دکتر کمیل عبدی، دکتر همت اله رورده،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
هدف: سیلاب یکی از مهمترین بلایای طبیعی در استان مازندران و بهویژه شهرستان ساری به شمار میرود که هر ساله خسارات گستردهای در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی بههمراه دارد. هدف این پژوهش، شناسایی و پهنهبندی خطر سیلاب با بهرهگیری از الگوریتمهای یادگیری ماشین جنگل تصادفی (RF) و ماشین بردار پشتیبان (SVM) و همچنین استفاده از رویکرد تلفیقی برای افزایش دقت پیشبینیها و کاهش عدمقطعیت مدلها است.
روش پژوهش: در این مطالعه، مجموعهای از دادههای مکانی شامل مدل رقومی ارتفاع (DEM)، کاربری اراضی حاصل از تصاویر ماهوارهای، شاخصهای ژئومورفولوژیکی (شیب، جهت شیب و تراکم زهکشی)، دادههای زمینشناسی، فاصله از جادهها و آبراههها، شاخص پوشش گیاهی (NDVI) و متغیرهای اقلیمی (بارش و دما) گردآوری شد. دادهها با استفاده از ابزارهای GIS و RS پردازش و برای آموزش و اعتبارسنجی مدلها آماده گردیدند. عملکرد مدلها با معیارهای ارزیابی شامل دقت، F1، AUC و منحنی ROC سنجیده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که هر دو مدل RF و SVM عملکرد بالایی در پهنهبندی خطر سیلاب دارند، بهطوریکه مقادیر شاخصهای ارزیابی بیانگر دقت قابل قبول آنها است. همچنین، رویکرد تلفیقی منجر به بهبود نتایج و کاهش خطاهای ناشی از پیشبینی منفرد شد. بر اساس نقشههای تولیدشده، بخش قابل توجهی از شهرستان ساری در طبقات خطر زیاد و خیلی زیاد قرار دارد که با مناطق دارای بارشهای شدید، تراکم زهکشی بالا و شیب تند همپوشانی دارد.
نتیجهگیری: پژوهش حاضر تأکید میکند که الگوریتمهای یادگیری ماشین، بهویژه در قالب رویکرد تلفیقی، ابزار مؤثری در شناسایی مناطق مستعد سیلاب هستند. نتایج این تحقیق میتواند بهعنوان مبنای علمی در برنامهریزی شهری، مدیریت بحران و کاهش خطرپذیری سیلاب در شهرستان ساری و سایر مناطق مشابه مورد استفاده قرار
فاطمه ارسلانی، بهلول علیجانی، صابره ارسلانی،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر محاسبهی سطح آلودگی و ریسک سلامت عناصر سنگین (Cd,Cr,Cu,Ni,Pb) موجود در غبار ریزشی شهر تهران و تحلیل فضایی آن است. بدینمنظور غبار ریزشی با استفاده از تلهرسوبگیر MDCOدر 28 ایستگاه شهر تهران در دوره آماری (31/3/97- 01/01/97) جمعآوری شد. جهت شناسایی و تعیین غلظت عناصر سنگین موجود در غبار ریزشی از آنالیز XRF، تحلیل فضایی آن از روش درونیابی کریجینگ و تعیین سطح آلودگی و محاسبه ریسک سلامت از شاخص آلودگی، شاخص جامع آلودگی و خطر سرطانزایی و غیرسرطانزایی استفاده شد. براساس محاسبات انجام شده مقادیر شاخص آلودگی و شاخص جامع آلودگی به ترتیب Pb>Cd>Cu>Cr>Ni است. بر اساس این شاخص آلودگی تهران در بیشتر مناطق زیاد و در مناطق حاشیهی شرقی شدید است. مقادیر شاخص خطر (HI) کل مسیرهای جذب در کودکان به ترتیب کروم> سرب> نیکل> مس> کادمیوم و در بزرگسالان به ترتیب کروم> سرب> کادمیوم> مس> نیکل میباشد. خطر سرطانزایی(CR) در کودکان و بزرگسالان به ترتیب کروم> کادمیوم> سرب>نیکل میباشد. در هر دو گروه سنی کروم دارای بیشترین خطر سرطانزایی (بیشتر از6-10×1) و نیکل کمترین خطر را دارد. کودکان بیشتر از بزرگسالان در معرض خطر قرار دارند. ارزیابی ریسک سلامت(HQ, HI, CR) نشان داد که آلودگی عناصر سنگین مورد مطالعه زیر آستانه قابل قبول برای خطرات سرطانزا و غیرسرطانزا است. بنابراین از نظر سرطانزایی خطری ندارد.
آقای مهرداد کرمی، دکتر محمدرضا پورجعفر،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
پدیدهی تغییر کاربری اراضی در مناطق پیرامونی کلانشهر تهران، بهویژه در محدودهی لواسانات، طی دو دههی اخیر از یک فرآیند کالبدی و اقتصادی به مسئلهای راهبردی در حوزهی حکمرانی فضایی، تابآوری سرزمینی و پدافند غیرعامل تبدیل شده است. این پژوهش با هدف تبیین سازوکارهای نهادی، فضایی و اکولوژیکی مؤثر بر تغییر کاربری اراضی و پیامدهای آن بر تابآوری فضایی منطقه، با رویکردی تلفیقی و بهرهگیری از روشهای کیفی و کمی انجام شده است. دادههای پژوهش از سه منبع اصلی گردآوری شدهاند: تحلیل محتوای اسناد قانونی و سیاستی مرتبط با مدیریت زمین، مصاحبههای نیمهساختاریافته با کارشناسان و مسئولان محلی، و تحلیل مکانی دادههای پوشش زمین با استفاده از مدل پیشبینی تغییرات کاربری. یافتهها نشان میدهد که تغییر کاربری در لواسانات حاصل همزمان سه سطح از کنش است: تخریب ساختارهای اکولوژیکی که منجر به کاهش ظرفیت طبیعی سرزمین در جذب و مهار مخاطرات محیطی شده است، ضعف نظارت نهادی که توان نظارت و کنترل بر زمین را تضعیف کرده و تمرکز کالبدی که خطرپذیری فضایی را افزایش داده است. این تحولات همزمان با کاهش شدید اراضی کشاورزی و از بین رفتن کمربندهای طبیعی، به تضعیف کارکردهای زیستمحیطی، تشدید خطرپذیری کالبدی و کاهش کارایی پدافند غیرعامل منجر شده است.
