جستجو در مقالات منتشر شده


443 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي

ثنا حیدری، دکتر فرشید ابراهیمی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روان‌درمانی مثبت‌نگر بر بهزیستی روان‌شناختی زوجین در شهر کرمانشاه بود. پژوهش از نوع شبه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمونپس‌آزمون با گروه کنترل و پیگیری 1 ماه انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه زوجین متأهل ساکن شهر کرمانشاه در بازه زمانی فروردین تا اردیبهشت سال 1404 بود. از میان این جامعه، 40 زوج مراجعه‌کننده به کلینیک‌های مشاوره و روان‌شناختی به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 زوج) و کنترل (20 زوج) گمارده شدند. گروه آزمایش در 8 جلسه روان‌درمانی مثبت‌نگر گروهی شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ‌گونه مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش پرسشنامه بهزیستی روان‌شناختی ریف بود. داده‌ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که پس از کنترل نمرات پیش‌آزمون، بین میانگین نمرات بهزیستی روان‌شناختی زوجین در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (05/0P>) همچنین روان‌درمانی مثبت‌نگر موجب بهبود معنادار مؤلفه‌های بهزیستی روان‌شناختی شامل پذیرش خود، روابط مثبت با دیگران، خودمختاری، تسلط بر محیط، هدفمندی در زندگی و رشد شخصی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد. بر اساس یافته‌های پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که روان‌درمانی مثبت‌نگر با تمرکز بر هیجانات مثبت، معنا‌بخشی به زندگی، تقویت توانمندی‌ها و بهبود روابط بین‌فردی، نقش مؤثری در ارتقای بهزیستی روان‌شناختی زوجین دارد. ازاین‌رو، استفاده از این رویکرد در برنامه‌های زوج‌درمانی و مراکز مشاوره خانواده به‌منظور ارتقای سلامت روان زوجین پیشنهاد می‌شود.

فاطمه کاویانی، ذبیح اله قارلی پور،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی تعارضات زناشویی بر اساس راهبردهای تنظیم هیجان و ارضای نیازهای بنیادین با میانجی‌گری سلامت روان در زنان متأهل شهر قم انجام شد. یافته‌های حاصل از تحلیل مسیرهای   مستقیم   نشان داد که ارضای نیازهای بنیادین به‌طور مستقیم و مثبت بر کاهش تعارض زناشویی تأثیر دارد (0/310 = β) و همچنین با بهبود سلامت روان (کاهش نمره علائم) رابطه معناداری نشان می‌دهد (0/503- = β ). راهبردهای تنظیم هیجان نیز به‌طور مستقیم منجر به بهبود سلامت روان شدند (0/371 = β) سلامت روان بهتر نیز با کاهش تعارض زناشویی همراه بود (0/352- = β). با این حال، رابطه مستقیم راهبردهای تنظیم هیجان با تعارض زناشویی معنادار نبود (0/20 = β، معنی داری 0/780) در مورد اثرات   غیرمستقیم  ، نتایج حاکی از آن بود که سلامت روان نقش میانجی معناداری را در روابط متغیرهای پیش‌بین با تعارض زناشویی ایفا می‌کند. به این ترتیب که ارضای نیازهای بنیادین از طریق بهبود سلامت روان، به کاهش غیرمستقیم تعارض زناشویی منجر شد (0/177 = β). همچنین راهبردهای تنظیم هیجان نیز با واسطه‌گری سلامت روان، اثر غیرمستقیم و معناداری بر کاهش تعارض زناشویی داشت (0/130- = β). در مجموع، یافته‌ها بر این نکته تأکید دارند که ارضای نیازهای بنیادین و استفاده از راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجان، هر دو از مسیر ارتقای سلامت روان می‌توانند به کاهش تعارضات زناشویی بیانجامند. این نتایج اهمیت توجه همزمان به عوامل روان‌شناختی فردی و مکانیسم‌های درونی مانند سلامت روان را در طراحی مداخلات آموزشی و درمانی برای کاهش تعارضات زناشویی پررنگ می‌سازد.

