حسین راهی زهی، محمود خسروی، محسن حمیدیانپور،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
استان سیستان و بلوچستان به دلیل موقعیت جغرافیایی تحت تأثیر بلایای طبیعی مختلف، ازجمله گردوغبار و غلظت زیاد هواویزه قرار دارد. هدف این پژوهش تحلیل فضایی و زمانی این مخاطره در گستره استان سیستان و بلوچستان می باشد.برای دستیابی به این هدف و واکاوی تغییرات زمانی و فضایی غلظت آیروسل، از محصول عمق نوری هواویزه (AOD) سنجنده مودیس ماهواره آکٌوا و تِرآ (MODAL2_M_AER_OD) با دقت مکانی 10×10 کیلومتر طی دوره آماری 2018-2000 در دوره گرم سال (ژوئن، جولای و اوت) استفاده شد. نتایج نشان داد، بیشینه مقدار غلظت هواویزه متعلق به نواحی همچون زابل، زهک، هیرمند، هامون، ایرانشهر، بمپور، حوضه جازموریان، چابهار و کنارک میباشد. بهطور متوسط بیشترین تغییرات زمانی غلظت هواویزه مربوط به نواحی جنوبی استان شامل دشتیاری، پُلان و چابهار و کمترین تغییرات آن در نواحی شمالی پیشین، پٌلان، چابهار، کٌنارک و بمپٌور است. روند تغییرات این شاخص بر پایه روش ناپارامتریک من-کندال در دو سطح معنیداری ۹۵ و ۹۹ درصد به صورت پیکسل مبنا مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج این بخش نشان داد که AOD در ماههای ژوئن، جولای و اوت (تابستان) در مناطق جنوبی استان تا حوالی شهرستان زاهدان مانند دلگان، ایرانشهر، بمپور، بزمان، میرجاوه، نوکآباد، زاهدان، نصرتآباد، زابلی، قصرقند، ایرندگان و دشت سیب و سوران دارای روندی مثبت و افزایشی و مناطق تقریباً شمالی استان همچون کورین، زابل، زهک، سیرکان (بم پشت)، هامون دارای روندی منفی و کاهشی میباشند.
محمدحسین عالی نژاد، سعید جهانبخش اصل،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
تامین منابع آب توسط برف در حوضههای کوهستانی بعلت خاصیت تاخیر در ایجاد رواناب، ضروری است. بنابراین شبیهسازی رواناب ناشی از ذوب برف و تغییرات فصلی پوشش آن در مدیریت منابع آب بسیار اهمیت دارد. در این مطالعه، بهمنظور برآورد رواناب حاصل از ذوب برف در حوضۀ گاماسیاب، نخست سطح پوشش برف برای سالهای آبی 95 الی 97 با استفاده از تصاویر روزانۀ ماهوارۀ ترا- مودیس با تفکیک مکانی 1 کیلومتر از طریق سامانه گوگل ارث انجین استخراج شد. سپس در محیط نرمافزارGIS ، مشخصات فیزیوگرافی حوضه بهدست آمد. در مرحلۀ بعد، با واردکردن دادههای پوشش برف، متغیرهای هواشناختی و شاخصهای لازم به مدلSRM ، رواناب ناشی از ذوب برف شبیهسازی شد. در این شبیهسازی سال 95-96 برای واسنجی و سال 96-97 جهت اعتبارسنجی مدل در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که، سهم جریان رودخانه از ذوب برف در ماههای اسفند و فروردینماه چشمگیر است، ولی با افزایش درجهحرارت هوا در اردیبهشتماه، سهم باران در جریان پررنگتر میشود. همچنین نتایج شبیهسازی بیانگر دقت بالای این مدل میباشد، بهطوری که ضریب تعیین (R2) برای سالهای آبی 95-96 الی 96-97 به ترتیب معادل 93/0 و 9/0 و درصد خطای حجمی آن نیز به ترتیب (DV) 3/0 و 33/3 بهدست آمد.