نتایج تحلیلها نشان میدهد که لواسانات در وضعیت گذار از یک نظام فضایی پایدار به یک نظام شکننده و بیدفاع قرار دارد. فرآیند تغییر کاربری اراضی در این منطقه نه صرفاً پیامد فشارهای جمعیتی یا اقتصادی، بلکه بازتابی از اختلال در نظام حکمرانی فضایی و ضعف نهادی در مدیریت زمین است. در نتیجه، آنچه در ظاهر «توسعه» تلقی میشود، در عمل به فرایند تدریجی «بیدفاعسازی سرزمین» و فرسایش تابآوری اکولوژیکی و نهادی منجر شده است.
حلیمه کارگر، بهلول علیجانی، محمد سلیقه، مهری اکبری،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
استقرار در کمربند خشک جهان، تسلط پرفشارهای جنب حاره ای و فاصله از منابع رطوبتی، ایران را بطور منطقه ای از نعمت ریزش های جوی محروم می کند، در این شرایط بر هم کنش های منطقه ای سیستم های فشار در تشکیل و انتقال توده های هوای مرطوب از اقیانوس ها و دریاها مجاور، نقش مهمی در ریزش های جوی ایران دارند. پژوهش حاضر به منظور معرفی شاخص های SAI وMAI تهیه شده است. این شاخص ها اختلاف ارتفاع ژئوپتانسیل بین مراکز فشار در تراز 700 هکتوپاسکال در سواحل جنوبی ایران را نشان می دهد. شاخص MAI اختلاف فشار بین مرکز چرخندمدیترانه و واچرخندعربستان و شاخص SAI اختلاف فشار بین چرخندسودانی و واچرخندعربستان را در تراز فوق نشان می دهد. روش کار به این صورت بود که در ابتدا 213 روز بارشی از بین 10956 روز بارشی از سال 1984-2013 (که حداقل 50 درصد از ایستگاه های منطقه دارای بارش بوده باشند) انتخاب شد. سپس نقشه های ترازهای 700 هکتوپاسکال و تراز دریا تهیه شد و شاخص MAI در 5 طبقه شناسایی شد. نتایج نشان داد هر چه مقدار شاخص MAI بیشتر می شود تعداد سامانه های بارشی کمتر و شدت بارش بیشتر می شود. بیشترین سامانه های بارشی زمانی اتفاق افتاده که شاخص MAI به 100 تا 150 ژئوپتانسیل متر رسیده است. علاوه بر این تمرکز بارش ها در ماه فوریه زمانی رخ داده که شاخص MAI به 200 ژئوپتانسیل متر و بالاتر رسیده است. در ادامه ، شاخص SAI نیز در 5 طبقه شناسایی شد. بیشترین سامانه ها در طبقه سوم با مقدار شاخص SAI بین 100 تا 150 ژئوپتانسیل متر رخ داده اند. علاوه بر این هر چه مقدارشاخص SAI بیشتر،تعداد سامانه های بارشی کمتر و میانگین بارش افزایش می یابد.
دکتر مریم قاسمی، خانم منیر سیاح، خانم آتنا وطنخواه،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
نقاط روستایی، به دلیل روابط تنگاتنگ با محیط طبیعی و داشتن توانهای محدود، آسیب پذیری بالایی در مواجهه با بحرانها دارند. با تشکیل دهیاریها به عنوان نهاد مدیریت روستایی در روستاهای کشور، امکان مناسبی برای پیگیری، زمینه سازی و تداوم برنامه های مربوط به ایمنی و مدیریت بحران در جامعهی روستایی فراهم آمد. بر این اساس هدف پژوهش حاضر سنجش عملکرد دهیاران دوره پنجم و ششم در مدیریت بحران روستایی میباشد. منطقه مورد مطالعه بخش مرکزی شهرستان بجنورد در استان خراسان شمالی است. روش تحقیق پژوهش حاضر توصیفی-پیمایشی میباشد. از نظر هدف کاربردی و از منظر زمانی، در دو مقطع زمانی 1397 و 1401 انجام شد. ابزار گرداوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته میباشد. مطابق شرح وظایف نهاد دهیاری 14 وظیفه در زمینه مدیریت بحران برای دهیاران در سه مرحله قبل، حین و بعد از وقوع بحران تعریف گردیده است. از مجموع 77 آبادی دارای سکنه، دهیاران 44 روستا در بخش مرکزی شهرستان بجنورد جمعا 88 دهیار در دو مقطع زمانی سوالات پرسشنامه پاسخ داده اند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آژمون های تی دو نمونه مستقل و تی تک نمونه ای در نرم افزار SPSS انجام شد. نتایج نشان داد 99 درصد روستاهای مورد بررسی در معرض سیل و 95 درصد در معرض زلزله هستند. به منظور مقایسه عملکرد دهیاران طبق شرح وظایف نهاد دهیاری، در دو دوره پنجم (1397) و ششم (1401) از آزمون تی دو نمونه مستقل استفاده شد. تفاوت میانگین عملکرد دهیاران در مراحل قبل و حین و بعد و در مجموع عملکرد دهیاران دوره پنجم و ششم در حد متوسط است و معنی دار نیست.
دکتر مهدی صفری نامیوندی، آقای علی محمد غلامی، دکتر پرستو غفورپور عنبران، آقای کامیار امامی،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
هدف: فرونشست زمین از جمله مخاطراتی است که بسیاری از دشتهای ایران از جمله دشتهای استان سمنان را دربرگرفته است. با توجه به اینکه مخاطره فرونشست با اثرات زیانبار زیادی همراه است، در این پژوهش به ارزیابی وضعیت فرونشست محدوده شهری و حاشیه شهری گرمسار و تحلیل عوامل موثر در وقوع آن پرداخته شده است.
