جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
27 نتیجه برای موضوع مقاله:

یونس سرکبود، محمدرضا کردی، سیروس چوبینه، ،
دوره 0، شماره 0 - ( 8-1398 )
چکیده

مقدمه و هدف: استرس اکسیداتیو و التهاب عصبی از مکانیسم‌های کلیدی در پاتوفیزیولوژی بیماری صرع هستند. فعالیت ورزشی در کنترل و بهبود علائم صرع نقش دارد. این مطالعه با هدف بررسی اثر تمرینات تداومی با شدت متوسط (MICT) بر فعالیت آنزیم­های آنتی­اکسیدانی سوپراکسیددیسموتاز (SOD) وگلوتاتیون پراکسیداز (GPx)، سطوح پروتئین­های HMGB1 و IL-10 و شدت تشنج در هیپوکمپ رت­های مبتلا به صرع انجام شد.
روش: 32 سر رت نر ویستار (سن: 6 تا 8 هفته و میانگین وزن: ۲۲۶٫۶۲۵±۱۴٫۹۶۶) به گروه‌های صرع، کنترل، شم و صرع + MICT تقسیم شدند. پس از اتمام پروتکل هشت هفته­ای تمرین، فعالیت SOD و GPx با الایزا، سطوح HMGB1 و IL-10 در بافت هیپوکمپ با وسترن­بلات و شدت تشنج بر اساس مقیاس راسین اندازه گیری شد. داده­ها از طریق آزمون تحلیل واریانس یک­راهه و آزمون یومن­ویتنی در نرم­افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌­ها: القای صرع منجر به کاهش فعالیت آنزیم‌های  SOD (0.02p < ) و GPx (0.001p < ) ، افزایش پروتئینHMGB1 (0.001p < ) ، کاهش پروتئین IL-10(0.001p < )  و افزایش شدت تشنج شد. تمرین MICT  موجب افزایش فعالیت آنزیم GPx (0.048p < ) و کاهش سطح HMGB1 (0.001p < ) در گروه تمرینی نسبت به گروه صرع شد. اگرچه فعالیت آنزیم SOD (0.953p < )  و سطح IL-10 (0.198p < ) تغییر معنا‌داری نیافت، اما شدت تشنج در گروه تحت تمرین به طور قابل توجهی کاهش یافت.
نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد تمرینات تداومی با شدت متوسط با تقویت سیستم آنتی‌اکسیدانی و کاهش التهاب عصبی، اثرات محافظتی خود را اعمال کرده و باعث کاهش شدت تشنج در رت­های مبتلا به صرع می­شود.

اقای مجتبی عشرستاقی، دکتر الهام شیرزاد،
دوره 13، شماره 10 - ( 7-1394 )
چکیده

مرحله جهش مهمترین مرحله در اجرای پرش طول است. هدف این تحقیق سنجش ارتباط بین متغیرهای مختلف با موفقیت جهش بود. 37 اجرا از هشت
7 متر، که در مسابقات دوومیدانی داخل سالن بزرگسالان آسیا در تهران حضور داشتند، با فرکانس 300 /68±0/ ورزشکار مرد پرش طول با میانگین رکورد 28
هرتز فیلمبرداری شد. پنج متغیر سرعتی، پنج متغیر تکنیکی، چهار متغیر مرتبط با قدرت و یک متغیر آنتروپومتریک با استفاده از نرم،افزار تحلیل حرکت محاسبه
شدند. کسب سرعت عمودی بیشتر و افت کمتر سرعت افقی دو ملاک موفقیت جهش در نظر گرفته شدند و روابطشان با دیگر متغیرها ازطریق تحلیلهای
0 تعیین شد. ضرایب همبستگی تعدادی از متغیرهای هر چهار گروه، با ملاکهای موفقیت جهش بهلحاظ / رگرسیونی و همبستگی تعیین شد. سطح معناداری 05
آماری معنادار بود. این متغیرها به همراه برخی متغیرهایی که در تحلیل همبستگی ارتباط معنادار نشان نداده بودند، وارد معادلات رگرسیونی شدند. یافتههای
این تحقیق، بر نقش غالب تکنیک و سرعت تأکید کرد و اثرگذاری ویژگیهای فردی را بر موفقیت جهش نمایان کرد. همچنین قدرت اکسنتریک اکستنسورهای
زانو مهمترین عامل قدرتی در اجرای این عملکرد تشخیص داده شد


ایمان روزبه، امیرحسبن براتی، هومن مینونژاد،
دوره 19، شماره 21 - ( 6-1400 )
چکیده

با توجه به اینکه اسکات یک حرکت رایج در تقویت عضلات اندام تحتانی به‌منظور پیشگیری از آسیب‌ها است، مطالعه حاضر باهدف مقایسه فعالیت الکترومیوگرافی عضلات پهن داخلی و خارجی در سه شیوه حرکت اسکات فوتبالیست­های مرد طراحی و اجرا گردید. 15 فوتبالیست مرد 18 تا 25 سال باسابقه بیش از دو سال تمرین منظم تکنیک­های اسکات پا جمع، پا باز و لانچ را هم‌زمان با ثبت فعالیت الکترومیوگرافی عضلات پهن داخلی و پهن خارجی انجام دادند. داده­ها با آزمون­های آماری تی وابسته و مستقل و تحلیل واریانس اندازه­های تکراری تحلیل شدند. فعالیت الکترومایوگرافی دو عضله پهن داخلی و خارجی در مرحله بالا آمدن، پایین رفتن و با تغییر نوع اسکات تفاوت معناداری نشان نداد. عضله پهن خارجی در تمام حالات اسکات فعالیت بیشتری نسبت به عضله پهن داخلی نشان داد. اگرچه پیشنهادشده است عضله پهن داخلی در کنترل حرکت اسکات فعالیت بیشتری دارد؛ اما تناقض آن با یافته­های این مطالعه می­تواند به دلیل کاهش زاویه Q و واروس زانوی شرکت‌کنندگان باشد.
سید احسان نقیبی، مهرداد عنبریان، الهام شیرزاد،
دوره 19، شماره 21 - ( 6-1400 )
چکیده

