جستجو در مقالات منتشر شده



الهام شهاب‌پور، محمد امین دلاوری،
دوره 21، شماره 26 - ( 10-1402 )
چکیده

سندروم کاشکسی و خطر مواجهه با بیماری‌های قلبی عروقی شیوع بالایی در بیماران سرطانی دارد؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تمرین استقامتی به عنوان یک روش کمک‌درمان بر کاشکسی ­عضلانی و عواقب قلبی عروقی ناشی از سرطان­ پستان انجام شد. 20 سر موش بالب­سی (شش تا هشت هفته­ایی با میانگین توده بدنی 17-18 گرم) پس از القای سرطان پستان و گذشت 2 هفته، تست توان هوازی بیشینه را اجرا کردند و به‌طور تصادفی به دو گروه تومور-کنترل و تومور-تمرین تقسیم شدند. گروه تومور-تمرین، پروتکل تمرین استقامتی را به مدت 6 هفته، 5 روز در هفته با افزایش تدریجی شدت 12 متر به 20 متر در دقیقه و مدت زمان 25 دقیقه تا 55 دقیقه انجام و 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین تست توان هوازی بیشینه به عمل آمد. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین موش­ها قربانی شدند. وزن بدن، وزن غذای‌مصرفی، وزن قلب، وزن طحال، وزن عضله دوقلو و نعلی، شاخص توده قلبی و نسبت وزن عضله نعلی به وزن بدن و نسبت وزن عضله دوقلو به وزن بدن در دو گروه تومور-کنترل و تومور-تمرین اندازه‌گیری شد. جهت تجزیه و تحلیل داده­ها از آزمون آماری تی­ مستقل در سطح معناداری 05/0P< استفاده شد. نتایج تحقیق حاضر افزایش معنادار در وزن قلب (005/0P= وزن طحال (029/0P=)، عضله دوقلو (009/0P=) و عضله نعلی (022/0P= در گروه تومور-تمرین نسبت به گروه تومور-کنترل را نشان داد. همچنین افزایش معنادار شاخص توده قلبی (016/0P=) و نسبت وزن عضله دوقلو به وزن بدن (005/0P=) و نسبت عضله نعلی به وزن بدن (021/0P=) در گروه تومور-تمرین نسبت به گروه تومور-کنترل مشاهده شد. درنتیجه، به نظر می­رسد تمرین استقامتی می­تواند به عنوان یک روش کمک درمانی و استراتژی بالقوه برای بهبود سلامت دستگاه عضلات اسکلتی، قلب و عروق و کاهش روند کاشکسی عضلانی ناشی از سرطان پستان مورد توجه قرار گیرد.



 
محسن محمدنیا احمدی، راضیه حیدری،
دوره 21، شماره 26 - ( 10-1402 )
چکیده

با توجه به پیشرفت استفاده از طب سنتی در تحقیقات اخیر، عصاره بادرنجبویه به عنوان عامل اثرگذار بر چربی خون و کاهنده استرس جسمانی و روانی موردتوجه قرارگرفته است. بر این اساس، هدف مطالعه حاضر بررسی اثر حاد مصرف عصاره هیدروالکی بادرنجبویه بر هزینه سوخت و سازی، اکسایش سوبسترا و کورتیزول بزاقی هنگام و پس از فعالیت تناوبی شدید است. تعداد 10 نفر از زنان غیرفعال (شاخص توده بدنی 60/0 ± 28/22 کیلوگرم بر مترمربع) در 2 جلسه مجزا در آزمون شرکت کردند. آزمودنی­ها در جلسه اول، عصاره هیدروالکلی بادرنجبویه (500 میلی­گرم) و در جلسه دوم، دارونما (500 میلی‌گرم نشاسته) را 60 دقیقه قبل از انجام فعالیت تناوبی شدید (11 تناوب دویدن 1 دقیقه کار و 2 دقیقه استراحت به ترتیب با شدت 90 و 60 درصد max2vVO) مصرف نمودند. هزینه سوخت و سازی و اکسایش سوبسترا با استفاده از دستگاه تجزیه و تحلیل گازهای تنفسی، ضربان قلب با استفاده از ضربان­سنج پولار و کورتیزول بزاقی به روش نورتابی شیمیایی اندازه­گیری شد. نتایج نشان داد در دو گروه بادرنجبویه و دارونما بین شاخص­های میانگین اکسیژن مصرفی (51/0=P)، اکسایش چربی (9/0=P)، نسبت تبادل تنفسی (76/0=P)، هزینه انرژی (6/0=P)، ضربان قلب (42/0=P) و کورتیزول بزاقی (15/0=P) تفاوت معنی­داری وجود نداشت. بر اساس یافته­های این مطالعه، مصرف عصاره هیدروالکلی بادرنجبویه همراه با انجام فعالیت تناوبی شدید تأثیری بر هزینه سوخت و سازی، اکسایش سوبسترا و سطح کورتیزول در زنان غیرفعال ندارد.

