443 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
آقای محمد فرهوش، آقای محمود نجفی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف پژوهش طراحی و اعتباریابی پرسشنامه اختلال شخصیت وسواس جبری بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی (همبستگی) بود. ابتدا گویه های پرسشنامه شخصیت وسواسی بر اساس مدل فرهوش، نجفی (1404) طراحی و روایی محتوایی آن به تأیید 8 کارشناس رسید و با پرسشنامه های شخصیت وسواسی گیب، اضطراب و افسردگی بیمارستانی و رضایت از زندگی دینر در 309 نفر از مراجعین مراکز مشاوره اجرا شد. جهت ارزیابی روایی تشخیصی، 58 نفر از شرکت کنندگان، مصاحبه بالینی ساختاریافته بر اساس DSM5 انجام شد. در تحلیل داده ها از آلفای کرونباخ، تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و نرم افزارهای SPSS24 و LISREL8/8 استفاده شد. نتایج نشان داد پرسشنامه شخصیت وسواس جبری شامل 24 گویه، 3 مولفه سخت گیری و دقت افراطی، عاطفه درون سو، اشتغال ذهنی به نظم و سازمان دهی است. پایایی و همسانی درونی پرسشنامه (90/0) مطلوب بود. روایی همگرا با پرسشنامه گیب (52/0)، روایی افتراقی با پرسشنامه افسردگی (39/0) و اضطراب بیمارستانی (23/0) و روایی واگرا با رضایت از زندگی (195/0-) مطلوب بود. روایی سازه و حساسیت (90%) و ویژگی (84%) نیز مطلوب بود. بر اساس یافته ها، پرسشنامه اختلال شخصیت وسواس جبری، اعتبار مناسبی دارد.
دکتر فاطمه سلیمانی، دکتر جوانشیر اسدی، دکتر ارسطو میرانی، افسانه خواجوند خوشلی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
روابط فرازناشویی یکی از چالشهای مهم روانشناختی در نظام خانواده است که میتواند بر سلامت روانی و رضایت زناشویی زوجین تأثیر منفی بگذارد. هدف پژوهش حاضر، مدلیابی معادلات ساختاری گرایش به روابط فرازناشویی بر اساس احساس تنهایی با نقش میانجی کیفیت زندگی جنسی در زنان متأهل مراجعهکننده به مراکز مشاوره خانواده شهر مشهد بود. روش پژوهش توصیفی–همبستگی و مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان متأهل مراجعهکننده به مراکز مشاوره خانواده در سال ۱۴۰۳ بود که ۳۰۰ نفر از آنان به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه احساس تنهایی (1980)، پرسشنامه گرایش به روابط فرازناشویی، و پرسشنامه کیفیت زندگی جنسی (2002) بود. دادهها با استفاده از نرمافزارهای AMOS و SPSS و با بهرهگیری از تحلیل معادلات ساختاری و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد احساس تنهایی رابطه مثبت و معناداری با گرایش به روابط فرازناشویی دارد (p<0.001). همچنین، کیفیت زندگی جنسی نقش میانجی معناداری در ارتباط بین احساس تنهایی و گرایش به روابط فرازناشویی ایفا کرد؛ بهگونهای که ارتقای کیفیت زندگی جنسی شدت اثر منفی احساس تنهایی بر گرایش به روابط فرازناشویی را کاهش داد. شاخصهای برازش نیز نشاندهنده مناسب بودن مدل پیشنهادی بودند. بر این اساس، یافتهها حاکی از آن است که کاهش احساس تنهایی و بهبود کیفیت زندگی جنسی میتواند در کاهش گرایش به روابط فرازناشویی مؤثر باشد. بنابراین، مداخلات روانشناختی و مشاورهای با تمرکز بر ارتقای کیفیت روابط زناشویی و جنسی زنان توصیه میشود.
