89 نتیجه برای شناختی
الهه جعفرپور، دکتر مجتبی انصاری شهیدی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
اختلال طیف اوتیسم تأثیرات قابلتوجهی بر پویایی خانوادهها دارد و میتواند سلامت روان والدین را تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تفاوتهای خودشفقتورزی و تنظیم هیجانی در والدین نوجوانان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم و والدین نوجوانان دارای رشد معمولی، بهمنظور شناسایی تأثیرات آنها بر سلامت روان والدین، طراحی شد. این مطالعه از نوع علی-مقایسهای بوده و بهصورت هدفمند، 200 والد (100 والد از هر گروه) از مراکز بالینی تهران انتخاب شدند. دادهها از طریق مقیاس خودشفقتورزی، پرسشنامه اختلال عملکرد هیجانی تورنتو و پرسشنامه SCL-90 برای ارزیابی سلامت روان جمعآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل واریانس چندمتغیره (MANOVA) انجام گرفت. نتایج نشان داد که والدین نوجوانان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم بهطور معناداری خودشفقتورزی پایینتری نسبت به والدین نوجوانان دارای رشد معمولی دارند و همچنین بیتنظیمی هیجانی بیشتری را تجربه میکنند. علاوه بر این، این والدین در ابعاد مختلف سلامت روان، از جمله اضطراب، افسردگی و استرس، مشکلات بیشتری داشتند. یافتهها نشاندهنده چالشهای روانشناختی خاص والدین نوجوانان مبتلا به اوتیسم است و بر لزوم طراحی مداخلات مؤثر در جهت بهبود خودشفقتورزی و تنظیم هیجانی والدین تأکید دارد. تقویت این عوامل میتواند به بهبود سلامت روان والدین و کاهش مشکلات مرتبط با آنها در مواجهه با چالشهای پرورش کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم کمک نماید.
دکتر مهدیه رحمانیان، خانم شراره سلطانی، دکتر مژگان آگاه هریس،
دوره 18، شماره 3 - ( 10-1403 )
چکیده
این تحقیق با هدف بررسی اثربخشی درمان فراتشخیص یکپارچه بر نشخوار فکری، تحریفهای شناختی و اجتناب شناختی در زنان مبتلا به اختلال افسردگی انجام شد. طرح پژوهش حاضر پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری بود. جامعه آماری شامل زنانی بود که در سال 1403 به مراکز درمان افسردگی در شهر آبدانان مراجعه کردند. در این مطالعه، به دلیل حجم پایین جامعه و محدودیت جامعه آماری، از روش نمونهگیری هدفمند استفاده شد و 30 زن واجد شرایط به عنوان نمونه انتخاب و بهطور تصادفی به دو گروه 15 نفره تقسیم شدند. دادهها با استفاده از ابزارهای استاندارد شامل پرسشنامه اجتناب شناختی سکستون و داگاس (CAQ)، پرسشنامه نشخوار فکری نالن هوکسما و مارو (1991)، پرسشنامه تحریفهای شناختی عبدالهزاده و سالار (1389) و مقیاس افسردگی، اضطراب و تنیدگی (DASS) لایبوند و لاویبوند (1995) جمعآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS21 انجام شد و در بخش آمار توصیفی از میانگین و انحراف معیار برای نشان دادن وضعیت دادهها و در بررسی فرضیهها از تحلیل واریانس آمیخته استفاده گردید. یافتهها نشان داد که درمان فراتشخیص یکپارچه تأثیر معناداری بر کاهش نشخوار فکری، تحریفهای شناختی و اجتناب شناختی در زنان مبتلا به اختلال افسردگی داشته و این تأثیر در مرحله پیگیری نیز تداوم یافته است. در نتیجه، میتوان نتیجهگیری کرد که این نوع درمان میتواند به عنوان یک راهکار مؤثر در بهبود وضعیت روانشناختی این گروه از بیماران مورد استفاده قرار گیرد.