محسن امیری، جهانگیر کرمی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

یکی از موارد غفلت در آسیب­ شناسی روانی، زیربنای فرهنگی آن است. همانطور که ژن­ها می ­توانند اطلاعات زیستی معیوب را با خود حمل کرده و به نسل­های بعدی منتقل کنند، مم­ها نیز قادر هستند تا اطلاعات معیوب فرهنگی را به اذهان منتقل و موجب آسیب­ روانی شوند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر عبارت از ایده­ پردازی و توسعه ­ی تکنیک نقشه­ ها­ی مم برای دستیابی به تاریخچه ­ی رشدی مم­ های روانشناختی مرضی در اختلال افسردگی اساسی بود. پژوهش حاضر از نوع مطالعات موردی کیفی بود. جامعه­ی آماری پژوهش را تمامی افراد 18تا 25 ساله­ی دارای اختلال افسردگی اساسی شهر کرمانشاه در سال 1403 تشکیل دادند. با استفاده از روش نمونه­ گیری هدفمند تعداد یک نفر به عنوان شرکت­ کننده انتخاب شد. نتایج ارزیابی ممتیک نشان داد دو ممپلکس ناتوانی-عجز و شرمساری- نقص، نشانه­ های بیمار را ایجاد کرده­ بودند و در ادامه با استفاده از تکنیک نقشه­ های مم، رویدادهای جنینی و رشد این دو ممپلکس شناسایی شدند. بینش بیمار نسبت به رویدادهای جنینی و رویدادهای رشد مشکلات خود موجب آگاهی او از احساسات متناظر با مم­های مرضی می­شود تا بتواند با حل و فصل آن­ها، پایه­های ممپلکس مرضی خود را متزلزل کند و در ادامه می­تواند بر خلاف اثرات فنوتیپی گسترش یافته­ی ممپلکس مرضی خود حرکت کند. این مطالعه نشان داد که می­ توان نقشه­ ها­ی مم را با موفقیت در دستیابی به تاریخچه ­ی تحولی مم ­های روانشناختی مرضی در اختلال افسردگی اساسی به کار برد

 
مریم کاظمی، تورج سپهوند،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی ناگویی هیجانی نوجوانان بر اساس انعطاف‌پذیری شناختی و دشواری‌های تنظیم هیجان مادران آنها انجام شد. این پژوهش یک مطالعه توصیفی-تحلیلی بوده و در قالب طرح همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل نوجوانان 13 تا 18 سال مدارس شهر اراک به همراه مادرانشان بود که با روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای، 459 نفر از آنها انتخاب شد. دانش ­آموزان ﻣﻘﻴﺎس ﻧﺎﮔﻮﻳﻲﻫﻴﺠﺎنی تورنتو 20 ماده‌ای، و مادران آنها پرسشنامه انعطاف­ پذیری شناختی و مقیاس دشواری­های تنظیم هیجان را پاسخ دادند و داده­های حاصل با استفاده از رگرسیون گام به گام تحلیل شد. نتایج نشان داد خرده‌مقیاس‌های دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان (ضریب بتای 240/0) و فقدان شفافیت هیجانی (ضریب بتای 194/0) مادران نقش معناداری در پیش‌بینی ناگویی هیجانی نوجوانان داشته و حدود 14 درصد واریانس آن را تبیین نمودند. دیگر خرده‌مقیاس‌های دشواری‌های تنظیم هیجان و نیز انعطاف‌پذیری شناختی مادران نقشی در تبیین آن نداشتند. در نتیجه، دشواری‌های تنظیم هیجان در مادران می‌تواند نقش مهمی در ناگویی هیجانی نوجوانان داشته باشد. بر این اساس، تقویت مهارت‌های تنظیم هیجان مادران به عنوان یک اولویت مهم برای بهبود سلامت هیجانی قرزندان به متخصصان پیشنهاد می‌گردد.

آقای حسام سلیمانی، آقای امین رحمتی، آقای عاصم اسماعیلی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی الگوی ساختاری توجه به هیجانات (ارادی و غیر ارادی) با نگرانی و استرس با نقش میانجی عواطف منفی انجام شد. روش پژوهش حاضر مدل­سازی معادلات ساختاری بود و جامعۀ پژوهش حاضر تمام دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز بودند. نمونه به روش تصادفی ساده انتخاب شد و در نهایت داده ­های به دست آمده از 312 نفر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ابزارهای پژوهش حاضر از نوع خودگزارشی و شامل پرسشنامه­ های توجه به هیجانات پالمیری و همکاران (2009) ، نگرانی پنسیلوانیا مایر و همکاران (1995)، پرسشنامۀ خلاقیت هیجانی آوریل و توماس-نولز (1991)، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس لاویبند و لاویبند (1995) و همچنین مقیاس عواطف مثبت و منفی واتسون و همکاران (1988) بودند. در نهایت، داده ­های حاصل با استفاده از معادلات ساختاری و روش بوت ­استرپ نرم­افزار­های SPSS و AMOS نسخۀ 24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. پس از تحلیل مشاهده شد که مدل از برازش مناسب برخوردار است و یافته­ های نشان داد که توجه غیر ارادی به هیجانات به صورت مستقیم با عواطف منفی، نگرانی و استرس در ارتباط است اما توجه ارادی به هیجانات تنها با عواطف منفی رابطۀ مستقیم دارد و رابطۀ آن با نگرانی و استرس به صورت غیر مستقیم و از طریق عواطف منفی است. عواطف منفی برای رابطۀ هردو نوع توجه به هیجانات با نگرانی و استرس نقش میانجی را ایفا می­کرد.
 
