<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> عنوان نشریه </title>
<link>http://jsci.khu.ac.ir</link>
<description>نشریه علوم دانشگاه خوارزمی - مقالات نشریه - سال 1392 جلد13 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1392/11/12</pubDate>

					<item>
						<title>شناسه انگلیسی</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1768&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description></description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>شناسه فارسی</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1767&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description></description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>معرفی جدایش متشکله‌های ناهمسانگردی‌ فرومگنتیک و پارامگنتیک سنگ‌های آذرین با استفاده از آنالیز در میدان با شدت بالا (HFA): مطالعه موردی سنگ‌های آذرین ملایر</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1731&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>خودپذیری مغناطیسی سنگ ها که حاصل مشارکت کانی های دیا، پارا و فرومگنتیک است، فهم بهتری از تاریخچه دگرشکلی سنگ ها را در اختیار ما قرار می دهد. در این مطالعه با استفاده از مغناطیس سنج گشتاور در میدان قوی مغناطیسی و با اشباع فازهای فرومگنتیک، جدایش ناهمسانگردی خودپذیری مغناطیسی پارامگنتیک و فرومگنتیک برای 37 نمونه مغزه سنگ طبیعی انجام شد. مواد مورد مطالعه سنگ های آذرین منطقه ملایر هستند که از نظر کانی شناسی حاوی کانی های پارامگنتیک (بیوتیت و آمفیبول) و به مقدار بسیار کمی کانی های فرومگنتیک (تیتانومگنتیت) هستند که در زمینه ای از کانی های دیامگنتیک (کوارتز-فلدسپاتی) قرار دارند. محاسبات ناهمسانگردی خودپذیری مغناطیسی در میدان با شدت پایین (ضعیف) نشان می دهد سنگ های مورد مطالعه دارای خودپذیری مغناطیسی پایینی هستند که نشانگر چیره بودن فازهای پارامگنتیک در آنهاست. نتایج به دست آمده از میدان های مغناطیسی قوی موید این مسئله است و به غیر از سه نمونه که از سنگهای مافیک کوارتز دیوریتی بوده اند، در بقیه موارد فازهای پارامگنتیک خواص مغناطیسی سنگ &amp;zwj&amp;zwj های مورد مطالعه را تحت کنترل دارند. حضور همزمان این سنگ های مافیک موید نقش هر چند اندک ماگمای گوشته ای یا پوسته زیرین در تشکیل سری سنگ های یاد شده است.</description>
						<author>وحید احدنژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>زمین شیمی و سن سنجی گابروهای همراه افیولیت های سه ول آوا-شمال غرب ایران</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1724&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در منطقه شهر سه ول آوا در استان کردستان، توده ها و دایک های با ترکیب گابرو در همراهی بازالت ها و پریدوتیت های افیولیتی رخ نمون دارند. افیولیت های سه ول آوا بخشی از افیولیت های کردستان است که در زون برشی بین زاگرس مرتفع و سنندج-سیرجان شمالی واقع شده است. در این تحقیق ژئوشیمی و سن گابروها مطالعه شده است. بافت غالب گابروها دانه ای و پگماتوئیدی است که بخشهای مجاور گسل اصلی و جوان زاگرس میلونیتی شده اند. دامنه تغییرات SiO2 گابروها بین 84/47 تا 65/51 درصد و سرشت ماگمای آنها بیشتر توله ایتی است. کانی های اصلی گابروها، پلاژیوکلاز با ترکیب لابرادور و کلینوپیروکسن  از دو نوع دیوپسید و اوژیت با عدد منیزیم (Mg#) 90/83 تا 90/88 است. ویژگی های این گابروها در نمودار های مختلف ژئوشیمیایی و ژئوتکتونیکی گویای منشاء گوشته ای اندکی تهی شده است که در یک محیط سوپراسابداکشن (Supra-subduction Zone) پشت قوس تشکیل شده است. این گابروها به روش U-Pb بر روی دانه های زیرکن سن میانگین 3/1± 3/38 میلیون سال را نشان می دهند. سن ائوسن پایانی گابروهای سه ول آوا و چندین توده گابروی مشابه در امتداد زمین درز زاگرس در منطقه کردستان می تواند گویای این باشد که نئوتتیس در این منطقه بعد از ائوسن بسته شده باشد.</description>
