51 نتیجه برای سلامت
میکایا مهروز، محمدمهدی شمسائی، روح الله براتیان،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش بردباری بر سلامت روان و سازگاری کودکان پایه اول ابتدایی بود. روش تحقیق شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون - پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان پایه اول ابتدایی شهر گرگان بودند. از این جامعه تعداد 170 دانشآموز با روش نمونه گیری در دسترس، پرسشنامه ارزیابی سلامت روان کودکان و نوجوانان و پرسشنامه سازگاری کودکان را تکمیل نمودند. از این تعداد 30 نفر از کودکانی که نمره متوسط در آزمون ها به دست آوردند به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. سپس جلسات آموزش بردباری طی 9 جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای یک جلسه انجام شد. برای آزمون فرضیه ها از آزمون کواریانس چند متغیره با نرم افزار spss 22 استفاده گردید. یافته ها نشان داد که آموزش بردباری موجب بهبود سازگاری و سلامت روان نمونه آماری شده است. با توجه به محتوای مداخله پیشنهاد می شود ارزشهای زندگی مانند بردباری در قالب بازی های گروهی آموزش داده شود تا گامی اساسی در بهبود و ارتقای سلامت روان و سازگای کودکان هم برداشته باشیم.
اعظم نوری سعید، رضا شباهنگ، فرزین باقری شیخانگفشه، مریم سعیدی، سیده مریم موسوی،
دوره 14، شماره 1 - ( 4-1399 )
چکیده
در طول بیماری همه گیر ویروس کرونا-2019، افراد مختلف سطوح متفاوتی از اضطراب مرتبط با کوید-19 را تجربه می کنند و بسیاری از آنها به اینترنت و اطلاعات آنلاین مرتبط با سلامت استناد می کنند. هدف پژوهش حاضر، مقایسه استفاده از اطلاعات آنلاین مرتبط با سلامت، هویت اشتراکی آنلاین و استفاده از اطلاعات اشتراکی آنلاین در سطوح مختلف اضطراب کوید-19 است. در این مطالعه علی-مقایسهای ، جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه گیلان در هنگام شیوع کوید-19 در سال 1398 بود. از بین آنها ، 387 نفر از دانشجویان به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامه اضطراب کوید-19، پرسشنامه استفاده از اطلاعات آنلاین مرتبط با سلامت و مقیاس تقویت حباب هویت پاسخ دادند. با توجه به نمرات بالا و پایین پرسشنامه اضطراب کوید-19، شرکتکنندگان به دو گروه اضطراب بالا کوید-19 و گروه اضطراب پایین کوید-19 تقسیم شدند. یافته ها نشان داد افراد دارای سطح بالای اضطراب کوید-19، نمرات بیشتری در استفاده از اطلاعات آنلاین مرتبط با سلامت و هویت اشتراکی آنلاین در مقایسه با افراد گروه اضطراب کم کوید-19 کسب کردند. باید اذعان داشت که در افراد با سطوح بالا اضطراب کوید-19، هویت اشتراکی آنلاین برجسته تر است و آنها اتکا بیشتری به اطلاعات سلامتی موجود در سطح اینترنت دارند. بنابراین ضروری است که افراد در انتخاب اطلاعات آنلاین مرتبط با سلامت محتاط تر عمل کنند و همچنین محدودیت هایی برای انتشار این نوع اطلاعات در نظر گرفته شود.
آفاق ذوالفقاری، طاهره الهی،
دوره 14، شماره 1 - ( 4-1399 )
چکیده
با توجه به تاثیرات مخرب شیوع بیماری های عفونی مانند کرونا و بحران اجتماعی ناشی از آن بر سلامت جسم و روان؛پژوهش حاضر بر طبق الگوی باور سلامت و با هدف بررسی رابطه بین سطح اضطراب کودکان با میزان آگاهی و نگرش آنها از بیماری کرونا و میزان استرس، اضطراب و افسردگی مادرانشان در دوران قرنطینه، انجام شد. پژوهش از نوع همبستگی بر روی 260 نفر از دانش آموزان پیش دبستانی و دبستانی مناطق 2، 4 و 21 شهر تهران و مادران آنها در سال 1399انجام شد که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای ارزیابی متغیرهای پژوهش، از پرسشنامه میزان آگاهی و نگرش کودکان ازویروس کرونا، مقیاس اضطراب کودکان اسپنس- فرم والد وپرسشنامه اضطراب، استرس و افسردگی استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده ازضریب همبستگی پیرسون نشان داد که رابطه معناداری بین سطح اضطراب کودکان با اضطراب (45 /0 =r)، استرس(35 /0=r)، وافسردگی مادران(44 /0=r)، میزان آگاهی کودکان از کرونا
(19 /0=r)، و سن ( 14 /0 -=r)، وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام نشان داد اضطراب، افسردگی و استرس مادران و میزان آگاهی کودکان از ویروس کرونا به ترتیب پیش بینی کننده های های معنادار اضطراب کودکان نسبت به بحران ناشی از کرونا (در مجموع 34%) بودند. طبق نتایج مطالعه حاضر از اقدامات ضروری برای حفظ وارتقاء سلامت روان کودکان درشرایط بحرانی، آموزش والدین در خصوص تنظیم هیجا نهای منفی است. همچنین لازم است اطلاعات مربوط به ویروس نوپدید و بیماری ناشی از آن با توجه تحول شناختی کودکان بر مبنای الگوی باورسلامت ومتناسب با سن به آنها ارائه شود.