هانیه حاتمی، نوراله محمدی، حبیب هادیان فرد، عبدالعزیز افلاک سیر،
دوره 18، شماره 3 - ( 10-1403 )
چکیده
تجارب آسیبزای گذشته با مراقبان اولیه منجر به شکلگیری الگوهای شناختی و رفتاری میشود که بهنوعی سبکهایی برای تفکر و عمل هستند. این الگوها راهبردهای ناسازگارانهای هستند که تنظیم هیجانات را مختل میکنند. از سوی دیگر «تجارب هیجانی اصلاحی» در دو رویکرد طرحوارهدرمانی و رواندرمانی پویشی کوتاهمدت و فشرده، به تغییر الگوهای ناکارآمد و تنظیم هیجان کمک میکنند. ازاینرو در این پژوهش به بررسی اثربخشی این دو درمان بر تنظیم شناختی و رفتاری هیجان در اختلال استرس پس از سانحه پیچیده با روش مطالعه تک آزمودنی پرداخته شد.جامعه آماری شامل کلیه افراد 18 تا 40 ساله در شهر تهران بودند که در سال 1402، پس از اطلاع رسانی طرح پژوهش، داوطلب مشارکت در پژوهش شدند. درنهایت شش نفر با روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند. در ادامه پرسشنامههای تنظیم شناختی و رفتاری هیجان برای هر فرد در مرحله خطپایه (2 تا 4 بار)، مداخله (3 بار) و پیگیری (1 بار)، اجرا شد. گروههای آزمایش به مدت 16 جلسه 50 دقیقهای تحت مداخلات طرحوارهدرمانی و رواندرمانی پویشی فشرده و کوتاهمدت قرار گرفتند. نتایج تحلیل دیداری و آماری بین دو موقعیت مداخله و خطپایه شامل اندازه اثر دی کوهن، دادههای ناهمپوش و همپوش، تغییرات میانه و میانگین و تغییرات سطح مطلق، بیانگر اثربخشی هر دو درمان بر تنظیم شناختی و رفتاری هیجان بود. اما طرح وارهدرمانی نسبت به رواندرمانی پویشی کوتاهمدت و فشرده در بهبود تنظیم هیجان مؤثرتر عمل کرد و به نظر میسد تکنیکها و ابزارها در این درمان برای رفع آسیبهای زیربنایی در ترومای پیچیده موثرتر است.
خانم فرزانه عباسلو، دکتر یوسف دهقانی، دکتر سوران رجبی، دکتر فریده سادات حسینی،
دوره 18، شماره 3 - ( 10-1403 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر مدیریت خشم بر بازداری پاسخ، اضطرار منفی و شفافیت عاطفی نوجوانان دختر دارای اختلال بدتنظیمی خلق مخرب انجام گرفت. روش پژوهش آزمایشی از نوع پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل (با پیگیری یک ماهه) بود. جامعهی آماری پژوهش شامل تمامی دانشآموزان دختر دارای اختلال بدتنظیمی خلق مخرب دورهی متوسطهی دوّم شهر سیرجان در سال 1403-1402 بود که از میان آنها به روش نمونهگیری هدفمند 40 دانشآموز انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش 12 جلسهی 90 دقیقهای درمان شناختی رفتاری مبتنی بر مدیریت خشم (پاتریک ریلی و مایکل شاپ شایر، 2003) را به مدت 12 هفته دریافت کردند گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. برای جمعآوری دادهها از شاخص واکنش پذیری عاطفی استرینگرز (2012)، مقیاس پنج عاملی رفتار تکانشی لاینام (2006)، مقیاس رگه فراخلقی سالووی (1995) و آزمون نرم افزاری برو- نرو استفاده شد. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد تفاوت معنی داری در اختلاف زمانها برای بازداری پاسخ ، اضطرار منفی و شفافیت عاطفی وجود دارد. اختلاف بین گروه های آزمایش و کنترل نیز برای همه متغیرها معنی دار بود. میتوان نتیجه گرفت که درمان شناختی رفتاری مبتنی بر مدیریت خشم بر بهبود بازداری پاسخ، اضطرار منفی و شفافیت عاطفی دانشآموزان دارای اختلال بدتنظیمی خلق مخرب اثربخش است.
خانم سرگلی شاه خاصه، دکتر جعفر حسنی، دکتر محمد شاکری،
دوره 18، شماره 3 - ( 10-1403 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی درکمال گرایی در بیماران مبتلا به سردرد میگرنی بود. در قالب یک طرح شبه آزمایشی مبتنی بر پیش آزمون و پس آزمون، سه گروه از بیماران مبتلا به سردرد میگرنی مراجعه کننده به کلینیک مغز و اعصاب مشهد بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفری (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) قرار گرفتند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه کمال گرایی (هیل و همکاران، 2004) استفاده شد. داده ها از طریق تحلیل کوواریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی بن فرونی مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که هر دو روش درمان شناختی-رفتاری و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی موجب کاهش معنادار کمال گرایی در بیماران مبتلا به سردرد میگرنی شد. نتایج همچنین نشان داد که درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی تاثیر بیشتری بر کاهش کمال گرایی بیماران مبتلا به سردرد میگرنی دارد. در مجموع، مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی و اصول شناختی رفتاری می تواند در تامین سلامت روان شناختی بیماران مبتلا به سردرد میگرنی نقش بنیادی ایفا کند.