						<author>بهمن رحیم زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ژئوشیمیایی و سنگ شناسی دولومیتهای موجود در سنگ های کرتاسه زیرین منطقه اصفهان</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1595&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>منطقه مورد مطالعه دراین پژوهش در محدوده ی جنوب، غرب و شمال اصفهان واقع شده است. دراین پژوهش به بررسی ژئوشیمیایی و سنگ شناسی دولومیت های کرتاسه زیرین پرداخته شده  است. براساس مطالعات سنگ  شناسی و ژئوشیمیایی پنج نوع دولومیت در برش های مورد مطالعه تشخیص داده شده است. نوع اول دولومیت های خیلی ریز- ریز بلور که در شرایط نزدیک به سطح زمین و در مراحل اولیه دیاژنز در پهنه های جزرومدی تا کولاب تشکیل شده اند. در این دولومیت ها مقادیر Srبالا (2537پی پی ام) و )Fe8861 پی پی ام) و Mn(852 پی پی ام) پایین است. نوع دوم، دولومیت های ریز - متوسط بلور نیمه شکل دار تا بی شکل را شامل می شود که نسبت به نوع اول مقادیر Sr آن ها کمتر و برعکس مقادیر Fe و Mn آن ها بیشتر است. این دولومیت ها به احتمال زیاد در مراحل اولیه دیاژنز تدفینی کم عمق تشکیل شده اند. نوع سوم شامل دولومیت های متوسط - درشت بلور شکل دار و نیمه شکل دار و واجد حواشی روشن و مراکز کدر هستند. این نوع دولومیت ها در مقایسه با دو نوع قبلی دارای Fe و Mn بیشتر و Srکمتری هستند. آن ها احتمالا در شرایط تدفین بیشتر و از طریق دولومیتی شدن رسوبات آهکی قبلی و یا از تبلور دوباره دولومیت های نوع اول و دوم تشکیل شده اند. دولومیت های متوسط درشت بلور پرکننده ی شکستگی ها و فضاهای خالی، نوع چهارم از دولومیت های منطقه مطالعاتی را تشکیل می دهند. این دولومیت ها، احتمالا دراثر دیاژنز تاخیری و در طی تدفین متوسط در دمایی کمتر از 60 تا 80 درجه سانتی گراد تشکیل شده اند. دراین دولومیت ها، مقادیر Fe و Mn به سمت مرکز حفرات و شکستگی ها افزایش می یابد. &lt;br&gt;نوع پنجم، شامل دولومیت های درشت بلور زین اسبی پرکننده حفرات و شکستگی هستند. این دولومیت ها، در خلال دیاژنز تدفینی عمیق و در دمایی بالاتر از 60 تا 80 درجه سانتی گراد، در آخرین مرحله دیاژنز تشکیل شده اند. این نوع دولومیت ها، فقط در برش نجف آباد تشخیص داده شده اند و تشکیل آن ها به احتمال زیاد مرتبط با تکتونیک منطقه بوده است. &lt;br&gt; شواهد ژئوشیمیایی، بررسی مقادیر عناصر فرعی و اصلی و همچنین استوی شیومتری دولومیت ها حاکی از کاهش مقدار استرانسیم و افزایش مقادیر منگنز و آهن از دولومیت های نوع اول به دولومیت های نوع چهارم (پرکننده ی حفرات) است. دولومیت های خیلی ریز- ریزبلور(نوع اول) دارای بالاترین مقادیر استرانسیم و بالاترین استوی شیومتری هستند. بالابودن مقدار استرانسیم دردولومیت های خیلی ریز - ریزبلور احتمالاً دلیلی بر کانی شناسی آراگونیتی کربنات های اولیه است، ضمن اینکه بالا بودن نسبت Mg/Ca در این دولومیت ها نیز تاییدی بر تشکیل آن ها از سیالاتی با شوری بالا می باشد</description>