سوسن علیزاده فرد، احمد علیپور،
دوره 14، شماره 1 - ( 4-1399 )
چکیده
همه گیری بیماری کرونا اثرات مختلفی بر جنبه های روانی افراد جامعه گذاشته است. بررسی ها نشان میدهند که با گسترش بیماری کرونا، ترس از این بیماری نیز در حال افزایش است. هدف از پژوهش حاضر مطالعه ارتباط عدم تحمل بلاتکلیفی و اضطراب سلامتی با کرونافوبیا در جامعه شهر تهران است. به این منظور نمونه ای شامل 430 زن و مرد بزرگسال توسط پرسشنامه اضطراب سلامتی (سالکوسکیس، 2002)، عدم تحمل بلاتکلیفی (فریستون، 1994)، و ترس از کرونا (گریفیتز و پاکپور، 2020) به صورت اینترنتی و از طریق شبکه های مجازی مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج حاصل نشان داد که اضطراب سلامتی و عدم تحمل بلاتکلیفی رابطه مثبت و مستقیم با ترس از بیماری کرونا دارند. همچنین عدم تحمل بلاتکلیفی با میانجیگری اضطراب سلامتی و غیر مستقیم با ترس از کرونا رابطه دارد. این نتایج دارای تلویحات کاربردی برای کنترل و کاهش ترس از کرونا و کرونافوبیا خواهد شد. پیشنهاد می شود تا با توجه به این متغیرهای شخصیتی و شناختی، جهت طراحی مداخلات روانشناختی برای حفظ و ارتقای سلامت روان جامعه در شرایط همه گیری بیماری کرونا بهره گرفته شود.
پیمان مامشریفی، فرامرز سهرابی، هانیه رضائی فر، هانیه روزبهانی، نازنین اسدی، سارا شعبانیان اول خانسری، زهرا روشن قیاس،
دوره 14، شماره 3 - ( 10-1399 )
چکیده
| هدف پژوهش حاضر پیشبینی سلامت روان بر اساس متغیرهای حمایت اجتماعی و ویژگیهای شخصیتی بود. روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیۀ اعضای هلالاحمر هفت استان (آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، اردبیل، زنجان، گیلان، کرمان و هرمزگان) بودند که از میان آنها 218 نفر با روش تمام شماری بهعنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای اندازهگیری شامل پرسشنامه حمایت اجتماعی (SSQ)، پرسشنامه شخصیتی نئو (NEO) و پرسشنامه سلامت روانی (SCL-25) بودند. سپس دادههای حاصل با استفاده از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون گامبهگام تجزیهوتحلیل شد. نتایج نشان داد که بین حمایت اجتماعی با سلامت روان رابطه منفی معناداری وجود داشت. همچنین بین بعد شخصیتی روان رنجور خویی با سلامت روان رابطۀ مثبت معناداری وجود داشت (نکته: نمرات بالا در پرسشنامه سلامت روان حاکی از پایین بودن سلامت روانی است). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون گامبهگام نشان داد که حمایت اجتماعی و بعد شخصیتی روان رنجور خویی توانستند 20 درصد از واریانس متغیر سلامت روان را تبیین و آن را پیشبینی کنند. بر اساس نتایج پژوهش میتوان گفت که متغیرهای حمایت اجتماعی و ویژگیهای شخصیتی میتوانند نقش مهمی در ارتقا سلامت روان در افراد داشته باشند و لزوم توجه به این متغیرهای مهم در برنامههای ارتقا سلامت روان باید مدنظر قرار گیرد. |
آقا سعید اکبری زردخانه، خانم بهاره السادات حیدریه زاده، آقا علی محمد زنگانه، آقا نادر منصورکیایی، آقا سیامک طهماسبی گرمتانی، آقا محسن جلالت دانش، آقا سیدعین اله طیموری،
