جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای رهنما

زهرا اخوان، مجتبی رهنمازاده،
دوره 20، شماره 1 - ( دوره بیست، شماره اول ، بهار 1405 )
چکیده

افسردگی و اختلال در کارکردهای توجه از جمله مشکلات شایع دوران کودکی هستند که می‌توانند سلامت روان و عملکرد تحصیلی کودکان را تحت تأثیر قرار دهند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش ذهن‌آگاهی بر نشانه‌های افسردگی و کارکردهای توجه در کودکان ۷ تا ۱۲ سال انجام شد. این پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری سه‌ماهه همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان ۷ تا ۱۲ سال مراجعه‌کننده به مرکز مشاوره و روان‌شناسی رهیاب شهر آمل در سال ۱۴۰۴ بود که از میان آنان، ۳۰ کودک به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه هفتگی آموزش ذهن‌آگاهی را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل در طول دوره پژوهش هیچ‌گونه مداخله‌ای دریافت نکرد. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه افسردگی کودکان (CDI) و پرسشنامه کانرز (فرم معلم) گردآوری و با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد آموزش ذهن‌آگاهی موجب کاهش معنادار نشانه‌های افسردگی و بهبود کارکردهای توجه در کودکان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شد (05/0>P). همچنین، نتایج مرحله پیگیری سه‌ماهه نشان داد اثرات مداخله در هر دو متغیر پژوهش تداوم داشته است. بر اساس یافته‌های پژوهش، آموزش ذهن‌آگاهی می‌تواند به‌عنوان یک مداخله مکمل مؤثر در مراکز مشاوره و محیط‌های آموزشی، به‌منظور کاهش نشانه‌های افسردگی و بهبود کارکردهای توجه کودکان مورد استفاده قرار گیرد.


عسل رهنما، دکتر انیس خوش لهجه صدق،
دوره 20، شماره 2 - ( دوره بیست، شماره دوم ، تابستان 1405 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف مقایسه ذهنی‌سازی چندبعدی و باورهای فراشناختی در بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک‌پذیر و افراد غیربالینی انجام شد. روش پژوهش علی ـ مقایسه‌ای و جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک‌پذیر و افراد غیربالینی در استان تهران طی سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ بود. نمونه پژوهش شامل ۱۰۰ نفر، متشکل از ۵۰ بیمار و ۵۰ فرد غیربالینی بود که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه ذهنی‌سازی چندبعدی و پرسشنامه باورهای فراشناختی گردآوری و با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری و آزمون‌های تک‌متغیری پیگیری تحلیل شدند. نتایج نشان داد تفاوت دو گروه در مجموعه مؤلفه‌های ذهنی‌سازی چندبعدی معنادار است؛ بااین‌حال، در بررسی جداگانه مؤلفه‌ها، تنها تفاوت در مؤلفه بی‌اعتمادی معنادار بود و میانگین آن در بیماران بالاتر از افراد غیربالینی به دست آمد. همچنین، دو گروه در مجموعه باورهای فراشناختی تفاوت معناداری داشتند و میانگین هر پنج مؤلفه شامل مهارناپذیری و خطر، باورهای مثبت درباره نگرانی، وقوف شناختی، اطمینان به حافظه و نیاز به مهار افکار در گروه بیماران بیشتر بود. این یافته‌ها نشان می‌دهند که باورهای فراشناختی و مؤلفه بی‌اعتمادی از ابعاد قابل‌توجه در مقایسه روان‌شناختی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک‌پذیر با افراد غیربالینی هستند. ازاین‌رو، بررسی این متغیرها می‌تواند به شناخت دقیق‌تر ابعاد روان‌شناختی همراه با این اختلال کمک کند؛ هرچند به دلیل ماهیت مقطعی پژوهش، نتایج حاضر امکان استنباط رابطه علّی را فراهم نمی‌کنند.
 



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 |

Designed & Developed by : Yektaweb