						<author></author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی روند تفریق در سنگ های ولکانیک بازیک منطقه جنوب مرزن آباد براساس مدل های ژئوشیمیایی</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1557&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>در دامنه شمالی البرز مرکزی، در جنوب مرزن آباد سنگ های ولکانیک بازیکی برونزد دارند که منتسب به زمان کرتاسه می باشند. در این تحقیق، فرایندهای موثر بر تکوین و تکامل این سنگ های ولکانیکی به منظور درک بهتر فرایند ماگماتیسم مزوزوئیک در البرز مرکزی مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به مطالعات پتروگرافی و ژئوشیمیایی، سنگ های مذکور را می توان به دو دسته کلی بازالت و آندزیت بازالت تقسیم نمود. براساس نمودارهای ژئوشیمیایی، ماگمای سنگ های بازالتی جنوب مرزن آباد دارای ماهیت آلکالن می باشد و در محیط کششی درون قاره ای تشکیل شده است. مطالعات میکروسکوپی، بررسی های ترکیب شیمیایی کانی ها و روندهای مشاهده شده در نمودارهای ژئوشیمیایی سنگ کل، همگی تایید کننده رخداد تبلور تفریقی می باشد، به طوری که تبلور کانی های الیوین و کلینوپیروکسن و به مقدار کمتر پلاژیوکلاز در بازالت ها و کانی های کلینوپیروکسن و پلاژیوکلاز در آندزیت بازالت ها به وقوع پیوسته است. علاوه بر شواهد پتروگرافی، کانی شناسی و شیمیایی، فرایند تفریق توسط مدل های ژئوشیمیایی تائید و کیفیت این تفریق توسط نرم افزار Melts بازسازی شد. بر پایه مدل سازی تفریق بلورین در سنگ های بازیک جنوب مرزن آباد، سنگ های بازالتی در طی تبلور تفریقی حدود 30 درصدی ماگمای اولیه تشکیل شده اند. سنگ های آندزیت بازالتی نیز می توانند پس از بازالت ها، از ماگمای مشابه پس از تبلور تفریقی نزدیک به 50 درصدی تشکیل شده باشند. مطالعات ترموبارومتری الیوین نیز تایید کننده صحت داده های به دست آمده توسط نرم افزار Melts می باشد.</description>
						<author>رقیه دورورزی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>استفاده از روش پویایی سیستم در پیش بینی رفتار و تعیین بهره برداری مجاز از آبخوان دشت تبریز</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1644&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>دشت تبریز با وسعت 869 کیلومتر مربع بخشی از حوضه آبریز دریاچه ارومیه است. هدف از این تحقیق شبیه سازی رفتار آبخوان دشت تبریز در برابر تنش های مختلف و تعیین حد تراز مجاز بهره برداری از آبخوان می باشد. برای رسیدن به هدف یاد شده از شبیه سازی به روش سیستم پویا بهره گرفته شد. در این راستا اطلاعات مورد نیاز شامل داده های مربوط به منابع آب زیرزمینی (چاه، چشمه، قنات)، منابع و مصارف پس از رفع نواقص و تجزیه و تحلیل به نرم افزار + VENSIM PLE معرفی و یک مدل شبیه سازی پویا توسعه داده شد. سپس با تعریف محدوده مجاز افت و خیز سطح ایستابی و تخصیص میزان آب استحصالی تحت این شرایط، تراز مجاز سطح آب و میزان بهره برداری مطمئن از آبخوان مشخص شد. با توجه به نتایج بدست آمده در دوره شش ساله مدل سازی، حداکثر میزان برداشت ماهانه و سالانه از آبخوان بدون تحمیل خسارتی به آن به ترتیب 12/70 و 152/45 میلیون متر مکعب است. متوسط حداقل و حداکثر مجاز تراز سطح ایستابی طی این دوره نیز به ترتیب 1317/35 و 1322/34 متر می باشد.</description>