عباسعلی ولی، مهوش محرابی،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
پدیدهخشکسالی با تأثیر بر مسائل اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی، منجر به آسیبپذیری جوامع انسانی میشود. در مناطق خشک نظیر استان یزد، اثرات خشکسالی با پدیده خشکی ادغام می شود و فشارهای شدیدی بر جوامع وارد می کند.در این مطالعه به تحلیل آسیب پذیری و تاب آوری جوامع انسانی با خشکسالی به استناد داده های هواشناسی و پایگاه داده های واقعی سرشماری عمومی در طول دوره آماری ۲۰ساله پرداخته شده است.از متغیرهای اقتصادی،اجتماعی وزیست محیطی به عنوان شاخص های تاب آوری وآسیب پذیری استفاده شد. با تحلیل مؤلفههای اصلی چند عامل، بهعنوان مؤلفههای اصلی انتخاب گردید.با محاسبه شاخص SPI در منطقه خشکترین سال مشخص گردید و با محاسبه میانگین وزنی شاخص همبستگی آن با مؤلفههای اصلی منتخب براساس استنباط آماری مناسب بررسی گردید. سپس با استفاده از تحلیل رگرسیون تاثیر خشکسالی بر ابعاد مختلف تابآوری جوامع انسانی بررسی شد.نتایج، وقوع خشکسالی های مکرر در سال های اخیر در منطقه را بیان می کند.تحلیل ارتباطات خشکسالی با عوامل جوامع انسانی از بین عوامل متعدد اقتصادی،مهم ترین عامل موثر در تابآوری جوامع، سطح درامد می باشد.تحلیل عوامل اجتماعی بیانگر ،تاثیر خشکسالی بر تعداد شرکت تعاونی کشاورزی و نرخ بیکاری میباشد.نتایج عوامل زیست محیطی نشان میدهد، که مساحت جنگل کاری ،بیشترین تاثیر دربرابر خشکسالی را دارد.بطور کلی در این استان ارتباط تنگاتنگی بین خشکسالی آسیب پذیری و تاب آوری جوامع انسانی حاکم است.بنابراین هر میزان آسیب پذیری کاهش یابد میزان تاب آوری جوامع بیشتر می شود.میزان وابستگی به طبیعت بر آسیب پذیری و تابآوری تاثیر گذار است بنابراین در مدیریت بلند مدت این مناطق بایستی وابستگی جوامع انسانی به خشکسالی کاسته شود تا نوسانات آن منجر به تخریب تاب آوری این جوامع نگردد.برای این منظور بهترین راهکار تنظیم تقاضای جوامع انسانی متناسب با زنجیره تولید،صنایع تبدیلی و بازیافت در این مناطق است
ایرج قاسمی، محمد قاسمی سیانی،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
تابآوری بخصوص در مناطق ویژه که از اهمیت و حساسیت خاصی برخوردار است، اهمیت دوچندانی پیدا کرده است. مناطق مرزی به عنوان یکی از مناطق ویژه در سیاستگذاری و برنامهریزی جایگاه خاصی دارد. این مقاله به تحلیل فضایی تابآوری محیطی در شهرستان زهک پرداخته و هدف آن بررسی تفاوت تابآوری در پهنههای مختلف شهرستان است. به دلیل وابستگی معیشت ساکنان شهرستان به منابع طبیعی، با تهدید این منابع، در معرض آسیب قرار دارند. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی، و ریکرد کلی حاکم بر مطالعه، تلفیقی و از لحاظ روش، توصیفی– تحلیلی است. دادهها با استفاده از روش اسنادی و میدانی با ابزار مشاهده و پرسشنامه و یافتههای پنل تخصصی گردآوری شده است. جامعه آماری این تحقیق روستاهای بالای 20 خانوار شهرستان زهک است که دارای دهیاری یا شورای اسلامی روستا بوده است. نتایج نشان میدهد هیچ یک از پهنههای جغرافیایی تعریف شده در سطح دهستان پایدار نبوده و سه دهستان نیمه پایدار و یک دهستان ناپایدار هستند. ارزیابی پایداری در ریزپهنهها نیز نشان میدهد روستاهای ناپایدار طبیعی اغلب جمعیت کمی داشته و این به معنی آن است که فعالیت نیز توسعه پیدا نکرده است. بدین ترتیب لازم است در مناطق ویژهای همچون شهرستان زهک مدیریت بحران بایستی بر تامین منابع طبیعی و جلوگیری از آسیبپذیری از بحرانهای طبیعی متمرکز شده و انتظار میرود با پایداری طبیعی، سکونت و فعالیت نیز پایدار خواهد شد.
مجمد سلیمانی مهرنجانی، علی موحد، احمد زنگانه، زینب احمدی،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
دکتر شاهرخ پوربیرانوند،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
البرز مرکزی به علت استقرار کلان شهر تهران از اهمیت خاصی در مطالعات مرتبط با سوانح طبیعی از جمله خطر لرزه ای برخوردار است. این اهمیت باعث توسعۀ شبکه ای نسبتاً متراکم از ایستگاههای GPS در این منطقه و مناطق همجوار شده است. در این مطالعه از درونیابی بردارهای سرعت GPS بر روی یک شبکه مستطیل شکل و محاسبۀ کرنش در مرکز هر سلول برای مطالعۀ تغییرات آهنگ کرنش در گستره البرز مرکزی استفاده شد. نتایج دلالت بر تغییرات مکانی در محورهای اصلی آهنگ کرنش ژئودتیکی در منطقه و همچنین تغییر در آهنگ کرنش مساحتی (اتساع) در قسمتهای مختلف البرز مرکزی دارد که در تلفیق با جهت گیری گسلهای اصلی منطقه، واقعیتهای مهمی را دربارۀ سازوکار حرکت گسلها آشکار نمود. بیهنجاریهای مشاهده شده در این کمیتها، با لرزهخیزی و حرکتهای راندگی و راستالغز بر روی گسلهای مهم منطقه تطابق معنی داری را نشان داده و افراز دگرشکلی را در البرز مرکزی و نواحی پیرامون که به دلیل اعمال تنش های تکتونیکی مایل بر گسلها و صفحات شکستگی های ضعیف از پیش موجود رخ می دهد، مورد تایید قرار دادند. بی هنجاری های مثبت مشاهده شده در نقشۀ آهنگ کرنش مساحتی یا اتساع بیانگر مکان های مستعد مخاطرات لرزه ای می باشند.