روش پژوهش: در این تحقیق از تصاویر راداری سنتینل ۱، تصاویر ماهواره لندست و اطلاعات مربوط به منابع آبهای زیرزمینی منطقه بهعنوان مهمترین دادههای تحقیق استفاده شده است. مهمترین ابزارهای تحقیق، نرمافزارهای ArcGIS، GMTو سامانه گوگل ارث انجین بوده است. در این تحقیق ابتدا با استفاده از روش سری زمانی SBAS، نقشه میزان فرونشست منطقه تهیه شده است و سپس به بررسی ارتباط آن با وضعیت افت منابع آب زیرزمینی و نوع کاربریهای اراضی منطقه پرداخته شده است.
یافتهها: بر اساس نتایج بدست آمده، محدوده مطالعاتی در طی دوره زمانی یک ساله (از ژانویه ۲۰۲۱ تا ژانویه ۲۰۲۲) بین ۱۲ تا ۷۹ میلیمتر فرونشست داشته که بیشترین میزان فرونشست منطقه مربوط به مناطق حاشیه جنوبی شهر گرمسار بوده است.
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان داده است که میزان افت سالانه منابع آب زیرزمینی در چاههای جنوبی منطقه بیش از ۲ متر بوده است و با توجه به اینکه بیشترین میزان فرونشست نیز مربوط به این مناطق بوده است، بنابراین میتوان گفت دلیل اصلی فرونشست منطقه افت منابع آب زیرزمینی بوده است. همچنین بر اساس نتایج حاصله، توسعه ساختوسازهای انسانی، خصوصا سازههای سنگین نیز در تشدید فرونشست رخ داده موثر بوده است.
جعفر امین مقدم، محمدرضا بهارستان فر، محمدحسین جعفری،
دوره 8، شماره 4 - ( 11-1399 )
چکیده
هدف: با توجه به گسترش مفاهیم حکمرانی نوین و تأکید بر مشارکت مردم، شفافیت و پاسخگویی در سطح محلی، تقویت حکمرانی محلی به یکی از الزامات توسعه پایدار و مردمسالاری کارآمد تبدیل شده است. با این حال، در جمهوری اسلامی ایران، ساختار حقوقی و قانونی حاکم بر نهادهای محلی همچنان با چالشهای بنیادینی مواجه است که مانع از تحقق حکمرانی مطلوب در سطح محلی میشود. نبود توازن میان تمرکز و تمرکززدایی، ضعف در قوانین مربوط به شوراهای اسلامی و نهادهای اجرایی محلی و همچنین عدم شفافیت در حدود صلاحیتها از جمله مهمترین این چالشهاست.
روش پژوهش: این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و از طریق بررسی اسناد قانونی، قوانین بالادستی و تحلیل تطبیقی با تجارب برخی کشورها، به واکاوی چالشهای حقوقی موجود پرداخته و راهکارهایی برای اصلاح و بازنگری ارائه میدهد. ابزار اصلی گردآوری اطلاعات، مطالعات کتابخانهای و تحلیل اسناد حقوقی بوده است. یافتهها: نتایج تحقیق نشان میدهد که اصلاحات در چند سطح کلیدی شامل بازنگری در قانون اساسی، اصلاح قوانین شوراها و تقویت استقلال مالی و اداری نهادهای محلی ضروری است.
نتیجهگیری: ایجاد سازوکارهای حقوقی شفاف برای پاسخگویی و مشارکت عمومی میتواند زمینهساز بهبود حکمرانی محلی گردد. در مجموع، تحقق حکمرانی محلی کارآمد در ایران مستلزم اراده سیاسی، اصلاحات حقوقی ساختاری و تقویت ظرفیتهای نهادی است.
معصومه علی دادی، بهلول علیجانی، محمدحسین ناصرزاده، زهرا حجازی زاده،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
رخداد فرین برفی که ممکن است در هر زمانی از دوره سرد سال رخ دهد، اثرات اقتصادی و اجتماعی مهمی را به همراه دارد. بنابراین، پیامدهای اقتصادی و اجتماعی ناشی از این رخدادها، اهمیت شناسایی سازوکارهای همدیدی مرتبط با رخدادهای فرین برفی را آشکار میسازد. بهمنظور دستیابی به این هدف، با استفاده از دادههای روزانه بارش و دمای ایران در دوره آماری 2016-1951 و براساس معیارهای چندگانه، دو دوره سه-روزه رخداد فرین برفی ایران در دورههای 9-7 فوریه 1972 و 4-2 فوریه 1988، شناسایی شد. پس از انتخاب نمونهها، واکاوی آماری نمایههای پیوندازدور انجام شد و سپس، با استفاده از دادههای بازواکاوی NCEP-NCAR، به ترسیم الگوهای ترکیبی از وضعیت سطح زمین و وردسپهر زیرین، میانی و زِبرین بهشکل میانگین سه-روزه پرداخته شد. نتایج بهدستآمده از واکاوی نمایههای پیوندازدور و مطابقت آنها با الگوهای همدیدی، نشانگر ضعیفشدن تاوه قطبی وردسپهری و تقسیمشدن آن بهشکل چند مرکز در دورههای رخداد فرین برفی مورد بررسی است. در رخداد 9-7 فوریه 1972، گرچه این مراکز بهسمت عرضهای میانی جابهجا شدهاند ولی بهطور کامل از منطقه شمالگان دور نشده و تا اندازهای موقعیت خود را در این منطقه حفظ کردهاند. در رخداد 4-2 فوریه 1988، مراکز تاوه، جابهجایی استواسوی بیشتری به عرضهای میانی نشان دادهاند که پدیدار شدن فازهای منفی NAM و AO نیز نمایانگر چنین وضعیتی است. بههرحال، در هر دو رخداد، مرکز قوی و اصلی تاوه قطبی وردسپهری، در نیمکره شرقی و بنابراین در موقعیتی نزدیک به ایران قرار داشته است. ضعیفشدن رودباد جنبحاره در نیمکره شرقی و بهویژه در محدوده دریای مدیترانه، سبب انتقال زبانههایی از تاوایی پتانسیل بهسمت عرضهای میانی شده است. پیشروی استواسوی این زبانهها، شکلگیری ناوههای ارتفاعی را در مناطق غربی و شرقی دریای مدیترانه سبب شده که همراه با پشته پرارتفاع میان آنها، به شکلگیری الگوهای بندال امگا و شارش شکافتهشده بهترتیب در رخدادهای فوریه 1972 و 1988 در این محدوده جغرافیایی منجر شده است. مرز جنوبی پیشروی ناوهها را پربند معرّف لبه تاوه با ارتفاع 552 ژئوپتانسیل دکامتر مشخص کرده که تا نیمه جنوبی ایران امتداد داشته است و در دوره رخداد فرین فوریه 1972 در مقایسه با الگوی مربوطبه رخداد فرین فوریه 1988، پیشروی استواسوی بیشتری به عرضهای میانی و درنتیجه، بر فراز ایران داشته است.