دوره 14، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
چکیده
با توجه به اهمیت شایان غربالگری سلامت روانشناختی دانشآموزان و عدم وجود ابزار بومی مبتنی بر الگوی شایع آسیبهای روانشناختی دانشآموزان کشور٬ هدف پژوهش حاضر تهیه نسخه کوتاه مقیاس الکترونیکی مقیاس مشکلات سلامتروانشناختی- فرم معلم برای دانشآموزان متوسطه دوم بود. پژوهش حاضر از حیث هدف پژوهش کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها ازنوع پیمایشی-توصیفی بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دوره متوسطه دوم در سیویک استان کشور در سال 97- 1396 بود که در این نمونه در مجموع 3761 نفر حضور داشتند. یافتهها: نتایج تحلیل آیتم نشان داد اکثر آیتمها شرایط لازم برای حضور در ابزار را دارا هستند. تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی نشان داد مدل هشت مولفهای با چهل آیتم میتواند به عنوان مناسبترین ساختار عاملی مقیاس در نظر گرفته شود. ضرایب همبستگی عاملها بین 7/0 تا 94/0، ضرایب همبستگی نمره آیتمها با نمره کل پرسشنامه بین 63/0 تا 82/0 بود. همچنین ضرایب همبستگی عاملهای نسخه کوتاه با بلند بین 65/0 تا 97/0 بود. نتیجهگیری: در مجموع میتوان گفت ویژگیهای روانسنجی حاصل حاکی از مناسب بودن فرم کوتاه پرسشنامه سلامت روانشناختی برای کاربستهای غربالگری در جامعه دانشآموزان است.
آرزو ضاربی، فاطمه جعفری، سیمین حسینیان، عباس عبداللهی،
دوره 14، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، تهیه نسخه فارسی پرسشنامه سواد سلامت روان (MHLQ) دیاس، کامپوس، آلمیدا و پالها (2018) و بررسی ویژگیهای روان سنجی آن بود. به این منظور، 346 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه شاهرود در سال تحصیلی 98-99 از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به نسخه فارسی پرسشنامه سواد سلامت روان (2018) و پرسشنامه مقیاس نگرش به کمک طلبی حرفهای روانشناختی- فرم کوتاه فیشر و فارینا (1995)، پرسشنامه اضطراب سلامتی- فرم کوتاه سالکوسکیس و وارویک (2002) و پرسشنامه افسردگی بک پاسخ دادند. نتایج پایایی مرکب برای همه خرده مقیاس ها بیشتر از 5/0 بود که بیانگر پایایی مطلوب پرسشنامه میباشد. نسبت روایی محتوا بیشتر از 62/0 درصد و شاخص روایی محتوا بیشتر از 75/0 درصد بود که نشان از روایی محتوای مناسب پرسشنامه داشت. نتایج تحلیل عامل تأییدی نشان داد که بار عاملی گویهها بیشتر15/0 از است و تمام مسیرها از گویهها به متغیر پنهان در سطح 05/0 معنادار بودند و پرسشنامه از روایی سازۀ مناسبی برخوردار است. بررسی روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که پرسشنامه دارای ساختار عاملی شامل 4 خرده مقیاس است. بررسی روایی همزمان با محاسبه همبستگی این پرسشنامه با مقیاس نگرش به کمک طلبی حرفهای روانشناختی- فرم کوتاه فیشر و فارینا (1995)، پرسشنامه اضطراب سلامتی- فرم کوتاه سالکوسکیس و وارویک (2002)، بیانگر رابطه مثبت بین نمرات پرسشنامه سواد سلامت روان با این پرسشنامهها بود. نتایج، نشانگر آن است پرسشنامه سواد سلامت روان ابزاری معتبر و مناسب برای استفاده در جامعه ایران است.