اسداله حجازی، محمدحسین رضایی مقدم، عدنان ناصری،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
هدف از این پژوهش انتخاب بهترین مدل و شناسایی پهنه های خطر زمین لغزش در حوضه های پایین دست سد سنندج است. منطقه مورد مطالعه به مساحت 7/970 کیلومتر مربع در پایین دست سد سنندج قرار دارد و بر روی زون ساختاری سنندج - سیرجان واقع شده است. در این مطالعه از 9 عامل موثر بر زمین لغزش، شامل شیب، جهت شیب، فاصله از گسل، فاصله از جاده، فاصله از آبراهه، لیتولوژی، کاربری اراضی و بارش استفاده شد. با استفاده از تصاویر ماهواره ای Landsat 8 ETM ، تعداد ۲۳۷ نقطه لغزشی مشخص گردید. سپس نقشه پراکنش زمین لغزشهای منطقه تهیه شد. همچنین 89 نقطه غیرلغزشی، به منظور استفاده در مراحل آموزش و آزمایش شبکه عصبی پرسپترون در داخل شیبهای کمتر از 5 درجه مشخص شدند.
در مدل شبکه عصبی مصنوعی لایه ی میانی به صورت پیش فرض نرم افزار انتخاب شد. از 70 درصد زمین لغزشهای رخداده، جهت آموزش شبکه عصبی و از 30 درصد مابقی به عنوان داده های زمین مرجع جهت آزمایش و کالیبره کردن مدل استفاده شد. داده ها با استفاده از یک شبکه پرسپترون چندلایه با الگوریتم یادگیری آدام آموزش دیدند. ساختار نهایی شبکه دارای 9 نرون در لایه ورودی، 30 نرون در لایه میانی و 1 نرون در لایه خروجی است. در مدل AHP پس از محاسبه ی وزن نهایی زیرمعیارها، وزن های محاسبه شده را به جدول توصیفی لایه های اطلاعاتی عوامل موثر اضافه نموده و در نهایت نقشه ی پهنه بندی خطر زمین لغزش در منطقه بدست آمد.
پس از آماده سازی مدلها، منطقه ی مورد مطالعه با 9 متغیر ورودی تحلیل شد. نتایج تحلیل به صورت نقشه ای با پنج طبقه خطر زمین لغزش برای هر مدل ترسیم گردید. از 5 روش محاسبه میزان خطا جهت صحت سنجی مدلها استفاده شد. بر اساس مدل شبکه عصبی، حدود 31 درصد و مدل AHP ۳۵ درصد از منطقه در محدوده مناطق مطلوب جهت فعالیتهای انسانی قرار دارد. همچنین بر اساس مدل شبکه عصبی حدود 39 درصد و مدل AHP ۳۳ درصد از منطقه در محدوده مناطق نامطلوب و بسیار نامطلوب قرار گرفته اند. مناطق مخاطره آمیز عمدتا در غرب و جنوب غرب حوزه واقع شده اند. مقایسه نتایج صحت سنجی نشان می دهد که مدل شبکه عصبی پرسپترون دارای دقت بهتری نسبت به مدل تحلیل سلسله مراتبی است. بر اساس روش AHP پارامترهای شیب، لیتولوژی و کاربری اراضی بیشترین نقش را در وقوع زمین لغزش منطقه دارند.
دکتر مصطفی کریمی، خانم سوسن حیدری، خانم سمیه رفعتی،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
یکی از چالشهای مهم در عصر حاضر، رقابت جهت دسترسی به منابع آب میباشد. بارش به عنوان یکی از عناصر بنیادی چرخه آبشناختی و سامانه اقلیم، دارای تغییرپذیری زمانی و مکانی بالایی بهویژه در مناطق خشک و نیمهخشکی مانند ایران است. تغییرات زمانی آن به علت تغییرپذیری رطوبت و گردش جو میباشد. به همین منظور در این پژوهش روند تغییرات همزمان آبقابلبارش (رطوبت جو) و بارش بر روی حوضههای آبریز ایران جهت شناسایی ارتباط بین تغییرات این دو متغیر بررسی شده است. برای این هدف دادههای ماهانه بازکاوی شده (ERA5) بارش و آبقابلبارش از مرکز پیشبینی میان مدت اروپا (ECMWF) در بازه 1979- 2019 اخذ گردید. روند تغییرات ماهانه، فصلی و سالانه این دو متغیر با استفاده از آزمون من-کندال بررسی شد. نتایج حاکی از روند کاهشی هر دو متغیر، در فصل زمستان در حوضههای آبریز شرق و نواحی مرکزی کشور و در مقابل روند افزایشی هر دو متغیر در فصل پاییز در اکثر حوضهها آبریز دارد. بررسی سالانه نشان داد بارش در حوضههای شرقی کشور روند کاهشی را تجربه کردهاند اما آبقابلبارش در حوضههای غرب، جنوب، جنوبغرب و شمال روند افزایشی داشته است. این تحقیق نشان داد که پتانسیل رخداد بارشهای رگباری و شاید سنگین، به دلیل افزایش آبقابلبارش، میتواند بیشتر گردد.