 
حمداله هادی،
دوره 21، شماره 26 - ( 10-1402 )
چکیده


هدف از انجام پژوهش حاضر، تأثیر مصرف دوزهای مختلف آدامس کافئین بر هورمون‌های استرسی و عملکرد تیراندازی مردان نظامی بود. آزمودنی‌های تحقیق حاضر تعداد 10 نفر از فرماندهان مرکز آموزش ولیعصر تبریز با میانگین و انحراف استاندارد سن 78/2±52/31 سال، وزن 91/3±32/75 کیلوگرم، قد 84/4±14/176 سانتی‌متر بود. میزان هورمون‌های کورتیزول، آدرنوکورتیکوتروپیک هورمون و اکسی‌توسین خون هم‌چنین عملکرد تیراندازی پس از مصرف دوزهای مختلف کافئین اندازه‌گیری شد. در مراحل اول، دارونما در زمان 15 دقیقه قبل از اجرای تیراندازی داده شد. در مراحل دوم، سوم و چهارم (فاصله زمانی بین هر کدام از مراحل 5 روز) به تمامی آزمودنی‌ها، آدامس کافئین با دوزهای 150، 200 و 300 میلی‌گرم در زمان 15 دقیقه قبل از اجرای تیراندازی داده شد. آدامس و دارونما به صورت یک‌سویه کور به شرکت‌کنندگان داده‌شده بود. از آمار توصیفی، آنالیز واریانس با اندازه‌های تکراری و آزمون تعقیبی توکی جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شد. (P≤0.05) نتایج مطالعه حاضر نشان داد مصرف آدامس کافئین در دوزهای 200 و 300 میلی‌گرم موجب کاهش معنی‌دار هر سه هورمون استرسی و همچنین افزایش معنی‌دار عملکرد تیراندازی می‌شود، با این حال مصرف دوز 150 میلی‌گرم کافئین تأثیری بر کاهش هورمون‌های استرسی و عملکرد تیراندازی نداشت. با توجه به این نتایج، می‌توان به ورزشکاران تیراندازی توصیه کرد تا قبل از تمرینات و مسابقات خود، از آدامس کافئین با دوزهای 200 و 300 میلی‌گرم استفاده کنند. با این وجود در مورد اظهارنظر در مورد استفاده از دوزهای مختلف کافئین علی‌الخصوص به شکل آدامس نیاز به بررسی‌های بیشتری است. 
 

المیرا احمدی، شهناز شهربانیان، محمدرضا کردی، رضا قراخانلو، گریگوری پیرسی،
دوره 22، شماره 27 - ( 6-1403 )
چکیده

خستگی از شکایات بیماران مالتیپل اسکلروزیس (MS) است. در بیماران MS تعادل سایتوکاین‌های التهابی در مغز برهم ریخته که یکی از رخدادهای آن خستگی ذهنی است و احتمالاً تمرینات هوازی میزان التهاب سایتوکاین‌ها را تعدیل کرده و از این طریق خستگی ذهنی را کاهش می‌دهد. مطالعه حاضر به‌ منظور بررسی تأثیر تمرین هوازی شنا بر فاکتور پیش التهابی (اینترلوکین 6) و فاکتور ضدالتهابی (اینترلوکین 10) برای ارزیابی خستگی ذهنی در مغز موش‌های ماده پس از القای EAE  انجام شد. در این پژوهش 21 موش (8 هفته‌ای، 18 تا 20 گرم) به 3 گروه کنترل سالم، کنترل  EAE و فعالیت ورزشی هوازی شنا EAE تقسیم شدند و حیوانات در گروه تمرین طی 4 هفته، هرهفته 5 جلسه‌ی 30 دقیقه‌ای به تمرینات شنا با شدت متوسط پرداختند. بررسی آزمایشگاهی متغیرهای پژوهش با روش وسترن بلات انجام شد. نتایج نشان داد در میزان IL-6 در میان گروه EAE و تمرین شنا تفاوت معناداری وجود نداشت اما میزان IL10 در گروه تمرین شنا نسبت به گروه EAE افزایش معنی داری نشان داد. با این حال نسبت مقادیر IL10/IL6 بین گروه تمرین شنا با EAE نیز معنادار نبود. بنظر می‌رسد تمرینات هوازی شنا با شدت متوسط، بدون تغییر در عامل پیش التهابی، همراه با سوق دادن به سمت عوامل ضدالتهابی، با افزایش IL10، می‌تواند بین گروه EAE و تمرین شنا منجر به بهبود تعادل شاخص التهابی و کاهش میزان خستگی ذهنی ناشی از خستگی سایتوکاینی گردد.


 
اعظم داوودآبادی، سعید نقیبی، علی برزگری، محمد حسن دشتی خویدکی،
دوره 22، شماره 27 - ( 6-1403 )
چکیده

هدف از این پژوهش تأثیر یک دوره تمرینات هوازی بر میزان افسردگی و تغییرات فاکتور استرس اکسیداتیو در هیپوکامپ و پروفرونتال کورتکس مغز رتهای مبتلا به آلزایمر بود. بدین منظور 40 سر رت نر ویستار 8 هفته‌ای با میانگین وزن 33±237 گرم به طور تصادفی در چهار گروه 10تایی شامل: کنترل، ورزش، آلزایمر و ورزش+آلزایمر قرار گرفتند. پروتکل تمرینی شامل 12 هفته دویدن روی تردمیل با سرعت 12 متر بر دقیقه و به مدت 30 دقیقه در هر جلسه بود. در انتهای دوره تمرینی، آزمونهای سرکوب احساس تغذیه و تعلیق دم جهت برآورد افسردگی و همچنین سطوح مالون‌دی‌آلدئید هیپوکامپ و پرفرونتال به روش برادفورد انجام شد. همچنین جهت القای آلزایمر مقدار سه میلی‌گرم بر کیلوگرم استرپتوزوسین در حجم پنج میکرولیتر آب مقطر استریل در ناحیه بطن مغز تزریق شد. نتایج نشان داد که تمرینات ورزشی سبب کاهش معنا‌دار میزان افسردگی در آزمون‌های تأخیر در غذاخوردن و مدت‌زمان بی‌حرکتی در رت‌های مبتلا به آلزایمر شده است. همچنین تمرینات سبب کاهش معنادار سطوح مالون‌دی‌آلدئید در هیپوکامپ رت‌های آلزایمری، درحالی‌که تفاوت معنا‌داری در ناحیه در پروفرونتال مشاهده نشد. به نظر می‌رسد، فعالیت ورزشی سبب ایجاد ایمنی در برابر آلزایمر می‌شود و احتمالاً در جلوگیری از بروز افسردگی در بیماران مبتلا به آلزایمر مؤثر باشد.