فاطمه بهروزفر، دکتر مرجان آل بهبهانی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
سرطان به عنوان یکی از شایعترین بیماریهای مزمن و تهدیدکننده، با چالشهای جسمانی و روانی متعددی همراه است، از جمله درد مزمن که کیفیت زندگی بیماران را تحت تأثیر قرار میدهد. پژوهش حاضر با هدف پیشبینی تحمل درد بر اساس سلامت معنوی و خودکنترلی در بیماران سرطانی انجام شد. این پژوهش توصیفی-همبستگی بر روی جامعه آماری ۲۶۰ بیمار سرطانی مراجعهکننده به بیمارستان نمازی شیراز در سال ۱۴۰۳ شمسی، با نمونه ۱۵۰ نفری انتخابشده از طریق نمونهگیری در دسترس، صورت گرفت. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه فاجعهسازی درد (سالیوان و همکاران، ۱۹۹۵؛ برای سنجش معکوس تحمل درد)، پرسشنامه سلامت معنوی (پولوتزین و الیسون، ۱۹۸۲) و پرسشنامه خودکنترلی (تانچی و همکاران، ۲۰۰۴) بودند که پایایی آنها با آلفای کرونباخ ۰٫۸۰ تا ۰٫۸۵ تأیید شد. دادهها با آزمونهای همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه در نرمافزار SPSS-21 تحلیل گردید. نتایج همبستگی پیرسون روابط مثبت و معناداری را میان سلامت معنوی ،خودکنترلی و تحمل درد نشان داد. تحلیل رگرسیون حاکی از آن بود که سلامت معنوی و خودکنترلی به طور همزمان ۳۶٪ از واریانس تحمل درد را تبیین میکنند. سلامت معنوی و خودکنترلی عوامل مؤثری در پیشبینی تحمل درد بیماران سرطانی هستند و پیشنهاد میشود مداخلات بالینی مبتنی بر تقویت این عوامل در برنامههای درمانی ادغام شود تا کیفیت زندگی بیماران بهبود یابد.
علی یوسفی رودپیش، دکتر رویا توکلی، دکتر فاطمه محمدی فر، دکتر زیبا پورصادق گاوگانی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی برنامه خانوادهدرمانی تلفیقی (با ترکیب رویکردهای شناختی–رفتاری و هیجانمدار) بر کاهش افسردگی و بهبود باورهای فراشناختی در همسران بود. این مطالعه از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری با گروه کنترل انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه زوجین مراجعهکننده دارای علائم افسردگی بود. نمونهای متشکل از ۳۰ نفر (۱۵ نفر گروه آزمایش و ۱۵ نفر گروه کنترل) به روش نمونهگیری در دسترس و هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه فراشناخت ولز و کارترایت-هاتون بود. گروه آزمایش پروتکل درمانی را در طول ۱۰ جلسه دریافت کرد و دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که خانوادهدرمانی تلفیقی باعث کاهش معنادار و قوی افسردگی و بهبود معنادار باورهای فراشناختی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد .علاوه بر این، نتایج مرحله پیگیری نشان داد که اثر درمانی در هر دو متغیر وابسته پایدار باقی مانده است. بر اساس یافتهها، ترکیب رویکردهای شناختی–رفتاری و هیجانمدار در قالب خانوادهدرمانی میتواند به عنوان یک مداخله مؤثر و پایدار برای ارتقای سلامت روان و اصلاح فرآیندهای شناختی-هیجانی ناکارآمد در همسران مورد استفاده قرار گیرد.
زهرا کاووسیان، فائزه ضیایی، پریسا پاکاری، پریسا حسین زاده یزدی، زینب حسنی اصل،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، تبیین نقش واسطهای حافظهکاری هیجانی در رابطه میان سوگیری توجه و نشانههای افسردگی در بستر تعاملات خانوادگی بود. بر اساس مدلهای معاصر شناختی–هیجانی افسردگی، فرض بر این است که سوگیری توجه منفی بهعنوان یک عامل آسیبپذیری مرکزی، از طریق ایجاد اختلال در فرآیندهای حافظهکاری هیجانی، به تشدید نشانههای افسردگی منجر میشود و این مسیر میتواند تحت تأثیر کیفیت تعاملات خانوادگی تقویت شود. پژوهش با طرح توصیفی–همبستگی و با بهرهگیری از مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه پژوهش شامل بزرگسالان ۲۰ تا ۴۰ ساله ساکن تهران در سال ۱۴۰۴ بود که در یک بافت خانوادگی فعال زندگی میکردند. تعداد ۳۵۰ نفر پس از غربالگری و بررسی ملاکهای ورود، به روش نمونهگیری در دسترس هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاسهای سنجش افسردگی، سوگیری توجه، حافظهکاری هیجانی و الگوهای تعاملات خانوادگی بود. نتایج نشان داد سوگیری توجه منفی، هم بهطور مستقیم و هم غیرمستقیم، نشانههای افسردگی را پیشبینی میکند. حافظهکاری هیجانی نقش واسطهای معناداری داشت؛ به این معنا که نقص در نگهداری، بهروزرسانی و حذف اطلاعات هیجانی، مسیر اثرگذاری سوگیری توجه بر افسردگی را تسهیل و تقویت میکند. علاوه بر این، تعاملات خانوادگی نامناسب بهعنوان یک عامل زمینهای مهم عمل کرد و شدت مسیر غیرمستقیم را افزایش داد. شاخصهای برازندگی نیز تأییدکننده مدل ساختاری پیشنهادی بودند. یافتهها اهمیت بررسی همزمان عوامل شناختی، هیجانی و محیطی در تبیین افسردگی را برجسته میکنند و بر ضرورت بهکارگیری مداخلاتی که به اصلاح سوگیریهای توجه و تقویت حافظهکاری هیجانی میپردازند، بهویژه در چارچوب خانوادهدرمانی، تأکید دارند.