دکتر شیدا ناصری اکبر، دکتر عزت الله کرد نیکوزاده، دکتر مهناز مغانلو، دکتر سیده زهرا علی بخشی، دکتر امین رفیعی پور،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

هدف از مطالعه حاضر مقایسه اثربخشی مداخله های پذیرش و تعهد و ذهن آگاهی بر شاخص های زیستی، روانی و اجتماعی زنان مبتلا به ویروس پاپیلوم انسانی بود. این مطالعه به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون پس‌آزمون و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان بیمار دارای ویروس پاپیلومای انسانی بوده که در دبی ساکن و به کلینیک بیماری‌های رفتاری الشفا مراجعه داشتند. نمونه آماری به حجم 45 نفر، به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی ساده در سه گروه ( 15 نفر آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد ، 15 نفر آموزش مبتنی بر ذهن آگاهی و 15 نفر گروه گواه) گمارده شدند. سپس آزمودنی های دو گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش مبتنی بر پذیرش و تعهد و ذهن آگاهی قرار گرفتند.  ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه های داس -21 (1993)،  پذیرش اجتماعی مارلو و کراون (1996) بود که قبل، بعد و دو ماه بعد از مداخله توسط هر سه گروه تکمیل شد. نتایج نشان داد، تفاوت آماری معنی داری بین میانگین نمرات پس آزمون و در نظر گرفتن اثر زمان در متغیرهای میانگین ویروس، افسردگی  ، اضطراب ، استرس  و پذیرش اجتماعی ، وجود دارد. نتایج به‌دست‌آمده از پژوهش نشان داد هر دو روش مداخله آموزشی در زنان موثر بوده است.

 
حوا محمودزاده کناری، افسانه خواجوند خوشلی، جوانشیر اسدی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان هیجان‌مدار بر کاهش حساسیت اضطرابی و عدم تحمل بلاتکلیفی در دانش‌آموزان مبتلا به اختلال وسواسی–اجباری بود. این مطالعه به شیوه نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون–پس‌آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دختر دوره دوم متوسطه مبتلا به اختلال وسواسی–اجباری در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ در شهر بابلسر بود. از میان آن‌ها، ۳۰ نفر به‌صورت هدفمند انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه‌ای تحت درمان هیجان‌مدار قرار گرفت، در حالی‌که گروه کنترل هیچ‌گونه مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه حساسیت اضطرابی (ASI) و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی (IUS) بود که در دو مرحله پیش‌آزمون و پس‌آزمون اجرا شدند. داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس (ANCOVA) و آزمون حداقل تفاوت معنادار تحلیل شد. نتایج نشان داد درمان هیجان‌مدار به‌طور معناداری موجب کاهش حساسیت اضطرابی و عدم تحمل بلاتکلیفی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل گردید (p<0.01). بر این اساس، می‌توان نتیجه گرفت درمان هیجان‌مدار رویکردی مؤثر برای کاهش مؤلفه‌های شناختی–هیجانی مرتبط با اختلال وسواسی–اجباری در نوجوانان است.

عدنان واعظی، دکتر حسین بیگدلی، دکتر محسن احمدی طهور،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر، تبیین مدل ساختاری جهت‌گیری اهداف پیشرفت نوجوانان بر اساس طرحواره‌های هیجانی و پردازش حافظه فعال در بافت سلامت روانی بود. این مطالعه از نوع توصیفیهمبستگی و با رویکرد مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان مقطع متوسطه دوم در سال تحصیلی ۱۴۰۳۱۴۰۴ بود که از میان آن‌ها، ۳۱۵ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و پس از اعمال ملاک‌های ورود و خروج، داده‌های ۳۰۰ نفر وارد تحلیل شد. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه جهت‌گیری هدف الیوت و مک‌گریگور (2001)، مقیاس طرحواره‌های هیجانی لیهی (2002) و مقیاس حافظه فعال نلسون کاون (2005) بود. داده‌ها با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزار PLS تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که طرحواره‌های هیجانی و حافظه فعال، هر دو به‌طور مستقیم و مثبت بر ابعاد مختلف جهت‌گیری اهداف پیشرفت اثر دارند و حافظه فعال نقش میانجی معناداری در رابطه بین طرحواره‌های هیجانی و اهداف پیشرفت ایفا می‌کند. مدل پیشنهادی از برازش مناسبی برخوردار بود. نتایج این پژوهش بر اهمیت هم‌زمان عوامل هیجانی و شناختی در شکل‌گیری اهداف پیشرفت نوجوانان تأکید دارد و می‌تواند راهنمای مداخلات آموزشی و روان‌شناختی برای ارتقای انگیزش تحصیلی آنان باشد.