فاطمه کاظمی نسب، محمدحسین محبوبی، کریم آزالی علمداری،
دوره 22، شماره 27 - ( 6-1403 )
چکیده

هدف مطالعه حاضر بررسی اثر ترکیبی تمرین هوازی و رژیم گیاه‌خواری بر فشارخون بر بزرگسالان دارای اضافه‌وزن و چاق بود. جستجوی سیستماتیک در پایگاه‌های اطلاعاتی Scopus، Web of science، PubMed و Google scholar برای مقالات منتشر شده به زبان انگلیسی تا فوریه 2023 انجام شد. فراتحلیل برای بررسی اثر ترکیبی تمرین هوازی و رژیم گیاه‌خواری بر وزن بدن و فشار خون بزرگسالان دارای اضافه وزن و چاق انجام شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از مدل اثر تصادفی و تفاوت میانگین وزنی (WMD) انجام شد. نتایج 25 مطالعه با 10192 آزمودنی نشان داد که تمرین هوازی و رژیم گیاه‌خواری به صورت ترکیبی سبب کاهش معنادار وزن بدن] 001/0P= kg, 63/4-= [WMD، فشار خون سیستولی] 001/0P= mmHg, 94/6-= [WMDو فشار خون دیاستولی] 001/0P= mmHg, 5/4-= [WMDدر بزرگسالان دارای اضافه وزن و چاق شد. تمرین هوازی توأم با رژیم گیاه‌خواری به عنوان یک راهکار غیردارویی برای کاهش وزن و کنترل فشار خون برای بزرگسالان دارای اضافه وزن یا چاق پیشنهاد میشود. علاوه بر این، تمرین هوازی و رژیم گیاه‌خواری با هر دو نوع مدت (کمتر از 12 هفته و بیشتر از 12 هفته) سبب کاهش معنادار فشار خون در بزرگسالان چاق و اضافه وزن میشود.

 
معصومه آقازاده، سکینه امین‌نژاد،
دوره 22، شماره 27 - ( 6-1403 )
چکیده

یکی از راه‏های بهینه‏سازی فعالیت‏های ورزشی، استفاده از فناوری نانو است. نانوذرات نقره و نانواکسید‏روی تأثیرات ارزشمندی در بهبود عملکرد ورزشی ورزشکاران دارند. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر لباس‏های حاوی نانوذرات نقره و نانواکسید‏روی بر پاسخ‏های فیزیولوژیکی و عملکرد ورزشی ورزشکاران زن بود. جامعه آماری تحقیق، زنان فعال در ورزش‏های همگانی شهر ماکو بود. حجم نمونه، با روش تصادفی و به تعداد 10 نفر از ورزشکاران زن (با میانگین سنی 9/25، میانگین وزنی 60 کیلوگرم و شاخص توده بدنی 49/25) انتخاب شد. تأثیر تیمارها (فعالیت ورزشی با و بدون لباس‏های نانو) بر میزان استقامت، میزان جذب رطوبت، میزان باکتری‌زدایی، میزان فشار‏خون سیستولی و دیاستولی و تعداد ضربان قلب ورزشکاران بررسی شد. نتایج نشان داد که استفاده از لباس‏های حاوی نانوذرات نقره و نانواکسید‏روی باعث افزایش استقامت آنها می‏شود. این لباس‏ها منجر به افزایش باکتری‏زدایی در آنها می‏گردد. لباس‌های حاوی این نانوذرات در کاهش فشار‏خون آنها مؤثر بود. بین ورزشکاران زن از نظر تعداد ضربان قلب بعد از تمرین اختلاف معنا‌دار بود و این لباس‏ها در کاهش تعداد ضربان قلب آنها تأثیر داشت. همچنین باعث بهبود جذب رطوبت ورزشکاران زن شد. به‌طورکلی، لباس‏های حاوی نانوذرات نقره و نانواکسید‏روی بر کاهش پاسخ‏های فیزیولوژیکی و عملکرد ورزشی ورزشکاران زن تأثیر دارد.