باوجود اهمیت استعدادیابی برای رشته­‌های ورزشی، مستندات مرتبط با استعدادیابی در کاراته بسیار اندک است. هدف از انجام این مطالعه طراحی الگوی استعدادیابی ورزشکاران کاراته‌­کار مبتنی بر الگوریتم‌­های هوش مصنوعی است. آزمودنی‌­ها به‌صورت نمونه‌­گیری در دسترس به دو گروه کاراته­‌کاران نوجوان نخبه (19 نفر) و غیر کاراته­‌کاران (20 نفر) تقسیم شدند. برخی متغیرهای آنتروپومتریکی و بیومکانیکی مبتنی بر پیشینه تحقیق انتخاب و اندازه­‌گیری شد. از آزمون شاپیرو-ویلک برای تعیین نرمال بودن توزیع داده‌­ها استفاده شد. برای کاهش حجم داده­ها و تعیین مهم­ترین متغیرهای آنتروپومتریکی و بیومکانیکی، روش آماری آنالیز مؤلفه­‌های اصلی (PCA) به‌کاربرده شد. سپس در مدل­سازی از الگوریتم شبکه­‌های عصبی با سه لایه ورودی (10 نرون)، میانی (7 نرون) و خروجی (2 نرون) استفاده شد. نتایج نشان داد که مهم­ترین متغیرهای آنتروپومتریکی و بیومکانیکی کاراته­کاران نوجوان نخبه به ترتیب چربی زیرپوستی سینه­ای، قد، پرش، تعادل ایستا، قدرت نسبی پنجه دست، محیط سینه، محیط مچ پا، چربی زیرپوستی شکم و طول ظاهری پا هستند. همچنین درصد طبقه­بندی صحیح و حساسیت داده­ها بالا و به ترتیب 87٪ و 85٪ بود. با توجه به یافته­ها می­توان از این الگوی پیشنهادی هوشمند برای استعدادیابی کاراته­‌کاران در کنار سایر روش­ها استفاده کرد.
ذکتر امیر قیامی راد، اقای فرهاد اسم خانی، اقای سالار حریری،
دوره 19، شماره 22 - ( 10-1400 )
چکیده

هدف از مطالعه حاضر، بررسی پارامترهای کینماتیکی دو مهارت جودان و چودان گییاکوزوکی کاراته­کاهای مرد حرفه­ای و نیمه­حرفه­ای بود. تعداد 10کاراته­کای حرفه­ای و 10 کاراته­کای نیمه­حرفه­ای در این مطالعه شرکت نموده و تکنیک­های مورد نظر را اجرا کردند. نیروی عکس­العمل ­زمین در حین اجرای ضربه که به عنوان پارامتری غیرمستقیم جهت محاسبه­ی قدرت ضربه بود با استفاده از صفحه نیرو با فرکانس 250 هرتز اندازه­گیری شد. برای محاسبه­ی شتاب انتقالی دست نیز از شتاب سنج  ADXL320 استفاده شد. حرکات با سیستم ردیابی اپتیکی زمان (فیزاسپیس) با 8 دوربین سرعت بالا (480fps) ضبط شدند. سپس پارامترهای کینماتیکی مرتبط با هر مشت توسط سیستم تصویری سه بعدی، مدل­سازی و کمی­سازی شدند. تحلیل داده­های پژوهش از آزمون­های t زوجی و t مستقل استفاده شد. نتایج آزمون در پارامترهای جابجایی مچ­دست، آرنج، شانه در مهارت جوان و چودان گییاکوزوکی، نیروی عکس­العمل­زمین، سرعت اوج آرنج و شانه در مهارت چوان گییاکوزوکی، سرعت اوج مچ­دست در مهارت جودان گییاکوزوکی در کاراته کاهای نیمه‌حرفه­ای و حرفه­ای تفاوت معنی‌داری نشان داد ( 05/0( p≤. بطورکلی نتایج پژوهش نشان داد نوع مشت و سطح تجربه کاراته‌کاها، از عوامل اصلی در تعیین بزرگی پارامترهای جابجایی و سرعت­خطی بودند که عامل مهم موفقیت در مسابقات تلقی شده و  باعث کسب امتیاز بهتر در مسابقات می­شوند.