آرشیدا صیادی، فاطمه هوشمند، سیده ریحانه هاشمی، تارا ستوار، ارسلان برکت،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

اختلال کم‌توجهیبیش‌فعالی در دوره نوجوانی با کاستی‌های پایدار در خودتنظیمی، ضعف مهارت‌های خودمدیریتی و افزایش مشکلات اجتماعیهیجانی، از جمله اضطراب اجتماعی، همراه است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر مهارت‌های خودمدیریتی و اضطراب اجتماعی در نوجوانان مبتلا به اختلال کم‌توجهیبیش‌فعالی بود. پژوهش به شیوه نیمه‌آزمایشی و با طرح پیش‌آزمونپس‌آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری دوماهه انجام شد. جامعه پژوهش شامل نوجوانان ۱۳ تا ۱۵ ساله مبتلا به این اختلال بود که ۳۰ نفر از آنان به روش در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش در هشت جلسه ۹۰ دقیقه‌ای برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل در فهرست انتظار قرار داشت. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه خودمدیریتی نوجوانان و مقیاس اضطراب اجتماعی نوجوانان بود که در سه مرحله پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری اجرا شدند. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری با اندازه‌گیری مکرر تحلیل شد. نتایج نشان داد که اجرای برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی موجب افزایش معنادار مهارت‌های خودمدیریتی و کاهش معنادار اضطراب اجتماعی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد و این اثرات در پیگیری دوماهه نیز تا حد زیادی پایدار باقی ماند. بر اساس یافته‌ها، برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی می‌تواند به‌عنوان مداخله‌ای مکمل و مؤثر در بهبود کارکردهای شناختیرفتاری و کاهش مشکلات اجتماعیهیجانی نوجوانان مبتلا به اختلال کم‌توجهیبیش‌فعالی مورد استفاده قرار گیرد.
 

سیده بیتا میرغفاری، دکتر مریم کلهرنیا گلکار، دکتر طاهر تیزدست،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

بیماری عروق کرونر قلب یکی از شایع‌ترین بیماری‌های قلبی و علت اصلی مرگ‌ومیر در جهان است که مدیریت مؤثر آن نیازمند رویکردهای جامع و فراتر از درمان دارویی است. خودمراقبتی، به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های کلیدی در کنترل این بیماری، در بستر حمایت‌های اجتماعی و به ویژه حمایت‌های خانواده می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی بیماران و کاهش بستری‌های مکرر کمک کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه سلامت خانواده‌محور بر خودمراقبتی بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر قلب طراحی شد. این مطالعه نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمونپس‌آزمون و پیگیری سه‌ماهه، شامل ۳۰ مرد مبتلا به بیماری عروق کرونر قلب بود که به‌طور تصادفی در دو گروه مداخله (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) تقسیم شدند. گروه مداخله در هشت جلسه هفتگی ۹۰ دقیقه‌ای برنامه آموزشی ـ حمایتی خانواده‌محور شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ‌گونه مداخله آموزشی دریافت نکرد. نتایج نشان داد که برنامه سلامت خانواده‌محور به‌طور معناداری موجب افزایش رفتارهای خودمراقبتی در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل شد و این تغییرات تا سه ماه پس از مداخله حفظ گردید. این یافته‌ها تأکید بر اهمیت مشارکت خانواده در بهبود خودمراقبتی بیماران قلبی دارد و نشان می‌دهد که مداخلات خانواده‌محور می‌توانند به‌عنوان مکملی برای درمان‌های دارویی در مدیریت بیماری‌های قلبی موثر باشند. نتایج پژوهش، ضرورت ادغام این رویکردها در نظام سلامت را مطرح می‌سازد و به سیاست‌گذاران توصیه می‌کند تا زمینه‌های اجرای نظام‌مند برنامه‌های خانواده‌محور را فراهم کنند.