تهمینه چهره آرا،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
در این پژوهش جهت شناسایی نقش الگوهای گردش منطقهای جو در رخداد آلودگیهای شدید هوای شهر اصفهان، از روش تحلیل همدید ترکیبی استفاده شد. برای انجام پژوهش، از دادههای ایستگاههای سنجش آلودگی هوا، دادههای رقومی پروفیل جو، و خروجیهای مدل پسگرد ذرات معلق (HYSPLIT) در یک دوره 11 ساله (1395-1384) استفاده شد. نتایج نشان داد که چهار عامل و الگو در زمان رخداد شدیدترین روزهای همراه با آلودگی در شهر اصفهان در تراز میانی جو حاکمیت دارند. نتایج حاصل از بررسی مقادیر PSI در هر الگو نشان داد که به ترتیب از الگوی یک تا چهار مقادیر شاخص 221، 238.6، 203 و 281 است. از شرایط همدیدی میتوان به حضور پرفشار جنب حارهای اشاره نمود که همزمان با لایه وارونگی دمایی در ترازهای زیرین جو و وردسپهر میانی همراه شده است. تقویت تاوایی منفی در بالاتر از تراز 700 هکتوپاسکال و وجود یک همگرایی سطحی ادامه یافته تا تراز یاد شده سبب شده تا ماهیت جو تابستانه به وضوح در رخداد آلودگی در این شهر مشهود گردد که با وجود ناهنجاری های فوی این شرایط تقویت شده است. از طرفی خروجی مدل پسگرد ذرات معلق نشان داد که رخداد روزهای بسیار آلوده در شهر اصفهان را نمیتوان در آلایندههای شهری همچون کارخانههای صنعتی اتومبیلها و... جست بلکه با ورود ذرات معلق از مناطق مختلف سبب شده تا آلودگی از شدت بالاتری برخوردار باشد بدین صورت که هجوم ذرات معلق گردوغبار در تشدید این پدیده امری انکار ناپذیر است.
منیژه احمدی، محسن کلانتری، مصطفی محمدی،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین اعتیاد و سوء مصرف مواد مخدر با عوامل اقتصادی – اجتماعی در روستای دیزج آباد شهرستان زنجان انجام شده است و به لحاظ نوع، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی- تحلیلی می باشد. روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و میدانی(مشاهده، مصاحبه و پرسشنامه) است. پرسشنامه اساسا از سوالات بسته(در مقیاس های اسمی و نسبی) و با پاسخهای در طیف لیکرت پنج مقیاس تشکیل شده است. روایی شاخص های تحقیق توسط کارشناسان مورد بررسی و اصلاح قرار گرفت و مقدار پایایی براساس آلفای کرونباخ 784/0 محاسبه گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های همبستگی، یومن ویتنی و تی دو گروهی استفاده شده است. در محیط نرم افزار آرک جی آی اس از آزمون های تحلیل نقاط داغ و شاخص محلی انسلین موران و برای تحلیل خوشه ای و وزن دهی از رگرسیون وزن دهی شده جغرافیایی بهره گرفته شده است. نتایج آزمون ها نشان میدهد که افراد با تحصیلات پایین دارای اعتیاد بالاتری نسبت به سایر افراد بوده اند و گویه های شغل با مقدار 730/- و سطح معناداری 465/0، سطح درآمد با مقدار 594/- وسطح معناداری 553/0 هیج رابطه معناداری با اعتیاد و سوء مصرف مواد مخدر با توجه به آماره Z را ندارند.
شمس اله عسگری، طیب رضیئی، محمدرضا جعفری، احمد حسینی،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
در این مطالعه ارتباط بین خشکیدگی درختان بلوط ایرانی و خشکسالی در استان ایلام بررسی شده است. هدف اصلی تحقیق معرفی مدلی مناسب از روابط بین خشکیدگی بلوط و خشکسالی می باشد بنابراین از شاخصهای SPI و NDVI وآماره شاخص موران و آماره رگرسیون خطی و تصاویر ماهوارهای مودیس و لندست در تحلیل ارتباط خشکیدگی جنگلهای ایلام با خشکسالیهای رخ داده در منطقه استفاده شده است. دادههای بارش 93 ایستگاه باران سنج در طول دوره آماری تحلیل شد و با توجه به ضرایب خشکی شاخص SPI لایه های پهنه بندی خشکسالی استان ایلام برای دو سری زمانی سالهای 2000 تا 2009 و سالهای 2010 تا 2019تهیه شد. لایههای رستری سبزینگی از تصاویر ماهوارهای مودیس برای سریهای زمانی ذکر شده تهیه شد. نتایچ تحلیل آماره موران همبستگی معناداری بین شاخص SPI و شاخص NDVI در بعد فضایی و مکانی نشان داد. به روش تصادفی ساده 143 نقطه خشکیدگی بلوط در ابعاد 30 مترمربع که هر نقطه معادل یک پیکسل سایز بود با دستگاه GPS ثبت و با شبیه سازی در تصاویر ماهوارهای، لایه نقطهای خشکیدگی بلوط استخراج شد. هرچند رگرسیون خطی بین نقاط خشکیدگی بلوط استخراج شده با نتایج شاخص SPI و آماره موران معنی دار بود، اما نتایج ارتباط شاخص NDVI و آماره موران تاثیر روند خشکسالی در ابعاد مکانی و زمانی بر روند خشکیدگی بلوط با تحلیل فضایی و رگرسیون غیر خطی از معناداری و تبیین آماری مناسب تر و دقیق تری برخوردار است. بنابراین این روش در تحلیل خشکسالی و خشکیدگی بلوط مطلوب تشخیص داده و معرفی شد.
