24 نتیجه برای خانواده
سیده بیتا میرغفاری، دکتر مریم کلهرنیا گلکار، دکتر طاهر تیزدست،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
بیماری عروق کرونر قلب یکی از شایعترین بیماریهای قلبی و علت اصلی مرگومیر در جهان است که مدیریت مؤثر آن نیازمند رویکردهای جامع و فراتر از درمان دارویی است. خودمراقبتی، بهعنوان یکی از مؤلفههای کلیدی در کنترل این بیماری، در بستر حمایتهای اجتماعی و به ویژه حمایتهای خانواده میتواند به بهبود کیفیت زندگی بیماران و کاهش بستریهای مکرر کمک کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه سلامت خانوادهمحور بر خودمراقبتی بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر قلب طراحی شد. این مطالعه نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون–پسآزمون و پیگیری سهماهه، شامل ۳۰ مرد مبتلا به بیماری عروق کرونر قلب بود که بهطور تصادفی در دو گروه مداخله (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) تقسیم شدند. گروه مداخله در هشت جلسه هفتگی ۹۰ دقیقهای برنامه آموزشی ـ حمایتی خانوادهمحور شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچگونه مداخله آموزشی دریافت نکرد. نتایج نشان داد که برنامه سلامت خانوادهمحور بهطور معناداری موجب افزایش رفتارهای خودمراقبتی در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل شد و این تغییرات تا سه ماه پس از مداخله حفظ گردید. این یافتهها تأکید بر اهمیت مشارکت خانواده در بهبود خودمراقبتی بیماران قلبی دارد و نشان میدهد که مداخلات خانوادهمحور میتوانند بهعنوان مکملی برای درمانهای دارویی در مدیریت بیماریهای قلبی موثر باشند. نتایج پژوهش، ضرورت ادغام این رویکردها در نظام سلامت را مطرح میسازد و به سیاستگذاران توصیه میکند تا زمینههای اجرای نظاممند برنامههای خانوادهمحور را فراهم کنند.
زینب آویش، فریبرز درتاج، فاطمه قائمی، نورعلی فرخی،
دوره 19، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان مثبت نگر و مدل الگوی توانمند سازی خانواده مبتنی بر شفقت به خود بر تبعیت از درمان و کیفیت زندگی در بیماران زن مبتلا به دیابت نوع دو بود. در یک مطالعه نیمه آزمایشی با گروه کنترل و پیش آزمون و پس آزمون ، 45زن مبتلا به دیابت نوع دو که از خرداد تا تیر ماه 1403 مراجعه کننده به بخش غدد بیمارستان شهید دکتر لبافی نژاد شهر تهران بودند با روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. سپس آزمودنیها به طور تصادفی و از طریق نرم افزار اکسل آفیس در دو گروه آزمایش(گروه آزمایش اول تحت درمان درمان مثبت نگر (n=15)؛ گروه آزمایش دوم تحت درمان مدل الگوی توانمند سازی خانواده مبتنی بر شفقت به خود (n=15 ) و یک گروه کنترل (n=15) تحت درمانهای روتین بیمارستان قرار گرفتند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامهی مقیاس تبعیت از درمان و کیفیت زندگی در سه مرحله خط پایه، پس از مداخله و پیگیری سه ماهه جمع آوری شدند. داده ها در نرم افزار آماری SPSS نسخه 21 وارد و با استفاده از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر چند متغیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که در مرحله پیش آزمون بین سه گروه تفاوت معنی داری وجود نداشت که حاکی از همگن بودن سه گروه و مقایسه پس آزمونها در سه گروه حاکی از وجود تفاوت معنی دار است که این مساله نشان دهنده اثربخشی گروه درمان مثبت نگر و گروه توانمندسازی خانواده مبتنی بر شفقت بوده است.
لیلا کبیری، ملوک خادمی اشکذری، سعید اکبری زردخانه، کیوان صالحی، حسین پورشهریار،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
چکیده
تحولات فزاینده فرهنگی_اجتماعی در سالهای اخیر و نیز، آمار بالای مشکلات سلامتروانشناختی در سنین حساس نوجوانی و خلأ پژوهشی در این زمینه، اهمیت واکاوی عوامل ایجاد احساس حال خوب در نوجوانان را آشکارتر میسازد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی شرایط احساس حال خوب و ارائه مدل مفهومی بهزیستی در نوجوانان ایرانی بود. در مطالعه حاضر، رویکرد کیفی، دیدگاه سازاگرایانه و طرح پژوهش نظریه دادهبنیاد با هدف نظمدهی مفهومی بهکار گرفته شد. جامعه مورد مطالعه، نوجوانان ایرانی ساکن عمدتا شهر قزوین در بازه سنی 16 تا 19 سال بودند که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها طی سالهای 1403 تا 1404 از مصاحبه نیمهساختار یافته حضوری استفاده شد و کدگذاری بر اساس طرح چارمز، طی دو مرحله کدگذاری اولیه و متمرکز بهصورت دستی انجام شده و مرتبسازی مضمونها به کمک نرم افزار اکسل 2019 صورت گرفت که در نتیجه آن، دوازده مفهوم اصلی شامل شامل مشغولیت، خوشبینی، شادکامی، رابطه با خود، رابطه با دیگران، رابطه با خدا، رابطه با هستی، سلامت خود و خانواده، رشد شخصی، اجتماع شکوفا، ارزشهای اخلاقی و امکانات مادی بهدست آمد که هر کدام دارای مقولهها، زیرمقولههایی میباشند. نتایج این پژوهش، رهیافتهایی برای سیاستگذاران و پرورشکاران بهمنظور فراهمسازی بستر مناسب برای ایجاد احساس حال خوب و در نتیجه، افزایش سطح بهزیستی نوجوانان که میتوانند نقش مؤثری در ساختن جامعه ایفا کنند، دارد
علی یوسفی رودپیش، دکتر رویا توکلی، دکتر فاطمه محمدی فر، دکتر زیبا پورصادق گاوگانی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی برنامه خانوادهدرمانی تلفیقی (با ترکیب رویکردهای شناختی–رفتاری و هیجانمدار) بر کاهش افسردگی و بهبود باورهای فراشناختی در همسران بود. این مطالعه از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری با گروه کنترل انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه زوجین مراجعهکننده دارای علائم افسردگی بود. نمونهای متشکل از ۳۰ نفر (۱۵ نفر گروه آزمایش و ۱۵ نفر گروه کنترل) به روش نمونهگیری در دسترس و هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه فراشناخت ولز و کارترایت-هاتون بود. گروه آزمایش پروتکل درمانی را در طول ۱۰ جلسه دریافت کرد و دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که خانوادهدرمانی تلفیقی باعث کاهش معنادار و قوی افسردگی و بهبود معنادار باورهای فراشناختی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد .علاوه بر این، نتایج مرحله پیگیری نشان داد که اثر درمانی در هر دو متغیر وابسته پایدار باقی مانده است. بر اساس یافتهها، ترکیب رویکردهای شناختی–رفتاری و هیجانمدار در قالب خانوادهدرمانی میتواند به عنوان یک مداخله مؤثر و پایدار برای ارتقای سلامت روان و اصلاح فرآیندهای شناختی-هیجانی ناکارآمد در همسران مورد استفاده قرار گیرد.