جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای گودرزی

حمید اسدی، محمدباقر کجباف، سیدعلی کلاهدوزان، سعید گودرزی، ثریا حسینی رضی،
دوره 8، شماره 2 - ( 6-1393 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر ساخت یک الگوی پیش­بینی کننده برای شناسایی عوامل محافظت کننده و خطر زا در دانشجویان در معرض خطر ابتلا به اختلالات روانی بود. طرح پژوهش همبستگی و جامعه­ی آماری4564 دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی بود که با روش نمونه­گیری طبقه­ای نسبی560 نفر انتخاب شدند. داده­ها با مقیاس­های سلامت عمومی گلدبرگ، حمایت اجتماعی بخشی پور، پیروی و عابدیان، سبک مقابله­ای اندلر و پارکر و مقیاس خطر خودکشی مرکز پژوهش سلامت رفتاری شمال غرب و مؤسسه پژوهشی منتر جمع آوری و بر­اساس رگرسیون لوجستیک تحلیل شد. نتایج نشان داد باورهای مذهبی، حمایت اجتماعی و سبک مقابله مسأله مدار در کاهش خطر ابتلاء به اختلالات روانی و سابقه اختلالات روانی، و سبک مقابله هیجان مدار در افزایش خطر ابتلاء به اختلالات روانی مؤثر است. بهره­مندی از باورهای مذهبی سطح بالاتر، به نسبت 34/0 به اندازه (66/0-)، برخورداری از حمایت اجتماعی به نسبت 64/0 به اندازه (36/0-) و سبک مقابله مسأله مدار به نسبت 77/0 به اندازه (23/0-) شانس خطر ابتلاء به اختلالات روانی را کاهش می­دهد. در حالی­که سابقه اختلالات روانی و سبک مقابله هیجان مدار، شانس خطر ابتلاء به اختلالات روانی را به ترتیب 4.35 و 1.95 برابر افزایش می­دهد. با ارائه یک الگوی پیش­بینی کننده می­توان عوامل محافظت کننده را تقویت کرد و عوامل خطر­زا را کاهش داد و از آن در جهت طرح­های پیش­گیری اولیه استفاده نمود.
زهره شجاعی، محمد علی گودرزی، سید محمد رضا تقوی،
دوره 9، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده

پژوهش حاضر، به منظور بررسی رابطه­ی بین مؤلفه­های ایمان­مذهبی و شکرگزاری با شدت علائم اختلالات روا­نی انجام شد.. شرکت­کنندگان شامل 300 نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز بودند که به روش نمونه­گیری تصادفی خوشه­ای مرحله­ای انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه­های شکرگزاری ­اسلامی ـ ایرانی، ایمان مذهبی و فهرست 90 سوالی نشانه­های روانی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده­ها از روش­های آمار توصیفی و رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته­ها نشانگر ارتباط تقریباً همه خرده مقیاس­های ایمان مذهبی و شکرگزاری با نمره کلی شدت اختلال های روانی بود. ایمانِ مذهبی و شکرگزاری گسترده­ترین تأثیر را به ترتیب بر حساسیت بین فردی و افسردگی داشتند. در بین مؤلفه­های مختلف شکرگزاری، مؤلفه شکرگزاری درونی قویترین پیش بینی­کننده منفی شدت اختلال های روانی بود و در بین مؤلفه­های ایمان­مذهبی، توان پیش­بینی دو مؤلفه خیرخواهی و هدفمندی و خویشتن­داری از سایر مؤلفه­های ایمان­مذهبی بیشتر بود. می­توان گفت ایمان­مذهبی و شکرگزاری به عنوان عامل­های عمومی محافظت­کننده می­توا­نند در کاهش علائم هر نوع اختلالی مؤثر باشند و اگر دینداری موجب رشد شکرگزاری درونی، خیرخواهی، هدفمندی و خویشتن­داری شود، می­توان آن را یک عامل پیش­گیری­کننده در برابر اختلال­های روانی در نظر گرفت.


