باقر کرد، امین راحتی، پیمان محمودی، پرویز خسروی، حریر بیدار،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
یکی از مشکلات اساسی در بحث مدیریت خشکسالی، تخصیص بودجه جهت کمک به آسیب دیدگان از این پدیده اقلیمی است که گاهاً مشاهده شده است که هیچ سازوکار مشخصی برای آن تعریف نشده است و بعضی اوقات نیز مشاهده شده است که این تخصیص ها بر اساس علایق منطقهای و سیاسی بوده است و آسیب دیدگان اصلی از خشکسالیها از این کمک ها بی بهره بوده اند، لذا این تحقیق به دنبال طراحی یک الگوریتم فراابتکارانه هوشمند جهت مدیریت بودجه خشکسالی در استان سیستان و بلوچستان می باشد.
در این مطالعه از شاخصهایی همچون جمعیت، برخورداری از آب شرب شهری و روستایی، آسیب پذیری منابع آب، میزان سطح زیر کشت، تعداد بهره برداران بخش کشاورزی، مصرف سالیانه آب کشاورزی و نزولات جوی استفاده شده است. مقادیری عددی مربوط به هر کدام از این شاخصها به تفکیک هر شهرستان جمع آوری شدند. اما با توجه به اینکه این شاخصها در هر شهرستان از اهمیت یکسانی برخوردار نیستند و ممکن است برخی از آنها در یک شهرستان اهمیت بیشتری و در شهرستان دیگری اهمیت کمتری داشته باشند، از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی (AHP) با استفاده از روش مقایسه زوجی برای تعیین اهمیت نسبی این شاخصها کمک گرفته شد. برای تعیین طبقات مختلف خشکسالی نیز از شاخص استاندارد شده بارش SPI)) استفاده شد. بعد از تعیین مقادیر عددی طبقات مختلف خشکسالیهای استان، از الگوریتم کلونی مورچگان برای اولویتبندی شهرستانها جهت مدیریت بهینه بودجه خشکسالی استفاده شد که نتایج این الگوریتم در قالب نقشه های اولویتبندی مدیریت بودجه خشکسالی استان ارائه شدند.
با توجه به معیارهای انتخاب شده و روش کار پیشنهادی به نظر میرسد که ترکیب تکنیک تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و الگوریتم کلونی مورچگان قادر به تدوین سیستمی هوشمند حهت تعیین اولویت شهرستانهای استان سیستان و بلوچستان در زمان وقوع خشکسالیها برای اختصاص بودجه بهینه در خصوص کاهش اثرات مخرب خشکسالی ها باشند. بر اساس نقشه های اولویت بندی تخصیص بودجه بهینه خشکسالی بین شهرستان های استان سیستان و بلوچستان به راحتی مشاهده می شود که نتایج با واقعیت های موجود در استان تقریباً هماهنگی خوبی نشان می دهد.
علی اکبر شمسی پور، ایوب جعفری، حسام بستانچی،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
رخداد کولاک برف یکی از مخاطرات اقلیمی است که از ترکیب سایر عوامل اقلیمی مانند دما (دمای زیر صفر)، برف و باد (سرعت 15 متر بر ثانیه) رخ میدهد. در این تحقیق شرایط رخداد کولاک برف در شمال غرب ایران با روشهای آماری و همدیدی انجام میشود. با تحلیل همه کدهای هواشناسی کولاک (36، 37، 38 و 39) در دوره آماری 1987-2016 برای 11 ایستگاه همدید منطقه مورد مطالعه، کدهای با کولاک شدید برف (37،39) انتخاب گردید. سپس با استفاده از دادههای ارتفاع ژئوپتانسیل، باد و دمای ترازهای 500 و 850 هکتوپاسکال اخذ شده از پایگاه دادههای باز تحلیل جوی NCEPNCAR، الگوهای همدیدی رخداد کولاک واکاوی گردید. تحلیلهای آماری در مورد ارتباط اثر عوامل جغرافیایی بر کولاک شدید برف نشان داد که عامل ارتفاع بیشترین تأثیر را در شدّت، افزایش و تفاوتهای مکانی رخداد این پدیده دارد. بررسی الگوهای همدید رخداد پدیده کولاک نشان داد که 5 الگوی اصلی در ایجاد آن در منطقه نقش دارد. الگوهای همدیدی ایجاد کننده شامل تشکیل یک مرکز کم ارتفاع بریده، عبور فرودی بلند از ایران، شکلگیری ناوهی نسبتاً عمیق و کشیده شده شرق مدیترانه، سامانه بندالی از نوع رکس و تشکیل سامانههای بندالی امگایی است. در بین الگوهای بهدست آمده، الگوهایی که به صورت بندالی بودند، مهمترین نقش را در ماندگاری و انتقال جریانات توأم با سرما داشته و سایر الگوها علیرغم فراوانی که داشته اند به صورت دورهای، از شدت و ضعف برخودار بودند.