علی اصغر رواسی، موسی خلفی، دکتر کریم آزالی علمداری،
دوره 19، شماره 22 - ( 10-1400 )
چکیده

مقدمه و هدف. اثر تمرینات ورزشی بر نارسایی‌های متابولیک از طریق دست‌کاری عامل رشد فیبروبلاستی-21 (FGF-21) متناقض است. بنابراین، هدف تحقیق تعیین اثر کمّی تمرینات ورزشی بر FGF-21 سرم بزرگ‌سالان دارای اختلالات متابولیک بود. روش‌شناسی. ابتدا جستجوی پایگاه‌های اطلاعاتی PubMed و Google Scholar برای استخراج مقالههای فارسی و انگلیسی منتشره شده تا اردیبهشت 1400، انجام شد و اندازه اثر (SMD) با مدل اثرات تصادفی محاسبه شد. یافته¬ها: 14 مطالعه شامل 19 مداخله(شامل تمرین هوازی(3=n)، تمرین مقاومتی(3=n)، تمرین تناوبی شدید(4=n) و تمرین ترکیبی(4=n)) دربردارنده اطلاعات 503 آزمودنی(دارای اضافه‌وزن یا چاقی و یا مبتلا به دیابت دو، سندرم متابولیک و کبد چرب)، واجد شرایط ورود به فراتحلیل شدند. اما به دلیل وجود ناهمگونی، درنهایت اثر کمی 16 مداخله به صورت کاهش FGF21 سرم پس از تمرین[001/0p=، (22/-0 الی 65/0CI: -) 44/0-SMD=] به دست آمد که با سن(10/0=P) و شاخص توده بدن(50/0=P) آزمودنی‌ها همبستگی نداشت. بحث و نتیجه‌گیری: تمرینات بدنی بی‌اعتنا به سن یا وضعیت وزنی، ابزار کارآمدی برای کاهش قابل‌ملاحظه  FGF21سرم بیماران متابولیک هستند که انتظار می‌رود به بهبود بیشتر اختلالات متابولیکی منجر شود. با این حال، هنوز هم نیاز به کارآزمایی‌های بالینی بیشتر با در نظر گرفتن نقش مؤلفه‌های تمرینی از جمله شدت و نوع تمرین در این زمینه باقی است.
 
آقا محمد علیمرادی، دکتر منصور صاحب الزمانی، خانم رویا بیگتاشخانی،
دوره 19، شماره 22 - ( 10-1400 )
چکیده

 
مقدمه و هدف: الگو‌های حرکتی نقش مهمی در بروز صدمات غیر برخوردی آسیب ACL ایفا می‌کنند. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر برنامه +11 بر خطای پرش- فرود بازیکنان زن فوتبال هست. روش‌شناسی: 30 زن فوتبالیست غیرحرفه‌ای به‌طور تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل (هر گروه 15 نفر) تقسیم شدند. به مدت 16 هفته و هفته‌ای 3 جلسه گروه تجربی برنامه +11 را انجام دادند درحالی‌که گروه کنترل در طول تحقیق روش گرم کردن معمول خود را حفظ کردند. خطای پرش- فرود بازیکنان به‌وسیله آزمون تکلیف پرش- فرود ویژه فوتبال و با استفاده از سیستم نمره دهی خطای فرود موردبررسی قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج تحقیق حاضر نشان داد اجرای 16 هفته برنامه +11 سبب بهبود معنی‌داری در نمرات خطای پرش- فرود بازیکنان گروه تجربی شده بود. هم‌چنین، مقایسه نتایج بین دو گروه تجربی و کنترل نشان داد که تفاوت معنی‌داری بین دو گروه وجود دارد. نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج تحقیق حاضر، برنامه +11 می‌تواند باعث بهبود الگوی پرش- فرود در بازیکنان زن فوتبالیست در شرایط نزدیک به مسابقه شود؛ بنابراین، به مربیان پیشنهاد می‌شود از این برنامه به‌عنوان جایگزین گرم کردن معمولی در جهت پیشگیری از آسیب استفاده شود.

فاطمه امیری زاده، رضا رجبی، محمد کریمی زاده اردکانی،
دوره 20، شماره 23 - ( 6-1401 )
چکیده

هدف تحقیق حاضر تدوین شاخص‌های ارزیابی وضعیت‌بدنی پویا دختران جوان دارای کایفوز طبیعی وافزایش‌یافته بود. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و روش گردآوری داده‌ها نوع پژوهش‌های نیمه تجربی بود. (جامعه آماری دختران 18 تا 24 سال استان خوزستان تشکیل دادند که به روش نمونه‌گیری در دسترس200نفرانتخاب و براساس نرم زاویه کایفوز با خط‌کش منعطف به دو گروه با کایفوز توراسیک طبیعی(100 نفر)و غیرطبیعی(100 نفر)تقسیم شدند). برای ارزیابی وضعیت‌بدنی پویا از آزمون‌های صاف‌کردن ستون فقرات، موقعیت نسبت به دیوار، دسترسی به جلو، چرخش خلفی لگن، آویزان‌کردن سر، دامنه حرکتی شانه، دامنه حرکتی شانه چرخش داخلی و چرخش خارجی استفاده شد. برای مقایسه میانگین گروهها با توجه به نرمال نبودن توزیع داده‌ها از آزمون یومن‌ویتنی استفاده شد. محاسبات آماری بوسیله نرم افزار آماری SPSS21 انجام شد. سطح معنی‌داری در تمامی آزمون‌های آماری برابر 05/0 در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد بین نمرات جزئی و کلی آزمون ارزیابی وضعیت‌بدنی پویا هر دو گروه تفاوت معناداری وجود داشت و گروه کایفوز طبیعی نسبت به گروه کایفوز افزایش‌یافته وضعیت‌بدنی پویا بهتری داشتند. بنابراین آزمون‌های ارزیابی وضعیت‌بدنی پویا ابزار مناسبی جهت ارزیابی و شناسایی محدودیت‌ها و اختلالات حرکتی افراد مبتلا به ناهنجاری کایفوز افزایش‌یافته به شمار می‌روند.
 
