467 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
امید نجف زاده رهقی، حسن میرزا حسینی،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر، اثربخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر روی احساس انسجام روانی در افراد دارای نشانگان افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره بوده است. روش پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ از نوع تحقیقات نیمه آزمایشی با پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش شامل کلیه افراد دارای نشانگان افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر قم در سال 1404 بود. آزمودنیها به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در یک گروه 10 نفره آزمایش و یک گروه 10 نفره کنترل جایگزین شدند. و در ابتدا هر دو گروه به پرسشنامه احساس انسجام روانی پاسخ دادند (مرحله پیش آزمون) و سپس برای گروه آزمایش اول برنامه مداخلهای در طول دوره اجرای مداخلات درمانی که شامل 8 جلسه (آموزش شناختی- رفتاری) هفتگی به صورت گروهی و به مدت 60 دقیقه اجرا شد. ابزار گردآوری اطلاعات نیز پرسشنامه احساس انسجام روانی فلنسبرگ- مادسن و همکاران (2006) بوده است. برای تجزیه و تحلیل دادههای پرسشنامهها از نرم افزار spss نسخه 27 استفاده شد و تجزیه و تحلیلها در دو بخش آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار و ...) و بخش آمار استنباطی (آزمون تحلیل کوواریانس) ارائه شد. در نهایت این نتیجه حاصل شد که گروه درمانی شناختی- رفتاری بر روی احساس انسجام روانی در افراد دارای نشانگان افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره اثربخش بوده است.
دکتر محمد برنا، خانم سیده فضیله آلبوشوکه،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی درمان شناختی رفتاری متمرکز بر اندیشناکی بر سوگیری تعبیر در دختران نوجوان دارای اختلال افسردگی شهر رامشیر بود. جامعهی آماری پژوهش کلیهی نوجوانان دختر مشغول به تحصیل در دامنه سنی 15 تا 18 سال شهر رامشیر درسال تحصیلی1402-1403 بودند. از جامعهی مذکور، نمونهای به تعداد 350 نفر به روش نمونهگیری در دسترس، انتخاب و پرسشنامهی افسردگی بک را تکمیل نمودند که تعداد 28 نفر نمرهی بالاتر از نقطهی برش (نمرهی بالاتر از 25) را کسب نمودند. سپس، این تعداد مورد مصاحبهی تشخیصی قرار گرفتند و پرسشنامهی سوگیری تعبیر امیر و همکاران (۱۹۹۸) را به عنوان پیش آزمون تکمیل نمودند. هر دو گروه به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گروه گواه (هرگروه14نفر) جایگزین شدند. طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. گروه آزمایش تحت درمان شناختی رفتاری متمرکز بر اندیشناکی (10جلسهی90 دقیقهای) قرارگرفتند، اما گروه گواه مداخلهای دریافت نکرد. نتایج نشان داد بین دو گروه آزمایش و گواه از لحاظ سوگیری تعبیر تفاوت معنیدار وجود دارد و حاکی از آن است که درمان شناختی رفتاری متمرکز بر اندیشناکی بر کاهش سوگیری تعبیر در دختران نوجوان دارای اختلال افسردگی اثربخش بوده است. با توجه به یافتههای پژوهش حاضر میتوان نتیجه گرفت که درمان شناختی رفتاری متمرکز بر اندیشناکی میتواند به عنوان روشی مؤثر برای کمک به بهبود شرایط دختران نوجوان دارای اختلال افسردگی مورد استفاده قرار گیرد.