مرضیه براتی، زهره مرتضائی کرهرودی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر فرسودگی تحصیلی و علائم اضطراب اجتماعی دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه دوم بود. پژوهش با روش نیمه‌تجربی و طرح پیش‌آزمونپس‌آزمون با گروه کنترل و پیگیری یک‌ماهه انجام شد. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دختر مدارس دولتی شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۴۱۴۰۳ بود. پس از غربالگری اولیه، ۳۰ دانش‌آموز دارای نمره بالا در اضطراب اجتماعی به‌صورت هدفمند انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه ۹۰ دقیقه‌ای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس اضطراب اجتماعی نوجوانان و پرسشنامه فرسودگی تحصیلی بود. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر تحلیل شد.نتایج نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد موجب کاهش معنادار اضطراب اجتماعی و فرسودگی تحصیلی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شد و این اثر در مرحله پیگیری نیز تداوم داشت.در مجموع، یافته‌ها بیانگر آن است که ACT می‌تواند با افزایش انعطاف‌پذیری روان‌شناختی و کاهش اجتناب تجربه‌ای، به بهبود سازگاری تحصیلی و اجتماعی دانش‌آموزان کمک کند و به‌عنوان مداخله‌ای مؤثر در محیط‌های آموزشی مورد استفاده قرار گیرد.

دکتر معصومه حسینیان، رویا توکلی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش خودشفقت‌ورزی بر سطوح خودانتقادی و احساس انسجام روانی زنان دارای نشانگان افسردگی بود. روش پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نوع تحقیقات نیمه‌تجربی با پیش‌آزمون-پس‌آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان دارای نشانگان افسردگی مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره شهر قم در سال ۱۴۰۴ بود. نمونه آماری شامل ۳۰ نفر بود که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی و برابر (۱۵ نفر) در یک گروه آزمایش و یک گروه گواه جایگزین شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه خودانتقادی تامپسون و زاروف (۲۰۰۴)، پرسشنامه احساس انسجام روانی فلنسبرگ-مادسن و همکاران (۲۰۰۶) و پروتکل آموزش خودشفقت‌ورزی گیلبرت (۲۰۱۰) بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۷ انجام شد. یافته‌ها نشان داد که آموزش خودشفقت‌ورزی به طور معناداری خودانتقادی را کاهش و احساس انسجام روانی را در زنان دارای نشانگان افسردگی افزایش داد. علاوه بر این، مداخله مذکور تأثیر معناداری بر کاهش مؤلفه‌های خودانتقادی (درونی و مقایسه‌ای) و افزایش مؤلفه‌های انسجام روانی (فهم‌پذیری، توانایی مدیریت و معناداری) داشت. نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی حاکی از کاهش میانگین نمرات خودانتقادی و افزایش میانگین نمرات انسجام روانی در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه بود. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که آموزش خودشفقت‌ورزی بر بهبود شاخص‌های سلامت روان زنان دارای نشانگان افسردگی مؤثر است و می‌توان از آن به عنوان یک مداخله مکمل در مراکز مشاوره و درمان بهره گرفت.

دکتر معصومه حسینیان، فاطمه محمدی فر،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روان‌درمانی پویشی فشرده و کوتاه‌مدت بر استرس دانش‌آموزان دختر پایه هفتم متوسطه اول منطقه سه شهر تهران دارای اضطراب اجتماعی بود. روش پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از نوع تحقیقات نیمه‌تجربی با پیش‌آزمون-پس‌آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش‌آموزان دختر پایه هفتم مبتلا به اضطراب اجتماعی در مدارس منطقه سه شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۴ بود. نمونه آماری شامل ۲۰ نفر (۱۰ نفر گروه آزمایش و ۱۰ نفر گروه گواه) از این دانش‌آموزان بود که بر اساس نمره برش (۵۰) در پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانر و همکاران (۲۰۰۰) و نیز با هماهنگی مشاوران مدرسه انتخاب و سپس به شیوه تصادفی در دو گروه جایگزین شدند. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانر و همکاران (۲۰۰۰)، مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس لاویبوند و لاویبوند (۱۹۹۵) و پروتکل مداخله روان‌درمانی پویشی فشرده و کوتاه‌مدت مبتنی بر رویکرد دوانلو (۱۹۹۰) بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۶ در دو سطح توصیفی (میانگین و انحراف‌معیار) و استنباطی (تحلیل کوواریانس) تجزیه‌وتحلیل شدند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که روان‌درمانی پویشی فشرده و کوتاه‌مدت بر کاهش استرس دانش‌آموزان دختر دارای اضطراب اجتماعی تأثیر معناداری دارد و نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی حاکی از آن بود که میانگین نمرات استرس گروه آزمایش در مرحله پس‌آزمون به طور معناداری پایین‌تر از گروه گواه بود.

