جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای رحمانی

دکتر مهدیه رحمانیان، دکتر محمد اورکی، خانم فهیمه میرزاده اهری،
دوره 15، شماره 2 - ( دوره پانزده، شماره دوم، تابستان 1400 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب و کاهش وسوسۀ مصرف سیگار بود. روش تحقیق حاضر از نوع شبه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان سیگاری مراجعه کننده به خانه­های سلامت در منطقه 22 شهر تهران در بهار 1396 بود.30 نفر از این افراد، به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و افراد با گمارش تصادفی به دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه تقسیم شدند. برای سنجش اضطراب از پرسشنامه اسپیلبرگر و وسوسۀ مصرف سیگار از پرسشنامه فاگرشتروم بهره برده شد. پس از انتخاب گروه آزمایش و گواه، مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر روی گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه‌ای و یک جلسه در هفته اجرا گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل کوواریانس یک­راهه استفاده گردید. نتایج نشان داد که بین نمره های پس آزمون گروه های آزمون و کنترل در اضطراب و وسوسه مصرف سیگار تفاوت معنادار وجود داشت (05/0P<)؛ به  طوریکه شناخت درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی باعث کاهش اضطراب و وسوسه مصرف سیگار در گروه آزمایش گردید. در کل می توان نتیجه گرفت که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند باعث بهبود مولفه های روانشناختی موثر در ترک مصرف سیگار گردد.

دکتر مهدیه رحمانیان، خانم شراره سلطانی، دکتر مژگان آگاه هریس،
دوره 18، شماره 3 - ( دوره هجدهم ، شماره سوم، پاییز 1403 )
چکیده

این تحقیق با هدف بررسی اثربخشی درمان فراتشخیص یکپارچه بر نشخوار فکری، تحریف‌های شناختی و اجتناب شناختی در زنان مبتلا به اختلال افسردگی انجام شد. طرح پژوهش حاضر پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری بود. جامعه آماری شامل زنانی بود که در سال 1403 به مراکز درمان افسردگی در شهر آبدانان مراجعه کردند. در این مطالعه، به دلیل حجم پایین جامعه و محدودیت جامعه آماری، از روش نمونه‌گیری هدفمند استفاده شد و 30 زن واجد شرایط به عنوان نمونه انتخاب و به‌طور تصادفی به دو گروه 15 نفره تقسیم شدند. داده‌ها با استفاده از ابزارهای استاندارد شامل پرسشنامه اجتناب شناختی سکستون و داگاس (CAQ)، پرسشنامه نشخوار فکری نالن هوکسما و مارو (1991)، پرسشنامه تحریف‌های شناختی عبداله‌زاده و سالار (1389) و مقیاس افسردگی، اضطراب و تنیدگی (DASS) لایبوند و لاویبوند (1995) جمع‌آوری شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS21 انجام شد و در بخش آمار توصیفی از میانگین و انحراف معیار برای نشان دادن وضعیت داده‌ها و در بررسی فرضیه‌ها از تحلیل واریانس آمیخته استفاده گردید. یافته‌ها نشان داد که درمان فراتشخیص یکپارچه تأثیر معناداری بر کاهش نشخوار فکری، تحریف‌های شناختی و اجتناب شناختی در زنان مبتلا به اختلال افسردگی داشته و این تأثیر در مرحله پیگیری نیز تداوم یافته است. در نتیجه، می‌توان نتیجه‌گیری کرد که این نوع درمان می‌تواند به عنوان یک راهکار مؤثر در بهبود وضعیت روان‌شناختی این گروه از بیماران مورد استفاده قرار گیرد.
 
زهرا امیرعضدی، دکتر سهیلا رحمانی، پریسا کلاهی،
دوره 19، شماره 2 - ( دوره نوزدهم، شماره دوم ، تابستان 1404 )
چکیده