دکتر جعفر شعبانی، دکتر علیرضا قربانی، خانم صدیقه میر،
دوره 16، شماره 3 - ( 10-1401 )
چکیده
هدف: مقاله با هدف بررسی اثربخشی آموزش گروهی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر سرزندگی تحصیلی و سلامت اجتماعی انجام شده است. روش: تحقیق کمی-کاربردی از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بوده و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع اول متوسطه شهر بندرانزلی است که به صورت تصادفی در دوگروه 20 نفره کنترل و آزمایش جاگماری شدند. برای ابزار جمع آوری داده ها از پرسش نامه های سرزندگی تحصیلی مارتین و مارش (2008)، سلامت اجتماعی کییز و شاپیرو(2004) و همچنین از پروتکل آموزش ذهن آگاهی هم به عنوان متغیر مداخله ای پژوهش استفاده شده است. برای آزمون فرضیه ها از تحلیل کوواریانس تک متغیره با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس بهره گرفته شده است. یافته: تحقیق نشان داد که همانا آموزش ذهن آگاهی بر سرزندگی تحصیلی و سلامت اجتماعی موثراست. نتیجه: آموزش ذهن آگاهی می تواند موجب ارتقای سلامت اجتماعی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان دختر گردد.
خانم منا مسعودی، آقا محمدرضا پورجعفر، آقا سعید پیری،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
روند روبه سالمندی جمعیت و نیازهای ویژه این دوران، انجام تحقیقاتی برای دستیابی به بینشهای عملی و مداخلاتی برای حمایت و ارتقای سلامتروان آنها را ایجاب میکند. ازاینرو مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تحقیقات علمی در حوزه سلامتروان سالمندان، از رویکرد کیفی، روش پژوهش توصیفی و تحلیلمحتوا و فن مرور نظاممند و همرخدادی واژگانکلیدی بهره برد. بدینمنظور به بررسی منابع پایگاههای «مگیران»، «سید» و «نورمگز» و ترسیم نقشه همرخدادی واژگان کلیدی آنان با استفاده از نرمافزارهای راور ماتریکس و یو.سی.نت پرداخته شد. یافتهها نشان دادند که استان تهران در رتبه اول، شهرکرد در رتبه دوم، فارس و خراسان رضوی در رتبه سوم انجام مطالعات قرار داشتند. بیشترین مکانهای کالبدی که مورد مطالعه قرار گرفته بودند، سرای سالمندان و مراکز درمانی با فراوانی 29 و 18 پژوهش بودند. کانون بازنشستگان، اماکن ورزشی و مساجد، در دسته مکانهایی با تعداد مطالعات کمتر بود. روش توصیفی-تحلیلی با 54%، پرکاربردترین و روشهای همبستگی و شبهآزمایشی (پیشوپسآزمون) با 30% و 73/28% فراوانی در رتبه دوم و سوم قرار داشتند. بیشترین ابزار مورداستفاده، پرسشنامه و مصاحبه با به کار رفتن در 86 و 8 مقاله بودند. واژگان «افسردگی»، «کیفیت زندگی» با میزان فراوانی 8 و قدرت اتصال 24 و 21، پرتکرارترین و پسازآن واژههای «زنان سالمند» و «اضطراب» با رخداد 7 و 5 و توان اتصال 14 و 15 در زمره پربسامدترین واژگانکلیدی بودند. نتایج این پژوهش در باب ترسیم نقشه علمی به پژوهشگران حوزه سلامتروان کمک مینمایند تا با شناخت هرچه بیشتر از خلأهای تحقیقاتی، در تسریع رفع نیازهای سالمندان گام بردارند.
دکتر محسن جلالی، مریم سیاری مرکیه، سیده رقیه سیدآقایی احمدی، ثریا نصیری،
دوره 18، شماره 3 - ( 10-1403 )
چکیده
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش مدیریت استرس مبتنی بر رویکرد شناختی-رفتاری بر اضطراب، اجتناب شناختی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در بیماران مبتلا به درد مزمن بود. این مطالعه نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به درد مزمن شهر تهران در نیمه دوم سال 1402 بود. از میان آنها، 30 بیمار به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهطور تصادفی در گروههای آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش در 10 جلسه آموزش مدیریت استرس مبتنی بر رویکرد شناختی-رفتاری (حاجیلو و همکاران، 1397) شرکت کردند. برای ارزیابی تأثیر مداخله، مقیاس اضطراب بک (1990)، مقیاس اجتناب شناختی سکستون و داگاس (2004)، و پرسشنامه کیفیت زندگی مرتبط با سلامت (2003) در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری استفاده شد. تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که این مداخله بهطور معناداری موجب کاهش اضطراب و اجتناب شناختی و افزایش کیفیت زندگی مرتبط با سلامت بیماران شد (P<0.05). نتایج نشان میدهد آموزش مدیریت استرس مبتنی بر رویکرد شناختی-رفتاری میتواند بهعنوان یک مداخله مؤثر برای بهبود سلامت روان و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به درد مزمن مورد استفاده قرار گیرد.