پرستو جناب، دکتر مریم قهرمانی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی درمان خودکارآمدی هیجانی و درمان چشمانداز زمانبر بر خودپنهانی و رشد پس از سانحه در زنان مبتلا به سرطان پستان بود. این پژوهش با طرح نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمون–پسآزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه انجام شد. جامعه آماری شامل زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعهکننده به مراکز تشخیص و درمان سرطان در شهر تهران در سهماهه اول سال ۱۴۰۴ بود. از میان آنها، ۴۵ نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در سه گروه ۱۵ نفره شامل درمان خودکارآمدی هیجانی، درمان چشمانداز زمان و گروه گواه گمارده شدند. مداخله درمان خودکارآمدی هیجانی طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای و مداخله درمان چشمانداز زمان طی ۶ جلسه ۹۰ دقیقهای بهصورت گروهی اجرا شد و گروه گواه در فهرست انتظار قرار داشت. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه خودپنهانسازی لارسون و کاستین (1990) و پرسشنامه رشد پس از سانحه تدسچی و کالهون (1996) بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS-28 و آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره (MANCOVA) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که هر دو مداخله تأثیر معناداری بر بهبود خودپنهانی و رشد پس از سانحه و مؤلفههای آن شامل رابطه با دیگران، امکانات جدید، قدرت فردی، تغییرات معنوی و ارزش زندگی داشتند. همچنین، درمان خودکارآمدی هیجانی در مقایسه با درمان چشمانداز زمان اثربخشی معناداری بیشتری در بهبود متغیرهای پژوهش نشان داد(p<0/05). بر این اساس، میتوان نتیجه گرفت که درمان خودکارآمدی هیجانی رویکردی مؤثرتر برای ارتقای سلامت روان زنان مبتلا به سرطان پستان است.
شیوا کاوه آهنگری، زهره قنبری، فاطمه آمنه اقارب پرست، الناز بانیانی، زهرا السادات حسینی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
یکی از شاخصهای بنیادین در تبیین کیفیت رابطه زناشویی، تعارض زناشویی است که در صورت مدیریت ناکارآمد، به یکی از زمینههای اصلی تنش و فروپاشی روابط خانوادگی تبدیل میشود. در پژوهش حاضر به مقایسه اثربخشی زوج درمانی گاتمن با زوج درمانی مبتنی بر واقعیت درمانی گلاسر بر انعطاف پذیری شناختی و احساس انسجام در زوجین دارای تعارض پرداخته شده است.حاضرجامعه آماری زوجین مراجعه کننده به کلینیک روان شناسی ذهن آرا شهر تهران در سال 1404 جهت تعارض زناشویی بودند. روش نمونهگیری در این پژوهش بهصورت در دسترس و هدفمند صورت گرفت. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010)و احساس انسجام آنتونووسکی (1993) استفاده شد.دادهها با استفاده از تحلیل کواریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که زوج درمانی گاتمن بر انعطاف پذیری شناختی و احساس انسجام در زنان دارای تعارض موثرتر از واقعیت درمانی گلاسر میباشد. میتوان نتیجه گرفت که زوج درمانی گاتمن بر بهبود انعطاف پذیری شناختی و حس انسجام زنان دارای تعارض اثربخش تر است و بنابراین با توجه به یافتههای پژوهش، میتوان از آن در کاهش مشکلات افراد دارای تعارضات زناشویی استفاده کرد.