دکتر محسن جلالی، مریم سیاری مرکیه، سیده رقیه سیدآقایی احمدی، ثریا نصیری،
دوره 18، شماره 3 - ( 10-1403 )
چکیده
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش مدیریت استرس مبتنی بر رویکرد شناختی-رفتاری بر اضطراب، اجتناب شناختی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در بیماران مبتلا به درد مزمن بود. این مطالعه نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و پیگیری همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به درد مزمن شهر تهران در نیمه دوم سال 1402 بود. از میان آنها، 30 بیمار به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهطور تصادفی در گروههای آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش در 10 جلسه آموزش مدیریت استرس مبتنی بر رویکرد شناختی-رفتاری (حاجیلو و همکاران، 1397) شرکت کردند. برای ارزیابی تأثیر مداخله، مقیاس اضطراب بک (1990)، مقیاس اجتناب شناختی سکستون و داگاس (2004)، و پرسشنامه کیفیت زندگی مرتبط با سلامت (2003) در سه مرحله پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری استفاده شد. تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که این مداخله بهطور معناداری موجب کاهش اضطراب و اجتناب شناختی و افزایش کیفیت زندگی مرتبط با سلامت بیماران شد (P<0.05). نتایج نشان میدهد آموزش مدیریت استرس مبتنی بر رویکرد شناختی-رفتاری میتواند بهعنوان یک مداخله مؤثر برای بهبود سلامت روان و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به درد مزمن مورد استفاده قرار گیرد.
دکتر مهتاب محتشم، طاهره محرمی،
دوره 18، شماره 3 - ( 10-1403 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، مدلسازی ساختاری اعتیاد به اینترنت بر مبنای ویژگی شخصیتی ماکیاولیسم و سبک دلبستگی اضطرابی با تأکید بر نقش واسطهای تنهایی روانشناختی در میان دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه بود. این مطالعه با رویکردی توصیفی-همبستگی انجام شد. نمونهگیری به روش تصادفی خوشهای صورت گرفت و دادهها از طریق مجموعهای از پرسشنامههای استاندارد شامل سنجش اعتیاد به اینترنت، ویژگیهای شخصیت تاریک، سبکهای دلبستگی بزرگسالان و مقیاس تنهایی روانشناختی گردآوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روش مدلیابی معادلات ساختاری انجام گرفت. یافتهها حاکی از آن بود که متغیرهای ماکیاولیسم، دلبستگی اضطرابی و تنهایی روانشناختی اثر مستقیم و معناداری بر میزان اعتیاد به اینترنت دارند. همچنین مشخص شد که ماکیاولیسم و دلبستگی اضطرابی پیشبینهای معناداری برای تنهایی روانشناختی محسوب میشوند. نقش واسطهای تنهایی روانشناختی در تبیین رابطه بین ماکیاولیسم و دلبستگی اضطرابی با اعتیاد به اینترنت نیز تأیید شد.بر اساس نتایج بهدستآمده، میتوان نتیجه گرفت که ویژگیهای شخصیتی و هیجانی، بهویژه ماکیاولیسم، سبک دلبستگی اضطرابی و احساس تنهایی روانشناختی، در شکلگیری و تداوم اعتیاد به اینترنت در میان نوجوانان نقش مهمی ایفا میکنند. این یافتهها میتوانند در طراحی برنامههای پیشگیرانه و مداخلات روانشناختی با هدف ارتقای سلامت روان دانشآموزان مورد بهرهبرداری قرار گیرند.