کوهزاد رئیس پور، یونس خسروی،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
با توجه به اهمیت حیاتی هوا و سیر صعودی افزایش عوامل آلوده کنندهی آن، ضرورت مطالعهی عوامل آلایندهی آن به منظور آگاهی از وضعیت موجود امری ضروری به نظر میرسد. پدیدهی آلودگی هوا یکی از مهمترین معضلات بخشهای زیادی از کشور ایران میباشد که به دلایل متعددی روز به روز بر میزان آن افزوده شدهاست. مونوکسید کربن یکی از خطرناکترین آلایندههای معیار هوا میباشد که با توجه به اهمیت مطالعهی آن، تکنیکها و روشهای متعددی جهت پایش آن در اتمسفر کره زمین به کار گرفته شدهاست. در این مطالعه نیز از دادههای مونوکسید کربن سنجندهی AIRS Aqua/ که امکان بررسی میزان و روند تغییرات گاز مونوکسید کربن را در اتمسفر تمام جهان فراهم نموده استفاده گردید. دادههای مربوطه با فرمت NetCDF طی دورهی آماری (2018 – 2003) از وبگاه https://disc.gsfc.nasa.gov/datasets/AIRS3STM_006 استخراج و با استفاده از نرمافزارهایArcGIS و Grads بارزسازی و تحلیل شده است. نتایج حاصله بیانگر کاهش میزان مونوکسید کربن در طول سریهای زمانی ماهانه و سالانهی بودهاست. در این میان تفاوتهای ماهانه و فصلی بسیار چشمگیر بوده به طوری که به لحاظ ماهانه، بیشترین میزان مونوکسید کربن در ماههای ژانوبه، فوریه و مارس و کمترین میزان آن در ماههای آگوست، سپتامبر و اکتبر اتفاق افتادهاست. در میان فصول، بیشترین و کمترین میزان مونوکسید کربن به ترتیب در فصول زمستان و تابستان مشاهده گردید. به لحاظ مکانی نیز، بیشترین میزان مونوکسید کربن سطحی با میانگین ppb150 بر فراز شهر تهران و ناحیه ساحلی دریای خزر و کمترین میزان آن با میانگین ppb 115 بر روی ارتفاعات زاگرس بارزسازی گردید.
موسی کمانرودی کجوری، امیر صفاری، محمد سلیمانی، مریم نعمتی ثانی،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
ایران به دلیل اقلیم غالباً خشک و نیمهخشک، بارندگیهای کم و فصلی و توپوگرافی متنوع، از رود-درهها یا رودخانههای فصلی فراوانی برخوردار است. این رود-درهها نقش اساسی در شکلگیری، تکوین و پایداری سکونتگاههای انسانی دارند و خدمات اکولوژیک متنوعی ارائه مینمایند. زیبایی بصری، ذخیره فضای سبز، تأمین آب، کاهش و ایجاد اختلاف دما، فشار و جریان محلی هوا (باد) و تهویه طبیعی از جمله کارکردها و خدمات اصلی این واحدهای طبیعی-اکولوژیک میباشند. شهر تهران از 7 رود-دره دارآباد، گلابدره، دربند، ولنجک، درکه، فرحزاد و کن برخوردار است. نقش اکولوژیک این رود-درهها در چنددهه اخیر بهدلیل رویکرد و مداخلههای عمرانی غیر اکولوژیکمحور مدیریت شهری و شهروندان به شدت کاهش یافته است. این مداخلهها این رود-درهها را به یکی از مهمترین عرصههای خطر بروز سیل و حرکات دامنهای تبدیل کرده است. رود-دره کن، مهمترین این رود-درهها بهجهت وسعت حوضه آبریز و مدت زمان و میزان دبی آب دائمی میباشد. بخشی از این رود-دره توسط شهرداری به بوستان (جوانمردان) تبدیل شده است. هدف این پژوهش این بوده که عوامل و معیارهای مدیریت اکولوژیکمحور این رود-دره را برای مداخلهها و ساماندهی پایدار آن تدوین و ارائه نماید. اطلاعات مورد نیاز این پژوهش به دو روش کتابخانهای و پیمایشی جمعآوری شده است. به منظور ارائه این عوامل و معیارها، از روش ارزیابی چند معیاره مبتنی بر فرایند تحلیل شبکهای استفاده شده است. نتیجه حاصل از این ارزیابی نشان میدهد که عامل مدیریتی، بیشترین درجه اهمیت و وزن را نسبت به عوامل دیگر در اینخصوص دارد.
نیما سهراب نیا، بهلول علیجانی، مهری اکبری،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
در این تحقیق به مطالعه چگونگی اثرات تغییرات اقلیمی بر جریان رودخانههای حوضههای منتخب استان گیلان، یکی از استانهای شمالی کشور ایران برای دورهی سالهای 2020 تا 2050 و تحت سه سناریوی اقلیمی RCP2.6، RCP4.5، RCP8.5 پرداخته شد. برای این منظور از دادههای بارش و دمای 45 ایستگاه دادههای اقلیمی و 20 ایستگاه آبسنجی در دورهی 1983 تا 2013 ستفاده شد. محاسبه متوسط بارش و دما در سطح حوضهها از طریق ترسیم خطوط هم باران و هم دما با روش کریجینگ انجام گرفت. جهت تعیین معناداری روند دادههای مورد مطالعه و مقدار شیب آنها به ترتیب از آزمونهای من-کندال و شیب سنس کمک گرفته شد. نتایج نشان داد، دما طی دورهی مورد مطالعه در همهی حوضههای آبریز روند افزایشی داشته و این روند در اکثر آنها معنادار بوده است اما برای بارشها روند معناداری مشاهده نشد. همچنین آبدهی در اکثر حوضهها کاهشی بوده و در حوضههای شفارود، ناورود و چافرود این روند معنادار است. از سوی دیگر برای دورههای آینده، بارشها در هیچ یک از سناریوهای اقلیمی روند معناداری ندارند اما دما در به غیر از سناریوی RCP2.6 در سناریوهای دیگر دارای روند افزایشی است. آبدهی رودخانهها نیز در سناریوی RCP2.6 در هیچیک از حوضهها روند معناداری ندارد اما در سناریوی RCP4.5 در دو حوضهی آبریز شفارود و گشت رودخان روند کاهشی معنادار در سطح اطمینان 95 درصد دیده میشود که این روند در سناریوی RCP8.5 در حوضههای چافرود و شفارود در سطح اطمینان 99 درصد نیز معنادار میباشد.