فاطمه قاسم پور، معصومه طاهری، شیدا اسمعیل زاده، سیده فاطمه اسماعیل پور، سهیلا اسگندانی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی درمان تلفیقی‑گروهی پذیرش و تعهد و شفقت به خود بر تحمل پریشانی و تابآوری در برابر خودکشی در زنان متأهل با تجربه خشونت خانگی بود. روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون‑پسآزمون و پیگیری یکماهه همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان متأهل دارای تجربه خشونت خانگی مراجعهکننده به مراکز مشاوره خانواده شهر اصفهان بود. از میان آنان ۳۲ نفر با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۶ نفر) و گواه (۱۶ نفر) گمارده شدند. یک نفر از هر گروه پیش از پسآزمون از پژوهش خارج شد و در نهایت هر گروه با ۱۵ نفر ادامه یافت. گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای مداخله تلفیقی را دریافت کرد و گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفت. دادهها با استفاده از مقیاس تحمل پریشانی و پرسشنامه تابآوری در برابر خودکشی گردآوری و به کمک آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره در نرمافزار spss نسخه ۲۸ تحلیل شد. یافتهها نشان داد که مداخله تلفیقی موجب افزایش معنادار تحمل پریشانی با اندازه اثر ۴۸۱/۰ گردید. همچنین این مداخله مؤلفههای «محافظ درونی» و «ثبات هیجانی» تابآوری در برابر خودکشی را با اندازه اثر ۴۵۶/۰ به طور معناداری افزایش داد، اما بر مؤلفه «محافظ بیرونی» تأثیر معناداری نداشت . پایداری اثرات بر مؤلفههای یادشده تا یک ماه پس از مداخله تأیید شد. بر اساس یافتهها میتوان نتیجه گرفت که درمان تلفیقی پذیرش و تعهد و شفقت به خود رویکردی مؤثر برای افزایش تحمل پریشانی و ارتقای ابعاد درونی تابآوری در برابر خودکشی در زنان متأهل دارای تجربه خشونت خانگی است، اما ناتوانی این مداخله در بهبود محافظ بیرونی نیازمند توجه در پژوهشهای آتی میباشد.
زهرا سادات حسینی، ذبیح اله قارلی پور،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف از این پژوهش، پیش بینی تعهد زناشویی بر اساس سبک های حل تعارض و الگوهای ارتباطی زوجین شهر قم است. این پژوهش از نوع کاربردی بوده و ماهیت آن توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش تمامی زوجین استان قم به تعداد 382590 برآورد شده است. روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس بوده و تعداد حجم نمونه از فرمول کوکران، 384 نفر بدست آمد. پس از توزیع پرسشنامهها بین 400 نفر، تعداد 393 پرسشنامه جمعآوری شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه 44 سوالی تعهد زناشویی (DCI) آدامز و جونز (1997)، پرسشنامه 35 گویهای الگوهای ارتباطی (CPQ) کریستنسن و سالاوی (۱۹۸۴) و پرسشنامه 28 سوالی سبک های حل تعارض در زوجین (ROCI-II) رحیم (1983) است. برای تحلیل دادهها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره در نرم افزار spss نسخه 26 استفاده شد. پایایی ابزارها به کمک آلفای کرونباخ برای پرسشنامههای مربوط به تعهد زناشویی0/758، سبکهای حل تعارض 0/833 و برای الگوهای ارتباطی 0/851 بدست آمد. نتایج پژوهش نشان داد سبکهای حل تعارض و الگوهای ارتباطی میتواند به صورت معنیداری تعهد زناشویی را پیشبینی کنند. همچنین طبق ضرایب استاندارد شده بتا، سبکهای حل تعارض تاثیر بیشتر و مستقیمی در پیشبینی تعهد زناشویی زوجین را نشان داد.