 
دکتر محمد یوسفی، آقای حمیدرضا زنگوئی،
دوره 20، شماره 24 - ( 12-1401 )
چکیده

زانوی پرانتزی و ضربدری شایع ترین تغییر شکل های پاسچرال مفصل زانو می باشند. به منظور اندازه گیری این ناهنجاری ها، از زاویه کوادریسپس استفاده می شود. روش های اندازه گیری این زاویه به دو دسته تهاجمی و غیرتهاجمی تقسیم می گردد. هدف از این مطالعه بررسی پایایی درون/ بین آزمونگر روش غیرتهاجمی آنالیز لندمارک های بدن برای اندازه گیری زاویه کوادریسپس می باشد. هفده آزمودنی مرد (سن: 7/1 ± 40/23 سال، قد: 41/6 ± 32/176 سانتی-متر، وزن: 6/14 ± 25/72 کیلوگرم و شاخص توده بدنی: 38/1 ± 33/22 کیلوگرم بر مترمربع) در این تحقیق شرکت نمودند. سیستم آنالیزور لندمارک های بدنی از یک قلم (فرستنده) و دوربین (گیرنده) که هر دو مجهز به سنسور IR هستند تشکیل شده است. موقعیت های آنتروپومتریک خار خاصره ای قدامی فوقانی، اپی کندیل داخلی و خارجی فمور، برجستگی درشت نئی و قوزک داخلی و خارجی مچ پا برای تشخیص و محاسبه وضعیت زاویه کوادریسپس مورد استفاده قرار گرفت. برای تشخیص پایایی درون و بین گروهی از مدل دو طرفه ی مختلط ضریب همبستگی درون گروهی بر روی توافق مطلق برای پیدا کردن میزان اعتبار درون/ بین آزمونگرها استفاده شد. نتایج نشان داد که پایایی درون آزمونگر برای تکنسین اول 0.83؛ تکنسین دوم 0.81 و تکنسین سوم 0.8 می باشد. علاوه براین، پایایی بین آزمونگر نیز 0.85 به دست آمد. بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت که روش آنالیز لندمارک های بدن پایایی مناسب برای استفاده در استخراج ناهنجاری های مفصل زانو دارد. لذا می توان پیشنهاد کرد که در کنار سایر روش های غیرتهاجمی از این سیستم نیز استفاده گردد.

خانم غزال محمدقلی پور اقدم، دکتر محمدحسین علیزاده، دکتر هومن مینونژاد، دکتر الهام شیرزاد،
دوره 20، شماره 24 - ( 12-1401 )
چکیده

وظایف حرکتی عصبی-شناختی، ارتباط موثری بر هماهنگی عملکرد ورزشی و آسیب‌های اسکلتی عضلانی دارد. بقایای تغییرات شناختی پس از جراحی بازسازی رباط صلیبی قدامی موجب تغییرات بیومکانیکی زانو شده و می‌تواند ریسک آسیب ثانویه را افزایش می‌دهد. هدف مطالعه‌ی حاضر بررسی و مقایسه کینتیکی ورزشکاران با سابقه بازسازی رباط صلیبی قدامی و ورزشکاران بدون آسیب بود. در مطالعه‌ی پیش رو در مجموع 30 فوتبالیست مرد حرفه‌ایشامل15 ورزشکار با سابقه بازسازی رباط صلیبی قدامی بعد از بازگشت به بازی و 15 ورزشکار سالم، شرکت کردند. آزمودنی‌ها حداقل 5 فرود قطره‌ای با مداخله شناختی در تصمیم گیری نقطه فرود برروی صفحه نیرو انجام دادند. حداکثر نیروی عکس العمل زمین، زمان رسیدن به ثبات و مرکز فشار با شاخص طول مسیر در لحظه فرود محاسبه شد. برای مقایسه‌ی متغیرها از آزمون یو من ویتنی استفاده شد. ازنظر آماری ، تفاوت معناداری در چهار متغیر: میانگین حداکثر مسیر حرکت مرکز فشار (04/ 0 = p)، حداکثر میانگین نیروی عمودی عکس العمل زمین در بهترین فرودها (01/ 0 = p )، حداکثر میانگین نیروی عمودی عکس العمل زمین در کل فرودها (01/ 0 = p  ) و حداکثر میانگین نیروی داخلی-خارجی عکس العمل زمین در بهترین فرودها (03/ 0 = p ) وجود داشت، اما در متغیر حداکثر زمان رسیدن به ثبات در همه کلاس‌های فرود (05/ 0 > p ) از نظر آماری معناداری مشاهده نشد. به نظر می‌رسد اختلال در تصمیم‌گیری با مداخله‌ی شناختی در طول مرحله پرواز، ریسک آسیب‌دیدگی مجدد را در افراد باسابقه بازسازی رباط صلیبی افزایش می‌دهد.
 