بهزاد رایگانی، فرگل گودرزی، احمد طالبی، محمد طلائیان عراقی، هادی هاشمی،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
در این تحقیق ارزیابی تاثیرات احتمالی تغییر کاربری اراضی بر کیفیت آب تالاب شادگان به کمک داده های دورسنجی به عنوان هدف اصلی قرار داده شده است. هدف از انجام این تحقیق بررسی و مقایسه تغییرات کاربری در سال 2000 و 2015 با استفاده از تصاویر ماهواره لندست( با سنجنده ETM,OLI) از محدوده مطالعاتی و پردازش آنها در محیط نرم افزار ERDAS به کمک روش طبقه بندی نظارت نشده در طی یک دوره 15 ساله بررسی گردیده است. برای تعیین علت تغییرات رخ داده در تالاب، کیفیت آب تالاب به کمک مدلسازی های تعیین شده مورد بررسی قرار گرفت. پوشش گیاهی در تالاب به سرعت رو به افزایش بوده که نشان از آلودگی آب، افزایش پدیده تغذیه گرایی و از بین رفتن زود به هنگام این تالاب بین المللی دارد. توسعه زمین های کشاورزی در اطراف تالاب شادگان از سال 2000 تا 2015، باعث افزایش روزافزون آلودگی در منطقه شده است. طبق اسناد موجود، پساب های حاصل از کشاورزی که حاوی مقادیر زیادی علف کش و آفت کش است موجب بالا رفتن رشد جلبک در تالاب شده که بدنبال آن افزایش دما و در نهایت مرگ تالاب و آبزیان رو به همراه داشته است. بنابراین پس از انتخاب، تصاویر و تعیین آنها در 5 کلاس، نقشه های تغییر کاربری تالاب در طی یک بازه 15 ساله بدست آمد. از منابع مختلفی جهت بررسی بهترین مدل رگرسیونی برای تعیین تغییرات کیفیت آب استفاده شد. در ادامه، تصاویر در مدل ها قرار گرفتند و میانگین و انحراف معیار آنها بدست آمد. نتایح تحقیقات نشان داد که، سنجنده Landsat، کیفیت آب را به خوبی نشان می دهد و می توان از آن در جهت تعیین تغییرات استفاده کرد. توسعه زمین های کشاورزی باعث افزایش پدیده یوتریفیکاسیون در تالاب و در نهایت باعث افت کیفیت شاخص های آب می شود. در این راستا جلوگیری از ورود انواع آلودگی ها و تضمین کیفیت آب تالاب شادگان از طریق کنترل و نظارت های مکرر، پیشنهاد می شود.
جواد سدیدی، زهرا جودکی، هانی رضائیان،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
با توجه به وسیعتر و پیچیدهتر شدن فضای بسته داخل ساختمانها مانند فرودگاهها، مراکز خرید و بیمارستانها نیاز به سیستم های ناوبری در فضای بسته (Indoor) جهت راهنمایی کاربر مخصوصا در مواقع بحران مانند زلزله و آتش سوزی احساس میشود. هدف اصلی این پژوهش طراحی و پیادهسازی سیستم تحت وب ناوبری در فضای سهبعدی داخل ساختمان است. این سیستم بطور اتوماتیک مدل داده CityGML را پردازش کرده، و اطلاعات مفهومی، توپولوژی و ژئومتری مانند، پلان طبقات، کاربری فضاهای داخلی و نحوه اتصال این فضاها را از آن استخراج و سپس یک گراف مسیریابی از اطلاعات استخراج شده تولید میکند. پردازش مدل داده CityGML و آنالیز گراف و مسیریابی در سمت سرور و با استفاده از زبان برنامهنویسی Python انجام شده، و رابط کاربری نیز با استفاده از زبانهای توسعه وب مانند HTML، JavaScript، JQuery و AJAX توسعه یافتهاست. از ویژگیهای این وب اپلیکیشن، ارائه مسیر و مدل سهبعدی ساختمان در یک محیط سهبعدی است که با استفاده از کره مجازی Cesium ایجادشده و علاوه بر آن به همراه مسیر محاسبه شده یک راهنمای توصیفی نیز در اختیار کاربر قرار می گیردکه باعث درک بهتر از مسیر شدهاست. انجام اتوماتیک پردازش مدل داده CityGML و تولید گراف و مسیریابی، توسط موتور نرمافزاری توسعه داده شده در این پژوهش باعث شده تا نیازی به استفاده از هرگونه نرمافزار جانبی برای اینگونه محاسبات نباشد. امکان اجرای این نرمافزار روی هر وسیلهای که به شبکه اینترنت متصل و مجهز به یک مرورگر رایج وب باشد، وجود دارد
حسن لشکری، ندا اسفندیاری،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
رودخانههای جوی ساختارهایی طولانی- باریک و متمرکز از شار بخارآب هستند که با بارشهای فرین و سیلابها ارتباط بسیار نزدیکی دارند و مناطق خشک و نیمهخشک نسبت به این پدیده در آسیبپذیری بیشتری قرار دارند به همین جهت این مطالعه به شناسایی و معرفی بالاترین بارشهای رخداده به هنگام حضور رودخانههای جوی از نوامبر تا آوریل (۲۰۰۷-۲۰۱۸) پرداخت تا ضمن نشان دادن اهمیت این پدیده در ایجاد بارشهای ابرسنگین و معرفی مناطق متأثر از آن عوامل همدید مؤثر بر آنها را تحلیل کند. بهمنظور شناسایی رودخانههای جوی از دادههای انتگرال قائم شار بخارآب استفاده شد و آستانههایی مستند بر روی آنها اعمال گردید. تاریخ رخداد هر رودخانه جوی با بارش روزانه آنها موردبررسی قرار گرفت و ده مورد از بالاترین رخدادهای بارش ایستگاهی (معادل صدک ۹۵ ام از حداکثر بارشها) مرتبط با رودخانههای جوی معرفی و تحلیل گردید. نتایج نشان داد دریاهای گرم جنوبی بهطور مستقیم و غیرمستقیم منشأ عمده رودخانههای جوی مرتبط با بارشهای ابرسنگین بوده است. منشأ اکثر این رودخانههای جوی در زمان اوج رخداد دریاهای سرخ، خلیج عدن و منطقه شاخ آفریقا میباشد. ازلحاظ همدیدی منشأ ۷ مورد از رودخانههای جوی از کمفشار سودانی و در سه مورد باقیمانده از سامانههای ادغامی بوده است. دینامیک غالب در وردسپهر بالایی برای تکوین و قوام رودخانه جوی جت جنبحارهای بوده است. در سامانههای سودانی ساختار غالب جت تمایل نصفالنهاری و در سامانههای ادغامی گرایش مداری حاکمیت داشته است. به دلیل حاکمیت یک جریان بالاسوی قوی در همجواری بالاترین شار رطوبتی جریانات همرفتی شدید سبب بارشهای ابرسنگین گردیده است و ایستگاه دارای بالاترین بارش در منطقه شرق و شمال غربی میدان امگای منفی یا جریانات بالاسو قرار داشته است.