سارا ابراهیمی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
این پژوهش به بررسی نقش میانجی تابآوری روانشناختی در رابطه بین احساس امید و سلامت روان دانشآموزان و نیز نقش تعدیلکننده جنسیت در رابطه بین احساس امید و سلامت روان با میانجیگری تابآوری روانشناختی پرداخت. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش را کلیه دانشآموزان مدارس دولتی دوره دوم متوسطه در منطقه 5 شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1403 تشکیل میدادند که 302 نفر از آنها با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش از مقیاس امید بزرگسالان (1991)، مقیاس تابآوری کانر-دیویدسون (2003) و چک لیست علائم 25 (1380) در بستر اینترنت استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون هایس (مدلهای 4 و 7) نشان داد تمامی اثرات مستقیم شامل اثر احساس امید بر سلامت روان و تابآوری روانشناختی و اثر تابآوری روانشناختی بر سلامت روان معنیدار بود. همچنین، اثر غیرمستقیم احساس امید بر سلامت روان از طریق تابآوری روانشناختی معنیدار بود. به عبارتی، تابآوری روانشناختی نقش میانجی در رابطه بین احساس امید و سلامت روان دارد؛ به طوری که احساس امید با افزایش تاب آوری روانشناختی به افزایش سلامت روان دانشآموزان منجر میشود. یافتهها نقش تعدیلکننده جنسیت را نیز در رابطه بین احساس امید و سلامت روان بر اساس تابآوری روانشناختی تأیید کردند؛ به طوری که تأثیر میانجی تابآوری روانشناختی در میان دانشآموزان دختر شدت بیشتری داشت. یافتههای این پژوهش مکانیسم تأثیر احساس امید بر سلامت روان دانشآموزان نوجوان را آشکار کرد که میتواند در مداخلات پیشگیرانه برای پرورش ویژگیهای روانشناختی مثبت جهت افزایش احساس امید و ارتقای سلامت روان دانشآموزان الهامبخش باشد
امیرحسین عبدلی، مهدی کاظمی، دکتر صدیقه احمدی، شهناز حسنآبادی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
پدیده نوظهور فابینگ و ارتباط آن با سلامت روان اخیرا نگرانیهایی را ایجاد نموده که به دلیل عدم غنای مطالعاتی درباره نوع این ارتباط، هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای خودکنترلی در رابطۀ بین فابینگ و سلامت روان در بین دانشجویان بود. این پژوهش از نوع مطالعۀ بنیادی و از نوع روش توصیفی-همبستگی با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعۀ مورد مطالعه شامل تمامی ۱۴۰۰۰ دانشجوی دانشگاه خوارزمی در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود که از بین جامعۀ مذکور ۲۵۵ نفر (۱۵۱ زن و ۱۰۴ مرد) با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامۀ عمومی فابینگ (چوتپیتایاسونوند و داگلاس، ۲۰۱۸)، پرسشنامۀ خودکنترلی (تانجی، بون و بامیستر، ۲۰۰۴) و پرسشنامۀ سلامت عمومی (گلدبرگ، ۱۹۷۲) بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و شیوۀ مدلیابی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار SPSS 27 و JASP 0.18.3.0 تحلیل شدند. یافته های پژوهش حاکی از رابطۀ منفی و معنادار بین فابینگ و خودکنترلی بود.همچنین بین خودکنترلی و سلامت روان نیز رابطۀ مثبت و معناداری وجود داشت . به علاوه، بین فابینگ و سلامت روان نیز رابطۀ منفی و معناداری یافت شد. در پژوهش حاضر رابطۀ غیرمستقیم فابینگ و سلامت روان ازطریق خودکنترلی معنادار بود. براساس نتایج، تمرکز بر افزایش آگاهی دانشجویان دربارۀ تأثیرات منفی و زیانبخش این پدیدۀ نوظهور و کوشش روان درمانگران و مشاوران در این حیطه بسیار حائز اهمیت است.