 
دانیال تیماجی، فرشاد غزالیان، ماندانا غلامی، حسین عابد نظنزی،
دوره 22، شماره 28 - ( 10-1403 )
چکیده

به­ منظور رقابتی ماندن، ورزشکاران و مربیان دائماً به دنبال راه­هایی برای افزایش عملکرد هستند. هدف این پژوهش تعیین تأثیر تمرینات HIFT و ماسک هایپوکسی بر حداکثر اکسیژن مصرفی و کارایی تنفسی بازیکنان تیم ملی مردان هاکی روی یخ ایران بود. در این مطالعه نیمه‌تجربی، 14 بازیکن تیم ملی هاکی روی یخ ایران به دو گروه HIFT و HIFT همراه با ماسک هایپوکسی تقسیم شدند سپس هر دو گروه HIFT و تمرینات HIFT همراه با ماسک هایپوکسی، جلسات تمرینی HIFT با تکرار30 ثانیه و پنج ست در حدود یک ساعت، سه جلسه در هفته به­مدت شش هفته اجرا کردند. حداکثر اکسیژن مصرفی (VO2max) و کارایی تنفسی (vE/VCO2) با استفاده از گازآنالایزر اندازه­گیری شد. نتایج نشان داد که تمرینات HIFT و تمرینات HIFT همراه با ماسک هایپوکسی بر VO2max تأثیر افزایشی دارد، اما بین اثر تمرینات HIFT و HIFT همراه با ماسک هایپوکسی بر VO2max تفاوت وجود نداشت (390/0=P). vE/VCO2 در هر دو گروه کاهش یافت؛ اما بین اثر تمرینات HIFT و ماسک هایپوکسی بر vE/VCO2 تفاوت وجود نداشت (05/0<P).
باتوجه‌به مزایای عملکرد تنفسی مشابه، مردان نخبه هاکی روی یخ می­توانند از تمرینات HIFT بهره ببرند.

فرشته شهیدی، حمیده احمدی، مجید کاشف،
دوره 22، شماره 28 - ( 10-1403 )
چکیده

PRAS40   در انواع بافتهای بدن بیان و در مسیر رشد عضلانی وجود دارد. مطالعات نشان داده است که  PRAS40در تنظیم رشد سلولی نقش دارد. هدف از این مطالعه تأثیر شش هفته تمرین مقاومتی و مکمل یاری پروتئین whey بر PRAS40  و هایپرتروفی عضله دوقلو رتهای نر نژاد ویستار بود. این مطالعه تجربی که از لحاظ هدف توسعهای بود در سال 1401 انجام شد 23 سر رت نر نژاد ویستار هشت هفتهای با وزن 250 گرم به طور تصادفی در چهار گروه: تمرین مقاومتی، تمرین مقاومتی+مکمل، شم و ‏کنترل قرار گرفتند. گروه تمرین مقاومتی و تمرین مقاومتی+مکمل دو هفته با تمرینات آشنا و شش هفته پنج روز در هفته به ‏تمرین مقاومتی بالا رفتن از نردبان لدر پرداختند در گروه تمرین+مکمل بعد از تمرینات مکمل ‏whey‏ به میزان  g/kg05/2 به صورت گاواژ داده شد. در پایان با خارج کردن خون از قلب بافت عضله دو قلو خارج و به تانک ازت منتقل و برای بررسی بیان ژن ‏PRAS40‏ استفاده شد. شش هفته تمرین مقاومتی به همراه مکمل whey باعث کاهش معنیداری در بیان ژن PRAS40 و افزایش وزن عضله در گروه‌های تمرینی شد.
پروتکل تمرین مقاومتی همراه با مکمل whey از طریق سرکوب مسیر PRAS40 می‌تواند منجر به هایپرتروفی عضلانی شود و مسیرهای آنابولیک در عضله بیشتر فعال کند.

محمد فشی، افشین سراجی،
دوره 22، شماره 28 - ( 10-1403 )
چکیده

هدف: هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر فعالیت ورزشی منظم بر نیمرخ اسیدهای آمینه افراد ساکن در استان‌های درگیر ذرات گردوغبار ایران است. روش‌ها: تعداد 50 مرد سالم غیر فعال (سن: 1/5±64/31 سال؛ شاخص توده بدن: 6/5±33/26) در استانهای خوزستان (15 نفر) و ایلام (15)  و کرمانشاه (20) به صورت داوطلبانه انتخاب و به صورت  تصادفی در دو گروه کنترل و فعالیت بدنی منظم تقسیم شدند.  درصد چربی، اکسیژن مصرفی بیشینه، آمینو اسیدها قبل از مطالعه، 48 ساعت قبل از رخداد ذرات گرد و خاک و پس از پایان مطالعه مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها: تفاوت معناداری برای اثر زمان (پیش آزمون 22 اردیبهشت 1402) برروی اسید آمینه آرژنین، آلانین، لوسین، ایزولوسین، والین، اکسیژن مصرفی بیشینه و درصد چربی بدن در گروه تمرین وجود داشت (05/0>p). با این وجود اثر زمان در گروه کنترل برای متغیرهای مطالعه تفاوت معناداری نشان نداد (05/0<p). تفاوت معناداری برای تغییر درصد چربی بدن بین دو گروه کنترل و تمرین (01/0=p) و نیز اکسیژن مصرفی بیشینه گروه کنترل و تمرین مشاهده گردید (01/0=p). نتبجه‌گیری: نتایج تحقیق حاضر نشان داد تمرینات ورزشی منظم میتواند آسیبهای ناشی از قرار گیری در معرض ذرات گرد و خاک را در جمعیت در معرض کاهش دهد. 