زهرا شریفی نیا،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی، و از لحاظ روش، توصیفی– تحلیلی است. گردآوری دادهها با استفاده از روش اسنادی و میدانی(مشاهده و پرسشنامه) جمع آوری شده است، جامع آماری این نوع تحقیق براساس سرشماری آمار1395؛ 6947 خانوار در24 روستا؛ با خطای 07/0، 191 پرسشنامه به عنوان حجم نمونه محاسبه و براساس رابطه تسهیم نسبت تعداد نمونههای هر روستا به 233 نمونه به صورت تصادفی بین خانوارها توزیع و پخش گردید. برای تجزیه و تحلیل دادهها از اطلاعات از روشهای آماری توصیفی(میانگین) و استنباطی(t تک نمونه، فریدمن، تحلیل خوشهای) و مدلهای واس پاس، آراس و ویکور، بهره گرفته شد. نتایج نشان میدهد که تابآوری مناطق روستایی در برابر خشکسالی در سطح پایینی است. یافتههای مدلهای ویکور، اراس و مدل واس پاس نشان داد که روستاهای ولاشد؛ تازهآباد بستان خیل و دوقائلو رتبههای اول و تابآوری بالا و روستاهای جمان، پلاژارتش و بهزاد کلا در رتبههای پایین و تابآوری پایین قرار دارند.
زینب مجرد، جواد جمال آبادی، نجمه شفیعی، محمد علی زنگنه اسدی، کبری پرک،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
حرکات تودهای، از جمله پدیدههای مورفودینامیکاند که تحت تأثیر عوامل مختلفی در سطح دامنههای مناطق کوهستانی به وقوع میپیوندند. حرکات تودهای و ناپایداری دامنهای مخاطرات مهمی برای فعالیتهای انسانیاند که اغلب سبب ازدست رفتن منابع اقتصادی و خسارت دیدن اموال و تأسیسات میشوند. این مسائل لزوم پهنهبندی خطر حرکات تودهای را به عنوان اولین مرحله مدیریت صحیح محیطی این پدیده روشن میکند. در این پژوهش به بررسی پهنهی خطر وقوع حرکات تودهای با استفاده از روشهای ارزش دهی اطلاعاتی و تراکم سطح در حوضه آبخیزقوچان- شیروان پرداخته ایم به این منظور ابتدا 12 لایه اطلاعاتی مهم تأثیرگذار در وقوع حرکات تودهای از قبیل سنگ شناسی، شیب، ارتفاع، بارش، جهت شیب، فرسایش، اقلیم، فاصله از جاده، فاصله از گسل، فاصله از رودخانه، خاک و کاربری اراضی تهیه و رقومی شدند. از تلفیق نقشههای عامل با نقشه زمینلغزشها، درصد لغزش در واحدهای مختلف هر نقشه به دست آمد و با محاسبه تراکم سطح، ارزش اطلاعاتی وزن هر یک از عوامل تعیین شد. در نهایت نقشه پهنهبندی خطر زمینلغزش با ادغام لایههای مختلف وزنی در دو مدل مختلف وزندهی اطلاعاتی و مدل تراکم سطح تهیه شد. نتایج حاصل از این بررسی نشان میدهد که بخش جنوب غربی حوضه بیشترین میزان زمینلغزش را به خود اختصاص داده است. مهمترین عنصر مؤثر در وقوع زمینلغزش محدوده، لیتولوژی میباشد و مدل تراکم سطح از ارزش 12% بیشتری برخوردار میباشد.