بیماری فیبرومیالژیا به عنوان یک اختلال درد مزمن، بار روان‌شناختی سنگینی را به مراجعان تحمیل می‌کند؛ از همین رو پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی (MBSR) بر نشخوار فکری و ناگویی هیجانی در زنان مبتلا به فیبرومیالژیا انجام شد. طرح پژوهش حاضر نیمه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون‌ـ‌پس‌آزمون و پیگیری دوماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان مبتلا به فیبرومیالژیا عضو انجمن فیبرومیالژیا بود که از میان آن‌ها، ۳۰ بیمار به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش مداخله ذهن‌آگاهی را طی هشت جلسه به صورت هفتگی دریافت نمود، در حالی که گروه کنترل در طول این مدت هیچ مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزارهای سنجش شامل مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو و پرسشنامه سبک پاسخ‌دهی نشخواری بود و داده‌های جمع‌آوری‌شده با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج آماری نشان داد که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی منجر به کاهش معنی‌دار نمرات نشخوار فکری و ناگویی هیجانی در بیماران گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است. همچنین نتایج آزمون تعقیبی حاکی از پایداری و ماندگاری اثرات این مداخله روان‌شناختی در مرحله پیگیری دوماهه بود. در نهایت می‌توان نتیجه‌گیری کرد که برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی با اصلاح زیرساخت‌های شناختی و بهبود آگاهی عاطفی غیرقضاوت‌گرانه، ابزاری کارآمد و پایدار برای تنظیم هیجان و کاهش رنج روان‌شناختی زنان مبتلا به فیبرومیالژیا است و استفاده از آن به عنوان یک درمان مکمل در کنار درمان‌های پزشکی توصیه می‌شود.

دکتر مژگان اگاه هریس، دکتر مهدیه رحمانیان، دکتر عزت‌اله کردمیرزا نیکوزاده، آقای سروش پورموسی آبکنار،
دوره 19، شماره 3 - ( دوره نوزدهم، شماره سوم ، پاییز 1404 )
چکیده

هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش برانگیختگی مرتبط با استرس در بیماران با مشکلات دستگاه تنفسی بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش­آزمون- پس­آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه بیماران با مشکلات دستگاه تنفسی در سال 1403 بود که از این جامعه تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه جایگذاری شدند. همه آنها قبل از اجرای مداخله پرسشنامه استرس ادراک شده کوهن و همکاران (1983) را تکمیل کردند. پس از آن گروه آزمایش مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را در 8 جلسه 90 دقیقه و هفته‌ای یکبار دریافت کردند. داده­های پژوهش، به ­روش تحلیل واریانس با اندازه­گیری مکرر مورد تجزیه ­و ­تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد در برانگیختگی مرتبط با استرس بین دو گروه در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>p) و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش برانگیختگی مرتبط با استرس موثر بوده است (05/0>P). بر این اساس می­توان گفت استفاده از درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می­تواند در کاهش برانگیختگی مرتبط با استرس در بیماران با مشکلات دستگاه تنفسی موثر باشد.
 
لیلا سادات مدرسی، پریسا کلاهی، ارسلان برکت، طیبه دلشاد، سهیلا رحمانی، امینه جلالی،
دوره 19، شماره 3 - ( دوره نوزدهم، شماره سوم ، پاییز 1404 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه‌ای معنای زندگی در اثربخشی درمان وجودی-پذیرش محور بر احساس تنهایی و ترس از مرگ در سالمندان مبتلا به بیماری‌های جسمی مزمن انجام شد. این پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی سالمندان مبتلا به بیماری‌های جسمی مزمن مراجعه‌کننده به درمانگاه‌های تخصصی مجتمع بیمارستانی امام خمینی و کلینیک تخصصی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی شهر تهران در سال ۱۴۰۵ بود. از میان آن‌ها، ۳۰ نفر به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه احساس تنهایی دهشری، پرسشنامه ترس از مرگ کالت-لستر و پرسشنامه معنای زندگی (MLQ) بود. گروه آزمایش تحت ۸ جلسه ۹۰ دقیقه‌ای مداخله درمان وجودی-پذیرش محور قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد. داده‌ها با روش تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر و تحلیل مسیر، تحلیل شدند. نتایج نشان داد که درمان وجودی-پذیرش محور به‌طور معناداری باعث کاهش احساس تنهایی و ترس از مرگ در سالمندان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است. همچنین نتایج تحلیل واسطه‌ای تایید کرد که معنای زندگی در رابطه بین این رویکرد درمانی با کاهش احساس تنهایی و ترس از مرگ، نقش واسطه‌ای مثبت و معناداری ایفا می‌کند. بر اساس یافته‌ها، درمان وجودی-پذیرش محور از طریق بازسازی نظام معنایی، تقویت انعطاف‌پذیری روان‌شناختی و پذیرش واقعیت‌های وجودی، راهبردی موثر برای کاهش فرسودگی روانی و اضطراب‌های بنیادین در سالمندان مبتلا به بیماری‌های مزمن محسوب می‌شود؛ بنابراین، استفاده از این پروتکل در کلینیک‌های روان‌شناسی سلامت و درمانگاه‌های تخصصی طب سالمندی توصیه می‌گردد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 |

Designed & Developed by : Yektaweb