آقای مسعود صبیانی، دکتر هومن مینونژاد، دکتر الهام شیرزاد، دکتر محمدحسین علیزاده،
دوره 21، شماره 25 - ( 6-1402 )
چکیده

آزمون باز کردن ران به‌صورت دمر جهت ارزیابی کیفیت کنترل حرکتی در ناحیه لومبوپلویک استفاده می‌شود. به نظر می‌رسد تعامل عضلات در این آزمون با توجه به اینکه شباهت بسیار زیادی به الگوی راه رفتن و دویدن دارد، در آسیب همسترینگ مهم باشد. لذا هدف از مطالعه حاضر، بررسی اثر تغییر الگوی فعالیت عضلات در اکستنشن ران به‌صورت دمر بر فاکتورهای کینماتیکی موثر بر آسیب همسترینگ است. تعداد 28 نفر فوتبالیست مرد در تحقیق حاضر شرکت کردند. جهت ارزیابی و تقسیم‌بندی آزمودنی‌ها از آزمون باز کردن ران به‌صورت دمر استفاده شد و بر اساس الگوی فعالیت به دو گروه الگوی نرمال (14 نفر) و الگوی تغییریافته (14 نفر) تقسیم‌بندی شدند. برای ارزیابی آزمون باز کردن ران به‌صورت دمر، از دستگاه الکترومایوگرافی وایرلس برند مایون مورد استفاده شد. همچنین ارزیابی کینماتیکی دویدن، بر روی تردمیل و با سرعت 20 کیلومتر بر ساعت انجام گرفت. از آنالیز دو بعدی و سه بعدی برای استخراج داده‌های کینماتیکی (تیلت لگن، فلکشن جانبی تنه و فلکشن تنه) استفاده شد. دامنه حرکتی در یک سیکل دویدن و میزان هر یک از متغیرها در لحظه برخورد پا با زمین مورد استفاده قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تی مستقل استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد که میزان فلکشن جانبی تنه (002/0 p=) و فلکشن تنه (024/0 p=) در لحظه برخورد پا با زمین و دامنه حرکتی فلکشن جانبی تنه (019/0 p=)، فلکشن تنه (035/0 p=) و دامنه تیلت لگن در یک سیکل دویدن (008/0 p=)، در یک سیکل دویدن در بین گروه الگوی تغییریافته و گروه نرمال تفاوت معنی داری وجود دارد. نتایج تحقیق حاضر نشان که تغییر در الگوی فعالیت عضلات در آزمون اکستنشن ران به حالت دمر می تواند ریسک آسیب همسترینگ را افزایش دهد.

آقای رضا اسدی، دکتر محمد رضا کردی، دکتر فاطمه شب خیز،
دوره 21، شماره 25 - ( 6-1402 )
چکیده

فرآیندهای تخریب عصبی نقش مهمی در پیشرفت بیماری ام‌اس دارند. تمرین ورزشی مناسب و زندگی در محیط غنی‌سازی شده حرکتی (EE) می‌تواند از طریق ترشح برخی فاکتورهای رشد عصبی در هیپوکامپ ازجمله آیریزین وفاکتور نوتروفیک مشتق از مغر (BDNF) باعث بهبود و یا جلوگیری از پیشرفت بیماری شود. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر ۴ هفته تمرین مقاومتی و هوازی و EE بر سطوح پروتئین آیریزین و BDNF هیپوکامپ در موش‌های ماده C57BL6 مبتلا به آنسفالومیلیت خودایمنی تجربی (EAE) بود. تعداد 50 سر موش ماده (سن 8 هفته، میانگین وزن 2± 18 گرم) به‌صورت تصادفی به پنج گروه مساوی (10 سر موش در هر گروه) تقسیم شدند: 1- کنترل سالم، 2-کنترل + EAE، 3-فعالیت مقاومتی + EAE،4- فعالیت هوازی + EAE و 5- EE + EAE. هفته اول و دوم سازگاری با محیط و سپس القای EAE انجام شد. گروه‌های تمرین 5 روز در هفته روزی نیم ساعت به مدت 4 هفته تمرین کردند و گروه EE به قفس تجهیز شده خود منتقل شد. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی موش‌ها بی‌هوش و سپس تشریح و بافت‌برداری انجام شد. برای سنجش میزان پروتئین‌ها از روش الایزا و برای تعیین تفاوت میان متغیرهای پژوهش از آزمون تحلیل واریانس و آزمون تعیبی توکی استفاده شد. تمامی تحلیل‌ها در سطح معنی‌داری 05/0 و با نرم‌افزار SPSS22 انجام شد. بیان پروتئین BDNF هیپوکامپ در هر سه گروه تمرینی نسبت به گروه کنترل EAE افزایش یافت. این افزایش در گروه EE و تمرین مقاومتی هم نسبت به گروه کنترل EAE و هم نسبت به گروه تمرین شنا معنادار بود. همچنین بیان پروتئین آیریزین هیپوکامپ در هر سه گروه تمرین نسبت به گروه کنترل EAE افزایش داشت که این افزایش در گروه‌های EE و تمرین مقاومتی معنادار بود همچنین بیان آیریزین در گروه EE نسبت به دو گروه تمرین هوازی شنا و تمرین مقاومتی افزایش بیشتری داشت که این افزایش نسبت به گروه تمرین هوازی شنا معنادار بود. به نظر می‌رسد فعالیت ورزشی از هر دو نوع اختیاری و اجباری می‌تواند با مکانیسم اثر متفاوت، موجب افزایش ترشح فاکتورهای رشد عصبی ازجمله آیریزین و BDNF و درنتیجه کمک به بهبود و پیشگیری از پیشرفت بیماری ام‌اس شود.