حسین جهان تیغ، زینب دولتشاهی، زهرا زارعی چغابلکی، میثم طولابی نژاد،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
در این تحقیق با استفاده از مدل پیشنهادی هافتر عمق لایه آمیخته و ارتفاع لایه مرزی ایستگاه کرمانشاه برای دو ماه آگوست و فوریه سال 2012 بررسی شد. در این راستا از دادههای مربوط به پیمایش قائم جو در موقعیت ایستگاه کرمانشاه از پایگاه دادههای اقلیمی Wyoming استفاده گردید. با ترسیم و تحلیل گرافهای Skew-T و براساس روش وارونگی بحرانی Heffter، دو ماه فوریه و آگوست بعنوان نماینده های فصل زمستان و تابستان انتخاب و سقف وارونگی به عنوان سقف لایه مرزی اتمسفری در نظر گرفته شد. سپس عوامل موثر در کمینه و بیشینه شدن لایه آمیخته این دو ماه (آگوست و فوریه) شامل وضعیت همدیدی موجود در منطقه مورد مطالعه، فرارفت گرما، رطوبت، چینش قائم و سرعت باد مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در ماه آگوست عمق لایه در طول ماه بین 3680 تا 10292 متر بوده است. در این ماه فرارفت دما، نوع سامانه های همدید و چینش قائم باد به طور مستقیم در رشد یا تضعیف لایه نقش داشته اند. در ماه فوریه نوسانات چشمگیری در مقادیر عمق لایه آمیخته در طول ماه مشاهده شده که بین 2273 تا 7017 متر بوده است. در این ماه نیز فرارفت دما، چینش قائم باد و سامانه های همدیدی در تغییرات عمق لایه آمیخته موثر بوده اند. با مقایسه نتایج بدست آمده از هردو ماه می توان گفت که مقدار شار سطحی در فصل تابستان بیشتر از فصل زمستان است؛ بنابراین عمق متوسط لایه در ماه آگوست تقریباً به دو برابر ماه فوریه رسیده است. در کل نوسانات عمق لایه آمیخته در فصل زمستان بدلیل عبور سامانه های مختلف و ناپایداری های جوی، تغییرات بیشتری نسبت به فصل تابستان داشته است.
نرگس کفایتی، خلیل قربانی، غلامحسین عبداله زاده،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
خشکسالییکی از پدیدههای طبیعی است که خسارتهای زیادی را به زندگی انسان و اکوسیستمهای طبیعی وارد میسازد. به طور کلی خشک سالی عبارت است از کمبود بارش باران نسبت به میزان نرمال یا آنچه انتظار میرود، زمانی که از یک فصل یا یک دورهی زمانی طولانیتر بوده و برای رفع نیازها ناکافی باشد. خشکسالی موجب وارد آمدن خسارات به بخش کشاورزی میشود. میزان آسیبپذیری بخش کشاورزی در هر منطقه به سه عامل میزان در معرض خشکسالی بودن، میزان حساسیت نسبت به خشکسالی و ظرفیت سازگاری با خشکسالی بستگی دارد. این آسیبها اثرات منفی زیادی بر زندگی و معیشت کشاورزان میگذارد. لذا شناسایی مناطق آسیبپذیر و سنجش میزان آن با اهمیت تلقی میشود. مفهوم آسیبپذیری برای اولین بار از سوی اوکیف و همکاران ، به کار گرفته شد. از جمله تعاریف آسیبپذیری که بهطور گستردهای بهکار رفته، تعریف زیر است: آسیبپذیری به طور معمول نشاندهنده درجهای از آسیب است که یک سیستم به دلیل مواجهشدن با خطر تجربه میکند. مدل شناخته شده و تائید شده برای ارزیابی آسیبپذیری توسط هیئت ﺑﯿﻦ دوﻟﺘﯽارائه شده است. استان گلستان به عنوان یکی از قطبهای مهم کشاورزی وابستگی زیادی به میزان بارشهای سالانه دارد. در اثر نوسانات بارندگی و بروز خشکسالی در برخی مناطق استان، ﮐﺎﻫﺶ رﻃﻮﺑﺖ ﺧﺎک و ﻫﻮا و در نتیجه ﮐﺎﻫﺶ ﺗﻮﻟﯿـﺪ و ﻋﻤﻠﮑـﺮد ﻣﺤﺼﻮﻻت ﮐﺸﺎورزی اتفاق افتاده که موجب آسیب شدید به معیشت خانوارهای کشاورز شده است. بنابراین هدف تحقیق حاضر مقایسه آسیبپذیری به خشکسالی در بین شهرستانهای استان گلستان به تفکیک سه مؤلفه (در معرض قرار گرفتن، حساسیت و سازگاری) است. نخست شاخصهای مناسب برای سنجش آسیبپذیری به خشکسالی به تفکیک سه مؤلفه موردنظر شناسایی و دادههای مربوط به شاخصها جمعآوری شد. وزن شاخصها از طریق مدل آنتروپی شانون استخراج و با روش تاپسیس شاخص ترکیبی به تفکیک سه مؤلفه آسیبپذیری تدوین شد. نتیجه نهایی شاخص ترکیبی با لایههای GIS شهرستانهای استان گلستان تلفیق شد، و سطح آسیبپذیری شهرستانهای به تفکیک مؤلفههای مورد نظر مشخص شد.نتایج نشان داد که در بعد در معرض قرار گرفتن بندرگز، مراوهتپه، بندرترکمن به ترتیب در رتبههای اول تا سوم قرار دارند و در معرض خشکسالی هستند. شهرستانهای آزادشهر، گالیکش و بندرترکمن به ترتیب در رتبههای اول تا سوم بیشترین میزان حساسیت به خشکسالی قرار دارند. شهرستانهای گمیشان، گالیکش و مراوه تپه به ترتیب بیشترین سازگاری را به خشکسالی دارند. در نهایت نتایج محاسبه شاخص آسیبپذیری کل نشان داد که شهرستانهای مرواه تپه و بندرترکمن آسیبپذیرترین مناطق نسبت به خشکسالی در استان گلستان محسوب میشوند.