آرزو لشکری، تورج هاشمی نصرت آبادی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
مقیاس همدلی شناختی، عاطفی و جسمی ساختار سه مولفه جدیدی از همدلی را پیشنهاد میکند. هدف از این پژوهش بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس همدلی شناختی، عاطفی و جسمانی بود. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان دامنه سنی 18 تا 50 سال ایرانی در سالتحصیلی 1401-1402 بودند که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش شامل مقیاس همدلی شناختی، عاطفی و جسمانی(CASES)، مقیاس واکنش بین فردی(IRI) ، پرسشنامه، الکسی تیمیای پرس (PAQ) مقیاس تجربه زمانی لذّت بودند. داده های پژوهش به روش تحلیل عاملی تأییدی ، (CFA) آلفای کرونباخ و ضریب پیرسون با استفاده از نرمافزارهای SPSS 24 و Lisrel 8 تجزیه وتحلیل شدند. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش همسانی درونی محاسبه شد. برای به دست آوردن اعتبار همگرا نیز از پرسشنامههای الکسیتایمیا پرس (2018)، مقیاس واکنش بینفردی دیویس (1983) مقیاس تجربه زمانی لذت گارد (2006) استفاده شد. نتایج حاصل از محاسبه پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، ضریب الفای بالاتر از 70/0 را نشان داد. تحلیل عاملی تائیدی نیز نشان داد که راه حل سه عاملی از برازش مناسبتری برخوردار است. نتیجه تحلیل همبستگی از اعتبار این مقیاس و به ویژه جداسازی همدلی جسمانی از همدلی عاطفی پشتیبانی میکند. براساس نتایج این پژوهش، میتوان نتیجه گرفت که مقیاس همدلی عاطفی، شناختی و جسمانی از پایایی و اعتبار مناسب برخوردار است و مولفهها را از هم متمایز میسازد.
دکتر زینب میهن دوست،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
مراقبت کنندگان غیررسمی نقش مهمی در برآورده کردن نیازهای ارتباطی، تغذیه ای و بهداشتی افراد سالمند ایفا می کنند. درک تجارب و دیدگاه های مراقبت کنندگان غیررسمی در مراقبت از سالمندان دارای اهمیت است. این مطالعه با هدف شناسایی و سازمان دهی تجارب مراقبت کنندگان غیررسمی سالمندان انجام شده است. هدف از این پژوهش، واکاوی مشکلات جسمی، شناختی و روانی یک سالمند سکتۀ مغزی، با رویکرد کیفی و روایت پژوهی است. روش پژوهش در این مطالعه کیفی و مبتنی بر مصاحبۀ بدون ساختار است. شیوۀ نمونه گیری هدفمند است. مصاحبه با مراقبت کنندگان یک سالمند سکتۀ مغزی به عمل آمده است. مصاحبه در منزل شخصی سالمند واقع در شهر ایلام انجام شده است. برای تحلیل داده ها از نرم افزار NVIVO استفاده شده است. پس از جمع آوری داده ها، کُدگذاری اولیه انجام شد، و تعداد 570 کُد اولیه استخراج گردید. کُدهای اولیه چندین بار بررسی و بازنگری شدند و در نهایت تعداد پنج طبقۀ اصلی با عناوین شناختی، جسمانی، اقتصادی، مراقبتی و شرایط محیطی در 13 زیر طبقه حاصل شد. در این مطالعه مشخص شد که مراقبت های انجام شده براساس اقدامات روتین و با توجه به جنبه های روانشناختی، فیزیکی، بهداشتی، تغذیه ای و دارویی بوده است. یافته های این مطالعه برای مراقبت کنندگان غیر رسمی و رسمی سالمندان، و سایر مراقبین افراد ناتوان قابل استفاده است.
آقای محمد الهی، آقای محمود نجفی، آقای محمدعلی محمدی فر،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
اعتیاد به مواد مخدر یکی از چالشهای اصلی در حوزه سلامت عمومی است که با پیامدهای منفی روانی، جسمی و اجتماعی همراه است. در عرصه مداخلات در حیطه اعتیاد نیز، درمانهای روانشناختی جایگاه ویژهای را به خود اختصاص دادهاند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و درمان فراشناختی بر ولع مصرف افراد وابسته به مصرف مواد انجام شد. روش پژوهش، شبه آزمایشی از نوع پیشآزمون- پسآزمون با گروه گواه و جامعه آماری کلیه افراد وابسته به مصرف مواد شهرستان سمنان در سال 1400 بود که با روش نمونهگیری در دسترس، 75 نفر با توجه به ملاکهای ورود و خروج انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش1(درمان شناختی- رفتاری)، گروه آزمایش 2 (درمان فراشناختی) و یک گروه گواه جایگذاری شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه سنجش ولع مصرف لحظهای فرانکن و همکاران(2002) بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل کواریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان دادند هر دو مداخله در بهبود ولع مصرف در افراد وابسته به مواد مؤثر واقع شدند. همچنین بین اثربخشی دو درمان، تفاوت معنادار نبود(01/0p<). طبق نتایج به دست آمده هر دو درمان میتوانند با ایجاد تغییر در متغیرهای شناختی مرتبط با سوء مصرف مواد مانند باورهای مرتبط با مواد، عقاید وسوسه انگیز، خودکارآمدی و راهبردهای تنظیم هیجان خطر بازگشت به مصرف مواد را کاهش میدهد. لذا میتوان از درمان شناختی - رفتاری و فراشناختی جهت پیشگیری از عود مجدد در افراد وابسته به مواد استفاده نمود.