فاطمه ریاحی، حیدر صادقی، الهام شیرزاد،
دوره 22، شماره 27 - ( 6-1403 )
چکیده

تکنیک لانژ از جمله رایج‌ترین حرکات در رشته شمشیربازی و یکی از تعیین‌کننده‌ترین حرکات تهاجمی در این رشته به شمار می‌آید. هدف از انجام این پژوهش مقایسه کینماتیکی اندام فوقانی شمشیربازان نخبه زن و مرد بزرگسال در اجرای تکنیک لانژ بود. نمونه آماری این پژوهش را هشت شمشیرباز نخبه رشته اپه (4 زن و 4 مرد) که عضو تیم ملی بزرگسالان جمهوری اسلامی ایران بودند تشکیل دادند. از آزمودنی‌ها در طی اجرای لانژ کامل در پاسخ به یک محرک نوری، با یک دوربین با نرخ نمونه‌گیری Hz 300 فیلم‌برداری و پارامترهای کینماتیکی اندازه‌گیری شدند. نتایج آزمون t مستقل نشان داد که شمشیربازان نخبه مرد از زمان عکس‌العمل و زمان حرکت کوتاه‌تری نسبت به شمشیربازان نخبه زن برخوردار بودند. عدم وجود تفاوت‌های قابل‌ملاحظه در سایر پارامترهای کینماتیکی، نشان‌دهنده آن است که شمشیربازان نخبه زن و مرد تکنیک لانژ را با روشی مشابه اجرا کردند. وجود تفاوت در پارامترهای زمانی تکنیک لانژ، مؤید نیاز به استراتژی‌های متفاوت تمرین برای آماده‌سازی ورزشکاران شمشیرباز است.
 


احسان طسوجیان، هومن مینونژاد، محمد حسین علیزاده، شهرزاد زندی،
دوره 22، شماره 27 - ( 6-1403 )
چکیده

هدف: ورزش والیبال، به دلیل ماهیت تکراری حرکات آن، پتانسیل زیادی برای دیسکنزی کتف دارد، ازاین‌رو هدف تحقیق حاضر بررسی الکترومایوگرافی عضلات کمربند شانۀ والیبالیست‌های با انواع دیسکنزی کتف حین سرویس موجی است.
روش بررسی: روش تحقیق حاضر از نوع علی مقایسه‌ای بوده که 41 والیبالیست به صورت غیرتصادفی و هدفمند انتخاب و به سه گروه (13 نفر با الگوی اول، 13 نفر با الگوی دوم و 15 نفر بدون دیسکنزی کتف) تقسیم شدند. الکترومایوگرافی سراتوس قدامی، ذوزنقه فوقانی، میانی و تحتانی با استفاده از سیستم مایوماسل حین سرویس موجی مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که حین فاز شتاب سرویس موجی، بین گروههای دیسکنزی با الگوی دوم و گروه بدون دیسکنزی از لحاظ فعالیت عضلات ذوزنقۀ فوقانی (009/0=p)، و ذوزنقهای میانی (01/0=p) و بین گروههای دیسکنزی با الگوی اول و بدون دیسکنزی از لحاظ فعالیت عضلات سراتوس قدامی (007/0=p) و ذوزنقهای میانی (01/0=p) تفاوت معناداری وجود دارد.
نتیجه‌گیری: به نظر میرسد حین فاز شتاب سرویس موجی، والیبالیستهای دارای دیسکنزی با برجستگی الگوی دوم، افزایش غیرطبیعی فعالیت ذوزنقهای فوقانی و مهار فعالیت ذوزنقهای میانی را تجربه کرده‌اند، درحالیکه احتمالاً والیبالیستهای دارای دیسکنزی با الگوی اول، مهار فعالیت ذوزنقهای میانی و سراتوس قدامی حین این فاز تجربه می‌کنند.


المیرا احمدی، شهناز شهربانیان، محمدرضا کردی، رضا قراخانلو، گریگوری پیرسی،
دوره 22، شماره 27 - ( 6-1403 )
چکیده

خستگی از شکایات بیماران مالتیپل اسکلروزیس (MS) است. در بیماران MS تعادل سایتوکاین‌های التهابی در مغز برهم ریخته که یکی از رخدادهای آن خستگی ذهنی است و احتمالاً تمرینات هوازی میزان التهاب سایتوکاین‌ها را تعدیل کرده و از این طریق خستگی ذهنی را کاهش می‌دهد. مطالعه حاضر به‌ منظور بررسی تأثیر تمرین هوازی شنا بر فاکتور پیش التهابی (اینترلوکین 6) و فاکتور ضدالتهابی (اینترلوکین 10) برای ارزیابی خستگی ذهنی در مغز موش‌های ماده پس از القای EAE  انجام شد. در این پژوهش 21 موش (8 هفته‌ای، 18 تا 20 گرم) به 3 گروه کنترل سالم، کنترل  EAE و فعالیت ورزشی هوازی شنا EAE تقسیم شدند و حیوانات در گروه تمرین طی 4 هفته، هرهفته 5 جلسه‌ی 30 دقیقه‌ای به تمرینات شنا با شدت متوسط پرداختند. بررسی آزمایشگاهی متغیرهای پژوهش با روش وسترن بلات انجام شد. نتایج نشان داد در میزان IL-6 در میان گروه EAE و تمرین شنا تفاوت معناداری وجود نداشت اما میزان IL10 در گروه تمرین شنا نسبت به گروه EAE افزایش معنی داری نشان داد. با این حال نسبت مقادیر IL10/IL6 بین گروه تمرین شنا با EAE نیز معنادار نبود. بنظر می‌رسد تمرینات هوازی شنا با شدت متوسط، بدون تغییر در عامل پیش التهابی، همراه با سوق دادن به سمت عوامل ضدالتهابی، با افزایش IL10، می‌تواند بین گروه EAE و تمرین شنا منجر به بهبود تعادل شاخص التهابی و کاهش میزان خستگی ذهنی ناشی از خستگی سایتوکاینی گردد.


