<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> پژوهش در سلامت روانشناختی </title>
<link>http://rph.khu.ac.ir</link>
<description>فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی - مقالات نشریه - سال 1393 جلد8 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1393/9/10</pubDate>

					<item>
						<title>نقش پنج عامل بزرگ شخصیت در پیش بینی ذهن آگاهی و شادکامی ذهنی: اثرات مستقیم و غیرمستقیم</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=2223&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف از این پژوهش بررسی نقش مستقیم و غیرمستقم پنج عامل بزرگ شخصیت در پیش­ بینی ذهن ­آگاهی و شادکامی ذهنی بود. نمونه­ ای با300 شرکت­ کننده (165دختر، 135پسر) از بین دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ­ارشد دانشگاه شهید باهنر کرمان، به روش نمونه­ گیری خوشه­ ای تصادفی انتخاب شد. ابزار­های پژوهش شامل فرم کوتاه پنج عامل شخصیت نئو، پنج­ وجهی ذهن­ آگاهی، عاطفه مثبت و منفی و رضایت از زندگی بود. داده ­ها با استفاده از نرم ­افزار­های Spss22، Mplus5 و روش تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد روان­رنجورخویی، برون­گرایی، سازگاری و وظیفه­ شناسی با ذهن ­آگاهی رابطه دارند. هم­چنین روان­رنجورخویی، برون­گرایی، گشوده­گی به تجربه و وظیفه­شناسی با مؤلفه عاطفه مثبت؛ برون­گرایی و روان­رنجورخویی با مؤلفه عاطفه ­منفی و روان­رنجورخویی، برون­گرایی و وظیفه ­شناسی با مؤلفه رضایت از زندگی شادکامی ذهنی رابطه دارند. هم­چنین ذهن ­آگاهی نتوانست هیچ یک از خرده مؤلفه ­های شادکامی­ ذهنی را پیش­ بینی نماید. طبیعی است که به همین دلیل نتوانست نقش واسطه ­ای بین پنج عامل شخصیت و شادکامی ذهنی ایفا کند. بنابراین می­توان نتیجه گرفت که عامل­ های شخصیتی نقش اصلی را پیش ­بینی ذهن ­آگاهی و شادکامی ذهنی ایفا می ­کنند.</description>
						<author>سید محمدحسین موسوی نسب</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رابطه سیستم های مغزی/ رفتاری و ناگویی خلقی با واسطه گری عاطفه مثبت و منفی</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=2224&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ­ای عاطفه مثبت و منفی در رابطه بین سیستم­ های مغزی/ رفتاری و ناگویی خلقی بود. مشارکت کنندگان 277 دانشجوی کارشناسی (121 پسر و 156 دختر) دانشگاه خوارزمی کرج بودند که به شیوه خوشه ­ای چندمرحله­ ای انتخاب شدند و پرسش­نامه پنج عاملی جکسون، پرسش­نامه عواطف مثبت و منفی (PANAS) و پرسشنامه ناگویی خلقی  را تکمیل کردند. داده­ ها به شیوه رگرسیون ­سلسله مراتبی تحلیل شد. نتایج نشان داد سیستم بازداری/ فعال­ساز رفتاری به صورت مثبت و معنادار ناگویی خلقی را پیش­ بینی می­کند. همچنین نقش واسطه ­ای عاطفه مثبت و منفی در رابطه بین سیستم­ های بازداری و فعال­ساز رفتاری و ناگویی خلقی مشاهده شد. مدل بدست آمده در این پژوهش الگوی مناسبی را جهت تبیین ناگویی خلقی در اختیار قرار می­دهد.</description>
						<author>نگار محمودی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی سهم رضایت زناشویی، سطح تعهد، وابستگی متقابل، و طول مدت رابطه در تبیین علائم افسردگی زنان و مردان متاهل</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=2225&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف تحقیق حاضر، که پژوهشی غیرآزمایشی از نوع مقطعی و همبستگی بود، بررسی الگوی همبستگی بین پنج متغیر رضایت از رابطه زناشویی، سطح تعهد، کیفیت روابط جایگزین، میزان سرمایه گذاری، و طول مدت رابطه، با علائم افسردگی در میان زنان و مردان متاهل شهر تهران، و تعین مقدار واریانس تبیین شدۀ علائم افسردگی توسط هر یک از این متغیرها بود. پرسشنامه های این پژوهش عبارت بودند از (1) پرسشنامۀ اطلاعات جمعیت شناختی، (2) مقیاس افسردگی مرکز مطالعات اپیدمیولوژیک (CES-D)، (3) شاخص رضایت زوجین (CSI-16)، و (4) مقیاسِ الگوی سرمایه گذاری (IMS)، که بین 264 کارمند اداری در وزارتخانۀ آموزش و پرورش در دو منطقۀ 2 و 18 از مناطق بیست گانۀ آموزش و پرورش شهر تهران توزیع شدند. از این میان، نتایج به دست آمده از 252 پاسخ دهنده، معتبر و قابل استفاده بود.