ثنا حیدری، دکتر فرشید ابراهیمی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روان‌درمانی مثبت‌نگر بر تنظیم هیجان زوجین بود. این مطالعه با روش نیمه‌آزمایشی و با طرح پیش‌آزمونپس‌آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل زوجین مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره شهر کرمانشاه در سال 1404 بود که از میان آن‌ها تعداد 20 زوج به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش در 8 جلسه روان‌درمانی مثبت‌نگر گروهی شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ‌گونه مداخله‌ای دریافت نکرد. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه تنظیم هیجان شناختی گارنفسکی و همکاران (2001) بود. داده‌ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت.نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که روان‌درمانی مثبت‌نگر تأثیر معناداری بر تنظیم هیجان زوجین دارد. به‌طور مشخص، این مداخله موجب افزایش مؤلفه‌های سازگارانه تنظیم هیجان شامل پذیرش، تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد بر برنامه‌ریزی، ارزیابی مجدد مثبت و دیدگاه‌گیری و کاهش مؤلفه‌های ناسازگارانه شامل خودسرزنشی، نشخوار فکری، فاجعه‌سازی و سرزنش دیگران در زوجین گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد.یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد روان‌درمانی مثبت‌نگر با تأکید بر هیجانات مثبت، معنا‌بخشی به تجارب، شناسایی توانمندی‌ها و بازسازی شناختی مثبت، نقش مؤثری در بهبود راهبردهای تنظیم هیجان زوجین ایفا می‌کند. این رویکرد با کاهش الگوهای شناختی منفی و تقویت راهبردهای سازگارانه، به زوجین کمک می‌کند تا تعارض‌ها و فشارهای زندگی زناشویی را به شیوه‌ای مؤثرتر مدیریت کنند. بنابراین، روان‌درمانی مثبت‌نگر می‌تواند به‌عنوان یک مداخله کارآمد در زوج‌درمانی و برنامه‌های ارتقای سلامت روان خانواده مورد استفاده قرار گیرد.

زینب آویش، فریبرز درتاج، فاطمه قائمی، نورعلی فرخی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان مثبت نگر و مدل الگوی توانمند سازی خانواده مبتنی بر شفقت به خود بر تبعیت از درمان  و کیفیت زندگی در بیماران زن مبتلا به دیابت نوع دو بود. در یک مطالعه نیمه آزمایشی با گروه کنترل و پیش آزمون و پس آزمون ، 45زن مبتلا به دیابت نوع دو که از خرداد تا تیر ماه 1403  مراجعه کننده به بخش غدد بیمارستان شهید دکتر لبافی نژاد شهر تهران بودند با روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. سپس آزمودنیها به طور تصادفی و از طریق نرم افزار اکسل آفیس در دو گروه آزمایش(گروه آزمایش اول تحت درمان درمان مثبت نگر  (n=15)؛ گروه آزمایش دوم تحت درمان مدل الگوی توانمند سازی خانواده مبتنی بر شفقت به خود (n=15 ) و یک گروه کنترل (n=15)  تحت درمان‌های روتین بیمارستان قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه‌ی مقیاس تبعیت از درمان و کیفیت زندگی در سه مرحله خط پایه، پس از مداخله و پیگیری سه ماهه جمع آوری شدند. داده ها در نرم افزار آماری SPSS نسخه 21 وارد و با استفاده از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که در مرحله پیش آزمون بین سه گروه تفاوت معنی داری وجود نداشت که حاکی از همگن بودن سه گروه و مقایسه پس آزمون‌ها در سه گروه حاکی از وجود تفاوت معنی دار است که این مساله نشان دهنده اثربخشی گروه درمان مثبت نگر و گروه توانمندسازی خانواده مبتنی بر شفقت بوده است.

عزت اله رست، دکتر اسدلله ویسی، دکتر محمود گودرزی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