لیلا غزاله، فرحناز سالار، فاطمه شریفی،
دوره 22، شماره 28 - ( 10-1403 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر مقایسه اثر خستگی ناشی از دو سرعت و دو استقامت بر هم انقباضی عضلات زانو در زنان جوان فعال بود. روش‌شناسی: سیزده زن جوان فعال (20-30 سال، BMI 20-25kg/m2)، بر اساس معیارهای پژوهش به طور تصادفی انتخاب شدند. آزمودنی‌ها طی دو جلسه با فاصله زمانی چهار روز، پروتکل‌های خستگی را اجرا کردند. فعالیت عضلات پهن داخلی و پهن خارجی، به‌وسیله دستگاه الکترومایوگرافی قبل و بعد از دو مرحله دویدن 400 متر و 3000 متر حین اجرای حرکت اکستنشن زانو ثبت و هم انقباضی آنها محاسبه شد. برای آنالیز داده‌ها تحلیل واریانس دوطرفه با اندازهگیری مکرر استفاده شد. یافتهها: تفاوت معناداری در میزان هم انقباضی عضلات منتخب قبل و بعد از دو سرعت (3/0=p) و دو استقامت (19/0=p) مشاهده نشد. بین اختلاف میزان هم انقباضی پیش‌آزمون و پس‌آزمون دو سرعت و همچنین دو استقامت تفاوت معنادار (85/0=p) وجود نداشت. نتیجهگیری: ازآنجایی‌که تفاوتی بین تأثیر خستگی ناشی از دو سرعت و استقامت بر هم انقباضی عضلات پهن داخلی و خارجی وجود نداشت، احتمالاً درگیری عوامل مرکزی در ظهور خستگی ناشی از دو 400 متر سرعت و 3000 متر استقامت مشابه و ناچیز باشد. این احتمال وجود دارد که ظهور خستگی پس از اجرای هر دو پروتکل، بیشتر ناشی از عوامل محیطی باشد.

ملیحه اردکانی‌زاده، علیرضا رحیمی، لیلا وصالی اکبرپور،
دوره 22، شماره 28 - ( 10-1403 )
چکیده

به نظر میرسد که تمرینات هوازی در آب به دلیل نیروی مقاومتی بیشتر در مقایسه با محیط خشکی، بر ارتقا عوامل آمادگی حرکتی مؤثرتر باشد، بر همین اساس هدف از این مطالعه مقایسه اثر تمرین هوازی در آب و خشکی بر آمادگی حرکتی دختران غیرفعال است.
30 نفر دختر غیرورزشکار بهطور تصادفی به دو گروه 15 نفری آب و خشکی تقسیم شدند، و به مدت شش هفته (3جلسه در هفته) با 70-60درصد حداکثر ضربان قلب به فعالیت هوازی پرداختند. پیش و پس از اجرای فعالیت، توان انفجاری (پرش عمودی سارجنت)، چابکی (تست 9×4)، سرعت عکسالعمل (دستگاه Reaction time)، و تعادل ایستا (دستگاه Static balance) محاسبه گردید. جهت مقایسهی پیش و پس آزمون، و مقایسۀ پس‌آزمون آب و خشکی از آنالیز واریانس یکسویه استفاده شد (05/0p).
پس از فعالیت هوازی (آب و خشکی) در مقایسه با پیش، مقادیر توان انفجاری (001/0=p)، چابکی (001/0=p) و تعادل ایستا (003/0=p)، بهبود معنیداری یافت، با مقایسه تمرین در آب و خشکی، تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0p>).
به نظر میرسد که شش هفته فعالیت هوازی در آب و خشکی بر توان انفجاری، چابکی و تعادل ایستا مؤثر، اما بر سرعت عکسالعمل مؤثر نباشد، و بین این دو محیط تفاوتی وجود ندارد.

سمیرا عمادی، شهناز شهربانیان، محمدرضا کردی، مهدیه ملانوری شمسی،
دوره 23، شماره 29 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه و هدف: برهم‌خوردن هومئوستاز میانجی‌های تنظیم‌کننده سیستم ایمنی گیرنده آریل هیدروکربن (AhR) و اورنیتین دکربوکسیلاز-1 (ODC-1) در پاتوژنز بیماری مالتیپل اسکلروزیس (MS) نقش دارد. فعالیت بدنی در کنترل و بهبود علائم بیماری MS نقش دارند. این مطالعه به‌منظور بررسی تأثیر 4 هفته فعالیت در محیط غنی‌سازی شده حرکتی بر بیان ژن‌های AhR   و ODC-1 در بافت مخچه مدل موش MS انجام شد.
روش: این مطالعه تجربی روی 30 موش ماده C57BL/6 (سن: 8 هفته و میانگین وزن: 2 ± 18) انجام شد. موش‌ها در 3 گروه 10 تایی شامل 1) کنترل سالم، 2) القاء انسفالومیلیت خود‌ایمن تجربی (EAE) و 3)  EAE+ فعالیت در محیط غنی سازی شده حرکتی به مدت 4 هفته توزیع شدند. نمره بالینی از زمان القاء تا 28 روز روزانه ثبت می‌شد. بیان ژن‌های AhR  و ODC-1 در مخچه با تکنیک  RT-PCR اندازه‌گیری شد.
تجزیه و تحلیل داده‌ها: با آزمون تحلیل واریانس یکطرفه انجام شد.