خانم زینب ملکی، دکتر جواد کاوسیان، دکتر پروین کدیور، دکتر مهدی عرب زاده،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل ساختاری هویت تحصیلی و الگوهای ارتباطی خانواده و انتظارات آموزشی ادراک شده والدین با نقش میانجیگری نیازهای اساسی روانشناختی انجام شده است. روش پژوهش، توصیفی-همبستگی و مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشآموزان پایه دهم و یازدهم شهر یزد در سال تحصیلی 1401-1400 بود. نمونه آماری شامل 400 دانشآموز پایه دهم و یازدهم بود که به صورت خوشهای تصادفی انتخاب شدند. جهت گرداوری دادهها از پرسشنامه نیازهای اساسی روانشناختی توسط لاگواردیا و همکاران (2000)، پرسشنامه منزلت هویت تحصیلی واز و ایزاکسون (2008)، پرسشنامه الگوهای ارتباطی خانواده ریچی و فیتزپاتریک (1990) و پرسشنامه انتظارات آموزشی ادراک شده والدین استفاده شد. به منظور بررسی مسیرهای مدل پژوهش، از مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار (PLS3) استفاده شد. نتایج نشان داد انتظارات آموزشی والدین (95/9 = t)، الگوی همنوایی (89/5 = t) و الگوی گفت و شنود (17/9 = t) تاثیر مستقیم، مثبت و معناداری بر نیازهای اساسی روانشناختی دارند. نتایج همچنین نشان داد نیازهای اساسی روانشناختی بر هویت دنبالهرو (92/28 = t) و هویت سردرگم(29/25 = t) تاثیر مستقیم، منفی و معناداری و بر هویت دیررس (09/39 = t) و هویت موفق (31/35 = t) تاثیر مستقیم، مثبت و معناداری دارد. در نهایت نتایج نشان داد نیازهای اساسی روانشناختی در رابطه بین هویت تحصیلی و الگوهای ارتباطی خانواده و انتظارات آموزشی ادراک شده والدین نقش میانجی دارد. بنابراین به منظور بهبود هویت تحصیلی دانشآموزان میتوان به اصلاح الگوهای ارتباطی خانواده و انتظارات آموزشی والدین پرداخت.
سارا ابراهیمی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
این پژوهش به بررسی نقش میانجی تابآوری روانشناختی در رابطه بین احساس امید و سلامت روان دانشآموزان و نیز نقش تعدیلکننده جنسیت در رابطه بین احساس امید و سلامت روان با میانجیگری تابآوری روانشناختی پرداخت. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش را کلیه دانشآموزان مدارس دولتی دوره دوم متوسطه در منطقه 5 شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1403 تشکیل میدادند که 302 نفر از آنها با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش از مقیاس امید بزرگسالان (1991)، مقیاس تابآوری کانر-دیویدسون (2003) و چک لیست علائم 25 (1380) در بستر اینترنت استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون هایس (مدلهای 4 و 7) نشان داد تمامی اثرات مستقیم شامل اثر احساس امید بر سلامت روان و تابآوری روانشناختی و اثر تابآوری روانشناختی بر سلامت روان معنیدار بود. همچنین، اثر غیرمستقیم احساس امید بر سلامت روان از طریق تابآوری روانشناختی معنیدار بود. به عبارتی، تابآوری روانشناختی نقش میانجی در رابطه بین احساس امید و سلامت روان دارد؛ به طوری که احساس امید با افزایش تاب آوری روانشناختی به افزایش سلامت روان دانشآموزان منجر میشود. یافتهها نقش تعدیلکننده جنسیت را نیز در رابطه بین احساس امید و سلامت روان بر اساس تابآوری روانشناختی تأیید کردند؛ به طوری که تأثیر میانجی تابآوری روانشناختی در میان دانشآموزان دختر شدت بیشتری داشت. یافتههای این پژوهش مکانیسم تأثیر احساس امید بر سلامت روان دانشآموزان نوجوان را آشکار کرد که میتواند در مداخلات پیشگیرانه برای پرورش ویژگیهای روانشناختی مثبت جهت افزایش احساس امید و ارتقای سلامت روان دانشآموزان الهامبخش باشد