زهره اسمعیلی، سحر شکور، سمیرا رمضانخانی، حسنا رستمی، فاطمه قاسم پور،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف این پژوهش مروری، بررسی اثربخشی شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی (MBCT) بر کاهش اضطراب اجتماعی در نوجوانان بود. جستجوی سیستماتیک در پایگاههای اطلاعاتی Web of Science، ScienceDirect، Scopus، PubMed، Google Scholar، Magiran و IranDoc با کلیدواژههای مرتبط انجام شد. مطالعاتی که اثربخشی MBCT را بر اضطراب اجتماعی در نوجوانان بررسی کرده و امتیاز بالاتر از ۵ در مقیاس PEDro داشتند، انتخاب شدند. از میان ۴۳ مقاله شناساییشده، ۶ مقاله واجد شرایط بودند. یافتهها نشان داد که MBCT بهطور معنیداری اضطراب اجتماعی را در نوجوانان کاهش میدهد، اگرچه تفاوتهایی در روششناسی، حجم نمونه و ابزارهای ارزیابی مشاهده شد. این نتایج بر پتانسیل MBCT بهعنوان مداخلهای مؤثر برای مدیریت اضطراب اجتماعی تأکید دارد. پیشنهاد میشود MBCT در برنامههای مشاورهای و سلامت روان مدارس و مراکز آموزشی مورد استفاده قرار گیرد. با این حال، نیاز به تحقیقات بیشتر با روششناسی استاندارد برای بررسی اثربخشی این رویکرد در زمینههای فرهنگی مختلف وجود دارد.
الناز بانیانی، فاطمه بهروزفر، ارزو سیاه چشم، فرنوش نیک خواه،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر، اثربخشی آموزش سواد رسانهای و تنظیم هیجان بر کاهش اضطراب و بهبود سلامت روان نوجوانان دارای اعتیاد به فضای مجازی بوده است. روش تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش گردآوری اطلاعات، شبه آزمایشی بوده است. این پژوهش از لحاظ ماهیت جز تحقیقات کاربردی و از لحاط اجرا جز تحقیقات نیمه آزمایشی و از نوع طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه نوجوانان دارای اعتیاد به فضای مجازی در شهر تهران در فاصله زمانی فروردین 1404 تا شهریور 1404 مراجعه کننده به مرکز مشاوره ذهن آرا بود، از بین جامعه آماری تعداد 45 نفر به صورت هدفمند انتخاب و پرسشنامه اضطراب بک و سلامت روان GHQ جهت پاسخگویی بین آنها توزیع شد. همچنین مداخله آموزش تنظیم هیجان گراس (2002) و مداخله آموزش سواد رسانه صالح راد و همکاران (1398) جهت آموزش دانش آموزان بکار گرفته شد. در نهایت این نتیجه حاصل شده است که آموزش تنظیم هیجان بر کاهش اضطراب، سلامت روان نوجوانان دارای اعتیاد به فضای مجازی تاثیر دارد، آموزش سواد رسانه بر کاهش اضطراب، سلامت روان نوجوانان دارای اعتیاد به فضای مجازی تاثیر دارد و بین اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و آموزش سواد رسانه بر اضطراب، سلامت روان نوجوانان تفاوت معناداری وجود دارد.
علیرضا مجاب قصرالدشتی، علی ناصری،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی بر شرم درونیشده و استرس ادراکشده در دانشجویان بود. این پژوهش به روش شبهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری دوماهه انجام شد. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز در سال ۱۴۰۳ بود که ۷۲ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۳۶ نفر) گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس شرم درونیشده کوک و مقیاس استرس ادراکشده کوهن بود. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه ۴۵ دقیقهای تحت آموزش مهارتهای زندگی مبتنی بر پروتکل کلینکه قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد آموزش مهارتهای زندگی موجب کاهش معنادار شرم درونیشده و استرس ادراکشده در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد و این اثر در مرحله پیگیری نیز تداوم داشت. بر اساس یافتهها میتوان نتیجه گرفت آموزش مهارتهای زندگی یک مداخله آموزشی و پیشگیرانه مؤثر در بهبود شاخصهای سلامت روان دانشجویان است و میتواند در برنامههای ارتقای سلامت روان دانشجویی مورد استفاده قرار گیرد.
طیبه دلشاد، پریسا کلاهی، لیلا سادات مدرسی،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثربخشی تکنیک قصد پارادوکسیکال بر ارتقای ادراک شایستگی در پسران دبستانی مبتلا به اختلال سیالی کلامی انجام شد. اختلال سیالی کلامی به عنوان یکی از شایعترین اختلالات گفتاری در کودکان شناخته میشود که میتواند تأثیرات منفی قابل توجهی بر ادراک شایستگی، اعتماد به نفس و عملکرد روانی-اجتماعی آنان داشته باشد. این مطالعه از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل پسران ۷ تا ۱۲ ساله مراجعهکننده به کلینیک آتیه درخشان و نیاوا شهر تهران بود و نمونهگیری به صورت هدفمند انجام شد. در نهایت، ۳۰ کودک به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) تخصیص یافتند. ابزار اندازهگیری، پرسشنامه ادراک شایستگی کودکان (پرندین، ۱۳۸۵) بود. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه (هفتهای دو جلسه) تحت مداخله تکنیک قصد پارادوکسیکال قرار گرفت که شامل تمرینهای ساختاریافته برای تغییر الگوهای شناختی-هیجانی مرتبط با عملکرد گفتاری و تقویت خودارزیابی مثبت بود، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس (ANCOVA) تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که تکنیک قصد پارادوکسیکال به طور معنادار (p < ۰.۰۵) ادراک شایستگی را در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل ارتقا داد. این یافتهها حاکی از آن است که تکنیک قصد پارادوکسیکال میتواند به عنوان یک مداخله روانشناختی مؤثر در بهبود ادراک شایستگی و حمایت از سلامت روانی کودکان مبتلا به اختلال سیالی کلامی به کار گرفته شود.