هدف از انجام این پژوهش مقایسه میزان تاثیر درمان پسامدرن و دیدگاه حساس به جنسیت بر بهزیستی اجتماعی زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان ایلام بود. روش پژوهش حاضر مقایسه بین دو پروتکل درمانی است و از نوع تکرار سنجش با پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری با فاصله زمانی سه ماهه همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان ایلام در ۶ ماهه دوم سال 1402 بودند. جهت انتخاب حجم نمونه 45  نفر از زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان ایلام بر اساس روش نمونه گیری هدفمند انتخاب ­شدند. یعنی ابتدا بر روی 150 نفر از زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روان درمانی، پرسشنامه تعاضات زناشویی اجرا ­شد و سپس به طور هدفمند تعداد 45 نفر از زوجینی که در این پرسشنامه بیشترین نمره را اخذ نموده ­اند انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده­ها شامل پرسشنامه­ی بهزیستی اجتماعی کییز (1998) بود. تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم‌افزار SPSS.26 صورت گرفت. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، فرضیه پژوهش مبنی بر وجود تفاوت معنادار بین درمان پسامدرن و دیدگاه حساس به جنسیت بر بهزیستی اجتماعی زوجین، تأیید نشد. با این حال، یافته‌ی کلیدی این بود که درمان پسامدرن تأثیر معناداری بر بهزیستی اجتماعی زوجین در مقایسه با گروه کنترل داشت، در حالی که این تأثیر برای رویکرد حساس به جنسیت معنادار نبود. بنابراین، به نظر می‌رسد رویکرد پسامدرن اثربخشی گسترده‌تری برای ارتقای منابع روانشناختی و ارتباطی زوجین دارد.

دکتر محمود زیوری رحمان، خانم سمیه پور مجاهد، آقا علی قارداشی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، خودکشی یکی از علل عمده مرگ‌ومیر در بین جوانان و نوجوانان است. در ایران نیز، آمارهای موجود نشان‌دهنده افزایش میزان خودکشی، به‌ویژه در میان نوجوانان، می‌باشد که این امر نیازمند تحلیل و بررسی دقیق‌تری است. بنابراین، شناسایی علل اقدام به خودکشی در نوجوانان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در این راستا این پژوهش، با هدف تبیین پدیدارشناسانه تجربه زیسته دختران نوجوان از علل اقدام به خودکشی انجام شد. پژوهش حاضر از نوع کیفی و بر مبنای رویکرد پدیدارشناسی توصیفی با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون انجام شد. نمونه پژوهش شامل 16 نفر از دانش‌آموزان دختر مقطع متوسطه دوم در شهر همدان است که در سال 1402 اقدام به خودکشی کرده‌اند. این نمونه با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری شده و برای تحلیل آن‌ها از روش 7 مرحله‌ای کلایزی استفاده گردید. نتایج تحلیل داده‌ها منجر به استخراج 9 مضمون اصلی و 21 مضمون فرعی شد که مضامین اصلی به‌صورت زیر طبقه‌بندی گردید: 1) فشارهای خانوادگی، 2) فشارهای اجتماعی و فرهنگی، 3) عوامل روانی و احساسی، 4) تجارب عاطفی و زندگی، 5) سبک فرزندپروری، 6) روابط اجتماعی و دوستان، 7) فقدان مهارت‌های مقابله‌ای و حل مسئله، 8) فشارهای محیط مدرسه و نظام آموزشی، 9) عوامل محیطی و اجتماعی. این پژوهش نشان می‌دهد که اقدام به خودکشی در دختران نوجوان، پدیده‌ای پیچیده و چندبعدی است که تحت تأثیر ترکیبی از عوامل مختلف قرار دارد. از این‌رو، به منظور پیشگیری و مداخلات مؤثر، لازم است که توجه به ابعاد مختلف فردی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی در سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌های حمایتی لحاظ شود. همچنین، این تحقیق ضرورت توجه ویژه به مهارت‌های مقابله‌ای، حمایت‌های روانی و تغییرات در محیط‌های اجتماعی مانند خانواده و مدرسه را به‌عنوان راهکارهایی جهت کاهش رفتارهای خودکشی در دختران نوجوان برجسته می‌سازد.

خانم مرضیه سادات حجازی، دکتر رویا مشاک،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