آقای چنگیز سراوانی، دکتر غلامحسین عبداله زاده، دکتر محمد شریف شریف زاده، دکتر خلیل قربانی،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
یک جنبه کلیدی مدیریت ریسک سیل، آگاهی از آسیبپذیری نظامهای اجتماعی در سطح محلی است. هدف این تحقیق ارزیابی آسیبپذیری خانوارهای روستایی به ریسک سیل در چارچوب مدیریت ریسک سیل است. اطلاعات لازم از نمونهای شامل 194 و 191 نفر از سرپرستان خانوارها در 20 روستای شهرستانهای آققلا و گمیشان که در سال 1398 در معرض ریسک سیل قرار گرفته بودند، جمعآوری شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای بود که شامل متغیرهایی برای سنجش سه مؤلفه آسیبپذیری، شامل در معرض خطر سیل قرار گرفتن، حساسیت به خطر سیلاب و ظرفیت سازگاری برای بازیابی خود از تخریبهای سیل بود. بر اساس این چارچوب، شاخصهای مناسب برای ارزیابی آسیبپذیریهای خانوارهای روستایی تدوین و شاخص ترکیبی آسیبپذیری محاسبه شد. نتایج محاسبه شاخص ترکیبی سه مؤلفه آسیبپذیری در دو شهرستان آققلا و گمیشان نشان داد که طیف وسیعی از شاخصهای اقتصادی، اجتماعی، جمعیتی و محیطی میتواند بر سنجش آسیبپذیری خانوارها به سیل مورد استفاده قرار گیرد. محاسبات در سطح روستاهای منطقه بیانگر این بود که در هر دو شهرستان، دو مؤلفه در معرض بودن و حساسیت که نشاندهنده آسیبپذیری بیشتر به سیل هستند از مقدار میانگین بیشتر هستند. از طرفی، مؤلفه سازگاری که نشاندهنده آسیبپذیری کمتر به سیل است، در هر دو شهرستان از مقدار میانگین کمتر بود. نتایج مقایسه مؤلفههای آسیبپذیری و همچنین شاخص آسیبپذیری کل در بین روستاهای دو شهرستان آققلا و گمیشان نشان داد که روستاهای شهرستان آققلا هم در معرض بیشتر سیل قرار دارند و هم آسیبپذیری بیشتر از وقوع سیل دارند. با توجه به موقعیت جغرافیایی روستاهای آققلا که زمان رسیدن سیلاب از بالادست زودتر برای آنها اتفاق میافتد احتمالا این نتیجه منطقی به نظر میرسد. در نهایت برخی راهبردهای کاهش آسیبپذیری خانوارها به خطر سیلاب با توجه به یافتهها پیشنهاد شد.
محمود احمدی، زهرا علی بخشی،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
شهرنشینی و فعالیتهای بشری بر روی اقلیم شهرها و به وضوح بر روی دمای هوای نزدیک به سطح اثر مهمی دارد. در تهران و اقمار آن عواملی از قبیل منطقه اقلیمی، فصل، زمان روز و رژیمهای باد، توپوگرافی،وسعت محیط شهری،تراکم جمعیت،فعالیت ساکنین ساختار پوشش گیاهی و فرم فیزیکی شهری در شکلگیری جزایر حرارتی شهری نقش اساسی دارند. جزیره حرارتی بعنوان یکی از مخاطرات محیطی، گروههای آسیب پذیر را درمعرض خطر قرار می دهد. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر نوع کاربری اراضی و پوشش زمین بر جزیره حرارتی تهران و اقمار آن میباشد. به منظور بررسی فضایی یاختههای بدست آمده و استخراج جزیره حرارتی، از تحلیل نقشههای لکههای داغ و تولید نقشههای کاربری اراضی با 7 کلاس و رابطه آنها باهم برای سالهای 2015-2001 استفاده شد. نتایج نشان داد تهران با وجود داشتن بیشترین مساحت مناطق مصنوع، در مقایسه با شهرستانهای ری، رباطکریم و اسلامشهر از جزایر حرارتی کوچکتر و تعداد لکههای داغ کمتری برخوردار است. از سوی دیگر پراکندگی و وسعت سطوح سرسبز در مقایسه با ایجاد سطوح جنگلی و درختکاری شده به صورت محدود در یک مکان، نقش مؤثرتری در کاهش جزیره حرارتی دارد.
سمیه خالقی، محمد مهدی حسین زاده، پیام فتح اله اتی کندی،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
تغییرات مجرای رودخانه، فرسایش کنارهای و رسوب گذاری کنارهای، فرآیندهای طبیعی رودخانههای آبرفتی هستند که باعث تخریب زمینهای کشاورزی اطراف و خسارت به تأسیسات انسانی اطراف رودخانه میشود. در پژوهش حاضر از مدل CAESAR جهت ارزیابی تغییرات رودخانه کلیبرچای به منظور اندازه گیری میزان تغییرات 3 کیلومتر از مجرای اصلی رودخانه استفاده شده است. CAESAR یک مدل اتومای سلولی از تکامل سیستم رودخانه است. برای مدلسازی، دادههای ورودی مانند توپوگرافی(DEM)، دبی روزانه سال 1391 و اندازه رسوبات تهیه و سپس تغییرات مجرا شبیه سازی شد. تغییرات کانال در قبل و بعد از شبیه سازی با ترسیم نیمرخهای هر کدام از مقاطع و بررسی نقاط حساس به فرسایش و رسوبگذاری شناسایی شدند. 6 مقطع از بازه مورد مطالعه انتخاب شدند. با مقایسهای که بین نیمرخهای عرضی صورت گرفت، تغییرات در هندسه کانال قابل مشاهده بود. تغییرات در عرض کانال و شکل کانال در همه مقاطع دیده شد و تنها عمق متوسط کانال در مقاطع 1 و 2 و 6 و 4 تغییر پیدا کردند. و مقاطع 1 و 2 و 3 که در قسمت اولیه کانال اصلی قرار داشتند، تحت تاثیر فرسایش قرار گرفتند. و بعد از طی کردن مسافتی، حالت رسوبگذاری در مقاطع 4 و 5 و 6 مشاهده شد.