فرشته رضا، جوانشیر اسدی، ارسطو میرانی، افسانه خواجوند خوشلی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان روانپویشی کوتاهمدت بر کاهش اضطراب و افزایش توانایی تحمل ابهام در زنان مبتلا به اختلال وسواس فکری–عملی (OCD) بود. این مطالعه با طرح نیمهآزمایشی از نوع پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به OCD مراجعهکننده به مرکز مشاوره سروهانا در تهران در سال 1404 بود. نمونهای به حجم 30 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) جایدهی شدند. گروه آزمایش در ده جلسه درمان روانپویشی کوتاهمدت شرکت کرد؛ در حالی که گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامه اضطراب آشکار و پنهان اشپیلبرگر، پرسشنامه وسواس فکری–عملی مادزلی و مقیاس تحمل ابهام فریستون بود. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که درمان روانپویشی کوتاهمدت موجب کاهش معنادار اضطراب آشکار و پنهان و افزایش توانایی تحمل ابهام در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد (p < 0.01). این یافتهها از اثربخشی درمان روانپویشی کوتاهمدت در بهبود مؤلفههای هیجانی و شناختی مرتبط با OCD در زنان حمایت میکند و بر کاربرد بالینی این رویکرد در تنظیم هیجانی، پذیرش ابهام و کاهش نشخوار فکری در این گروه تأکید دارد.
ثنا حیدری، دکتر فرشید ابراهیمی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رواندرمانی مثبتنگر بر بهزیستی روانشناختی زوجین در شهر کرمانشاه بود. پژوهش از نوع شبهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل و پیگیری 1 ماه انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه زوجین متأهل ساکن شهر کرمانشاه در بازه زمانی فروردین تا اردیبهشت سال 1404 بود. از میان این جامعه، 40 زوج مراجعهکننده به کلینیکهای مشاوره و روانشناختی به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 زوج) و کنترل (20 زوج) گمارده شدند. گروه آزمایش در 8 جلسه رواندرمانی مثبتنگر گروهی شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. ابزار پژوهش پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف بود. دادهها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که پس از کنترل نمرات پیشآزمون، بین میانگین نمرات بهزیستی روانشناختی زوجین در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (05/0P>) همچنین رواندرمانی مثبتنگر موجب بهبود معنادار مؤلفههای بهزیستی روانشناختی شامل پذیرش خود، روابط مثبت با دیگران، خودمختاری، تسلط بر محیط، هدفمندی در زندگی و رشد شخصی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد. بر اساس یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گرفت که رواندرمانی مثبتنگر با تمرکز بر هیجانات مثبت، معنابخشی به زندگی، تقویت توانمندیها و بهبود روابط بینفردی، نقش مؤثری در ارتقای بهزیستی روانشناختی زوجین دارد. ازاینرو، استفاده از این رویکرد در برنامههای زوجدرمانی و مراکز مشاوره خانواده بهمنظور ارتقای سلامت روان زوجین پیشنهاد میشود.
مریم کاظمی، تورج سپهوند،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف پیشبینی ناگویی هیجانی نوجوانان بر اساس انعطافپذیری شناختی و دشواریهای تنظیم هیجان مادران آنها انجام شد. این پژوهش یک مطالعه توصیفی-تحلیلی بوده و در قالب طرح همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل نوجوانان 13 تا 18 سال مدارس شهر اراک به همراه مادرانشان بود که با روش نمونهگیری تصادفی خوشهای، 459 نفر از آنها انتخاب شد. دانش آموزان ﻣﻘﻴﺎس ﻧﺎﮔﻮﻳﻲﻫﻴﺠﺎنی تورنتو 20 مادهای، و مادران آنها پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی و مقیاس دشواریهای تنظیم هیجان را پاسخ دادند و دادههای حاصل با استفاده از رگرسیون گام به گام تحلیل شد. نتایج نشان داد خردهمقیاسهای دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان (ضریب بتای 240/0) و فقدان شفافیت هیجانی (ضریب بتای 194/0) مادران نقش معناداری در پیشبینی ناگویی هیجانی نوجوانان داشته و حدود 14 درصد واریانس آن را تبیین نمودند. دیگر خردهمقیاسهای دشواریهای تنظیم هیجان و نیز انعطافپذیری شناختی مادران نقشی در تبیین آن نداشتند. در نتیجه، دشواریهای تنظیم هیجان در مادران میتواند نقش مهمی در ناگویی هیجانی نوجوانان داشته باشد. بر این اساس، تقویت مهارتهای تنظیم هیجان مادران به عنوان یک اولویت مهم برای بهبود سلامت هیجانی قرزندان به متخصصان پیشنهاد میگردد.