هدف از این پژوهش پیش‌بینی اضطراب سلامت براساس اجتناب تجربی و شفقت به خود با میانجی‌گری دشواری تنظیم هیجان در مادران کودکان با اختلال طیف اوتیسم بود. روش تحقیق از نوعتوصیفی- همبستگی و جامعه آماری این پژوهش کلیه مادران کودکان با اختلال طیف اوتیسم در استان اصفهان در سال1403 -1402 بود که تعداد 250 نفر به عنوان حجم نمونه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه اضطراب سلامت سالکوسکیس و وارویک (2002)،  پرسشنامه اجتناب تجربی بوند و همکاران (2011)،  پرسشنامه شفقت به خود ریس و همکاران (2011)، پرسشنامه دشواری تنظیم هیجان گراتز و روئمر (2004)، بوده است. داده­ها با استفاده روش تحلیل مسیر و نرم‌افزارهای SPSS26 و AMOS18  موردتحلیل قرارگرفتند. یافته ها نشان داد که اضطراب سلامت براجتناب تجربی، اضطراب سلامت برشفقت به خود،  اضطراب سلامت بردشواری تنظیم هیجان،  اجتناب تجربه ای بر دشواری تنظیم هیجان، شفقت به خود بر دشواری تنظیم هیجان رابطه مستقیم و معناداری دارد. اضطراب سلامت براساس اجتناب تجربی با میانجی‌گری دشواری تنظیم هیجان و اضطراب سلامت براساس شفقت به خود با میانجی‌گری دشواری تنظیم هیجان رابطه غیرمستقیم و معناداری دارند. در نتیجه می توان بیان کرد که این پژوهش می‌تواند به ارائه مداخلات هدفمندتر و موثرتر برای  کاهش اضطراب سلامت مادران کودکان با اختلال طیف اوتیسم  کمک کند.  همچنین  نتایج این پژوهش می‌تواند به بهبود درک و حمایت از این مادران منجر شود.

دکتر مژگان اگاه هریس، دکتر مهدیه رحمانیان، دکتر عزت‌اله کردمیرزا نیکوزاده، آقای سروش پورموسی آبکنار،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش برانگیختگی مرتبط با استرس در بیماران با مشکلات دستگاه تنفسی بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش­آزمون- پس­آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه بیماران با مشکلات دستگاه تنفسی در سال 1403 بود که از این جامعه تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه جایگذاری شدند. همه آنها قبل از اجرای مداخله پرسشنامه استرس ادراک شده کوهن و همکاران (1983) را تکمیل کردند. پس از آن گروه آزمایش مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را در 8 جلسه 90 دقیقه و هفته‌ای یکبار دریافت کردند. داده­های پژوهش، به ­روش تحلیل واریانس با اندازه­گیری مکرر مورد تجزیه ­و ­تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد در برانگیختگی مرتبط با استرس بین دو گروه در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>p) و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در کاهش برانگیختگی مرتبط با استرس موثر بوده است (05/0>P). بر این اساس می­توان گفت استفاده از درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می­تواند در کاهش برانگیختگی مرتبط با استرس در بیماران با مشکلات دستگاه تنفسی موثر باشد.
 
لیلا کبیری، ملوک خادمی اشکذری، سعید اکبری زردخانه، کیوان صالحی، حسین پورشهریار،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

چکیده
تحولات فزاینده فرهنگی_اجتماعی در سال­های اخیر و نیز، آمار بالای مشکلات سلامت­روان­شناختی در سنین حساس نوجوانی و خلأ پژوهشی در این زمینه، اهمیت واکاوی عوامل ایجاد احساس حال خوب در نوجوانان را آشکارتر می­سازد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی شرایط احساس حال خوب و ارائه مدل مفهومی بهزیستی در نوجوانان ایرانی بود. در مطالعه حاضر، رویکرد کیفی، دیدگاه سازاگرایانه و طرح پژوهش نظریه داده­بنیاد با هدف نظم‌دهی مفهومی به­کار گرفته شد. جامعه مورد مطالعه، نوجوانان ایرانی ساکن عمدتا شهر قزوین در بازه سنی 16 تا 19 سال بودند که به­ روش نمونه­گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع­آوری داده­ها طی سال­های 1403 تا 1404 از مصاحبه نیمه­ساختار یافته حضوری استفاده شد و کدگذاری بر اساس طرح چارمز، طی دو مرحله کدگذاری اولیه و متمرکز به­صورت دستی انجام شده و مرتب­سازی مضمون­ها به کمک نرم افزار اکسل 2019 صورت گرفت که در نتیجه آن، دوازده مفهوم اصلی شامل شامل مشغولیت، خوش­بینی، شادکامی، رابطه با خود، رابطه با دیگران، رابطه با خدا، رابطه با هستی، سلامت خود و خانواده، رشد شخصی، اجتماع شکوفا، ارزش‌های اخلاقی و امکانات مادی به­دست آمد که هر کدام دارای مقوله­ها، زیرمقوله­هایی می­باشند. نتایج این پژوهش، رهیافت­هایی برای سیاست­گذاران و پرورش­کاران به­منظور فراهم­سازی بستر مناسب برای ایجاد احساس حال خوب و در نتیجه، افزایش سطح بهزیستی نوجوانان که می­توانند نقش مؤثری در ساختن جامعه ایفا کنند، دارد


صفحه 21 از 23     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فصلنامه پژوهش در سلامت روانشناختی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 |

Designed & Developed by : Yektaweb