مصطفی کرمپور، یگانه خاموشیان، حامد حیدری، فاطمه امرایی،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
آلودگی هوا به عنوان یکی از مهمترین مخاطرات محیطی در فضای شهری، ارتباط نزدیکی با شرایط آبوهوایی دارد. امروزه آلودگی در سطح کلانشهرها به صورت یک مسئله مهم درآمده که ضرورت مطالعه و ارائه راهحلهای کاربردی برای بهبود شرایط زیستی در این زمینه را دارد. بنابراین شناخت رابطه بین سیستمهای سینوپتیکی و آلایندههای هوا کمک فراوانی به چگونگی حل مسائل زیستمحیطی و برنامهریزیهای آینده دارد. لذا در این پژوهش به تحلیل آلگوهای فشاری انتشار و انتقال منواکسید کربن از منابع داخلی و خارجی کشور پرداخته شد. برای این کار از تصاویر ماهواره ای GEOS-5 / GMAO / NASA بهره گرفته شد.نتایج نشان داد که بیشترین مقدار الودگی از نطر فصلی مربوط به فصول سرد و صبح زود است و کمترین آن مربوط به اوایل بعدازظهر و فصل گرم سال است اتمسفر تهران و خوزستان هسته های پر تراکم منواکسید کربن اند. کم فشارهای شرق مدیترانه در کاهش آلاینده های جنوبغرب کشور نقش بسزایی دارند و در جنوب کشور تحت تاثیر جریانات جوی از بریدگی توپوگرافیکی بندرعباس، جریانات هوای آلوده به منواکسید کربن توانایی نفوذ به بخشهای داخلی کشور تا نیمه ی جنوبی کرمان را دارند در این بخش قدرت نفوذ توسط سامانه های کم فشاری در افغانستان و پاکستان بیشتر میشود. رشته کوههای زاگرس نیز در واقع نقش مهمی در جلوگیری کردن از ورود آلاینده های تولید شده همسایه های غربی به ایران را دارند. در تابستان نیز ایران دچار آلودگی منواکسید کربن حامل توسط جریانات موسمی از بخشهای میانی و جنوب افریقا به کشور ایران میشوند و سبب آلودگی زیادی هم شده است.
دکتر فریبا اسفندیاری درآباد، صدیقه لایقی، دکتر رئوف مصطفی زاده، خدیجه حاجی،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
پهنهبندی خطر سیل در واقع ابزار اساسی برای مدیریت کاهش خطرات سیل است و وسیلهای قانونی در دست دولت و مسئولان برای کنترل و مدیریت کاربری اراضی و برنامههای توسعه همزمان با کاهش خطرهای سیل و حفاظت محیطزیست است. بنابراین هدف از پژوهش حاضر تعیین پهنههای خطر وقوع سیلاب در حوضه آبخیز قطورچای با استفاده از فرآیند تحلیل شبکهای (ANP) میباشد. سپس با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)، تصاویر ماهوارهای، دادههای ایستگاه سینوپتیک، فرآیند تحلیل شبکه و روش تلفیق لایهها، پتانسیل سیلخیزی حوضه آبخیز قطورچای مدلسازی شده است. نقشه نهایی خطر سیلخیزی بر پایه ترکیبی از عوامل و عناصر اقلیمی و فیزیکی شامل عوامل کاربری اراضی، زمینشناسی، پوششگیاهی، توپوگرافی، شیب و قابلیت اراضی تهیه شد. وزن هر یک از معیارها با روش ANP و جهت مدلسازی فضایی و تلفیق لایهها برای تهیه نقشه پتانسیل سیلخیزی از روش WLC استفاده گردید. نتایج حاصل از پهنهبندی ریسک سیلخیزی نشان داد که لایه Qal از زمینشناسی، شیبهای کمتر از 3 درصد، واحد تیپهای اراضی خاک 5، 6 و7 و همچنین فقر پوششگیاهی بهعنوان پهنههای سیلابی شناسایی شدند. نتایج بهدست آمده از مدل تحلیل شبکهای بیانگر این واقعیت است که بخشی از حوضه تحتتأثیر خطر وقوع سیلاب با پتانسیل بسیار بالا قرار دارد، که بهطور عمده در پاییندست حوضه واقع شده است. بدین سبب شبکههای رتبه 3 و 4 بهعنوان پهنههای سیلخیز و نواحی هدایت کننده سیلاب به نواحی پاییندست میباشند. همچنین شبکههای رودخانهای رتبه 5 و بالاتر در محدوده سیلابدشتها و یا پایاب رودخانهای قرار دارند و معمولاً دارای سیلابهای سطحی و گسترده هستند. لذا نواحی مستعد سیلاب و ارائه راهکارهای مؤثر بهمنظور مدیریت سیلاب یکی از اقدامات اساسی در کاهش خسارت ناشی از سیلاب است.