حامد حیدری، داریوش یاراحمدی، مصطفی کرمپور،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
هدف از این پژوهش شناسایی مناطق مستعد تبدیل شدن به کانون های گرد و غبار در استان لرستان می باشد در این راستا روش انجام کار مبتنی بر طبقه بندی، هر کدام از لایه های مربوطه، تعیین یا استخراج معیارهای کانون گردوغبار، وزن دهی به هرکدام از لایه های مربوطه با استفاده از ماتریس وزن دهی زوجی AHP، و در نهایت برهم نهی نهایی لایه های مربوطه برای تعیین نواحی مساعد کانون های گردوغبار با استفاده از نرم افزارهای GIS،Spss ،Expert Choice می باشد. نتایج نشان داد که حدود 9 درصد از مساحت استان لرستان پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به کانون های محلی گردوغبار داشته اند. توزیع فضایی این طبقه در استان در نقشه نهایی تولید شده بیانگر آن بود بیشترین مساحت این طبقه در نواحی شرقی و به ویژه شمال شرق استان که شامل شهرستان های ازنا و الیگودرز متمرکز شده است. در نواحی جنوبی منطقه مورد بررسی نیز از جمله شهرستان های پلدختر و رومشگان نیز بخش هایی دیده میشود. در نواحی مرکزی استان و همینطور بخش های شمال غرب استان شامل شهرستان های خرم آباد، دلفان، سلسله و دورود این طبقه مشاهده نمیگردد. در بخش های جنوبی شهرستان کوهدشت نیز بخش های کوچکی از طبقه کانون های بالقوه گردوغبار مشاهده میگردد. این طبقه بیشترین ریسک را برای تبدیل شدن به یک کانون فعال گردوغبار وجود دارد. منبع تغذیه بسیاری از رخدادهای گردوغبار استان نیز میتوان گفت همین نواحی هستند که برخی از آن ها در حال حاضر کانون های بالقوه گردوغبار هستند.
پریسا جابری، سمانه ثابت قدم، سرمد قادر،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
دید افقی از مهمترین ویژگیهای نوری جوّ بهشمار میرود و پیشبینی آن از جنبههای گوناگون اهمیت دارد. هدف از مقاله حاضر، پیشبینی کاهش دید ناشی از مه و بارش با استفاده از مدل WRF در منطقه تهران است. دو مطالعه موردی در 7 مارس 2013 و در11 ژانویه 2014 با کاهش دید افقی به دلیل رخداد بارش برف و مه برای بررسی انتخاب شدهاند. برای پیشبینی دید از چهار روش پارامترسازی SW99، FSL، AFWA و UPP1 استفاده شدهاست این چهار روش پس از کدنویسی، در مدل پیشبینی عددی WRF پیاده سازی میشوند و مقادیر پیشبینی شده در نهایت با دید مشاهداتی مقایسه میشوند. نتایج نشان میدهند که تمام روشها، رخداد کاهش دید را پیشبینی میکنند، اما به نظر میرسد کارآیی روش به نوع پدیده مورد مطالعه بستگی دارد؛ به طوریکه پیشبینی دید در هنگام رخداد برف نسبت به رخداد مه از دقت بیشتری برخوردار است. نتایج بررسی عوامل ایجاد خطا نشان میدهد که در پیشبینی مربوط به دما و دمای نقطه شبنم فرابرآورد وجود دارد. همچنین خطا در تخمین رطوبت نسبی در بسیاری از موارد مثبت است که متعاقباً منجر به ایجاد خطا در پیشبینی دید، بهویژه در هنگام رخداد مه، میشود.
رقیه جهدی، علی اصغر درویش صفت، حسین بدری پور،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
آتش سوزی ها منجر به آسیب قابل توجه به محیط زیست طبیعی اردبیل در سالهای گذشته شده، و شیوع بیشتر این حوادث در آینده قابل پیش بینی است. نقشه های ریسک و فشار آتش در مقیاس مناسب برای مدیران سیمای سرزمین و تصمیم گیران برای استراتژی های پیشگیری، کاهش و پایش آتش ضروری است. در این مقاله، شبکه های رستری متریک ریسک و فشار آتش با اندازه تفکیک 100 متر برای شهرستان های حساس به آتش سوزی در جنوب استان اردبیل براساس مدل شبیه سازی آتش و تجزیه و تحلیل مکانی در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی، همراه با داده تکمیلی احتراق و سطح آتش تاریخی (1397-1384) تهیه شد. پارامترهای ریسک آتش (احتمال سوختن (BP)، طول شعله شرطی (CFL) و اندازه آتش (FS)) با الگوریتم حداقل زمان حرکت (MTT) FlamMap با توجه به شرایط آب و هوایی 14 فصل آتش سوزی گذشته تولید شد. علاوه بر این، شاخص پتانسیل آتش (FPI) برای تجزیه و تحلیل مکانی نقاطی که با احتمال بیشتری آتش سوزی های بزرگ از آنجا شروع می شوند، برآورد شد. متوسط BP، CFL و FS به ترتیب 0025/0-00007/0، 6/1-05/0 متر و 360-55 هکتار بدست آمد که بر تغییرات زیاد در فاکتورهای فشار آتش در منطقه مطالعه تاکید دارد. FPI محاسبه شده، دو ناحیه اصلی با بیشترین ارزشها را نشان داد که شامل مناطق با احتراق های تاریخی زیاد و نواحی وسیع با وجود مواد سوختنی با اشتعال سریعتر است. نتایج این مطالعه میتواند برای تجزیه و تحلیل ریسک و براورد اثرات بالقوه آتش، ارزیابی تغییرات تاریخی و روندهای آتی فشار آتش، و تعیین استراتژی های تیمار ماده سوختنی به منظور کاهش ریسک آتش سودمند باشد.
