5 نتیجه برای مدرسی
دکتر پریسا کلاهی، ارسلان برکت، دکتر طیبه دلشاد، دکتر سهیلا رحمانی، دکتر امینه جلالی، لیلا سادات مدرسی،
دوره 19، شماره 3 - ( دوره نوزدهم، شماره سوم ، پاییز 1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان هیجانمدار بر تابآوری روانشناختی و دلزدگی زناشویی در زوجین دارای پریشانی روانشناختی مرتبط با نااطمینانیهای اقتصادی ـ اجتماعی انجام شد. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل زوجین دارای پریشانی روانشناختی مرتبط با نااطمینانیهای اقتصادی ـ اجتماعی در سال 1404 بود. از میان آنان، ۳۰ زوج به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ زوج) و کنترل (۱۵ زوج) جایگزین شدند. معیار ورود به مطالعه، کسب نمره بالاتر از نقطه برش در مقیاس پریشانی روانشناختی کسلر (K10) بود. گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای تحت درمان هیجانمدار قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای گردآوری دادهها شامل پرسشنامه تابآوری کانر و دیویدسون (CD-RISC) و مقیاس دلزدگی زناشویی پاینز (CBM) بود. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس تکمتغیری و چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که درمان هیجانمدار در مقایسه با گروه کنترل موجب افزایش معنادار تابآوری روانشناختی و کاهش معنادار دلزدگی زناشویی در زوجین شد (05/0>P). یافتهها حاکی از آن بود که درمان هیجانمدار از طریق تسهیل تنظیم هیجان، بازسازی الگوهای تعاملی ناکارآمد و تقویت احساس امنیت هیجانی میان زوجین توانسته است آثار منفی ناشی از نااطمینانیهای اقتصادی ـ اجتماعی را تعدیل کند. در مجموع، درمان هیجانمدار مداخلهای مؤثر برای ارتقای تابآوری روانشناختی و کاهش دلزدگی زناشویی در زوجین دارای پریشانی روانشناختی مرتبط با نااطمینانیهای اقتصادی ـ اجتماعی است و میتواند بهعنوان رویکردی کارآمد در مراکز مشاوره و خدمات سلامت روان برای حمایت از زوجین در معرض تنشهای مزمن اقتصادی و اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد.
طیبه دلشاد، سهیلا رحمانی، امینه جلالی، لیلا سادات مدرسی، پریسا کلاهی، ارسلان برکت،
دوره 19، شماره 3 - ( دوره نوزدهم، شماره سوم ، پاییز 1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی (MBSR) بر پرخاشگری و عزتنفس با میانجیگری خودتنظیمی هیجانی در نوجوانان دارای دشواری در تنظیم هیجان انجام شد. این پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی نوجوانان دختر ۱۳ تا ۱۸ ساله دارای دشواری در تنظیم هیجان مراجعهکننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال ۱۴۰۴ بود که از میان آنها، تعداد ۳۰ نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای تحت آموزش برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه پرخاشگری اهواز، مقیاس عزتنفس روزنبرگ و پرسشنامه خودتنظیمی هیجانی (گراس و جان) بود. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که آموزش برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی بهطور معناداری باعث کاهش پرخاشگری و افزایش عزتنفس در نوجوانان گروه آزمایش شد. همچنین نتایج تحلیل مسیر تأیید کرد که خودتنظیمی هیجانی نقش میانجی معناداری در رابطه بین ذهنآگاهی با پرخاشگری و عزتنفس ایفا میکند. بر اساس یافتههای این پژوهش، برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی از طریق تقویت توانایی خودتنظیمی هیجانی میتواند به عنوان یک روش مداخلهای مؤثر برای کاهش پرخاشگری و افزایش عزتنفس در نوجوانان دارای دشواری در تنظیم هیجان مورد استفاده قرار گیرد.
