کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
2 نتیجه برای موضوع مقاله:
دکتر ملیحه آوسه، دکتر مریم کوشکی جهرمی، دکتر جواد نعمتی، دکتر سعید اسماعیلی ماهانی،
دوره 21، شماره 25 - ( 6-1402 )
چکیده
اخیرا لاکتات به عنوان یک عامل سیگنالینگ درگیر در متابولیسم شناحته شده است. هدف از مطالعه حاضر بررسی نقش ورود لاکتات به مغز در حین تمرین بر سازگاری ناشی از تمرین استقامتی در اکسیداسیون لیپید بود. 24سر موش صحرایی نر در سن هشت هفتگی با میانگین وزن 21 ± 197 گرم در سه گروه کنترل، تمرینی صرف و گروه تمرین + 4-CIN (که منع ورود لاکتات به مغز را در حین تمرین تجربه می کرد)، تقسیم شدند. تمامی گروه ها یک جلسه تمرین استقامتی را 72 ساعت بعد از پروتکل 12 هفته ای تمرین انجام دادند. سطوح اسیدهای چرب آزاد (FFA) و تری گلیسیرید در پلاسما و بافت چربی اپیدیدیمال و CAMP و اینوزیتول تری فسفات بلافاصله بعد از تمرین استقامتی حاد با تکنیک الایزا اندازه گیری و بوسیله تحلیل واریانس یک راهه بین گروهها مقایسه شد.تمرین استقامتی باعث افزایش غلظت لاکتات مایع مغزی نخاعی در هر دو گروه تمرین صرف و تمرین + 4-CIN نسبت به گروه کنترل شد. غلظت لاکتات مایع مغزی نخاعی در گروه تمرین + 4-CIN نسبت به تمرین صرف پایین تر بود. بلافاصله بعد از تمرین استقامتی حاد، کاهش معنی دار 61 و31 درصدی در سطوح پلاسمایی تری گلیسرید، کاهش معنی دار 39 و 26 درصدی در سطوح تری گلیسرید بافت چربی، افزایش معنی دار 125 و 56 درصدی در سطوح پلاسمایی FFA، افزایش معنی دار 217 و 125 درصدی در سطوح پلاسمایی FFA، افزایش معنی دار 87 و 41 درصدی در سطوح CAMP بافت چربی و افزایش معنی دار 90 و 49 درصدی سطوح اینوزیتول تری فسفات بافت چربی به ترتیب در گروه تمرینی صرف و تمرین + 4-CIN نسبت به گروه کنترل مشاهده شد. سطوح تری گلیسرید پلاسما و بافت چربی در گروه تمرین + 4-CIN به طور معنی دار نسبت به گروه تمرینی صرف بالاتر و سطوح FFA پلاسما و بافت چربی بطور معنی دار پایین تر از گروه تمریی صرف بود.نتایج کلی تحقیق نشان داد که لاکتات به واسطه عملش در مغز می تواند در سازگاری ناشی از تمرین استقامتی در اکسیداسیون لیپید اثرگذار باشد.
الهام شکور، صادق امانی شلمزاری، احمد قاسمیان، احمد محرز،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده
هدف: تمرینات ورزشی مقاومتی بهعنوان درمان غیر دارویی جهت بهبود عوارض دوران یائسگی (مشکلاتی شناخی- عصبی و التهابی) پیشنهاد میشود. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرین مقاومتی دایرهای بر سطح سرمی BDNF و TNF-a در زنان یائسه کمتحرک بود.
مواد و روشها: در تحقیق نیمه تجربی حاضر تعداد 30 زن یائسه (میانگین سنی 3±54 سال، شاخص توده بدنی 27.6±1.97 کیلوگرم بر مترمربع) ساکن شهر تهران بهصورت تصادفی انتخاب و در دو گروه تمرین مقاومتی دایرهای (15n=) و کنترل (15n=) قرار داده شدند. تمرین مقاومتی دایرهای به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته شامل 12 ایستگاه برای کل بدن با شدت 75-40 درصد یک تکرار بیشینه در سه ست با تکرارهای بین 12-8 انجام شد.24 ساعت قبل و بعد از مداخله خونگیری بهصورت ناشتا بهمنظور سنجش BDNF و TNF-a انجام گرفت. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از روش آماری Repeated measures ANOVA استفاده شد.
یافتهها: در گروه تمرین مقاومتی دایرهای نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری در سطوح BDNF (%13.99) و کاهش معنیداری در سطوح TNF-a (%32.92) نشان داده شد (P<0/05).
نتیجهگیری: با توجه به مطالعه حاضر به نظر میرسد تمرینات مقاومتی دایرهای با شدت کم تا متوسط با افزایش BDNF و کاهش TNF-a توانسته سبب بهبودی در عامل رشد عصبی و التهابی در زنان یائسه گردد.