علیرضا پیل پایه، داوود نجفیان قوجه بیگلو، توفیق سعدی، اکبر رحمتی،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
خشکسالی از جمله بلایای طبیعی است که نسبت به سایر پدیدههای طبیعی در یک بازه زمانی طولانی اتفاق میافتد که بهصورت متناوب جوامع بشری را از طریق اثرات منفی بر روی منابع آب و کشاورزی و به دنبال آن اقتصاد را دچار مشکل میسازد. یکی از روشهای بررسی وضعیت خشکسالی استفاده از شاخصهای خشکسالی همچون SPI میباشد. در این پژوهش از شاخص SPI جهت بررسی خشکسالی و ترسالی طی دوره زمانی 2001 تا 2016 استفاده شده است. شاخص SPI صرفا مبتنی بر اساس میزان بارش بوده به همین جهت انتخاب یک منبع بارش مناسب جهت استخراج شاخص SPI در مقیاسهای زمانی مختلف از اهمیت به سزایی برخوردار میباشد. ایستگاههای سینوپتیک به دلیل عدم پراکنش مناسب و همچنین وجود خلاهای آماری زیاد نمیتوانند به عنوان منبع بارش مناسب در این نوع پژوهشها نقطه قابل اتکایی باشند به همین جهت منابع بارش شبکهبندی شده که دارای قدرت تفکیک مکانی و زمانی بالایی هستند میتوانند به عنوان یک جایگزین مناسب برای ایستگاههای زمینی استفاده شوند، در این پژوهش از منبع بارش Era-interim که محصول مرکز پیشبینی های میانمدت جوی اروپایی است استفاده شده است. نتایج ارزیابیهای اولیه حاکی از این بود که منبع بارش Era-interim میتواند به عنوان یک جایگزین مناسب برای ایستگاههای سینوپتیک در سطح کشور استفاده شود. به همین جهت از این منبع بارش جهت بررسی وضعیت خشکسالی در سطح کشور استفاده شد. برررسی وضعیت خشکسالی با توجه به شاخص SPI بود حاکی از این مساله بود که با افزایش مقیاس زمانی شاخص SPI خشکسالیها و ترسالیها شدیدتر شده به نحوی که خشکسالیها و ترسالیهای ملایم در اکثر ماهها و سالهای مورد بررسی تبدیل به خشکسالیهای شدید و ترسالیهای شدید شدند.
کمال امیدوار، مهدی محمودآبادی، پریسا شمس، محبوبه امیری اسفندقه،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
به علت اینکه مکانیسم حرکات واچرخندی میل به نزول و فرونشینی هوا میباشد لذا تاثیر این حرکات و موقعیت قرارگیری انها در وقوع ریزشهای سیلابی قابل توجه میباشد. بدین منظور در این مقاله بارشهای سیلابی دو دهه گذشته استان کرمان مورد بررسی و دو مورد از شدیدترین انها انتخاب شد. به علت تاکید این مقاله بر استان کرمان ابتدا با استفاده از شاخص آماری توزیع گامبل تیپ 1، بارش سنگین برای هر یک از ایستگاههای استان محاسبه گردید. سپس ویژگیهای ترمودینامیک بارشهای مورد نظر با استفاده از دادههای رادیوسوند و نمودار اسکیوتی ایستگاه کرمان مورد تحلیل قرار گرفت. برای تحلیل این سیلابها از دادههای روزانه بارش 10 ایستگاه سینوپتیک استان و نقشههای فشار سطح دریا و سطوح 850، 500 و 300 هکتوپاسکال استفاده گردید. سپس آرایش الگوی همدید و روند آن در نقشههای هوا، طی یک دوره انتخابی 3 روزه بررسی شد. نتایج مطالعه نشان میدهد که عامل اصلی ایجاد بارشهای سیلابی در منطقه مورد مطالعه، تقویت فرود شرق مدیترانه در تروپوسفر میانی است لذا زمانی که با حرکت رو به پایین سامانه ناوه قطبی همراه باشد به سمت عرضهای پایینتر منتقل شده، در نتیجه سامانههای غربی با حرکت خود از روی آبهای گرم جنوبی، رطوبت زیادی را کسب کرده و سبب ریزش بارشهای سنگین و قابل توجهی در منطقه میگردد. همچنین نکته قابل توجه در وقوع بارشها وجود حرکات واچرخندی شدید بر روی ابهای جنوبی و بویژه دریای عمان میباشد که سبب تزریق هر چه بیشتر رطوبت به نواحی داخلی کشور شده و شرایط لازم را برای وقوع اینگونه بارشها فراهم مینماید.
علی مهرابی،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
معدن مس سرچشمه یکی از بزرگترین معادن مس پورفیری جهان محسوب میشود. پایش و تحلیل حرکات رخداده در محدوده معدن میتواند به تحلیل و بررسی پایداری دیواره آن کمک شایانی بنماید. در این تحقیق سعی شده است تا با استفاده از تصاویر سنتینل 1 و اعمال روش تداخلسنجی پراکنشکنندههای دائمی، پایداری شیب دیواره این معدن مورد پایش قرار گرفته و محدودههای ناپایدار احتمالی مشخص شود. در این راستا از 10 فریم تصویر سنتینل1 که طی یک سال اخیر تصویربرداری شده است استفاده شد. به منظور شناسایی نقاط پراکنش کننده دائمی از روش StaMPS استفاده شد، به طوری که با تهیه 9 تداخلنگاشت و ورود آنها به آنالیز سری زمانی، تعداد 650 نقطه که ویژگیهای پراکنشی آنها در طول زمان ثابت است و دچار عدم همبستگی زمانی نیستند، مورد شناسایی قرار گرفت. با اندازهگیری میزان جابجایی نقاط پراکنشکننده دائمی، تغییرات ارتفاعی رخداده در محدوده معدن مشخص شد. بر اساس نتایج به دست آمده تغییرات ارتفاعی رخداده در محدوده معدن بین 45 میلیمتر تا 45- میلیمتر در سال متغیر است. بر این اساس 3 محدوده فرونشستی به ترتیب در بخشهای غربی، شرقی و شمال غربی دیواره معدن با مساحت 100 هزار، 68 هزار و 17 هزار متر مربع شناسایی شد. مطالعات میدانی انجام گرفته صحت نتایج را تایید میکند. با توجه به اهمیت موضوع و به منظور جلوگیری از تخریب و ریزش دیواره این معدن مطالعات ژئوتکنیکی دقیقتری در این محدودههای تعیین شده لازم به نظر می رسد.