حسین کیانپور، سولماز دشتی، روشنا بهباش،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
تحلیل آسیبپذیری اکوسیستمها در برابر عوامل مختلف طبیعی و انسانی اطلاعاتی از نقاط ضعف و ظرفیت آنها در اختیار میگذارد که برای مدیریت صحیح آنها الزامی هستند. هدف این پژوهش بررسی آسیبپذیری اکوسیستم تالاب میانگران و ارائه راهکارها و راهبردهای مدیریتی در جهت حفاظت از این اکوسیستم است. دادهها و اطلاعات مورد تحلیل از سازمان محیطزیست و مصاحبه با کارشناسان، اساتید در رشتههای مربوطه، مطالعات کتابخانهای و مرور مقالات داخلی و خارجی به دست آمدهاند. برای انجام این پژوهش نخست با استفاده از منابع اطلاعاتی سازمان محیطزیست و منابع طبیعی، مصاحبههای صورت گرفته و مرور مقالات عوامل تهدیدکننده تالاب میانگران شناسایی شده و در قالب هفت شاخص (تولید آلودگی، تغییر رژیم هیدرولوژیکی، تغییر رژیم اکولوژیکی، تغییر کاربری، قوانین و ضعف زیرساختها، آتشسوزی عمدی مراتع اطراف تالاب و خشکسالی) قرار داده شدند. سپس امتیاز عوامل تهدیدکننده براساس دو شاخص، شدت تهدید و احتمال وقوع تهدید هر شاخص تعیین گردید. آنگاه، به این عوامل با استفاده از ماتریسهای ارزیابی امتیاز داده شد. سپس تعامل میان این ارزشها و عوامل تهدید کننده مورد بررسی قرار گرفت و میزان آسیبپذیری ارزشهای تالاب نیز از ضرب امتیازهای کسب شده تمامی عوامل مورد بررسی به دست آمد. نتایج تحقیق نشان داد که بیشترین آسیبپذیری بر ارزشهای هیدرولوژی و اکولوژیکی تالاب وارد شده و از ارزشهای اکولوژیکی پرندگان تالاب بیشترین اسیب را متحمل شدهاند.
در مجموع براساس نتایج حاصل از این مطالعه میتوان اذعان نمود که تالاب میانگران با وجود دارا بودن ارزشهای فراوان اکولوژیکی، هیدرولوژیکی و اجتماعی و اقتصادی در معرض عوامل تهدید زیادی قرار دارد، که ارزیابی آسیبپذیری میتواند درک درستی از روابط میان عملکردهای تالاب و عوامل تهدید کننده آن را به نمایش بگذارد و این اقدام گام موثری برای مدیریت اکوسیستم تالاب میانگران است. همچنین با توجه به اینکه بیشترین آسیب در حوضه ارزشهای اکولوژیکی و هیدرولوژیکی میباشد. پس راهکارهای مدیریتی ارائه شد در این دو حوضه باید بیشتر مد نظر مدیران و کارشناسان قرار گیرد.
دکتر حسن لشکری، دکتر زینب محمدی،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
طوفان گرد و خاک همواره به عنوان یک پدیده جوی مخاطرهآمیز و محدود کننده برای همه گونه فعالیتهای انسانی و محیط طبیعی و انسانی میباشد. همهساله در مناطق مختلف جهان خسارتهای اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی فراوان و غیر قابل جبرانی ببار میآورد. بطور طبیعی این پدیده اقلیمی در اقلیمهای خشک و نیمه خشک ظهور و بروز بیشتری از اقلیمهای مرطوب دارد. بیابانهای گسترده و فاقد پوشش گیاهی مناسب، استفاده نامطلوب از زمین و تغییرات کاربریهای ناسازگار با اقلیم منطقه، پایین بودن سطح فناوری در این کشورها برای مقابله یا سازگاری با پدیده طوفانهای گرد و خاک و بسیاری از علل و عوامل دیگر این پدیده را به یک مخاطره تبدیل نموده است. طوفانها پدیدههای جوی تشدید شدهای هستندکه گاه با بارشهای شدید و گاه با گرد وخاک همراه میباشند. طوفانهای گرد و خاک و بخصوص طوفانهای با دید افقی کمتر از ۲۰۰ متر همواره خسارت بار و مخل آسایش ساکنین بوده است. در سالهای اخیر فراوانی این پدیده در مناطق غرب و جنوب غرب ایران بخصوص در دوره سرد سال روند افزایشی نشان میدهد. برای بررسی این پدیده، با استفاده از دادههای روزانه، دید افقی کمتر از ۲۰۰ متر منطقه غرب و جنوب غرب ایران در یک دوره آماری ۳۳ساله (۱۹۸۷ تا ۲۰۱۹) استخراج شده است. و با توجه به متفاوت بودن دو منطقه مورد نظر پراکنش ماهانه، و سالانه و فصلی طوفانهای گرد و خاک در این منطقه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد که تباین اساسی بین دو منطقه مطالعاتی در پراکنش مکانی طوفانهای گرد و خاک در دو فصل پاییز و زمستان است. در این دو فصل بالاترین فراوانی طوفانهای گرد و خاک در منطقه غرب در ایستگاههای شرقی منطقه بخصوص در ایستگاههایی مانند همدان، کنگاور، قروه و بیجار است و کمترین تعداد طوفانهای گرد و خاک در غرب منطقه رخ داده است. در صورتی که در منطقه جنوب غرب بالاترین تعداد طوفانهای گرد و خاک از ایستگاههای غربی استان خوزستان گزارش شده است. ایستگاههای همانند دزفول و بستان بالاترین فراوانی طوفانهای گرد و خاک را ثبت کرده اند. به نظر میرسد طوفانهای دوره سرد منطقه غرب ایران از مبادی دورترتولید شده و در لایههای میانی جو بر روی منطقه غربی منطقه همانند همدان و کنگاور منتقل شده است. در صورتی که طوفانهای گرد و خاک منطقه جنوب غرب در شرایط همدیدی متفاوت و از مبادی نزدیکتر و در لایه زیرین وردسپهر وارد منطقه شده است.