کیومرث مرادی، هوشنگ جدیدی، علی تقوایی نیا،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
هدف از انجام پژوهش حاضر تدوین و تعیین اثربخشی بسته آموزشی ارتقای کیفیت سلامت روان بر احساس تنهایی و اضطراب مرگ در سالمندان بود. این پژوهش با رویکرد ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی انجام شد که در بخش کیفی از روش فراترکیب و در بخش کمی از طرح نیمهآزمایشی با پیشآزمون-پسآزمون و گروه گواه استفاده گردید. جامعه آماری بخش کمی را تمامی سالمندان مرکز نگهداری تأمین اجتماعی کرمانشاه تشکیل دادند که از میان آنان ۳۰ نفر به روش تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه ۱۵ نفر) گمارده شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل چکلیست پریزما در بخش کیفی و پرسشنامههای استاندارد احساس تنهایی راسل (۱۹۹۶) و اضطراب مرگ تمپلر (۱۹۷۰) در بخش کمی بود. تحلیل دادهها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس انجام شد. یافتهها نشان داد که بسته آموزشی تدوینشده تأثیر معناداری بر کاهش احساس تنهایی و اضطراب مرگ سالمندان داشت. بر اساس یافتهها، بهکارگیری این بسته آموزشی در مراکز نگهداری سالمندان به عنوان یک مداخله غیردارویی، کمهزینه و کارآمد جهت ارتقای سلامت روان، بهبود کیفیت زندگی و افزایش سازگاری اجتماعی سالمندان توصیه میگردد.
فاطمه کاویانی، ذبیح اله قارلی پور،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف پیشبینی تعارضات زناشویی بر اساس راهبردهای تنظیم هیجان و ارضای نیازهای بنیادین با میانجیگری سلامت روان در زنان متأهل شهر قم انجام شد. یافتههای حاصل از تحلیل مسیرهای مستقیم نشان داد که ارضای نیازهای بنیادین بهطور مستقیم و مثبت بر کاهش تعارض زناشویی تأثیر دارد (0/310 = β) و همچنین با بهبود سلامت روان (کاهش نمره علائم) رابطه معناداری نشان میدهد (0/503- = β ). راهبردهای تنظیم هیجان نیز بهطور مستقیم منجر به بهبود سلامت روان شدند (0/371 = β) سلامت روان بهتر نیز با کاهش تعارض زناشویی همراه بود (0/352- = β). با این حال، رابطه مستقیم راهبردهای تنظیم هیجان با تعارض زناشویی معنادار نبود (0/20 = β، معنی داری 0/780) در مورد اثرات غیرمستقیم ، نتایج حاکی از آن بود که سلامت روان نقش میانجی معناداری را در روابط متغیرهای پیشبین با تعارض زناشویی ایفا میکند. به این ترتیب که ارضای نیازهای بنیادین از طریق بهبود سلامت روان، به کاهش غیرمستقیم تعارض زناشویی منجر شد (0/177 = β). همچنین راهبردهای تنظیم هیجان نیز با واسطهگری سلامت روان، اثر غیرمستقیم و معناداری بر کاهش تعارض زناشویی داشت (0/130- = β). در مجموع، یافتهها بر این نکته تأکید دارند که ارضای نیازهای بنیادین و استفاده از راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجان، هر دو از مسیر ارتقای سلامت روان میتوانند به کاهش تعارضات زناشویی بیانجامند. این نتایج اهمیت توجه همزمان به عوامل روانشناختی فردی و مکانیسمهای درونی مانند سلامت روان را در طراحی مداخلات آموزشی و درمانی برای کاهش تعارضات زناشویی پررنگ میسازد.
سیده لیلا نقیب زاده، محمود حبیبی تبار، مسعود مصطفی پور،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف این مطالعه بررسی تأثیر مداخلات ورزشی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و شناخت سازوکارهای زیستی، عصبی و روانی-اجتماعی مرتبط با این فرآیند بود. پژوهش به صورت مرور سیستماتیک و تحلیل مطالعات منتخب انجام شد که عمدتاً به بررسی ورزشهای هوازی با شدت متوسط تا بالا و تأثیرات آنها بر شاخصهای هورمونی، تغییرات نوروساختاری و پیامدهای روانی-اجتماعی میپرداخت. یافتهها نشان داد که ورزش منظم موجب کاهش سطح کورتیزول و تعدیل نسبت تستوسترون میشود و در عین حال افزایش ترشح اندورفین و بهبود عملکرد سیستم سروتونرژیک به کاهش تحریکپذیری و تکانشگری کمک میکند. همچنین ورزش منظم موجب افزایش نوروپلاستیسیتی، بالا رفتن سطح فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) و افزایش حجم هیپوکامپ است که بهبود قابل توجهی در عملکرد قشر پیشپیشانی به دنبال دارد و این فرآیندها به تنظیم رفتارهای تکانشی و کنترل بازداری پاسخ کمک میکنند. در بعد روانی-اجتماعی، ورزشهای گروهی علاوه بر اثرات زیستی، با تقویت حمایت اجتماعی، افزایش خودکارآمدی و ارتقای مهارتهای حل تعارض، زمینهساز کاهش پایدار رفتارهای پرخاشگرانه میشوند. این یافتهها نشان میدهند که مداخلات ورزشی چندبعدی میتوانند نقش مؤثری در کاهش پرخاشگری و ارتقای سلامت روان ایفا کنند و بستر مناسبی برای طراحی برنامههای درمانی و اصلاحی فراهم آورند.