دکتر پریسا کلاهی، ارسلان برکت، دکتر طیبه دلشاد، دکتر سهیلا رحمانی، دکتر امینه جلالی، لیلا سادات مدرسی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان هیجانمدار بر تابآوری روانشناختی و دلزدگی زناشویی در زوجین دارای پریشانی روانشناختی مرتبط با نااطمینانیهای اقتصادی ـ اجتماعی انجام شد. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل زوجین دارای پریشانی روانشناختی مرتبط با نااطمینانیهای اقتصادی ـ اجتماعی در سال 1404 بود. از میان آنان، ۳۰ زوج به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ زوج) و کنترل (۱۵ زوج) جایگزین شدند. معیار ورود به مطالعه، کسب نمره بالاتر از نقطه برش در مقیاس پریشانی روانشناختی کسلر (K10) بود. گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقهای تحت درمان هیجانمدار قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای گردآوری دادهها شامل پرسشنامه تابآوری کانر و دیویدسون (CD-RISC) و مقیاس دلزدگی زناشویی پاینز (CBM) بود. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس تکمتغیری و چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که درمان هیجانمدار در مقایسه با گروه کنترل موجب افزایش معنادار تابآوری روانشناختی و کاهش معنادار دلزدگی زناشویی در زوجین شد (05/0>P). یافتهها حاکی از آن بود که درمان هیجانمدار از طریق تسهیل تنظیم هیجان، بازسازی الگوهای تعاملی ناکارآمد و تقویت احساس امنیت هیجانی میان زوجین توانسته است آثار منفی ناشی از نااطمینانیهای اقتصادی ـ اجتماعی را تعدیل کند. در مجموع، درمان هیجانمدار مداخلهای مؤثر برای ارتقای تابآوری روانشناختی و کاهش دلزدگی زناشویی در زوجین دارای پریشانی روانشناختی مرتبط با نااطمینانیهای اقتصادی ـ اجتماعی است و میتواند بهعنوان رویکردی کارآمد در مراکز مشاوره و خدمات سلامت روان برای حمایت از زوجین در معرض تنشهای مزمن اقتصادی و اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد.
شیوا کاوه آهنگری، زهره قنبری، فاطمه آمنه اقارب پرست، الناز بانیانی، زهرا السادات حسینی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
یکی از شاخصهای بنیادین در تبیین کیفیت رابطه زناشویی، تعارض زناشویی است که در صورت مدیریت ناکارآمد، به یکی از زمینههای اصلی تنش و فروپاشی روابط خانوادگی تبدیل میشود. در پژوهش حاضر به مقایسه اثربخشی زوج درمانی گاتمن با زوج درمانی مبتنی بر واقعیت درمانی گلاسر بر انعطاف پذیری شناختی و احساس انسجام در زوجین دارای تعارض پرداخته شده است.حاضرجامعه آماری زوجین مراجعه کننده به کلینیک روان شناسی ذهن آرا شهر تهران در سال 1404 جهت تعارض زناشویی بودند. روش نمونهگیری در این پژوهش بهصورت در دسترس و هدفمند صورت گرفت. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010)و احساس انسجام آنتونووسکی (1993) استفاده شد.دادهها با استفاده از تحلیل کواریانس چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که زوج درمانی گاتمن بر انعطاف پذیری شناختی و احساس انسجام در زنان دارای تعارض موثرتر از واقعیت درمانی گلاسر میباشد. میتوان نتیجه گرفت که زوج درمانی گاتمن بر بهبود انعطاف پذیری شناختی و حس انسجام زنان دارای تعارض اثربخش تر است و بنابراین با توجه به یافتههای پژوهش، میتوان از آن در کاهش مشکلات افراد دارای تعارضات زناشویی استفاده کرد.