طیبه دلشاد، پریسا کلاهی، لیلا سادات مدرسی،
دوره 19، شماره 4 - ( دوره نوزدهم، شماره چهارم ، زمستان 1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثربخشی تکنیک قصد پارادوکسیکال بر ارتقای ادراک شایستگی در پسران دبستانی مبتلا به اختلال سیالی کلامی انجام شد. اختلال سیالی کلامی به عنوان یکی از شایعترین اختلالات گفتاری در کودکان شناخته میشود که میتواند تأثیرات منفی قابل توجهی بر ادراک شایستگی، اعتماد به نفس و عملکرد روانی-اجتماعی آنان داشته باشد. این مطالعه از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل پسران ۷ تا ۱۲ ساله مراجعهکننده به کلینیک آتیه درخشان و نیاوا شهر تهران بود و نمونهگیری به صورت هدفمند انجام شد. در نهایت، ۳۰ کودک به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) تخصیص یافتند. ابزار اندازهگیری، پرسشنامه ادراک شایستگی کودکان (پرندین، ۱۳۸۵) بود. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه (هفتهای دو جلسه) تحت مداخله تکنیک قصد پارادوکسیکال قرار گرفت که شامل تمرینهای ساختاریافته برای تغییر الگوهای شناختی-هیجانی مرتبط با عملکرد گفتاری و تقویت خودارزیابی مثبت بود، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس (ANCOVA) تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که تکنیک قصد پارادوکسیکال به طور معنادار (p < ۰.۰۵) ادراک شایستگی را در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل ارتقا داد. این یافتهها حاکی از آن است که تکنیک قصد پارادوکسیکال میتواند به عنوان یک مداخله روانشناختی مؤثر در بهبود ادراک شایستگی و حمایت از سلامت روانی کودکان مبتلا به اختلال سیالی کلامی به کار گرفته شود.
دکتر سهیلا رحمانی، دکتر امینه جلالی، لیلا سادات مدرسی، پریسا کلاهی، ارسلان برکت، طیبه دلشاد،
دوره 19، شماره 4 - ( دوره نوزدهم، شماره چهارم ، زمستان 1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی رواندرمانی مثبتگرا بر فرسودگی تحصیلی، امید به آینده و تابآوری دختران دانشآموز مبتلا به نشانگان استرس پس از سانحه (PTSD) انجام شد. روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دختران دانشآموز ۱۳ تا ۱۷ ساله ساکن شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۶-۱۴۰۵ بود که تجربه مواجهه با رویدادهای آسیبزای مرتبط با جنگ را داشتند. از میان آنان، ۴۰ دانشآموز واجد شرایط به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بر اساس نمره برش مقیاس غربالگری استرس پس از سانحه کودکان (CPSS-5)، بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش (۲۰ نفر) و کنترل (۲۰ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای رواندرمانی مثبتگرا قرار گرفت و گروه کنترل در لیست انتظار باقی ماند. ابزارهای گردآوری دادهها شامل پرسشنامه فرسودگی تحصیلی برسو، مقیاس امید اسنایدر و مقیاس تابآوری کانر-دیویدسون بود که در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری اجرا شدند. یافتههای حاصل از تحلیل واریانس آمیخته با اندازهگیری مکرر نشان داد که رواندرمانی مثبتگرا منجر به کاهش معنادار فرسودگی تحصیلی و افزایش معنادار امید به آینده و تابآوری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شده است. همچنین یافتههای مرحله پیگیری، پایداری اثرات مداخله را در طول زمان تأیید کرد. بر اساس نتایج این پژوهش، رواندرمانی مثبتگرا میتواند به عنوان یک مداخله کارآمد، پیامدهای روانی-تحصیلی منفی ناشی از تروما را در دختران نوجوان کاهش داده و سطح تابآوری و امیدواری را در آنان بهبود بخشد.
دکتر امینه جلالی، لیلا سادات مدرسی، پریسا کلاهی، ارسلان برکت، طیبه دلشاد، سهیلا رحمانی،
دوره 20، شماره 1 - ( دوره بیست، شماره اول ، بهار 1405 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت (CFT) بر احساس گناه بازمانده و بهزیستی روانشناختی با تبیین نقش واسطهای بخشش خود در سالمندان مواجه شده با ترومای جنگ (نبرد رمضان) انجام شد. این تحقیق از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی سالمندان ساکن در شهر کرمان در دی 1404 بود که تجربه ترومای ناشی از جنگ را داشتند. نمونه مورد نظر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش مداخله شفقتدرمانی را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل در لیست انتظار باقی ماند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه احساس گناه بازمانده، مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف و مقیاس بخشش خود بود.نتایج تحلیل دادهها نشان داد که شفقتدرمانی منجر به کاهش معنادار احساس گناه بازمانده و افزایش بهزیستی روانشناختی در سالمندان شده است. همچنین نتایج تحلیل مسیر تایید کرد که بخشش خود به عنوان یک متغیر واسطهای، رابطه بین شفقتدرمانی با کاهش احساس گناه و ارتقای سلامت روان را به طور مثبت تحت تأثیر قرار میدهد.بر اساس یافتههای این پژوهش، شفقتدرمانی با تقویت سازوکار بخشش خود، رویکردی کارآمد برای کاهش دردهای روانی ناشی از ترومای جنگ در دوران سالمندی است و میتواند به عنوان یک مداخله تخصصی در مراکز نگهداری سالمندان مورد استفاده قرار گیرد.