عزت الله قنواتی، امیر صفاری، علی حقشناس،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
تاقدیس ها برجسته ترین لندفرم های سطحی هستند که هندسه و موفولوژی آنها بازتاب ساز و کار تشکیل آنها و کلیدی برای ارزیابی وجود گسلهای عمقی موثر در تشکیل آنهاست که از مهمترین چشمه های لرزه ای هستند. هدف این پژوهش، ارزیابی مورفومتری تاقدیسهای عسلویه، وراوی و کنگان واقع در زاگرس و بررسی ارتباط آن ها با تکتونیک فعال است. داده های مورد نیاز ازمدل رقومی ارتفاع، نقشه های زمین شناسی و تصاویر ماهواره ای و انجام مطالعات میدانی استخراج شد. نتایج به دست آمده در این پژوهش بیانگر عدم تقارن نیمرخ عرضی هر سه تاقدیس می باشد که ناشی از ارتباط تشکیل این تاقدیس ها با گسل های طولی موجود در هسته تاقدیس ها و به موازات محور آنهاست. نتایج حاصل از اندازه گیری شاخص های نسبت جهت، سینوسیته جبهه چین، خط الراس تاقدیس، و بررسی الگوهای زهکشی و لندفرم های تکتونیکی مانند پرتگاههای گسلی، سطوح مثلثی شکل، دره های خطی نیز تایید کننده فعالیت تکتونیکی زیاد هر سه تاقدیس و احتمال وجود مخاطره لرزه ای ناشی از حرکت گسل های عمقی یا قطعاتی از آنها است.
علیرضا صالحی پور میلانی،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
آلودگی نوری عموماً اشاره به افزایش برنامهریزی نشده در روشنایی مصنوعی و نتیجه آن تغییر در سطوح نور هدایت نشده است. در ایران نیز رشد جمعیت و گسترش سریع شهرنشینی و صنعتی شدن میتواند عاملی برای افزایش آلودگی نوری باشد، ازاینرو پایش تغییرات نور شب و تعیین مناطق با آلودگی نوری بسیار زیاد امری ضروری میباشد و میتواند رهیافت جدیدی را در اختیار برنامه ریزان محیط قرار داده تا با استفاده از آن در جهت مدیریت آلودگی نوری در سطح ملی و استانی اقدام نمایند. ابزارهای مختلفی برای ارزیابی تغییرات میزان نور شب وجود دارد که دادههای ماهوارهای اسکن خطی عملیاتی مربوط به برنامه ماهواره دفاع هواشناسی (DMSP/OLS) از آن جمله است. این دادههای نهتنها در ارزیابی شدت آلودگی نوری کمک میکند، بلکه میتواند به عنوان ابزاری برای مدیریت ریسک و پهنهبندی ریسک آلودگی مور استفاده قرار گیرد. این مطالعه تلاش میکند با پردازش دادههای DMSP/OLS به تجزیهوتحلیل الگوی فضایی-زمانی نور مصنوعی و آلودگی نور در ایران در حدفاصل سالهای 1996 تا 2013 بپردازد و علاوه بر آن کانونهای بحرانی آلودگی نوری را شناسایی نماید. از داده نور شب در شش دوره زمانی (2013 و1996،2001،2004،2006،2011) استفاده شد و تغییرات میزان نور شب و شدت آلودگی نوری در مقیاس کشوری و رابطه بین تغییرات تراکم نسبی جمعیت در هر استان و تأثیر آن بر تغییرات نور شب مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشاندهنده افزایش میزان نور شب و همچنین تبدیل مناطق با درخشندگی کم به مناطق با درخشندگی بالا در سطح کشور است. علاوه بر آن استانهای تهران و البرز بهعنوان استان هایی با بالاترین میزان آلودگی نوری در کشور شناسایی گردید و استان های خوزستان، اصفهان، بوشهر و فارس در جایگاههای بعدی قرارگرفتهاند. افزایش تراکم نسبی و توزیع نامتوازن جمعیت، مهاجرتهای جمعیتی و تشدید آن در حدفاصل سال های 1375 تا 1390 از عوامل اصلی گسترش آلودگی نوری در کشور و همچنین تمرکز حداکثر آلودگی نوری در بعضی استان ها است.