 
فرشید آقابیگی، محمد کریمی زاده اردکانی، محمدحسین علیزاده، هومن مینونژاد،
دوره 23، شماره 29 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه و هدف: هدف از پژوهش حاضر طراحی و اجرای یک سیستم نظارت بر آسیب‌های ورزشی در دانش‌آموزان بود.
روش: آسیب‌های ورزشی دانش‌آموزان دختر و پسر دبیرستان‌های استان ایلام با استفاده از روش‌های آنلاین[1] و فرم کاغذی در طی یک ترم تحصیلی توسط دبیران تربیت‌بدنی ثبت گردید و در پایان با استفاده از پرسش‌نامه به نظرسنجی از آنان نسبت به این روش‌ها پرداخته شد. پژوهش از نوع توصیفی - مقایسه‌ای بوده و از مجذور کای دو (x 2) در سطح معناداری (P<0/05) برای تجزیه‌وتحلیل نتایج استفاده شد.
یافته‌ها: در مجموع 151 آسیب گزارش شد که 76 آسیب (4/50 درصد) با روش آنلاین، 70 آسیب (3/46 درصد) با روش آنلاین-کاغذی و 5 آسیب (3/3 درصد) با روش کاغذی ثبت گردید. در مجموع روش ثبت آنلاین (146 آسیب) به طور معناداری بیشتر از ثبت کاغذی (75 آسیب) مورد استفاده قرار گرفته (001/0=p) که دبیران تربیت بدنی دلایل استفاده بیشتر از روش آنلاین را: در دسترس بودن، کارکردن راحت‌تر با آن و بازیابی آسان تر اطلاعات ثبت شده عنوان کردند. اما در مقابل نیز قطعی و کندی سرعت اینترنت را بعنوان مواردی که می تواند موجب ایجاد اختلال شود بیان کردند.
نتیجه‌گیری نهایی: باتوجه‌به نتایج به نظر می‌رسد استفاده از روش‌های آنلاین در جهت ثبت آسیب‌های ورزشی در مدارس مؤثرتر باشد.
 

 
سمیرا عمادی، شهناز شهربانیان، محمدرضا کردی، مهدیه ملانوری شمسی،
دوره 23، شماره 29 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه و هدف: برهم‌خوردن هومئوستاز میانجی‌های تنظیم‌کننده سیستم ایمنی گیرنده آریل هیدروکربن (AhR) و اورنیتین دکربوکسیلاز-1 (ODC-1) در پاتوژنز بیماری مالتیپل اسکلروزیس (MS) نقش دارد. فعالیت بدنی در کنترل و بهبود علائم بیماری MS نقش دارند. این مطالعه به‌منظور بررسی تأثیر 4 هفته فعالیت در محیط غنی‌سازی شده حرکتی بر بیان ژن‌های AhR   و ODC-1 در بافت مخچه مدل موش MS انجام شد.
روش: این مطالعه تجربی روی 30 موش ماده C57BL/6 (سن: 8 هفته و میانگین وزن: 2 ± 18) انجام شد. موش‌ها در 3 گروه 10 تایی شامل 1) کنترل سالم، 2) القاء انسفالومیلیت خود‌ایمن تجربی (EAE) و 3)  EAE+ فعالیت در محیط غنی سازی شده حرکتی به مدت 4 هفته توزیع شدند. نمره بالینی از زمان القاء تا 28 روز روزانه ثبت می‌شد. بیان ژن‌های AhR  و ODC-1 در مخچه با تکنیک  RT-PCR اندازه‌گیری شد.
تجزیه و تحلیل داده‌ها: با آزمون تحلیل واریانس یکطرفه انجام شد.

یافته‌ها: فعالیت در محیط غنی‌سازی شده حرکتی بیان ژن AhR   را در مقایسه با گروه EAE به طور معنی‌داری کاهش داد (02/0= P) و بیان ژن  ODC-1 را نیز کاهش داد؛ ولی از نظر آماری معنی‌دار نبود (28/0= P). همچنین نمره بالینی پس از فعالیت در محیط غنی‌سازی شده حرکتی به طور معنی‌داری بهبود یافت (001 /0= P).
نتیجه‌گیری: در مجموع به نظر می‌رسد تغییر سبک زندگی و فعالیت در محیط غنی‌سازی شده حرکتی منجر به تنظیم کاهشی بیان ژن‌های  AhR   و ODC-1  در مخچه و بهبود نمره بالینی حیوانات مبتلا به MS می‌شود.