رضا بیات، محمود عرب خدری، نجمه بهنام، زهرا گرامی،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
اطلاعات محدودی از دقت نقشهی فرسایش آبی بهعنوان یکی از عوامل مهم تهدیدکننده منابع خاک وجود دارد. به این منظور، ارزیابی صحت و نحوه پراکنش طبقات فرسایش حاصل از مدلهای EPM و MPSIAC در مقایسه با مدل BLM بهعنوان مقادیر واقعیت زمینی در حوزه آبخیز شهریاری در این پژوهش انجام شد. ابتدا آمار و اطلاعات موردنیاز مدلهای MPSIAC، EPM و BLM برای دستیابی به وضعیت فرسایش حوضه جمعآوری و به کمک نرمافزار ARC/GIS9.3 نقشههای طبقات فرسایش تهیه و با نقشه واقعیت زمینی تلاقی داده شدند. همچنین یک نقشه نقطهای حاوی 1400 نقطه تصادفی برای نمونهبرداری از نقشههای حاصل از مدلها تهیه و بر اساس این نقشه، میزان هر یک از شاخصهای آماری RMSE،RRMSE ،MAE ، MBE، NSE، CD، CRM و MSE محاسبه شد. برای بررسی دقت و صحت مکانی نقشههای طبقات فرسایش حاصل از مدلها ماتریس خطا و ضریب توافق کاپا، صحت کلی، صحت تولیدکننده و صحت کاربر تهیه شد. نتایج فرسایش حاصل از مدلها نشان داد که میانگین شدت فرسایش در مدل MPSIAC، 589 و در مدل EPM، 287 مترمکعب بر کیلومترمربع در سال برآورد شد که وضعیت فرسایش حوضه با کمک مدل MPSIAC، زیاد و مدل EPM، شرایط متوسطی را برآورد شده است. بررسی شاخصهای آماری فوقالذکر نشان میدهد که میزان تطابق طبقات فرسایش مدل MPSIAC با خروجی BLM (بهعنوان نقشه واقعیت زمینی) بیشتر از مدل EPM است. همچنین نتایج ارزیابی صحت مدلهای MPSIAC و EPM نیز نشان داد که مقدار ضریب کاپا در مدل MPSIAC بیشتر از مدل EPM است.
زینب بصیری، نورالدین رستمی، امین صالح پور جم،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
عدم مشارکت مطلوب جوامع محلی یکی از دلایل اصلی بازدهی کم طرحها و پروژههای منابع طبیعی میباشد. در این تحقیق، پس از تعیین معیارها و شاخصهای مؤثر در عدم مشارکت مردمی، اقدام به تدوین پرسشنامه و تعیین روایی آن توسط کارشناسان مربوطه گردید. سپس با استفاده از فرمول کوکران تعداد 189 خانوار از 5 روستای شهرستان دهلران انتخاب گردید. برای تحلیل دادهها از روش تحلیل فرایند سلسله مراتبی (AHP) و آزمون ناپارامتریک فریدمن استفاده شد. اولویتبندی شاخصها از دیدگاه کارشناسان نشان میدهد که معیارهای طراحی- اجرایی و آموزشی-ترویجی به ترتیب بیشینه و کمینه اولویت را به خود اختصاص دادهاند. رتبهبندی معیارها با استفاده از آزمون فریدمن از نظر ساکنین روستا نیز نشان داد که معیارهای اقتصادی و آموزشی- ترویجی بیشترین و کمترین رتبه را دارند. همچنین، رتبهبندی شاخصهای مؤثر در عدم مشارکت مبتنی بر آزمون فریدمن از دیدگاه کارشناسان و ساکنین روستا، نشان میدهد که در معیار اقتصادی، شاخص «نادیده گرفتن درآمد مردم به عنوان انگیزه اقتصادی مستقیم در اجرای طرحها»، در معیار طراحی- اجرایی از دیدگاه کارشناسان شاخص «نبود برنامه مدیریت جامع مشارکت محور با هدف بیابانزدایی» و از دیدگاه ساکنین روستا «عدم توجه به نظرات مردمی در مراحل طراحی و تدوین پروژهها» و در معیار اجتماعی نیز از دیدگاه کارشناسان شاخص «وابستگی مردم روستا به قدرت دولتی» و از دیدگاه ساکنین روستا «عدم اعتماد به نتایج طرحهای بیابانزدایی» و در معیار آموزشی- ترویجی نیز از هر دو دیدگاه «عدم آموزش ساکنان منطقه در خصوص طرحهای بیابانزدایی» بهعنوان مهمترین شاخصها رتبهبندی شدند.