نتایج نشان داد همبستگی منفی و معناداری بین رضایت از رابطه زناشویی و علائم افسردگی وجود دارد، و مقدار مطلق این ضریب در مردان، بالاتر از زنان است. تحلیل رگرسیون نشان داد ترکیب پنج متغیر پیش بین، 6/35% از واریانس علائم افسردگی را در زنان و2/94% واریانس علائم افسردگی را در مردان تبیین می کند. در مدل رگرسیون زنان، تنها متغیری که سهم معناداری در تبیین واریانس علائم افسردگی داشت، سطح تعهد بود. در حالی که در  مردان، همۀ متغیرهای پیش بین، دارای سهم معنادار در تبیین واریانس علائم افسردگی بودند. &lt;br clear=&quot;all&quot; &gt;  </description>
						<author>کبری جمشیدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر میزان درد مزمن و فاجعه آفرینی درد در زنان مبتلا به کمردرد مزمن</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=2226&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، یکی از درمانهای رفتاری موج سوم در زمینه درمان دردهای مزمن است. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تأثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر میزان درد و فاجعه آفرینی، در زنان مبتلا به کمردرد مزمن بود. روش پژوهش از نوع نیمه تجربی بوده و از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. شرکت کنندگان پزوهش شامل 40 نفر از زنان مبتلا به کمردرد مزمن بودند که به روش نمونه گیری در دسترس، از سه کلینیک و مطب خصوصی ارتوپدی و ستون فقرات، انتخاب شده و به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه غربالگری چندبعدی درد و مقیاس فاجعه آفرینی درد بود که توسط شرکت کنندگان تکمیل گردید. سپس شرکت کنندگان گروه آزمایش در 8 جلسه یکساعته پذیرش و تعهد درمانی شرکت کردند. نتایج تحلیل کوواریانس داده ها نشان داد که فاجعه آفرینی درد و زیر مقیاسهای آن و همچنین درد و زیر مقیاسهای آن (به جز شدت درد) در شرکت کنندگان گروه آزمایش در مرحله پس آزمون بهبودی قابل ملاحظه ای یافته است. بنابر یافته های این مطالعه، این شیوه درمانی، سبب کاهش میزان درد و پریشانی های روانشناختی تجربه شده زنان مبتلا به کمردرد مزمن می شود و نمایناگر افق های تازه ای در مداخلات بالینی است و می توان از آن به عنوان یک روش مداخله ای موثر سود جست.</description>
						<author>فروزان ایران دوست</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>آمیختگی فکر- شکل بدنی، عاطفه ی منفی و باورهای مربوط به اختلال خوردن</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=2227&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>آمیختگی فکر- شکل بدنی مفهومی شناختی است که در شکل­گیری و تداوم اختلالات خوردن اهمیت زیادی دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه آمیختگی فکر-شکل بدنی و عاطفه­ ی منفی با باورهای مربوط به اختلال خوردن و هم­چنین نقش این متغیرها در پیش ­بینی باورهای اختلال خوردن بود. طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی است. نمونه پژوهشی 245 نفر (125 پسر و 120 دختر) از دانشجویان دانشگاه تبریز با دامنه سنی 18 تا 24 بودند که با استفاده از روش نمونه­ گیری دردسترس انتخاب شدند. برای جمع ­آوری داده­ ها از پرسش­نامه­ های آمیختگی فکر- شکل بدنی، باورهای اختلال خوردن و مقیاس عاطفه­ ی منفی استفاده شد. هم­چنین داده­ های به دست آمده به کمک روش ­های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون مورد تحلیل و بررسی قرار گرفتند. یافته­ های بدست آمده از پژوهش نشان داد که بین باورهای اختلال خوردن و آمیختگی فکر- شکل­ بدنی و عاطفه منفی رابطه مثبت معنی­­داری  وجود دارد. بین آمیختگی فکر- شکل بدنی و عاطفه ­ی منفی نیز همبستگی معنی ­دار بود . نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که آمیختگی فکر- شکل بدنی و عاطفه ­ی منفی می­توانند پیش ­بینی­ کننده­ های مناسبی برای باورهای اختلال خوردن باشند. وجود رابطه بین آمیختگی فکر-شکل بدنی و عاطفه ­ی منفی و باورهای اختلال خوردن می­تواند نشان­ دهنده تعامل عوامل شناختی و هیجانی در شکل ­گیری و تداوم مشکلات خوردن باشد، بنابراین توجه به هر دو بعد شناختی و هیجانی را در درمان پیشنهاد می­کند. پژوهش­های بیشتر می­تواند مکانیسم­ های زیربنایی که این مشکلات سلامت روانی را به هم پیوند می­دهد، شناسایی کنند. </description>