						<author>حمیدرضا ناصری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ژئوشیمی، منشا و محیط ژئودینامیکی توده نفوذی ذاکر - سرخه دیزج، دامنه جنوبی زیر پهنه طارم، شرق زنجان.</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1645&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>توده مورد مطالعه در شرق زنجان، با روند شمال غرب – جنوب شرق، برونزد دارد و از نظر ساختاری در پهنه البرز - آذربایجان و زیرپهنه طارم واقع شده است. این توده، از نظر ترکیب سنگ شناختی، دامنه ای از مونزوگرانیت، کوارتزمونزونیت، مونزونیت، کوارتزمونزودیوریت و مونزودیوریت دارد و در واقع یک سری مونزونیتی را نشان می دهد. کانیهای اصلی تشکیل دهنده توده، فلدسپات پتاسیم، پلاژیوکلاز، پیروکسن (اوژیت- دیوپسید) و کوارتز هستند. بافت اصلی توده گرانولار، اینترگرانولار، میکروگرانولار تا میکروگرانولار- پورفیریتی است. به لحاظ ژئوشیمیایی، ماهیت آن متاآلومین و - type I است و به سری ماگمایی کالک آلکالن پتاسیم بالا تا شوشونیتی تعلق دارد. انکلاوهای موجود در توده نفوذی، از نوع میکروگرانولار مافیک، با ترکیب مونزودیوریتی و کوارتزمونزودیوریتی است، که نسبت به سنگ میزبان خود دانه ریزتر و دارای بافت میکروگرانولار- پورفیریتی می باشد. طبق نتایج به دست آمده از مباحث ژئوشیمی و پتروژنز، ماگمای سنگ های منطقه مورد مطالعه، عمدتا از ذوب بخشی گوشته لیتوسفری زیرقاره ای متاسوماتیزه شده در اثر سیالات و یا مذاب های بخشی برخاسته از لبه فرورانش منشا گرفته است. با توجه به دیاگرام های هارکر به نظر می رسد که تفریق ماگمای مونزودیوریتی منجر به تشکیل مونزونیت و در نهایت موجب تفریق و تبلور مونزوگرانیت شده است. بنابراین، تفریق و تبلور این ماگما، مهمترین فرآیند کنترل کننده تنوع سنگها در سری مونزونیتی بوده است. نمودارهای تکتونیکی نشان دهنده یک کمان ماگمایی حاشیه قاره ای و یک محیط کششی درون کمانی همزمان تا عمدتاً پس از برخورد است.</description>
						<author>نعمت اله رشید نژاد عمران</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تحلیل ساختاری درونهشته عنبران، شمال غرب کوه های تالش</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/jsci/browse.php?a_id=1721&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>درونهشته عنبران در شمال غرب کوه های تالش و شمال غرب شهرستان نمین، در استان اردبیل قرار دارد. در این درونهشته سنگ های قدیمی تر پالئوزوئیک به وسیله نهشته های جوان ترکرتاسه و ائوسن احاطه شده است. جهت شناسایی ساختار درونهشته عنبران و دستیابی به الگوی دگرشکلی آن، ویژگی های هندسی و جنبشی تمامی ساختارهای آن، که برای اولین بار در این مطالعه برداشت شده، مورد تحلیل قرار گرفته است. برای این تحلیل ها از عناصر موجود در پهنه های گسلی مانند: خطوط لغزشی، چین های در ارتباط با گسل و ساختارهای C-S استفاده شده است. نتایج این بررسی ها نشان می دهد، ساختارهای اصلی درونهشته، که عمدتا در بخش های شمالی و جنوبی آن متمرکز شده اند، به ترتیب شامل گسل های معکوس عنبران و RF1 می باشند. این گسل های معکوس، به عنوان گسل های کنترل کننده درونهشته با شیب بیش از 50 درجه، موجب رانده شدن واحدهای قدیمی پرکامبرین (معادل سازندهای بایندر و سلطانیه)، در بخش مرکزی درونهشته از دو سو بر روی واحدهای ولکانیکی ائوسن و سنگ آهک های کرتاسه شده اند و با ایجاد ساختار بالاجسته (pop-up)، باعث ایجاد مورفولوژی کنونی آن به صورت درونهشته گردیده اند. شیب زیاد گسل عنبران و وجود نهشته های کرتاسه محدود به فرادیواره آن، می تواند شاهدی از فعالیت وارون شدگی زمین ساختی آن باشد. بنابراین درونهشته عنبران یک ساختار بالاجسته است که در فرادیواره گسل وارون شده عنبران و گسل پس راند فرادیواره ای آن (RF1) به وجود آمده است.</description>
						<author>علی یساقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