فاطمه جعفری ماربین، دکتر فرهاد محمدی مصیری،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف واکاوی و مقایسه نیمرخ روانشناختی دو گروه از مصرفکنندگان مواد مخدر سنتی و صنعتی، به بررسی تفاوتهای موجود در سیستمهای مغزی-رفتاری، ابعاد سرشت و منش شخصیت و تمایلات رفتار اجتماعی پرداخت. این مطالعه از نوع علی-مقایسهای بود که بر روی ۲۰۰ مرد وابسته به مواد (۱۰۰ مصرفکننده مواد سنتی و ۱۰۰ مصرفکننده مواد صنعتی) که در سال ۱۴۰۴ به مراکز بازپروری شهر قم مراجعه کرده بودند، انجام شد. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامه سیستمهای مغزی-رفتاری گری-ویلسون، آزمون سرشت و منش کلونینجر و مقیاس تجدیدنظر شده رفتارهای پیشاجتماعی بود. یافتههای حاصل از تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که مصرفکنندگان مواد صنعتی در سیستم فعالسازی رفتاری و زیرمقیاسهای رویآورد و اجتناب فعال، نمرات بهمراتب بالاتری کسب کردند؛ در حالی که در سیستمهای بازداری رفتاری و ستیز-گریز تفاوت معناداری مشاهده نشد. در ابعاد شخصیتی، گروه صنعتی نمرات بالاتری در نوجویی، آسیبپرهیزی، پشتکار، خودراهبری و خودفراروی داشتند، اما مصرفکنندگان سنتی در بعد پاداشوابستگی و شاخصهای رفتار اجتماعی (نوعدوستانه و متابعتآمیز) برتری نشان دادند. نتایج حاکی از آن است که الگوی مصرف مواد صنعتی با پروفایل شخصیتی تکانشگرتر و فروپاشی عمیقتر در کارکردهای اجتماعی مرتبط است، در حالی که مصرفکنندگان سنتی پیوندهای اجتماعی و پاسخدهی به پاداشهای محیطی را بیشتر حفظ کردهاند. این یافتهها بر ضرورت بازنگری در پروتکلهای درمانی و طراحی مداخلات متمایز مبتنی بر نوع ماده مصرفی و زیربناهای عصبی-شخصیتی در حوزه روانشناسی اعتیاد تأکید میکند.
شیوا جمشیدی، مهدی اکبری، دیوید هالفورد، آقای دکتر علیرضا مرادی،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
عدمتحمل پریشانی بهعنوان یک عامل آسیبپذیری روانشناختی، در بروز دامنۀ وسیعی از شرایطِ منجر به آسیبشناسی روانی از جمله نگرانی و نشخوار فکری نقش دارد. تحمل پریشانی پایین همچنین میتواند افراد را مستعد استفادۀ بیشتر از راهبردهای اجتناب سازد. این پژوهش، با هدف گسترش درک ما از ارتباط میان عدمتحمل پریشانی و نگرانی/نشخوار فکری، از طریق بررسی نقش میانجیِ دو شکل از اجتناب (یعنی اجتناب تجربهای و اجتناب از تضاد هیجانی) صورت گرفت. دادههای پرسشنامهای و مقطعی از ۱,۰۹۸ شرکتکننده از جمعیت عمومی در دامنۀ سنّی ۱۸ تا ۵۵ سال (52.3% مؤنث) جمعآوری شد. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری و تحلیل میانجی نشان داد که اجتناب تجربهای و اجتناب از تضاد هیجانی، رابطۀ بین عدمتحمل پریشانی و نگرانی/نشخوار فکری را بهشکل زنجیرهای میانجیگری میکنند. به بیان دقیقتر، هر اندازه ظرفیت تحمل پریشانی پایینتر باشد، افراد بیشتر به تفکر منفی تکراری در قالب نگرانی و/یا نشخوار فکری میپردازند و دو شکل از اجتناب، این رابطه را میانجیگری میکنند. کاربردها، محدودیتها، و پیامدهای این پژوهش نیز مورد بحث قرار گرفته است.
خانم فیروزه جلالی پور، دکتر سهیلا رحمانی،
دوره 20، شماره 2 - ( 3-1405 )
چکیده
اضطراب امتحان و ناگویی هیجانی از عوامل مؤثر بر سلامت روان و عملکرد تحصیلی نوجوانان به شمار میروند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه نوجوانمحور کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی بر ناگویی هیجانی و علائم اضطراب امتحان در نوجوانان انجام شد. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری دوماهه همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانشآموزان نوجوان مشغول به تحصیل در دو مدرسه شهر تهران در سال ۱۴۰۴ بود که از میان آنان، ۳۰ دانشآموز به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه هفتگی برنامه نوجوانمحور کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل در طول دوره پژوهش هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو و پرسشنامه اضطراب امتحان گردآوری و با تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند. یافتهها نشان داد برنامه نوجوانمحور کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی موجب کاهش معنادار ناگویی هیجانی و علائم اضطراب امتحان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد. همچنین، نتایج مرحله پیگیری دوماهه حاکی از پایداری اثرات این مداخله بود. بر این اساس، برنامه نوجوانمحور کاهش استرس مبتنی بر ذهنآگاهی میتواند بهعنوان یک مداخله مکمل در محیطهای آموزشی برای کاهش ناگویی هیجانی و علائم اضطراب امتحان نوجوانان مورد استفاده قرار گیرد.