خانم سیده زینب شکرخدایی، دکتر امان اله فتح نیا، آقای سید وحید رضوی ترمه،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
با مشاهده اولین مورد تائید شده کووید-19 در شهر قم در 30 بهمن 1398 محدودیتهایی توسط دولت و دستگاههای اجرایی جهت جلوگیری از شیوع ویروس کووید-19 در تمام شهرهای ایران اعمال شد. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی تغیر در تولید و انتشار آلایندههای دیاکسید گوگرد، دیاکسید نیتروژن، مونوکسید کربن و ازن در قبل و بعد از شیوع ویروس کووید-19 در سه کلانشهر تهران، اصفهان و مشهد با استفاده از دادههای ماهوارهای سنتینل-5 انجام گرفت. برای این منظور با استفاده از سامانه گوگل ارث انجین مقادیر غلظت این آلایندهها بهصورت میانگین ماهانه در دو بازه 1 اسفند 1397 تا 1 اسفند 1398 برای دوره پیش از شیوع کووید-19 و بازه 1 اسفند 1398 تا 1 اسفند 1399 برای دوران شیوع کووید-19 در نظر گرفته شد. سپس برای ارزیابی معنیدار بودن تغیر در غلظت این آلایندهها در قبل و بعد شیوع ویروس کووید-19 از آماره T-test (t وابسته) در سطح معنیداری 05/0 >p-value استفاده شد. نتایج آزمون T-test نشان داد که برای آلایندههای دیاکسید گوگرد، دیاکسید نیتروژن، مونوکسید کربن در هر سه شهر هیچ تغیر معناداری در میانگین غلظت دادهها رخ نداده است؛ اما ازن برای هر سه شهر تهران، اصفهان و مشهد دارای روند کاهشی و سطح معنیداری 05/0 >p-value بوده است. بیشترین مقدار تغیر در کاهش غلظت ازن برای کلانشهر تهران در خرداد ماه و آبان تا بهمن، برای اصفهان بین مهرماه تا اواسط دی و برای مشهد در اردیبهشت تا خرداد ماه و آبان تا بهمن مشاهده شد. همچنین، تغییرات مکانی ازن در شهر تهران در قبل و بعد شیوع اپیدمی قابل توجه بوده است. نتایج این مطالعه نشان داد که اعمال محدودیتها نتیجهای در کاهش انتشار آلایندههای اولیه از منابع انسانی نداشته است و فقط ممکن است در طی یک بازه کوتاه غلظت آلایندهها کاهش یابد اما بعد از رفع محدودیتها مجدد روند افزایشی داشته باشند.
نادر شوهانی، لطفعلی کوزه گر کالجی، سجاد دارابی، سعید یوسفی بابادی،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
چکیده:
یکی از مخاطرات که شهرها را با بحران جدی مواجه کرده است، شیوع بیماری کووید-19 است. پاندمی کرونا شهرها را از روال معمول خود خارج ساخته است. از همین رو شهرها به دنبال بازگشت هرچه سریعتر به شرایط گذشته خود و تابآوری شهری میباشند. روش پژوهش، در این تحقیق توصیفی- تحلیلی و با استفاده از پیمایش میدانی، چهار بعد اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی-نهادی و زیرساختی در قالب 29 گویه میزان تاب آوری شهر تهران در برابر پاندمی کرونا مورد بررسی قرار داده است، در میان گویههای بررسی شده در پژوهش ، پشتیبانی و حمایت از کسبوکارهای آسیبدیده، پوشش بیمهای، حمایت از بخشهای تولیدی آسیبدیده، در نامطلوبترین وضعیت قرار دارند. نتایج بهدستآمده از جدول نهایی تکنیک ویکور نشان دهنده آن است که شاخص اقتصادی با امتیاز 1 بهعنوان مهمترین مؤلفه تابآوری در برابر با ویروس کرونا است که نسبت به دیگر مولفههای مورد بررسی از تاب آوری پایین تری قرار دارد. پس از آن مؤلفه مدیریتی-نهادی با امتیاز 0.94 و مؤلفه زیرساختی با امتیاز 0.92 در رتبههای بعدی مهمترین مؤلفههای تابآوری شهر تهران در برابر با ویروس کرونا است. نتایج پژوهش نشان میدهد که کلانشهر تهران در برابر ویروس کرونا وضعیت مطلوبی را دارا نمیباشد و در برایر شاخص های انتخابی تاب آور نبوده ، شاخص های اقتصادی بیشترین تاثیر و شاخص های اجتماعی کمترین تاثیر را در تاب آور نبودن شهر تهران داشته است.