حمیدرضا زنگوئی، محمد یوسفی، عباس فرجاد پزشک، خورشید بیجاری،
دوره 23، شماره 29 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه و هدف: اکثر مطالعات تکلیف فرود تک پا را از نظر ویژگیهای بیومکانیکی، به‌ویژه کینماتیک و کینتیک صفحات حرکتی مقایسه کردهاند و چنین نتیجه گرفتند که پایایی برای زوایای والگوس زانو و اداکشن هیپ، متوسط تا عالی است. بااین‌حال، هیچ مطالعهای تحت عنوان پایایی انواع مختلف فرود تک پا صورت نگرفته است؛ بنابراین، هدف از این تحقیق مرور مطالعاتی است که پایایی انواع فرود تک پا را جهت ارزیابی بیومکانیک مفصل زانو مورد بررسی قرار دادهاند.
روش: مقالات مربوطه از پایگاههای اطلاعاتی معتبر و با کلیدواژههایSingle Leg Landing, Landing, Kinematic, Biomechanics, Return to Sport, Performance Test, Functional Test, Hop Test, Kinetic به روش جستجوی موضوعی از سال 1995 تا 2023، مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته‌ها: در مجموع 1022 مقاله شناسایی و مطالعات تکراری حذف شدند. سپس عناوین و چکیده مطالعات مورد بررسی قرار گرفت و 439 مطالعه به علت عدم همخوانی با سوال تحقیق از مطالعه خارج شدند و تنها 9 مقاله که دارای معیارهای ورود به مطالعه بودند، مورد بررسی قرار گرفتند.
نتیجه‌گیری نهایی: این بررسی نشان داد که تکالیف مختلف فرود تک پا برای متغیرهای کینماتیکی اعم از چرخش داخلی، اداکشن و فلکشن هیپ، اکستنشن زانو، والگوس زانو، فلکشن جانبی تنه و همچنین تیلت لگن دارای پایایی خوب هستند.

رعناالسادات حیدری، منصور صاحب‌الزمانی، فاطمه کریمی افشار،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده

مقدمه و هدف: پایداری ناحیه مرکزی برای پیشگیری و بهبود کمردرد ضروری است؛ بنابراین هدف از این مطالعه بررسی تأثیر تمرینات ثبات مرکزی معلق بر تعادل ایستا و پویا، پایداری مرکزی و درد زنان مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی است.
روش بررسی: 21 زن مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی به‌طور تصادفی در گروه­های تجربی (11 نفر، سن: 2/8±1/35) و شاهد (10 نفر، سن: 6/7±9/32) قرار گرفتند. تعادل ایستا و پویا، پایداری مرکزی، درد به ترتیب با استفاده از آزمون­های معتبر پایداری ناحیه مرکزی، شاخص اندازه­گیری میزان درد و دستگاه تعادل‌­سنج بایودکس اندازه‌­گیری شد. از آزمون آماری تحلیل واریانس ترکیبی جهت آنالیز داده‌­ها استفاده گردید.
یافته‌­ها: بر اساس یافته­‌های مطالعه، در گروه تجربی برخلاف گروه شاهد، تفاوت معنی­داری در متغیرهای تعادل ایستا و پویا، پایداری مرکزی، درد از پیش­‌آزمون به پس­آزمون وجود داشت؛ همچنین این تفاوت بین گروه تجربی و شاهد نیز مشاهده گردید (05/0P).
نتیجه‌­گیری: مطابق نتایج حاصل، تمرینات ثبات مرکزی تی­آر ایکس ممکن است منجر به بهبود هم‌زمان پایداری مرکزی، تعادل ایستا و پویا و کاهش درد زنان مبتلا به کمردرد مزمن غیراختصاصی شود. دلیل آن می­‌تواند خاصیت بی­ثباتی این تمرینات و افزایش فعال‌سازی عضلات ناحیه مرکزی بدن هم‌زمان با تغییر وضعیت بدن و اجرای حرکات اندام فوقانی و تحتانی باشد.

فادیا ریاستی، رضا رجبی، شهرزاد زندی، فواد صیدی،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: هدف مطالعه حاضر مقایسه اثر و ماندگاری هشت هفته تمرینات اصلاحی، بازآموزی پوسچر و ترکیبی در میزان ثبات مرکزی زنان جوان مبتلا به لوردوز کمری افزایش یافته است.
روش‌ها: 55 دانشجوی زن مبتلا به لوردوز افزایش یافته کمری به‌صورت تصادفی در قالب چهار گروه (تمرین، بازآموزی پوسچر، ترکیبی و کنترل) تقسیم شدند.. درجه لوردوز هر فرد توسط خط کش منعطف و استقامت عضلات مرکزی توسط آزمون‌های مک گیل قبل و بعد از انجام هشت هفته مداخله و سپس بعد از هشت هفته در پی گیری اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: نتایج آزمون آنالیز واریانس تکرارشونده حاکی از تفاوت معنی‌دار در پیش‌آزمون و پس‌آزمون، گروه‌های تحقیق بود. نتایج نشان داد که پیش‌آزمون و پس‌آزمون گروه تمرین در مقایسه با گروه بازآموزی و کنترل در میزان ثبات مرکزی دارای اختلاف معنی‌دار بوده است (p<0.05). از لحاظ ماندگاری نیز نتایج نشان داد که تفاوت گروه تمرین و ترکیبی با کنترل در میزان ثبات مرکزی معنی‌دار بوده است (p<0.05).
نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد استفاده از کلیه برنامه‌های تمرینات اصلاحی، بازآموزی پوسچر و ترکیبی احتمالاً در بهبود ثبات مرکزی در زنان جوان مبتلا به لوردوز افزایش یافته کمری مؤثر بوده اما تأثیر برنامه ترکیبی بیش از سایر مداخلات بود.

 



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وبگاه متعلق به پژوهش در طب ورزشی و فناوری است.

طراحی و برنامه‌نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Research in Sport Medicine and Technology

Designed & Developed by : Yektaweb