صبا صداقت زاده، دکتر سیما فرزانه،
دوره 20، شماره 2 - ( 3-1405 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان پذیرش و تعهد (ACT) بر طرحواره هیجانی شرم و ابراز هیجان در نوجوانان پسر دارای اضطراب اجتماعی بالا در منطقه ۱۳ شهر تهران انجام شد. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون همراه با پیگیری و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشآموزان پسر دورههای متوسطه اول و دوم دارای اضطراب اجتماعی بالا در سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۴ بود. با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای، ۳۰ دانشآموز که نمره آنان در پرسشنامه اضطراب اجتماعی بالاتر از نقطه برش بود، انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس طرحوارههای هیجانی لاهی (۲۰۰۲)، مقیاس ابرازگری هیجانی کینگ و امونز (۱۹۹۰) و پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانر و همکاران (۲۰۰۰) بود. گروه آزمایش طی هشت جلسه ۱۲۰ دقیقهای درمان پذیرش و تعهد را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند. نتایج نشان داد اثر زمان، اثر گروه و اثر متقابل زمان و گروه بر متغیرهای وابسته معنادار بود. همچنین، درمان پذیرش و تعهد موجب کاهش معنادار و پایدار طرحواره هیجانی شرم و افزایش معنادار ابراز هیجان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مراحل پسآزمون و پیگیری شد . بر اساس یافتهها، درمان پذیرش و تعهد میتواند مداخلهای مؤثر برای کاهش طرحواره هیجانی شرم و بهبود ابراز هیجان در نوجوانان دارای اضطراب اجتماعی باشد.
آقای محسن آربزی، خانم زهرا نوروزی قادرلو، دکتر بهرام جوکار،
دوره 20، شماره 2 - ( 3-1405 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی و ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه تابآوری هیجانی (ژانگ و لو، 2010) در جمعیت عمومی شهر شیراز بود. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. در این راستا تعداد 501 نفر از افراد بزرگسال ساکن شهر شیراز (310 زن، 191 مرد) به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند؛ و به پرسشنامه الکترونیکی تابآوری هیجانی (ژانگ و لو، 2010) و نسخه کوتاه پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت (خرمائی و فرمانی، 1393) پاسخ دادند. روایی سازه پرسشنامه مذکور به ترتیب با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تأییدی و ضرایب همبستگی مؤلفههای پرسشنامه تابآوری هیجانی با پنج عامل بزرگ شخصیت مورد بررسی قرار گرفت. به منظور بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب استفاده گردید. دو مؤلفه پرسشنامه شامل شایستگی هیجانی مثبت و تابآوری هیجانی در جامعه پژوهش نیز با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی استخراج گردید. آزمون مدل تابآوری هیجانی حاکی از تأیید ساختار دو عاملی استخراج شده و همسو با پژوهش اصلی است. همچنین، بررسی همبستگی تابآوری هیجانی با پنج عامل بزرگ شخصیت و شاخص میانگین واریانس استخراجشده (AVE) نشاندهنده روایی همگرای ابزار بود. علاوه بر آن، ضرایب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب تأییدکننده پایایی پرسشنامه است. در مجموع یافتههای پژوهش نشان میدهد که پرسشنامه مذکور از شاخصهای روانسنجی مناسبی برای اندازهگیری تابآوری هیجانی جمعیت عمومی ایرانی برخوردار است؛ و میتواند مورد استفاده پژوهشگران قرار گیرد.