که در این بین اهمیت اقلیم به دلیل نوسانات زیاد در دبی سیلاب رودخانه بسیار مشهود است و بنابراین از مهمترین عواملی است که باید مورد مطالعه دقیق قرار گیرد. هدف اصلی این پژوهش بررسی گذشته و پتانسیل آینده تغییرات اقلیمی و پیش بینی اثرات آن روی هیدروگراف رودخانه می باشد. بدین منظور آبخیز طالقان از زیرحوزه های سفیدرود به عنوان مطالعه موردی به دلیل اهمیت اقتصادی- اجتماعی آن انتخاب گردید. در ابتدا با استفاده از داده های هواشناسی با گام زمانی روزانه در یک دوره آماری 21 ساله، همچنین تلفیق اطلاعات سه نقشه اصلی مدل، شبیه سازی هیدروگراف رودخانه با استفاده از مدل WetSpa در آبخیز طالقان صورت پذیرفت. نتایج شبیه سازی نشان می دهد تطابق قابل قبولی بین داده های شبیه سازی شده مدل و مشاهدات در دوره پایه وجود دارد. سپس تغییرات اقلیمی آینده(بارش،دما و تبخیر) بر اساس خروجی مدل CanESM2 از گزارش پنجم IPCC تحت سناریو جدید انتشار به نام RCP8.5 به عنوان ورودی مدل WetSpa برای پیش بینی هیدروگراف رودخانه در بازه زمانی آینده (2029-2016) و مقایسه آن با دوره پایه(2015-1995) استفاده گردید. نتایج نشان داد در سناریو مورد بررسی، افزایش45 درصدی میانگین رواناب کل حوضه تحت تأثیر اقلیم در آینده نزدیک می باشد. همچنین میانگین دبی در تمامی ماه های سال(به استثنای ماه اکتبر)در دوره آینده نسبت به دوره پایه افزایش خواهد یافت که این افزایش برای ماه آوریل محسوس تر می باشد.
برومند صلاحی، محمود بهروزی،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
در این پژوهش بهمنظور بررسی اثر ریزگردها بر انگور عسکری، آزمایشی در قالب بلوکهای کامل تصادفی بر روی 36 بوته در تاکستان شهر شیراز با تیمارهای ریزگرد شبیهسازیشده، شستشو و شاهد انجام شد. پس از اعمال تیمارها، کلروفیل a و b، طول شاخه، محتوای آب نسبی برگ، وزن خشک و سطح برگ بهعنوان صفات رویشی و بیوشیمیایی، تشکیل میوه، تعداد حبه در خوشه، وزن خوشه، درصد قند محلول در حبه و عملکرد بهعنوان صفات زایشی انگور اندازهگیری شد. آنالیز دادهها با تجزیه واریانس و مقایسه بین میانگینها با آزمون توکی انجام شد. نتایج نشان داد ریزگرد بیابانی منجر به کاهش صفات رویشی و زایشی انگور عسکری شد که کلروفیلهای a و b به ترتیب 6/13 و 5/34 درصد نسبت به شاهد کاهش یافت. طول شاخه و محتوای آب نسبی برگ تحت تنش ریزگرد تغییری نکرد، اما وزن خشک و سطح برگ به ترتیب 6/61% و 4/34% نسبت به شاهد کاهش یافت و اختلاف بین تیمارها در سطح احتمال پنج درصد معنیدار بود. شستن برگها باعث حذف اثر ریزگردها بر رشد رویشی بوتهها شد و اختلافی بین تیمار شستشو و شاهد مشاهده نشد. تشکیل میوه مهمترین مرحله فنولوژی درختان باغی است که ریزگرد باعث کاهش تلقیح و تشکیل حبه در انگور عسکری شد و اختلاف آن با شاهد معنیدار بود. کاهش تشکیل حبه باعث کاهش وزن خوشه و درنهایت کاهش سه برابری عملکرد بوته شد و اختلاف آن با تیمار شستشو و شاهد در سطح احتمال یک درصد معنیدار بود. شستن بوته پس از پاشیدن ریزگرد باعث حذف آن از روی برگ و گلهای بازشده انگور شد و عملکرد بوته را افزایش داد و با شاهد در یک طبقه قرار گرفت. وقوع پدیده ریزگرد در مرحله گردهافشانی و تلقیح میتواند تشکیل میوه و عملکرد را کاهش دهد.