قاسم کیخسروی، شهریار خالدی، آمنه یحیوی،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
این تحقیق جهت بررسی سازوکارگرمباد در رشته کوههای البرزغربی انجام شد. ابتدا دادههای دمای روزانه، متوسط و بیشینه روزانه، رطوبت نسبی کمینه، متوسط و بیشینه روزانه، سمت و سرعت باد ساعتی دوره آماری (2010-2006) گردآوری شد. برای استخراج مجموع فراوانی وقوع فون، روزهای گرم با استفاده از شاخص بالدی استخراج و با در نظر گرفتن جهت باد نسبت به موقعیت ایستگاه ها و افزایش دما نسبت به روزهای قبل به عنوان روزهای همراه با وقوع فون شناسایی گردید. بعد از آن با استفاده داده های پایگاه NCEP/NCAR نقشه ترازهای مختلف جوی ترسیم شد. سپس موقعیت هسته های پرفشار و کم فشار های همجوار بر روی نقشه ها تعیین گردید. نتایج بیانگر آن است، ایستگاه ماسوله با فراوانی 41 روز و ایستگاه آستارا و بندر انزلی با 18 روز، بالاترین و پایین ترین رخداد های پدیده گرمباد را داشتند. بررسی های انجام شده بر روی نقشه های همدیدی 35 نمونه رخداد گرمباد نشان داد که در مجموع سه گروه از مراکز واچرخندی یا پرفشار در روز های درگیر پدیده فون بر الگوی همدیدی منطقه موثر هستند. گروه اول زبانه های پرفشار سیبری که هسته های آن با توجه به فصل و شرایط همدیدی در محدوده ای ببن دریاچه بایکال و بالخاش و شمال پاکستان استقرار دارند. هسته های کم فشار بر روی دریای مازندران قرار داشته و اختلاف فشار بین زبانه پرفشار دامنه های بیرونی البرز و پهنه دریایی مازندران سبب ایجاد شیو فشاری می گردد. در این الگو جریانات چرخندی با فرارفت رطوبتی دریای مازندران بر روی دامنه های غربی ارتفاعات البرز سبب ایجاد بارش و جریان گرم حاصل از گرمایش بادررو دامنه های رو به باد باعث افزایش دما می گردد. گروه دوم واچرخند عربستان می باشد که در این نمونه ها هسته های واچرخند بر روی جنوب غرب ایران مستقر می شوند. با گسترش شمال سوی زبانه پرفشار عربستان تا شمال غرب ایران و وجود کم فشار جنب قطبی در منطقه دریای خزر با تشدید شیو فشاری باعث گردیده جریانات با راستای جنوب غربی عمود بر ارتفاعات بوزند. جریانات غربی واچرخند عربستان در یک گردش واچرخندی رطوبت دریاهای گرم جنوبی را به شمال غرب ایران فرارفت می کنند. گروه سوم ترکیبی از واچرخندهای آفریقا، مهاجر ،پرفشار سیبری و زبانه های آن عامل ایجاد شیو حرارتی و فشاری بر روی منطقه مطالعاتی و غرب ارتفاعات البرز می شوند. و زمینه شکل گیری پدیده گرمباد را فراهم می کنند.
خهبات درفشی،
دوره 7، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
در نظر نگرفتن عاملهای طبیعی در آمایش سرزمین، تجاوز و تخریب مرفولوژی طبیعی در نتیجه فعالیتهای شهرسازی و متعاقباً برهم زدن سیستم زهکشی شهری، سیلابهای غیرقابل پیشبینی و مختل کننده شهر تهران را درپی دارد. این سیلابهای شهری بر اساس میزان تغییر یا تخریب مسیلهای طبیعی شهر، چگونگی اجرای شبکههای ارتباطی، نوع کاربریهای اراضی، تراکمهای مختلف سازههای شهری و یکسان نبودن توزیع تراکم جمعیتی در سطح شهر و حتی سطح زندگی اجتماعی - اقتصادی محلههای شهری، رفتار پیچیدهای در کلانشهر تهران دارند. در این پژوهش، نقشه ریسک بهعنوان شاخصی جهت تعریف این پیچیدگی از ترکیب نقشههای مخاطره و آسیبپذیری سیلاب کلانشهر تهران در پنج رده ریسک خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد تهیه گردید. جهت تحلیل تغییرات میزان ریسک، حوضه های هیدرولوژیک شهر تهران با ArcHydro استخراج و 12 حوضه نمونه انتخاب شد. نقشه مخاطره سیلاب با استفاده از متغیرهای کاربری اراضی، شبکههای ارتباطی، درصد سطح زیربنای مسکونی، پلها، ارتفاع، شیب و تراکم شبکه آبراهه تهیه شده و بلوکهای با بافت فرسوده، تراکم جمعیت، کاربری اراضی، پل، شیب و تراکم شبکه آبراهه بهعنوان متغیرهای مؤثر در آسیبپذیری ناشی از سیلاب بهکار گرفته شدند. استفاده از این متغیرها در تهیه نقشههای ذکر شده از طریق تعریف رابطهها و اولویتبندی هر یک در ارتباط با پتانسیل خطر و آسیبپذیری و روش AHP انجام شد. در ادامه بر مبنای متوسط وزنی ریسک سیلاب و تحلیل عاملی، مؤلفههای اصلی تغییرپذیری ریسک سیلاب بین 12 حوضه نمونه استخراج شد. نتایج تحلیل عاملی بر مبنای شاخص متوسط وزنی ریسک سیلاب و متغیرهای مؤثر در آن، چهار مؤلفه تأثیرگذار را در تغییرات فضایی ریسک در سطح حوضههای 12 گانه نمونه نشان داد. مؤلفه اول با توجیه 31/8 درصد از مجموع واریانس عاملها و با مقدار ویژه 0/788 (ارتباط ریسک سیلاب با متغیرهای مستقل) بهعنوان مؤلفه اصلی در تغییرات ریسک سیلاب بین حوضههای، متغیرهای بافت فرسوده، تراکم جمعیت و درصد سطح زیربنای مسکونی را بهعنوان عاملهای تغییرپذیری ریسک سیلاب بین حوضههای نمونه معرفی میکند؛ این مؤلفه با هر سه متغیر بهصورت قوی مثبت مرتبط میباشد. این بافتها بهدلیل اینکه زهکشی مناسبی ندارند و همچنین شبکههای مسیل در این مناطق عمدتاً در بخش زیرین شهر قرار گرفتهاند، باعث پدیده تشدید آبگرفتی و حتی گاهی اوقات شروع سیلاب میشوند.