یافته‌ها: فعالیت در محیط غنی‌سازی شده حرکتی بیان ژن AhR   را در مقایسه با گروه EAE به طور معنی‌داری کاهش داد (02/0= P) و بیان ژن  ODC-1 را نیز کاهش داد؛ ولی از نظر آماری معنی‌دار نبود (28/0= P). همچنین نمره بالینی پس از فعالیت در محیط غنی‌سازی شده حرکتی به طور معنی‌داری بهبود یافت (001 /0= P).
نتیجه‌گیری: در مجموع به نظر می‌رسد تغییر سبک زندگی و فعالیت در محیط غنی‌سازی شده حرکتی منجر به تنظیم کاهشی بیان ژن‌های  AhR   و ODC-1  در مخچه و بهبود نمره بالینی حیوانات مبتلا به MS می‌شود.

فاطمه کاظمی نسب، مطهره محبی نژاد، کریم آزالی علمداری،
دوره 23، شماره 29 - ( 4-1404 )
چکیده

هدف: تجمع چربی اضافی در بدن با بیماری‌های قلبی عروقی، دیابت و پرفشار خونی مرتبط است. هدف مطالعه حاضر تعیین اندازه اثر تمرین تناوبی شدید (HIIT) بر عوامل مرتبط بر عوامل کاردیومتابولیک در بزرگسالان دارای اضافه‌وزن و چاق بود.
روش‌ها: جستجو برای مقالات انگلیسی در پایگاه­های اطلاعاتی وب آو ساینس، اسکوپوس و پابمد بدون محدودکردن سال انتشار تا فوریه سال 2023 انجام شد. محاسبه اندازه اثر (WMD) با فاصله اطمینان 95 % با استفاده از مدل اثر تصادفی محاسبه شد. همبستگی بین متغیرها با استفاده از فرا رگرسیون مدل اثرات ثابت بررسی شد.
یافته­‌ها: 13 مطالعه دربردارنده 466 آزمودنی بزرگسال دارای اضافه‌وزن و چاق (149 زن و 317 مرد) با دامنه سنی 7/24-57 سال وارد فراتحلیل شدند. نتایج نشان داد که HIIT نسبت به شرایط کنترل، سبب کاهش قابل‌ملاحظه قند خون ناشتا ]002/0P=،mg/dL 65/8-=[WMD، انسولین ناشتا ]005/0P=،U/L 88/1-= [WMD و کاهش مختصر در فشارخون دیاستولی ]03/0P=،mmHg 33/3-= [WMD می‌شود. در بررسی‌های فرا رگرسیونی، در بین مقدار اندازه اثر تمرینات HIIT بر فشارخون دیاستولی به ترتیب با مقدار اندازه اثر بر انسولین ناشتا (019/0=P، 32/0- = r) و سن آزمودنی‌ها (037/0=P، 29/0- = r) همبستگی‌های ضعیفی مشاهده شد.

نتیجه­‌گیری: تمرین تناوبی شدید سبب کاهش معنادار گلوکز، انسولین ناشتا و فشارخون دیاستولی در بزرگسالان دارای اضافه‌وزن و چاق می­شود. کاهش فشار دیاستولی در سنین بالاتر بیشتر است و همچنین این تغییرات با مقدار انسولین خون مرتبط می‌باشد. بنابراین تمرینات HIIT به عنوان راهکار غیردارویی موثر برای پیشگیری از بروز عوامل خطر قلبی متابولیکی آینده در این جمعیت پیشنهاد می­شود.

کیا رنجبر،
دوره 23، شماره 29 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: هدف از مطالعه حاضر معرفی و بررسی ژن‌های متعددی است که با عملکرد ورزشی افراد مرتبط هستند و می‌تواند در گزینش و انتخاب آن‌ها در رشته ورزشی مناسب و مورد علاقه‌شان مؤثر باشد. در این فاکتورهای مختلف آمادگی جسمانی و تمرین پذیری در کنار خطر ابتلا به آسیب ورزشی و آمادگی روانی ورزشکاران مورد بررسی قرار گرفته‌اند.
یافته‌ها: عملکرد ورزشی افراد و پایش تمرینات ورزشی تحت‌تأثیر ژنتیک و مداخلات محیطی قرار دارد. در مطالعه حاضر عملکرد سیستم هوازی با ژن ACE و آلل‌های مختلف آن، عملکرد قدرتی و توانی افراد با ژن آلفااکتنین 3 (ACTN3)، بررسی خطر آسیب افراد با ژن‌های مختلف از جمله انواع کلاژن COL1A1)، (COL5A1، تناسین (TNC)، آپولیپوپروتئین E و گروه‌های خونی قابل پیش‌بینی است؛ همچنین تمرین پذیری و آمادگی روانی افراد در فرایند استعدادیابی توسط دانش ژنتیک قابل‌بررسی است. از سوی دیگر استفاده از دانش ژنتیک و نیم‌رخ ژنی ورزشکاران می‌تواند برای تشخیص دوپینگ‌های ژنی و سلولی مفید واقع شود و به سازمان‌های که در امر پیشگیری از دوپینگ مانند WADA فعالیت می‌کنند، کمک نماید.
نتیجه‌گیری: ترکیب دانش ژنتیک در کنار مداخلات محیطی نه‌تنها در بحث استعدادیابی بلکه در پایش تمرین و ارتقای عملکرد ورزشکاران نقش مؤثری دارد. علی‌رغم وجود نقش‌های ژنتیکی وسیع، پیش‌گویی موفقیت ورزشی با دانش ژنتیک محدود به یک سری ژن خاص بوده است بااین‌حال توسعه این دانش و شناسائی ژن‌های بیشتری که می‌توانند در بحث استعدادیابی و پایش تمرین دخیل باشند نیاز به تحقیقات بیشتری را می‌طلبد

