443 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
سارا انتظاری، دکتر روشنک خدابخش پیرکلانی،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجیگر ذهنیسازی، اعتماد، بیاعتمادی و سادهلوحی معرفتی در رابطۀ بین ویژگیهای خودشیفتگی (آسیبپذیر و خودبزرگبین) و افسردگی بود. این مطالعه با استفاده از طرح همبستگی و روش تحلیل مسیر انجام شد. نمونهای 304 نفره از بزرگسالان با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شد و به پرسشنامههای سیاهۀ تجدید نظر شدۀ افسردگی-II (بک و همکاران، 1996)، فرم کوتاه پنج عاملی خودشیفتگی (شرمن و همکاران، 2015)، مقیاس ذهنیسازی (دیمیتریویچ و همکاران، 2018) و پرسشنامۀ اعتماد، بیاعتمادی و سادهلوحی معرفتی (کمپبل و همکاران، 2021) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که هر دو بعد خودشیفتگی از طریق کاهش ظرفیت ذهنیسازی و افزایش بیاعتمادی معرفتی، اثر غیر مستقیم مثبت معناداری بر افسردگی دارند. اما اعتماد معرفتی تنها در مسیر بین خودشیفتگی آسیبپذیر و افسردگی نقش میانجی معنادار ایفا کرد. مسیرهای غیر مستقیم از طریق سادهلوحی معرفتی نیز معنادار نبودند. همچنین اثر مستقیم خودشیفتگی خودبزرگبین بر افسردگی منفی بود، اما اثر کل از طریق مسیرهای غیر مستقیم مثبت شد. این نتایج نشاندهندۀ تمایز سازوکارهای میانجی در ابعاد مختلف خودشیفتگی و اهمیت ظرفیتهای پردازش اجتماعی در تبیین علائم افسردگی هستند. یافتهها میتوانند در تدوین برنامههای پیشگیرانه، آموزشی یا درمانی متمرکز بر تقویت ذهنیسازی و بازسازی اعتماد معرفتی برای افراد دارای ویژگیهای خودشیفته به کار گرفته شوند.
دکتر محمد برنا، خانم سیده فضیله آلبوشوکه،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی درمان شناختی رفتاری متمرکز بر اندیشناکی بر سوگیری تعبیر در دختران نوجوان دارای اختلال افسردگی شهر رامشیر بود. جامعهی آماری پژوهش کلیهی نوجوانان دختر مشغول به تحصیل در دامنه سنی 15 تا 18 سال شهر رامشیر درسال تحصیلی1402-1403 بودند. از جامعهی مذکور، نمونهای به تعداد 350 نفر به روش نمونهگیری در دسترس، انتخاب و پرسشنامهی افسردگی بک را تکمیل نمودند که تعداد 28 نفر نمرهی بالاتر از نقطهی برش (نمرهی بالاتر از 25) را کسب نمودند. سپس، این تعداد مورد مصاحبهی تشخیصی قرار گرفتند و پرسشنامهی سوگیری تعبیر امیر و همکاران (۱۹۹۸) را به عنوان پیش آزمون تکمیل نمودند. هر دو گروه به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گروه گواه (هرگروه14نفر) جایگزین شدند. طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. گروه آزمایش تحت درمان شناختی رفتاری متمرکز بر اندیشناکی (10جلسهی90 دقیقهای) قرارگرفتند، اما گروه گواه مداخلهای دریافت نکرد. نتایج نشان داد بین دو گروه آزمایش و گواه از لحاظ سوگیری تعبیر تفاوت معنیدار وجود دارد و حاکی از آن است که درمان شناختی رفتاری متمرکز بر اندیشناکی بر کاهش سوگیری تعبیر در دختران نوجوان دارای اختلال افسردگی اثربخش بوده است. با توجه به یافتههای پژوهش حاضر میتوان نتیجه گرفت که درمان شناختی رفتاری متمرکز بر اندیشناکی میتواند به عنوان روشی مؤثر برای کمک به بهبود شرایط دختران نوجوان دارای اختلال افسردگی مورد استفاده قرار گیرد.
فاطمه جعفری ماربین، دکتر فرهاد محمدی مصیری،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف واکاوی و مقایسه نیمرخ روانشناختی دو گروه از مصرفکنندگان مواد مخدر سنتی و صنعتی، به بررسی تفاوتهای موجود در سیستمهای مغزی-رفتاری، ابعاد سرشت و منش شخصیت و تمایلات رفتار اجتماعی پرداخت. این مطالعه از نوع علی-مقایسهای بود که بر روی ۲۰۰ مرد وابسته به مواد (۱۰۰ مصرفکننده مواد سنتی و ۱۰۰ مصرفکننده مواد صنعتی) که در سال ۱۴۰۴ به مراکز بازپروری شهر قم مراجعه کرده بودند، انجام شد. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه سیستمهای مغزی-رفتاری گری-ویلسون، آزمون سرشت و منش کلونینجر و مقیاس تجدیدنظر شده رفتارهای پیشاجتماعی بود. یافتههای حاصل از تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که مصرفکنندگان مواد صنعتی در سیستم فعالسازی رفتاری و زیرمقیاسهای رویآورد و اجتناب فعال، نمرات بهمراتب بالاتری کسب کردند؛ در حالی که در سیستمهای بازداری رفتاری و ستیز-گریز تفاوت معناداری مشاهده نشد. در ابعاد شخصیتی، گروه صنعتی نمرات بالاتری در نوجویی، آسیبپرهیزی، پشتکار، خودراهبری و خودفراروی داشتند، اما مصرفکنندگان سنتی در بعد پاداشوابستگی و شاخصهای رفتار اجتماعی (نوعدوستانه و متابعتآمیز) برتری نشان دادند. نتایج حاکی از آن است که الگوی مصرف مواد صنعتی با پروفایل شخصیتی تکانشگرتر و فروپاشی عمیقتر در کارکردهای اجتماعی مرتبط است، در حالی که مصرفکنندگان سنتی پیوندهای اجتماعی و پاسخدهی به پاداشهای محیطی را بیشتر حفظ کردهاند. این یافتهها بر ضرورت بازنگری در پروتکلهای درمانی و طراحی مداخلات متمایز مبتنی بر نوع ماده مصرفی و زیربناهای عصبی-شخصیتی در حوزه روانشناسی اعتیاد تأکید میکند.