حسین نگارش، صمد فتوحی، رضا ثریا،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
دریاچههای فصلی یا پلایاها به دلیل قرار گرفتن در مناطقی با توپوگرافی پست در نواحی خشک و بیابانی با سیستم بادهای قوی و نیـز وجـود ذرات دانه ریز و جدا از هم، منشأ مهمی برای رسوبات بادی و طوفانهای گرد و غبار به شمار میآیند. رسوبات و نهشتههای بادی در سیستان باعث گردیده تا زندگی هزاران نفر از مردم این مناطق و به خصوص دانش آموزان به خطر بیفتد. حجم رسوبات بادی دراین شهرستان در ده سال اخیر چند برابر شده است، هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر در اختلاف حجم رسوبات بادی جمع شده در مدارس روستاهای شهرستان نیمروز میباشد . روش تحقیق در این پژوهش کاملا میدانی و به صورت مشاهده مستقیم میباشد که در کنار آن از منابع کتابخانهای نیز استفاده شده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان میدهد، عامل، نوع خاک و توپوگرافی تأثیر زیادی در اختلاف حجم رسوبات جمع شده در مدارس مورد مطالعه ندارد. از بین رفتن پوشش جنگلی منطقه بش دلبر، خشک شدن دریاچه هامون و رها شدن زمین های کشاورزی و عدم پوشش گیاهی مهمترین عوامل در افزایش یا کاهش حجم رسوبات بادی هستند.
آیدین مرادی، سمیه عمادالدین، صالح آرخی، خلیل رضائی،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
پدیده فرونشست زمین شامل فروریزش[1] یا نشست رو به پائین سطح زمین است که میتواند دارای بردار جابجایی افقی اندک باشد. این حرکت از نظر شدت، وسعت و میزان مناطق درگیر، محدود نمیباشد. منطقه ۱۸ شهری در جنوب غربی کلانشهر تهران گسترش یافته است. مطالعات انجام شده در پژوهش حاضر در بخشهای، تداخل سنجی راداری، تحلیل گمانههای ژئوتکنیکی، تحلیل چاههای پیزومتری، بررسی عوارض ژئومورفولوژیکی انجام یافت. در مرحله اول تصاویر سالهای 2015 و 2017 مربوط به سنجنده سنتینل – 1 اخذ گردید و سپس در نرم افزار اسنپ(SNAP) پردازش شد. نقشههای توزیع گراول، شن و ماسه و همچنین ریزدانه با استفاده از اطلاعات گمانههای ژئوتکنیکی تهیه گردید. نتایج نشان داد که از جهت شمال منطقه مورد مطالعه به سمت جنوب دانه بندی کوچکتر میشود. اما در کل میزان توزیع گراول قابل توجه بود. قرارگیری منطقه 18 شهری بر روی مخروطافکنه جوان کن که توزیع بالای گراول و متخلخل را در عمقهای تحتانی دارا میباشد و با توجه به عمق چاههای موجود در منطقه که ضخامت بالای آبرفت را نشان میدهد، با افت سطح ایستابی و خالی شدن خلل و فرج بین دانهبندیها و درنتیجه افزایش وزن آبرفت در جهت نیروی گرانشی وجود پدیده فرونشست را موجه نشان میدهد. حداکثر میزان فرونشست بدست آمده از مطالعه تداخل سنجی راداری در حدود 430 میلیمتر و در محدوده محله یافتآباد میباشد. نرخ فرونشست از غرب به شرق و از شمال به جنوب با افزایش همراه است. با حذف فضاهای باز منطقه مورد مطالعه که اغلب در اختیار بخش کشاورزی و صنعت میباشد، از نظر جمعیتی و مسکن این منطقه جزء مناطق پرتراکم میتواند باشد. بخش شرقی منطقه 18 شهری تاثیر بالائی از پدیده فرونشست میپذیرد. نتایج نشان داد در محدودههائی که بافت خاک ریزدانه میباشد با میزان فرونشست ارتباط دارد. از معابر اصلی موجود در منطقه که از پدیده فرونشست زمین با نرخ بالا متاثر میشود میتوان اتوبانهای آیتالله سعیدی در شرق و اتوبان آزادگان در قسمت جنوبی منطقه 18 شهری نام برد. خطوط ریلی بین شهری تهران – تبریز و خط مترو 3 از المانهای مهم حمل و نقلی منطقه 18 میباشد که متاثر از پدیده فرونشست میباشد.