سجاد کرمی، حمید رجبی، فرشته شهیدی، فرشته گلاب،
دوره 23، شماره 29 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه و هدف: تغییر وابسته به سن در بیان ژنهای تحریکی و مهاری رگزایی از مشخصههای سالمندی و اختلال در عملکرد اندوتلیال است. ورزش هوازی میتواند موجب توقف و یا کاهش این اختلال شود. باتوجه‌به اهمیت تمرین مقاومتی در توان‌بخشی سالمندان، هدف از این مطالعه، بررسی سازگاری در پاسخ عوامل تحریکی و مهاری رگزایی پس از مداخله ورزش مقاومتی در سالمندان بود.
 روش: 24 مرد سالمند با میانگین سنی 75/67 سال به صورت در دسترس و هدفمند انتخاب شدند. نمونه خون قبل و بعد از یک جلسه فعالیت مقاومتی در قبل و بعد از 8 هفته تمرین مقاومتی گرفته شد. روش Real Time PCR به جهت بیان ژن، HIF-1، VEGF، SDF-1 و VEGI بافت خون مورد استفاده قرار گرفت. تفاوت مقادیر متغیرها با روش تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر میکس دیزاین در سطح 05/0P≤ با استفاده از نسخه 25 نرم افزارSPSS  ارزیابی شد.
 یافته ‏ها: مقادیر بیان ژن HIF-1، VEGF و SDF-1 گروه تمرین در مراحل پسآزمون اولیه (بعد از یک جلسه)، پیشآزمون ثانویه و پسآزمون ثانویه (بعد از 8 هفته تمرین) افزایش داشت و VEGI هیچگونه بیان ژنی نداشت.
 نتیجه ‏گیری نهایی: بااحتیاط میتوان گفت اگر چه انجام یک جلسه تمرین مقاومتی هم منجر به بیان ژن عوامل رگزایی میشود، بااین‌حال تمرین مقاومتی بلند مدتی که از شدت و حجم کافی برخوردار باشد میتواند میزان فرایند رگزایی را به‌مراتب در طیف گسترده‌تری فعال کند و به‌عنوان مکمل تمرینات هوازی در سالمندی مورد توجه قرار گیرد.

 

روح الله نیکویی، بهاره حاج‌ملک، داریوش مفلحی، امیر نژادوزیری،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از انجام پژوهش نیمه تجربی حاضر، بررسی اثر مقاومت به انسولین بر انتخاب سوبسترای مصرفی حین تمرین در زنان چاق دیابتی بود.
روش: 24 زن غیرفعال چاق به‌طور هدفمند انتخاب و در سه گروه سالم (n=8,BMI=31.03±1.18)، دیابتی غیر مقاوم به انسولین (n=8,BMI=30.91±0.78) و دیابتی مقاوم به انسولین (n=8,BMI=31.57±0.91) در تحقیق شرکت و یک آزمون فزاینده استاندارد را با بار کاری اولیه 50 وات و افزودن 20 وات به بارکاری هر 3 دقیقه تا وقوع واماندگی، انجام دادند. گازهای تنفسی در خلال آزمون جمع‌آوری شد. FATmax به‌عنوان نقطه‌ای که چربی بیش‌ترین سهم را در انرژی مصرفی تمرین دارد و نقطه تقاطع چربی و کربوهیدرات به‌عنوان نقطه‌ای که سوخت غالب از چربی به کربوهیدرات تغییر می‌کند، تعیین و اکسیژن مصرفی و ضربان قلب معادل با آن‌ها استخراج روش آنالیز واریانس یک‌راهه با هم مقایسه شدند.
نتایج: مقادیر اکسیژن مصرفی و ضربان قلب معادل با نقطه تقاطع چربی و کربوهیدرات در هر دو گروه دیابتی نسبت به گروه کنترل پایین‌تر در گروه مقاوم به انسولین نسبت به گروه غیرمقاوم به انسولین و سالم به‌طور معنی‌دار پایین‌تر بود (همه P ˂0.05). اکسیژن مصرفی معادل با نقطه FATmax گروه غیرمقاوم به انسولین و مقاوم به انسولین نسبت به گروه کنترل نیز پایین‌تر بود (همه P ˂0.05) و دو گروه دیابتی باهم تفاوتی نداشت.
نتیجه‌گیری: به‌طورکلی نتایج حاکی است که مقاومت به انسولی

مینا خنتان، بهروز عبدلی، علیرضا فارسی،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده

مقدمه و هدف: تحریک جریان مستقیم فرا جمجمه‌ای (tDCS) از جدیدترین روش­ها جهت ارتقای عملکرد ورزشی و آمادگی روانی ورزشکاران حرفه­ای است. در پژوهش حاضر، اثرات 10 جلسه tDCS آندال، دوگانه هم‌زمان در یک نیمکره مغز، در نواحی قشر حرکتی اولیه (M1) و قشر پیش­پیشانی پشتی (DLPFC) را بر عملکرد شنا، سرسختی ذهنی و فشار ادراک‌شده بررسی کردیم.
روش: 20 شناگر حرفه­ای مرد (سن: 86/2±00/19 سال) به‌صورت تصادفی به دو گروه tDCS (10=n) و شاهد (10=n) تقسیم شدند. روز اول، پرسش­نامه سرسختی ذهنی (SMTQ)، روز بعد آزمون عملکرد 100 متر شنای آزاد و مقیاس فشار ادراک‌شده (RPE) به­عنوان پیش‌آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. از روز سوم، 10 جلسه tDCS، هر جلسه به مدت 20 دقیقه و شدت 2 میلی­آمپر، نیم ساعت پس از تمرین متداول شنا، سه روز در هفته اعمال شد. 48 ساعت پس از دهمین جلسه tDCS، ارزیابی­ها تکرار شدند. تجزیه­وتحلیل آماری با ANCOVA انجام شد.
یافته‌ها: پس از ده جلسه tDCS، عملکرد شنا به‌طور معنی‌داری بهبود یافت؛ نمره کل سرسختی ذهنی به‌طور معنی‌داری افزایش یافت و تغییر معناداری در RPE مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری نهایی: بر این اساس، tDCS چند جلسه‌ای همراه با تمرینات متداول برای بهبود عملکرد شناگران و جنبه‌های روان‌شناختی توصیه شده که می‌تواند به­عنوان یک روش آماده­سازی مغزی برای بالا بردن سرسختی ذهنی و عملکرد ورزشی در نظر گرفته شود.

مجتبی صالح‌پور، فائزه رضوانی، فرزانه حاتمی،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده

مقدمه: پروتئین GDNF در شکل‌پذیری عصبی شناختی و سارکوپنی مؤثر است و با تمرین مقاومتی افزایش می‌یابد. تمرین TRX نیز موجب بهبود عملکرد و روحیه سالمندان می‌شود. هدف پژوهش تأثیر شش هفته تمرین TRX بر میزان پروتئین GDNF سرم خون زنان سالمند است.
روش تحقیق: هدف پژوهش، کاربردی با روش نیمه تجربی شامل پیش‌آزمون پس‌آزمون با گروه کنترل است. 28 زن سالمند کانون بازنشستگی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی به‌طور تصادفی در گروه تجربی (15n=) با میانگین سنی 60/5± 86/60، BMI 22/4± 65/27 و گروه کنترل (13n=) با میانگین سنی 03/4±38/64، BMI18/2± 33/28 قرار گرفتند. هفته اول و ششم آزمون‌ قدرت بالاتنه، پایین‌تنه و میزان پروتئین GDNF به روش الایزا اندازه گرفته شد. آزمون شاپیرو-ویلک جهت طبیعی بودن توزیع داده‌ها، آزمون لوین جهت همگنی واریانس‌ها و آزمون تحلیل کوواریانس یک‌راهه (05/0>P) جهت آزمون فرضیه‌ها با نرم‌افزار spss24 انجام شد.
یافته‌ها: نتایج تحلیل کوواریانس قدرت بالاتنه و پایین‌تنه بین دو گروه تفاوت معناداری داشت (05/0>P). در میانگین‌های تعدیل‌شده، میزان پروتئین GDNF گروه تجربی (751/15±102/443) به‌طور معناداری بیشتر از گروه کنترل (029/17± 756/209) است (05/0>P).
نتیجه‌گیری: شش هفته تمرین TRX بر میزان پروتئین GDNF زنان سالمند، قدرت بالاتنه و پایین‌تنه تأثیر معناداری داشت و احتمالاً می‌تواند در کاهش و یا به تأخیر انداختن سارکوپنی مؤثر باشد.

الهام شکور، صادق امانی شلمزاری، احمد قاسمیان، احمد محرز،
دوره 23، شماره 30 - ( 11-1404 )
چکیده

هدف: تمرینات ورزشی مقاومتی به‌عنوان درمان غیر دارویی جهت بهبود عوارض دوران یائسگی (مشکلاتی شناخی- عصبی و التهابی) پیشنهاد می‌شود. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرین مقاومتی دایره‌ای بر سطح سرمی BDNF و TNF-a در زنان یائسه کم‌تحرک بود.
مواد و روش‌ها: در تحقیق نیمه تجربی حاضر تعداد 30 زن یائسه (میانگین سنی 3±54 سال، شاخص توده بدنی 27.6±1.97 کیلوگرم بر مترمربع) ساکن شهر تهران به‌صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه تمرین مقاومتی دایره‌ای (15n=) و کنترل (15n=) قرار داده شدند. تمرین مقاومتی دایره‌ای به مدت هشت هفته، سه جلسه در هفته شامل 12 ایستگاه برای کل بدن با شدت 75-40 درصد یک تکرار بیشینه در سه ست با تکرارهای بین 12-8 انجام شد.24 ساعت قبل و بعد از مداخله خون‌گیری به‌صورت ناشتا به‌منظور سنجش BDNF و TNF-a انجام گرفت. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از روش آماری Repeated measures ANOVA استفاده شد.
یافته‌ها: در گروه تمرین مقاومتی دایره‌ای نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری در سطوح BDNF (%13.99) و کاهش معنی‌داری در سطوح TNF-a (%32.92) نشان داده شد (P<0/05).
نتیجه‌گیری: با توجه به مطالعه حاضر به نظر می‌رسد تمرینات مقاومتی دایره‌ای با شدت کم تا متوسط با افزایش BDNF و کاهش TNF-a توانسته سبب بهبودی در عامل رشد عصبی و التهابی در زنان یائسه گردد.


صفحه 3 از 4     

کلیه حقوق این وبگاه متعلق به پژوهش در طب ورزشی و فناوری است.

طراحی و برنامه‌نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Research in Sport Medicine and Technology

Designed & Developed by : Yektaweb