سیده بیتا میرغفاری، دکتر مریم کلهرنیا گلکار، دکتر طاهر تیزدست،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
بیماری عروق کرونر قلب یکی از شایعترین بیماریهای قلبی و علت اصلی مرگومیر در جهان است که مدیریت مؤثر آن نیازمند رویکردهای جامع و فراتر از درمان دارویی است. خودمراقبتی، بهعنوان یکی از مؤلفههای کلیدی در کنترل این بیماری، در بستر حمایتهای اجتماعی و به ویژه حمایتهای خانواده میتواند به بهبود کیفیت زندگی بیماران و کاهش بستریهای مکرر کمک کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه سلامت خانوادهمحور بر خودمراقبتی بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر قلب طراحی شد. این مطالعه نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون و پیگیری سهماهه، شامل ۳۰ مرد مبتلا به بیماری عروق کرونر قلب بود که بهطور تصادفی در دو گروه مداخله (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) تقسیم شدند. گروه مداخله در هشت جلسه هفتگی ۹۰ دقیقهای برنامه آموزشی ـ حمایتی خانوادهمحور شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچگونه مداخله آموزشی دریافت نکرد. نتایج نشان داد که برنامه سلامت خانوادهمحور بهطور معناداری موجب افزایش رفتارهای خودمراقبتی در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل شد و این تغییرات تا سه ماه پس از مداخله حفظ گردید. این یافتهها تأکید بر اهمیت مشارکت خانواده در بهبود خودمراقبتی بیماران قلبی دارد و نشان میدهد که مداخلات خانوادهمحور میتوانند بهعنوان مکملی برای درمانهای دارویی در مدیریت بیماریهای قلبی موثر باشند. نتایج پژوهش، ضرورت ادغام این رویکردها در نظام سلامت را مطرح میسازد و به سیاستگذاران توصیه میکند تا زمینههای اجرای نظاممند برنامههای خانوادهمحور را فراهم کنند.
خانم مرضیه سادات حجازی، دکتر رویا مشاک،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف از این پژوهش پیشبینی اضطراب سلامت براساس اجتناب تجربی و شفقت به خود با میانجیگری دشواری تنظیم هیجان در مادران کودکان با اختلال طیف اوتیسم بود. روش تحقیق از نوعتوصیفی- همبستگی و جامعه آماری این پژوهش کلیه مادران کودکان با اختلال طیف اوتیسم در استان اصفهان در سال1403 -1402 بود که تعداد 250 نفر به عنوان حجم نمونه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه اضطراب سلامت سالکوسکیس و وارویک (2002)، پرسشنامه اجتناب تجربی بوند و همکاران (2011)، پرسشنامه شفقت به خود ریس و همکاران (2011)، پرسشنامه دشواری تنظیم هیجان گراتز و روئمر (2004)، بوده است. دادهها با استفاده روش تحلیل مسیر و نرمافزارهای SPSS26 و AMOS18 موردتحلیل قرارگرفتند. یافته ها نشان داد که اضطراب سلامت براجتناب تجربی، اضطراب سلامت برشفقت به خود، اضطراب سلامت بردشواری تنظیم هیجان، اجتناب تجربه ای بر دشواری تنظیم هیجان، شفقت به خود بر دشواری تنظیم هیجان رابطه مستقیم و معناداری دارد. اضطراب سلامت براساس اجتناب تجربی با میانجیگری دشواری تنظیم هیجان و اضطراب سلامت براساس شفقت به خود با میانجیگری دشواری تنظیم هیجان رابطه غیرمستقیم و معناداری دارند. در نتیجه می توان بیان کرد که این پژوهش میتواند به ارائه مداخلات هدفمندتر و موثرتر برای کاهش اضطراب سلامت مادران کودکان با اختلال طیف اوتیسم کمک کند. همچنین نتایج این پژوهش میتواند به بهبود درک و حمایت از این مادران منجر شود.