محمد سعید حمیدی، عباس علی پور، احسان علی پوری،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده
موقعیت جغرافیایی استان یزد در ایجاد تنوع فضایی و اقلیمی و فراهم نمودن بستری مناسب برای شکلگیری انواع جاذبه های طبیعی و فرهنگی تأثیر زیادی داشته است. با این وجود این مناطق نیازمند توجه بیشتری در زمینه توانسنجی توسعه توریسم در راستای پایداری اجتماعی میباشد. این پژوهش با هدف تحلیل فضایی ظرفیت توریسم مناطق کویری ونقش آن در پایداری اجتماعی، صورت پذیرفته و با توجه به ماهیت آن، از نوع کاربردی بوده و روش پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی است. برای گردآوری دادههای از روش اسنادی و میدانی استفاده شدهاست. روش تحلیل دادهها به صورت کمی (آزمون آماری T تک نمونهای، پیرسون و روشهای AHP و بردا) بوده است. یافتهها نشان میدهند که، براساس نظرات متخصصان، شاخصهای مؤثر در شناسایی ظرفیتهای توریسم به ترتیب فاصله از راهها، فاصله از جاذبه های تاریخی، فاصله از مراکز سکونتگاهی، فاصله از جاذبه های طبیعی، نوع و قابلیت خاک، فاصله از منابع آب، ارتفاع، جهت شیب، شیب، کاربری اراضی و میزان بارش میباشند. نتایج نشان میدهد که 24 درصد از مساحت کل منطقه، دارای ظرفیت نسبتاٌ مناسب و مناسب هستند و بیشتر در قسمتهای مرکزی، شرق و شمال شرقی استان قرار دارند. مهمترین معیارهایی که باعث شدهاند این نواحی به عنوان نواحی بهینه انتخاب شوند تراکم المانهای طبیعی- اکولوژیکی همچون وجود بیابانها و کویرهای متنوع، ژئوتوپها، سیرکهای یخچالی، و المانهای تاریخی- فرهنگی همچون آب انبارهای سنتی، بازارها، زیارتگاه وآتشکدهها و ... میباشد. همچنین29 درصد از مساحت ، دارای توان متوسط بوده که بیشتر در شرق و شمال شرقی استان واقع شده است. و در نهایت پهنههایی که دارای توان نامناسب و نسبتاٌ نامناسب هستند در قسمتهای شرق استان کسترش یافته که 47 درصد از کل مساحت پهنه را در برگرفتهاند. نتایج حاصل از سنجش وضعیت پایداری اجتماعی نواحی کویر و بیابان بر اساس شاخصهای (پراکنش جمعیت، زیرساختهای حمل و نقل، وضعیت مهاجرت و میزان محرومیت نشان میدهد که شهرستان یزد بالاترین رتبه را دارا بوده و شهرستانهای اردکان، بافق، مهریز، تفت میبد و ابرکوه پایداری متوسط و در نهایت به ترتیب شهرستانهای خاتم، صدوق و بهاباد جزء شهرستانهای ناپایدار و کمتر توسعهیافته استان یزد میباشند. نتایج حاصل از آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان میدهد که بین توسعه توریسم و پایداری اجتماعی در نواحی مختلف استان یزد، رابطه معناداری در سطح 99 درصد وجود دارد. این بدان معنی است که مناطقی که با روند کاهش جمعیتی، مهاجرفرستی و سطح پایین پایداری اجتماعی مواجه بودهاند دارای قابلیتهای گردشگری پایینتری نسبت به سایر شهرستانهای استان یزد هستند.