آقای سید کامیار مرتضوی اصل، دکتر نوید سعیدی، دکتر محمود رضایی،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
گرمایش جهانی و جزایر حراتی شهرها یکی از بزرگترین چالش های جهان امروز است. جزایر سرمایی(جزایر خنک) واژهایست که در مقابل جزایر گرمایی قرار میگیرد و بیان کننده مناطقی از سطح شهر است که نسبت به نواحی اطراف دارای دمای پایینتری است. در این تحقیق برای بررسی عوامل موثر بر شکلگیری جزایر خنک و گرمایی شهری، ابتدا با استفاده از پردازش تصاویر لندست و استفاده از الگوریتم تککانل دمای سطح زمین بهدست آمد. سپس برای بررسی پارامترهای موثر بر تغییرات دمای سطح زمین؛ معیارهای تغییرات ذرات معلق و تغییرات پوششگیاهی درنظر گرفته شد. برای پوششگیاهی از شاخص NDVI و برای میزان ذرات معلق از الگوریتم ارائه شده توسط Saraswat و همکاران استفاده شد. مطابق نتایج، بالاترین میزان جزیرهحرارتی به ترتیب در محله بوستان ولایت، شهرک شهید باقری و فرودگاه بودند و پایینترین میزان جزایر خنک به ترتیب در بهاران، نیاوران و دربند بود. ضریب پیرسون بهدست آمده از رابطه بین دمای سطح و پوششگیاهی 21.29-درصد بود که نشان دهنده رابطه معکوس بین دما و پوششگیاهی است، همچنین میزان شاخص پوششگیاهی در مناطق گرم و سرد بیانگر این موضوع است. در خصوص رابطه دمای سطح زمین و آلودگی هوا، همبستگی بین این دو پارامتر، برابر با 19.31 درصد بود و مقایسه میزان شاخص آلودگی در مناطق دارای جزایر خنک و گرم نشان داد که رابطه معناداری بین کاهش آلایندههای هوا و جزایر خنک وجود دارد اما عکس این قضیه چندان صادق نیست.
مهرداد هادی پور، مهدیه حیدری، محمد علی زاهد، سید حسین حسینی لواسانی،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
اگر چه ضایعات ساختمانی بخشی جداناپذیر از پسماندهای شهری است، اما به دلیل تفاوتهایی که میان این ضایعات و پسماندها و مسائل محیط زیستی دیده میشود باید اولویتهای مناسبی برای بهرهوری و کسب منابع بهینه تعریف شود. هدف پژوهش حاضر را بررسی وضعیت رهاسازی نخالههای ساختمانی درحاشیه راهها، با بهرهبرداری از روش ترکیبی تحلیل شبکه در تصمیمگیری چندمعیاره و محاسبات منطق فازی در محیط برنامهنویسی Matlab است برای مدیریت نخالههای ساختمانی کلانشهر کرج، از تکنیک تصمیمگیری چندمعیاره و محاسبات منطق فازی در نرمافزارهای SPSS، Expert Choice و Matlab استفاده شده است. حجم نمونه آماری پژوهش حاضر را، استادان دانشگاهی صاحب نظر در حوزه موردبررسی و متخصصان مدیریت پسماند و GIS شاغل در سازمان شهرداری کرج و یا سمتهای مشابه، تشکیل دادهاند، در مجموع تعداد 30 پرسشنامه، با بهرهبرداری از تکنیک نمونهگیری غیر احتمالی هدفمند، در دیماه 1399 جمعآوری شدند. یافته های پژوهش دلالت بر این دارند که مهمترین معیار در خوشه عوامل محیط زیستی رهاسازی نخالههای ساختمانی، آلودگی خاک در شهر است. همچنین مهمترین معیارها در خوشه مدیریت شهری ، سلامت و بهداشت می باشد. از طرفی دیگر، مهمترین معیار در خوشه عوامل اقتصادی رهاسازی نخالههای ساختمانی ، هزینه آموزش مدیریت نخالههای ساختمانی اولویتبندی شد، زیرا دارای بالاترین رتبه فازی بر اساس محاسبات منطق فازی در محیط برنامهنویسی Matlab، جهت مدیریت نخالههای ساختمانی کرج هستند. نتایج بصورت شفاف آسیب پذیری خاک و سلامت انسان را در برابر مدیریت غیر مسئولانه دورریزهای ساختمانی اثبات نمود . در نتیجه جایگاه این موارد و اولویتهای آنها باید در تنظیم مجدد فعالیت های ساخت وساز با هدف توسعه محیط زیستی ، اقتصادی ، اجتماعی و افزایش بهرهوری فرآیند ساخت وساز مورد توجه قرار گیرد.
دکتر فریبا اسفندیاری درآباد، دکتر رئوف مصطفیزاده، مهندس امیرحسام پاسبان، مهندس بهروز نظافت تکله،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
فرسایش خاک یکی از مشکلات محیطی است که تهدیدی برای منابع طبیعی، کشاورزی و محیطزیست بهشمار میرود. در این راستا، اطلاعات زمانی و مکانی فرسایش خاک در اقدامات مدیریتی، کنترل فرسایش و مدیریت حوزههای آبخیز نقش مؤثری دارد. امروزه عدم استفاده صحیح از اراضی و تغییرات کاربری اراضی مانند تبدیل جنگلها و مراتع به اراضی کشاورزی، چرای مفرط، شخم روی شیبهای تند، باعث افزایش میزان فرسایش خاک و رسوب شده است. کاربریهای مختلف اراضی مقادیر مختلف فرسایش را ایجاد میکنند و مدیریت اراضی نقش بهسزایی در جلوگیری از فرسایش دارد. در مطالعه حاضر، هدف تلفیق شاخصهای زمینی و پوشش گیاهی برای برآورد و شناسایی خطر فرسایش خاک در حوضه آبخیز عموقین با استفاده از مدل RUSLE است. لایه پارامترهای مدل RUSLE شامل لایه فرسایندگی باران، لایه خاک، لایه توپوگرافی، لایه پوشش گیاهی و عامل حفاظتی خاک همچنین آمارهای مختلف مربوط به ایستگاههای بارانسنجی، هیدرومتری، نقشههای توپوگرافی، و زمینشناسی و نیز بهرهگیری از سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS و سنجش از دور استفاده شده است. نتایج این مطالعه نشان داد که مقدار متوسط فرسایش سالانه خاک برای کل حوضه در دامنه بین 21/1 تا 53/5 تن در هکتار در سال متغیر است. همچنین بررسی روابط رگرسیونی بین فاکتورهای مدل RUSLE و مقدار فرسایش سالانه خاک نشان داد که فاکتور توپوگرافی (LS) دارای ارتباط کمی با میزان فرسایش سالانه خاک بهوسیله مدل RUSLE دارد. همچنین در بررسی دیگر بین شاخصهای زمینی با مدل RUSLE نتایج نشان داد که عامل پوشش گیاهی با ضریب تعیین 47/0 درصد نسبت به سایر شاخصهای مورد مطالعه دارای همبستگی بیشتری است، شاخص قدرت جریان نیز با ضریب تعیین 07/0 درصد دارای کمترین همبستگی بین شاخصهای مورد مطالعه است. این تحقیق امکان تلفیق شاخصهای موثر توپوگرافی و پوشش گیاهی بر فرسایش و نیز امکان استفاده از سایر شاخصهای موثر را تائید مینماید.