سیده بیتا میرغفاری، دکتر مریم کلهرنیا گلکار، دکتر طاهر تیزدست،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی یک برنامه ساختاریافته بازتوانی قلبی بر الگوی خودمراقبتی بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر قلب انجام شد. این مطالعه بهصورت نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و گروه کنترل با پیگیری سهماهه انجام شد. جامعه آماری شامل مردان ۴۰ تا ۶۵ سال مبتلا به بیماری عروق کرونر قلب بود که از میان آنان ۳۰ نفر بهصورت نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل گمارده شدند. گروه مداخله در یک برنامه ساختاریافته بازتوانی قلبی شامل آموزش رفتارهای خودمراقبتی، اصلاح سبک زندگی، فعالیت بدنی، تغذیه سالم، پایبندی دارویی و مدیریت استرس شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل مراقبتهای معمول را دریافت نمودند. دادهها با استفاده از پرسشنامه خودمراقبتی بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر قلب نسخه سوم جمعآوری و با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که برنامه بازتوانی قلبی موجب بهبود معنادار و پایدار در رفتارهای خودمراقبتی بیماران گروه مداخله نسبت به گروه کنترل شد. بهویژه در خردهمقیاسهای خودمراقبتی نگهداری، پایش و مدیریت، بهبودهای چشمگیری مشاهده گردید که این تغییرات در مرحله پیگیری سهماهه نیز حفظ شد. این پژوهش نشان داد که بازتوانی قلبی بهعنوان یک مداخله چندبعدی و مبتنی بر آموزش، تأثیر مثبتی بر رفتارهای خودمراقبتی بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر قلب دارد و میتواند بهعنوان یک روش مؤثر برای ارتقای کیفیت مراقبت از این بیماران در نظر گرفته شود.
نورا دهقان پور، توکل موسی زاده، رضا کاظم زاده، وکیل نظری،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شفقتورزی متمرکز بر خود بر تحمل پریشانی و الکسیتایمیا در زنان مبتلا به اختلال پوستکنی و موکنی در شهر تهران انجام شد. این مطالعه از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم پزشکی تهران بود که بر اساس معیارهای ورود به مطالعه و به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. در مجموع 45 نفر واجد شرایط شناسایی شدند و پس از تخصیص تصادفی با استفاده از جدول اعداد تصادفی، 30 نفر در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش مداخله درمان شفقتورزی متمرکز بر خود را دریافت کرد و گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای گردآوری دادهها شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی، پرسشنامه تحمل پریشانی و پرسشنامه الکسیتایمیا بود. دادهها در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری سهماهه جمعآوری و تحلیل شدند. نتایج نشان داد در مرحله پیشآزمون بین دو گروه از نظر میانگین تحمل پریشانی و الکسیتایمیا تفاوت معناداری وجود نداشت که بیانگر همگنی اولیه گروهها بود، اما در مرحله پسآزمون و پیگیری، تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده شد که حاکی از اثربخشی درمان شفقتورزی متمرکز بر خود در بهبود تحمل پریشانی و کاهش الکسیتایمیا در زنان مبتلا به اختلال پوستکنی و موکنی است. بر این اساس، میتوان نتیجه گرفت که این رویکرد درمانی میتواند در کاهش شدت علائم و ارتقای شاخصهای هیجانی این افراد مؤثر باشد.