ثریا یعقوبی، کامران کریمی، مرزبان فرامرزی،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
در حال حاضر بیابانزایی بهعنوان یک معضل گریبانگیر بسیاری از کشورهای جهان از جمله کشورهای در حال توسعه است. این معضل مشتمل بر فرآیندهایی است که هم زائیده عوامل طبیعی بوده و هم به عملکرد نادرست انسان برمیگردد. هدف از این پژوهش مقایسه بیابان زایی و خشکسالی دشت عباس و دشت دهلران به ترتیب با مساحت 34104 و54252 هکتار می باشد.در این مطالعه با استفاده از مدل ایرانی IMDPA شدت بیابانزایی دشت عباس و دشت دهلران در دوره زمانی 88-1384و 93-1389 مورد ارزیابی قرار گرفت. به همین منظور معیار اقلیم به عنوان موثرترین معیار ارزیابی بیابانزایی در نظر گرفته شد. برای معیار اقلیم سه شاخص بارش سالانه، شاخص خشکسالی SPI و استمرا خشکسالی در نظر گرفته شد. بعد از آماده سازی دادهها با استفاده از جدول امتیازدهی مدل IMDPA هریک از شاخص ها بصورت لایه های اطلاعاتی وارد نرم افزار Arc GIS 9.3 شد. در نهایت با استفاده از میانگین هندسی نقشه های تهیه شده دو دوره زمانی با هم ادغام شده و با قرار دادن لایه های امتیاز دهی شده سه شاخص مذکور نقشه نهایی مدل IMDPA از اقلیم دشت عباس و دشت دهلران تهیه گردید. نتایج تحقیق نشان داد که شاخص SPI به عنوان موثرترین شاخص،در دشت عباس در دو دوره به ترتیب با میانگین وزنی 04/3 و 5/3 در طبقه شدید با زیر کلاس 2 و 3 قرار دارد. در مقابل در دشت دهلران نیز شاخص SPI در دوره اول و دوم با میانگین وزنی 93/1 و 25/2 در طبقات متوسط زیر کلاس 1 و 2 و 3 و شدید زیر کلاس 1 قرار گرفته است. می توان نتیجه گرفت که شدت بیابان زایی در دشت عباس در مقایسه با دشت دهلران از نظر اقلیم در شرایط نامطلوبیقرار دارد. بطوری که وقوع بیابانزایی با شدت بیشتر در دهههای آتی دور از انتظار نخواهد بود
علی عشقی چهاربرج، حسین نظم فر، عطا غفاری،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
در چند دهه اخیر زلزله بهعنوان یکی از مخربترین مخاطره محیطی خسارتهای بسیاری را به اموال و داراییها در نواحی شهری و اطراف آن وارد نموده است، با توجه به اینکه زلزله بهعنوان نیروی محرک بیرونی ثابت است برای کاهش آسیبپذیری به افزایش تابآوری نیاز است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف ارزیابی وضعیت تابآوری نواحی دهگانه منطقه یک شهرداری تهران در برابر زلزله صورت گرفته است. روش این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی با هدف کاربردی است. قلمرو پژوهش نواحی دهگانه منطقه یک شهرداری تهران میباشد. برای تعیین اهمیت نسبی هر یک از مؤلفهها از فرآیند تحلیل شبکهای(ANP) استفاده شده است. برای رتبهبندی وضعیت تابآوری نواحی دهگانه منطقه یک شهرداری تهران در برابر زلزله از روشهای تصمیمگیری چندمعیاره شامل تاپسیس، ویکور، HAW و SAW استفاده شد، سپس برای رسیدن به یک نتیجه واحد از این تحلیلها، از مدل تلفیقی کاندرست بهره گرفته شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد که نواحی 2، 4، 5 و 3 با کسب بالاترین رتبه از تابآوری زیادی، نواحی 7، 8 و 1 از تابآوری متوسط، ناحیه 10 و 6 از تابآوری کم و ناحیه 9 از تابآوری خیلی کم در برابر زلزله برخوردار میباشد که میبایست در برنامهریزیهای آتی در اولویت برنامهریزی قرار گیرد.