دکتر مصطفی کریمی، خانم فهیمه نوروزی، دکتر مهناز جعفری، دکتر فرامرز خوش اخلاق، دکتر علی اکبر شمسی پور،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1401 )
چکیده
واچرخند عربستان از جمله مهمترین ارکان گردش جو منطقه جنوبغرب آسیا و موثر بر بارش ایران است. در این تحقیق ویژگیهای جغرافیایی (موقعیت) و همدید آن (شدت، شکل و ارتباط با دیگر سامانهها) در ارتباط با بارشهای سنگین دوره سرد و بارشی ایران (اکتبر تا مارس) بررسی شد. بهاین منظور از دادههای تحلیل مجدد ERA interim تراز 850 هکتوپاسکال (2010-1981) استفاده گردید. ابتدا بارشهای سنگین (بیش از 30 میلیمتر) استخراج شد. سپس ویژگیهای واچرخند (ذکر شده در بالا) در روزهای بارشی مشخص شد. نتایج نشان داد که موقعیت استقرار مراکز واچرخند عربستان در تراز 850 هکتوپاسکال پراکنده بوده و محدوده طولجغرافیایی50 تا 74 درجه شرقی را دربرگرفته است. بیشترین فراوانی تمرکز مراکز واچرخند در دو محدوده ساحل جنوبشرق شبهجزیره عربستان و دریای عرب مشاهده شد. شکل گسترش (جهت) مراکز واچرخندی بیشتر شرقی-غربی (10 مرکز) بوده است. این الگوی استقرار و گسترش واچرخند، مناسبترین شرایط برای بارش بهترتیب در جنوبغرب و غرب بوده است. گسترش شرقی-غربی واچرخند و استقرار بر روی دریای عرب و جنوبشرق شبهجزیره عربستان و اندرکنش آن با سامانههای چرخندی بادهای غربی که بیشتر برروی عراق دیده میشوند، باعث افزایش عمق ناوه و ایجاد گرادیان شدید فشاری به سمت شمال و در ادامه ناپایداریهای مناسب برروی ایران میشود. محرز گردید که علاوه بر شدت واچرخند، موقعیت قرارگیری و گستره فعالیت آن و وجود سیستم کمفشار در منطقه میتواند به عنوان عوامل تاثیرگذار در میزان بارش دریافتی ایران باشد. مادامی که واچرخند عربستان با زبانههای پرفشارسیبری و تبت تلفیق شده، گستره و شدت بارشها در ایران افزایش یافته است.
مسعود رجائی، عزت اله قنواتی، علی احمدآبادی، امیر صفاری،
دوره 9، شماره 2 - ( 6-1401 )
چکیده
تغییرات کاربری اراضی و پوششگیاهی بهطور مستقیم منجر به تغییر رژیم هیدرولوژیکی میشود. در واقع توسعه شهری و کاهش اراضی جنگلی و مرتعی در، سیلخیزی را باعث شده است و از طرف دیگر افزایش باغات و کاربریهای مشابه در مصرف و نفوذ بیشتر آب و کاهش دبی حوضه مطالعاتی نقش مؤثری دارد. هدف از پژوهش حاضر تحلیل تغییر رفتار واحدهای پاسخ هیدرولوژیکی در ارتباط با پتانسیل تولید رواناب حوضه چشمه کیله در بازه زمانی 29 ساله (2018-1991) است. در این تحقیق، واحدهای پاسخ هیدرولوژیک(HRU) بعنوان واحد کاری برای تعیین پتانسیل تولید رواناب حوضه آبریز چشمه کیله شناسایی و استخراج شده است. به منظور پایش تغییرات تراکم و میزان پوششگیاهی با استفاد ه از تصاویر ماهوارهای منطقه مطالعاتی در سالهای 1991 و 2018 از شاخص تفاضل گیاهی نرمالشده استفاده شد؛ سپس با تلفیق لایه گروههای هیدرولوژیک و کاربری اراضی، برای هر یک از واحدهای پاسخ هیدرولوژیک میزان شماره منحنی مشخص شد. با توجه به مقادیر شماره منحنی بهدستآمده برای هر واحد پاسخ هیدرولوژیک، مقدار توان نگهداشت رطوبت خاک استخراج شد. در نهایت، با محاسبه مقادیر متوسط ماهیانه، میزان رواناب حاصل از بارندگی برای سالهای 1991 و 2018 برآورد شد. نتیجه تحقیق گویای کاهش میزان و تراکم پوششگیاهی، افزایش مقدار شماره منحنی، کاهش میزان نفوذپذیری خاک و همچنین افزایش ارتفاع رواناب تولیدی در طول بازه زمانی 29 ساله (2018-1991) در حوضه چشمه کیله (بهویژه قسمتهای شمال حوضه) است؛ به عبارتی توسعه شهری، تغییر کاربری اراضی و تضعیف پوششگیاهی باعث تشدید سیلخیزی حوضه شده است.