						<author>الناز موسی نژاد جدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مسائل و چالش های معنوی کودکان مبتلا به سرطان: تجربه والدین</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=2243&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>سرطان از بیماری مزمن و از دومین علل اصلی مرگ در کودکان است. علاوه بر مسائل بالینی با خود چالشها و بحرانهای معنوی به همراه دارد. در این راستا خانواده به عنوان یکی از اعضاء مراقب کننده از ایشان با این چالشها مواجه هستند. در پژوهش حاضر در پی شناسایی تجربه والدین در مواجه با مسائل و چالشهای معنوی کودکان مبتلا به سرطان بودیم. پژوهش حاضر با استفاده از رویکرد پدیدارشناسی و با روش تحلیل محتوا انجام شد. برای جمع آوری اطلاعات تعداد 21 نفر از والدین به روش نمونه­گیری هدفمند انتخاب و  به مدت 3 ماه مورد مصاحبه نیمه عمیق قرار گرفتند. داده­ها به روش تجزیه و تحلیل مداوم مقایسه­ای بررسی شد. مفاهیم استخراج شده در 8 درون مایه اصلی سئوالات فلسفی، ایمان و امید، ارتباط با طبیعت، بازی و تفریح، عشق و حمایت اجتماعی، ابراز ترس و اضطراب، ابراز پرخاشگری، مکانیزم دفاعی و امید به آینده قرار گرفتند.در پژوهش حاضر تجربه والدین با ژرفای بیشتری مورد بررسی قرار گرفت. مواردی همچون سئوالات فلسفی مختلف، ایمان و امید و مورد عشق و حمایت اجتماعی قرار گرفتن عمده دغدغه والدین در ارتباط با کودکان مبتلا به سرطان بود. در این راستا لازم است آموزشهای لازم برای توانمند کردن والدین جهت مراقبت معنوی از کودکان مبتلا به سرطان صورت گیرد.</description>
						<author>سمیه برجعلی لو</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثربخشی آموزش برنامه غنی سازی ارتباط زناشویی بر ناایمنی مهرورزانه(رمانتیک)مادران دارای کودک با نشانگان داون</title>
						<link>http://ndea10.khu.ac.ir/rph/browse.php?a_id=2244&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>هدف از اجرای پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش برنامه غنی­سازی ارتباط بر ناایمنی مهرورزانه(رمانتیک) مادران دارای کودک با نشانگان داون بود.  این مطالعه به شیوه ­آزمایشی از نوع پیش­آزمون، پس­آزمون و پیگیری با گروه کنترل صورت گرفت. جامعه پژوهش عبارت است از تمامی مادران دارای کودک با نشانگان داون شهرستان اسلام­شهر، که فرزندان آن­ها در آموزشگاه­های استثنایی آن شهرستان (سال تحصیلی92-1391) مشغول به تحصیل بودند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (حجم نمونه هر گروه 16نفر) قرار گرفتند و به وسیله پرسشنامه­ رابطه مهرورزانه(رمانتیک)، در سه مرحله پیش­آزمون، پس­آزمون و پیگیری مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 10 جلسه آموزش برنامه غنی­سازی ارتباط را دریافت کردند. برای تجزیه و تحلیل داده­ها، از طرح اندازه­گیری تکراری استفاده شد. نتایج تحلیل داده­ها نشان داد آموزش برنامه غنی­سازی ارتباط بر ناایمنی مهرورزانه(رمانتیک) مادران دارای کودک با نشانگان داون موثر بوده و منجر به بهبودی ناایمنی مهرورزانه(رمانتیک) مادران دارای کودک با نشانگان داون شده است، همچنین این بهبود تا مرحله پیگیری نیز حفظ شده بود. باتوجه به اثربخشی برنامه غنی­سازی ارتباط بر ناایمنی مهرورزانه(رمانتیک) مادران دارای کودک با نشانگان داون، توصیه می­شود از این برنامه برای بهبود روابط والدین دارای فرزند استثنایی استفاده شود.</description>
						<author>عبداله جمالی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