محمد گراوندنیا، اسماعیل سعدی پور،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
گلاسر بر دو مؤلفه کلیدی کیفیت تجارب یادگیری یعنی کیفیت راهنمایی تحصیلی و انعطافپذیری یادگیری در دانشآموزان انجام شد. در این مطالعه آمیخته، بخش کیفی به تدوین مؤلفههای بسته بر اساس مبانی نظری نظریه انتخاب و پیشینه پژوهشی اختصاص یافت و روایی محتوایی آن با استفاده از شاخصهای نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی و نیز نظر متخصصان روانشناسی تربیتی و واقعیتدرمانی تأیید گردید. بخش کمی پژوهش با طرح شبهآزمایشی پیشآزمون-پسآزمون همراه با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری را دانشآموزان دختر پایه دوم متوسطه رشته علوم تجربی در منطقه دو کرج تشکیل میدادند که از میان آنان نمونهای انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش طی ده جلسه نود دقیقهای تحت آموزش با بسته طراحیشده قرار گرفت و دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها نشان داد که پس از کنترل نمرات پیشآزمون، تفاوت معناداری بین دو گروه در هر دو متغیر وابسته وجود دارد؛ به طوری که بسته آموزشی به طور معناداری موجب افزایش کیفیت راهنمایی تحصیلی و ارتقای انعطافپذیری یادگیری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد. این یافتهها حمایت تجربی قابل توجهی از کارآمدی بسته آموزشی مبتنی بر نظریه انتخاب در ارتقای شاخصهای کیفیت یادگیری فراهم میآورد. بنابراین بسته طراحیشده میتواند به عنوان ابزاری مدون و استاندارد در برنامههای مشاوره تحصیلی و مداخلات مدرسهمحور برای تقویت مسئولیتپذیری و بهبود تجربه یادگیری دانشآموزان مورد استفاده قرار گیرد.
ستاره حاجیلی، فاطمه غلامی، اکبر محمدی،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی پیشبینی ناتوانی در همدلی بر اساس ترومای دوران کودکی با میانجیگری نقایص نظریه ذهن در دانشجویان زن بود. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از منظر روششناسی، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در خرداد۱۴۰۴ بود.حجم نمونه ۲۱۰ نفر بر اساس فرمول کوکران ( ۲۰۲۳) و به روش نمونهگیری در دسترس تعیین و انتخاب شد.. به منظور اندازه گیری متغیر های پژوهش از فرم کوتاه پرسشنامه ترومای کودکی برنستاین و همکاران(2003)، آزمون ذهن خوانی از طریق تصاویر چشم بارون کوهن و همکاران(2001) و پرسشنامه صفت همدلی باتسون(1991) استفاده شد. داده ها با نرم افزارهای نرم افزار SPSS نسخه 28 و Amos نسخه 24 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و از آزمون همبستگی پیرسون و روش تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل پژوهش دارای برازش مطلوب بود(p<0/05). ترومای دوران کودکی توانست نقایص در نظریه ذهن (β=0/484) و ناتوانی در همدلی (β=0/435) پیش بینی کنند. نقایص در نظریه ذهن نیز توانست ناتوانی در همدلی پیش بینی کنند(β=0/299). همچنین، نقایص در نظریه ذهن توانست رابطه بین ترومای دوران کودکی با ناتوانی در همدلی در دانشجویان زن را میانجی کند(β=0/145). بنابراین می توان نتیجه گرفت که ترومای دوران کودکی توانست با میانجی گری نقایص در نظریه ذهن ناتوانی در همدلی در دانشجویان زن را پیش بینی کند.
ماهرخ آجرلو، زهره مرتضائی کرهرودی،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش تابآوری و کیفیت خواب در پیشبینی اضطراب عملکرد آتشنشانان انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه آتشنشانان متأهل ۳۰ تا ۵۵ سال شاغل در ایستگاههای آتشنشانی استان تهران بود که در ماههای اردیبهشت تا تیر سال ۱۴۰۴ مشغول به خدمت بودند. با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس، نمونهای به حجم ۲۵۰ نفر انتخاب شد. ابزارهای گردآوری دادهها شامل پرسشنامه اضطراب عملکرد شغلی (مککارتی و گوفین، ۲۰۰۴)، مقیاس تابآوری (کانر و دیویدسون، ۲۰۰۳) و شاخص کیفیت خواب پیتزبورگ (بایسی و همکاران، ۱۹۸۹) بود. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به روش همزمان در نرمافزار SPSS نسخه ۲۲ تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که اگرچه هر دو متغیر تابآوری و کیفیت خواب با اضطراب عملکرد رابطه همبستگی معنادار دارند. اما در تحلیل رگرسیون، تنها تابآوری پیشبینکننده معنادار اضطراب عملکرد بود و کیفیت خواب سهم مستقل و معناداری در مدل ایفا نکرد.. یافتههای پژوهش بر اهمیت منابع فردی (تابآوری) در کنترل استرسهای شغلی تأکید دارد. بنابراین، به منظور ارتقای سلامت شغلی و افزایش کارایی در عملیات امدادی، تدوین برنامههای مداخلهای با تمرکز بر تقویت تابآوری روانشناختی آتشنشانان ضرورتی انکارناپذیر است.