خانم لاله شریفیپور، دکتر محمد جواد قانعی بافقی، دکتر محمد رضا کوثری، آقای ساسان شریفیپور،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
خشکسالی یک اختلال موقتی است که خصوصیات آن از منطقهای با منطقه دیگر متفاوت است، از این رو نمیتوان تعریف جامع و مطلق برای خشکسالی بیان نمود.در تحقیق حاضر، به منظور معرفی یک روش مناسب جهت پیشبینی خشکسالی برای یک ماه آتی، چهار روش هوش مصنوعی شامل یادگیری عمیق (Deeplearning) (از شبکه الکسنت که یکی از شبکههای کانولوشن میباشد استفاده شده است)، الگوریتم K نزدیکترین همسایه (KNN)، ماشین برداد پشتیبان چند طبقه (SVM-MultiClass) و درخت تصمیم (Decision Tree) در نظر گرفته شد. دادههای بارندگی 11 ایستگاه سینوتیک استان یزد طی دوره آماری 29 ساله (1988 تا 2017) به صورت ماهانه به عنوان دادههای آزمایشی مورد استفاده قرار گرفتند. شاخص بارش استاندارد شده (SPI) برای نشان دادن وضعیت خشکسالی از نظر شدت و مدت در مقیاسهای زمانی 1، 3، 6، 9، 12 و 24 ماهه محاسبه گردید. در ابتدا دادههای بارش به عنوان ورودی شبکههای عصبی و کلاسبندی SPI به عنوان خروجی شبکهها قرار داده شد. 80 درصد دادهها برای آموزش و20 درصد دادهها برای تست شبکهها به کار گرفته شد. نتایج نشان داد که تمامی شبکهها توانایی پیشبینی خشکسالی را داشتهاند، بر اساس معیار ارزیابی macro-f1 شبکه Deeplearning در مقیاس زمانی 1 ماهه با 71/22 درصد، ناکارآمدترین روش و Decision Tree با 65/64 درصد، کارآمدترین روش بودهاند، اما با افزایش مقیاس زمانی، شبکه Deeplearning عملکرد خود را بهبود بخشید، بهطوریکه در مقیاس زمانی 24 ماهه با 35/65 درصد، بهترین عملکرد مربوط به شبکه Deeplearning و بعد از آن، شبکه SVM-MultiClass با 40/57 درصد، قرار گرفت.
محمدحسین عالی نژاد، سعید جهانبخش اصل، علی محمد خورشیددوست،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
دو پارامتر مهمی که در اقلیم هر منطقه بلاواسطه تاثیرگذار میباشند، دما و بارش میباشند که تغییرات آنها در زمینه های مختلف از جمله کشاورزی، انرژی، گردشگری و ... تاثیرگذار است. هدف این مطالعه بررسی تغییرات دما و بارش در سه ایستگاه منتخب و شاخص حوضه آبریز سیمره میباشد. برای این منظور از مدلها و سناریوهای گردش عمومی جو از سری مدلهای CMIP5 تحت دو سناریوی RCP45 و RCP85 که با مدل آماری LARS-WG ریزمقیاس شدند، استفاده شد. سپس برای بررسی عدم قطعیت مدلها و سناریوها، از طریق مقایسه خروجی مدلها در دوره آتی (2040-2021)، با دوره پایه (2010-1980)، بهصورت ماهیانه توسط شاخصهای آماری ضریب تعیین (R2) و خطای جذر میانگین مربعات (RMSE)، بهترین مدل و سناریو برای تولید دادههای دما و بارش دوره آتی انتخاب شد. در نتیجه برای تولید پارامتر دمای حداقل و حداکثر از مدل HADGEM-2 تحت سناریوی PRC4.5 و برای تولید پارامتر بارش از همان مدل تحت سناریوی PRC 8.5 استفاده شد. نتایج این مطالعه نشان داد که بارش دوره آتی به طور متوسط در سطح حوضه حدود 5/4 % کاهش خواهد یافت در حالی که دمای حداقل 5/1 درجه سانتیگراد و دمای حداکثر 17/2 درجه سانتیگراد افزایش خواهد یافت که بیشترین افزایش مربوط به ماههای گرم سال میباشد. نکته قابل توجه بر هم خوردن توزیع زمانی بارش و افزایش دما است که احتمالاً بیشتر از کاهش بارش تبعات منفی خواهد داشت.
- شیوا غریبی، دکتر کامران شایسته،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
استفاده از دادههای سنجش از دوری جهت پایش کیفیت هوا برای پژوهشهای مرتبط با محیط زیست حائز اهمیت است. ماهواره سنتینل-5 با سنجنده Tropomi امکان ردیابی آلایندههای گازی را میدهد. در این مطالعه با استفاده از GEE، پروداکت آلایندههای CO، SO2، NO2، O3 و AI فراخوانی و میانگین غلظت آنها در مقیاس مکانی ایران و بازه زمانی سال 2019 نقشهسازی شد. جهت بررسی وضعیت خوشهبندی از آماره G و شناسایی لکههای داغ از آماره Gi برای هر آلاینده در محیط GIS استفاده شد. تعیین الگوی پراکنش آلایندهها با شاخص موران انجام شد. بر اساس نتایج، غلظت آلایندههای CO و O3 در پاییز روند افزایشی و در بهار روند کاهشی داشته است و تغییرات غلظت SO2 و NO2 از الگوی خاصی تبعیت نمیکند. نتایج آماره G نشان داد که آلایندهها در منطقه دارای الگوی توزیع خوشه ای و دارای خودهمبستگی فضایی (شاخص موران=72/0) هستند. تحلیل لکههای داغ برای مجموع آلایندهها نیز نشان داد که آبادان، اهواز، بندر امام خمینی، ماهشر و عسلویه، تهران و پاکدشت آلودهترین مناطق هستند. صنایع گاز و پتروشیمی آبادان، اهواز، بندر امام خمینی، ماهشر و عسلویه انواع مختلفی از آلایندهها ازجمله NO2، CO، SO2، AI را تولید میکنند که اثرات جبران ناپذیری بر سلامت انسانها و اکوسیستمها دارند. غلظت NO2 و CO نیز به دلیل افزایش شمار وسایل نقلیه گاز سوز در تهران و پاکدشت بالا است. در نهایت، تاکید این مطالعه بر پایشهای آلایندههای هوا توسط سازمانهای متولی با استفاده از تصاویر ماهوارهای برای افزایش کیفیت زندگی و راهکارهایی جهت پبشگیری و کنترل آلودگی است.