هدی جعفریان، مریم نخکوب،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی - رفتاری بر همجوشی فکری و شدت نشانههای وسواس در بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکریعملی در شهر تهران انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان مبتلا به وسواس فکریعملی بود که در بازه زمانی فروردین تا خرداد ماه 1404 به کلینیک های شهر تهران که از میان آنها نمونهای به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزارهای اندازهگیری شامل پرسشنامه همجوشی فکری و مقیاس وسواس فکریعملی ییل-بران بود. گروه آزمایش تحت جلسات درمان شناختی - رفتاری قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند.نتایج نشان داد که پس از اعمال مداخله، تفاوت معناداری بین گروههای آزمایش و کنترل در متغیرهای همجوشی فکری و شدت نشانههای وسواس وجود دارد. درمان شناختی - رفتاری بهطور معناداری منجر به کاهش میزان همجوشی فکری و کاهش شدت علایم وسواس در بیماران گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شد. بر اساس یافتههای پژوهش، درمان شناختی - رفتاری با اصلاح تحریفهای شناختی و کاهش آمیختگی فکر و عمل، رویکردی کارآمد در بهبود نشانههای بالینی بیماران مبتلا به وسواس فکریعملی محسوب میشود و استفاده از این پروتکل درمانی در مراکز بازتوانی و کلینیکهای روانشناختی توصیه میگردد.
دکتر محمد برنا، خانم سیده فضیله آلبوشوکه،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی درمان شناختی رفتاری متمرکز بر اندیشناکی بر سوگیری تعبیر در دختران نوجوان دارای اختلال افسردگی شهر رامشیر بود. جامعهی آماری پژوهش کلیهی نوجوانان دختر مشغول به تحصیل در دامنه سنی 15 تا 18 سال شهر رامشیر درسال تحصیلی1402-1403 بودند. از جامعهی مذکور، نمونهای به تعداد 350 نفر به روش نمونهگیری در دسترس، انتخاب و پرسشنامهی افسردگی بک را تکمیل نمودند که تعداد 28 نفر نمرهی بالاتر از نقطهی برش (نمرهی بالاتر از 25) را کسب نمودند. سپس، این تعداد مورد مصاحبهی تشخیصی قرار گرفتند و پرسشنامهی سوگیری تعبیر امیر و همکاران (۱۹۹۸) را به عنوان پیش آزمون تکمیل نمودند. هر دو گروه به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گروه گواه (هرگروه14نفر) جایگزین شدند. طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. گروه آزمایش تحت درمان شناختی رفتاری متمرکز بر اندیشناکی (10جلسهی90 دقیقهای) قرارگرفتند، اما گروه گواه مداخلهای دریافت نکرد. نتایج نشان داد بین دو گروه آزمایش و گواه از لحاظ سوگیری تعبیر تفاوت معنیدار وجود دارد و حاکی از آن است که درمان شناختی رفتاری متمرکز بر اندیشناکی بر کاهش سوگیری تعبیر در دختران نوجوان دارای اختلال افسردگی اثربخش بوده است. با توجه به یافتههای پژوهش حاضر میتوان نتیجه گرفت که درمان شناختی رفتاری متمرکز بر اندیشناکی میتواند به عنوان روشی مؤثر برای کمک به بهبود شرایط دختران نوجوان دارای اختلال افسردگی مورد استفاده قرار گیرد.
دکتر امینه جلالی، لیلا سادات مدرسی، پریسا کلاهی، ارسلان برکت، طیبه دلشاد، سهیلا رحمانی،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت (CFT) بر احساس گناه بازمانده و بهزیستی روانشناختی با تبیین نقش واسطهای بخشش خود در سالمندان مواجه شده با ترومای جنگ (نبرد رمضان) انجام شد. این تحقیق از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمامی سالمندان ساکن در شهر کرمان در دی 1404 بود که تجربه ترومای ناشی از جنگ را داشتند. نمونه مورد نظر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش مداخله شفقتدرمانی را دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل در لیست انتظار باقی ماند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه احساس گناه بازمانده، مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف و مقیاس بخشش خود بود.نتایج تحلیل دادهها نشان داد که شفقتدرمانی منجر به کاهش معنادار احساس گناه بازمانده و افزایش بهزیستی روانشناختی در سالمندان شده است. همچنین نتایج تحلیل مسیر تایید کرد که بخشش خود به عنوان یک متغیر واسطهای، رابطه بین شفقتدرمانی با کاهش احساس گناه و ارتقای سلامت روان را به طور مثبت تحت تأثیر قرار میدهد.بر اساس یافتههای این پژوهش، شفقتدرمانی با تقویت سازوکار بخشش خود، رویکردی کارآمد برای کاهش دردهای روانی ناشی از ترومای جنگ در دوران سالمندی است و میتواند به عنوان یک مداخله تخصصی در مراکز نگهداری سالمندان مورد استفاده قرار گیرد.