صبا صداقت زاده،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی طرحوارهدرمانی بر بهبود رضایت شغلی و تقویت تعهد سازمانی در کارکنان مرکز اوتیسم دارای طرحوارههای ناسازگار اولیه انجام شد. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان مرکز اوتیسم در بازه زمانی مهر تا آبان در سال 1404 بود. از این میان، ۳۰ نفر از کارکنانی که در غربالگری اولیه نمرات بالایی در پرسشنامه طرحوارههای ناسازگار یانگ (YSQ-SF) کسب کردند، به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت ۱۰ جلسه مداخله طرحوارهدرمانی قرار گرفت و گروه کنترل در لیست انتظار باقی ماند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه رضایت شغلی اسپکتور (JSS) و پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و مایر (OCQ) بود. تحلیل دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد که طرحوارهدرمانی تفاوت معناداری در متغیرهای وابسته ایجاد کرده است. این مداخله با تعدیل طرحوارههای ناسازگار، منجر به افزایش سطح رضایت شغلی و تقویت ابعاد تعهد سازمانی در کارکنان مرکز اوتیسم در مقایسه با گروه کنترل شد. با توجه به فشارهای شغلی بالا در مراکز توانبخشی اوتیسم، طرحوارهدرمانی با بازسازی نظامهای شناختی و هیجانی کارکنان، میتواند بهعنوان یک مداخله موثر جهت پیشگیری از فرسودگی، ارتقای رضایت شغلی و افزایش وفاداری سازمانی مورد استفاده قرار گیرد.
نگار کرمی نوری، ربابه نوری، جعفر حسنی،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
این پژوهش با هدف پیشبینی رفتار غذایی کودک بر اساس ظرفیت تاملی والدین با نقش واسطهای سبک تغذیهای والدین انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعهی آماری پژوهش کلیه مادران دارای کودک 6 تا 12 ساله در دبستانهای شهر تهران در سال 1403 بودند. به روش نمونهگیری در دسترس، نمونهای به تعداد 573 نفر انتخاب و در مطالعه شرکت کردند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه رفتار غذا خوردن کودکان (CEBQ، واردل و همکاران، 2001)، پرسشنامه ظرفیت تأملی والدین (PRFQ، لویتن و همکاران، 2017) و پرسشنامه سبک تغذیهای والدین (PFSQ، واردل و همکاران، 2002) بودند. دادهها با استفاده از روش تحلیل مسیر تجزیهوتحلیل شدند. نتایج تحلیل مسیر حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافتهها نشان داد که اثر غیرمستقیم پیش ذهنیسازی بر رفتار روی آوری با میانجیگری سبک تغذیه هیجانی معنادار بود. هم چنین اثر غیرمستقیم پیش ذهنیسازی بر رفتار اجتنابی با میانجیگری سبک تغذیه ابزاری معنادار بود. اثر غیرمستقیم پیش ذهنیسازی بر رفتار اجتنابی با میانجیگری سبک تغذیه کنترلی معنادار بود. اثر غیرمستقیم اطمینان از حالات ذهنی بر رفتار اجتنابی با میانجیگری سبک تغذیه ابزاری معنادار نبود. اثر غیرمستقیم اطمینان از حالات ذهنی بر رفتار اجتنابی با میانجیگری سبک تغذیه تشویقی معنادار است. در نهایت اثر غیرمستقیم اطمینان از حالات ذهنی بر رفتار اجتنابی با میانجیگری سبک تغذیه کنترلی معنادار بود (05/0p<). میتوان نتیجهگیری کرد اطمینان از حالات ذهنی مادر از طریق سبکهای تغذیهای بر رفتارهای رویآوری و اجتنابی کودکان تأثیر میگذارد؛ سبک تشویقی رویآوری و سبکهای ابزاری و کنترلی اجتناب کودک را تقویت میکنند.