فاطمه بهروزفر، دکتر مرجان آل بهبهانی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
سرطان به عنوان یکی از شایعترین بیماریهای مزمن و تهدیدکننده، با چالشهای جسمانی و روانی متعددی همراه است، از جمله درد مزمن که کیفیت زندگی بیماران را تحت تأثیر قرار میدهد. پژوهش حاضر با هدف پیشبینی تحمل درد بر اساس سلامت معنوی و خودکنترلی در بیماران سرطانی انجام شد. این پژوهش توصیفی-همبستگی بر روی جامعه آماری ۲۶۰ بیمار سرطانی مراجعهکننده به بیمارستان نمازی شیراز در سال ۱۴۰۳ شمسی، با نمونه ۱۵۰ نفری انتخابشده از طریق نمونهگیری در دسترس، صورت گرفت. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه فاجعهسازی درد (سالیوان و همکاران، ۱۹۹۵؛ برای سنجش معکوس تحمل درد)، پرسشنامه سلامت معنوی (پولوتزین و الیسون، ۱۹۸۲) و پرسشنامه خودکنترلی (تانچی و همکاران، ۲۰۰۴) بودند که پایایی آنها با آلفای کرونباخ ۰٫۸۰ تا ۰٫۸۵ تأیید شد. دادهها با آزمونهای همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه در نرمافزار SPSS-21 تحلیل گردید. نتایج همبستگی پیرسون روابط مثبت و معناداری را میان سلامت معنوی ،خودکنترلی و تحمل درد نشان داد. تحلیل رگرسیون حاکی از آن بود که سلامت معنوی و خودکنترلی به طور همزمان ۳۶٪ از واریانس تحمل درد را تبیین میکنند. سلامت معنوی و خودکنترلی عوامل مؤثری در پیشبینی تحمل درد بیماران سرطانی هستند و پیشنهاد میشود مداخلات بالینی مبتنی بر تقویت این عوامل در برنامههای درمانی ادغام شود تا کیفیت زندگی بیماران بهبود یابد.
الناز بانیانی، فاطمه بهروزفر، ارزو سیاه چشم، فرنوش نیک خواه،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر، اثربخشی آموزش سواد رسانهای و تنظیم هیجان بر کاهش اضطراب و بهبود سلامت روان نوجوانان دارای اعتیاد به فضای مجازی بوده است. روش تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش گردآوری اطلاعات، شبه آزمایشی بوده است. این پژوهش از لحاظ ماهیت جز تحقیقات کاربردی و از لحاط اجرا جز تحقیقات نیمه آزمایشی و از نوع طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه نوجوانان دارای اعتیاد به فضای مجازی در شهر تهران در فاصله زمانی فروردین 1404 تا شهریور 1404 مراجعه کننده به مرکز مشاوره ذهن آرا بود، از بین جامعه آماری تعداد 45 نفر به صورت هدفمند انتخاب و پرسشنامه اضطراب بک و سلامت روان GHQ جهت پاسخگویی بین آنها توزیع شد. همچنین مداخله آموزش تنظیم هیجان گراس (2002) و مداخله آموزش سواد رسانه صالح راد و همکاران (1398) جهت آموزش دانش آموزان بکار گرفته شد. در نهایت این نتیجه حاصل شده است که آموزش تنظیم هیجان بر کاهش اضطراب، سلامت روان نوجوانان دارای اعتیاد به فضای مجازی تاثیر دارد، آموزش سواد رسانه بر کاهش اضطراب، سلامت روان نوجوانان دارای اعتیاد به فضای مجازی تاثیر دارد و بین اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و آموزش سواد رسانه بر اضطراب، سلامت روان نوجوانان تفاوت معناداری وجود دارد.
علیرضا مجاب قصرالدشتی، علی ناصری،
دوره 19، شماره 4 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی بر شرم درونیشده و استرس ادراکشده در دانشجویان بود. این پژوهش به روش شبهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری دوماهه انجام شد. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز در سال ۱۴۰۳ بود که ۷۲ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۳۶ نفر) گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس شرم درونیشده کوک و مقیاس استرس ادراکشده کوهن بود. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه ۴۵ دقیقهای تحت آموزش مهارتهای زندگی مبتنی بر پروتکل کلینکه قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد آموزش مهارتهای زندگی موجب کاهش معنادار شرم درونیشده و استرس ادراکشده در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد و این اثر در مرحله پیگیری نیز تداوم داشت. بر اساس یافتهها میتوان نتیجه گرفت آموزش مهارتهای زندگی یک مداخله آموزشی و پیشگیرانه مؤثر در بهبود شاخصهای سلامت روان دانشجویان است و میتواند در برنامههای ارتقای سلامت روان دانشجویی مورد استفاده قرار گیرد.