سهیل ردائی، محمد علی گودرزی، مهدی ایمانی،
دوره 16، شماره 4 - ( دوره شانزدهم ، شماره چهارم، زمستان 1401 )
چکیده

درد یک تجربه ناراحت کننده، همراه با آسیب بالقوه یا واقعی بافتی و دارای مؤلفه ­های حسی، هیجانی، شناختی و اجتماعی است. تحقیقات گذشته نشان داده است که عوامل شناختی و هیجانی در تجربه درد بسیار مؤثر هستند. درد یکی از مهم­ترین عوارض بیماری سرطان می­باشد که بیش از 70 درصد افراد مبتلا به سرطان آن را تجربه می­کنند. دردهای مزمن حاصل از سرطان بر کیفیت زندگی بیماران سرطانی اثر می­گذارد و باعث افزایش احتمال ابتلا به افسردگی و اضطراب این بیماران می­شود. عوامل روان­شناختی در چگونگی سازگاری با درد نقش مؤثری دارند. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی است و جامعه آماری آن شامل افراد مبتلا به سرطان خون می­باشد؛ که برای درمان و انجام شیمی­درمانی به درمانگاه­ها و بیمارستان­های شهر یزد مراجعه کرده بودند. در مجموع، 240 نفر به شیوه در دسترس انتخاب شدند. نتایج نشان داد که بین فراشناخت­ها، فراهیجانات، انعطاف­ پذیری روانی و تجربه درد رابطه ای معنی دار وجود دارد و فراهیجانات منفی با افزایش و انعطاف­پذیری روانی با کاهش تجربه درد همراه هستند. نقش واسطه­ای انعطاف­پذیری روانی بین فراشناخت و فراهیجان با میزان درد تجربه شده تأیید و نشان داده شد که فراشناخت­ها و فراهیجانات از مسیر انعطاف­پذیری روانی نیز بر میزان درد تجربه شده تأثیر می‌گذارند و این تأثیر بیشتر از تأثیر مستقیم فراشناخت­ها و فراهیجانات بر درد تجربه شده می­باشد.

عزت اله رست، دکتر اسدلله ویسی، دکتر محمود گودرزی،
دوره 19، شماره 2 - ( دوره نوزدهم، شماره دوم ، تابستان 1404 )
چکیده

هدف از انجام این پژوهش مقایسه میزان تاثیر درمان پسامدرن و دیدگاه حساس به جنسیت بر بهزیستی اجتماعی زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان ایلام بود. روش پژوهش حاضر مقایسه بین دو پروتکل درمانی است و از نوع تکرار سنجش با پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری با فاصله زمانی سه ماهه همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان ایلام در ۶ ماهه دوم سال 1402 بودند. جهت انتخاب حجم نمونه 45  نفر از زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان ایلام بر اساس روش نمونه گیری هدفمند انتخاب ­شدند. یعنی ابتدا بر روی 150 نفر از زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روان درمانی، پرسشنامه تعاضات زناشویی اجرا ­شد و سپس به طور هدفمند تعداد 45 نفر از زوجینی که در این پرسشنامه بیشترین نمره را اخذ نموده ­اند انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده­ها شامل پرسشنامه­ی بهزیستی اجتماعی کییز (1998) بود. تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم‌افزار SPSS.26 صورت گرفت. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، فرضیه پژوهش مبنی بر وجود تفاوت معنادار بین درمان پسامدرن و دیدگاه حساس به جنسیت بر بهزیستی اجتماعی زوجین، تأیید نشد. با این حال، یافته‌ی کلیدی این بود که درمان پسامدرن تأثیر معناداری بر بهزیستی اجتماعی زوجین در مقایسه با گروه کنترل داشت، در حالی که این تأثیر برای رویکرد حساس به جنسیت معنادار نبود. بنابراین، به نظر می‌رسد رویکرد پسامدرن اثربخشی گسترده‌تری برای ارتقای منابع روانشناختی و ارتباطی زوجین دارد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 |

Designed & Developed by : Yektaweb